مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
 فناوری های نوین
پیوندهای ویژه  
خواب عجيب امام(ره) براي شهيد...
اصلاحات مهدوی اصلاحات علوی
دوستي از منظر دين اسلام‏
آثار حضور در مسجد
عبور حیوانات از جاده ها!
آرمان هاي انقلاب اسلامي از ديدگاه...
معرفي امام عصر علیه السلام در...
8 عامل چاقي
آگاهانه و آزادانه همسرتان را...
درمان حبّ دنیا
انعکاس مناظر دیدنی در آینه های...
ما و تحریمها
غزل نوسروده آیت الله صافی گلپایگانی...
سوزش سردل
آراستگي پوشش يا مدگرايي!؟
اعتدال در غذا و خوراک
تصاویری از دنیای زیبای پرندگان...
نگاهي به قيام مختار ثقفي
منصور حلاج مدعی مهدویت
حضرت زهرا (سلام الله علیها)...
فرمولی برای حل اختلاف در خانه
چهارده پند در مورد دنیا و وظایف...
تصاویری از برخورد قطره ها با...
وجود امام غائب با عدمش مساوی...
گمشده اي بزرگ به نام اخلاق اجتماعي...
تنظيم خانواده در ابتداي زندگي...
روش هاى حفظ آسان قرآن
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 1350    چهارشنبه 12 اسفند 1388 
 

روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي


روابط ايران با پرتغال و اسپانيا در دوران شاه عباس صفوي

قسمت اول

در سال 996 شاه عباس طي يک کودتا پدر را ازکار برکنار کرد و خود به جاي وي بر تخت سلطنت نشست و دوران سلطنت او تا 1038 به درازا کشيد. اين دوره چهل و دو سه ساله ي سلطنت شاه عباس دوره اي است سراسر کوشش و جنبش و حادثه در هر زمينه اي از مسائل نظامي و جنگي گرفته تا مذاکرات سياسي، و در همين دوره است که مذاکرات سياسي ايران و اسپانيا به اوج خود رسيد و باز در همين دوره است که سرانجام دست پرتغاليان از شهرها و سواحل و جزاير ايران کوتاه شده. اينک شرح ماجرا:
در سال 1007 ق دو کشيش پرتغالي يکي از فرقه ي فرانسيسکن (1) به نام آلفونسو کوردرو (2) و ديگري از فرقه ي دومينيکن (3) به نام نيکولا دي ملو (4)، پس از سالها اقامت در فيليپين به قصد رفتن به رم (5) و ليسبون به بندر گوآ آمدند و از آنجا به هرموز رفتند و از هرموز راه اصفهان در پيش گرفتند. چون اينان نخستين کشيشاني بودند که به اصفهان رسيده بودند، شاه عباس خاطر آنان را بسيار گرامي داشت و با آنان به بحث دوستانه نشست و چون نيکولا دي ملو خود را اسقف هرموز و نماينده ي پادشاه اسپانيا معرفي کرد شاه عباس او را به گرمي پذيرفت و صليبي از طلا مکلل به الماس و فيروزه و ياقوت به وي بخشيد و با وساطت آنتوني شرلي به وي اجازه داد که با لباس روحاني خود سفر کند و کسي معترض احوال او نشود. با اين حال به نظر مي آيد که ورود اين دو کشيش چندان ساده و دور از تزوير و دغلبازي سياسي نبوده است؛ زيرا درست در همين ايام يک هيأت انگليسي تحت نظر سرآنتوني شرلي و برادرش رابرت به ايران رسيده و مورد توجه شاه عباس قرار گرفته بود که ناگهان سروکله اين دو کشيش که قصد رفتن به رم يا ليسبون داشتند در اصفهان پيدا شد (فوريه 1599/ رجب 1007). درست است که فيليپ پادشاه اسپانيا که برقراري روابط را با ايران لازم مي دانست در دستورالعمل مورخ 15 فوريه 24/1594 جمادي الثاني 1002 نايب السلطنه ي هند ماتياس آلبوکرک را به لزوم حفظ ارتباط سياسي با ايران توصيه کرده بود و باز در 1004 به لزوم اين مطلب به نايب السطنه جديد درياسالار دم فرانسيسکو