مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
حکومت عدل جهانی
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
«بوسیدن روی ماه» بهترین فیلم مردمی جشنواره فجر شد
آمار روز دوم انتخاب‌های مردمی جشنواره سی‌ام در سینماها اعلام شد و بر این اساس، دو فیلم «بوسیدن روی ماه»...
سکه طرح جدید 775 هزار تومان شد
قیمت سکه طرح قدیم امروز در بازار 785 هزار تومان، طرح جدید 775 هزار تومان، نیم سکه 385 هزار تومان است...
دردسرهای نقد کردن یک چک برای «آقای گزارشگر»
ولی نتایج بد تیم به گونه ای است که همه حق را به این گزارشگر می دهند تا از نتایج این باشگاه انتقاد کند...
حمله ویروس HIV به یک سلول! + عکس
ناوگروه ایرانی در بندر جده عربستان پهلو گرفت
فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از پهلو گرفتن ناوگروه هجدهم نیروی دریایی ارتش در بندر جده...
طرح تشدید کنترل ناوگان حمل و نقل آغاز شد
معاون حمل و نقل پلیس راه از آغاز طرح تشدید کنترل ناوگان حمل و نقل عمومی در جاده‌های کشور خبر داد و گفت:...
برگزاری دیدار ایران - قطر؛ ساعت 16:45 دهم اسفند در ورزشگاه آزادی
فدراسیون جهانی فوتبال به برگزاری دیدارهای 3 گروه در مرحله اول گروهی مقدماتی جام جهانی 2014 در منطقه آسیا...
شرکتهای آمریکایی ۱۷۰ هزار شغل ایجاد کردند
موسسه تحقیقاتی ای دی پی در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد شرکتهای بخش خصوصی آمریکا طی ماه ژانویه ۱۷۰ هزار...
از این حرکت مظلومی بسیار ناراحت شدم!
بازيكن دهه 70 پرسپوليس مي‌گويد تجربه دنيزلي مهم‌ترين عامل پيروزي سرخ‌پوشان در داربي 74 بود.
برزیل با کسری تجاری روبرو شد
به دنبال افزایش واردات و کاهش صادرات، برزیل طی ماه ژانویه با کسری تجاری ۱.۲۹ میلیارد دلاری روبرو شد.
میرزایی روح فوتبال را نمی شناسد
مزدک میرزایی در گزارش بازی استقلال و پرسپولیس، در مجموع خوب عمل کرد و هیجان گزارشش، بویژه در ده دقیقه...
5 درصد از قرارداد مظلومی و مربيان کسر شد
مدير عامل باشگاه استقلال از کسر 5 درصد از قرارداد تمامی اعضای کادر فنی اين تيم خبر داد.
تلويزيون شيرين مي‌شود؟!
ارديبهشت ‌ماه امسال بود كه معاون سيما در ديداري كه با جمعي از دانشجويان بسيجي داشت، ممنوعيت ساخت «سريال‌هاي...
آخرین مهلت ثبت نام کنکور ارشد
کنکور کارشناسی ارشد 91 دانشگاه آزاد اسلامی طی روزهای 21 تا 23 اردیبهشت ماه سال آینده برگزار و نتایج نهایی...
ویژه نامه دهه فجر
دریافت نرم افزار
 
  دفعات نمایش: 584    چهارشنبه 31 تیر 1388 

گزارش يک بازجويي


گزارش يک بازجويي

گزارش یک بازجویی، حاصل مراحل بازجویی و زندگی اردوگاهی سرهنگ محمدرضا جعفرعباس الجشعمی است که توسط «مرتضی بشیری» برای دفتر ادبیات و هنر مقاومت نوشته شده است.»
این کتاب 38 صفحه ای برای اولین بار درسال 1369 چاپ شد و مقام معظم رهبری در چهارم اسفند همان سال آن را مطالعه کرده در تقریظی بر آن نوشتند: «اثر جالبی است. ابتکاری و نمونه نیز هست. توصیف های آن از طبیعت، حوادث جنگی، وضعیت های طبیعی بس زیبا است. در آن مبالغاتی در بیان یکسونگری هایی در قضاوت و گاه برخی تنگ نظری ها و حتی سایه ای از خودستایی هست... که می شود به جنبه های مثبت کتاب بخشیدشان...!»
محل بازجویی، سنگر نسبتاً بزرگی بود که میزی با دو صندلی در گوشه های آن کاملش می کرد. چند صندلی دیگر به ردیف و با فاصله از میز کنار اتاق چیده شده بود. هیچ پنجره ای وجود نداشت. تمام این سوله های زیرزمینی کارگذاشته و روی آنها را به ارتفاع چندمترخاک ریخته بودند. روزی چند نوبت هواپیماهای دشمن برای بمباران می آمدند.
وارد اتاق که شدم، همکارم مشغول بازجویی مقدماتی از همان سرهنگ بود. اگر غریبه ای وارد اتاق می شد فکر نمی کرد یک سرهنگ اسیر دارد جواب پس می دهد! راحت نشسته بود و یکریز حرف می زد.
لهجه عجیبی داشت. به زبان محلی صحبت می کرد، ملایم و با لحنی مهربان. حالا می توانستم چشمان درشتی را ببینم که قساوت یک فرمانده در انتهای آن خفته بود. برخلاف سه اسیر ارشد دیگر که هیچ کوششی برای پنهان کردن اضطراب خود نداشتند، او آرام بود و لاینقطع حرف می زد. انگار در منزل خود نشسته و با دوستانش گپ می زد و هیچ شکایتی را از سرنوشت خود در اسارت ندارد. پیاپی خدا را شکر می کرد که اسیر گردیده و در خاک مذلت ذبح نشده است!
شهوت حرف زدن اجازه گوش کردن را از او گرفته بود. خودستایی آشکاری داشت و زیاد اظهارفضل می کرد. هنگام حرف زدن از دیگر اعضای بدنش کمک می گرفت. دستانش را تکان می داد و با نگاهش می خواست تصدیق گفتارش را از مخاطب کسب کند و او را تحت تاثیر روانی قرار دهد.
... در صورت سرهنگ، گاه زهرخندی نقش می بست که او را موجودی قسی القلب، بی گذشت و متکبر نشان می داد.
... سرهنگ گفت: «... من عادت کرده ام که روزها را روزه بگیرم و شب ها را به عبادت بپردازم!»
با این جمله انصافا سرهنگ را تندیس ریا و تزویر می دیدم
... گفتم: «لطفا خودتان را معرفی کنید...»
سرهنگ نوشت: محمدرضا جعفرعباسی الجشعمی سرهنگ دوم، نیروی مخصوص. فرمانده تیپ کماندویی سپاه هفتم.
... سرهنگ نوشت: محمدرضا جعفرعباسی الجشعمی سرهنگ دوم، نیروی مخصوص. فرمانده تیپ کماندویی سپاه هفتم.
- تا جایی که من اطلاع دارم سرهنگ دومی درجه فرماندهان گردان در ارتش عراق است. در حالی که شما فرمانده یک تیپ مستقل بودید.؟
-حق با شماست... البته قدرت من در جهت مهربانی و خوش رفتاری با زیردستان بود!
.... شب سوم سرهنگ و چنداسیر دیگر را به قصد اسکان در کمپ موقتی که در جاده اهواز- خرمشهر بود حرکت دادیم... عده ای افسر و درجه دار و سرباز از صف اسرایی که برای غذا ایستاده بودند، جدا شده و با اشتیاق به طرف سرهنگ هجوم آوردند. دور او حلقه زدند و با اشتیاق تمام شروع کردند به بوسیدن و پرس وجوی حالش. سرهنگ اشک می ریخت و درهمان حال که به احساسات آنها پاسخ می داد، نگاهی معنی دار به طرف من انداخت. منظور سرهنگ را فهمیده بودم. متوجه شدم که او محبوب زیردستان خود بوده و این موضوع در ذهن من جای تازه ای باز کرد.
... جشعمی نمازش را خوانده و زیر نورافکن در حال قرائت قرآن بود... حزن صدایش گیرایی خاصی داشت.
قبل از اینکه تکبیره الاحرام بگویم از دلم گذشت که نکند در مورد جشعمی اشتباه کرده باشم... افکار را به عقب برگرداندم که یکباره جرقه ای در ذهنم پدید آمد. عملیات قبلی! عملیات کربلای4!
... عدنان گفت: ابراهیم شهید شد.
پرسیدم: «کدام ابراهیم؟»
گفت: «برادرم!»
مثل اینکه آب سردی برسرم بریزند، یخ زدم. در حالی که می گریست، گفت: «خدا جشعمی را لعنت کند!»
... اولین باری بود که اسم جشعمی را می شنیدم... از عدنان پرسیدم: این شخص دیگر کیست؟
- قاتل برادرم!
با تعجب پرسیدم: مگر او چه کاره است؟
- فرمانده تیپ کماندویی سپاه هفتم عراق که بچه های ما را در ام الرصاص درو کرد. خدا از او انتقام بگیرد.
... نمی دانستم عدنان تا به حال در مورد اسارت او چیزی شنیده است یا نه...
از سرهنگ پرسیدم: درعملیات نیروهای اسلام در ام الرصاص شما کجا بودید؟
...ما نیروی پاتک کننده بودیم و در واقع ضدحمله من «ام الرصاص» را از چنگ نیروهای اسلام خارج ساخت... تعدادی از غواصان شما شهید شدند و عده ای اسیر و...
... به محوطه که برگشتم، صحنه غریبی دیدم... عدنان درمقابل صف اول، چشمان نافذش را به چهره جشعمی دوخته و سرهنگ اسیر فارغ از همه جا با افرادی که در طرفینش بودند در حال صحبت بود...
عدنان چشم از جشعمی برنمی داشت. نفهمیدم او در جستجوی چه چیزی در وجود جشعمی بود. حتی بعدها که با هم صحبت کردیم جوابی برای گفتن نداشت. از اینکه عدنان در جستجوی صحیح ترین راه برخورد با این اسیر بود و در فکرش امیال شخصی و خواست های نفسانی را در برابر احکام الهی ارزیابی می کرد، مطمئن بودم. این اطمینان وقتی تبدیل به یقین شد که عدنان با متانت رو به جشعمی کرد و گفت: محمدرضا! اهلاً و سهلاً.
 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما