چارچوب اسلامی حجاب
● نگاهی اجمالی به شکلهای حجاب قرآنی بانوان
پی نوشتها
[۱]. کتایون میر شفیعی، روزنامهی نوروز، ۱۸ / ۴ /۸۰، ص ۸، ستون سوم.[۲]. به استفتاءات پایان کتاب مراجعه گردد.[۳]. مرتضی مطهری، پاسخ های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله ی حجاب، ص۱۳.[۴]. سوره ی نور (۲۴)، آیه ۳۱.[۵]. الخمار: ثوب تغطّی به المرأهٔ راسها والجمع خُمُر فیومی، المصباح المنیر؛ هم چنین در مجمع البحرین طریحی، ذیل واژه ی خُمُر آمده است: قوله فلیضربن بخُمُرهن، ای مقانعهن. خُمُر جمع خمار و هی المقنعه؛ همچنین ر.ک: شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج۷، ص۴۳؛ بانو امین، تفسیرمخزن العرفان، ج ۹، ص ۱۰۵، ذیل آیه ی شریفه ی ۳۱ نور، (آیه ی خمار).[۶]. «ما رأیت نساءً خیراً من نساء الانصار لما نزلت هذه الآیهٔ قامت کل واحدهٔ منهنّ الی مرطها المرحل فصدعت منه صدعهٔ فاخترمن، فاصبحن کانّ علی روسهنّ الغربان»: زمخشری، تفسیر کشاف، ج ۳، ص ۲۳۱، ذیل آیه ی شریفه ی ۳۱ سوره ی نور. حدیث مذکور، با الفاظ و تعابیر مختلف در کتاب های متعدد، اهل تسنن آمده است؛ از جمله: صحیح البخاری، شرح العسقلانی، ج ۸، ص ۴۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۲۸۴، ذیل آیه ی شریفه ی خمار و المفصل فی احکام المرأهٔ و البیت المسلم فی الشریعهٔ اسلامیهٔ، ج ۳، ص ۳۲۰.[۷]. المختمرهٔ من الضأن: السوداء و رأسها ابیض و من المعز ایضاً: خلیل، العین، ذیل ریشه ی خمر و الخمریّ من الالوان؛ الاسود الضارب الی الحمرهٔ کلون الخمر الاسود: شرتونی، اقرب الموارد، ذیل ریشه ی خمر.[۸]. برای پی بردن به بعضی از نکات ر. ک: سید حسن مصطفوی، «التحقیق فی کلمات القرآن الکریم» ذیل ریشه ی خمر.[۹]. سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۵۹.[۱۰]. برای آگاهی بیش تر ر.ک: «نقد ادله مخالفین چادر مشکی» روزنامه جمهوری اسلامی، ۳ و ۴ بهمن ماه ۷۹.[۱۱]. طبرسی، مجمع البیان، ج ۷، ص ۱۵۵.[۱۲]. مقاله «آزادی و برابری زن در اسلام»، نشریه ی آوای زن، شماره ی ۲۱.[۱۳]. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص ۶۳، به نقل از: «تفاوتهای زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روانشناسی»، دکتر محمود بهزاد، مجله ی نگین، شماره ی ۱۳۴، تیرماه ۱۳۵۵.[۱۴]. غلامعلی حداد عادل، همان، ص۶۴، به نقل از کتاب:the psycholojy of clothes، ص۱۰۷.[۱۵]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۴۰، روایت ۱۲.[۱۶]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۲، ص ۵۷۰، واژه ی حیاء.[۱۷]. سید مهدی قانع، «انسان، پوشش و ریشههای تاریخی»، مجله ی پیام زن، شماره ی ۱۹، ص ۶۸.[۱۸]. صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۶۳: «فتجلببت بجلبابها و تبرقعت ببرقعها و ارادت النبی(ص).»[۱۹]. طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۹۸.[۲۰]. سوره ی احزاب (۳۳)، آیه ی ۵۹.[۲۱]. لمّا نزلت هذه الآیهٔ «یدنین علیهن من جلابیبهن» خرج نساء الانصار کأنّ علی رؤسهن الغربان من اکسیهٔ سود یلبسنها: سنن ابی داود، ج ۲، ص ۱۸۲.[۲۲]. عون المعبود، شرح سنن ابی داود، ج ۱۱، ص ۱۵۹.[۲۳]. به عنوان نمونه ر. ک: لسان العرب، القاموس المحیط، اقرب الموارد، منتهی الارب فی لغهٔ العرب، محیط المحیط، معجم الوسیط ذیل ریشهی جلب.[۲۴]. لسان العرب، ذیل ریشه ی جلب.