داگاما اشاره کرده بود، ولي روشن است که اين دو کشيش نامزدان حقيقي سفارت به دربار ايران و رسانيدن نامه ي پادشاه اسپانيا و پرتغال به شهريار جوان و پرآوازه ي ايران نبودند. بلکه اينان کشيشاني بودند که پس از سالها اقامت در فيليپين و دور از وطن، عازم اروپا بودند که ناگهان از طرف عمال دولت پرتغال در هند، در شهر گوآ مأموريت مي يابند که سر از کار هيأت انگليسي در ايران در آورند و تا آنجا که مي توانند از پيشرفت مقاصد انگليسيها در ايران جلوگيري نمايند. چنانکه همين نيکولا دي ملو به شاه عباس توصيه کرده بود که هرگز به وعده هاي سرآنتوني و دولت انگلستان اعتماد نکند و دوستي پادشاه اسپانيا را که ديرينه و استوار است همچنان نگه دارد، همين کشيش به شاه ايران پيشنهاد نموده بود که اگر او مذاکره ي خود را با سرآنتوني قطع کند، او به ياري خدا تمام دول عيسوي را بر ضد ترکان مسيحي متحد خواهد ساخت. اتفقا سرآنتوني هم خود متوجه اين نکته شده بود. وي بصراحت اظهار داشته:
چون عمال دولت پرتغال در جزيره ي هرموز از رسيدن وي به ايران آگاه شدند، مخصوصا اين دو کشيش را به دربار شاه عباس فرستادند تا به وسيله ي آن دو، از منظور اصلي مسافرت او و همکارانش آگاه شوند و حتي الامکان شاه عباس را از بستن قراردادهاي سياسي و بازرگاني با دولت انگليس منصرف سازند.
وقتي شاه عباس، هيأتي مرکب از آنتوني شرلي و حسينعلي بيک را مأمور دربارهاي اروپا من جمله دربار اسپانيا کرد اين دو کشيش هم با هيأت سفارت به راه افتادند و در راه نيز کشيش سياست پيشه تا آنجا که توانست در گفتار و رفتار آنتوني شرلي مخالفت کرد به حدي که آنتوني شرلي او را به عنوان «خيانت به شاه ايران» به زندان انداخت و به قولي چندان فتنه برانگيخت و شر بر پا کرد که به امر تزار روسيه او را زنده زنده در آتش سوختند.
موضوع مأموريت سفارت شاه ايران رساندن توصيه شاه عباس به دربارهاي اروپا بود. شاه ايران توصيه مي کرد که دول اروپايي از نزاع و جدال با يکديگر دست بردارند و همگي با هم جبهه ي متحدي براي جنگ با دولت عثماني که دشمن مشترک ايران و اروپا بود تشکيل دهند و با هماهنگي يکديگر يکباره از شرق و غرب بر وي بتازند. ضمنا شاه عباس وعده داده بود که اگر دول اروپا چنين کنند، وي سراسر مرزهاي کشور خود را به روي مسيحيان باز خواهد نمود و آنان را در ساختن خانه و کليسا براي خويش آزاد خواهد گذاشت و حتي به اتباع مسيحي خود مثل ارمنيان و گرجيان سفارش خواهد نمود که مانند همه عيسويان جهان از کليساي کاتوليک پيروي کنند.
از سفر آنتوني شرلي و حسينعلي بيک بيات - چنانکه در فصل روابط ايران و انگليس بتفصيل خواهد آمد - نتيجه اي به دست نيامد؛ زيرا بين آنتوني شرلي و حسينعلي بيک اختلاف افتاد و آنتوني شرلي ديگر به ايران بازنگشت و حسينعلي بيک بيات هم که به دربار اسپانيا راه يافت هرگز به نتيجه اي نرسيد يا اگر رسيد خبر و اثري از نتيجه سفارت وي در کتب تاريخ ايران و اروپا نيست. ما اينقدر مي دانيم که وي در اواسط سال 1602/1010 به قصد بندر هرموز از ليسبون به کشتي نشسته و در نيمه اول سال 1602/1011 به شيراز بازگشته است.
اما در مدتي که دربار ايران در انتظار بازگشت حسينعلي بيک بيات بود، يعني در همين سال 1602/1010 واقعه ي مهمي روي داد که اساس فرمانروايي پرتغاليان را در خليج فارس متزلزل ساخت.
توضيح اينکه ايرانيان جزيره ي هرموز و ديگر نواحي خليج که بالاجبار در زير سلطه پرتغاليان سودجوي سنگدل و متکبر مي زيستند يک لحظه از انديشه ي مبارزه با دشمن متجاوز و باز يافتن استقلال و آزادي خويش غفلت نمي ورزيدند. از اين مردان دلير يکي هم رئيس شرف الدين وزير مقتدر و همه کاره ي فيروزشاه از ملوک جزيره ي هرموز بود که ظاهرا با پرتغاليان زرومند نشست و برخاستي داشت، ولي در نهان در شکست کار ايشان مي کوشيد.
در اين هنگام در بحرين که از مناطق مهم تحت تصرف پرتغاليان بود نارضايتي عمومي و تمايل به مبارزه با فاتحان احساس مي شد. بحرين از همان بدو تصرف به دست پرتغاليها با فاتحان به مبارزه دست زد. در سال 926 پرتغاليها اين جزيره را گرفتند، ولي هنوز سالي نگذشته بود که مردم جزيره بر ضد متجاوزان شوريدند و رئيس دارالتجاره ي پرتغاليان را به دار آويختند و جمعي از پرتغاليان و مسيحيان ديگر را کشتند و فاتحان بزحمت توانستند اين شورشها را سرکوب کنند.
در سال 1010 نيز که آثار اين عدم رضايت عمومي کم و بيش به چشم مي رسيد، رئيس شرف الدين حکومت بحرين را به برادر خود رئيس رکن الدين مسعود سپرد. حکمران جديد که ناتواني دولت هرموز و تجاوز و زورگويي پرتغاليان را در خليج و جزاير و سواحلش مي ديد، به فکر افتاد که بحرين را از سلطه ي پرتغاليان برهاند و براي اين منظور از مردم بحرين که منتظر فرصت براي حمله به دشمن متجاوز بودند ياري خواست و آنان نيز با او همداستان شدند. آنگاه از يکي از متنفذان فارس نيز به نام خواجه معين الدين فالي که با او خويشاوندي داشت، استمداد جست. خواجه معين الدين، الله وردي خان حکمران مقتدر فارس را از ماجرا خبر داد و والي فارس نيز از خدا خواسته، باطنا به قصد تصرف بحرين و ظاهرا به عنوان کمک به رئيس رکن الدين در رفع تجاوزات پرتغاليها عده اي تفنگچي در اختيار خواجه معين الدين گذاشت و خواجه معين الدين با سپاهي مرکب از تفنگچيان دولتي و افراد ناحيه ي فال و اسير و مرودشت به بحرين رفت و سربازان در بحرين شبانه به خانه ي رئيس رکن الدين مسعود ريختند و او را کشتند و بحرين را براي دولت ايران متصرف شدند.
مقارن اين وقايع هيأت سياسي ديگري از طرف دولت اسپانيا به ايران رسيد. انديشه ي فرستادن اين هيأت سياسي جديد از هنگامي پيش آمد که حسينعلي بيک بيات از رم عازم اسپانيا گرديد (اوايل سال 1010ق / 1601 م). فيليپ پادشاه اسپانيا خواست هيأتي از کشيشان مسيحي را به قصد تبليغ مسيحيت به ايران فرستند. وي انجام اين کار را از دم آرياس سالدانها (6) نايب السلطنه هند پرتغال و آلکسيس دومنزس (7) اسقف بندر گوآ خواستار شد. آنان نيز هيأتي از کشيشان را به نامهاي ژرمينو داکروز (8) و کريستوفولو دااسپريتوس سانتو (9) و آنتونيو دوگووه آ (10) به ايران فرستاد. رياست اين هيأت بر عهده آنتونيو بود. وي و همراهانش در 22 شعبان 15/1010 فوريه 1602 به راه افتادند و در ربيع الاول سال 1011 اوت 1602 در مشهد به حضور شاه عباس رسيدند. شاه آنان را با محبت و گرمي تمام پذيرفت و حتي عده اي از بزرگان دربار خود من جمله رابرت شرلي را به استقبال فرستاد و ژرمينو نامه هاي پادشاه اسپانيا و هداياي نايب السلطنه ي هند پرتغال را تقديم داشت و از طرف اسقف گوآ نيز نسخه اي از کتاب شرح زندگاني عيسي مسيح را که جلدي سخت گرانبها داشت به شاه عباس پيشکش نمود. اين هيأت سياسي علاوه بر تبليغ مسيحيت دو منظور ديگر نيز داشت. يکي آنکه بنيان منافع پرتغال را در ايران که بر اثر فتح بحرين سستي و کاستي يافته بود نيرو و استحکام بخشد و ديگر آنکه شاه عباس را از عقد قرارداد بازرگاني با انگليس بازدارد.
