|
یارب بریز شهد عبادت به كام ما
ما را زما مگیر به وقت قیام ما
تكبیر چون كنیم مجال سوی[1] مده
در دیده بصیرت والا مقام ما
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
یارب مرا به سلسله انبیا ببخش
بر شاه اولیا، علی مرتضی ببخش
یارب گناه من بود از كوهها فزون
جرم مرا به فاطمه، خیرالنسا ببخش
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
خداوندا كریما كارسازا
عطوفا كردگارا دل نوازا
چگونه شكراین نعمت گزارم
كه فرمودی در این ره رهسپارم
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
دلم جواب بلی میدهد صلای تورا
صلا بزن كه به جان میخرم بلای تورا
ز زلف گو كه ازل تا ابد كشاكش توست
نه ابتدای تو دیدم نه انتهای...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
ای خرد در راه تو طفلی بشیر
گم شده در جستجویت عقل پیر
ای گنه آمرز و عذرآموز من
سوختم صد ره چه خواهی سوز من
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
حضرت رسیدند به دیگری به همین ترتیب امّا ادب كرد و شیر آورد و عرض كرد اگر میخواهید باز هم بیاورم، حضرت دست به دعا برداشت كه خدایا به...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
میثم تمار گفت: شبی از شبها مولای من امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ مرا با خود از كوفه بیرون برد و به سوی صحرا میرفتیم، تا آنكه چون...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نقل فرمودهاند كه: حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد منزل شد در وقتی كه رختخواب خود را پهن كرده...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
روزی جوانی گریه كنان به مجلس حضور امام حسین ـ علیه السّلام ـ حاضر شد، حضرت فرمود: سبب گریهات چیست؟ عرض كرد یابن رسول الله مادرم امروز...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: روزی ابراهیم خلیل اطراف كوه بیت المقدس برای یافتن چراگاهی گردش میكرد تا گوسفندان خود را به آن...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
روزی حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ در مسافرت به شخصی برخوردند و میهمان او شدند. آن شخص پذیرائی شایانی از حضرت نمود، هنگام حركت...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
میدانیم كه یكی از معجزات حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ زنده كردن مردگان بود، روزی شخصی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید: آیا عیسی...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
راه گم كردم، چه باشد گر به راه آری مرا؟
رحمتی بر من كنی واندر پناه آری مرا؟
مینهد هر ساعتی بر خاطرم باری چو كوه
خوف آن ساعت...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
دلا تا به كی از در دوست دوری
گرفتار دام سرای غروری
ز گلزار معنی نه رنگی نه بویی
درین كهنه گنبد نه هایی نه هویی
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
به نام آنكه در جان و روان اوست
توانائی ده هر ناتوان اوست
خطا بخشی كه درملك دو عالم
بود بخشندگی او را مسلّم
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
خم شدم از بار عصیان بارالها، توبه كردم
نفس، سركش؛ حرص، غالب؛ فكر، اند وهم افزون
میكنم اقرار كز من سر زده هر كار زشتی
معترف هستم...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
الهی بیپناهان را پناهی
چه كم گردد ز سلطان گر نوازد
مرا شرح پریشانی چه حاجت
الهی تكیه بر لطف تو كردم
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
... اي خرد در راه تو طفلي بشير
گم شده در جستجويت عقل پير
اي گنه آمرز و عذرآموز من
سوختم صد ره چه خواهي سوز من
خونم از تشويش...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
جائی را بسازید تا تكیهام بر آن باشد و در آنجا بنشینم. اصحاب منبری ساختند به سه پله، حضرت بالای منبر نشستند، چون حضرت خطبه میخواندند،...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |
|
خدايا توئي بنده را دستگير
بود بنده را از خدا ناگزير
توئي خالق بوده و بودني
ببخشاي بر خاك بخشودني
به بخشايش خويش ياريم ده
ز...
سه شنبه 10 دی 1387
|
 |