مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
حکومت عدل جهانی
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 1770    یک شنبه 14 تیر 1388 

 نگاهی به برخی از مشکلات رواني زنان و علل آن‏


نگاهی به برخی از مشکلات رواني زنان و علل آن‏

مقدمه‏

يکي از اساسي‏ترين مقوله‏هاي حيات بشري مسئله زنان است. به ميزان توجه به موضوع زنان، جامعه از سلامت و پويايي و تعالي برخوردار مي‏گردد و بدون اهتمام و تلاش به مسائل اين گروه، امکان برخورداري از نسلي سالم، خلاق، پرتحرک و پويا وجود ندارد؛ چرا که زنان نيمي از پيکره جامعه‏اند و تأثيري مستقيم در سعادت و شقاوت نيم ديگر اين پيکره دارند. لذا توجه بر زنان در واقع يعني توجه به تمامي پيکره انساني. اين نوشتار پژوهشي است درباره برخي از مسائل و مشکلات رواني زنان که عمدتاً از بي‏توجهي به نيازهاي اساسي آنان نشئت مي‏گيرد. از نظر پژوهشگران و آسيب شناسان مسائل زنان، يکي از عوامل سوء رفتار در زنان، نابه‏ساماني‏هاي رواني و بي‏توجهي به نيازهاي رواني اين قشر آسيب‏پذير است. بر پايه گزارش يکي از مسئولان قضائي کشور، بررسي‏ها و تحقيقات به عمل آمده حکايت از اين دارد که در رأس عوامل بزهکاري در قشر زنان، مسئله اختلالات رواني قرار دارد. در اين نوشتار سعي بر اين است که از اين زاويه به مسائل و مشکلات زنان توجه گردد؛ چراکه با نگاه همه جانبه و دقيق است که مي‏توان مشکلات را شناخت و در پي آن، راهکارها و راهبردهايي مؤثر و به دور از هر گونه افراط و تفريط براي حلّ مسائل و معضلات جدي زنان عرضه کرد. مبحث اول: آسيب پذيري رواني زنان‏ بر اساس گزارش 1970 - 1980 مؤسسه ملي بهداشت و سلامت روان، بيماري‏هاي رواني ميان زنان رايج‏تر از مردان است و بيش‏ترين مراجعان به درمانگاه‏هاي روان پزشکي، بيمارستان‏هاي رواني، بيمارستان‏هاي عمومي و درمانگاه‏هاي سرپايي روان پزشکي را زنان تشکيل مي‏دهند. در پژوهش‏هاي گسترده چسلر و همکاران، گزارش شده است که در سال‏هاي اخير، زنان بيش‏ترين مراجعان به درمانگاه‏هاي رواني و درمانگاه‏هاي سرپايي بوده‏اند. پژوهش‏ها در دهه‏هاي اخير نشان مي‏دهد که ميزان ابتلاي زنان به بيماري‏هاي رواني بيش‏تر است. از 35 پژوهش انجام گرفته در اين زمينه توسط گوو در 34 مورد ميزان بيماري‏هاي رواني زنان بيش‏تر از مردان است. اختلالاتي چون درماندگي، اضطراب، افسردگي، وسواس،... به طور کلّي بيماري‏هاي رواني و اختلالات رفتاري موجب درهم ريختگي رواني و شخصيتي مي‏شود. به عبارت ديگر، بنابر تعبير روان پژوهشان موجب بي‏نظمي‏هايي در رفتار مي‏شود. و چنين افرادي به عنوان شخصيت‏هاي ناهنجار يا شخصيت‏هاي ناسازگار معرفي مي‏شوند. در مجموع مي‏توان ادعا کرد که منشأ بسياري از رفتارهاي سوء زنان و مشکلات و مسائل شخصيتي آن‏ها ناشي از اختلالات و نابه‏ساماني‏هاي رواني در آنان است؛ چرا که بنابر اعتقاد روان شناسان ميزان آسيب پذيري زنان در مقابل بيماري‏هاي رواني زيادتر از مردان است که اگر به صورت جدّي به منشأ اختلالات رواني آنان و هم‏چنين مکانيسم‏هاي دفاعي آنان نيز توجه گردد، بسياري از مسائل و مشکلات فرهنگي و رفتاري زنان حل خواهد شد. اينک به صورت گذرا، به اختلال‏هاي رفتاري و هم‏چنين رويکردهاي درماني رواني زنان اشاره مي‏کنيم. اختلال‏هاي رفتاري از ديدگاه روان شناسي‏ در روان‏شناسي وقتي سخن از اختلال‏هاي رفتاري به ميان مي‏آيد، منظور بي‏نظمي‏هايي است که در رفتار ديده مي‏شود و زير عناوين بيماري‏هاي رواني، رفتارهاي ناهنجار و شخصيت‏هاي ناهنجار يا شخصيت‏هاي ناسازگار قرار مي‏گيرد. البته تشخيص مرز بين سلامت و بيماري، بهنجاري و ناهنجاري يا سازگاري و ناسازگاري در روان‏شناسي بسيار مشکل است. به طور کلّي در روان‏شناسي، افرادي که نتوانند تعارض‏هاي خود را با شيوه‏هاي مناسب حل کنند، جزء کساني به حساب مي‏آيند که اختلال‏هاي رفتاري يا بيماري‏هاي رواني دارند. روان شناسان فردي را از نظر رواني سالم يا هنجار مي‏دانند که: 1. فعاليت‏هاي او آشکارا جزء فعاليت‏هايي باشد که در اجتماع مورد قبول است. 2. به فعاليت‏هاي خود علاقه نشان دهد و در مجموع از زندگي خود راضي باشد. به طور کلي مي‏توان گفت انسان بهنجار و سالم کسي است که هدفي اجتماعي پسند دارد، از دنبال کردن هدف خود خرسند است و در مجموع از زندگي خود اظهار رضايت مي‏کند. در مقابل، کسي که هدفي اجتماع پسند ندارد و همواره با خود و اجتماع خويش در کشاکش است و از زندگي نيز سودي نمي‏برد، فردي ناهنجار يا بيمار رواني است.