[۲۵]. العین خلیل و تاج العروس زبیدی، ذیل ریشه ی جلب.[۲۶]. الجلباب: کساء اسود تلبسه المرأهٔ فوق ثیابها، الخطیب العدنانی، الملابس و الزینهٔ فی الاسلام، (فی اسماء و انواع الملابس القدیمه و الحدیثه)، ص ۱۹۰.[۲۷]. فاطمه خاتمی، روزنامهی ایران، شماره ی ۱۶۲۷، ۲ مهرماه ۷۹، ص ۴.[۲۸]. فاطمه خاتمی، روزنامه ی ایران، شماره ی ۱۶۲۷، ۲ مهر ماه ۷۹، ص ۴.[۲۹]. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۸، ص ۲۳۳.[۳۰]. ابوالقاسم خویی، شرح عروهٔ الوثقی، کتاب الصلاهٔ، ج ۱، مکروهات لباس مصلی.[۳۱]. برای آشنایی با این روایات ر.ک: فروع کافی، ج ۲، کتاب الصلاهٔ باب اللباس الذی تکره الصلاهٔ فیه و ما لا تکره، ص ۳۹۷، و کتاب الزی و التجمل باب لبس السواد، ص ۴۴۹؛ وسایل الشیعهٔ الی تحصیل مسائل الشریعهٔ، ج۳، کتاب الصلاهٔ، ابواب لباس مصلی و مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، کتاب الصلاهٔ، ابواب لباس مصلی.[۳۲]. بعضی از روایاتی که شارع مقدس در آنها پوشش غلیظ را در مواجهه با نامحرم خواسته و از پوشیدن لباس نازک نهی کرده است در زیر ذکر میشود:الف) عن امیرالمؤمنین(ع): من رقّ ثوبه، رقّ دینه؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، ص ۲۱۱، و ج ۳، ص ۲۴۹.ب) عن ابی عبد الله علیه السلام قال: لا یصلح للمرأهٔ المسلمهٔ ان تلبس من الخمر و الدروع ما لا یواری شیئا؛ الحر العاملی، وسائل الشیعهٔ، ج۳، ابواب لباس مصلی، باب ۲۱، حدیث ۲.[۳۳]. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج ۸، ص ۲۳۵.[۳۴]. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج ۱، ص ۳۵، ۳۶ و ۳۸؛ ویژه نامه ی فرهنگ اسلام، بهار سال ۱۳۷۹، ص ۷۰؛ همچنین ر. ک: استفتائات آخر کتاب.[۳۵]. کان رسول الله(ص) یکره السواد الا فی ثلاث: الخفّ و العمامهٔ و الکساء ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۴۴۹، روایت ۱.[۳۶]. ر.ک: توضیح المسائل مراجع تقلید، شرایط لباس نمازگزار؛ همچنین کتاب «احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان» مطابق با نظرات آیات و مراجع تقلید، ص ۵۲ و ۵۷.[۳۷]. همان، صفحه ی ۶۲ ـ ۶۳.[۳۸]. صدوق، المقنع، ص ۲۲۹، و حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۱.[۳۹]. روی لا تصلّ فی ثوب اسود فأما الخفّ او الکساء او العمامه فلا بأس؛ شیخ کلینی، فروع کافی، ج ۳، ص ۴۰۳.[۴۰]. الطباطبایی الیزدی، العروهٔ الوثقی، کتاب الصلاهٔ، ص ۲۰۱، و شهید اول، الدروس الشرعیه، ج۱، ص ۱۴۷.[۴۱]. گیو نمازی، روزنامه ی نوروز، ۱۸/۴/۸۰، ص ۸، ستون چهارم.[۴۲]. کلینی، فروع کافی، ج ۶، ص ۴۴۹، روایت۱.[۴۳]. محدث قمی، سفینهٔ البحار، ج ۱، ص ۶۷، واژه ی سواد، و علی ابوالحسنی، سیاه پوشی در سوگ ائمه ی نور.[۴۴]. گیو نمازی، روزنامه ی نوروز، ۱۸/۴/۸۰، ص ۸، ستون اول.[۴۵]. همان.[۴۶]. فاطمه خاتمی، روزنامه ی ایران، ۲ / ۷ / ۷۹، ص ۴.[۴۷]. البته مخفی نماند که در حال و هوای اوایل انقلاب که زنان پس از دهها سال بیحجابی زمان طاغوت، تازه به دوران انقلاب اسلامی قدم گذاردند، رعایت همان نوع و مقدار از حجاب نیز از سوی آنان قابل تقدیر است ولو اینکه حجاب آنها در حد حجاب شرعی برتر نبوده است.[۴۸]. در پیوست آخر کتاب، تعدادی از نظرات مراجع تقلید را به عنوان کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی حجاب و لباس آورده ایم.
نویسنده: حسین - مهدیزاده