|
هویت، نماد شخصیت و ماهیّت یکی از ویژگیهای عصر جدید، جریان شتابآلود زندگی است که در آن رویدادها و حوادث گوناگون، آن چنان با سرعت پدید میآیند که فرصت تفکر و تأمل را از آدمی سلب میکنند و مجالی برای نگاهی به دنیای درون و جهان برون به انسان نمیدهند. این رخداد خیرهکننده و غیر ملموس موجب میشود که هر یک از ما، از لذت تفکر محروم مانیم و گاه سرگشته و درمانده، انگیزه کافی برای اندیشیدن در باره ضروریات زندگی نیابیم و پس از چندی با «خویشتن» و «جهان خارج خویش» بیگانه گردیم و خود را تنها و حیران بنامیم! حادثه غمباری که باعث شده برخی صاحبنظران به این باور دست یابند که: «انسان در عصر جدید در لابهلای شهرهای بزرگ و جمعیتهای انبوه و متراکم، بخشی از حقیقت وجودی خویش را از دست داده است و احساس تعلّق به جایی ندارد.»(1) امروزه «از خود بیگانگی»، معمای بزرگ و معضل مهم فکری اندیشمندان و نویسندگان نامآور جهان است، به گونهای که برخی از آنان «هویت فرد را از بزرگترین مشکلات فلسفه جدید»(2) دانستهاند و گاه بیهیچ پردهپوشی میگویند: «ما میخواهیم معنای زندگی و مرگ را بدانیم؛ چرا باید زیست؟ به کجا میرویم؟ سرنوشت روان ما چیست؟»(3) دوری از «هدفمندی در زندگی» از «رخداد و رویداد» فراتر رفته، نام «بحران» به خود گرفته است و به موضوعی زیربنایی و سرنوشتساز تبدیل گردیده که گاه یگانه سرمایه انسان، یعنی عمر او را تهدید میکند. شروع معضل «بحرانِ هویت» از آغاز نوجوانی، و استمرار آن با ایام جوانی است. در این میان آگاهی پدران و مادران، مربیان و مبلّغان و اطرافیان از این درد ویرانگر و درمان بهنگام آن، جوان را از دلزدگی، بیحالی، سردرگمی، احساس پوچی و افسردگی و خمودی و خستگی زیانبار نجات میبخشد و خلاّقیت، مقاومت و صلابت، نشاط و امیدواری در تلاطم حوادث زندگی به او میدهد. این آثار و برکات، رهاورد «شناخت روشن» نسبت به نقش حیاتیِ آرمانگرایی و هدفمندی شایسته و بایسته در زندگی است تا هستی انسان یعنی عمر گرانمایه او از تهدید و تخریب مصون ماند و آیندهای زرّین و زیبا در آینه اندیشه وی نمایان شود.
هدف و آرمان و نقش آن در زندگی انسان هدف برای نسل نو همچون فانوس دریایی برای کشتی است که مانع غرق شدن او در دریای زندگی میشود؛ کشتیهای اقیانوسپیما به مدد قطبنما، مقصد خویش را در دل شبهای تاریک و طوفانهای مهیب مییابند، جوانان نیز در امواج حوادث زندگی و تیرگیها و تاریکیهای مشکلات، به کمک هدف و آرمانی که دارند به ساحل سپید میرسند(4) و پیروز و سربلند میگردند. در نگاه صاحبنظران «هدف»، هر چیز بلند و برافراشته و کوهمانندی(5) است که هر آن مقابل دیدگان انسان نمایان است و لحظهای از آن غفلت نمیشود و «آرمان»، مجموعه امیدها و آرزوهای انسانی است که گاه نام حسرت، اندوه و دریغ(6) به خود میگیرد و هدفی والاست که دستیابی به آن مهم و ارزشمند، جویایی و پویایی اندیشه جوان، زمینهساز جوشش درونی و کوشش بیرونی او برای رسیدن به پرسشها و شبهههای بسیار اوست، که یکی از این پرسشها، سخن از: «اصل خلقت»، «هدف آفرینش» و «پایان زندگی امروز» است. ارزش و اهمیت پاسخ این پرسشها، چونان شربتی شفابخش و اکسیری گرانبهاست که «چهره هستی» را در نگاه انسان دگرگون میکند و انسان حیرتزده و راکد و ساکن دیروز را فرزانهای دانا و توانا سوار بر توسن روزها و ثانیهها به بلندای ابدیت و جاودانگی رهسپار میسازد. از اینرو پیشوایان روشنبین و بصیری که درک و درایتی برتر دارند، همگان را به چنین شناخت بنیادینی هدایت میکنند و «جهالت و غفلت» در این باره را به هیچ وجه روا نمیدارند. پیامبر پرمهر و رسول سعادتآفرین اسلام با چنین بینشی به تمامی پیروان خود «مژده رحمت و مرحمت» پروردگار را با چنین گامی داد و فرمود: «رحم اللّه امرأً علم من اَین و فی اَین و الی اَین؛(7) آن کس که بداند از کجا آمده، در کجاست، و به کجا رهسپار میشود، مشمول رحمت الهی خواهد شد.» و آیات به نور نشسته قرآن نیز رویش و پویش در حیات و هستی انسان را محصول آرمانگرایی میداند، از اینرو نخست پوچی و سردرگمی انسان را مردود میشمرد (أ یحسب الانسان ان یترک سُدی)،(8) سپس تمامی خلقت را بر اساس حق و حقیقت و هدفمندی معرفی میکند (ربنا ما خلقت هذا باطلاً)(9) آنگاه «عبادت» و به تعبیر بهتر «معرفت» و «تکامل» را آرمان آفرینش بیان مینماید: «ما خلقتُ الجنّ و الانس اِلاّ لیعبدون؛(10) جن و انس را نیافریدم، مگر برای آنکه عبادتم کنند و [از این طریق تکامل یافته، به من نزدیک شوند.]» برخی صاحبنظران و فرزانگان در باره این سخن خداوند به گونهای گویا و زیبا میگویند: «خلقت که هدف آن عبادت است، توسط خدای سبحان انجام میشود و هیچ موجودی در آن شرکت ندارد (خلقتُ) افزون بر آن استثنای نفی (اِلاّ لیعبدون)، بیانگر هدفمند بودن هستی است یعنی خلقت، بدون هدف نیست و موجودات عابد خدا هستند نه آنکه پروردگار آفرید تا پرستش شود.»(11) بعضی دیگر نکتهای ناب و کمالیاب نسبت به ارج و ارزش هدفمندی در زندگی فرمودهاند که: «تقوایی که از بشر خواستهاند، آن است که مراقبت کند تا راه را پیدا کند، مراقبت کند تا راه را گم نکند، مراقبت کند تا هدف را فراموش نکند.»(12) مدتی در خود نگر تا کیستی از کجایی وز چه جایی چیستی بهر چه عمری در اینجا زیستی جمعِ هستی را بزن بر نیستی از حیاتت تا خبردارت کنند(13)
جوان، هدفمندی و آثار ماندگار آن جلوههای جاری و پرجاذبه زندگی برای همگان ـ به ویژه نسل جوان ـ چنان دلبری و فرصتبری میکند که عموم افراد، زمان تأمل و تفکر برای دریافت نقش هدف در زندگی نمییابند و نسبت به آثار بسیار مطلوب و سازنده هدفداری بیتوجه هستند. از اینرو گاه به مراتب پایین و زودگذر زندگی که حاصلی جز بیحاصلی ندارد بسنده میکنند و به جای «برنامهریزی»، دچار «برنامهروزی» میشوند و ناگاه فرصتها را از دست رفته میبینند. آنچه در این نوشتار به طور کوتاه و گویا میتوان به آن اشاره کرد آن است که: 1ـ انتخاب هدف در زندگی جوانان، موجب تمرکز قوای فکری و وحدت وجود آنان گردیده و از هرز رفتن انرژیهای مرئی و نامرئی آنها جلوگیری میکند. چه زیباست سخن «هنری تامس» که: «بسیاری از افراد، در طول زندگی خود ماهیگیری میکنند؛ بدون آنکه بدانند آنچه که به دنبال آن هستند ماهی نیست!» این بینش موجب گردیده که برخی «همّت» و «دقت» را مکمل هم دانسته و به دیگران توصیه کنند: «مطمئن شوید که در مسیر و جهت درست حرکت میکنید؛ تنها توجه به سرعت مناسب کافی نیست.»(14) 2ـ «قاطعیت» و «جدّیت» از پیامدهای مطلوب هدفداری نسل جوان است، زیرا آن کس که میداند از زندگی چه میخواهد، در مقایسه با حوادث، غافلگیر نخواهد شد. بیشک با هدفهای بلندمدت، هرگز تحت تأثیر شکستهای کوتاهمدت قرار نخواهیم گرفت و با عزم و جزم چشمگیری به آنچه دوست داریم، دست مییابیم. 