(پاورقي 1 . حمزه گنجي، روان‏شناسي عمومي، ص 357.) گفتني است که در يک جامعه ديني، انسان بهنجار و سالم بايد هدف خداپسند داشته باشد. به عبارت ديگر، يک رفتار بهنجار در جامعه ديني رفتاري است که مورد پسند خداوند متعال باشد. لذا در چنين جامعه‏اي رضايت و عدم رضايت الهي در سلامت روان نقش بسيار مهمي دارد. بيماري‏هاي رواني يا ناهنجاري‏هاي شخصيت را از نظر شدت و ضعف به دو گروه تقسيم مي‏شوند: نوروزها و پسيکوزها. نوروز عبارت است از اختلالي رواني که عملکردهاي اصلي شخصيت را در بر نمي‏گيرد و فرد به آن آگاهي دارد. از انواع بسيار رايج و شناخته شده نوروزها مي‏توان اضطراب، وسواس ترس‏هاي مرضي و هستيري را نام برد. افراد نوروتيک ويژگي‏هاي مشترکي دارند؛ مثلاً خود را ناراحت احساس مي‏کنند، نقش اجتماعي خود را از ياد مي‏برند و در مقابل ديگران حالت پرخاشگري دارند، دچار اختلال در خواب مي‏شوند و روابط جنسي آن‏ها مختل مي‏شود (سرد مزاجي، ناتواني، اجتناب از ارضاي نياز جنسي). هم‏چنين بسيار خسته به نظر مي‏رسند. در اين بحث به نوروزهايي مي‏پردازيم که کاملاً جنبه رواني داشته و در زنان شيوع بيش‏تري دارند. اين گونه نوروزها اصطلاحاً «پسيکو نوروز» ناميده مي‏شود. اختلال‏هاي رفتاري شايع در زنان‏ از مجموع اختلال‏هاي رواني، سه نوع اختلال در زنان رواج بيش‏تري دارد. اختلالات شايع در يمان زنان - که از عدم تعادل رواني ناشي مي‏شود - به ترتيب عبارت‏اند از: افسردگي، وسواس، و هيجان زدگي. به طور مختصر به شرح برخي از آن‏ها مي‏پردازيم: 1. افسردگي‏ نابه‏ساماني رواني افسردگي از جمله اختلالات رايج در ميان زنان است. تحقيقات مايزا و ايزمن و همکارانش نشان مي‏دهد که شيوع افسردگي در زنان بيش‏تر است. زنان در 20 تا 26% طول عمر خود، در خطر ابتلا به افسردگي هستند و ميزان بستري شدن در بيمارستان 6% است، در حالي که اين ميزان در مردان 8 تا 12% و ميزان بستري شدن آن‏ها 3% است. به طور کلي زنان تا سه برابر مردان در هجوم افسردگي هستند. در تحقيقاتي که در سي کشور جهان به عمل آمده، نتايج بيان‏گر غلبه افسردگي در زنان است.(پاورقي 1 . جوان بوريس آنکو، جلوه‏هاي زندگي يک زن.) 2. وسواس‏ يکي ديگر از اختلالات رفتاري رايج در ميان زنان وسواس است. وسواس يعني دودلي در کارها و ترديدي که در ضمير انسان پديد مي‏آيد. وسواس عبارت از احساس يا انديشه‏اي است که به طور دائم در ذهن خطور مي‏يابد و اغلب رنج آور است. وسواس، انديشه‏اي بسيار سمج، دردآور و مولد اضطراب‏هاي شديد است و نتايج جسمي و رواني خاص خود را دارد؛ بسياري از اعمال فرد را تعيين مي‏کند و اغلب با بحران‏هايي همراه است. فرد وسواس به پوچي وسواس به خود آگاهي دارد و دائماً در حال نبرد به سر مي‏برد. رايج‏ترين نوع وسواس به تناسب مسئوليت و درگيري با امور خانه‏داري، در بين زنان وجود دارد و آن وسواس در پاکي و نجسي است. وسواس مي‏گويد: ... کاملاً قبول دارم که نبايد دست‏هايم را اين قدر بشويم... شب و روز به اين فکر هستم و دائماً آن را تکرار مي‏کنم... اما حتي يک قدم هم نمي‏توانم عقب‏نشيني کنم. 3. هيجان‏زدگي‏ يکي ديگر از مشکلات و مسائل رواني زنان هيجان زدگي است. نظريه پردازان روان پژوه معتقدند انسان‏هايي که داراي نقش‏هاي متعدد و مختلف در زمان واحد مي‏گردند، دچار تعارض نقش مي‏شوند که اين تعارض موجب هيجان زدگي آن‏ها مي‏گردد؛ چراکه زنان تحمل پذيرش مسئوليت‏هاي سنگين و متعدد را ندارند و اگر اموري را در حدّ خارج از توان به آن‏ها تحميل شود موجب مسخ رواني و هيجان‏زدگي مي‏شود. جان گري، روان‏شناس مشهور امريکايي مي‏گويد: زنان چون داراي ديدي بسيار باز و گسترده هستند، احتياجات ديگران آن‏ها را خيلي زود کلافه مي‏کند. زنان در آن واحد حواس خود را به چندين موضوع و شکل معطوف مي‏دارند و يکي از عواملي که باعث مي‏شود زنان زود کلافه شوند اين است که خيلي سريع توانايي خود را تعيين تقدم امور از دست مي‏دهند و نمي‏دانند کدام يک از مسائل را زود بررسي کنند.اين حالت سبب مي‏شود که زودتر مغشوش و آشفته شوند و يک دفعه احساس مي‏کند توانايي انجام هيچ کاري را ندارند.(پاورقي 1 . زنان، مردان، روابط، ص 115.) مولاي متقيان عليعليه السلام در وصيت خود به امام حسن در اين باره مي‏فرمايد: و لاتملک المراة من امرها ما جاوز نفسها؛ فان المراة ريحانه و ليست يقهرمانه؛(پاورقي 2 . نهج البلاغه، نامه 31.) به زن بيش از حد خود تحميل مکن؛ زيرا زن هم‏چون شاخه گل است نه قهرمان. مبحث دوم: عوامل مؤثر در ايجاد اختلالات رفتاري در زنان‏ مطالعات روان شناسان نشان مي‏دهد عاملي که موجب رفتار انسان مي‏شود و او را به فعاليت وا مي‏دارد «انگيزه» است. بنابراين مي‏توان گفت انگيزه جايگاه بسيار مهمي در زندگي موجود زنده دارد و اولين عنصر تشکيل دهنده رفتار است و رابطه مستقيمي ميان انگيزش و احتياجات اساسي انسان وجود دارد. مهم‏ترين انگيزه در انسان، تأمين احتياجات اساسي است؛ به اين معنا که در صورت بي‏توجهي به احتياجات اساسي، تعادل انسان به هم مي‏خورد چرا که زندگي يعني تلاش براي‏ برقرار کردن تعادل که دائماً در حال به هم خوردن است. پس عامل اساسي در رفتار انسان انگيزه است و آن‏چه در انسان ايجاد انگيزش مي‏کند احتياجات اساسي است. مطالعات و تحقيقات زيست شناسان و روان شناسان حاکي از اين واقعيت است که تأمين يا عدم تأمين احتياجات اساسي انسان در بهداشت بدني و رواني افراد تأثير فراوان دارد و يکي از عوامل مؤثر در رفتار انسان اين مسئله است. احتياجات اساسي انسان عبارت‏اند از: 1. احتياجات بدني: عدم تأمين احتياجات بدني نه تنها رشد بدني را متوقف مي‏سازد بلکه آثار رواني هم دارد و در رفتار انسان موثر است. 2. احتياجات رواني: اين احتياجات به اندازه احتياجات بدني براي انسان ضروري است و عدم يا تأمين اين احتياجات تأثير جدي بر رفتار انسان دارد. منشأ بسياري از اختلالات رفتاري رايج در ميان زنان - که پيش‏تر به آن اشاره کرديم - عدم توجه و تأمين احتياجات رواني است؛ مسئله‏اي که متأسفانه در جامعه ما کم‏تر مورد توجه قرار مي‏گيرد. در اين جا صرفاً به آن دسته از احتياجات اساسي مي‏پردازيم که براي زنان نقش اساسي‏تري دارد. احتياج به محبت و نقش آن در سلامت روان زن‏ افراد بشر، به ويژه زنان؛ در هر دوره از زندگي به محبت نياز دارند. عدم تأمين اين احتياج در زنان سبب پيدايش تشويش و اضطراب در آنان مي‏شود. دردناک‏ترين مصيبت زندگي زن، فقدان محبت يعني نداشتن فرد يا افرادي است که او را دوست داشته باشند و به او ابراز علاقه نمايند و در واقع دوستي‏ها و فداکاري‏هاي او را پاس دارند. اگر اين نياز اساسي زن مورد غفلت و فراموشي قرار گيرد فضاي زندگي براي او آميخته يا ناامني و تعارض رواني و خمودي و مرگ عاطفي خواهد شد. «يک زن‏ فقط وقتي زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مايه حيات اوست.»(پاورقي 1 . لذات فلسفه، ص 141.) در روايات به مسئله محبت به دختران و زنان بسيار تأکيد شده است. امام صادقعليه السلام فرموده‏اند: «من اخلاق الانبياء حب النساء».(پاورقي 2 . کافي، ج 5 ، ص 32.) در بيان ديگري آن حضرت مي‏فرمايند: «گمان نمي‏کنم مردي در قلمرو ايمان، به جايگاه فراتري دست يافته باشد، مگر اين که علاقه‏اش به زنان، افزون شده باشد.» در اهميت مسئله همين بس که محبت به زنان از اخلاق انبيا است و رابطه تنگاتنگي بين افزايش ايمان با افزايش محبت به زنان وجود دارد. اگر ظرف محبت دختران و زنان در کانون امن خانواده تأمين و پر نشود، براي پر کردن اين ظرف به بيگانگان پناه مي‏برند. علت عمده انحراف جنسي در اغلب زناني که معمولاً فاقد محبت بوده‏اند تمايلات شهواني و غريزي صرف نيست، بلکه علت اصلي همان فقدان محبت در زندگي است. مطالعه خصوصي اغلب زناني که در منظر عمومي به خودآرايي و طنازي مي‏پردازند نشان مي‏دهد که آنان دچار انحراف عاطفي و بيماري رواني فقدان محبت شده‏اند و با ابراز ظاهري تمايل جنسي در واقع درصدد تصاحب دل مردان غافلي هستند که تير هوس چشم بصيرت آنان را کور کرده است. خانم جينا لجروز، دانشمند روان‏شناس ايتاليايي مي‏گويد: زن وقتي مرد را به خويش علاقه‏مند و خود را نسبت به او متمايل ديد، منظور اصلي خودنمايي و عشوه‏گري او از بين مي‏رود و اگر زني ديده مي‏شود که شيوه خودنمايي را پيشه کرده، فقط به اين دليل است که پاسخ عواطف دروني خويش را نزد شوهر خويش نيافته است.(پاورقي 3 . روح زن، ج 1،ص 48.) چنان‏که متفکر بزرگ، استاد شهيد مطهري در اين باره مي‏گويد: «مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت است.»(پاورقي 4 . نظام حقوق زن در اسلام، ص‏72.) احتياج به ابراز وجود يکي از احتياجات رواني افراد، ابراز وجود (selfه‏expression) است؛ ارائه افکار و عقايد خود به ديگران. هر فردي از افراد بشر به خصوص زنان در هر وضع و مرحله‏اي که باشد ميل دارد، از فرصت‏هاي مختلف استفاده کند و خود را نشان دهد. فرد براي حفظ احترام به خود يا به منظور ظاهر ساختن اعتماد به نفس، ميل دارد محصول فکر و ذوق خود را در اختيار ديگران قرار دهد و به اين وسيله لياقت خود را نشان دهد و به ديگران فهماند که مي‏تواند مستقيماً کاري را انجام دهد يا عقده مخصوصي درباره او داشته باشد.(پاورقي 1 . علي شريعتمداري، روان‏شناسي تربيتي، ص 257.) افراد براي حفظ شخصيت و احترام خود و نشان دادن لياقت ميل دارند به تنهايي براي حل مسئله‏اي نقشه بکشند. ابراز خود وسيله‏اي است براي تسکين آلام و تشويشات و اضطرابات دروني. چه بسا زناني که اگر در زندگي خويش فرصت ابراز وجود نيابند و اين نياز آن‏ها در محل امن خانواده تأمين نگردد براي تأمين اين نياز اساسي، در دام بيگانگان بيفتند و به طريق غير اصولي و غير اخلاقي به ابراز خود بپردازند. بسياري از خودآرايي‏ها، عشوه‏گري‏ها، و طنازي‏ها در منظر عمومي، از جمله عواقب سوء عدم تأمين به موقع و صحيح اين نياز اساسي است. به جرئت مي‏توان گفت رفتار اغلب زنانِ خودآرا و طنّاز در کوچه و خيابان بدون انگيزه جنسي است و علت ابراز اين حالات در آن‏ها غالباً به طور ناخود آگاه و براي جلب توجه ديگران به خود يا حداقل پاسخ به نياز به ابراز وجود است.(پاورقي 2 . سيد مجتبي هاشمي رکاوندي، روان‏شناسي زن، ص 87 .) از جمله ابراز و مکانيسم‏هايي که زن براي ابراز خود و جلب توجه ديگران مورد استفاده قرار مي‏دهد، زيبا سازي خويش يا خودآرايي است. به نظر نگارنده اگر در چارچوب حدود الهي، زمينه‏اي براي زنان، بالاخص دختران نوجوان و جوان فراهم گردد که بتوانند نياز ابراز خود را تأمين نمايند - براي مثال اگر در مراکز آموزشي دخترانه به گونه‏اي فضا سازي شود که دختران در معرض نامحرم قرار نگيرند و به آن‏ها اين فرصت داده شود که در حد معقول و منطقي در اين فضا بتواند به خود آرايي و ابراز خود بپردازند - ديگر در بيرون از آن فضا در پي طنازي و خودآرايي و جلب توجه ديگران بر نمي‏آيند. ولي اگر محدوديت‏هاي سليقه‏اي و خارج از حد و مرز الهي و غيرمنطقي بر آنان تحميل شود و هيچ‏گونه فرصتي را براي ابراز وجود آنان فراهم نسازيم، روشن است که همين مسئله منشأ بسياري از سوء رفتارها خواهد شد. نياز به ايمني و رابطه آن با نيازهاي اساسي انسان‏ احساس امنيت و آرامش خاطر پديده‏اي رواني است که ريشه در فطرت آدمي دارد. به عبارت ديگر، واقعيتي است که ارتباط تنگاتنگ با روح و روان انسان دارد. به همين علت، روان‏پژوهان زماني که به بررسي اساسي انسان مي‏پردازند، نياز ايمني را در شمار سلسله نيازهاي اساسي انسان قرار مي‏دهند و معتقدند اين نياز بعد از نيازهاي فيزيولوژيک قرار دارد، که آن را جزء اساسي‏ترين نيازهاي انسان مي‏دانند و معتقدند تا زماني که نيازهاي فيزيولوژيک انسان ارضا نگردد هيچ يک از نيازهاي ديگر انسان نمايان نمي‏شود. تئوري‏پرداز مشهور مسائل رواني، «ابراهام. اچ. مذلو» معتقد است قدرت غلبه نيازهاي فيزيولوژيک از همه نيازها بيش‏تر است. او مي‏گويد: نيازهاي فيزيولوژيک در برابر ارگانيزم بدن تسلط مي‏يابند و در اين صورت همه نيازهاي ديگر به سادگي موجوديت خود را از دست مي‏دهند يا به عقب رانده مي‏شوند. براي شخصي که به حد مفرط گرسنه است، هيچ دلبستگي جز غذا در او وجود ندارد. براي فردي که از گرسنگي مزمن و مفرط رنج مي‏برد «مدينه فاضله» را مي‏توان صرفاً به مکاني تشبيه کرد که در آن غذا به حدّ وفور وجود داشته باشد. او ميل دارد چنين تصور کند که اگر فقط تأمين غذا براي بقيه دوران زندگيش تضمين شود کاملاً خوشبخت خواهد بود. او آزادي، عشق، امنيت، احترام و... را ممکن است به عنوان جلوه‏هاي بي‏ارزشي که چون از عهده پرکردن شکم او بر نمي‏آيد و سودي در بر ندارد، کنار بزند. چنين فردي تنها با نان زندگي مي‏کند.(پاورقي 1 . ر.ک: ابراهام. اچ. مذلو، انگيزش و هيجان، ترجمه احمد رضايي، ص 70 - 75.) ولي اگر نيازهاي فيزيولوژيک، نسبتاً خوب ارضا شوند، آن گاه مجموعه جديدي از نيازها پديد مي‏آيند که مي‏توانيم آن‏ها را به طور کلي جزء نيازهاي ايمني طبقه‏بندي کنيم (امنيت، ثبات، وابستگي، حمايت، رهايي از ترس و آشفتگي، نياز به سامان، نظم، قانون، محدوديت، داشتن حامي مقتدر و...). همان‏طور که گفته شد اگر نيازهاي فيزيولوژيک ارضا شود، در پي آن، مي‏توانيم به وضوح تمامي ارگانيزم را به عنوان مکانيزم جوياي ايمني توصيف کنيم. در اين صورت گيرنده‏ها، عقل و ديگر استعدادهاي انسان، ابزاري مي‏شوند جست‏وجوي ايمني. همان طور که درباره انسان گرسنه مطرح شد، هدف غالب، هم در طرز نگرش او به جهان و هم در نگاه او به آينده و ارزش‏ها و تنها عامل تعيين کننده، غذا است و همه چيز کم اهميت جلوه مي‏کند. ولي بعد از ارضاي نسبي اين نيازها، نيازهاي متعالي و اساسي‏تر انسان که از جمله آن‏ها نياز به ايمني و امنيت است، تجلي پيدا مي‏کند و در اين صورت است که نيازهاي فيزيولوژيک براي او کم اهميت‏تر از نياز اميني و حمايت شمرده مي‏شود. به هر حال، يکي از عوامل مهم تهديد امنيت مسئله گرسنگي مفرط، و عمدتاً نيازهاي فيزيولوژيک انسان است که در صورت بي‏توجهي به اين نياز، نيازهاي اساسي ديگر انسان نيز علاوه بر امنيت مورد تهديد قرار مي‏گيرد. در يکي از آموزه‏هاي حکيمانه امير بيان، علي بن ابي‏طالبعليه السلام به فرزندشان محمد بن حنيفه، آثار سوء فقر و تهيدستي و تأثير آن در جنبه‏هاي گوناگون زندگي چنين مطرح شده است: فرزند! من از تهيدستي بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دين انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمني است.(پاورقي 1 . نهج البلاغه، حکمت 319.) و به سبب اهميت پاسخ‏گويي به نيازهاي فيزيولوژيک است که امام عليعليه السلام مي‏فرمايند: «فقر مرگ بزرگ است.» در واقع فقر به عنوان بزرگ‏ترين مانع در راه ارضاي نيازهاي فيزيولوژيک، موجب مرگ انسان مي‏شود؛ چرا که انسان اگر نتواند نيازهاي فيزيولوژيک خود را به موقع پاسخ دهد امکان پرداختن به نيازهاي متعالي براي او فراهم نمي‏شود و در اين صورت است که دچار بزرگ‏ترين مرگ مي‏شود.(پاورقي 2 . همان، حکمت 163.) هم‏چنين حضرت در يکي ديگر از آموزه‏هاي حکيمانه خود مي‏فرمايند: «تهيدستي مرد زيرک را در برهان کُندْ مي‏کند.»(پاورقي 3 . همان، حکمت 3.) و از همين روست که ايشان در ضرورت پاسخ دادن به نيازهاي فيزيولوژيک انسان‏هاي نيازمند و فقر مي‏فرمايند: «نيازمندي که بر تو روي آورد، فرستاده خداست. کسي که از ياري او دريغ کند از خدا دريغ کرده و آن کس که به او بخشش کند به خدا بخشيده است.»(پاورقي 4 . همان، حکمت 304.) همان طور که اشاره شد، نياز به امنيت فرد زماني ظهور مي‏يابد که نيازهاي فيزيولوژيکي فرد به طور نسبي ارضا شده است. در غير اين صورت فرد در اين نياز هم‏چنان باقي مي‏ماند و بنا به تعبير روان شناسان اين نياز در او تثبيت مي‏شود و اجازه ظهور و بروز به نيازهاي ديگر داده نمي‏شود. در صورتي که نيازهاي فيزيولوژيک ارضا شود نياز به ايمني و نيازهاي متعالي‏تر خود را نشان مي‏دهند و نه تنها نيازهاي ايمني در صورت عدم توجه به نيازهاي فيزيولوژيک خود را نشان نمي‏دهند بلکه روان شناسان معتقدند که طريق مناسب براي محو انگيزه‏هاي عالي اين است که ارگانيزم بدن را به حد مفرط گرسنه و تشنه نگه داريم. کسي که مي‏کوشد تصويري اضطراري را به صورت تصويري نمونه در آورد و کسي که همه اهداف و اميال بشر را با رفتار او در ضلال محروميت مفرط فيزيولوژيک مي‏سنجد، يقيناً خيلي چيزها را نمي‏بيند. هنگامي که نيازهاي فيزيولوژيک انسان برطرف شود بي‏درنگ نيازهاي ديگر (والاتر) پديدار مي‏شوند، و وقتي اين نيازها برآورده شوند، نيازهاي بالاتر برآورده مي‏شوند. به طور کلي نيازهاي انسان به شکل سلسله مراتبي از غلبه نسبي، سازمان مي‏يابد. گفتني است هنگامي که نيازهاي فيزيولوژيک به طور مداوم ارضا شوند، موجوديت خود را به عنوان عوامل تعيين کننده فعال يا سازمان دهندگان رفتار از دست مي‏دهند. نقش امنيت در ايجاد عشق و محبت‏ يکي از ضرورت‏هاي هر جامعه سالمي، نياز به محبت و عشق است. جامعه‏اي از سلامت لازم برخوردار است که مردم آن جامعه از احساس‏هاي متعالي عشق و محبت و تعلق به يکديگر برخوردار باشند. جامعه‏اي که از هر گونه احساسات پاکِ انسان دوستانه خالي است و افراد آن در تعاملات اجتماعي - خانوادگي خود، از عشق و محبت برخوردار نيستند، از نظر رواني بيمار است و در نتيجه رشد و تعالي و پويايي هم در آن وجود ندارد. همه نظريه پردازان آسيب‏شناسي رواني بر عقيم گذاشتن نياز به محبت به عنوان اصلي اساسي در تصوير مربوط به ناسازگاري تأکيد داشته‏اند و اين مسئله مبناي بسياري از مطالعات باليني را تشکيل مي‏دهد. ولي در چه زماني نيازهاي عشق و محبت پديدار مي‏شوند و افراد نسبت به‏ يکديگر احساس تعلق و عشق و محبت دارند؟ روان‏شناسان معتقدند اگر هر دو نياز فيزيولوژيک و ايمني نسبتاً خوب ارضا شوند آن گاه نيازهاي عشق و محبت و تعلق پديدار خواهد شد و در اين صورت است که فرد نسبت به دوستان، همسر، پدر و مادر و فرزندان خود، عشق مي‏ورزد و ابراز محبت مي‏کند. پس بايد براي برخورداري جامعه از اکسير محبت و عشق، به تأمين نياز ايمني افراد توجه شود؛ چرا که در غير اين صورت نياز به عشق و محبت تجلي پيدا نمي‏کند و در نتيجه تأمين نيازهاي ايمني از اين جهت هم مي‏تواند براي جامعه حياتبخش و موثر باشد. مسئله مهم ديگر نقش محبت در ايجاد دين‏داري و دين‏باوري است. دين، به عبارتي جز محبت نيست. عليعليه السلام چه نيکو توجه انسان را به اين کارکرد محبت جلب مي‏کند: آگاه باشيد اسلام آييني است که خداوند براي خويشتن برگزيده و پايه‏هاي آن را بر محبت استوار ساخته است.(پاورقي 1 . همان، خطبه 298.) بنابراين سخن آسماني محبت پايه و اساس باورها و زندگي انسان است و اين محبت در بين انسان‏ها پديدار نمي‏گردد مگر اين که ابتدا نياز ايمني انسان ارضا و تأمين گردد. نقش تأمين نياز ايمني در پاسخ به تمايل دانستن و فهميدن‏ اخيراً روان‏شناسان و تحليل‏گران رواني به تمايل انسان به دانستن و فهميدن توجه خاصي کرده‏اند. «شيدر»، اولين روان‏پژوهي است که در نوشته‏هاي خود به اين مسئله اشاره کرده است و در پي وي مورخي رتايمروآش به اين مسند پرداخته‏اند. مطالعات بر روي افراد سالم نشان مي‏دهد که آن‏ها - بنا به تعريفي که از خصوصيت‏شان شده است - مجذوب پديده‏هاي اسرارآميز، ناشناخته، بي‏نظم، مشکل و