همانگونه که در تأمين سلامت جسمي افراد جامعه، اولويت با پيشگيري و ايمنسازي افراد است، در تأمين سلامت فکري و اعتقادي جامعه نيز بايد پاکسازي محيط از آلودگيهاي فکري، رواني و اعتقادي و پيشگيري از گسترش آن را در اولويت قرار داد. به همين دليل سياستگذاريهاي فرهنگي بايد به گونهاي باشد که محيط خوب و سالمي براي جوانان و نوجوانان فراهم آيد. لازم است کارگزاران تربيتي، نهادهاي فرهنگي و خانوادهها با برنامهريزي منظم، افراد آسيبپذير را شناسايي و براي ايمنسازي آنان اقدام کنند. همچنين افرادي که مورد تهاجم فرهنگي بيگانه قرار گرفتهاند، بايد شناسايي شوند تا با استفاده از روشهاي پيشگيرانه، آنان و ديگران از آلودگي بيشتر برحذر باشند. گفتني است در ارائه راهکارهاي پيشگيري از فريب خوردن جوانان و نوجوانان و افتادن آنان در دام افراد و جريانهاي منحرف، بايد به شرايط سني، تفاوتهاي فردي، شرايط زماني و مکاني و پايگاه فرهنگي و اجتماعي جوانان و نوجوانان توجه کرد. اينک شماري از اين روشها را بر ميشماريم:
1. نهادينه کردن شناخت و باورهاي ديني: بنياديترين روش براي پيشگيري از فريب خوردن جوانان، گسترش زمينههاي شناخت معارف الهي و درونيسازي باورهاي مذهبي است. از آنجا که «مذهب» و «خداپرستي» در آيينه فطرت انسان، نقش بسته و «کمالجويي» در نهاد انسان نهفته است،(روم،29) کافي است پدران و مادران و کارگزاران فرهنگي با برنامههاي تبليغي و هدايتي، فطرت خداجوي جوانان و نوجوانان را شکوفا سازند. افزايش آگاهيها به همراه دستيابي به معرفت و باورهاي ديني بايد به گونهاي باشد که جوانان در برابر تبليغات دشمنان، ايمن شوند.
2. بسترسازي براي حضور جوانان در مکانهاي مذهبي: فراهم آوردن زمينه حضور جوانان و نوجوانان در مساجد، نماز جمعه و بهرهگيري آنان از برنامههاي سازنده و روحبخش مذهبي، جوانان را با خدا مأنوس ميسازد و به زيور خوبيها و زيباييها آراسته ميگرداند.
3. تشويق جوانان و نوجوانان به مطالعه کتابهاي سازنده: ممکن است برخي جوانان به دليل تبليغات رسانههاي گروهي، از آموختن مسائل ديني احساس بي نيازي کنند و انگيزهاي براي مطالعه نداشته باشند. در اين صورت، بايد بکوشيم اين احساس کاذب از ميان برود و انگيزه مطالعه در جوانان ايجاد شود.
4. تشکيل جلسههاي مذهبي و سرگرمي مناسب: با تشکيل جلسههاي آموزش مسائل ديني، سياسي و اجتماعي، گردشهاي دسته جمعي و جلسههاي دعا و نيايش که از هدفهاي رفتاري مشخص و دراز مدت برخوردارند، ميتوان علاقههاي جوانان را به اين امور جلب کرد. در اين زمينه ميبايست از هنر و ادبيات نيز در انتقال باورهاي ديني بهره برد. نمايش فيلمهاي سودمند با درون مايه مذهبي، گزارشهاي مستند جنگ تحميلي و بازديد از مناطق جنگي در تقويت دين باوري نسل جوان مؤثر هستند.
5. تشکيل جلسههاي پرسش و پاسخ و گفتوگو: با بهرهگيري از آموزگاران و مربيان علاقهمند و با تجربه ميتوان بحثهاي آزاد عقيدتي و سياسي درباره مسائل روز و مورد علاقه جوانان برپا کرد.
6. فراهم آوردن محيط گرم و خانوادگي و برخورد دوستانه با جوانان: نوجوانان در سن بلوغ بيش از حد حساس هستند و به همين دليل، نبايد با آنان با سختي و خشونت برخورد کرد. اگر افراد خانواده به ويژه پدر و مادر، به نيازهاي عاطفي و روانشناختي جوانان و نوجوانان در محيط خانواده توجه داشته باشند، آنان ديگر انگيزهاي نخواهند داشت که با افراد ناباب، رفت و آمد و دوستي کنند. پس پدران و مادران بايد بکوشند محيطي آرام و سرشار از محبت و احترام براي جوانانشان فراهم آورند.
7. انتخاب دوستان خوب و شايسته: گاه ديده شده است که همه عوامل تربيتي براي يک فرد فراهم بوده، ولي رفت و آمد با دوستان ناباب، او را منحرف کرده و از هدايت و رشد بازداشته است. ممکن است جوان، فردي را خوب و شايسته تشخيص دهد، در حالي که وي، فردي مشکلدار و وابسته به جريانهاي ضدمذهبي باشد. پدر و مادر نيز نميتوانند براي فرزند جوانشان، دوستان خوب و شايسته برگزينند. پس مراد از اين موضوع چيست؟ در اين زمينه بايد گفت پدر و مادر ميتوانند از همان دوران کودکي فرزندانشان، دوستاني خوب و شايسته براي آنان انتخاب کنند؛ چون تجربه نشان داده است جوانان و بزرگسالان دوستي خود را با افرادي ادامه ميدهند که در دوران کودکي با آنان دوست بودهاند.
منبع: پرتو |