در نيمروز ميدان، كافي است تا سر را اندكي بالا ببريم تا به ظرافت هاي هنري سردري باشكوه با دو منارهاش پي ببريم، آنجا كه هنوز، پساز چهار سده كه از ساخت آن ميگذرد، انسان در شگفت ميماند در مقابل اين آفرينش بي همتا. سر در مسجد جامع عباسي با بلنداي 27 متر، آراسته به كاشي هفت رنگ و معرق است كه رنگ غالب آن آبي است ليكن منارهي آن، با بلنداي 42 متر به رنگ فيروزهاي است با تزييناتي به پيچش هاي فيروزهاي كه كاشي نوشتههايي به خط بنايي دارد. اين سردر هم چنين كاشي نوشتههايي دارد كه يكي (در چهارچوبهي قاب ورودي) بر زمينهي كاشي لاجوردي نوشته شده و در آن از چهارده معصوم مدح گرديده است. دوم كاشي نوشتهي ديگري است كه به صورت افقي نگاشته شده و سخن از پايان ساخت و تزيين سردر ورودي دارد. ساختمان مسجدجامع عباسي در سال 1020 هجري، در بيست و چهارمين سال پادشاهي شاه عباس اول آغاز شده است و در سال 1038 هجري، كه همزمان است با مرگ اين شهريار صفوي، ساخت آن ادامه داشت. سردر ورودي مسجد، هم چنين، در تراز مياني و زيرين چپ و راست زير قوس اصلي، در مجموع شش تصوير طاووس بر كاشي معرق دارد. طاووس نماد زيبايي و قدرت است، از سويي، نشانهي خودنمايي است، باوقار و شوكتي كه درحركت دارد و نجابتي كه در نگاهش ديده ميشود، و هيبت و جثهي بزرگ او، تناسباتي را در ميان پرندگان براي او به وجود آورده كه اين پرنده را از ديگر پرندگان متمايز ساخته است. طاووس در اسلام نمادي كيهاني است، نماد كمال و تماميت و جمال كبريايي است. در دو سوي ، دو گلدان مرمرين برجسته كه از درون آن ها، پيچش هاي فيروزهاي فام(سه تايي) نمادي از درخت طوبي را جلوه ميسازد و نگاه بيننده را به بالا ، به سوي بي نهايت متمركز مي سازد و آن را نهايتي نيست.
كه يكي هست و نيست ، هيچ جز او وحده هو ، لااله الا هو «هاتف» با گذر از در ورودي ( از جنس چوب درخت چنار) جهت ورود به درون مسجد، ناگزير بايد از يكي از دو راهروي سرپوشيده چپ و راست گذشت و به محض ورود به درون حياط، متوجه مي شويم كه باي مسجد از درون در امتداد ميدان نيست. در واقع، ناخودآگاه زاويه ي 45 درجه را تا رسيدن به حياط مسجد پيمودهايم . در واقع ، اين دو راهرو ، بسان راهرويي انتقالي براي گذر از شكست دو محور متقاطع موجود در محورهاي ميدان و مسجد است كه وجود اين شكستگي را بر بيننده پنهان مي دارند. افزون بر آن، كليه ي اهداف طراح ميدان و مسجد از ديدگاه ميزان جذب بيشتر تابش نور، در ميدان و طرح رو به قبله ي مسجد فراهم مي شود . در مسجد جامع عباسي، بيننده با شگفتي به هر كجا كه نگرد، با گلستاني از گل و بوته، نقش بسته بر كاشي، بر ديوارها، گنبدها، مناره ها و گل دسته ها روبه رو مي شودكه هيچ كدام با شاخ و برگ زميني آراسته نشده و گذران زمان را بر آن پاياني نيست. چرا كه نزديك به چهار سده از زندگاني شان مي گذرد، ليكن تا كنون پاييز و زمستان، بهارشان را به خزان و نيستي نكشانده است. آري اين گلستان جاوداني است.