تبيين نشده‏اند. روان درمانگران معتقدند آثار واقعي آسيب رواني هنگامي بروز مي‏يابد که نيازهاي شناختي ناکام مي‏مانند. مذلو، روان‏شناس مشهور مي‏گويد: چند مورد را مشاهده کرده‏ام که در آن‏ها اين موضوع به نظرم روشن مي‏آمد که آسيب و کسالت، فقدان شوق به زندگي، تنفر از خود افسردگي عمومي عملکردهاي بدني، زوال تدريجي هوش... در آن دسته از افراد باهوش پديد مي‏آيد که زندگي شان را، با شغلي پيش پا افتاده به بطالت مي‏گذرانند. دست کم يک مورد را مي‏شناسم که در آن معالجه شناختي مناسب (با از سرگيري مطالعه پاره وقت و يافتن شغلي که به هوشمندي و بصيرت بيش‏تري نياز داشت) علائم بيماري را برطرف کرد. زنان باهوش و مستعد بسياري را ديده‏ام که شغلي نداشته‏اند و همين علايم جمود فکري رفته رفته در آنان به وجود آمده است. آن‏ها که توصيه مرا مبني بر غوطه‏ور ساختن خود در کاري که ارزش آن‏ها را داشته باشد دنبال کردند، اغلب تا آن حد پيشرفت کردند يا بهبود نشان دادند که اين مسئله مرا به واقعيت نيازهاي شناختي واقف ساخت.(پاورقي 1 . ابراهام. اچ. مذلو، همان، ص 85 .) پس تمايل به دانستن هم جزء نيازهاي اساسي انسان است که اگر مورد توجه قرار نگيرد ممکن است به بروز اختلالات روحي - رواني منجر شود. بايد توجه داشت در صورتي امکان تأمين اين نياز اساسي وجود دارد که نيازهاي قبلي از جمله نيازهاي ايمني، ارضاشده باشد. نتيجه اين که تأمين نياز ايمني انسان و توجه به آن موجب مي‏شود که فرد به نياز اساسي ديگر خود، که همان تمايل به فهميدن و دانستن است، بتواند پاسخ دهد و ارضاي اين تمايل گامي است مهم در رشد فرهنگي علمي جامعه. مولاي متقيان علي بن ابي‏طالبعليه السلام توجه خاصي به مسئله فهميدن و علم آموزي نموده‏اند. آن حضرت زماني که خصوصيات انسان کمال يافته را بيان مي‏فرمايند و از شخصيت مطلوب فرد متقي سخن به ميان مي‏آورند يکي از ويژگي‏هاي انسان‏هاي‏ متقي را اين مي‏دانند که به نياز اساسي خود به فهميدن پاسخ دهند و گوش‏هاي خود را وقف دانش سودمند سازند: «وقفوا اسماعهم علي العلم النافع لهم». از عمده راهکارهايي که مي‏تواند راه رشد و تعالي و بالندگي را به سوي انسان بگشايد ارضاي اين نياز اساسي يعني علم‏آموزي است. امام عليعليه السلام در بيان نيکي‏ها مي‏فرمايند: خير آن است که دانش تو فراوان باشد» و نزديک‏ترين افراد را به انبيا داناترين آنان مي‏دانند. نياز ايمني، خود شکوفايي‏ يکي ديگر از نيازهاي اساسي انسان، نياز به خود شکوفايي است. روان‏پژوهان معتقدند اگر تمامي نيازهاي قبلي انسان ارضا شود، در انسان به زودي نارضايي و بي‏قراري تازه‏اي به جود خواهد آمد، مگر آن که فرد به کار مشغول شود؛ مثلاً اگر موسيقي‏دان مي‏خواهد به آرامش برسد بايد آهنگ بسازد و همين‏گونه، نقاش بايد تابلو بکشد و شاعر شعر بسرايد. اين نياز را مي‏توانيم نياز به خودشکوفايي بناميم. اين واژه را براي اولين بار «کورت گلد اشتاين» به کار برد که در واقع به معناي تمايل بشر به تحقق خويشتن است؛ يعني بالقوه گرايش به شکوفا شدن در وي وجود دارد. البته اين مسئله در مورد اشخاص مختلف به طور وسيعي متغير است. به هر حال کمک به انسان‏ها براي رسيدن به خودشکوفايي باعث مي‏شود که آن‏ها به تعادل رواني برسند و در نهايت تأثير مطلوبي در ايجاد جامعه سالم و پرتحرک دارد. آن‏چه با بحث مرتبط است اين است که خودشکوفايي در صورتي تحقق مي‏يابد که نيازهاي قبلي فرد از جمله نياز به ايمني، ارضا شده باشد. «کورت گلد اشتاب» ارضاي هر نياز خاص را در دراز مدت گامي به سوي خودشکوفايي دانسته است. حاصل سخن اين‏که توجه به نيازهاي ايمني گامي است مؤثر و اساسي در رساندن انسان به خودشکوفايي. ارضاي نيازهاي اساسي انسان و نقش آن در شکل‏گيري منش‏ ارضاي نيازهاي اساسي انسان از جمله نيازهاي ايمني، با پيدايش بسياري از خصيصه‏هاي منشي ارتباط دارد. ارتباط کامل رضامندي در طفوليت با شکل‏گيري منش در بزرگسالي به گونه‏اي خاص در نوشتارهاي «لوي در باب» مطرح شده است. کاملاً واضح به نظر مي‏رسد که بسياري از ويژگي‏هاي بزرگسالان سالم، نتايج مثبت ارضاي نيازهاي عاطفي در دوران کودکي است. روان شناسان کودک، معلمان و درمانگران رواني در يافته‏اند که منش و رفتار بزرگسالي که دوره کودکي خود را در مشاجره، نزاع، جدايي، طلاق، يا مرگ يکي از اعضاي خانواده خود گذرانده باشد، با منش و رفتار بزرگسالي که دوران کودکي خود را در محيطي پر از امنيت و دور از تهديد و وحشت گذرانده است، کاملاً متفاوت است و اين مسئله کاملاً در رفتار آن‏ها تأثير دارد. پس اگر طالب داشتن جامعه‏اي که متشکل از افراد با منش‏هاي خوب هستيم بايد به نيازهاي اساسي زنان که از جمله آن‏ها نيازهاي ايمني است، به هنگام و به اندازه توجه شود. احتياج به دين و کارکرد آن در سلامت رفتار زنان‏ يکي ديگر از احتياجات اساسي بشر که ريشه در فطرت او دارد، احتياج به دين است. تأمين اين احتياج بشري، هم سلامت روان را در پي دارد و هم سلامت رفتار را. منشأ بسياري از نابه‏ساماني‏ها و اختلالات رواني و عامل بسياري از سوء رفتارها، بي‏توجهي به اين مسئله مهم است. تأمين اين نياز اساسي زنان مي‏تواند بسياري از بيماري‏هاي رواني شايع را درمان کند. يکي از کارکردهاي اساسي دين ايجاد امنيت و آرامش خاطر است. «ويليام چمز پراگما تسيت» درباره نقش دين در ايجاد امنيت رواني مي‏گويد: انسان با رجوع به دين آرامش و سرور خاصي پيدا مي‏کند. رجوع به دين موجب ايجاد شور و هيجان در انسان مي‏شود. دين مصيبت‏هاي زندگي را از ميان مي‏برد. اين کارکرد دين در آموزه‏هاي حکيمانه مولاي متقيان، عليعليه السلام هم مورد توجه بوده است. ايشان در يکي از خطبه‏هاي سراسر نوراني با يادآوري ره‏آورد اسلام - به‏ عنوان کامل‏ترين دين - و ضمن ستايش خداوند به سبب آن‏که راه اسلام را به سوي انسان‏ها گشوده و راه نوشيدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرموده است مي‏فرمايند: خدا اسلام را پايگاهي امن براي پناه برندگان و مايه آرامش براي واردشدگان قرار داد و آرامش دهنده تکيه کنندگان ساخت و آسايش توکل‏کنندگان قرار داد. کارکرد دين در مسائل و مشکلات رواني زنان بسيار مؤثر است؛ به طور مثال، يکي از اختلالات شايع بين زنان بيماري افسردگي است. روان شناسان معتقدند يکي از دلايل افسردگي زنان احساس منفيِ «قرباني شدن» است و اين که کسي قدردان زحمت آنان نيست؛ به ويژه شوهران. دين به طور مؤثري مي‏تواند اين احساس منفي زنان را از بين ببرد و زنان از اين که امور منزل را انجام مي‏دهند، در صورت عدم تقدير از طرف همسر، دچار افسردگي نمي‏شوند. تقويت گرايش‏هاي ديني و داشتن انگيزه الهي، نشاط در اداره امور منزل را در پي دارد: «و من اراد الاخرة و سعي لها سعيها و مؤمن فاولئک کان سعيهم مشکوراً.»(پاورقي 1 . اسراء (17) آيه 18.) خانم «جوان بوريس آنکو»، روان‏درمان‏گر امريکايي مي‏گويد: من سال‏هاست که در ايالت امريکا هر جا در مجامع عمومي براي زنان سخن‏راني مي‏کنم، آن‏ها را به معنويت دعوت مي‏کنم؛ چراکه مؤثرترين درمان براي دردهاي بشر امروز را درمانگري از راه معنويت مي‏دانم. علاوه بر اين‏ها زنِ معتقد به دين مي‏داند که تمام گرفتاري‏هايي که در طول تاريخ براي جامعه زن پيش آمده، حاصل نسخه‏هاي پيچيده شده‏اي است که او را يا به افراط کشيده يا دچار تفريط کرده است. زنان امروز به خوبي دريافته‏اند که تنها راه نجات‏بخش و سعادت آفرين براي آن‏ها آموزه‏هاي ديني و اجراي تمام احکام اسلام مي‏باشد. به هر حال دين براي حل مسائل و مشکلات زنان، کارکردهاي مؤثري دارد که اگر نظريه‏پردازان متعهد و دلسوز به اين نياز اساسي زنان توجه کنند و آموزه‏هاي دين را به صورت کامل و ناب وارد زندگي زنان نمايند، به جرئت مي‏توان گفت که بسياري از مشکلات و مسائل زنان و در نتيجه معضلات اجتماعي، حل خواهد شد.

دفتر مطالعات زنان
مريم معين‏الاسلام‏

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما