مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
حکومت عدل جهانی
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اسامی کامل برگزیدگان سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر
در حالی سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر با برگزاری آیین اختتامیه به کار خود پایان داد که «روزهای...
ارتش انگلیس تا سال ۲۰۲۰ میلادی نابود می شود
به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی “اکسپرس”، با وجود برنامه ریزی های دولت لندن برای اجرای سیاست...
نکونام:شرمنده ژاوی و بارسا شدیم
هافبک ایرانی تیم فوتبال اوساسونا گفت: «پس از بازی مقابل گرانادا برای مسابقه مقابل قطر به تهران می آیم.»
مگر رئیس دولت در همه امور کارشناس ارشد است؟
روند بازار و واقعیت‌های آن باید به صورت علمی و کارشناسی بررسی شود.‌ نباید یک سیاستمدار بدون آگاهی از...
فتاح: مسوولان راهپیمایی مردم را به خود نگیرند
پرویز فتاح ، وزیر سابق نیرو ، یکشنبه شب مهمان "پارک ملت" بود و در این برنامه زنده تلویزیونی به سوالات...
جزییات سفر محرمانه «رئیس موساد» به آمریکا
نشریه «دیلی بست»، جزییات تازه‌ای از سفر محرمانه رئیس موساد به واشنگتن منتشر کرد.
به من رای بده گوشی تلفن همراه بگیر!
این نامزد انتخابات و اطرافیان وی از توان اقتصادی و مالی بالایی برخوردار هستند.
جزئیات پرداخت تسهیلات اشتغالی
معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام اینکه استانها گزارش عملکرد 10 ماهه بانکها در تسهیلات دهی...
هشدار انتخاباتی دادستان به رسانه ها
دادستان عمومی و انقلاب تهران خاطرنشان كرد: مردم ایران در مقاطعی كه آرمان های آنها مورد تهدید واقع شده...
گروگانگيری در يكی از ادارات ايلام
فرمانده انتظامی استان ايلام علت گروگانگيری صبح روز گذشته که در يکی از ادارات کل استان رخ داد را موضوع...
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 524    دوشنبه 11 آذر 1387 

اصول راهنمايي در اسلام

اصول راهنمايي در اسلام

اصل به معناي ريشه، بن، اساس، زيربنا، قاعده و يا قانون است. اصول راهنمايي، ماهيت عمل راهنمايي را روشن مي سازد و به فعاليت راهنما جهت مي بخشد.
اصول اساسي راهنمايي را مي توان به شرح زير بيان كرد:
* راهنمايي، يك جريان مداوم و مستمر تربيتي است كه در طول زندگي هر شخصي، در سنين و دوره هاي تحصيلي مختلف، با روشها و اهداف مشخصي اعمال مي گردد؛
* راهنمايي با رشد همه جانبه و تعادل فرد در ابعاد جسمي، ذهني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي ارتباط دارد؛
* راهنمايي بر خودشناسي صحيح و آگاهي فرد از توانايي ها و محدوديت هايش متكي است؛
* راهنمايي فعاليتي جمعي است و بر هم كاري افراد و مؤسسات و نهادها مبتني مي باشد؛
* راهنمايي بر اعتقاد به آزادي و استقلال و ارزشمندي انسان (كرامت انسان) استوار است؛
* راهنمايي بر همكاري و كمكي متكي است، نه تحكّم و اجبار؛1
* راهنمايي هم در قبال فرد مسؤليت دارد و هم در برابر جامعه؛
* راهنمايي به پاسخ گويي تفاوت هاي فردي از نظر توانايي ها و محدوديت ها توجه خاص دارد.2
اصول راهنمايي در اسلام
راهنمايي در اسلام مبتني بر اصولي است كه اهم آن ها به شرح زير است:
1. اصل فطرت
نظريه اسلام درباره فطرت انسان اين است كه: انسان داراي فطرتي خدا آشناست و در عمق وجدان خويش به خداي خود، آگاهي دارد. راه تربيت او نيز همان راه فطرت است و چنان چه راه شكوفايي فطرت انسان، هموار گردد و زمينه هاي لازم فراهم شود، او در راه اسلام شكوفا مي شود.
فطرت، بيان كننده آن است كه انسان، داراي شخصيت بالقوه اي است كه در سير تكاملي وجودي اش، به مرحله اي مي رسد كه بايد مسير تكاملي خاصي را بپيمايد كه سایر موجودات نمي توانند در آن مسير گام نهند.