ز تند باد حوادث نمي توان ديدن درين چمن كه گلي بوده است ياسمني از اين سموم كه به طرف بوستان بگذشت عجب كه رنگ گلي ماند و بوي نسترني حياط بزرگ مسجد را در چهار سوي، چهار ايوان بلند با دهانه هاي گسترده فراگرفته است كه در نهايت، مسجد چهار ايواني است، الگويي كه ازديرهنگام ، نقش آفرينان ايراني با توجه به ويژگي هاي اقليمي اين سرزمين در طرح بناي مساجد، كاروان ها و مساجد به كار گرفته اندتا بدين وسيله، بهره گيري از دماي طبيعي در محل در زمستان هاي سرد و تابستان هاي گرم فراهم آيد. اين چهار ايوان، هر كدام درمركزهر ضلعي از حياط، آن هم در چهار جهت جغرافيايي بنا گرديده اند و فضايي چهار فصل را براي مسجد خلق كرده اند. مهم ترين بخش مسجد، ساختاري است كه در نيمروز قرار گرفته است، از اين سبب است كه ايوان نيمروزي با شكوه و جلوه اي بي همتا خود نمايي مي كند و بر فراز آن، دو مناره ي زيبا با بلنداي 48 متر استوار گرديده است. از فضاي ايوان به فضاي گنبد خانه خود نيز از جانب باختري و خاوري به دو فضاي چهل ستوني مرتبط مي گردد. سازمان دهي هر فضا به وسيله ي تاق هايي بلند و ستون هاي سنگي و پهن كه قطعات هرستون آن، سرب ريزي شده و به يكديگر پيوستهاند، اجرا گرديده است. گنبدخانه خود، مهمترين قسمت بخش نيمروزي است كه ديوارههاي آن با پهناي 5/4 متر، قطري برابر با 5/22 متر را براي گنبدخانه فراهم آورده است. بر فراز گنبدخانه، گنبدي فيروزه فام از نوع دوپوش قرار دارد.
گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم گفت آن روز كه اين گنبد مينا ميكرد گنبد دروني به صورت شلجمي با بلندي 38 متر طراحي شده كه بر فراز آن، گنبد بيروني به شكل دلنما با بلنداي 52 مترقرار گرفته است. و ميان اين دو را، فضايي خالي با بلنداي 13 متر است. از ويژگي هاي بسيار جالب اين گنبد دوپوش، خاصيت اكوستيكي آن است. با ورود به فضاي گنبد خانه بويژه در مركز آن، با ايجاد صوت مي توان بازتاب صورت را به روشني دريافت. اگر ايجاد صوت دور از مركز باشد، بازتاب آن 18 مرتبه به گوش مي رسد، ليكن در مركز،اين بازتاب تا هفت مرتبه كاهش مي يابد. البته، هر چه كاهش بازتاب صوت را داشته باشيم، در عوض، بر دامنه ي صوت بازتابي افزوده مي گردد.
كار خود نيك برآيد كه در گنبد چرخ اين صدايي است كه تا روز جزا مي ماند در كنار محراب، منبري نفيس از جنس سنگ مرمر يكپارچه با 12 پله قرار دارد كه در كنار محراب، زيبايي فضاي گنبد خانه را دو چندان كرده است. در اينجا، لازم است اشاره اي كوتاه به گنبد دوپوش و دليل طراحي آن داشت. گنبد به صورت دو پوسته بر روي يكديگر سوار شده اند. از اين رو، وزنشان به استوانه ي زير گنبد وارد مي شود. چون دو پوسته را مقطع متفاوت و شكلي گوناگون تشكيل داده است، نيروهاي رانشي به ترتيب به سمت مركز دايره ي گنبد و به سمت خارج از مركز وارد مي گردند و چون اندازه ها، اشكال و ضخامت ها به گونه اي در طراحي منظور شده اند كه اين دو نيروي رانشي (درون- مركز وبرون- مركز) يكديگر را خنثي نمايند، به اين ترتيب تعادل و ايستايي گنبد تضمين مي گردد. مسجد جامع عباسي داراي دو مدرسه ي علميه، در دو سوي فضاي نيمروزي مسجد، به نام هاي مدرسهي ناصريه و سليمانيه است كه ساختار هر كدام از دوره ي صفويه است، ليكن كاشي كاري مدرسه ي ناصريه از دوره ي قاجاريه مي باشد. در مدرسه ي سليمانيه نيز قطعه سنگي ساده به شكل مثلث قائم الزاويه است، به شكل شاخص در محل تعبيه شده است كه ظهر حقيقي اصفهان را در چهار فصل سال نشان مي دهد. وتر مثلث اين شاخص در جهتي است كه ظهر را تعيين مي كند و ضلع مجاور زاويه ي قائم وصل به ديوار است و ضلع ديگر نماينده ي جهت قبله ي مسجد است. مسجد جامع عباسي،شاهكاري جاويدان از هنر معماري، كاشي كاري و سنگ نگاري ايران در سده ي يازدهم هجري است. آخرين سال هاي تاريخي كه در اين مسجد به چشم مي خوردسال هاي 1077، 1078 و نيز سال 1095 هجري است و معلوم مي دارد كه پايان تزيينات مسجد در دوره ي جانشينان شاه عباس اول صورت گرفته است. اين مسجد نيز هم چون مسجد جامع عتيق از محراب هاي بي شماري (يازده محراب) برخوردار است. سنگاب هاي نفيس از جنس سنگ يا پارچه از ديدني هاي جالب اين مسجد به شمار مي رود.
منبع: اصفهان اين همه هست اين همه نيست، منصور قاسمي- انتشارات نقش خورشيد، 1385،چاپ اول،صص 60 تا 63 |