برای پدر و مادر شناخت نيازهای جسمی فرزندشان آسان است. مثل تغذيه، لباسهای گرم به هنگام سرما، زمان خواب در ساعت مناسب. ولی نيازهای روحی و احساسی کودک ممکن است مشخص نباشد. سلامت روانی کودک باعث میشود تا بچهها خوب تفکر نمايند، پيشرفت اجتماعی داشته و مهارتهای جديد را به خوبی بياموزند. علاوه بر اين، دوستان خوب و کلمات تشويقآميز از جانب بزرگسالان همه برای کمک به پيشبرد اعتماد به نفس و ايجاد عزت نفس مهم بوده و نگرش او را نسبت به زندگی بهبود میبخشد.
به کودکان محبت بدون قيد و شرط نثار کنيد عشق، امنيت و پذيرش بايد در قلب افراد خانواده باشد.کودکان نياز دارند تا مطمئن شوند که عشق شما بستگی به اعمال آنها ندارد. اشتباهات و شکستها را بايد انتظار داشت و پذيرفت. اعتماد در خانهای رشد میکند که مملو از محبت و توجه بیقيد و شرط باشد.
اعتماد و عزت نفس کودکان راپرورش دهيد آنها را تحسين کنيد تشويق کودکان به برداشتن اولين قدمها و يا ترغيب توانايی آنها برای يادگيری يک بازی جديد به بچهها کمک میکند تا برای کشف و آموختن در باره محيطشان تمايل پيدا کنند. بگذاريد کودکان در محيطی امن، که صدمهای به آنها وارد نشود، بازی کنند و چيزهايی کشف نمايند. گاهگاهی با لبخند زدن و صحبت کردن به آنها اطمينان ببخشيد. در فعاليت آنها شرکت داشته باشيد. توجه شما در به وجود آوردن اعتماد به نفس و عزت نفس آنها مؤثر میباشد.
اهداف معقول تعيين نماييد بچههای کوچک نياز به اهداف واقعبينانه دارند که آرزوهای آنها را با توانايیهايشان مطابقت دهد. بچههای بزرگتر با کمک شما میتوانند فعاليتهايی را انتخاب نمايند که توانايیهای آنها را آزموده و اعتماد به نفسشان را زياد نمايد.
صادق باشيد شکستهايتان را از کودکان پنهان نکنيد. برای آنها مهم است که بدانند همه ما اشتباه میکنيم. اين مسئله بسيار اطمينانبخش است که بدانند بزرگترها بینقص نيستند.
از اظهار نظرهای کنايهآميز پرهيز کنيد اگر بچهای در يک بازی میبازد يا از امتحانی رد میشود، توجه کنيد که احساس او در باره اين موقعيت چيست. کودکان ممکن است مأيوس شده و نياز به گفتگويی تحرکبخش داشته باشند. بعدا وقتی آمادگی داشتند با آنها گفتگو کرده و به آنها اطمينان خاطر ببخشيد. بچهها را تشويق کنيد که نه تنها تمام تقلای خود را به کار گيرند و کار را به بهترين وجه انجام دهند بلکه از پيشرفت کار نيز لذت ببرند. فعاليتهای جديدی را که به کودکان کارهای گروهی، اعتماد به نفس و مهارتهای تازه را آموزش میدهد امتحان کنيد.
برای بازی وقت بگذاريد بچهها را به بازی کردن تشويق کنيد برای بچهها بازی فقط سرگرمی است. زنگ تفريح برای رشد آنان به اندازه غذا و مراقبت مهم است. زنگ تفريح به کودکان کمک میکند تا خلاق بوده، مهارتهای حل مشکلات را بياموزند و کنترل شخصی را ياد بگيرند. بازیهای سخت که شامل دويدن و فرياد زدن میباشند نه فقط تفريح هستند، بلکه به بچهها کمک میکنند تا از نظر جسمی و روانی سالم باشند.
کودکان به همبازی نياز دارند بعضی وقتها برای بچهها مهم است که زمانی را با همسن و سالان خود بگذرانند. از طريق بازی با ديگران کودکان توانايیها و ضعفهای خود را کشف میکنند و ياد میگيرند که با ديگران کنار بيايند. برای بچهها برنامه مناسب از طريق همسايهها، گروههای اجتماعی محلی، مدارس، پارک محل خود در نظر بگيريد.
والدين میتوانند همبازیهای خوبی باشند در شادی او شريک شويد! نقاشی کردن و مانند آن با کودک فرصت خوبی را برای شما فراهم میکند تا با او در محيطی آرام به گفتگو بنشينيد.
بازی برای شادی برنده شدن به اندازه شرکت کردن و لذت بردن از فعاليتها مهم نيست. يکی از مهمترين سؤالاتی که از بچهها میپرسيد بايد اين باشد که: «لذت بردی؟» نه «برنده شدی؟» در جامعه هدفگرای ما فقط موفقيت و برنده شدن مورد توجه قرار میگيرد. اين طرز تلقی میتواند برای کودکانی که با فعاليتهای جديد میآموزند و تجربه میکنند مأيوسکننده باشد. برای بچهها شرکت کردن و لذت بردن مهم میباشد.
استفاده از تلويزيون سعی کنيد از تلويزيون به عنوان پرستار کودک استفاده نکنيد. برای کودکان برنامههای خاصی را از تلويزيون انتخاب کنيد. بعضی برنامهها علاوه بر سرگرمکنندگی آموزنده نيز میباشند.
مدرسه بايد نشاطانگيز باشد شروع مدرسه رويدادی بزرگ برای بچهها است. «مدرسهبازی» میتواند روشی مثبت برای دادن برداشتی کلی از زندگی در مدرسه به آنها باشد. سعی کنيد آنها را در يک مهد کودک يا محيطی نظير آن ثبت نام کنيد تا فرصت با کودکان ديگر بودن و دوست پيدا کردن را برايشان فراهم آوريد. کودکان میتوانند اصول اوليه آموزشی، تصميم گرفتن و با مشکلات کنار آمدن را بياموزند.
راهنمايی مناسب و انضباط آموزنده فراهم نماييد کودکان برای کشف و پيشبرد مهارتهای جديد و عدم وابستگی نياز به فرصت دارند در ضمن بايد بياموزند که رفتارهای خاصی غير قابل پذيرش بوده و آنها بايد مسئول نتايج اعمال خود باشند. کودکان به عنوان عضوی از خانواده بايد از قوانين واحد خانواده پيروی کنند. به آنها راهنمايیها و انضباطی عرضه کنيد که مناسب و دايمی باشند. بچهها اين مهارتهای اجتماعی را با خود به مدرسه و در نهايت به محيط کار میبرند.
پيشنهادهايی برای راهنمايی و ايجاد انضباط ـ محکم باشيد؛ اما مهربان و واقعبين در انتظارات خود. بالندگی کودکان بستگی به محبت و تشويق شما دارد. ـ مثال خوبی باشيد؛ نمیتوانيد از فرزند خود انتظار خويشتنداری و خودداری داشته باشيد در حالی که خود اين گونه رفتار نمیکنيد. ـ از رفتار کودک انتقاد کنيد نه خودِ او؛ به جای اينکه بگوييد «تو دختر يا پسر بدی هستی» بهتر است بگوييد «کاری که انجام دادی بد بود». ـ از غر زدن، تهديد کردن و رشوه دادن خودداری کنيد؛ بچهها ياد میگيرند که نقزدنها را نديده بگيرند. تهديد کردن و رشوه دادن نيز مؤثر نيست. به بچهها دلايل اينکه چرا آنها را به انضباط عادت میدهيد و نتايج نهايی اعمال آنها چه خواهد بود را شرح دهيد. ـ در باره احساسات خود با آنها صحبت کنيد؛ همه ما گاهگاهی عصبانی میشويم. اگر شما «از کوره در رفتيد»، در باره آنچه اتفاق افتاده بود با او صحبت کنيد و دليل عصبانيت خود را با او در ميان بگذاريد. اگر کار شما اشتباه بود، از او معذرت بخواهيد. به خاطر داشته باشيد هدف، کنترل کودک نيست، بلکه کمک به او برای يادگيری خويشتنداری میباشد.
خانهای امن و مطمئن آماده کنيد گاهی ترسيدن برای کودک مفيد میباشد. هر کسی در زمانی از زندگی خود از چيزی میترسد. ترس و اضطراب نتيجه تجاربی است که آنها را درک نمیکنيم. اگر فرزندان شما ترسهايی دارند که از بين نمیروند و رفتار آنها را تحت تأثير قرار میدهد، اولين اقدام شما بايد اين باشد که ببينيد چه چيز آنها را میترساند. محبت بورزيد، صبور باشيد و به آنها اطمينان خاطر ببخشيد، نه اينکه انتقاد کنيد. به ياد داشته باشيد که ترس ممکن است برای بچهها واقعی باشد.
علايم ترس ادا و اصولهای عصبی، خجالت، کنارهگيری و رفتار پرخاشگرانه ممکن است علايم ترسهای بچهها باشد. تغيير در خوردن و خوابيدن طبيعی ممکن است نشاندهنده ترسی بيمارگونه باشد. کودکانی که خود را به بيماری میزنند و يا هميشه اضطراب دارند، ممکن است مشکلاتی داشته و نياز به توجه دارند. ترس از مدرسه میتواند بعد از يک رويداد تنشزا نظير رفتن به منزل جديد، تغيير مدرسه و يا بعد از حادثهای در مدرسه اتفاق افتد. بچهها معمولاً بعد از مدتی در خانه ماندن به علت تعطيلات و يا بيماری دوست ندارند به مدرسه برگردند.
چه موقعی نياز به کمک هست پدر و مادر و افراد خانواده معمولاً اولين کسانی هستند که متوجه میشوند کودک مشکلاتی از نظر احساسی و رفتار دارد. مشاهدات شما به اضافه مشاهدات معلمان و ساير مراقبان باعث میشود تا شما در جستجوی کمک برای فرزندتان باشيد. اگر نسبت به مشکلی مظنون هستيد و يا سؤالی داريد با متخصص کودکان مشورت کرده و يا با متخصص سلامت روان تماس بگيريد.
علايم هشداردهنده اختلالات روحی يا احساسی کودک علايم زير ممکن است نشاندهنده نياز به ارزيابی و کمک تخصصی باشد: * کوتاهی در انجام تکاليف مدرسه؛ * نمرههای کم علیرغم کوشش زياد؛ * اضطراب و نگرانی دايمی؛ * امتناع مکرر از رفتن به مدرسه يا شرکت در فعاليت بچهها؛ * بيشفعالی يا بيقراری؛ * کابوسهای دايمی شبانه؛ * پرخاشگری و ناآرامی دايمی؛ * کجخُلقی هميشگی؛ * افسردگی، غم، زودرنجی. سلامت روحی و جسمی فرزند شما هر دو مهم هستند
نيازهای اوليه برای سلامت جسمی کودک: ـ غذاهای مغذی؛ ـ خواب و سرپناه کافی؛ ـ ورزش؛ ـ مصونيتها؛ ـ محيط زندگی سالم؛ نيازهای اوليه سلامت روحی کودک: ـ خانواده بامحبت و حامی؛ ـ فرصت برای صحبت کردن با خانواده؛ ـ فرصت برای بازی با کودکان ديگر؛ ـ امنيت و آرامش؛ ـ راهنمايی و انضباط مناسب.
منبع: نشريه National Mental Health Association |