شاه عباس با کشيش آنتونيو از در موافقت درآمد واو را با همراهانش به کاشان و اصفهان برد و اجازه داد که در اصفهان کليسايي براي عيسويان بنا نمايد و حتي مخارج کاشيکاري آن را از خزانه ي خويش پرداخت و وعده کرد که مبلغان مسيحي را در وظيفه ي تبليغي خويش آزاد گذارد مشروط بدانکه پاپ و پادشاه اسپانيا به جنگ با ترکان برخيزند. اندکي بعد از اين قضايا، شاه عباس که به وسيله ي آنتونيوي کشيش اطمينان يافته بود که پرتغاليان در خليج مزاحم جزاير و سواحل خليج فارس نخواهند شد، ناگهان با سپاهيان زبده ي خود برق آسا به آذربايجان حمله برد و اين قسمت از خاک ايران را که نزديک به بيست سال در تصرف ترکان باقي مانده بود به زور شمشير از چنگ آنان بيرون آورد. هيأت سياسي و مذهبي اسپانيا تا حد زيادي در مأموريت خود توفيق يافته بود، زيرا به دنبال مذاکرات نيکولا دي ملو با شاه و اجازه ي شاه در مورد ايجاد يک کليساي کاتوليک و تأسيساتي براي مرکزيت کاتوليکها، هيأت اسپانيا اجازه يافته بود که مرکزي براي مسيحيان فرقه ي سن آگوستين (11) ساکن ايران و کليسايي جهت پيروان آن فرقه تأسيس کنند و در ورود به اصفهان نيز کشيشان اجازه اقامت چند تن کشيش پرتغالي را در ايران به دست آوردند و شاه عباس بدانان اجازه داد که در اصفهان اقامت گزينند و حتي ناحيه ي سرسبزي از اصفهان را براي سکونت ايشان معين کرد. البته انديشه ي ايجاد کليسا براي پيروان فرقه سن آگوستين بلافاصله با مخالفت شديد ديگر فرقه هاي مسيحي روبه روشد و کشيشان پرتغالي هم مصلحت در آن ديدند که يک چند به سکوت بگذرانند.
در همين روزها که کشيشان پرتغالي به وظايف سياسي و مذهبي خود سرگرم بودند، هيأت ديگري از کشيشان نيز از طرف پاپ کلمان هشتم (12) با نامه اي از پادشاه اسپانيا و پرتغال رسيد (25 جمادي الاول 1011/ 10 نوامبر 1602). هيأت جديد مرکب بود از دو کشيش
پرتغالي به اسامي فرانسيسکو داکوستا (13) و ديوگو دوميراندا (14) همراه با يک افسر ارتش از مردم ليسبون که کشورهاي شرقي را بخوبي مي شناخت. نمايندگان پاپ کلمان هشتم دونامه از طرف پاپ يکي براي شاه آورده بودند و يکي براي ملکه، و با آنان نيز مانند ديگر فرستادگان مأموريت داشتند که اولا نظر شاه ايران را به اتحاد نظامي با اسپانيا و ايجاد جبهه متحد بر ضد ترکان عثماني جلب کنند و ثانيا براي مسيحيان تسهيلات بيشتري در ايران پيشنهاد نمايند؛ اما چندان طولي نکشيد که بين اعضاي اين هيأت و همچنين بين افراد هيأتهاي جديد و قديم اختلاف افتاده و کار از مکابره به مشاجره و منازعه کشيد و طرفين دست به تحريک درباره ي يکديگر زدند و اين رفتار آنان موجب کاهش اعتبار کليسا و کشيشان در نظر شاه عباس شد به طوري که وقتي از شهريار ايران اجازه ي احداث کليسا خواستند شاه عباس بدانان گفت اکنون دادن اجازه ي ساختمان کليسا به پيروان فرقه ي شما مصلحت نيست، زيرا خطر آن است که مورد اعتراض مسلمانان قرار گيرد و شايد هم مسيحيان را بکشند، بهتر است که شما به کشور خود باز گرديد و پادشاه اسپانيا و پرتغال را به جنگ با عثمانيان واداريد آنگاه بياييد و نه فقط در اصفهان بلکه در همه شهرهاي ايران کليسا بسازيد؛ زيرا در آن هنگام اگر مسلمانان اعتراض کردند، من مي گويم که آنها هم در برابر دشمنان به ما کمک کرده اند.
با اين حال حوادثي پيش آمد که هيأت سياسي مذهبي جديد چندان هم در انجام مأموريت خود ناکام نماند. بدين معني که چون خبر تصرف بحرين و محاصره ي گمبرون و تهديد قلمرو هرموز به وسيله ي سپاهيان ايران به نايب السطنه هند رسيد، وي پنج ناو جنگي به همراه دم جورج دوکاستلو برانکو (15) براي دفاع از هرموز فرستاد، ولي به فرمانده ي ناوگان دستور داد که تا حد امکان کارها را به صلح بگذراند و جنگ را آغاز نکند. شاه عباس پس از وقوف بر اين مراتب - چون سخت درگير جنگ با عثماني بود - مصلحت را در مماشات با پرتغاليها ديد و به حاکم شيراز دستور داد که از محاصره ي جرون و قلمرو امير هرموز دست بردارد و قواي نظامي خود را به شيراز برگرداند و اراضي گرفته شده از امير هرموز را باز پس دهد به شرط آنکه ناوگان پرتغال به بحرين نزديک نشود و بحرين در تصرف ايران بماند. فرمانده ي ناوگان پرتغال نيز چون دستور صلح و مسالمت داشت، بدين حد رضايت داد و بحرين در تعلق دولت ايران باقي ماند و سفراي دولت پرتغال و دربار پاپ هم اجازت مراجعت يافتند.
آنتونيو دوگووه آ و ميراندا به کشور خويش بازگشتند، ولي کريستوفولو و ژرمينو در ايران ماندند و با استفاده از توافق ضمني شاه عباس و نايب السلطنه بر سر مسائل خليج فارس اجازه ي احداث کليسايي را که قبلا با مخالفت کشيشان فرق ديگر مواجه شده بود يافتند.
اينان نيز در رمضان 1011/ فوريه 1603 از اصفهان به هرموز رفتند تا از آنجا به هند و پرتغال بروند؛ اما به علت نبودن کشتي مدتي بالاجبار در هرموز متوقف شدند. در همان روزها حسينعلي بيک سفير ايران هم در بازگشت از اسپانيا به هرموز رسيد. آنتونيو که هنوز در فکر بازداشتن ايرانيان از تصرف بحرين و مداخله در امور جنوب خليج بود همراه حسينعلي بيک به شيراز بازگشت (اواسط ذي الحجه 1011/ اواخر مه 1603)؛ اما شاه عباس همچنان با تصميم کامل و قاطعيت جواب داد که جزيره ي بحرين از اجدادم به من رسيده و در تصرف من خواهد ماند. اين جزيره براي مصالح و منافع پادشاه و کشور ايران بيشتر مورد نياز است تا براي منافع امير هرموز. آنتونيو سرخورده و نوميد از دربار شاهي به هرموز بازگشت و از آنجا به گوآ رفت.
تا اينکه سفيري از اسپانيا به نام لوئيس پره يرا دولاسردا (16)، همراه دو کشيش با پنجاه ملازم و همراه، به ايران آمد و موقعي رسيد که شاه عباس در ارمنستان با ترکان عثماني در جنگ بود. سرانجام سفير در جمادي الاول سال 1013/ سپتامبر و نوامبر 1606 در قارص به حضور شاه عباس رسيد. وي از طرف مخدوم خود پادشاه اسپانيا مأموريت داشت درباره ي دو سه مطلب گفتگو کند. نخست آنکه با اقدامات مسالمت آميز و مدبرانه بحرين را از ايران پس بگيرد. دوم آنکه شاه عباس را به جنگ با دولت عثماني تحريک کند و مانع از مصالحه ايران و عثماني گردد. سوم آنکه به هر نحو شده - ولو با کشتن رابرت شرلي - دولت ايران را از دولت انگلستان دور سازد.
فرداي روز شرفيابي به حضور شاه، دربار ايران ضيافت مفصلي به خاطر سفير اسپانيا بر پا کرد و چون شاه عازم ميدان جنگ بود اجازه ي شاهانه صادر شد که سفير در قزوين منتظر مراجعت شاه بماند. لاسردا و دو کشيش همراهش به نامهاي گيلهرم دوسانتو آگوستينو (17) و بلشيور دوس آنجوس (18) که در هشتم رجب 13/1013 نوامبر 1604 به قزوين رسيده بودند مدت سه ماه در قزوين بلاتکليف ماندند و چون باز هم آثاري از بازگشت شاه ظاهر نشد، لاسردا بناچار بلشيور دوس آنجوس کشيش فرقه ي سن آگوستين را نزد الله وردي خان فرستاد تا مگر او مراتب را به شاه عرضه دارد و جوابي بگيرد. بلشيور در سرماي سخت زمستان عزيمت کرد و روز اول ذي القعده سال 1013 برابر با اول نوروز جلالي (21 مارس 1605) به تبريز رسيد و پيغام گزارد؛ اما شاه عباس که در مذاکره با خارجيان بسيار محتاط بود جواب روشني نداد و تنها در پاسخ کشيش گفت که بزودي شخصي را به نام امامقلي بيک پاکيزه قورچي ترکمان - که پيش از اين در روسيه مأمور به سفارت بوده - برسم سفارت به اسپانيا خواهد فرستاد. در طي اقامت بلشيور در تبريز فرصتي براي مذاکرات بين شاه ايران و چغال اوغلي سردار ايتاليايي الاصل عثماني پيش آمد، ولي بلشيور آشکارا و به کوشش تمام با اين مذاکرات مخالفت کرد و بسيار کوشيد تا مگر از طريق الله يارخان و ديگر سرداران صفوي، از مذاکره شاه عباس با ترکان و سازش و آشتي دو طرف متخاصم جلوگيري کند. البته مذاکرات خودبه خود قطع شد، زيرا طرفين به شرايط يکديگر گردن ننهادند و کار بر وفق مراد بلشيور شد. با اين حال، شاه عباس از امضاي قرارداد صلح با اسپانيا نيز خودداري ورزيد و لاسردا که ديگر وجود خود را به عنوان سفير بلااثر مي ديد، با کسب اجازه از شاه تا حدي شتاب زده از ايران خارج شد و بعدها پادشاه اسپانيا اين شتابزدگي را نادرست خواند. البته بلشيور در ايران باقي ماند تا مواظب کارها باشد، چون ظاهرا اين کشيش دستي تمام در جاسوسي و دوبه هم زني و انگشت در شيرزدن داشته است. پيترو دلاواله ايتاليايي مي نويسد که وقتي ادوارد کاناک (19) انگليسي براي امضاي قرارداد تجاري و سياسي با ايران، در گرجستان پيش شاه عباس رفته بود، همين بلشيور کشيش از هيچ کوششي براي برهم زدن مذاکرات و جلوگيري از عقد قرارداد خودداري نکرده بود. تاريخ آمدن کاناک به ايران و کوشش او در عقد قرارداد، ده سال بعد از تاريخ ورود هيأت سياسي اسپانياست و پيداست که در تمام اين مدت، اين کشيش فرقه ي سن آگوستين همه جا مواظب هيأتهاي سياسي و مذاکرات آنان با دولت ايران بوده و هر جا که احساس کرده که منافع و مصالح اسپانيا مورد خطر قرار گرفته دست به اقدام زده و حتي الامکان در اين قبيل مذاکرات مداخله کرده و هر جا لازم بوده انگشت در شير زده است.
سرانجام فيليپ سوم پادشاه اسپانيا آنتونيو دوگووه آ را براي بار دوم به سفارت تعيين کرد و او را همراه با نامه هايي به ايران فرستاد و بهانه ي او اين بود که «از دوست خود [= شاه عباس] بي خبر مانده است».
در نامه اي که فيليپ به وسيله ي آنتونيو دوگووه آ به شاه عباس تقديم داشت، اشاره اي به نرسيدن امامقلي بيک شده بود. شاه عباس در جواب بدين مطلب اظهار داشت که سفير ديگري به نام دنگيزبيک روملو را به همراه گووه آ به اسپانيا خواهد فرستاد.
