|
نامش على بود و همچون مولايش اهل قناعت و درد. با تجمل و اسراف و به خصوص سفرههاى رنگارنگ، ميانهاى نداشت. براى چند روز مرخصى به شهر...
پنج شنبه 20 بهمن 1390
|
 |
|
پس از جنگ جهاني دوم و جنگ سرد، دنيا زدگي اين بيمار مسري قديمي شدت يافت . به طوري كه تقريبا تمام زمين را فرا گرفته بود و هيچ پزشكي هم...
چهارشنبه 19 بهمن 1390
|
 |
|
مش رحیم نشسته بود توی امامزاده. سجده رفته بود و دعا می کرد. از خدا می خواست فرزندش صحیح وسالم به دنیا بیاید. می خواست هم فرزندش سالم...
سه شنبه 18 بهمن 1390
|
 |
|
سه روز قبل از سفر رهبر انقلاب، براي اينكه حال و هواي مردم را از نزديك ببينيم به روستايي در40 كيلومتري كرمانشاه رفتيم. روستاي «قيسوند»...
یک شنبه 16 بهمن 1390
|
 |
|
وجه تمایز عمده گروهک فرقان با گروهک مجاهدین خلق موضوع نفاق بود. به تعبیر برخی از همرزمان این شهید از نگاه او نفاق در میان گروهک فرقان...
شنبه 15 بهمن 1390
|
 |
|
اکنون در سعادتگاه عشق و شهادت در حجلهگاه خون، عروس سرخ شهادت را در برمیگیرم و به دنبال خط سرخی که از لابهلای گونیهای سنگرم و اثر...
پنج شنبه 13 بهمن 1390
|
 |
|
غلامعلي علاوه بر اين که استاد و فرمانده ما در جبهه بود، غمخوار همه بچهها بود، وقت غذا خوردن ميآمد همه بچهها را سر سفره مينشاند...
چهارشنبه 12 بهمن 1390
|
 |
|
شهيد «محمدحسين ذوالفقاري» در دهمين روز از بهار 1348 مقارن با ماه محرم در خانوادهاي عاشق اهل بيت عصمت و طهارت در شهيديه ميبد به دنيا...
سه شنبه 11 بهمن 1390
|
 |
|
سه روز قبل از سفر رهبر انقلاب، براي اينكه حال و هواي مردم را از نزديك ببينيم به روستايي در40 كيلومتري كرمانشاه رفتيم. روستاي «قيسوند»...
دوشنبه 10 بهمن 1390
|
 |
|
آذر حادثه تلخي براي ملت ايران رخ داد که تلخي آن هنوز پس از گذشت يک سال در کام ملت علمدوست، معتقد و متعهد ايران حس ميشود؛ روزي که...
یک شنبه 9 بهمن 1390
|
 |
|
روستاي «كوخان» تا شهر بانه سي كيلومتر فاصله دارد. وقتي ارتفاعات «زروار»، «كاني سور» و «تپه سبز» آزاد شد به اين روستا رسيديم. پس از...
یک شنبه 9 بهمن 1390
|
 |
|
عي اصغر رجبي کلاس سوم راهنمايي از مدرسه راهنمايي ابوذر، منطقه هفده، آخرين نفري است که در اين سفر با او مصاحبه ميکنم. وقتي ميپرسم...
چهارشنبه 5 بهمن 1390
|
 |
|
سردار شوشتری دستهایش را به علامت کسب اجازه برای سخن گفتن بالا می کند ولی به یکباره رها می کند و می گوید هرچه شما امر کنید، قبول می...
چهارشنبه 5 بهمن 1390
|
 |
|
خدايا تو بنگر كه كدامين نيكوكارتر است ببين كه فرزندان ابراهيم چگونه اسماعيل وار به قربانگاه آزمايشي مي شتابند و پيروزمندانه جان مي...
چهارشنبه 28 دی 1390
|
 |
|
عمليات «والفجر 4» بود. شب سوم عمليات، توي سنگر بوديم، از شدت خستگي عمليات آن هم در يک منطقه کوهستاني، همراه غلامحسن و چند تا از بچهها...
چهارشنبه 28 دی 1390
|
 |
|
سال 1330 در آذر شهر تبريز چشم به جهان گشود و به ياد جوان رعناي بني هاشم، علياكبر نام گرفت. آغوش خسته پدر و دستان پينه بسته مادر، از...
سه شنبه 27 دی 1390
|
 |
|
برادر شهيد ميگويد: يك بچه يهودي در كوچه ما بود كه بعضي وقتها اذيت ميكرد، يك بار سعيد با او درگير شد و به او سيلي زد. بقيه بچهها...
یک شنبه 25 دی 1390
|
 |
|
استاد شهريار بين شهداي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي تفاوتي قايل نيست؛ او در ادامه قصيده خود، ياد استاد کامران نجاتاللهي را گرامي ميدارد...
دوشنبه 19 دی 1390
|
 |
|
اين محفل بسيار لذت بخشي است.حداقل براي من بسيار شيرين و لذت بخش بوده ديدن دوستان و ياران قديمي و استادان خودم، من چند نكته را در محضر...
یک شنبه 18 دی 1390
|
 |
|
از روزي که شنيده بود يکي از فرماندهان سپاه براي زيارت به کربلا آمده، در پوست خويش نميگنجيد، ميخواست خاطرهاي که سالها بر دل و روح...
شنبه 17 دی 1390
|
 |