سلامت جسم و جان براي هر انساني از جمله آرزوهاي هميشگي اوست اگر چه برخي به لحاظ محروميتهاي موجود، آن را دور از دسترس و بلکه ناممکن ميپندارند اما بسياري هم هستند که دست يافتن به اين امر مهم را براي خود و جامعه امري ممکن و کاملاً شدني ميدانند. اصولاً اين موضوع از ريشههاي اصلي و اساسي يک جامعه مترقي است. جامعهاي متکامل شمرده ميشود که تمامي اهرمهاي کمالش بر مبناي سلامت جسم و روان افرادش پايه ريزي شده باشد و از اين روست که امروزه خوشبختانه سازمانهاي داخلي و حتي بين المللي نيز جهت عينيت بخشيدن به اين امر مهم به پا خاستهاند. زيرا ميدانند که ناديده گرفتن اين مسئله مهم در طول تاريخ حيات بشر، چه خسارتهاي جبران ناپذيري را ببار آورده است و لذا بسيار مناسب است که در تبيين اين موضوع مهم از الگوهاي ديني و متون مذهبي کمک گرفته شود و به جاست که آداب زندگي پيامبر بزرگوار در بعد نظافت و بهداشت بار ديگر بازخواني گردد تا بشريت امروز که بيش از هر زماني ديگر تشنه دستاوردهاي انبياست از آب زلال وحي سيراب گردد.
بهداشت جسم و جان در کلام پيامبر اعظم(ص) بهداشت: عبارت است از ايجاد کامل تندرستي بدني، رواني، اجتماعي و فقدان هر نوع ناتواني جسماني و به عبارت ديگر، داشتن علوم و هنر پيشگيري از بيماريها و طولاني کردن عمر و بالا بردن سطح سلامت و توانائي بشر. البته بايد توجه داشت که صرف نداشتن بيماري جسمي به معني سالم بودن نيست بلکه در نگاه سازمان جهاني بهداشت، سلامت عبارت است از تأمين رفاه کامل جسمي رواني و اجتماعي، پس هر که بيماري جسمي ندارد دليل سلامت او نيست بلکه شخص سالم کسي است که از سلامت روح نيز برخوردار باشد. (1)
تاريخچه بهداشت: آنچه که نقل شده است سابقه تاريخي آن بر ميگردد به 3900 سال قبل از ميلاد مسيح، در آن زمان بيماري صرفاً يک بلاي آسماني به شمار ميآمد و کسي در حال بيماران دخالت نميکرد و بيمار ميبايست خودش خوب شود و يا بميرد. در آن زمان مردي بنام اسقلبيوس (اسکولاب) در يونان زندگي ميکرد او اولين کسي بود که به فکر افتاد تا چارهاي براي بيماران پيدا کند و نام خود را طبيب گذاشت. روزي به خانه آمد دخترش بنام «هيژي» بوي گفت: خوب است شما به جاي صرف وقت براي پيداکردن داروي بيماران کاري کني که از بيماري پيشگيري شود. اين باعث شد که به فکر پيشگيري بيفتد و لذا شروع کرد به مردم دستورات پزشکي و پيشگيري دادن و بالأخره در سال 1948 بعد از ميلاد مسيح(ع) اساسنامه سازمان جهاني بهداشت به تصويب رسيد. (2)
جايگاه بهداشت در اسلام: الف)آيات قرآن کريم انسانهاي طيّب و پاکيزه را در رديف توبه کنندگان معرفي ميکند. آنجا که فرموده است «انّ اللّه يحب التوّابين و يحبّ المتطهرين»(3) يعني خداوند انسانهاي پاکيزه و با طهارت را دوست دارد. در آيه ديگر همسران مؤمنين را در بهشت جفتهاي پاکيزه ميداند(4) و در سوره مائده غذاهاي حلال را طعام پاکيزه معرفي ميکند اينکه با عبارت «قل لا يستوي الخبيث و لا الطّيب»(5)، (هرگز پاک و ناپاک برابر نيست)، و با بکارگيري کلمه طيب بيش از 35 بار در قالب مشتقات خود در ستايش پاکان و کلمه خبيث بمراتب کمتر در مزمت ناپاکان، همه اينها بيانگر اهتمام فوق العاده قرآن کريم است به طهارت و پاکيزگي.
ب) روايات موضوع طهارت و پاکيزگي آنقدر مهم است که در اکثر کتابهاي فقهيه و رسالههاي عمليّه، باب طهارت در آغاز کتاب آمده است و اين بيانگر ويژگي اوست که بدون رعايت اين مسئله، بسياري از اعمال انسان نا تمام خواهد بود. پيامبر اعظم(ص) اهميت اين موضوع را با عبارتهاي متفاوت بيان فرموده است. در جايي فرموده است «يا انس اکثر من الطّهور يزد اللّه في عمرک»(6) يعني، خود را زياد شستشو کن تا خداوند عمرت را زياد کند و در جايي ديگر از حضرت نقل شده است، «انّ الاسلام نظيفٌ فتنظّفوا فانّه لا يدخل الجنة الّا نظيف»(7) يعني اسلام پاکيزه است شما هم پاکيزه باشيد و همانا جز پاکيزگان وارد بهشت نخواهند شد، و در بيان ديگر فرموده است «هر چه ميتوانيد پاکيزه باشيد زيرا که خداوند، اسلام را بر پاکيزگي نهاده است و هرگز جز پاکان به بهشت راه نخواهند يافت»(8) يعني طهارت و پاکيزگي ميدان وسيعي دارد و هر چه انسان در اين مورد دقت و تلاش نمايد باز مرحله بالاتري دارد و بالأخره اينکه حضرت فرموده است «خدا طيّب است و پاکيزگي را دوست دارد، بزرگوار است و بزرگواري را دوست دارد، بخشنده است، بخشندگي را دوست دارد، پس جلو خانههاي خود را پاکيزه سازيد و خود را شبيه يهودان نکنيد»(9) و همچنين فرموده است «خداوند متعال کثافت و ژوليدگي را دشمن دارد از او متنفر است». (10)
ابعاد نظافت و بهداشت الف) طهارت ظاهر تمامي اصول و اسلوبي که در راستاي سلامت بدن انسان و جسم او به کار ميرود بهداشت ظاهري ميگويند. و پيامبر اعظم(ص) در اين مورد نيز بهترين الگو و اسوه انسانها است. و اينک به بخشي از مصاديق آن که در کلام پيامبر اکرم(ص) آمده است به اختصار اشاره ميگردد.
پيامبر و بهداشت دهان امروزه ثابت شده است که رعايت بهداشت دهان و دندان يکي از فاکتورهاي مهم سلامت انسان است و بسياري از آلودگيها و ميکربها از اين طريق وارد بدن ميشوند و لذا پيامبر اعظم(ص) نيز نسبت به اين مسئله اهميت فوق العاده نشان داده است. حضرت در بياني فرموده است: «دندانها را تميز کنيد زيرا مايه نظافت است و نظافت مايه ايمان و ايمان همراه صاحبش در بهشت است»(11) و در سخن ديگرش آمده است: «مرا آنقدر به مسواک فرمان دادند تا آن که بر دندانهاي خود بيمناک شدم»(12) و در جاي ديگري فرموده است «انّ افواهکم طرقٌ للقرآن فطيّبوه بالسواک» يعني «دهانهاي شما معبر قرآن است آنرا با مسواک پاک کنيد»(13) بالأخره در اين باره پيامبر اکرم(ص) بيانات بسياري دارد از جمله اينکه (مسواک زدن نصف ايمان است، مسواک زدن فصاحت مرد را زياد ميکند، و يا موجب پاکي دهان و رضايت پروردگار و روشني چشم است و يا لثهها را محکم ميکند و بوي دهان را ببرد و معده را به صلاح آورد و درجات بهشت را بيفزايد و خداوند را خشنود و شيطان را به خشم آورد)(14) و يا دو رکعت نماز با مسواک بهتر است از هفتاد رکعت بدون مسواک و باز فرمود: «هر وقت جبرئيل نزد من آمد مرا به مسواک زدن فرمان داد». (15)