فطرت، داراي خواص و آثاري است كه در دو ناحيه مختلف از وجود انسان تجلّي مي كند: يكي در ناحيه ادراكات و دستگاه ادراكي او، يعني، عقل. از اين رو، درك و تصديق اصول بدیهیه، مانند محال بودن اجتماع نقيضين و... جزو امور فطري انسانند. و ديگري ناحيه خواست ها،
گرايش ها، احساسات و عواطف انسان است كه معقولاتي از قبيل، حقيقت خواهي، خلاقيت، آفرينندگي و... را كه جزو امور فطري انسان است شامل مي شود.3
امور فطري انسان از ديدگاه اسلام داراي ويژگيها و خصوصياتي است كه در اين زمينه
مي توان به طور خلاصه به موارد زير اشاره نمود:
* امور فطري، همگاني اند؛
* امور فطري، در ابتدا بالقوه بوده و به مرور زمان بر اثر عوامل و شرايط گوناگون فعليت پيدا
مي كند؛
* گرايش هاي فطري، انعطاف پذيرند. عواملي نظير اختيار فرد، محيط اجتماعي، تعليم و تربيت و ضربه هاي روحي مي تواند موجب عدم بروز و ظهور آن ها بشود؛
* از مهمترين ويژگي هاي امور فطري اين است كه اگر ارضا نشوند و يا با مانعي روبه رو شوند، واپس رانده شده و به وسيلۀ يكي از مكانيسم هاي دفاعي جبران مي گردند.4
اگر ويژگي هاي فطري در مسير ارزش هاي الهي و دين اسلام (دين فطري) پرورش نيابند، كمال نهايي خود را- كه خداوند متعال است- فراموش كرده و از كمال انساني خود منحرف، و از خود بيگانه مي شوند و به وسيله برخي مكانيسم هاي دفاعي جبران مي گردند؛ يعني مثلاً، اگر فطرت كمال طلبي الهي انسان كه امري فطري است، ارضا نشود، سر از تكبّر، نخوت و طغيان بر مي آورد و سعادت انسان را به مخاطره مي افكند و انسان را تا سرحد حيوانات و پست تر از آنها قرار
مي دهد.
بنابراين در تعليم و تربيت انسان ضرورت دارد به اين صفات و خصوصيات فطري انسان توجه شود، و زمينه پرورش و تكامل اين صفات و خصوصيات را در وجود او فراهم آورند تا بتواند هويّت انساني خويش را بيابد و انسان شود.5
1. اصل كرامت:
احترام و شخصيت انسانها از اصولي است كه در راهنمايي بايد رعايت شود. تكريم مقام انسان از مواردي است كه خداوند تبارك و تعالي آن را به بني آدم ارزاني داشته است.6
انسان در جهان هستي، گل سرسبد موجودات است، خداوند هيچ موجودي را برتر از انسان نيافريده است. انسان از نظر، جسم، داراي امتيازات فراواني است كه هر يك از ديگري جالب تر مي باشد، و از نظر روح، داراي استعدادها و توانائي هاي فراوان است. انسان داراي دو كرامت است:
الف) كرامت ذاتي :
انسان بر همه موجودات و فرشتگان برتري دارد وبه عبارت ديگر، انسان داراي زمينه و استعدادي است كه هيچ موجودي اين امتياز را ندارد.7 قرآن كريم مي فرمايد:
و لقد كرّمنا بني آدم و حملناها في البر و البحر و...؛8 و همانا فرزندان آدمي را گرامي داشتيم و آنان را به مركب برّ و بحر سوار كرديم و از غذاهاي پاكيزه روزي شان داديم و از همۀ مخلوقات آن ها را به نوعي برتري بخشيديم.
مقصود اين است كه ما در خلقت و آفرينش او را مكرّم قرار داديم ؛ يعني، كرامت و شرافت و بزرگواري را در سرشت و آفرينش او قرار داديم،9 منظور قرآن كريم اين است كه، خداوند بر نوع بشر منّت نهاده و به او دو چيز عطا كرده است: يكي كرامت و ديگري برتري بر ساير مخلوقات؛ منظور از تكريم انسان، اعطاي خصوصياتي است به انسان كه در ديگري نيست و مراد از تفضيل و برتري نيز اعطاي خصوصياتي به انسان است كه انسان با آن در ديگران شريك است ولي انسان به نحو اكمل از آن برخوردار است.10
وقتي قرآن مي فرمايد: «ولَقَد كَرّمنا بني آدم و...؛11 ما انسان را گرامي داشتيم...» براي اين است كه در خلقت او گوهري كريم به كار رفته است، اگر انسان مانند ساير موجودات از خاك خلق
مي شد، كرامت براي او ذاتي يا صفت اولايي نبود؛ ولي انسان داراي فرع و اصل است، فرع او به خاك برمي گردد، و اصل او به «الله» پس انسان في نفسه كريم است. ممكن است گرايش هايي به عالم طين و خاك داشته باشد، اما روحاً و فطرتاً به سمت كرامت متمايل است12. بيان امام ششم
عليه السلام در اين باره اين است كه:
أصل الإنسان لبّه.13
ب) كرامت اكتسابي :
كرامت اكتسابي، بستگي به تقوا و اعمال نيك انسان دارد. خداي سبحان در قرآن كريم تقوا را ، تنها محور کرامت می شمارد، تقوا خود محصول معرفت و عمل صالح است. بنابراين، فقط انسان آگاه به قوانين الهي و وارسته از زشتي ها و آراسته به زيبايي هاي الهي، كريم است. در اهميّت مقام كرامت همين بس كه نخستين آيه اي كه بر قلب مطهر رسول خدا صلي الله عليه و اله نازل شد كرامت بود، و آخرين آيه نيز درباره تقوا بود كه محور كرامت است.14
قرآن كريم مي فرمايد:
ان اكرمكم عندالله أتقيكُم...؛15... قطعاً گرامي ترين شما در پيشگاه خدا پرهيزكارترين شماست.
انسان داراي كرامت بالقوه است و فطرتي پاك و خدا آشنا دارد. در راهنمايي، لازم است كه فرد احترام شود و بايد كوشيد تا كرامت بالقوه شخص به سوي بالفعل شدن سوق داده شود و او متوجه ارزش وجودي خويش گردد.
2. اصل اختيار :
انسان به مقتضاي فطرت الهي اش و به دليل آن كه موجودي است چند بعدي و نيز به اعتبار كرامتي كه خداوند براي او مقرر فرموده، موجودي است مختار، و كرامت خويش را با اختيار
مي تواند به دست آورد. در واقع از ديدگاه اسلام، انسان موجودي است كه داراي ميل ها و
جاذبه هاي معنوي است كه ساير موجودات فاقد آن مي باشند. اين جاذبه ها به انسان امكان
مي دهند كه دايرۀ فعاليت هاي خويش را از حدود ماديات توسعه دهد و تا به افق عالي معنويات سوق دهد.
انسان هم چنين قادر است كه در برابر ميل هاي دروني خود ايستادگي كند و فرمان آن ها را اجرا نكند و يا به بعضي از آنها پاسخ مثبت گويد و برخي ديگر را كنترل نمايد، يا از آنها در جهتي خاص استفاده كند. اين توانايي انسان به حكم نيرويي است كه ان را «اراده» مي نامند و تحت فرمان عقل عمل مي نمايد. اين توانايي بزرگ از مختصات انسان است و بر اساس اين توانايي است كه انسان يك موجود آزاد، انتخاب گر و صاحب اختيار مي باشد.16
توجه به اصل اختیار از نظر راهنمایی و مشاوره اهمیّت فراوانی دارد؛ زیرا اگر شکلی از جبرگرایی در انسان وجود آید و معتقد شود که در کارهایش از خود اختیاری ندارد و محکوم عوامل جبری بیرونی است، طبعاً در تلاش هایش سست می گردد و احساس مسئولیت از وی سلب خواهد شد.
قرآن بدون آن که تأثیر عوامل را نفی کند، مسئولیت انسان را به عهدۀ خود او می گذارد.17 قرآن در برابر افرادی که کوشیده اند با توسل به قدرت و نیرویی مافوق خود، خویشتن را معذور بدارند، موضع می گیرد. گروهی به مشیّت مطلقه خداوند متوسل شده و گفتند:18
اگر خدا می خواست ما مشرک نمی شدیم.19
در پاسخ اینان گفته شد که: هر چند اگر خدا می خواست می توانست طرحی در اندازد که هیچ انسانی به شرک نگراید، اما او چنین انسان دست بسته ای را نخواسته است و شرک، خود دلیل اختیار انسان است.20 در جای دیگر می فرماید:
... فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر...؛21... پس هر کس می خواهد و می تواند بیاورد و هر کس می خواهد کفر بورزد... .
این حالتی است که انسان می تواند انتخاب کند، اراده نماید و می تواند تصمیم بگیرد و راه را برگزیند.
این که گویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم22
بنابراین نتیجه گیری می شود چون یکی از اصول راهنمایی، اعتقاد به آزادی و استقلال انسان است، باید شرایط و امکانات را به گونه ای فراهم آورد که انسانها با میل و رغبت به یادگیری بپردازند و حس کنجکاوی و انگیزه های حقیقت گرایی و یادگیری آنان پرورش یابد نه آن که آنها را قالبی بارآورده، به طوری که آنها تکرار کننده مسائل و مطالب یا رفتارهایی باشند که به
آن ها القا می شود، که این روش برده داری است و از شکوفایی جنبه های خلاقیت و ابتکار انسان که از ابعاد فطری الهی اوست جلوگیری می نماید.23
3. اصل تغییرپذیری :
از ویژگیهای مهم انسان، «تحول و تطور پذیری» و «قابلیت شکل گیری های گوناگون شخصیت» است. انسان به گونه ای آفریده شده است که می تواند با آگاهی و آزادی در محدوده ای نسبتاً گسترده، راه خویش را برگزیند و در همان راه منتخب خود، «شخصیت» و هویت فکری، اخلاقی و فرهنگی خویش را شکل بخشد.24 اسلام، بشر را متوجه این نکته می کند که، سرنوشت انسان را عمل او تشکیل می دهد و قرآن راجع به چه تعبیرات رسا و زیبایی دارد؛ مثلاً می فرماید:
وانّ لیس للانسان الا ما سعی؛25 برای بشر جز آن چه که کوشش کرده است نیست.
یعنی، سعادت بشر در گرو عمل اوست. وقتی یک فرد بفهمد که سرنوشت او را عمل او معین
می کند چه قدر اعتماد به نفس پیدا می کند، چه قدر متکی به نیروی خود می شود؟! 26
قرآن می فرماید:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم...؛27 خداوند وضع هیچ جامعه ای را دگرگون
نمی سازد، مگر آن جامعه در وضع خود تغییر ایجاد کند... .
این جمله که در دو جای قرآن با اندک تفاوتی آمده است، یک قانون کلی و عمومی را بیان
می کند و آن این که: «همیشه تغییرات از خود ماست». این قانون که یکی از پایه های اساسی جهان بینی و جامعه شناسی در اسلام است به ما می گوید: مقدرات شما قبل از هر چیز و هر کس در دست خود شماست، و هر گونه تغییر و دگرگونی در خوش بختی و بدبختی اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت می کند، شانس و طالع و اقبال و تصادف و تأثیر اوضاع فلکی و مانند اینها هیچ کدام پایه ندارد، بلکه این اراده و خواست ملتها، و تغییرات درونی آنهاست که آنها را مستحق لطف و یا مستوجب عذاب خدا می سازد.
این اصل قرآنی می گوید: برای پایان دادن به بدبختی ها و ناکامی ها باید به یک انقلاب درونی روی آوریم، یک انقلاب فکری و فرهنگی، یک انقلاب ایمانی و اخلاقی، و به هنگام گرفتاری در چنگال بدبختی ها باید فوراً به جست و جوی نقطه ضعف های خویش بپردازیم و آنها را با آب توبه و بازگشت به سوی حق از دامان روح و جان خود بشوییم. تولدی تازه پیدا کنیم و نور و حرکتی جدید، تا در پرتو آن بتوانیم ناکامی ها و شکست ها را به پیروزی مبدل سازیم.28
به این نتیجه می رسیم که دین مبین اسلام به تغییرپذیری انسان اعتقاد داشته و انسان را مسئول سرنوشت خود می داند، گرچه عوامل محیطی وراثتی را در رشد انسان بی تأثیر نمی داند، ولی نقش اساسی را به عهده خودِ فرد گذاشته و دیدگاه جبری نسبت به انسان ندارد.
اصل مسئول بودن انسان :
اصل مختار بودن انسان، اصل مسئول بودن انسان را مطرح می نماید. انسان در برابر خداوند متعال مسئول است و بر اساس این مسئولیت، وظایف و مسئولیت هایی نیز در قبال خود، خانواده، جامعه و طبیعت دارد و هر چه قدر دامنه آزادی، اختیار و انتخاب او بیشتر باشد، مسئولیت بیش تری دارد.29
در این زمینه قرآن کریم می فرماید:
... ولتسئلن عما کنتم تعلمون؛ 30 ... مسلماً در برابر آن چه می کنید مسئول هستید و مورد سؤال قرار می گیرید.
انسان، آفرینش ویژه ای دارد و در اثر همین آفرینش ویژه است که انسان می تواند مورد تکلیف و امر و نهی قرار گیرد و مسئولیت و امانت الهی را بپذیرد. مسئولیت انسان همگانی است. هر انسانی در برابر دیگران و بالأخص در برابر زیردستان خود مسئولیت دارد.31 تکلیف و مسئولیت هر فرد به قدر وسع اوست. آن گونه که قرآن می فرماید:
خدا هیچ کس را تکلیف نمی کند، مگر به مقدار توانایی او، نیکی هایی که کسب کرده به سود خود او، و بدی هایش نیز به زیان خود او خواهد بود.32
اصل مسئول بودن انسان متوجه این امر است که «برنامه های راهنمایی و مشاوره» باید حاوی مسائل مربوط به مسئولیت ها و وظایف انسان در قبال خود، خانواده، اجتماع و جامعه انسانی باشد، هم چنین مسئولیت های فرد دربارۀ موجودات طبیعت را به او بشناساند، وبالاخره مسئولیت ها و تکالیف او را در پیشگاه خداوند متعال برای او تبیین نموده، صفات و مهارت های لازم را برای انجام این تکالیف در انسان پرورش دهد. باید توجه داشت که اصل مسئولیت در قبال امکانات معتبر است. لذا انسان مکلف و مسئول، شرایطی دارد و نیازمند به امکاناتی است که پس از احراز آن شرایط، مسئولیت وی محقق خواهد شد و می تواند با توانایی های خویش به ایفای وظایف و تکالیف خویش بپردازد.33
6. اصل کمال جویی انسان :
تشخیص کمال انسان از کمال هر چیز دیگر دشوارتر و مشکل تر است. از جمله مجهولات انسان درباره انسان همین مسئله است که کمال انسانی در چیست؟ کمال اکثر اشیای عالم را به آسانی
می توانیم تشخیص دهیم.34 هر موجودی که دارای استعدادهای بالقوه است می تواند تکامل یابد و از قوه به فعل برسد. از این رو، همه موجودات بالقوه، کمال طلبند و به علت هدایت تکوینی وجودیی که دارند به سوی کمال نوعی خود در حرکتند و کمال حقیقی هر موجود، صفا یا اوصافی است که فعلیت اخیر آن موجود اقتضای واجد شدن آنها را دارد، و امور دیگر- در حدی که برای رسیدن به کمال حقیقی آن مفید باشد- مقدمه کمال خواهد بود.
بدین لحاظ، تکامل یک موجود در حرکت استکمالی اش، عبارت است از:
تغییرات تدریجی که برای آن حاصل می شود، و بر اثر این تغییرات تدریجی، استعدادی که برای رسیدن به یک صفت وجودی دارد، به فعلیت می رسد.35
با توجه به مطالب ذکر شده و این حقیقت که سیر تکاملی انسان از حیوانیت آغاز می شود و به سوی انسانیّت کمال می یابد، و انسان در آغاز وجود، جسمی مادی است که با حرکت تکاملی جوهری به روح یا جوهر روحانی تکامل می یابد،36کمال نهایی انسان مربوط به روح او بوده و جنبۀ جسمانی ندارد؛ زیرا به طوری که می دانیم حقیقت انسان، روح اوست و تکامل انسانی وی، در گرو تکامل استعدادهای روحی او می باشد. رشد جسمانی وی نیز تا اندازه ای که لازمۀ تکامل روحی اوست ارزش دارد و به هیچ عنوان کمال نهایی او نیست. بر این اساس هدف و ایده آل رشد و تکامل در مکتب اسلام کیفی است، نه کمی. هر چند که در راه رسیدن به کمال کیفی از کمیت ها نیز به دور نیست و از امکانات مادی حیات به عنوان وسیله در راه رسیدن به این کمال کیفی بهره مند می شود، از طرف دیگر می دانیم که انسان موجودی است مختار و در حرکات اختیاری انسان میزان پیشرفت و تکامل بستگی به اراده و اختیار او دارد.37
تمایلات فطری انسان همگی او را به سوی بی نهایت سوق می دهند، ارضای کامل آن ها جز با رسیدن به مقام قرب الهی و پیوستن به جهان ابدی میسر نیست.38 انسان استعداد تعالی جویی دارد. خداوند در نهاد و فطرت انسان استعداد سیر به سوی خود را قرار داده است.39
در قرآن کریم آمده است:
یا ایها الانسان انک کادح...؛40 ای انسان! همانا تو سخت کوشایی به سوی پروردگارت، پس با او دیدار خواهی کرد.
آیه فوق، شأن انسان را حرکت و کوشش به سوی خدا می داند و اگر انسان بخواهد می تواند خود را به سوی مبدأ خود سیر دهد، و به لقای او نایل آید.
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده ها داده است
کــه ای بلنــدنظــر شاهبــاز ســدره نشیــن
نشیمــن تــو ایـن کنج محنت آباد است
تــو را از کنگـره عـرش می زننــد صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتاده است 41
پس کمال نهایی انسان در رسیدن به قرب ربوبی است و آمدن انسان به این جهان، برای تحصیل آمادگی لازم جهت وصال به حق است. از آن جا که انسان دارای توانایی های بالقوه است و رشد و تکامل این توانایی ها- با استفاده از شرایط و امکانات خارجی- به تدریج تحقق می پذیرد، ضرورت دارد که امکانات وشرایط لازم برای رشد و تکامل توانایی های وی- در مسیر کمال نهایی او (قرب الی الله)- گام به کام فراهم آید و این امکانات و شرایط باید در هر مرحله از رشد و تکامل انسان، متناسب با استعدادها و توانایی های وجودی او بوده و با در نظر داشتن ویژگی های وجودی وی، رشد و تکامل او در جهت کمال نهایی را فراهم آورد. بنابراین هدف غایی انسان «قرب الی الله» است و هدف های دوره ها و هم چنین محتوا و روشهای راهنمایی و مشاوره نیز باید بر محور این هدف تشکیل یابند.42 7. اصل توجه به ابعاد وجودی انسان :
انسان موجودی است چند بعدی؛ نظیر ابعاد مادی و معنوی، فکری و عاطفی، فردی و اجتماعی، اخلاقی و هنری و... در تربیت انسان کامل، لازم است که به همۀ ابعاد و جنبه های وجودی او توجه شود و این ابعاد به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تکامل یابند تا انسان حقیقی پرورش یافته و انسانیت او تحقق یابد. عدم توجه به تمام ابعاد وجودیِ انسان و یا توجه بیش از حد به یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، انسانِ تک بعدی و تک ساحتی می سازد.