3ـ تعارضها و تردیدهای زندگی با انتخاب هدفی مطلوب و میسور قابل حل است؛ سرگردانیهای بیپایان بسیاری از نوجوانان و جوانان، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص در زندگی است. در خلوتی ز پیرم کافزود باد نورش خوش نکتهای شنیدم در وجد و در سرورش گفتا حضور دلبر مفتاح مشکلاتست خرم دلی که باشد پیوسته در حضورش(15) 4ـ قدرت تأثیرگذاری نسل جوان بر اطرافیان، با نوع هدف زندگی بستگی دارد. هدفداری به نسل نو، سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابل دفاع و صراحت خاصی میبخشد. «کیم ووچونگ» معتقد است: «یک فرد بیهدف، جهت خود را از دست خواهد داد و آنقدر در امواج متلاطم زندگی سرگردان خواهد شد که سرانجام غرق میشود. مردمانی که آرزو و هدف دارند، فقر نمیشناسند؛ زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است. تاریخ متعلق به کسانی است که در زندگی هدف دارند.» 5ـ بهرهگیری از فرصتها یا به دیگر سخن «مدیریت زمان» از آثار مطلوب هدفداری است، زیرا کسی که به خوبی میداند «هدف اعلای زندگی چیست؟» فرصتها را خود میسازد و هرگز منتظر فرا رسیدن فرصتی طلایی و دلچسب نمیماند. کسی که در زندگی صاحب آرمان و اندیشه باشد هماره از دو واژه کلیدی به خوبی استفاده میکند: الف) اهمیت، ب) فوریت؛ تا به خوبی به مرحله سوم یعنی موفقیت دست یابد. در غیر این صورت به قول ژان ژاک روسو: «انسان، آزاد آفریده شده است، ولی همه جا در زنجیر به سر میبرد.» زنجیرهای تعلّقات و تعارفات، آداب و رسوم و تشریفات، حسرت از گذشته و نگرانی نسبت به آینده، عنوانها و به اصطلاح شأنیتها و ... همه و همه حرکت انسان را به جلو کُند میکند و زمان را از آدمی میرباید. آیا تاکنون با خود اندیشیدهایم و یا محاسبه کردهایم که در 24 ساعت، چند ساعت و یا چند دقیقه کار مفید، جدّی و مؤثر به دست ما انجام میشود؟! یا آنکه با سرمایهگذاریِ زخمی زمان(16) کاری که یکی دو ساعت زمان میبرد، گاه روزها برای انجام آن معطل میمانیم و به خاطر نبودن «مدیریت زمان» عمری را بدین گونه تلف مینماییم! عمری بجز بیهوده بودن سر نکردیم تقویمها گفتند و ما باور نکردیم دل در تب لبیک، تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم نقش ما در هدفداری نسل جوان بخشی از وظایفی که نخست پدران و مادران، سپس مربیان و معلمان، آنگاه مبلّغان و مسئولان فرهنگی جامعه در باره هدفمندی و آرمانگرایی نسل نو به عهده دارند، عبارتند از:
1ـ بیان تفاوت هدف و آرزو یاری کردن جوانان برای دانستن تفاوت میان «هدف» و «آرزو» نقشی بزرگ در جوشش و کوشش آنان دارد، زیرا آرزو، چه بسا «هوا و هوس» و «شهرتطلبی و اشتیاق» است و بس، اما هدف نقطهای برتر و بلند است که انسان با شناخت و تلاش در صدد دستیابی به آن است: آرزوی خام، مردم را به دوزخ میبرد عودهای خام را، در کار مجمر(17) کردهاند(18) از اینرو آنتونی رابینز، روانشناس آمریکایی بر این باور است: «این هدفها هستند که تحقق مییابند، نه آرزوهای راکد و بیثمر.» و «ایرونیگ میلز» تأثیر هدفمندی در زندگی را «لرزش دل» میداند که به دنبال «پرش دیده» به قله خواستن و توانستن خواهد بود. او میگوید: «اگر چیزی دلم را نلرزاند، هدفم نیست.»
2ـ «هدف آدمی» بیانگر نوع شخصیت او آشنا کردن نسل نو با این موضوع ناب که هدف انسان آینه تمامنمای شخصیت اوست و هدفهای عالی و الهی جلوهگر روحی سرشار و پر ارزش است، گامی بزرگ در نیرومندی، جهتدهی و آرمانگرایی جوانان خواهد بود و اعتقادی اینچنین به آنان میبخشد که: گر در طلب گوهر کانی، کانی وز در پی عمر جاودانی جانی من فاش کنم حقیقت مطلب را هر چیز که در جُستن آنی، آنی(19) عارف فرزانه و روشنبین حضرت آیتاللّه بهاءالدینی میفرمود: «هر کس به اندازه فهم و همتش از نعمتهای الهی استفاده میکند، انسان باید کسب معرفت و نورانیت کند، انبیاء آمدهاند تا همّت بشر را بالا ببرند، اطاعت کامل مطلق، کمال است.»(20)
3ـ پرهیز از ابتذال و روزمرّگی یکی از دامهای مرگبار در زندگی نسل جوان آن است که با رسیدن به هدف، توقف میکنند و خود را بر بلندای بخت و بینیازی میبینند. آشنا ساختن آنان با این شیوه که پس از دستیابی به هدف، با سرعت بسیار، هدف دیگر و برتری جایگزین هدف پیشین نمایند تا هرگز اسیر ابتذال و روزمرّگی نشوند، بسیار مفید و مؤثر است. زیرا انسان با رسیدن به جوی و جویبار یا رود و رودبار به آرامش ظاهری میرسد، اما هنوز فرصت فراست و فرزانگی دارد و تنها با دستیابی به اقیانوس بیکران عزّت و عظمت، آرامش حقیقی مییابد. به یقین برگهای کاغذ به نام «مدرک»، راه کسب درآمد به نام «شغل»، تشکیل خانواده با «ازدواج» و رسیدن به «رفاه»، هر یک گذرگاهی است که هرگز نباید قصد توقف در آن داشت و «ابزار»هایی است که نقش «اهداف» را نخواهد داشت.
4ـ «انتخاب هدف» با هماندیشی و استدلال دوستانه و صمیمانه با نسل جوان گفتگو کنیم و به آنها بگوییم «انتخاب هدف»، از سر احساس، ظاهربینی و یا جلوههای زودگذر زندگی، ثمری جز پشیمانی در بر نخواهد داشت، زیرا سرمایه و هستی انسان یعنی عمر او و در این راه صرف میشود، پس بهتر است نوع انتخاب انسان اولاً مستدل و قابل دفاع باشد، ثانیا با رایزنی و پیوند عقل دیگران با خرد ما انجام شود تا در پرتو «هماندیشی» و تبادل نظر، ضریب خطای احتمالی را کاهش داده و احتمال موفقیت را افزایش دهد.
5ـ آشنایی با موقعیت «ابزار» و «اهداف» با جوانانی که برای خود اهدافی خاص ترسیم کردهاند، صادقانه سخن بگوییم که قبولی در کنکور، پیروزی در این شغل، کامیابی در آن رشته ورزشی، موفقیت در این خواستگاری و یا ... نشان رسیدن به قلههای چشمگیر سربلندی نیست که شکست در آن ـ به هر دلیلی ـ نماد پایان زندگی و شکست و درماندگی باشد. گاه بیخبری ما از پشتصحنههای حوادث، ما را بیحوصله و ناتوان میسازد، در حالی که در بسیاری از صحنههای زندگی «شکست» امروز، «موفقیت» برتر و بهتر فردا و فرداها را خواهد داشت. پس «هدف مرحلهای» یا «ابزار» را با «هدف نهایی» یا «اهداف» درست بشناسیم و بشناسانیم تا نسل جوان را به خوبی با آسیبپذیریهای احتمالی که در اثر خلاء آرمانی رخ میدهد،(21) مصون سازیم و برای فرداهای بهتر سرشار از امید و ایمان و اطمینان نماییم.
پینوشتها: 1 ـ وایتهد، ریاضیدان و فیلسوف برجسته معاصر. 2 ـ اریک فروم. 3 ـ الکسیس کارل. 4 ـ ماردن. 5 ـ لغتنامه دهخدا، ج15، ص23424. 6 ـ همان، ج1، ص107. 7 ـ ر.ک: بحارالانوار، ج28، ص401؛ شرح نهجالبلاغه، ج11، ص196. 8 ـ سوره قیامة، آیه 36. 9 ـ سوره آلعمران، آیه 191. 10 ـ سوره ذاریات، آیه 56. 11 ـ «علامه طباطبایی»؛ تفسیر المیزان، ذیل آیه 56 سوره ذاریات. 12 ـ «حضرت آیتاللّه خامنهای»؛ تهذیب نفس از منظر مقام معظم رهبری، ص13 و 12. 13 ـ صفی علیشاه. 14 ـ پرمود بترا، روانشناس آمریکایی. 15 ـ آیتاللّه حسنزاده آملی. 16 ـ مدیریت زمان، علی رضائیان، مجله سخن سمت، ش7، ص46. 17 ـ چوبهای ناقص را در آتشدان میافکنند. 18 ـ صائب تبریزی. 19 ـ بابا افضل. 20 ـ آیت بصیرت، ص154. 21 ـ جوان و نیروی چهارم زندگی، دکتر شرفی، ص161 ـ 159. پیام زن -> خرداد 1383، شماره 147 پدیدآورنده:احمد لقمانی، |