پيامبر اعظم(ص) و بهداشت سر و صورت اين مورد نيز از موارد تأکيد شده اسلام است و از باب بهداشت و درمان به آن تصريح دارند. پيامبر اعظم(ص) در بياني ميفرمايد: «محاسن خود را شانه بزنيد و ناخنهاي خود را کوتاه کنيد زيرا که شيطان ميان گوشت و ناخن جاريست»(16) در کتاب چهارده معصوم در سيره عملي پيامبر(ص) آمده است: «حضرت تميزترين اعراب بود. در مسواک زدن وسواس عجيبي داشت، هميشه سر و رويش پاکيزه بود، موهايش را شانه ميزد و همواره بوي خوش از او به مشام ميرسيد»(17) اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايد: «پيامبر (ص) موهاي خود را شانه ميزد و اکثر اوقات آن را با آب صاف ميکرد و ميفرمود آب براي خوشبو کردن مؤمن کافيست»(18) و در روايت ديگر از پيامبر اکرم (ص) رسيده است که «ازاله موهاي زير بغل باعث از بين رفتن بوي بد ميشود و يا عطر زدن و با تيغ موي سر را تراشيدن و ازاله موهاي بدن از اخلاق انبياء است»(19) و نقل شده است که حضرت هزينهاي که جهت معطر کردن خود صرف ميکرد بيشتر بود از هزينهاي که براي غذا پرداخت مينمود. و باز مرحوم علامه ميگويد: حضرت شانه ميزد و سر خود را با انواع شانهها مرتب ميکرد و قبل از خارج شدن از منزل جهت نماز، ناخنهاي خود را ميگرفت و سبيلش را کوتاه ميکرد و مضمضه کردن آب در دهان و استنشاق و ازاله موهاي زائد بدن را از سنّت انبياء ميدانست». (20)
پيامبر اعظم(ص) و بهداشت لباس طهارت و پاکيزگي لباس آدمي آنقدر مهم است که قرآن کريم در اين خصوص به پيامبر اکرم(ص) دستور ميدهد که «لباست را پاکيزه کن»(21) در روايت آمده است که پيامبر(ص) از ژوليدگي و پريشاني تنفّر داشت و حضرت از لباسهايش مراقبت ميکرد و آن را وصله مينمود و کفش خود را پينه ميزد و بيشتر کاري که در خانه انجام ميداد خياطي(22) بود، حضرت ميفرمايد: «لباس خود را تمييز کنيد و موهاي خود را کم نمائيد و آراسته و پاکيزه باشيد زيرا يهودان چنين نکردند و زنانشان زنا کار شدند»(23) و در نقل ديگر آمده است که ميفرمايد: «البس جديداً و عش حميداً» يعني «لباس نو بپوش و بانام نيک زندگي کن». (24) و باز فرموده است «لباس خود را نيک کنيد و لوازم خود را اصلاح نمائيد»(25) مرحوم علامه طباطبائي ميگويد: «اکثر لباسهاي پيامبر سفيد بود و خود حضرت ميفرمود: «به زنده هايتان لباس سفيد بپوشانيد و با آن مردگانتان را دفن کنيد»(26) امام صادق(ع) ميفرمايد: «پيامبر(ص) از پوشيدن چيزي که سياه بود کراهت داشت»(27) از مجموع اين احاديث چنين بر ميآيد که لباس سفيد شايسته اندام يک مسلمانان است هم به لحاظ روشني آن و هم اينکه لباس سفيد، زودتر و بهتر آلودگيها را نشان ميدهد و انسان نسبت به طهارت آن سريعتر اقدام مينمايد.
ب) طهارت باطن عمده و اساس پرهيز از هر نوع آلودگي همان طهارت باطن است و شايد دليل اصلي پاکيزگي ظاهري نيز همين باشد. چرا که بدون دست يافتن به طهارت ظاهري رسيدن به طهارت معنوي غير ممکن ميباشد و انبياء الهي در اوج اين کمال بودند و مأموريت اصلي آنها نيز هدايت بشر به همين سمت و سو است. قرآن کريم درباره اهل بيت (ع) ميفرمايد: «جز اين نيست که خدا ميخواهد آلودگي را از شما اهل بيت دور کند و پاک و پاکيزتان گرداند»(28) در سخن پيامبر اعظم(ص) طهارت نخستين چيزي است که مورد حسابرسي قرار ميگيرد، و يا هيچ نمازي بدون طهارت قبول نخواهد شد و يا طهارت بخشي از ايمان است»(29) و اصولاً ضرورت ايمان و تقوي نيز براي پرهيز از آلودگي جان آدمي معرفي شده است، آنجا که علي (ع) ميفرمايد: «خداوند ايمان را براي پاک شدن از شرک واجب فرموده است و باز فرموده: (که تقواي الهي داروي بيماري دلهاي شماست و پاک کننده آلودگي جانهايتان). چه اين که حضرت در مقام ديگر فرموده است «حال که از پاکيزه بودن چارهاي نداريد پس خود را از پليدي عيوب و گناهان پاک کنيد. »(30) قرآن و عترت راه وصول به طهارت روح و جان را مشخص کردند و اينک به برخي از آنها اشاره ميگردد.
الف) اجتناب از پرخوري اين مورد نه تنها در طهارت جسم بلکه در سلامت جان نيز بسيار اهميت دارد. در کلام بزرگان چنين آمده است که «ابغض الاشياء بطنٌ مملو»(31) يعني مبغوضترين چيزها شکم پر است، در سخن ديگري آمده است «لا تميتوا القلب بکثرة الطعام فانّ القلوب تموت کالزّرع اذا کثر الماء» يعني «با زياد خوردن قلب را نميرانيد چرا که قلب مانند زراعت است. همانطور که اگر به زراعت آب زياد داده شود از بين ميرود قلب انسان نيز از پرخوري صدمه ميبيند»(32) در جرياني معروف آمده است که طبيبي وارد مدينه شد تا بيماران آن شهر را مداوا نمايد هر چه صبر کرد کسي به او مراجعه نکرد. وقتي علّت آن را پرسيد، به وي گفته شد، دين ما آموخته است که وقتي اشتهاء به غذا نداري از خوردن آن پرهيز کن و هرگاه هم که با ميل و رغبت مشغول غذا خوردن هستي، کمي قبل از سير شدن از غذا دست بکش، و همين امر موجب شد که کمتر کسي مريض شود، لذا به طبيب هم نيازي ندارند. آري با قطع نظر از صحت و سقم تاريخي اين داستان، اين مسئله ثابت شده است که علت اصلي بسياري از بيماريهاي جسمي و روحي پرخوري و زياده روي در آن است. و پيامبر اعظم(ص) نيز مؤمن را از پرخوري بريء دانسته است. آنجا که ميفرمايد: «کافر هفت شکم دارد و مؤمن يک شکم و يا مؤمن به اندازه شکمش ميآشامد و اسراف نميکند ولي کافر حريص است و هرچه ميآشامد سير نميشود»(33) در همين راستا علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) ميفرمايد: «فرزندم آيا چهار نکته به تو نياموزم که با رعايت آنها از طبّ بي نياز شوي؟» عرض کرد: «چرا، اي اميرمؤمنان» حضرت فرمود: «تا گرسنه نشدي غذا نخور و هنوز اشتها داري از غذا دست بکش و غذا را خوب بجو و قبل از خوابيدن قضاي حاجت کن. اگر اين نکات را رعايت کني از مراجعه به طبيب بي نياز ميشوي»(34) اصولاً روزه که در شرع اسلام به عنوان يکي از واجبات رسمي و فروع دين تشريع شده داراي ثمرات بسياري است که يکي از آنها طهارت جسم و جان است، تا آنجا که دربارهاش فرمودند «صوموا تصحّوا» يعني روزه بگيريد تا سالم بمانيد. (35) و باز در حديث ديگري آمده است که «بر شما باد روزه گرفتن که آن رگهاي شهوت را ميبُرد و سرمستي را ميبَرد»(36) تا آنجا که در کلام پيامبر اعظم(ص) آمده است که «برترين جهاد روزه گرفتن است»(37)
آفتهاي پرخوري گرچه برخي از مضرات پرخوري از احاديث گذشته نمايان شد اما در اينجا به بخش ديگري از آنها اشاره ميگردد. در بيانات پيامبر اعظم(ص) آمده است که: «از پرخوري بپرهيزيد که دل را سخت ميکند و اعضاي بدن را در طاعت خدا تنبل ميسازد و همتها را از شنيدن پند و اندرز کر مينمايد»(38) و در همين راستا علي(ع) فرموده است «هر کس خوراکش زياد باشد سلامتياش کم ميشود و بار زندگي بردوش او سنگين گردد»(39) و در جاي ديگر فرموده است: «سيري، پارسائي را نابود ميکند، سيري چه ياور خوبي براي گناهان است، تيزهوشي و پرخوري با هم جمع نميشوند، هرگاه شکم از طعام مباح انباشته شود دل از ديدن خير و صلاح کور شود»(40) و باز فرموده است: «گرسنگي کشيدن چه ياور خوبي است در به بند کشيدن نفس و در هم شکستن عادتهاي آن»(41) و حضرت رضا(ع) فرموده است «هر که ميخواهد تندرست و داراي بدني لاغر و چابک باشد از شام شبش کم کند»(42)
ب) اجتناب از بيکاري و پرخوابي يکي ديگر از عواملي که در سلامت جسم و جان مؤثر است کار کردن و پرهيز از پرخوري است. پيامبر اعظم(ص) فرموده است «روز قيامت سختترين حسابرسي را کسي دارد که کارهايش را ديگران انجام دهند و خودش بيکار بگردد. گو اينکه کار کردن موجب رنج و زحمت است اما بيکاري موجب فساد و تباهي»(43) و در بيان ديگرش فرموده است «خداوند از شخص تندرست و بيکار که نه در کار دنياست و نه در کار آخرت نفرت دارد»(44) و در همين راستا از حضرت نقل شده است که ميفرمايند: «از پرخوري بپرهيزيد که صاحب خود را در قيامت تهيدست ميگذارد»(45) اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايد: «چه بسيار خوابهاي شبانه که تصميمات روز را بر هم زده است» امام باقر(ع) ميفرمايد «که موسي(ع) به خداوند عرض کرد: کدام بندهات نزد تو منفورتر است؟ فرمود: مردار شب و بيکاره روز»(46) و در بيان حضرت صادق(ع) است که «پرخوابي باعث از دست رفتن دين و دنياست»(47) و بالأخره اينکه امام هفتم(ع) در چند بيان جداگانه فرمودند: «چشمانت را به پرخوابي عادت نده زيرا که چشمها، نا سپاسترين عضو بدن هستند و يا خداوند از بنده پرخواب بيکار نفرت دارد». (48)
آفتهاي بيکاري و پرخوابي از مجموع روايات گذشته چنين بر ميآيد که برخي از مضرّات بيکاري و پرخوابي عبارتند از مورد تنفر خداوند قرار گرفتن، فساد و تباهي دامن گير شدن، تهيدستي در قيامت، بر هم زدن تصميمات روز، از دست دادن دين و دنيا، نا سپاس شدن در برابر پروردگار و دهها زيانهاي جسمي و روحي ديگر که در زبان روايات اهل بيت(ع) بيان شده است.
ج) مراقبت کردن از پاکي دل شايد بتوان گفت که بهداشت باطني چيزي غير از پاکي دل نباشد. مراقبت از آلودگيهاي دل و صفا دادن به آن همان طهارت جان و روح آدمي است. پيامبر اعظم(ص) ميفرمايد: «خداوند تبارک و تعالي به چهرهها و داراييهاي شما نمينگرد بلکه به دلها و کردههاي شما مينگرد»(49) و در جاي ديگر فرموده است: «اگر شيطانها بر گرد دلهاي آدميان نميگشتند، هر آينه انسانها ملکوت را ميديدند»(50) و از حضرت مسيح(ع) نقل شده است که، «اگر شهوتها دلها را از هم ندرند و طمع، آلودهشان نسازد و نعمت برخورداري آنها را سخت نگرداند، بزودي ظرفهاي حکمت خواهند شد» و امام مجتبي(ع) فرموده است: «سالمترين دلها دلي است که از شبهات پاک باشد» و امام باقر(ع) فرموده است: «هيچ دانشي چون سلامت جويي نيست و هيچ سلامتي چون سلامت دل نيست». (51) اصولاً گناه سبب پريشاني دلها ميشود و از اسلوبشان باز ميدارد و آرامش دلها و آسايش آنها را از هم ميپاشد و بدين خاطر است که علي(ع) ميفرمايد: «هيچ دردي براي دلها، دردناکتر از گناهان نيست»(52) و در بيان ديگر بهداشت باطن و پرهيز از دردهاي روحي را حتي مقدمه بهداشت جسم شمرده است، آنجا که علي(ع) فرموده است: «همانا پرواي از خدا، داروي درد قلوب شماست و بينا کننده دلهايتان و شفا بخش بيماري جسمهايتان و اصلاح کننده تباهي سينه هايتان و پاک کننده آلودگي جانهايتان و زداينده ي نابينايي ديدگانتان»(53) و بالأخره در بيان ديگر، گناهان را اساس ويراني دلها شمرده است. زيرا که فرموده است: «هيچ دردي براي دلها دردناکتر از گناهان نيست». (54)
عوامل نشاط دل و بهداشت باطن پيامبر اکرم(ص) در حديثي ياد مرگ و تلاوت قرآن را و در حديث ديگر خداو تلاوت قرآن را و در روايت ديگر موعظه و حکمت را موجب نشاط باطن ميداند. (55) چه اين که در همين راستا امام صادق(ع) استغفار را سبب حيات دل و طهارت باطن ميدانند. همچنين پيامبر اکرم(ص) ميفرمايد: «اگر ميخواهي دلت نرم شود مستمند را اطعام کن و بر سر يتيم دست نوازش بکش»(56) و يا اينکه فرموده است «دلهاي خود را به رقّت عادت دهيد و زياد بينديشيد و از خوف خدا بسيار بگرييد». (57)
د) مداومت بر وضوء و طهارت جسم و جان قرآن کريم ميفرمايد «اي کساني که ايمان آورديد هرگاه براي نماز برخاستيد صورتها و دستهايتان را تا آرنج بشوييد و سرهايتان و پاهايتان را تا برآمدگي روي پا مسح کنيد... خدا نميخواهد شما در رنج بيفتيد بلکه ميخواهد که شما را پاکيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام کند، باشد که سپاس، گزاريد». (58) آيه شريفه به صراحت بيان ميکند که وضوء موجب پاکيزگي ميشود و اين شامل طهارت باطن ميگردد. اهميت وضو به قدري است که پيامبر اکرم(ص) اجر و مزد معنوي آن را علي الخصوص در سرماي شديد زمستان چنين فرموده است: «هر کس در سرماي شديد وضو را به طور کامل بگيرد، دو سهم اجر دارد. »(59) و در بيان ديگري فرموده است «هر گاه بنده وضو گيرد گناهانش همچون برگهاي اين درخت فرو ميريزد»(60) و بالأخره اينکه، نماز که ستون و عمود دين است جز با طهارت ظاهري و معنوي انجام نميپذيرد و کليد آنرا وضو دانستهاند، اهميت طهارت ظاهري و باطن وضو نه تنها به اينجا ختم نميشود بلکه در بيان ديگر آمده است وضو روي وضو موجب ميشود که ده ثواب ديگر بر او نوشته شود، و در سخن ديگر، خداوند توبه او را بي آنکه استغفار کند تجديد گرداند، و در کلام آخر، موجب روشنائي روي روشنائي يعني نورٌ علي نور، دانستهاند، حقيقتاً غير از اسلام کدام آئين ديگري وجود دارد که نسبت به طهارت ظاهر و باطن اينهمه سفارش کرده باشد و پيروانش را با وعدههاي عالي نسبت به آن ترغيب نموده باشد تا آنجا که پيامبر اکرم(ص) ميفرمايد: «در روز قيامت خداوند امّت مرا، بر اثر وضو با چهرههاي زيبا و دست و پاي سپيد محشور ميکند، (61) و يا اينکه، کسي که با طهارت بخوابد همانند روزه دار شب زنده دار است و يا اينکه فرموده است «زياد وضو بگير تا خداوند عمر تو را زياد کند. اگر توانستي شب و روز با طهارت باشي اين کار را بکن زيرا اگر در حال طهارت بميري شهيد خواهي بود». (62) خلاصه اينکه حضرت رضا(ع) درباره حکمت وضو فرموده است: «براي اين که بنده در حال مناجات با (خداوند) جبّار پاک باشد، فرمان او را اطاعت کرده از آلودگيها و نجاست پاکيزه گردد به اضافه اينکه وضو سبب از بين رفتن کسالت و زدودن خواب آلودگي و پاک ساختن دل براي ايستادن در حضور خداوند جبّار ميشود». (63)
هـ) ازدواج و بهداشت ظاهري و باطني در متون ديني و غير آن ثابت شده است که ازدواج سهم به سزائي را در سلامت فرد و جامعه دارد و قرآن کريم در مقام تشويق به آن ميفرمايد: «آنهائي که بي همسرند و غلامان و کنيزان درستکارتان را همسر دهيد. اگر تنگدست باشند خدا آنان را از فضل خويش توانگر کند و خدا گشايشگر و داناست»، (64) و در آيه ديگر فرموده است «و از نشانههاي او اين است که براي شما از خودتان همسراني آفريد، تا بدانها آرام گيريد و ميانتان دوستي و رحمت نهاد. آري در اين (نعمت) براي مردمي که ميانديشند بي گمان نشانه هايي است». (65) ازدواج و انتخاب شريک زندگي، از جهات گوناگون در سلامت جسم و روان انسان نافع است که يکي از آنها پاسخ صحيح و مثبت دادن به غريزه جنسي است و ديگر اينکه نجات انسان است از انزوا و تنهائي، که در صورت عدم ازدواج، انسان گرفتار آن ميگردد و در نتيجه تبعات زيان آورش را ميبيند. پيامبر اعظم(ص) در بياني فرموده است «هر که دوست دارد که پاک و پاکيزه خدا را ديدار کند با داشتن همسر به ديدارش رود»(66) و در بياني ديگر فرموده است «در اسلام هيچ بنايي ساخته نشد که نزد خداوند محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد»(67) و در تشويق و ترغيب اين امر در سخنان ديگر پيامبر اعظم(ص) چنين آمده است «همسردار خفته نزد خدا فضيلت دارد بر بي همسر روزه گير شب زنده دار»، (68) اهل و عيال اختيار کنيد، زيرا که اين کار روزي شما را بيشتر ميکند و يا بي همسران خود را همسر دهيد زيرا با اين کار خداوند اخلاق آنان را نيکو ميگرداند و روزيهايشان را زياد ميکند و بر جوانمرديهاي آنان ميافزايد»(69) از سوي ديگر افرادي که در انتخاب همسر کوتاهي ميکنند مورد مذمّت قرار گرفتهاند. امام صادق(ع) ميفرمايد: «بدترين مردگان شما بي همسرانند»(70) و يا بدترين افراد شما بي همسران شمايند، دو رکعت نماز فرد همسردار بهتر است از هفتاد رکعت نماز فرد بي همسر»(71) مسئله ازدواج در اسلام به لحاظ منافع فردي و اجتماعي و بهداشتي که دارد آنقدر مورد اهتمام دين واقع شده که روايات بسياري در ستايش افرادي است که نسبت به ازدواج جوانان اقدام ميکنند و يا تشويق به تسريع در ازدواج دختران، و يا نکوهش مهريه سنگين و يا خدمت به زن و شوهر مطرح کردن حقوق هر يک از آنها و دهها مورد ديگر در اين راستا که از طريق پيامبر اکرم(ص) و اهل بيت(ع) او صادر شده است.
و) رعايت آداب سفره و سلامت جسم و جان اين موضوع نيز در بهداشت آدمي نقش فراواني دارد و اسلام در اين راستا توصيههاي اکيدي کرده است، امام مجتبي(ع) در برخي از آداب سفره فرموده است «بايد لقمهها را کوچک برداشته و غذا را خوب جويده و در هنگام خوردن به صورت مردم نظر نکند»(72) و حضرت صادق(ع) فرموده است «هر کس قبل و بعد از غذا دستهايش را بشويد در اول و آخر آن غذا، به آن برکت داده شود وتا زنده است در رفاه بسر برد و از بيماري جسمي در امان ماند»(73) و در بيان ديگر فرموده است که پيامبر(ص) از فوت کردن در غذا يا آشاميدني نهي فرموده است و در سخن ديگر فرموده است «ظرفهاي خود را بدون در پوش نگذاريد، زيرا هر گاه روي ظرفها پوشيده نباشد شيطان در آنها آب دهان مياندازد و هر چه بخواهد از آنها بر ميدارد»(74) از امام کاظم(ع) از آدم فرومايه سؤال شد، فرمود «کسي که در کوچه و بازار ميخورد»(75) و باز چنين روايت شده است که «نشستن بر سر سفره را طولاني کنيد که اين اوقات از عمر شما به حساب نميآيد» و از علي(ع) روايت رسيده است که «غذاي داغ را سرد کنيد زيرا وقتي غذاي داغ در برابر پيامبر(ص) نهاده شد فرمود: «بگذاريد تا سرد شود. خداوند به ما آتش نميخوراند و برکت در غذاي سرد است. »(76)
آثار پاکيزگي الف) دنيوي از برخي روايات گذشته چنين استفاده ميشود که مراعات کردن اصول بهداشت ثمراتي را در پي دارد که بعضي از آنها عبارتند از طولاني شدند عمر، بالا رفتن سطح سلامت و توانائي بشر، تأمين رفاه جسمي و رواني، جلب رضايت و محبوبيت خداوند، دوري از شباهت داشتن به يهودان، تکميل شدن ايمان، عمل به اقتضاي فطرت، افزون شدن فصاحت انسان، و به خشم آوردن شيطان، نام نيک پيدا کردن، محو شدن بوي بد در انسان، احياي قلب، بينيازي از طبيب، برکت در رزق و جلوگيري از تهيدستي، نجات از اضطراب و پريشاني، اتمام نعمت از ناحيه پروردگار، از بين رفتن کسالت و تنبلي، مصونيت از وسواس شيطاني، و بالأخره اينکه اقتدا به سيره و سنّت پيامبران و دهها مورد ديگر از آثار بسيار نيک مراعات اصول بهداشت جسم و جان شمرده شده است.