اسلام به بعدهای مادی و معنوی انسان توجه دارد. بعد مادی، مربوط به جسم و بعد معنوی، شامل روح و عقل می شود.43 قرآن کریم در این باره می فرماید:
...وَ بَدأ خَلَق الانسان من طین...؛44... خداوند آفرینش را از گل آغاز کرد و آن گاه ازدیاد نسل انسان را از قطره ای آب پست مقرر داشت. پس انسان را متعادل و متوازن نمود و از روح خود در او دمید.
این آیه به خلقت انسان وبعد جسمی او و نیز به روح انسان و بعد معنوی او اشاره دارد. از نظر اسلام حقیقت وجود انسان همان روح یا نفس انسان است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم
می فرماید:
قل یتوفیکم ملک الموت...؛45 بگو فرشته مرگ که مأمور قبض روح شماست، شما را به طور کامل می گیرد. سپس به سوی پروردگارتان بازگشت خواهید کرد.
در آیه فوق کلمه «یتوفیکم» (شما را به طور کامل دریافت می کند) دلالت بر آن دارد که اصل وجود انسان که فرشته مرگ او را می گیرد، آن «همۀ» وجود انسان است، همان نفس یا روح انسان است.46
اسلام تمام وجود بشر را آن گونه که هست و آن چنان که خدا آفریده مورد توجه قرار می دهد. هیچ جزئی از آن را مورد غفلت قرار نداده و اگر استعدادی در ترکیب اصیل آن نباشد، بر او تحمیل نمی کند؛47 از نظر اسلام هیچ بعدی در وجود انسان بیهوده نیست و خداوند حکیم هر چه آفریده خیر و نیکی است. بنابراین، سرکوبی نیازها و استعدادها در اسلام مطرح نیست؛ ولی با توجه به اصالت روح و نفس انسان، و این امر که انسانیّت انسان در گرو بُعد روحانی اوست. توجه به نیازهای مادی در اسلام در حد صحیح نه تنها مطرود نیست، بلکه مورد سفارش نیز هست.48 قرآن در این باره می فرماید:
و بهره ات را از زندگی فراموش مکن.49
البته به شرط آن که ارضای این نیازهای مادی باعث تکامل معنوی و روحی انسان گردد و صفات الهی در فطرت و سرشت او شکوفا شوند. اصل چند بعدی بودن انسان، حاکی از آن است که باید تمام ابعاد و استعدادهای گوناگون انسان در جهت ارزش های اسلامی به طور هماهنگ و متعادل پرورش یابند که در این صورت نفس انسان که همان حقیقت وجود انسان است کمال می یابد و رستگار می شود. به همین دلیل لازم است که هدف و برنامۀ راهنمایی و مشاوره باید تمام نیازهای انسان اعم از نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، جسمی، عقلی، عاطفی، اخلافی، و معنوی را به طور هماهنگ و متوازن در جهت ارزش های اسلامی مورد توجه قرار دهد و شکوفایی این ابعاد را در برنامه اش ملحوظ نماید.50
8 . اصل تفاوت های فردی :
از دیدگاه اسلام، افراد بشر خصوصیات و استعدادهای متفاوتی دارند و هر کس از توانائی و ظرفیت معیّنی برخوردار است.51 به یقین می توان گفت نه تنها هیچ دو انسانی در نوع بنی آدم یافت نمی شوند که از همه جهات و خصوصیات مثل هم باشند، بلکه حتی دو موجود جزئی از جمادات هم پیدا نمی شود که از همۀ جهات و خصوصیات یکی باشند. این قاعدۀ کلی است که «هر چیزی با خصوصیات منحصر به فرد خود در زنجیرۀ وجود قرار می گیرد». یکی از فیزیک دانان گفته است:
حتی دو الکترون پیدا نمی شود که در تمام خصوصیات یکی باشند.52
مردم از لحاظ استعداد و توانایی های جسمانی، روانی و عقلانی تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند که منشأ آنها به تأثیر و تأثر عوامل وراثتی و محیطی برمی گردد که قرآن در موارد زیادی به تفاوت های موجود در مردم اشاره کرده است.53
اَهُم یَقسِمون رَحمَتَ...؛54 آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم می کنند؟
ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میان آنان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را تسخیر و با هم تعاون کنند... .
این قسمت از سخن خداوند که می فرماید: «برخی از شما بر بعضی دیگر، برتری دادیم»، شامل همۀ انواع تفاوت های فردی اعم از ارثی، اکتسابی، جسمانی، روانی، عقلانی و نیز تفاوت داشتن در ثروت و مایملک و نفوذ اجتماعی می شود و آن قسمت از سخن خداوند که می فرماید: «تا یکدیگر را تسخیر و با هم تعاون کنند»، در واقع به تفاوت مردم از نظر ثروت، علم و شغل اشاره می کند.55
قرآن تفاوت های فردی را با یک تمثیل و بسیار عالی بیان کرده است. قرآن دربارۀ بارانی که از بالا می ریزد و تدریجاً سیل تشکیل می دهد و آب هایی که در بستر نهرها، جویبارها و
رودخانه های مختلف جاری است،56 می فرماید:
انزل من السماء ماءً فَسالَت اَودیِهٌ بقدرها...؛57 خداوند از آسمان آبی فرود آورد و هر رودخانه ای به قدر ظرفیت خودش سیلان یافت... .
یعنی رحمت پروردگار، هیچ موجود مستعدی را محروم نمی سازد؛ ولی استعداد و ظرفیت موجودات همه یکسان نیست. استعدادها مختلف است، هر ظرفی به قدری که گنجایش دارد از رحمت خدا لبریز می گردد.58 بدیهی است که اشارۀ قرآن به وجود تفاوت های فردی و این که وظیفۀ فرد انجام اعمالی است که توانایی و امکان آن را دارد، ایدۀ اصلی موضوعی است که
روان شناسی جدید به آن رسیده است. و آن توجه به ملاک تفاوت های فردی در استعدادها و توانایی های انسان برای تنظیم مسائل آموزشی است به نحوی که هر فرد به نوع آموزشی که متناسب با استعداد و توانایی اش می باشد، راهنمایی و ارشاد می شود. روان شناسی و مشاوره جدید هم چنین از ملاک تفاوت های فردی برای بهبود بخشیدن به انتخاب های حرفه ای و شغلی نیز استفاده می کنند، به طوری که با انجام این عمل، گماردن هر فرد به شغلی متناسب با استعداد و توانایی اش امکان پذیر خواهد بود.59 بوعلی رعایت تفاوت های فردی و طبیعت و ذوق و سلیقه افراد را در برنامه ریزی آموزشی و راهنمایی شغلی- حرفه ای- اصل مهمی می داند که نباید از آن غفلت کرد. وی پس از بیان واقعیت تفاوت های فردی در زمینه های گوناگون می گوید:
بدین لحاظ (یعنی تفاوت های ذوقی و هوشی افراد) شایسته است که مربی کودک، هنگام افزایش حرفه یا دانش خاص، طبیعت کودک را آزموده، ذوق و سلیقه وی را سنجیده و میزان هوش او را بیازماید، و بر این پایه حرفه یا دانش مناسب را برای کودک برگزیند.60
با توجه به این که اصول راهنمایی، پاسخ گویی به تفاوت های فردی از نظر توانایی ها و محدودیت هاست، و آیات قرآن مجید و احادیث وارده، تأکیداتی درباره تفاوت های فردی دارند. به این نکته پی می بریم که اسلام در برخورد با انسانها در تمام زمینه ها تفاوت های فردی را مدنظر قرار داده و برای همه افراد نسخه یکسانی را تجویز نمی کند.
9 . اصل مبتنی بر همکاری در راهنمایی :
اساس دعوت اسلام بر مبنای اختیار و همکاری است نه اجبار و اکراه.
قرآن مجید بارها این مطلب را بیان کرده است که انسان در انتخاب راهِ خویش مختار است و کسی او را مجبور به هدایت نخواهد کرد. سیرۀ حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز بر همین مبنا بوده و اساس کارش دعوت بوده است.
دربارۀ عدم اجبار در هدایت، قرآن کریم می فرماید:
... فلو شاء لَهَدکم اجمعین...؛61... خداوند اگر بخواهد، همه شما را (از طریق اجبار) هدایت می کند (ولی چون هدایت اجباری، بی ثمر است این کار را نمی کند).
در حقیقت آیۀ فوق اشاره به این مطلب دارد که برای خدا امکان دارد همه انسانها را اجباراً هدایت کند، آن چنان که هیچ کس را یارای مخالفت نباشد، ولی در این صورت نه چنان ایمانی ارزش خواهد داشت و نه اعمالی که در پرتو این ایمان اجباری انجام می گیرد.62 اراده خداوند بر این تعلق گرفته که نوع انسان را به این افتخار نایل کند که «مختار» باشد، و راه تکامل را با پای خویش طی کند. اسلام می گوید: تو می توانی انتخاب کنی و ما برایت چراغ راهنما قرار دادیم (رسول فرستادیم) دستت را گرفتیم و برایت هدف و راه هم تعیین کردیم؛ امّا تو را در این راه مجبور نساختیم.63
لا اکراه فی الدین قد تبیّن الّرشد... .64
این مسئله مهمی است که راه هدایت از راه گمراهی، آشکار شده است، اما اجبار و زوری در کار نیست...
با مراجعه به قرآن کریم و احادیث و سیره حضرت رسول صلی الله علیه و آله چنین استنباط
می شود که هدایت انسان بر اساس ارداده و اختیار است و هیچ گونه اجبار و اکراهی در کار نیست.

پی نوشت

1. . عبدالله شفيع آبادی، مقدمات راهنمايي و مشاوره، ص23-24.
2. . سيد مهدي حسیني، اصول و روشهاي راهنمايي و مشاوره، ص32-33.
3. . مرتضي مطهري، فطرت، ص29-33.
4. . عبدالله نصري، مباني انسان شناسي در قرآن، ص171-174.
5. . فصلنامه تعليم و تربيت، سال دوم شماره1، بهار1365، ص15-16.
6. . سيّد مهدي حسينی، مشاوره و راهنمايي در تعليم و تربيت اسلامي، ص10.
7. . محسن قرائتي و ديگران، گناه شناسي، ص173.
8. . اسراء (17) آيه70.
9. . مرتضي مطهري، تعليم و تربيت اسلامي، ص14.
10. . عبدالله نصري، مباني انسان شناسي در قرآن، ص171-174.
11. . اسراء (17)، ايه70.
12. . عبدالله جواد آملي، كرامت در قرآن، ص42و62.
13. . شيخ صدوق، امالي، مجلس 42، ح9.
14. . عبدالله جوادي آملي، كرامت در قرآن، ص46-67.
15. . حجرات (49) آيه13.
16. . فصلنامه تعليم و تربيت، سال دوم ، شمارۀ 1 ، بهار 1365، ص25.
17. . محمد تقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ص14-16.
18. . خسرو باقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص13.
19. . انعام (6) آیه148.
20. . خسروباقری، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، ص14-15.
21. کهف (18)آیه29.
22. . عبدالله نصری، مبانی انسان شناسی در قرآن، ص131.
23. . فصلنامۀ تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص27.
24. . دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیو تربیت، انتشارات سمت، ج1، ص506-507.
25. نجم (53) آیه39.
26. . مرتضی مطهری، حق و باطل، ص95-96.
27. . رعد (13)آیه11.
28. . تفسیر نمونه، ج10، ص145-146.
29. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص27.
30. . نحل (16)آیه93.
31. . ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج1، ص48-51.
32. . بقره(17) آیه286.
33. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص27-28.
34. . مرتضی مطهری، تکامل اجتماعی انسان، ص129.
35. . محمد تقی مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص10و13.
36. . مرتضی مطهری، انسان و ایمان، ص17.
37. . محمد تقی مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص16، 41و59
38. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره 1، بهار1365، ص31.
39. . عبدالله نصری، مبانی انسان شناسی درقرآن، ص192.
40. . انشقاق (84)آیه6.
41. . عبدالله نصری، مبانی انسان شناسی در قرآن، ص193.
42. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص16و32.
43. . سید احمد احمدی، اصول و روشهای تربیت در اسلام، ص126.
44. . سجده(32) آیه های 7-9.
45. . همان، آیه11.
46. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص16-17.
47. . تعلیم و تربیت اسلامی (مبانی و روشها) ص 42.
48. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص18.
49. . قصص(28) آیه73.
50. . فصلنامه تعلیم و تربیت، سال دوم، شماره1، بهار1365، ص19
51. . روانشناسی رشد، ص159.
52. . محمد تقی جعفری، تفسیر و ترجمۀ نهج البلاغه، ج2، ص174.
53. . محمد عثمان نجاتی، قرآن و روانشناسی، ترجمه عباس عرب، ص37.
54. . زخرف(43) آیه32.
55. . محمد عثمان نجاتی، قرآن و روانشناسی، ترجمۀ عباس عرب، ص37.
56. . مرتضی مطهری، عدل الهی، ص152.
57. . رعد(13)آیه17.
58. . مرتضی مطهری، عدل الهی، ص56.
59. . محمد عثمان نجاتی، قرآن و روانشناسی، ترجمه عباس عرب، ص321.
60. فلسفه تعلیم و تربیت، ج1، ص506-507.
61. . انعام (6) آیه149.
62. . تفسیر نمونه، ج6، ص25.
63. . محمد جواد باهنر، گفتارهای تربیتی، ص89.
64. . بقره(2) آیه256.

منبع : مشاوره و راهنمایی از دیدگاه اسلام – محمدرضا مطهری، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، 1379 ، صص31-49

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما