سیدضیاء از دوران بلوغ به دلیل تضاد و تعارضی كه باافكار پدرش داشت، از وی دوری میكرد به همین خاطر بعد از فوت مادرش به شیراز عزیمت كرد و در خانه جده مادری خود اقامت گزید. در این هنگام پانزده سال داشت.او در شیراز به كارهای مختلفی اشتغال داشت. او وسیله ای مانند شهر فرنگ ساخته و اختراعی شبیه سینمای صامت ایجاد كرده بود كه تصاویر بزرگ را در آن به حركت در می آورد. همچنین در شیراز مانند تهران انجمن های مردمی تشكبل شده بودكه طبقات مختلف مردم درآن شركت می كردند سید ضیا كه تحت تاثیر افكار آزادی خواهان و مشروطه طلبان واقع شده بود در جلسات این انجمن ها حضور می یافت و با علاقه زیاد به ایراد نطق و خطابه می پرداخت. سید ضیاالدین طباطبایی مشهورترین نخست وزیر در سال های پایانی سلسله قاجار و عامل اجرایی كودتای رضاخان در اوایل تابستان سال 1268 شمسی/ژوئن1889 میلادی /شوال 1306 هجری قمری، هفت سال قبل از ترور ناصرالدین شاه در شهر شیراز متولد شد. پدرش سیدعلی آقا یزدی از خطبا وسخنوران مشهور عصر قاجار، خطیب و روضه خوان دربار بود.
آقا سید علی یزدی،پدر سید ضیاء سیدعلی آقا یزدی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در حوزه علمیه نجف به فراگیری فقه و اصول مشغول بود واز محضر درس آیت الله العظمی حاج میرزاحسن شیرازی كسب فیض میكرد. وی با آیات عظام و مراجعی چون آقا سیدابوالحسن اصفهانی و مرحوم حاج آقا حسین بروجردی همدرس بود. هنگامی كه مظفرالدین میرزا در دوران ولیعهدی خود از پیشگاه مرحوم میرزای شیرازی استدعا كرد كه یكی از روحانیون معظم را به منظور زعامت وپیشوایی دینی هموطنان و همكیشان خویش به ایران اعزام نماید، وی شاگردش سیدعلی آقا یزدی را به ایران گسیل داشت. سید با ورود به ایران چنان مورد احترام مظفرالدین میرزا قرار گرفت كه به وصیت او برجنازهاش نماز گذاشت. مهمترین مشخصه سیاسی سید علی آقا یزدی كه مورد دقت و تامل قرار گرفته، موافقت اولیه اش با مشروطه و مشروطه طلبان،سپس ضدیت و بدخواهی اش نسبت به آنان و دیگر بار همراهی پیوستن او به مشروطه خواهان و كوشش در تضعیف موقعیت سلطنت محمدعلی شاه است. اودر ابتدا جزو مخالفان مشروطه بود وتنهادر چارچوب اقدامات مظفرالدین شاه با مشروطهخواهان همراهی میكرد، اما به مرور و بویژه پس ازبه قدرت رسیدن محمدعلی شاه كه چهره استبدادی وضدمردمی قاجار رابرملا كرد، او به صف مشروطهطلبان پیوست و به سرعت در زمره دوستان و همرزمان شهید شیخ فضل الله نوری قرار گرفت. پس از حادثه به توپ بستن مجلس شورای ملی كه با تبانی محمدعلی شاه قاجار صورت پذیرفت، سیدعلی آقا كاملاً در جبهه مخالفین دولت قرار گرفت. به طوری كه یكبار در دوران استبداد صغیر به ساری تبعید شد و خانهاش در تهران توسط عوامل دولتی واوباش غارت گردید. سیدعلی آقا یزدی كه از مدرسین مسجد سپهسالار تهران بود، در یكی از سفرهایی كه در سالهای جوانی به شیراز داشت، با دختری شیرازی از طایفه دهدشتی ازدواج كرد. سیدضیاءالدین طباطبائی ثمره همین ازدواج و نخستین فرزند وی بود.
كودكی و نوجوانی سیدضیاء وی در 10ماهگی همراه خانواده خود از شیراز به تبریز نقل مكان كرد و تا نزدیكی انقلاب مشروطیت در تبریز ماند. او در سن شش سالگی به مكتب رفته، در عین حال در منزل تحت مراقبت معلمین خصوصی و پدرشقرار گرفت. در دوازده سالگی وارد مدرسه جدیدالتاسیس ثریا در تبریز شد و به تحصیل علوم جدید و زبان های فرانسه و روسی و انگلیسی پرداخت.
عزیمت به شیراز سیدضیاء از دوران بلوغ به دلیل تضاد و تعارضی كه باافكار پدرش داشت، از وی دوری میكرد به همین خاطر بعد از فوت مادرش به شیراز عزیمت كرد و در خانه جده مادری خود اقامت گزید. در این هنگام پانزده سال داشت.او در شیراز به كارهای مختلفی اشتغال داشت. او وسیله ای مانند شهر فرنگ ساخته و اختراعی شبیه سینمای صامت ایجاد كرده بود كه تصاویر بزرگ را در آن به حركت در می آورد. همچنین در شیراز مانند تهران انجمن های مردمی تشكبل شده بودكه طبقات مختلف مردم درآن شركت می كردند سید ضیا كه تحت تاثیر افكار آزادی خواهان و مشروطه طلبان واقع شده بود در جلسات این انجمن ها حضور می یافت و با علاقه زیاد به ایراد نطق و خطابه می پرداخت. او گاه هیأت و شكل ظاهری خویش را تغییر میداد، لباس روحانی را از تن بدر میكرد و به كلاه وسرداری وشلوار ملبس میگشت و گهگاه نیز برای اینكه خود را متجدد نشان دهد، در ملاءعام با كت و شلوار و پاپیون حاضر میشد. اواز آغاز نوجوانی به علت انحراف در فكر و عقیده از سنتهای مذهبی چشمپوشی میكرد. به موسیقی و شكار و تفریحات ضددینی میپرداخت. این گونه اقدامات وی غالباً مورد نكوهش خویشان و آشنایان و اطرافیان وی قرار میگرفت.
ورود به عرصه روزنامه نگاری سیدضیاءالدین طباطبائی در سالهای اول قیام مشروطیت و در سن 17 سالگی در سایه فضای باز سیاسی به وجود آمده به كمك دایی خود ابتدا نشریهای به نام «اسلام» و كمی بعد نشریه دیگری به نام «ندای اسلام» رادر شیراز انتشار داد ودر آن به حمایت از جنبش مشروطه پرداخت. این نشریه كه اولین شماره آن دوماه پس از مرگ مظفرالدین شاه و در آغاز سلطنت محمدعلی شاه، در 15 اسفند 1285 منشتر شد، به منزله شروع فعالیتهای سیاسی سید میباشد. امانشریه وی پس از مدتی توقیف گردید و شبی كه سید در دفتر روزنامه خودنشسته بود، عده ای به آنجا حمله كردند و چند گلوله به طرف اتاق او شلیك كردند چون سید جان خود را در خطر میدید، باتغییر لباس و همراه با هییت تحریریه خود راهی تهران شد و برای همیشه شیراز را ترك كرد. او در تهران فعالتر از قبل به صف مشروطهطلبان پیوست و حتی گفته میشود كه مبتكر چاپ و توزیع «فرمان مشروطیت» در تیراژ وسیع نیز بوده است.
اقدامات سید ضیاءدر انقلاب مشروطه او در هجرت بزرگ علما و روحانیون و تجار به شهر مقدس قم (مرداد 1285) خود را در صف آنان قرار داد. شركت در اعتراضات واجتماعات عظیم مردمی، شركت در تحصن علما در حرم حضرت عبدالعظیم، مخابره تلگراف به سفارتخانهها و مراجع تقلید در نجف اشرف جهت برانگیختن آنان به حمایت از نهضت مشروطه از جمله اقدامات سیدضیاء بوده است. او گاه دست به اقدامات خشنتری نیز میزد. از جمله اینكه اقدام به ساختن بمب دست ساز با كمك یكی از مهندسین اتریشی كه در خانه او مستقر شده بود و زمانی توسط یكی از عوامل خود در مغازه حاج محمداسماعیل نماینده دوره اول مجلس و هوادار محمدعلی شاه اقدام به بمبگذاری كرد. انفجار بمب سبب كشته شدن بمبگذار گردید و سید از ترس جان خود به سفارت بلژیك پناه برد. در پی این حادثه بود كه سیدضیاء دریافت میتوان با حمایت خارجی گلیم خود را از آب بیرون كشید. سیدضیاء در مورد دیگری به دلیل بمباندازی به خانه «شعاع السلطنه»، برادر محمدعلی شاه تحت پیگرد قرار گرفت و به سفارت انگلیس پناهنده شد. اما سفارت با وجودی كه داعیه حمایت از مشروطهخواهان را داشت به این دلیل كه پدر سیدضیاء مخالف سیاستهای انگلیس ومخالف دولت محمدعلیشاه است، درخواست اعطای پناهندگی سید را رد كرد. سید پس از آنكه پاسخ مشابهی را ازسفارت عثمانی شنید به سفارت اتریش پناهنده شد و در آنجا به مدت 6 ماه ماند تااینكه با صدور فرمان عفو عمومی محمدعلی شاه از سفارت خارج شد. این رویداد با پیشروی نیروهای مشروطهخواه در شمال كشور به سمت تهران مقارن بود. با ورود مشروطهخواهان به تهران (تیر 1288) سید به همكاری باآنان پرداخت ودر تصرف بعضی مناطق مركزی تهران بانیروهای مهاجم همكاری فعالانهای داشت.
انتشار روزنامه های شرق و برق سیدضیاءالدین طباطبائی در هفتم مهر 1288 اندكی پس از فتح تهران اولین شماره روزنامه شرق رادر 4 صفحه و به دو زبان فرانسه و فارسی باهمكاری چهره هایی مانند علی اكبر داور ودكتر حسین كحال منتشر كرد. این روزنامه برخلاف نشریه «ندای اسلام» حامی جدی مشروطهخواهان نبود ولحن بیطرفانهای داشتو از گرایش های انگلوفیلیكه در محتوای روزنامه رعد در آینده دیده می شود در آن اثری نمی بینیم. با این حال نشریه «شرق» كه هزینه آن توسط زرتشتیان و ارامنه تأمین میشددر 15 مهر 1289 به دلیل اهانت به مجلس دوم وپس از انتشار 64 شماره توقیف شد. سیدضیاء بلافاصله نشریه «برق» رابه جای «شرق» انتشار داد. اما روزنامه «برق» نیز كمی بعد به دلیل مشابهی توقیف شد و سیدضیاء پس از محكوم شدن از سوی عدلیه به دلیل توهین به مجلس شورای ملی دوره دوم مقننه به 5 سال زندان محكوم گردید ولی بعداً با دخالت عدهای از مشروطهخواهان از زندان آزاد و وادار به خروج از كشور شد.
سفر به فرانسه و انگلیس او دوسال در فرانسه وانگلیس ماند و به تحصیل پرداخت. در شرایطی كه هزینه تحصیل وی توسط «اتحادیه دوستی ایران وفرانسه» تأمین میشد به فراگیری زبانهای انگلیسی وفرانسوی پرداخت. در این مدت سیدضیاء یك بار به دعوت علاءالسلطنه سفیر ایران در لندن به عنوان نماینده مطبوعات ایران در جشن تاجگذاری ژرژ پنجم شركت كرد. در همین سفر بود كه وی بادیپلماتهای انگلیسی آگاه به امور ایران آشنا شد و به عنوان یك مشاور و رایزن فرهنگی و سیاسی مورد توجه آنان قرار گرفت.
انتشار روزنامه رعد وقایع ایران فكر سید ضیاءالدین را مشوش كرد.او مصمم به مراجعت به ایران و دست زدن به اقداماتی كرد. پس از سفری به هندوستان ومصر و دریای سرخ و عثمانی و عراق وارد ایران شد و مدتی بعد درآذر 1292 روزنامه «رعد» رابا كمك مالی سفارت انگلیس منتشر كرد. او اعانات و كمكهای مالی انگلیس رابر هر حمایت مالی دیگری ترجیح میداد. روزنامه رعد در دوران جنگ جهانی اول به دلیل انتشار روزانه خوددر ردیف اول جراید فارسی قرار داشت. همچنیندوران فعالیت روزنامه «رعد» كه با تشكیل و سپس تعطیل مجلس سوم ایران مقارن بود، از حساسترین دورههای تاریخ معاصر ایران است. وقوع جنگ اول جهانی وهجوم نیروهای روس از شمال وهجوم قوای انگلیس از جنوب و انعقاد قرارداد ننگین 1915 میان روس وانگلیس با هدف توسعه قلمرو نفوذ خود در ایران، از جمله مهمترین رویدادهای این دوران از تاریخ ایران است. روزنامه رعد ابتدا حامی روسها بود وسپس در مقطعی به دفاع از انگلیسیها پرداخت و حتی از تشكیل «پلیس جنوب» كه ساخته وپرداخته نظامیان اشغالگر انگلیس در نواحی جنوبی كشورمان بود، حمایت كرد. ریشه عدم ثبات در مواضع روزنامههای سیدضیاء و بخصوص روزنامه «رعد» راباید در روحیات شخصی وی جستجو كرد. سیدضیاء برحسب اوضاع سیاسی ایران گاهی به دولت روسیه و گاهی به دولت انگلیس، متمایل میشد. او ریشه مشكلات ایران را تماماً از تضییقات روسیه تزاری و یادولت انگلستان ناشی میدانست. از نظر او بی تدبیری طبقه حاكم در اداره مطلوب كشور نیز عامل مؤثری در این بیسامانی محسوب میشد. اواگر چه از اندیشههای انقلابی متأثر بود و این تأثیر را میتوان از سلسله مقالاتش در «شرق» درباره ایده سوسیالیسم دریافت، اما هیچگاه با نمادهای گرایش سوسیالیستی احساس یگانگی نكرد. در عوض گهگاه به وثوق الدوله كه چهرهای راستگرا ومخالف سوسیالیستها بود، ابراز تمایل میكرد.
سفر به روسیه سیدضیاء در 1296به جهت ترور متین السلطنه ثقفی سردبیر روزنامه عصر جدید توسط كمیته مجازات، كه رهبران كمیته مذكور ترور روزنامه نگاران وابسته به بیگانه را دردستور كار خود قرار داده بودند،همچنین مشاهده آثار انقلاب بلشویكی در روسیه عازم آن كشور شد. طی اقامت او در پتروگراد، روزنامه اش به چاپ خود ادامه می داد. او از نزدیك شاهد انقلاب روسیه بود و همه روزه مشاهدات خود را از طریق كنسولگری به وزارت خارجه ایران میفرستاد. سیدضیاء اصرار داشت كه رجال دولتی و نمایندگان مجلس شورای ملی ایران، برای زمینه سازی جهت بهبود در روابط آتی باروسیه، تلگراف تبریكی به مجلس جدیدالتأسیس انقلابیون روسیه موسوم به «دوما» مخابره نمایند. او همچنین در روسیه یا تزار نیكلای دوم و سپس لنین نیز ملاقات هایی داشت.
پی نوشتها: 1.محمدرضا تبریزی شیرازی، زندگی نامه سیاسی اجتماعی سید ضیاءالدین طباطبایی، تهران 2.سید ضیاءالدین طباطبایی به روایت اسناد ساواك 3.محمد باقر عاقلی ،شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران ، جلد دوم 4.نجففلی پسیان و خسرو معتضد ،معماران عصر پهلوی 5.حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی جلد 1و2 6. سید ضیاءالدین طباطبایی و فلسطین محمد باقری مرکز اسناد انقلاب اسلامی |