ب) اخروي اصولاً همه اعمال انسان در دنيا بازتاب آخرتي دارد چرا که دنيا در کلام دين مزرعه و مقدمه آخرت معرفي شده است و مسئله مورد بحث ما نيز از اين قاعده مستثني نيست، اهميت دادن به مسئله بهداشت ظاهر و باطن همانطور که داراي ثمرات دنيوي است، ثمرات اخروي را نيز در بر دارد که به برخي از آنها که رواياتشان ملاحظه شد اشاره ميگردد. برخي از ثمرات اخروي آن عبارتند از، دخول در بهشت، هفتاد برابر شدن ثواب نماز، پذيرفته شدن نماز، سپري در برابر آتش، آسان شدن حساب و کتاب، حفظ دين، سلامت دل، فرو ريختن گناهان، دسترسي به اجر شهيد و شهادت، ديدار خداوند با جسم و جان پاکيزه، در زمره نيکان قرار گرفتن و دهها مورد ديگر که از ثمرات اخروي مراعات بهداشت جسم و جان شمرده شده است.
پينوشتها: 1. کتاب بهداشت حوزهها، انتشارات وزارت بهداري، ص 25. 2. همان مدرک، ص 27. 3. سوره مبارکه بقره، آيه 22. 4. سوره مبارکه نساء، آيه 57. 5. سوره مبارکه مائده، آيه 99. 6. کتاب مکارم الاخلاق. 7. سيري ديگر در نهج الفصاحه، مؤلف: مرتضي تنکابني، ص112. 8. مدرک قبلي، ص 113. 9. همان مدرک ص113. 10. همان مدرک، ص360. 11. سنن النبي (ص)، مؤلف: علامه طباطبائي، ص 274. 12. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص 599. 13. همان مدرک، ص599. 14. همان مدرک، ص 600. 15. همان حديث 22. 16. سنن النبي، مولف علامه طباطبائي، ص113. 17. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص 72. 18. سنن النبي مؤلف علامه طباطبائي، ص 144. 19. همان مدرک، ص 145. 20. سنن النبي (ص)، ص160ـ150. 21. سوره مبارکه مدثر، آيه 4. 22. سنن النبي(ص)، ص 117. 23. همان مدرک ص 113، سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص564. 24. سيري ديگر در نهج الفصاحه، ص564. 25. همان مدرک، ص565. 26. سنن النبي (ص)، ص174. 27. همان مدرک، ص182. 28. سوره مبارکه احزاب، آيه 33. 29. منتخب الميزان الحکمه جلد 2، ص625. 30. همان مدرک، ص 625. 31. همان. 32. مکارم الاخلاق طبرسي ـ حلية المتقين مجلسي ـ وافي کتاب المطاعم. 33. زندگي نامه چهارده معصوم ـ مولف آزاد مهر، ص58. 34. منتخب ميزان الحکمه جلد 2، ص 619. 35. همان مدرک، ص607. 36. همان مدرک، ص 607. 37. همان مدرک، ص 609. 38. همان مدرک، ص 39، حديث 251. 39. همان مدرک، ص 39، حديث 252. 40. همان مدرک، ص 39، حديث 257، 258. 41. همان مدرک، ص 39، حديث 261. 42. همان مدرک، ص 40، حديث 264. 43. همان مدرک، ص 108. 44. همان مدرک، ص108. 45. همان مدرک، ص1025. 46. همان مدرک، ص 1025. 47. همان مدرک، ص1025. 48. همان مدرک، ص 1025. 49. منتخب ميزان الحکمه جلد 2، ص 849. 50. همان مدرک، جلد 2، ص 849. 51. همان مدرک، جلد 2، ص849. 52. همان مدرک، ج2، ص853. 53. همان. 54. منتخب ميزان الحکمه، ج 2، ص855. 55. همان. 56. همان. 57. همان. 58. سوره مبارکه مائده، آيه 6. 59. منتخب ميزان الحکمه، ج2، ص1061. 60. همان. 61. همان. 62. همان. 63. همان. 64. سوره نور، آيه 32. 65. سوره روم، آيه 21. 66. منتخب ميزان الحکمه، ص 457. 67. همان. 68. همان. 69. همان. 70. همان. 71. همان. 72. منتخب ميزان الحکمه، ج1، ص41. 73. همان، ص41. 74. همان. 75. همان. 76. همان. منبع: سايت باشگاه |