اين نکته را بايد يادآور شويم که دولت اسپانيا بخوبي درک کرده بود که شاه عباس از هرموز و گمبرون و ديگر نقاط ساحلي و جزاير خليج هرگز صرف نظر نخواهد کرد و هر موقع که فرصت يابد، اين مناطق را از زير سلطه ي پرتغال بيرون خواهد کشيد. با اين حال فيليپ پادشاه اسپانيا صورت ظاهر را حفظ مي کرد و باب مذاکرات را گشاده مي داشت تا شايد بدون توسل به جنگ بتواند به تسلط خود بر مناطق مذکور ادامه دهد و امتيازاتي نيز کسب نمايد. کما اينکه در همين نامه ي مورخ 7 ژانويه 18/1607 رمضان که به وسيله ي آنتونيو دوگووه آ به شاه عباس داده شد، پادشاه اسپانيا ضمن اشاره به اقدامات سردار ايران، امامقلي خان پسر الله وردي خان در حمله به بعضي از قلاع ساحلي خليج فارس مانند قلاع هرموز و گمبرون و موغستان از اينگونه اقدامات گله کرد و اظهار داشت که خان شيراز نه تنها بحرين را که جزو قلمرو ملوک هرموز است پس نداده بلکه نواحي ديگر را نيز يکي پس از ديگري تصرف مي کند. در اين نامه ضمنا از شاه عباس خواسته بود که انحصار تجارت ابريشم ايران را از ترکان عثماني و ارمنيان بازگيرد و به بازرگانان اسپانيايي سپارد و هرموز را مرکز اين تجارت قرار دهد.
اما شاه عباس که ديگر نه به وعده هاي اسپانيا دل خوش مي داشت نه از وعيدهاي فيليپ هراسي به دل راه مي داد، به آنتونيو دوگووه آ اعتنايي چندان نکرد و رابرت شرلي را از جانب خود به دربارهاي اروپا فرستاد تا با دول اروپا هم در زمينه ي تجاري خاصه تجارت ابريشم مذاکره کند هم در زمينه ي سياسي، در مورد اتحاد نظامي با ايران و ايجاد جبهه ي واحدي در برابر دولت عثماني. دولت اسپانيا که اقدامات شاه ايران را بي اعتنايي به منافع پرتغال و مقدمه اي براي حمله ي قطعي به تأسيسات و متصرفات پرتغال مي دانست براي جلوگيري از هرگونه پيشامدي به تقويت ناوگان نظامي خود پرداخت. پادشاه اسپانيا 14 کشتي کوچک و بزرگ فراهم آورد و در 29 مارس 11/1608 ذي الحجه 1016 کشتيها به طرف آبهاي گرم اقيانوس هند به راه افتادند. ضمنا فيليپ به نايب السلطنه هند دستور داد که روابط سياسي با ايران را حفظ کند و براي تحکيم اين روابط، دو کشيش پرتغالي يعني بلشيور دوس آنجوس و آدئوداتو (20) در ايران بکوشند و ضمنا تا آنجا که ممکن است دولت ايران را از مصالحه با ترکان عثماني بر حذر دارند.
از ناوگان پرتغال تنها سه کشتي به مقصد رسيد. بقيه کشتيها يا غرق شدند يا به دست هلنديها افتادند؛ لذا فيليپ شش کشتي ديگر به همراه نايب السلطنه ي جديد موسوم به روي کارنيرو دوکاسترو (21) با هداياي ارزنده براي شاه عباس به سوي هندوستان فرستاد و مقرر شد که چون سفيري از جانب پادشاه اسپانيا در ايران نيست بلشيور کشيش و همکارانش وظيفه ي تقديم هدايا را به شاه بر عهده گيرند، اما شاه عباس باز هم روي مساعدي به پرتغاليان نشان نداد.

پي نوشتها :

1. Franciscain
2. Alfonso Cordero
3. Dominicain
4. Nicolas di MeLo
5. Rome
6. Dom Arias Saldanha
7. Alexis de Menezes
8. Jermino da Cruz
9. Christofolo da Spritus Santo
10. Antonio de Gouvea
11. Saint Augustin
12. Clement VIII
13. Francisco d, Acosta
14. Diogo de Miranda
15. Dome Jorge de Castello , Branco
16. Luis Preira de Lacereda
17. Guilherme de Santo Agostino
18. Belchior dos Anjos
19. Edward Connock
20. Adeodato
21. Rui Carneiro de Castro

منبع:کتاب روابط سياسي و اقتصادي ايران در دوره صفويه

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما