مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
حکومت عدل جهانی
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 440    چهارشنبه 4 شهریور 1388 

جوان و الگوها


جوان و الگوها

دوران جواني

جواني، فروغ تابناک سپيده‌دمان زندگي است؛ زمزمه طرب‌انگيز و دل‌نواز جويباران، شميم پاک سحرگاهان، باران زندگي‌بخش آسمان و دست سخاوتمند طبيعت در برابر انسان است که مخزن همه گنجينه‌هاي حيات‌بخش عالم شمرده مي‌شود. جواني، فصلي بسيار حساس و پراهميت از دوران حيات آدمي است. روزگار برآمدن، فراز شدن و بهره‌وري، و دوران مبارزه، مقاومت و رويارويي با مشکلات، و گاهي پذيرش مسئوليت، تعهد، احساس استقلال و خودکفايي است.
جواني، حد فاصل دو ناتواني است؛ ناتواني کودکي و ناتواني پيري. روزگار جواني، روزگاري است بسيار حساس، پرتلاطم و خطرناک؛ چرا که در اين دوران، شخصيت آدمي شکل مي‌گيرد و صفات متضادي خودنمايي مي‌کند. از يک‌سو، غنچه‌هاي عشق و اميد شکفته مي‌شود و از سويي ديگر، لهيب تند هيجان‌هاي شورانگيز شهوت‌ها و انديشه‌هاي گوناگون، جوان را از هر جهت دربرمي‌گيرد. از طرفي تهوّر، گستاخي و غرور، و از سوي، ديگر آرمان‌خواهي و نيک‌خلقي، او را به سوي خود فرا‌مي‌خوانند. توانايي و نيرومندي، در برابر عجب و خودبيني، همه و همه در وجود يک جوان صف کشيده‌اند و هر يک نيز خواهان پاسخ مناسبي از سوي وي هستند. کسي از اين درياي موّاج و دوران پر مخاطره، سربلند بيرون خواهد آمد که بتواند اين کشتي سرگردان را با استفاده از دو بال علم و ايمان، به ساحل نجات برساند، تا در مسير راستين زندگي و انسانيت قرار گيرد.
انرژي جواني بسيار شگفت‌انگيز است و به نيرويي هدايتگر و مراقب نياز دارد. «همان‌طور که اگر سيلاب‌هاي عظيم و پراکنده، به وسيله سدهاي بزرگ مهار شود و در مجراي معيّن وحساب شده‌اي به جريان بيفتد، مي‌توان توربين‌هاي عظيم برق را به گردش درآورد، کشوري را روشن و سرزمين‌هاي وسيعي را سرسبز و خرم گرداند، همچنين اين نيروي خلاق جواني که در وجود جوانان نهفته است هم، مي‌تواند جامعه‌هايي را روشن و محيط‌هاي بزرگي را آباد کند».[1]
بحث درباره دوران جواني، يکي از زيباترين و جذاب‌ترين و در عين حال، دشوارترين و پيچيده‌ترين بحث‌هاست؛ چرا که حرکت رو به جلو و همراه با شکوفايي هر ملت و امت، در گرو بالندگي اين دسته از افراد جامعه قرار دارد.

