|
چمران افزون بر فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان در امریكا، در مجامع سیاسیـ ملی ضد رژیم نیز حضور فعال داشت. از آن جمله میتوان به...
پنج شنبه 30 دی 1389
|
 |
|
آخرهای شب، عملیات شروع شد. از جناح چپ دشمن وارد شدیم و خودمان را به جاده رساندیم. آن شب من هم در میان نیروهای عملكننده بودم. وقتی...
پنج شنبه 30 دی 1389
|
 |
|
تو مامِ استقامتي و خط مقدم ايثارى.
تو آن چكاوكِ خونینی كه به رغم خیال خام عقابها از آسمان، قطعهاي براي خود برميداري و آن را آزادي...
پنج شنبه 30 دی 1389
|
 |
|
چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستهجات و گروههاي سياسي و عقيده به هدف بزرگ الهى، جهاد را در راه آن از آغاز زندگى، شروع...
پنج شنبه 30 دی 1389
|
 |
|
مدیر با خودش فكر كرد و به این نتیجه رسید كه حیف است مصطفی در آنجا بماند. خواستش و به او گفت برود «البرز» و با دكتر مجتهدی نامی كه مدیر...
چهارشنبه 29 دی 1389
|
 |
|
خرمشهر پیش از جنگ عراق، عروسی از عروسهای خاورمیانه بود و دیاری كه به خرمی مثالزدنی مینمود. پس از آزادى، به لطفِ فرزندان غيورش در...
چهارشنبه 29 دی 1389
|
 |
|
امروز روز پنجم است که در محاصره هستيم. آب را جـــيره بندي کرده ايم. نان را جيره بنــــــدي کرده ايم. عطــش همه را هلاک کرده است، هـــمه...
سه شنبه 28 دی 1389
|
 |
|
57 روز از فتح فاو گذشته بود که حاج محسن رضایی گفت اگر مهمات نرسد باید دستمان را ببریم بالا . من بلافاصله به دمشق رفتم و سریع برگشتم...
سه شنبه 21 دی 1389
|
 |
|
در تفحص شهدا، دفترچه یادداشت یک شهید 16 ساله پیدا شد که گناهان هر روزش را در آن یادداشت می کرد،گناهان یک روز او این ها بود:
سجده...
سه شنبه 21 دی 1389
|
 |
|
کارش شده بود التماس. انگار مادر اصلا صدايش را نميشنيد. اولش دلگير ميشد، ولي به خودش دلداري ميداد: «اينقدر ميگم تا مادرم رضايت بدهد.»...
یک شنبه 19 دی 1389
|
 |
|
گفتن بعضی از حرف ها و بیان آن ها شاید شعارگونه باشد یا گاهی سخنی گزاف . اگر می گویم شعار برای آن دسته از افرادی که همیشه نوک بینی که...
پنج شنبه 16 دی 1389
|
 |
|
قبل از شروع عمليات والفجر 4 عازم منطقه شديم و چادرها را سر پا كرديم. شبي برادر زين الدين با يكي دوتاي ديگر براي شناسايي منطقه آمده...
دوشنبه 13 دی 1389
|
 |
|
تا 25 آبان 59 سوسنگرد زير آتش بود، مهمات نبود، بنيصدر به كارشكنيهايش ادامه ميداد، حملات عراق با حمايت استكبار شدت يافته بود، امام...
دوشنبه 13 دی 1389
|
 |
|
در نامه مقام معظم رهبري به سرهنگ قاسمي آمده است: به نظر و تشخيص ما بايد به همان روال كه عصر صحبت شد پيش برود و تيپ آماده باشد كه صبح...
یک شنبه 12 دی 1389
|
 |
|
داخل کانال پناه گرفته بودیم. آتش دشمن روی خط مقدم ما در "خرمشهر " فوق العاده شدید بود. هر کس برای تیراندازی سرش را بالا می برد، بلافاصله...
دوشنبه 6 دی 1389
|
 |
|
بانوان ایران زمین در طی جنگ تحمیلی با پیروی از مکتب عاشورا و پیام رسان آن زینب کبری حماسههای فراموش نشدنی آفریدند که تا همیشه تاریخ...
چهارشنبه 1 دی 1389
|
 |
|
هویزه که آزاد شد، از شهر خرابهای مانده بود که وصفش روی تابلویی در میانهی شهر دیده میشد«این جا زمانی هویزه بوده است»
هویزه که تنها...
یک شنبه 21 آذر 1389
|
 |
|
نام بلندِمَهدی زينالدّين درسال 1338 در انبوه زمينيان درخشيد و هستيِ آسمانياش در خاك تجلّي يافت. او در خانوادهاي مذهبي و متديّن متولّد...
چهارشنبه 17 آذر 1389
|
 |
|
نمى دانم روز چندم جنگ است. كوچه ها خلوت تر شده اند و سر و صداها بيشتر. در اطراف خانه ما نزديك مسجد جامع و بازار سفا خرابى ديده نمى...
سه شنبه 16 آذر 1389
|
 |
|
ريزه بود و استخواني، اما فرز، چابك، بازي گوش و سر و زباندار. ده ساله بود. اسمش بهنام بود، بهنام محمدي راد، بچه خرمشهر، متولد 1345....
سه شنبه 16 آذر 1389
|
 |