اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
تبلیغات در پایگاه
مقالات برگزیده
نگاهي به تحريف تاريخ در...
امام حسن (ع)، امام دوم شيعيان و سبط اكبر و ريحانه رسول خدا(ص) و سيد جوانان بهشت و از اصحاب كساست. به اتفاق مفسران و...
مبارزات سياسى امام حسين...
امام حسن(علیه السلام)در اثر توطئه اى شوم كه از سوى معاويه تدارك ديده شد به شهادت رسيد و جلوه هاى شكوهمند امامت در ديگر يادگارفاطمه و...
آسيب شناسى انقلاب اسلامى
تاریخ و سیاست
انقلاب اسلامی و چشم اندازها
آسیب شناسی انقلاب اسلامی
آسيب شناسى انقلاب اسلامى
شرط اساسى براى شناخت آسيبهاى انقلاب توجه به علل و عوامل پيروزى ، اقتدار و تداوم و استمرار انقلاب است . همان طور كه در بخش تئورى انقلاب بيان شد ، يك انقلاب در حد كمال مطلوب ، سه ركن اساسى دارد كه عبارت است از : برخوردارى از يك ايدئولوژى و مكتب پويا و انقلابى ، و مشاركت گسترده ، فعالانه و ايثارگرانه مردم از همه طبقات ، و ظهور و نهادينه شدن رهبرى مورد قبول عموم مردم با ويژگىهاى شخصى هم چون نبوغ ، اقتدار ، صلابت و جسارت در تصميم گيرى .
در بحثهاى گذشته و همچنين در مقايسه با انقلابهاى ديگر ، نشان داده شد كه انقلاب اسلامى در هر سه ركن از تماميت و عظمت بىنظيرى برخوردار بوده است و در واقع ، چه در مقابله با رژيم گذشته و حاميان خارجى آن و چه در مقابله با ضد انقلاب و دشمنان داخلى و خارجى با تكيه بر اين سه ركن هم چنان بالنده و پيروز به ريش رفته و موفق بوده است .
به اين ترتيب حفظ ويژگىهاى اين سه ركن اساسى اقتدار نظام و انقلاب ، مىتواند هم چنان موجب تداوم و توسعهى آن گردد و هر نوع آسيبى كه به اين سه ركن وارد آيد ، موجبات زوال تدريجى و انحطاط انقلاب فراهم خواهد كرد . تاريخ جوامع بشرى و ظهور اقتدار و زوال و انحطاط در آنها چه در جوامع اسلامى و چه در جوامع ديگر هم مؤيد همين امر است .
از طرف ديگر دشمنان انقلاب نيز كه از رويارويى مستقيم با اين انقلاب نااميد گشتهاند ، در جهت ايجاد و تقويت آفات و تشديد آسيبهاى وارده به انقلاب از هيچ اقدامى دريغ نخواهند كرد و به اين ترتيب اين وظيفه دوستداران و مسئولين نظام است كه هر چه دقيقتر نسبت به شناخت اين آسيبها اقدام نموده ، درصدد مقابله و علاج آنها باشند و حساسيت ويژهاى در اين زمينه به خرج دهند و بدانند و آگاه باشند كه هيچ انقلابى بدون مبارزه مستمر و دائم با آفات آن نمىتواند هميشه از جايگاه مقتدرى برخوردار بوده ، موفقيتها و دست آوردهاى آن تضمين گردد . براى آگاهى بيشتر سعى خواهد شد با رعايت اجمال و در چارچوب همان سه ركن انقلاب، به اين آسيبها بپردازيم .
1 . در بعد ايدئولوژى
از آن جا كه ايدئولوژى يا مكتب انقلاب در واقع روح جامعه انقلابى است و تحرك و پويايى لازم را به جامعه انقلاب مىبخشد و از آن جا كه اسلام به ويژه مكتب اهل بيت عليهمالسلام در پيروزى انقلاب اسلامى و نيز در تداوم اين انقلاب نقش اصلى و اساسى داشته است ، حفظ و تقويت ويژگىهاى آن و جلوگيرى از نفوذ افكار و انديشههايى كه اين قدرت را از مكتب انقلاب بگيرد ، بايد سرلوحه برنامهها و وظايف انقلابيون باشد . اين همان مكتبى است كه امام ( ره ) از آن به نام اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله ياد كرد .
آسيبهايى كه مىتواند بر اين مكتب وارد آيد ، گوناگون است و در اين جا صرفا به بعضى از آنها مىپردازيم .
اشاعه اسلام غير سياسى ، اسلام التقاطى ، و اسلام ليبراليستى از جمله آفات و آسيبهايى است كه بايد هوشيارانه با آنها مقابله كرد و جلوى رسوخ و نفوذ آنها را گرفت . در عين حال نبايد فراموش كرد كه با توجه به گذشت زمان و سرعت تغيير شرايط عملى و تكنولوژيك و طرح موضوعات و پديدههاى جديد ، اين مكتب بايد بتواند از پويايى لازم برخوردار بوده ، پاسخ گوى مسائل روز و پديدههاى جديد در دنياى معاصر باشد . هر نوع درجا زدن و بىتوجهى به واقعيتهاى مدرن روز ، موجب خواهد شد كه ايدئولوژى انقلاب حالتى متصلب و ارتجاعى به خود گرفته ، از زمان عقب بماند كه خوشبختانه با توجه به باز بودن باب اجتهاد در مكتب تشيع ، اين توانايى و اميد وجود دارد كه عالمان دينى ما رسالت خود را هم چون امام راحل در اين زمينه ، انجام دهند و نگاهبانان شايستهاى براى اسلام ناب كه همان مكتب انقلاب است ، باشند .
2. در بعد رهبرى
يكى از نوآورىهاى امام خمينى ( ره ) به انقلاب ، ارائهى اصل ولايت فقيه و ايجاد نظام سياسى بر همين پايه مىباشد . در واقع ولايت فقيه عمود خيمه انقلاب است و تجربهى اين دو دهه به اثبات رسانده است كه بدون اين نهاد ، چيزى از انقلاب اسلامى و نظام مولود آن نمىتوانست باقى بماند . هر اقدام و يا هر تفسيرى كه در جهت تضعيف اين اصل صورت گيرد ، موجب تضعيف ركن رهبرى انقلاب مىگردد و به طرف افول پيش خواهد رفت . تجربهى انقلابهاى ديگر نشان داده است كه با درگذشت رهبر انقلاب و به خاطر عدم نهادينه شدن رهبرى ، نزاع و درگيرى ميان جانشينان او صورت گرفته و نهايتا انقلاب به ديكتاتورى مطلقه تبديل شده است . در حالى كه در انقلاب اسلامى به خاطر نهادينه شدن اصل ولايت فقيه ، ارتحال امام خدشهاى در ركن رهبرى ايجاد نكرد و بدون درگيرى و نزاع ، اين نهاد با انتخاب جانشين رهبر انقلاب به كار خود ادامه داد .
در عين حال رهبرى نظام محدود به نهاد ولايت فقيه نيست بلكه دربرگيرنده مجموعهاى از دولت مردان و رجل سياسى و مذهبى نيز مىباشد . به ويژه با توجه به نقش انكار ناپذير علما و روحانيون در انقلاب اسلامى، آسيب پذيرى اين قشر ، تأثير مستقيمى بر كارايى و عملكرد نظام و در عين حال رابطه و اعتماد ميان مردم و مجموعهى نظام ، خواهد داشت . هر نوع تجمل گرايى مديران جامعه ، اخذ امتيازات ويژه براى خود و خانواده ، فساد ادارى ، گسترش و تورم ساختار ادارى و نهايتا نفوذ عوامل فرصت طلب و تغيير چهره دادن و يا عوامل ناشناخته بيگانه از جمله آسيبهايى است كه مىتواند موجبات پوسيدگى نظام سياسى را فراهم نمايد و انقلاب اسلامى را به همان سرنوشتى دچار كند كه بعد از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله حكومت اسلامى به تدريج به آن دچار شد .
3. در بعد مردم
ترديدى نيست كه مشاركت و حضور گسترده مردم در صحنهى انقلاب از عوامل اصلى و مهم پيروزى و خنثى نمودن توطئههاى دشمنان انقلاب بوده است . اكثر انقلابهاى تاريخ معاصر على رغم نقش مردم در انقلاب ، بعد از پيروزى آن از حضور مردم خالى شد و نظام انقلابى به ديكتاتورىهاى فردى و طولانى تبديل گشتند ، ولى در انقلاب اسلامى حضرت امام ( ره ) على رغم قدرت و نفوذى كه داشت و كلام او براى مردم حجت بود ، سعى كرد در عين ارشاد و آگاهى مردم ، حضور آنها را در صحنه هم چنان حفظ كرده ، نهادينه نمايد و اين حضور تا به امروز هم چه از نظر انتخاب مديران جامعه و چه از نظر تأمين نيروهاى لازم ، در جبهههاى جنگ براى مقابله با دشمنان داخلى و خارجى و رفع خطرات عارض شده ، حفظ شده است و اين احساس براى مردم وجود دارد كه انقلاب متعلق به خودشان مىباشد . هر تلاشى كه موجب غيبت مردم از صحنه سياست شود ، آسيبى جدى بر انقلاب وارد خواهد آورد .
تاريخ نشان داده است كه همواره عدم ارتباط ميان دو نسل ، موجبات بروز بحران و مشكلاتى براى جامعه گرديده است و مسئله فاصله ارتباطى و درك متقابل ميان دو نسل از جمله اين مشكلات است و از اين لحاظ تفاوتى ميان جوامع انقلاب وجود ندارد . اگر نسل انقلاب نتواند آرمانها و انديشههاى انقلابى خود را به نسل بعد از خود كه تصوير روشنى از حوادث قبل و بعد از دوران انقلاب ندارند ، منتقل كند ، با اين بحران مواجه مىشود و دشمن مىتواند از وجود همين شكاف بهره برده ، اين دو نسل را در مقابل يكديگر قرار دهد .
عدم آموزش و ندادن آگاهى مستمر ، نفوذ افكار راحت طلبانه و عافيت خواهانه ، ايجاد فاصله ميان رهبران و مردم و نفوذ اين فكر كه نظام حاكم نه در خدمت آنهاست و نه متعلق به آنها ، بروز تبعيضها و بىعدالتىها كه موجب ايجاد شكاف طبقاتى مىگردد نيز از جمله آسيبهايى است كه مىتواند در يك سير تدريجى ، يك جامعه انقلابى را به جامعهاى متشكل از انسانهاى بىتفاوت و نهاديتا ناراضى تبديل كند و آن را در مقام نظام حاكم ، قرار دهد .
البته ترديدى نيست كه مقابله با اين آفات ، كار سادهاى نيست ولى يك مبارزه مستمر و دائم چه به صورت فردى و چه به صورت جمعى ، از ميزان خطرات اين آسيبها خواهد كاست و البته بر عهده انديشمندان ، نخبگان و رهبران جامعه است كه نه تنها درصدد شناخت اين آسيبها باشند بلكه راه مقابله و از بين بردن آنها را ارائه دهند .
همان طور كه گفته شد عواملى كه تاكنون موجب پيروزى و حفظ و حراست انقلاب شدهاند حضور يكپارچه مردم در صحنه و تأكيد بر ارزشها و معيارهاى اسلامى و تبعيت از رهبرى بوده است . ملت ما نبايد تصور كند اينك كه انقلاب پيروز شده و بر توطئههاى داخلى و خارجى فايق آمده است وظيفهى او تمام گشته و بايد به كارهاى عادى و روزمره بپردازد . بايد در نظر داشت كه انقلاب به همه اهداف از پيش تعيين شدهى خود در داخل و خارج كشور اسلامى به ويژه اهداف فرهنگى نرسيده است و تنها حضور و پىگيرى مستمر ملت حزب الله مىتواند آن اهداف را تحقق بخشد . شايد براى يك يا دو نسل و شايد براى هميشه در جامعه ما ضرورت داشته باشد كه حالت و روحيه انقلابى حفظ شود تا جامعه بتواند به خواستههاى انقلابيش برسد . بنابراين با توجه به عوامل پيروزى انقلاب ، آفات مهم و خطرناك انقلاب را مىتوان كناره گيرى مردم از صحنه ، عدم تلاش پىگير در پياده كردن اهداف ايدئولوژيك انقلاب اسلامى به ويژه با تكيه بر اصول نه بر امكانات و موفقيتها ، و هم چنين ايجاد تفرقه و تشتت در كادر رهبرى انقلاب ، دانست .
به جرأت مىتوان ادعا كرد كه هر زمان صفهاى نماز جمعهها كاهش يابد و خلوت شود و هر زمان در مقابل تحقق معيارها و سمبلهاى اسلامى بىتفاوتى نشان داده شده و رهبران و دولت مردان ما را هواى نفس گرفته و جاه طلبىها و دنيا پرستىها ، جاى ايثار و تقواى اسلامى را بگيرد ، انحراف و شكست انقلاب به دنبال خواهد بود . كناره گيرى و انزوا طلبى مديران لايق و متعهد به خاطر منزه طلبى نيز ، خود از آفات انقلاب است . چنين افرادى نبايد با احساس مسئوليت شرعى و انقلابى از برخورد با مشكلات و موانع و جو سازىها بهراسند و كماكان بايد در صحنه باشند . در غير اين صورت ، امكان نفوذ فرصت طلبها و عوامل ناصالح و نالايق وجود خواهد داشت .
فرصت طلبى را تنها نبايد در وجود اشخاص سودجو و موقعيت شناس و متلون المزاج كه هر روز خود را به رنگ و طبع مطلوب جامعه درمىآورند و بدين ترتيب منافع شخصى خود را حفظ مىكنند جست و جو كرد . ( اگر چه اين خود ، پديده و آفتى خطرناك است ) بلكه نفوذ جريانات فكرى شكست خورده و رسوا شده ، خود از آفات خطرناك انقلاب است . اين جريانات فكرى وقتى كه از رو در رويى مستقيم نتيجه نگرفته و شكست مىخورند مسلما با نفوذ در سيستم و نظام حاكم و بدون شناساندن چهره واقعى خود ، افكار انحرافى را نشر و گسترش مىدهند .
در جامعه اسلامى انقلابى ما ، دو جريان فكرى خطرناك و منحرف سياسى چپ و راست ( ماركسيسم و ليبراليسم ) هم چنين جريانات انحرافى مذهبى از قبيل اسلام التقاطى و اسلام غير سياسى و تخديرى ، وجود دارد اگر چه كه در برخورد مستقيم و رويارويى با انقلاب اسلامى شكست خوردهاند و سيستم و نظام و تشكيلات رسمى آنها يا از هم پاشيده و يا رسوا شده است ، ولى واقعيت امر اين است كه اكثر سردمداران آنها بر خط مشى و شيوه فكرى خود باقى ماندهاند و احتمالا براى بقا و حيات خود و حتى پيشرفت و پيشبرد فكر خود به شيوه ماكياولى نه تنها وابستگى ، خود را به هر يك از جريانهاى فكرى مزبور انكار مىكنند بلكه از آنها تبرى نيز مىجويند . ولى در عمل ، جريان فكرى خود را با نام انقلاب و به نام اسلام و تمسك به معيارهاى اسلامى، بسط و گسترش مىدهند . راست گرايى و چپ گرايى همواره از خطرات مهمى است كه مىتواند موجبات انحراف و شكست انقلاب را در دراز مدت فراهم كند .
براى جلوگيرى از نفوذ چنين جرياناتى و تضمين سلامت انقلاب از هر خطر و انحرافى ، دو وظيفه اصلى و اساسى برعهدهى متفكران انقلاب به ويژه فقهاى اسلامى مىباشد :
الف ) با مجاهدت و تلاش پىگير ، زوايا و جوانب مختلف مكتب اسلام را با توجه به مسايل و معضلات امروزى ، روشن ، تبيين و تدوين نمايند تا از اين رهگذر در تنظيم قوانين مناسب و اجراى آنها مسئولين را يارى نمايند .
ب ) ويژگىهاى جريانات فكرى سياسى - مذهبى منحرف را دقيقا شناسايى و پىگيرى كرده ، با ارائه و معرفى آنها ، جامعه را از خطر نفوذ آنها برحذر دارند .
مسايلى كه هنوز جامعه ما گريبانگير آن بوده و حل نشده ، متعدد است . در اين جا نه فرصت پرداختن به آنها و ارائه راه حل براى هر يك وجود دارد و نه در توانايى نويسنده مىباشد . بنابراين فهرستوار به آنها مىپردازيم :
اگر چه جنگ تحميلى با پذيرش قطعنامه 598 و اعلام آتش بس و به دنبال درگيرى عراق با كويت و الزاما آزادى سرا و خروج نيروهاى عراق از خاك ايران ديگر به عنوان مسئلهى اصلى جمهورى اسلامى در سرلوحهى برنامهها قرار ندارد ، مع ذلك نبايد فراموش كرد ، جنگ با استكبار تا نابودى قطعى آن ، هم چنان ادامه دارد و ملت نبايد حالت آمادگى خود را براى ايثار و فداكارى از دست بدهد . اين جنگ براى جمهورى اسلامى و انقلاب تنها مسئلهى رفع تجاوز و جبران خسارت وارده نبود بلكه علاوه بر خنثى كردن يكى از توطئههاى بزرگ دشمنان خارجى انقلاب ، در سقوط و به زانو درآوردن نظام جمهورى اسلامى، آزمايش و محك مهمى بود و در تحليل ميزان استقامت و پايدارى و سازش ناپذيرى انقلاب در مقابل فشارهاى سياسى ، نظامى و اقتصادى كه بر آن وارد مىآيد ، نقش مهمى داشت .
پيروزىهاى پىدرپى رزمندگان اسلا تحت تأثير عامل ايمان و اراده و برپايهى ايثار و شهادت ، به ويژه عمليات استشهادى در لبنان و فلسطين ، نگرانى جدى دشمنان انقلاب را فراهم كرده است و موضوع تسلط و يا توازن قوا را كه قبلا بر پايهى اقتدار نظامى و تسليحاتى محاسبه مىگرديد ، با پديدهى جديد و لاينحلى مواجه ساخته است .
در عين حال جمهورى اسلامى كماكان بايد تمام توازن و نيروى خود را در تقويت بنيهى نظامى و فعاليت در صحنهى ديپلماسى براى تحقق خواستههايش به كار گيرد كه اگر چه ذخاير عظيم انسانى و مالى را بايد صرف آن نمود ولى قطعا در تثبيت و تقويت مواضع انقلاب اهميت ويژهاى خواهد داشت و موج تثبيت و استقرار هر چه بيشتر اقتدار ملى در منطقه ، براى تحقق اهداف جهانى آن خواهد گرديد .
به موازات آن ، حل مشكلات اساسى اقتصادى از اهم مسايل انقلاب است . رفع بىعدالتىهاى اقتصادى ، اجتماعى باقى مانده از زمان طاغوت و برقرارى نظام اقتصادى عادلانه اسلامى هنوز مسئلهاى است كه به طور جدى چارچوب و برنامه آن روشن و مشخص نشده است . اين كه تا كى بايد طبقات عظيمى از جامعه كه پايههاى انقلاب بر دوش آنها قرار دارد كماكان از حداقل امكانات زندگى ، محروم باشند در حالى كه اقليت محدودى از طبقات مرفه و متنعم كه جز شكايت از كمبودها و ساير مشكلات انقلاب ، چيز ديگرى براى ارائه ندارند و برخوردار از همهى امكانات هستند ، مسئلهاى است كه بالأخره بايد به آن پرداخت و اين امر همان چيزى است كه مقام معظم رهبرى از آن به مبارزه با فقر ، فساد و تبعيض ياد كرده است .
حل مشكلات روستاها و روستاييان ، كسانى كه توليد كنندگان اصلى ارزاق جامعه هستند و جلوگيرى از مهاجرت بىرويهى آنها به شهرها و حل مسئلهى گسترش روزافزون و بدون برنامهى شهرها نيز از مسايل عمدهاى است كه هنوز چارهاى اساسى براى آن پيدا نشده است . در حالى كه هم اكنون حدود بيش از نيمى از مردم ايران شهرنشين شده و كمتر از نيمى ديگر كه در روستاها هستند به علت عدم بهره بردارى از امكانات ضرورى ، قادر به تأمين نيازهاى اوليهى خود نيز نيستند . با اين وجود ، چگونه كشور ما مىتواند از نظر تأمين ارزاق استراتژيك ، خودكفا شود ؟
مسئلهى تأمين مسكن مردم كه بزرگترين بخش از نگرانىهاى هر خانواده را تشكيل مىدهند و قسمت عمدهى درآمد آنها را مىبلعد نيز از مسايل رفاهى مهم و در عين حال معضل بزرگ جامعه است .
حل مسئلهى بوروكراسى ادارى و اصلاح دانشگاهها و مؤسسات آموزشى نيز از مسايل بسيار مهمى است كه بايد به آنها توجه كافى نمود .
انقلاب اسلامى با همه عظمتى كه برشمرديم هم چون ارمغانى الهى و مائدهاى آسمانى در تاريكترين لحظات از تاريخ ملت ايران به ما ارزانى شد . در حقيقت اين انقلاب وديعهاى است الهى كه خداوند بر ما منت گذارده و ما را لايق دانسته كه در ميان همه نسلها به نسل حاضر و در ميان همه جوامع و ملتها به ملت ما سپرده شود تا در حفظ و گسترش آرمانهاى آن بكوشيم . ملت ما هم تاكنون با تقديم چند صد هزار شهيد و معلول و حضور هميشگى خود در صحنه و مشاركت گسترده در پاسدارى آن با تمام توان كوشيده و بر همه مشكلات و موانع فايق آمده است .
پيروزىهاى چشمگير و شكوفايى روزافزون انقلاب اسلامى خواب راحت را از چشمان همه قدرتهاى استكبارى زدوده است . ترس آنها از اين است كه اگر به اين انقلاب امكان داده شود تا در آرامش به سر برد و ميدانى براى معرفى يك نظام اسلامى پيدا كند ، جاذبه و كشش آن موجب خواهد شد كه نه تنها ملتهاى مسلمان به صورتى غيرقابل مقاومت به طرف آن كشيده شوند بلكه ملل غير مسلمان نيز كه از بلوك بندىها و وضع موجود جهان در رنج و عذاب هستند ، مدل و شيوه ديگرى را در اختيار خواهند داشت كه نمىتوان آنها را از اختيار كردن چنين مدلى بازداشت . بنابراين قدرتهاى استكبارى تا شكست قطعى و نااميدى كامل خود تلاش خواهند كرد براى انقلاب اسلامى دردسر ايجاد كنند و مجدانه براى سرنگونى آن خواهند كوشيد و در آن صورت ادعا خواهند كرد كه ايجاد چنين كمال مطلوبى با عنوان نظام اسلامى عملى نيست و مذهب در حد ايدهآل خود يك رابطه فردى با خدا است يا حداكثر يك فرم رسمى از دولتى است كه در يك كشور مسلمان توسط يك حكمران مسلمان ، اداره مىشود .
بايد هوشيار بود كه هر نوع موفقيت استكبار در اين زمينه ، بزرگترين شكست را براى انقلاب به ارمغان مىآورد و براى سالها بلكه قرنهاى متمادى هر نوع حركت اسلامى را به شكست كشانده و يا در نطفه خفه خواهد كرد .
ملت ايران و رهبران آن اين فرصت و موقعيت را به دست آوردهاند كه آن چه را در قالب مخالفتهاى معنوى و اخلاقى خود با نظام سابق بروز مىدادند در چارچوب سياستهاى مدرن و مدونى پياده كنند . مسايلى از قبيل ماهيت سياست و اقتصاد اسلامى، روابط اجتماعى و برقرارى عدالت اسلامى در جامعه از جمله مسايلى است كه بايد به آنها پرداخت . در حالى كه انقلابهاى بورژوازى - ليبراليستى غربى روى آزادى فرد به قيمت فدا كردن عدالت اجتماعى تكيه مىكنند و انقلابهاى ماركسيستى ، برقرارى عدالت اجتماعى را به قيمت از دست دادن آزادىهاى فردى نويد مىدهند ، اينك انقلاب اسلامى است كه بايد بتواند جامعهاى را به دنيا ارائه دهد كه هيچ كدام از آنها ، فداى ديگرى نشود .
دنياى امروزى ديگر دنياى قبل از انقلاب اسلامى نيست . اينك صفحهى جديدى در تاريخ اسلام باز شده است . شكوه گذشته اسلام مجددا بدان بازمىگردد . دشمنان اسلام ، جنگ دائمى را بر عليه اسلام پى خواهند گرفت . آنها مغرور قدرت مادى خود هستند و دست از عناد و توطئه برنخواهند داشت .
سرنگونى رژيم طاغوت - و آن چه كه نمايانگر آن بود - اگر چه به قيمت جان دهها هزار انسان به دست آمد ، وقتى كه با برنامهها و اهداف عظيمى كه در پيش است ، مقايسه شود به صورت موفقيت كوچكى جلوهگر شده و ابتداى راه را به ما نشان مىدهد .
امروزه صداى تودههاى مسلمان با شعارهاى اسلامى در اقصى نقاط جهان اسلام ، بلند است . تودههاى مسلمان به يمن پيروزى انقلاب اسلامى ايران راهى را انتخاب كردند كه ما طى كرديم . هر نوع غفلت در ادامه راه ، موجبات يأس و سستى آنها را نيز فراهم خواهد كرد . بنابراين بار موفقيتها و شكستهاى ملل ديگر هم بر دوش ما قرار دارد و نبايد از آن غافل بود . و اين در شرايطى است كه دولتهاى اسلامى فعلى نه تنها از نظر سياسى ، اقتصادى و نظامى بلكه از نظر ايدئولوژيك هم جذب اردوگاه استكبار شدهاند . آخرين اميدى كه دشمنان انقلاب داشتند و بدان دل بسته بودند و در عين حال دوستان و ياران انقلاب هم نگران آن بودند ، موضوع رحلت و غيبت رهبر و بنيان گذار انقلاب اسلامى « امام خمينى ( ره ) » از صحنهى انقلاب بود .
از آن جا كه نقش رهبرى در پيروزى و تداوم انقلاب يكى از اركان اصلى و مهم انقلاب بود و تودههاى مردم با شيفتگى و عشق و علاقه زايد الوصفى از رهنمودها و نظرها و دستورهاى ايشان پيروى مىكردند ، دشمنان انقلاب بر اين تصور بودند كه با رحلت امام ( ره ) توده مردم نيز از صحنه خارج شده ، جنگ قدرت براى كسب مقام رهبرى در خواهد گرفت و آن چنان هرج و مرج و اختلاف و نابسامانى ايجاد خواهد شد كه امكان كنترل اوضاع از دست دولت مردان خارج ، و در حقيقت انقلاب به پايان عمر خود نزديك خواهد گشت . با اين وجود حادثهى جان گداز رحلت حضرت امام ( قدس سره الشريف ) در شرايطى رخ داد كه نه تنها آخرين اميدها و آرزوهاى دشمنان انقلاب را تبديل به يأس كرد ، بلكه جهانيان را وادار به اعتراف به اين مسئلهى مهم نمود كه اين انقلاب از استحكام و قدرت و توانايى برخوردار است .
رحلت امام ( ره ) در شرايطى رخ داد كه همهى تصميمات بنيادينى كه مىتوانست براى جانشينان ايشان مشكل آفرين باشد و آنها را به بنبست بكشاند ، اخذ شده بود . به ويژه در چند ماهه آخر حيات ايشان تصميماتى كه در زمينه پذيرش قطعنامه 598 شوراى امنيت ، بركنارى آيتالله منتظرى و صدور فرمان « بازنگرى قانون اساسى » گرفته شده بود ، راه را كاملا هموار ساخت .
از سويى ديگر ، امام با اقدامات ، پيامها و نوشتههاى فراوان خود كه آخرين آنها وصيت نامه سياسى - الهى ايشان مىباشد ، به اندازهاى سنت و رويه و دستورالعمل براى پيروان و رهروان خود باقى گذارده است كه بتوان با تكيه بر آنها راه اصيل و راستين او را تشخيص داده ، انتخاب كرد .
تشييع تاريخى و بىنظير پيكر مطهر امام ( ره ) توسط ملت ايران كه به اعتراف رسانههاى خارجى متجاوز از ده ميليون نفر در آن شركت داشتند و سرعت عمل مجلس خبرگان رهبرى ، در انتخاب « حضرت آيتالله خامنهاى » به عنوان جانشين امام و رهبر ملت ايران با اكثريت قاطع و استقبال يكپارچه اقشار مختلف جامعه از اين انتخاب به دور از هر نوع اختلاف و جناح بندى و بيعت همگانى با رهبرى جديد ، موجبات حيرت جهانيان و در عين حال يأس شديد دشمنان انقلاب را فراهم كرد و نشان داد كه همهى پيش بينىهاى آنها غير واقعى و بر اساس تحليلها و نگرشهاى مادى بوده است .
اگر چه ملت ايران در غم از دست دادن رهبر و مقتداى خود عزادار شد و ديگر آن چهره ملكوتى در ميان ما نيست تا با قدرت معنوى زايد الوصف خود به هنگام بحران و حوادث جانفرسا به ما آرامش بخشد و نگذارد اختلافات درونى جامعه موجب بروز تزلزل در اركان انقلاب شود ، ولى رهنمودها و سنتهاى باقى مانده از آن حضرت و تلاش رهبران جامعه در ادامه راه ايشان ، نويد بخش جامعهى انقلابى مىباشد .
ما در اين مجموعه آن چه را كه بر انقلاب گذشته است به عنوان زمينهها و پيامدها و آن چه را كه در پيش دارد و بايد انجام شود با اجمال و به صورتى كلى بيان كرديم و اينك بايد ببينيم در قبال اين موهبت الهى ، وظيفه فرد فرد ما چيست . ما چه بايد بكنيم تا نه تنها به تكليف خود عمل كرده باشيم بلكه بيشترين تلاش را در حمايت از دست آوردهاى انقلاب و تحقق اهداف متعالى آن انجام داده باشيم .
آن چه را كه يك فرد مسلمان آگاه ايرانى بايد بداند اين است كه هم اكنون پرچم انقلاب اسلامى بر دوش او قرار دارد و اوست كه پيش قراول و پيشاهنگ انقلاب اسلامى جهانى مىباشد اين امر مسئوليتى بس سنگين به بار مىآورد كه هر گونه غفلتى از درك عمق آن و از قبول مشكلات آن عقوبتى سنگين به دنبال خواهد داشت . مهمترين وظيفهاى كه بر دوش نسل حاضر ايرانى مىباشد اين است كه اين امانت و ميراث گرانبها را به نحو احسن حفظ كند و در بارورى آن تلاش كرده ، به آيندگان بسپارد . براى اين كه هر چه بهتر به تكليف خود عمل نماييم بايد اصول زير را مورد توجه قرار داده و به كار بنديم :
1. هرگز در مقابل مشكلات و گرفتارىها ، شكستها و نابسامانىها ، توطئهها و رفتارهاى انحرافى مأيوس و نااميد نگشته ، با توسل به آيه شريفه قرآن كريم « و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا » و استعانت از پروردگار متعال و اطمينان به نصرت و يارى او ، در راه اسلام و انقلاب اسلامى با انگيزهى خالص الهى ، تلاش و مجاهدت كنيم .
2. در عين حال و مهمتر از آن ، در تزكيه نفس كوشيده ، جهادى را كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله آن را جهاد اكبر ناميده است ، سرلوحه برنامههاى خود قرار دهيم تا بتوانيم هم چون سربازى توانا و لايق ، در راه انقلاب اسلامى تلاش خالصانه بنماييم .
3. امروزه براى كسانى كه به عمق وظايف و مسئوليتهاى سنگين خود در قبال انقلاب اسلامى پى مىبرند ، پرداختن به هر كار ديگرى جز مجاهدت براى انقلاب ، امرى نابخشودنى است . همهى اوقات ما ، افكار و برنامههاى ما بايد صرف مبارزه و تلاش براى پيشبرد اهداف انقلاب اسلامى شود .
4. در هر زمان و شرايطى و تحت هر نوع جو سازى ، تهمت و افترا و مسايلى از اين قبيل ، خستگى و يأس به خود راه نداده ، صحنه را خالى نكنيم كه در اين صورت ميدان را براى افراد فرصت طلب و سودجو و ناباب و نالايق بازكردهايم . حضور دائم و پىگير در صحنه مبارزه براى مؤمنين به انقلاب ، تضمين كننده صيانت و موفقيت آن مىباشد .
5. در عين حال هدف اصلى از جهاد و مبارزه بايد تأمين رضاى پروردگار متعال و اداى آن چه كه امام امت ( ره ) تكليف شرعى مىناميدند ، باشد . بنابراين تقواى الهى را يك هدف استراتژيك ندانيم بلكه سرلوحه مبارزه و زندگى خود قرار دهيم . هرگز اصول را فداى موفقيتهاى ظاهرى و زودگذر نكنيم و براى رسيدن به پيروزىهاى دنيايى از راه صواب و تقوا خارج نشويم .
6. با تطبيق زندگى خود با معيارهاى اسلامى، نمونه و الگويى از يك مسلمان مبارز و انقلابى ساخته باشيم و سعى كنيم كردار و گفتارمان با هم مطابقت داشته باشد .
7. بكوشيم با ارتقاى هر چه بيشترى مدارج علمى و افزايش آگاهى خود بار بيشترى از دوش جامعه انقلابى برداشته ، بدين وسيله ضمن جبران محروميت جامعه ، به تحقق سريعتر اهداف انقلاب ، كمك بيشترى كرده باشيم .
در اين صورت خداوند بزرگ هم ما را در اجراى وظايف و تكاليف خود يارى نموده ، موفق خواهد داشت .
و ما النصر الا من عند الله
دفعات نمایش : 53
تاریخ: 1387.6.16
اخبار تاریخ و سیاست
ديگر نمي پذيرم فردي سست بكار گرفته شود
زمينه پيشرفت افغانستان با خروج بيگانگان فراهم ...
اسرائيل توان از بين بردن برنامه هستهاي ايران ...
حفظ فرهنگ و روحيه بسيجي رمز ماندگاري و پيروزي ...
حضرت آيتالله خامنهاي رهبر هستند و من مطيع و ...
افراد متهم به ربودن ديپلمات ايراني دستگير و بازجويي ...
4 ميليون آمريکايي بيکار شدند
احمدي مقدم: در ماجراي کردان آرمانگرايي رجانيوز ...
عنوان مقالات و شاخه ها
آسيب شناسى انقلاب اسلامى
عملیات براندازی در سكوت و نقش ...
مروری بر برخی موسسات تحقیقاتی ...
برخورد دو گانه با پژوهش در مطالعات ...
برشي بر فرقه دمکرات آذربايجان
آفات انقلاب
آفات انقلاب اسلامى
دشمنشناسي لازمه پايداري
آسيب شناسي انقلاب اسلامي از ...
آسيب شناسي انقلاب اسلامي از ...
آفات انقلاب اسلامی
انقلاب نسل ها
آسیب ها ی فرا روی نهضت اسلامی ...
عوامل تداوم انقلاب اسلامی از ...
آسیبشناسی انقلاب اسلامی
کوتاه و خواندنی
تاریخ و سیاست
جنگ کشتارگاه کسانی است که هم دیگر را نمی شناسند و به نفع کسانی است که یکدیگر را می شناسند ولی هم دیگر را نمی کشند.
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
کتابخانه الکترونیکی
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©