اهميت دوران جواني و رسالت پيامبران

شناخت جوان و اهميت نيروي جواني، کار آساني نيست. اهميت اين دوران، به مقدار اهميت زندگي بشر است؛ زيرا همه استعدادهاي فعال و جذاب انسان، در دوران جواني ظهور و بروز مي‌يابد، که دوره‌اي بسيار کوتاه است. زيربنا، شالوده و آينده يک جامعه ايده‌آل را بايد در جوانان آن جامعه ديد. آنان مي‌توانند در پرتو رهبراني آگاه، شايستگي‌هاي خود را نشان دهند؛ اما افسوس که مديران به اين رسالت بزرگ، كمتر اهميت مي‌دهند و به راحتي از کنار آن مي‌گذرند. در طول تاريخ، هر ملتي که توانست از نيروي جوانان خود به خوبي استفاده کند، مسير کمال و رشد را پيمود و کشورش را به پيشرفت رسانيد، و ملتي که نتوانست از اين نيروي سترگ بهره گيرد، عقب ماند. چه دردناک است که عموم امت اسلامي و به ويژه کشور اسلامي ايران، نتوانسته است استفاده بايسته و شايسته‌اي از نيروي جوانان ببرد.
شيوه بهره‌گيري صحيح از جوانان، در آيات قرآن و روايات معصومان ديده مي‌شود. در فرهنگ اسلام، بودند كساني که از جواني بهره‌هاي فراوان بردند. قرآن کريم وتاريخ ما، پر است از افرادي که چنين خصوصيتي داشتند؛ از جمله حضرت ابراهيم(ع)، جوان هجده ساله‌اي که با اراده آهنين، در قلب دنياي تاريک زمان خود درخشيد و باعث ايجاد تحولي عظيم در تاريخ بشريت شد.
حضرت يوسف(ع) نيز با آموختن علم وحکمت در دوران جواني، توانست با اراده آهنين و انديشه ژرف، درس عفاف و كشورداري به همه جوانان دهد. او حتي در درون چاه و زندان، و در ميان انواع تهمت‌ها و افتراها، موفق شد از شرايط زمان و مکان، به سود خود بهره گيرد. يوسف(ع) هرگز به دليل وجود فشارهاي متعدد، تسليم خواسته‌هاي نفس خويش نشد و در عين حال، حضور فعال و گسترده‌اي در امور مملکت داشت.
داستان حضرت موسي(ع)، ماجراي طالوت(ع)، جوانان اصحاب کهف و حضرت مريم(ع)، نمونه‌هايي براي مدعاي ما هستند که در قرآن کريم آمده‌اند.

دو تفکر غلط
دو طرز تفکر درباره جوانان مطرح است :

تفکر اول، مربوط به نسل گذشته است که جوانان را افرادي خام، مغرور و بوالهوس مي‌دانستند که به هيچ کاري نمي‌آيند و بايد آنها را با اعمال فشار و وادار کردن به انجام کارهاي سخت، رام کرد.
تفکر دوم، مربوط به خود جوانان است که خود را مظهر هوش و استعداد و مخزن همه ارزش‌هاي انساني مي‌دانند و همه سعادت و خوش‌بختي يک ملت را، در پرتو وجود جوانان جست‌وجو مي‌کنند. هميشه نسل جوان، روش‌هاي نسل کهن را متعلق به گذشته و ناكارآمد مي‌دانند و در برابر، نسل کهن نيز نسل جوان را خام و هوس‌باز مي‌شمارند.
اما مي‌تواند تفکر سومي هم وجود داشته باشد که جامع‌تر از آن دو ديدگاه است، وآن اينکه نه يکسره، جوانان را خام و بوالهوس بدانيم و نه اينکه نسل کهن را نادان بشماريم. به عبارت ديگر، نه جوانان را مظهر همه بدي‌ها و زشتي‌ها بدانيم، و نه مظهر همه آرمان‌هاي انساني. نه تنها نسل کهن نادان و جاهل نيستند، بلکه داراي گنجينه‌هايي از تجربه‌اند که از دانش نيز بالاتر است. جوانان هم در صورتي مي‌توانند مظهر آرمان‌هاي والاي انساني باشند که افزون بر استفاده از دانش روز و کسب کمالات انساني، از تجربيات نسل قديم نيز بي‌بهره نباشند؛ زيرا در صورتي علم و دانش به کار مي‌آيد و به بار مي‌نشيند که با دانش تاريخي نسل کهن و تجربيات آنان همراه گردد. بدين سبب گفته‌اند که «تاريخ، آيينه و چراغ هدايت آيندگان است.» شهيد مطهري(ره)، تاريخ گذشتگان را حتي به عنوان يکي از منابع شناخت، معرفي کرده و معتقد است که «قرآن، تاريخ را به عنوان يک منبع شناخت، عرضه مي‌دارد».[2]
نتيجه سخن آنکه در ميان اين سه انديشه و تفکر، يکي راه به افراط، و ديگري به تفريط رفته و واقعيت اين است که قول سوم، به اعتدال و صواب نزديک‌تر است.

شيوه‌هاي جذب جوانان

يكي از مواردي كه بايد بدان توجه داشته، جذب جوانان با شيوه‌هاي گوناگون است. هر انساني به ويژه در جواني، شيفت و شيداي هر آن چيزي است كه جديد و نو باشد. هر چيز نو و جديد، انسان را به خود جلب مي‌كند؛ زيرا «لِكُلِّ جَديدٍ لَذَّة»؛ هر چيز نويي لذت‌بخش است.» هر آنچه تكراري باشد، خسته‌كننده و ملال‌آور است. از اين رو، يكي از معجزات قرآن كريم نيز، تازگي آن است و به دليل همين، هميشه براي انسان لذت‌بخش و جذاب است. قرآن كريم جامعيتي همه جانبه دارد؛ يعني سازش و هماهنگي با هر چيز تازه و نو. نمي‌توان موردي را در زندگي بشر يافت كه پيش‌تر قرآن كريم، آن را به صورت كلي بيان نفرموده باشد.
ممكن است در مقام اشكال گفته شود: مطلوب بودن بسياري از چيزها، به تكراري بودنشان است. نه جديد و تازه بودن. در پاسخ مي‌گوييم: آري، همين‌طور است. مثلاً خوبيِ نفس كشيدن، به تكرار آن است، وگرنه ارزش ندارد. همچنين مباحث اخلاقي بايد هميشه تكرار شوند تا مؤثرگردند. اين‌گونه موارد را كسي انكار نمي‌كند، اما بحث ما،‌گرايش جوانان و جذب آنان با شيوه‌هاي جديد است؛ چنان‌كه انحراف آنان هم با شيوه‌هاي نو و مدرن صورت مي‌پذيرد. ما مي‌خواهيم راه را به آنها نشان دهيم و طبيعي است كه اين كار بايد با توجه به دگرگوني‌هاي عصر ما، متفاوت از گذشته باشد. در زمان‌هاي گذشته، به دليل عدم وجود معلومات و اطلاعات، مي‌شد با يك تَشَر زدن، جوانان را از انحراف بازداشت، اما در عصر كنوني، چنين چيزي ميسر نيست و بايد راه درست را با بيان خصوصيات آن، به جوانان آموخت. جوان تا از ويژگي چيزي آگاه نشود و اثر و فايده آن را نداند، هرگز جذب آن نخواهد شد و امروزه لازم است اين كار با بهره‌گيري از شيوه‌هاي مدرن و جديد همراه باشد. در گذشته، با صرف نشان دادن راه صحيح، مي‌شد جوانان را از مسيرهاي ديگر بازداشت؛ اما اكنون افزون بر نشان داده راه، بايد مزيت و فوايد آن را هم بيان كرد؛ آن هم نه با شيوه‌هاي گذشته، بلكه با شيوه‌هاي جديد و به كار بردن الفاظ جذّاب و افعال مهيّج.

جوانان و الگوپذيري

جوانان امروز بايد الگوي مناسب خود را بيابند. ما در عصري زندگي مي‌كنيم كه هر روز، الگوهاي متفاوت و متنوعي در مجلات و رسانه‌هاي گوناگون عرضه مي‌شوند. در اينجا بايد هنر به خرج داد و در مقابل اين همه الگوي منحرف كننده و جذاب، يك الگوي مناسب و ممتاز را به جوانان معرفي كرد. اسلام هيچ مشكل و كمبودي در معرفي الگو براي جوانان ندارد. حتي بسياري از اديان و مسالك دنيا و برخي مصلحان جهان، راه نجات خود و جوانان كشورشان را در الگوگيري از بزرگان مكتب اسلام دانسته‌اند. براي نمونه، گاندي، نجات كشور ملت هندوستان را از يوغ استعمار انگليس، در الگوگيري از زندگي اميرمؤمنان(ع) دانست، و شيوه مبارزه خود را برگرفته از راه و روش امام علي(ع) معرفي كرد. او همچنين الگوي انقلاب خود را در هند، نهضت عاشوراي امام حسين(ع) برمي‌شمرد.
دنياي امروز از راه معرفي الگوهاي منحرف‌كننده و كاذب، در پي بي‌هويت كردن جوانان مسلمان است. از اين‌رو، وظيفه آن است كه پيش از معرفي الگوي مناسب، هويت جوانان را بازشناسيم. اسلام با معرفي الگوهاي مقلدانه، سخت مبارزه كرده است. تقليد كوركورانه، از موانع مهم معرفتي در قرآن كريم است. جوانان ما بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه: چرا قرآن كريم همان ابتداي نزول، كسي را در ابتدا به عنوان الگو و اسوه معرفي نمي‌كند؟ چرا كه خداوند بزرگ مي‌خواهد همه چيز بر محور شناخت و معرفت باشد؛ چنان‌كه مولا علي(ع) مي‌فرمايد: «ارزش هر كس، به مقدار دانايي و تخصص اوست». [3]
در نخستين آيه‌اي كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد، سخن از خواندن، قلم، علم و معرفت به ميان آمده است. خداوند از همان ابتدا نفرمود رسول خدا، الگوي رفتاري شماست، بلكه وقتي همه زواياي راه صحيح را از راه رسولانش به جامعه معرفي كرد، با اين جمله زيبا و جذاب، پيامبرش را به عنوان الگويي مناسب معرفي نمود.
برخي مي‌پرسند: اسلام چه الگوهاي مناسب و جذابي به جوانان ارائه مي‌كند تا آنان به الگوهاي كاذب گرايش پيدا نكنند؟ در پاسخ بايد گفت اسلام در ابتدا از معرفي يك شخص به عنوان الگو ابا دارد؛ چرا كه در آن صورت، همه شناخت و معرفت‌ها بر محور يك شخصيت محدود مي‌گردد، كه اين خود شديداً مورد احتراز اسلام است. انسان بايد راه صحيح را بر اساس معرفت و شناخت خويش دريابد، نه بر اساس رفتارهاي مبهم شخص ديگر. شخص‌گرايي در اسلام ممنوع است، بلكه تشخيص‌گرايي و معرفت ممدوح است. اگر فردي با خرد و عقل خويش، راه را پيدا كرد، لزوم پيروي از آن راه، براي هميشه در وي استوار و ماندني است، اما انساني كه تابع عقل و خرد ديگران است، مثل خاشاك بر روي آب است كه با جريان آب، به هر طرف خواهد رفت. كسي كه پيش از معرفت و شناخت صحيح، از الگوي خاصي پيروي كند، همانند ناخدايي است بدون قطب‌نما كه هيچ‌گونه جهت و مسير خاصي ندارد. در اقيانوس عظيم، سرگردان است و جهتش با هر بادي تغيير مي‌كند. اما انساني كه در مدار و خطي مستقيم، بر اساس عقل و خرد و معرفت خويش حركت مي‌كند، حتماً داراي مسير و جهت خاصي است؛ همانند ناخدايي كه مسير حركت مشخصي دارد و آن راه و خصوصياتش را با علم و معرفت خود، انتخاب كرده است. وي سينه دريا را مي‌شكافد و از شرايط دريا بهره مي‌گيرد، نه آنكه تابع شرايط دريا گردد. هر زمان باد در مسيرش بوزد، بادبان را باز مي‌كند و به حركت خويش سرعت مي‌بخشد، اما اگر باد در خلاف مسيرش وزيدن گرفت، بادبان را محكم مي‌بندد و در ميان امواج پرتلاطم دريا، مسير از قبل شناخته‌شده‌اي را طي مي‌كند. اكنون اين ناخدا راه‌يافته‌تر است، يا آن ناخدايي كه مسير تعيين شده‌اي ندارد؟ عقل و خرد كدام را مي‌پسندد؟
متأسفانه آنچه موجب گمراهي و انحراف جوانان مي‌شود، عدم شناخت و تفاوت گذاشتن بين اين ناخدا با آن ناخداست؛ يعني فرق نگذاشتن بين كسي كه راه خودش را با عقل و خرد تشخيص مي‌دهد، با آن كس كه عقل و خرد ديگران الگوي اوست. پس بايد به اين نكته توجه داشت كه الگوي مناسب در درجه دوم قرار دارد، نه در درجه اول. مشكل بسياري از جوانان ما از همين‌جا آغاز مي‌شود. ابتدا نبايد الگويي تعيين و از شيوه او در انتخاب راه پيروي كرد، بلكه ابتدا بايد راه را با كمك عقل و خرد خويش يافت، ‌آن‌گاه هيچ مشكلي در پيدا كردن الگوي مناسب نخواهد بود. گاهي ما آناني را كه در ابتداي راه هستند، به عنوان الگوي خود انتخاب مي‌كنيم و حال آنكه با پيدا شدن راه صحيح، الگوي مناسب نيز پيدا مي‌شود، اما اگر راه، انحرافي باشد، همه چيز ناشناخته و مبهم است. بنابراين، ابتدا بايد مسير كار ما مشخص باشد، نه آنكه از طريق رسانه‌ها، هر كسي كه زيباتر و قهرمان‌تر و دانشمندتر جلوه كرد، الگوي ما شود. با اين شيوه، ما با حقيقت بسيار فاصله خواهيم گرفت.
البته نمي‌توان منكر اين حقيقت شد كه رهبران فكري هر جامعه، مي‌توانند پرچم هدايت را با شيوه‌هاي مناسب، در هر زماني بلند كنند و ملت و جوانان را در زير سايه آن، گرد آورند؛ درست مثل كار بزرگي كه حضرت امام خميني(ره) در اواخر قرن بيستم انجام داد. او مسير حركت توده‌هاي مردم و به‌ويژه جوانان را به گونه‌اي تغيير داد كه هيچ قدرتي توان رويارويي با آنان را نداشت. اين يك واقعيت انكارناپذير است كه اگر رهبران جامعه‌اي صالح باشند، در عين حال مي‌توانند «مصلح» هم باشند. البته اين بدان معنا نيست كه تنها عامل سعادت يك جامعه، رهبران صالح هستند، بلكه آنان يكي از عوامل مهم به شمار مي‌آيند؛ زيرا اگر جوانان در عصر امام خميني(ره)، هوشيار و بيدار نبودند يا الگوهاي كاذب داشتند، مسير حركت واقعي روشن نمي‌گشت. در كنار رهبريِ عالي و غيرقابل توصيف حضرت امام خميني(ره)، استقبال و حضور و حركت صحيح جوانان هم، بسيار مهم بود؛ چنان‌كه با يك اطلاعيه ايشان از نجف يا پاريس، همه ملت تهييج مي‌شدند.

معرفي جوانان موفق در تاريخ اسلام

محبوب‌ترين جوان مكه، محمد امين(ص) بود. سپس جوانمرد بزرگ اسلام، علي(ع) كه بسياري از مفسران، آيه شريف «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ» را در شأن او مي‌دانند. دختر جوان پيامبر اسلام(ص)، زهراي مرضيه(س) نيز بانوي جوان و سرور زنان عالم بود كه براي دفاع از امامت و رهبري جامعه و گرفتن حق خويش، هرگز در مقابل سياست‌مداران عصر خود، كوتاه نيامد و تا آخرين نفس از مقام ولايت دفاع كرد.
همچنين سخنگوي جوان مسلمانان، جعفر بن ابي‌طالب نيز در دربار نجاشي، آن‌چنان از حق و حقيقت قرآن كريم سخن مي‌گويد كه حتي نجاشي، پادشاه مسيحي را به تواضع و گريه وا‌مي‌دارد. عبدالله بن مسعود، جوان متعهدي بود كه به عنوان قاري و مبلغ قرآن، تا پاي جان از اسلام دفاع كرد. مُصعب بن عمير، معاذ بن جبل، حنظلة بن أبي عامر، و اُسامة بن زيد، از جمله جوانان عصر نزول قرآن هستند كه به ترتيب، مبلغ، فرماندار، جنگجو و فرمانده سپاه بوده‌اند.
بيشتر پيشوايان معصوم(ع) در سنين جواني (از چهارده تا سي سالگي)‌به امامت امت رسيده‌اند. محمد بن أبي‌بكر و هشام بن حكم، هر دو، مبلغان جواني بودند. فيلسوف جوان، بوعلي سينا؛ نابغه جوان، محمد بن بابويه؛ نابغه خردسال يا جوان‌ترين دانشمند عصر، سيد رضي؛ و فخرالمحققين، فرزند نابغه علامه حلي، همگي دانشمنداني جوان، با انديشه‌اي موّاج بودند. آمنه بيگم، دختر جوان و دانشمند علامه مجلسي بود. عالم فرزانه و جوان نابغه عصر، فاضل هندي، همچنين حكيم شهاب‌الدين سهروردي و سيبويه، جواني ايراني كه به پدر ادبيات عرب مشهور گرديد، از اين جمله‌اند.
اينان نمونه‌هايي از جواناني بودند كه توانستند از واقعيت و حقيقت، بهره گيرند و از راهنمايي‌هاي دين و قرآن استفاده كنند. آري، از آنجا كه قرآن و فرهنگ اسلام، بهترين دين و آيين را ارائه داده‌اند، توانستند بهترين الگوهاي بشري را نيز تربيت كنند. اما متأسفانه پس از گذشت سي سال از برپايي نظام جمهوري اسلامي ايران، هنوز اين الگوها در رسانه ملي به خوبي معرفي نشده‌اند. گرچه دشمني‌ها يكي پس از ديگري متوجه اين نظام بوده است، در عين حال اين موضوع نمي‌تواند عذري موجه براي عدم تربيت چنين افرادي باشد و بايد گفت كوتاهي‌هاي فراواني در اين زمينه كرده‌ايم.

الگوي قرآن براي دختران جوان

ممكن است گفته شود آيا قرآن كريم، همان‌گونه كه الگوي مناسبي براي پسران معرفي مي‌كند، براي دختران جوان نيز الگويي ارائه كرده است؟ او چه كسي است و چه ويژگي‌هايي دارد؟
آري! يكي از مناسب‌ترين الگوهاي قرآن كريم براي دختران جوان، حضرت مريم(س) است. نام آن حضرت، گاه به تنهايي و گاه همراه با نام فرزندش عيسي(ع)، 34 بار در قرآن كريم آمده است؛ از جمله: «اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان عالَم برتري داده است».
خداوند بزرگ در اين آيه، مريم(س) را بر همه زنان عالَم در عصر خويش، برتري داد. خداوند او را چه در امور خاصي مثل تولد حضرت عيسي(ع) بدون پدر، و چه در امور عام، مثل مصون بودن از گناه و اشتباه، الگو و اسوه قرار داد. در مقام و منزلت اين دختر جوان همين بس كه فرشتگان با وي سخن مي‌گفته‌اند، حال آنكه آنان جز با پيامبران اولوالعزم، با كسي ديگر سخن نمي‌گويند. اين افتخار به تنهايي براي دختر جواني چون مريم(س) كافي است كه بتواند الگوي زنان باشد.
چه افتخاري بالاتر و والاتر از آنكه يك دختر جوان، آن‌قدر مورد توجه و عنايت پروردگارش قرار گيرد كه حتي سوره‌اي به نام او نازل گردد. روشن است كه اگر دختران امروز، راه زندگي خود را انتخاب كنند و پا جاي پا مريم(س) بگذارند، حتي اگر نتواند مثل او باشند، دست‌كم در پيروي از راه و روش او تلاش و حركت كنند، حتماً مورد توجه و عنايت خاص خداوند قرار مي‌گيرند.
پروردگار عالميان، زكريا(ع) را كفيل مريم(س) كرد كه هر وقت در محراب بر او وارد مي‌شد، رزقي مخصوص نزد او مي‌ديد و مي‌پرسيد: ‌اي مريم! اين رزق مخصوص از ناحيه چه كسي برايت آورده شد؟ و مريم(س) مي‌گفت: اين رزق از ناحيه خداست و همانا خداوند به هر كس بخواهد، روزيِ بي‌حساب مي‌دهد. [4]
مقام مريم(س) چنان والاست كه خداوند درباره او مي‌فرمايد: «مريم دختر عمران، بانويي پاك بود و ما از روح خود در او دميديم و او كلمات پروردگار خود و كتب او را تصديق كرد و از خاشعان بود». [5]

الگوي ازدواج جوانان

براي ازدواج دختر و پسر جوان، بايد داستان موسي(ع) و دختر حضرت شعيب(ع) را كه نام آنها در قرآن كريم آمده است،[6] مثال زد. در همان نخستين برخورد آن دو با هم، عفت، حيا، متانت و سر به زيري دختر شعيب، انسان را به شگفتي وامي‌دارد! وقتي موسي(ع) با پدر دختر مواجه مي‌شود، قصه زندگي خود را صادقانه بيان مي‌دارد. صفاي صدق او بر دل آن پدر پير اثر مي‌گذارد و به پيشنهاد خود، يكي از دو دختر خويش را با توافقات انجام شده، بسيار ساده، به عقد موسي(ع) درمي‌آورد. موساي جوان در مدت ده سال هم‌نشيني با شعيب پيامبر، توانست با برداشتن توشه علمي و عملي فراوان، يك زندگي بي‌آلايش و همراه با فضيلت و افتخار، پي‌ريزي كند و در مقابلِ قدرتمندترين طاغوت زمان خود بجنگد و با همراهي زن باوقار و عفيف خود، راه‌‌هاي مبارزه بر ضد ظلم و ستم را براي آيندگان ترسيم نمايد.

سيد حسين ميري

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما