حقوق دوستان
قسمت دوم
پينوشتها
39- بيهقى در سنن و ابن عدى - چنان كه در الجامع الصغير آمده - در الكامل اين حديث را نقل كرده اند.40- شعراء / 216: اگر آنان نافرمانى كردند، بگو: من از كار شما بيزارم .41- اين روايت قبلا گذشته است .42- اين حديث را بن ابى الدنيا و احمد - به طورى كه در الترغيب ، ج 3، ص 499 آمده نقل كرده اند و قبلا گذشت .43- از دوستت صفاهايش را بگير و كدورتها را ترك كن زيرا عمر كوتاهتر از آن است كه دوستت را به خاطر لغزشش سرزنش كنى .44- اين حديث را ابن ماجه در سنن خود، از حديث جوزان به شماره 3718 نقل كرده است .45- آل عمران / 134: و خشم خود را فرو مى برند.46- من به برادرم پيشى نمى گيرم ، در حالى كه هيچ فرد پاكيزه خويى با پريشان ساختن برادرش او را نمى آزارد.47- ممتحنه / 7: اميد است خداوند ميان شما و دشمنانتان (از طريق اسلام ) پيوند محبت برقرار كند.48- اين حديث را ترمذى در سنن ، ج 8، ص 162 نقل كرده است . معناى اين حديث اين است كه با دوست و دشمن با مدارا و نرمى رفتار كن و از افراط و تفريط خوددارى كن . اين كلام از اميرالمؤ منين (ع ) در نهج البلاغه بخش حكم به شماره 260 عينا نقل شده است . - م .49- اين حديث را مسلم در صحيح خود، ج 8، ص 86 از حديث ابودرداء نقل كرده است .50- در هيچ كتابى به اين حديث دست نيافتم .51- اين حديث را بزاز از عمران بن حصين به سند صحيح - به طورى كه در الجامع الصغير آمده - نقل كرده است .52- كافى ، ج 2 ص 507.53- شورى / 25: درخواست كسانى را كه ايمان آورده اند و عمل صالح انجام داده اند اجابت مى كند و از فضلش بر آنها مى افزايد.54- كافى ، ج 2، ص 508، شماره 7.55- اين حديث را بيهقى در شعب الايمان از حديث ابوهريره - به طورى كه در الجامع الصغير آمده - به سند ضغيفى نقل كرده است .56- عراقى گويد: اين حديث را ابومنصور ديلمى در مسند الفردوس از قول ابوهريره نقل كرده و ذهبى در لسان الميزان مى گويد: اين حديث جدا ناشناخته است .57- اين حديث قبلا گذشت .58- اين حديث را حاكم در جلد 1، صفحه 16 كتاب خود از قول عايشه نقل كرده مى گويد: بر اساس شرايط مسلم و بخارى صحيح است .59- اسراء / 53: به بندگانم بگو: سخنى بگويند كه بهترين باشد چرا كه ميان آنها فتنه و فساد مى كند.60- يوسف / 100: و بعد از آن كه شيطان ميان من و برادرانم فساد كرد.61- حشر / 9: و آنها را بر خود مقدم مى دارند هر چند شديدا محتاج و فقير باشند.62- مردمان بزرگوار و كريم هرگاه در رفاه باشند، دوستانشان را كه در شرايط بد زندگى با آنان بسر مى بردند ياد مى كنند.63- برو، محبت تو از دلم براى هميشه بيرون شد، در حالى كه جدايى ما از نوع طلاق باين نيست . اگر درست توجه كنى ، مى فهمى كه عم تو نوعى طلاق دادن است ، دوستى تو با من به دو طرف ، دوام داشت اما اگر تو مانع برابرى دوستى با دوستى باشى ، دو طلاق در دو عادت ماهانه خواهد بود (كه در آن صورت راه بازگشتى نيست .) و هرگاه ناگزير از طرف من طلاق سوم به سراغ تو بيايد، ديگر حكومت سيبين نيز تو را بى نياز نخواهد كرد.64- تمام مصيبتهاى روزگار را ديدم ، در حالى كه جز دورى دوستان همه آنها رويداد سهل و آسان بود.65- اين حديث را دارقطنى در الافراد از قول زبير بن عوام ، اين چنين نقل كرده است : (( بدانيد كه من و شايستگان امتم از تكلف بيزاريم .)) و - به طورى كه در كتاب المغنى آمده است - اسناد اين حديث خوب و درست است .66- باب سى و پنجم .67- ص / 86: بگو (اى پيامبر) من از شما هيچ پاداشى نمى طلبم و من از متكلفين نيستم .68- بخش اول اين حديث قبلا گذشت و اما بخش دوم حديث را ابن عدى در الكامل از قول انس به طورى كه عراقى در آن باره مى گويد به سند ضعيفى نقل كرده است .69- براى كسى فروتنى كن كه آن را دليل فضيلت بداند نه نادانى و از دوستى كسى كه همواره در برابر دوستان ، فضيلت را براى خود مى بيند، دورى كن .70- چه بسا دوستى كه او را بوسيله دوستى شناختم و از دوست قديمى ، پر بهره تر بود و رفيقى كه او را در طول راه ديدم (و در سفر آزمودم ) و براى من دوست واقعى گرديد.71- اين بخش از سخنان پيامبر (ص ) در ذيل حديث (( (( لا تدابروا)) )) قبلا گذشت .72- آل عمران / 159: و با آنان در كارها مشورت كن .73- حديث مواخاة بين پيامبر (ص ) و على (ع ) را ترمذى در سنن ، ج 137 ص 169 و بغوى در المصابيح ، ج 2، ص 275 و حاكم در المستدرك ، ج 3، ص 14 نقل كرده و بعضى از كسانى كه كينه شديدى به اميرالمؤ منين (ع ) دارند در آن مناقشه كرده اند و علامه امينى در كتاب ارزنده الغدير، ج 3، ص 173 - 175 پاسخ داده است . علاقمندان به اين اثر مراجعه كنند.74- مشاركت پيامبر با على (ع ) در حديث رمان آمده كه نزد محدثان معروف است و ترمذى در باب مناقب در سنن ، ج 13، ص 171 از پيامبر (ص ) نقل كرده است كه فرمود: (( من سراى حكمتم و على در آن است .)) 75- تقسيم قربانى پيامبر (ص ) با على (ع ) را مسلم در صحيح ، ج 8، ص 39 باب حجت النبى (ص ) نقل كرده است . 76- باب پنجاه و ششم .77- در كاى ، ج 2، ص 671 به اسناد خود نقل شده است : رسول خدا (ص ) نگاههاى خود را ميان اصحابش تقسيم مى كرد؛ گاهى به اين و گاهى به آن به طور مساوى مى نگريست .78- اين حديث را ابن سنى در كتاب عمل اليوم و الليله ، ص 120 از حديث ابوهريره نقل كرده است .
نويسنده: فيض کاشاني