مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
حکومت عدل جهانی
پیوندهای ویژه  
تصاویر بسیار زیبا از مزرعه گندم...
آرامش زير چتر ولايت
باور مهدوى در كلام رضوى
آب کردن شکم در 6 هفته
سایت تخصصی آندروید
آخرت شناسى(ESCHATOLOGY)
سوژه های بسیار جالب و دیدنی...
شوالیه‌ شیطان
غيبت امام عصر عليه السلام در...
خطرات ظروف يكبار مصرف
چگونه پول كمتري براي مصرف آب...
چرا باید بگوییم امام خامنه ای؟!
نمونه های جالبی از خلاقیت های...
فراماسونری قدرت پوشالی
امام عصر علیه السلام و مدت زمان...
زهـر و عسـل
تكنيك هاي رسيدن به اعتماد به...
بی حیا باش و هر چه خواهی کن!
تصاویر خارق العاده HDR از آب...
جعفر کذاب
اولین گام ظهور در آخرین رمضان...
خویشاوندی حقیقت و زیبایی
زیبایی شناسی و كیفیت یادگیری...
اهل تکاثر چه کسانی هستند؟
نقاشی های زیبای هنری از Sung...
سقوط هزار فاميل
وظیفه ما در زمان غیبت چیست؟
كسب درآمد از نرم‌افزارهاي اپن‌سورس
زندگی راحت تر در شرایط سخت تر
مادرى مهربان تر از خورشید!
دکوراسیون آشپزخانه
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
فعال ‌شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 525    پنج شنبه 28 خرداد 1388 

زن، جمعه ‏و جماعت‏

زن، جمعه ‏و جماعت‏

- پيش درآمد
عبادات و احكامِ مربوط به آن، بخش عظيمى از شريعت را تشكيل داده و غالبِ جنبه تأسيسىِ دين نيز در همين بخش نمودار است. جالب توجه اين است كه شارع مقدس در موارد زيادى به عبادتها، كه حاكى از نامرئى‏ترين رابطه؛ يعنى رابطه ميان خداوند و آدمى است، ابعادى اجتماعى بخشيده است.
امروزه مسأله جامعه‏پذيرىِ بشر، دلمشغولى مهمى براى دانشمندان علوم تربيتى است. آموزش ويژگيهايى كه فرد را براى يك زندگى جمعى آماده كند و او را مهيّاى پذيرش روابط خلاقِ سازنده و در عين حال عاطفىِ اجتماعى نمايد، بسى مهم است.
 
در جغرافياى فكر دينى، انسان در ميان خلق، موجودى داراى حقوق و مسؤوليت‏هاى معينى است. برخى از اين مسؤوليت‏ها واجب و تعدادى ديگر از مختصات انسانِ متعالى‏اند. اسلام به دين‏جهت كه معتقد است فرد فرد آدميان، جوامع را مى‏سازند و مسؤوليت اصلىِ تغيير مسير آنها به حساب مى‏آيند؛(2) مايل است آنها به گونه‏اى تربيت شوند كه بتوانند مسؤوليت‏هاى سنگين اجتماعى را بپذيرند، با انسانهاى ديگر روابطى انسانى برقرار كرده، از ظرفيّت بالاى جامعه‏پذيرى برخوردار باشند. اين امر، هم در اسلوب و روش اخلاقى دين تعبيه شده و هم در نظام فقهىِ آن محقّق است.
در قاعده و اسلوب اخلاقى، به دستورات دينى راجع به لزوم ترابط، صبر، حلم و بردبارى، مدارا و در فقه اسلامى، به دستورات متعددى مانند انفاق، خمس، زكات، نظارت ملّى در قالب امر به معروف و نهى از منكر... اشاره نمود.
مسأله حضور در نماز جمعه و جماعات نيز از همين دسته اخير است. مسأله عبادات، آنهم در شمايل نماز، يكى از مهمترين اركان تدين به حساب مى‏آيد. مغز و هسته اصلى آن هم تقرب و احساس حضور است. ليكن اين هسته مركزى كه از جنس محبت و وامدار اخلاص است، به هيچ وجه مانع از آن نشده كه به دامنه اجتماعى اين امور توجه نشود. ترغيب مسلمانان به برپايى اين عبادات در شكل جمعى و ايجاد هيأتى خاص در متن جامعه پيام‏هاى گوناگونى دارد.
اقامه جماعت‏ها (نماز جمعه، نماز عيدين، نماز جماعت) اعلانِ رسمى و باشكوه حيات مسلمانى در جامعه است. حركت‏هاى موزون نمازگزاران در عين سكون و آرامش، فرياد «من مسلمانم» را در بر دارد. براساس همين آميزه؛ يعنى «اعلان و آرامش» است كه نماز جماعت به عنوان زيباترين و در عين حال مقتدرترين جلوه‏هاى مسلمانى، در دستور كار نبىّ گرامى(ص) قرار گرفت.
پيامبر(ص) به همراه حضرت امير(ع) و بانو خديجه كبرى(س)، با انجام نماز جماعت، به ايمان بارورِ خود تصريح كردند. علاوه بر اينكه تشكيل جمعيت ايمانى از جهات ديگر هم براى ديدگاه دينى حايز اهميت است؛ جهاتى نظير اطلاع‏يابى مسلمين از يكديگر، آگاه شدن از وقايع مهم اجتماعى كه خود مقدمه عمل اجتماعى - مردمى و برنامه‏ريزى كلان اجتماعى است، به رخ كشيدنِ عظمت و ابهّت اسلام كه در جاى خود ضريب ايمنى مسلمانان و مرزهاى اسلامى را بالا مى‏برد و دهها فايده و ثمره ديگر...
با اين وصف روشن است كه اگر نيمى از اين جمعيت اسلامى را زنان تشكيل مى‏دهند، حضور يا عدم حضور آنها در اين اجتماعات، مى‏تواند بر ترتّب آثار پيش گفته مؤثر باشد. در عين حال عبادات توقيفى بوده و لازم است بدون استحسانات عقلى، نظريه فقهى فقها را مبناى حركت عبادى قرار داد. بنابراين، بجاست كه نظريه دينى را در اين خصوص جويا شويم. به اين دليل ما بحث خود را در دو بخش اساسى الف: زنان و نماز جماعت ب:زنان و نماز جمعه پى خواهيم گرفت.
- الف. زنان و نماز جماعت‏
آنچه روشن است و از سيره معاصرين عصر نبوت به دست مى‏آيد، حضور يافتن زنان در جماعت مسلمين است. اين نكته از شواهدى چند به دست مى‏آيد:
اولاً: اينكه نخستين جماعت به وسيله پيامبر برگزار شد كه در آن جماعت‏ها، حضرت خديجه، همسر گرامى پيامبر(ص) حضور داشته و مردم اين جماعت‏ها را مشاهده مى‏كردند.(3)
ثانياً: رواياتى در دست است كه تصريح دارد به حضور زنان در نمازهاى جماعت؛ مانند روايت ذيل كه به الفاظ مختلف نقل شده است:
«كان رسول اللّه يصلّى الصبح فتنصرف نساء المؤمنات متلّفعات بمروطهن و لايعرفن من الغلس»:(4) «زنان مؤمن، نماز صبح را با پيامبر(ص) به جاى مى‏آوردند در حالى كه لباسى كه تمام بدن آنها را مى‏پوشاند به تن داشتند و اين زنان در تاريكى بازشناخته نمى‏شدند.»
طبيعى است كه احاديث نبوى، در شرح ثواب‏هاى زيادِ نماز جماعت، به گوش زنان رسيده باشد و آ نها راغب شده باشند كه از اين ثواب‏ها بى‏بهره نمانند. علاقه زنان به حضور در مساجد، جهتِ اقامه نماز جماعت و ممانعتى كه از آنها به عمل مى‏آمد، باعث گرديد رواياتى از پيامبر(ص) در اين باره صادر شود؛ از جمله اين روايات، حديث ذيل است:
«لا تمنَعوا إماء اللّه مساجد اللّه و لْيَخرجَنّ تفلات...».(5) «كنيزان خدا را از ورود به مساجد خدا منع نكنيد (ولى) بايد كه اين زنان بدون استفاده از بوى خوش از خانه خارج شوند.»
روايت بالا، ضمن بيان برخى ضوابط حضور زنان در اجتماع، خروج آنها از خانه، براى اقامه نماز جماعت را بلامانع اعلام مى‏كند. روشن است كه رعايت موازين حضور اجتماعى توسط زنان؛ يعنى ايمن‏سازى فضا، براى انجام رفتارهاى صحيح و عبادى خودشان است.
روايت ديگرى نيز كه حاكى از اين معناست، روايت ابن عباس از پيامبر خدا(ص) و عملكرد ايشان است:
«كان رسول اللّه(ص) امر بَناته و نسائه أن يخرجن في العيدين».(6)
«رسول اللّه(ص) دختران و زنان خود را براى اقامه جماعت در نمازهاى عيدين به خارج خانه مى‏بردند.»
با توجه به آنچه گذشت، روشن شد كه حضور زنان در جماعت‏ها، از نظر تاريخى ثابت است. اين سيره و رفتار مسلمين جهت حضور در نمازهاى جمعه و جماعت در طول تاريخ نيز حفظ شده است. ملاحظه مى‏شود با وجود فراز و نشيب‏هاى زيادى كه برتاريخ مسلمين گذشته است، همچنان زنان براى شركت در نماز جماعت از خانه‏هايشان بيرون مى‏شده‏اند. بعنوان مثال با وجود ترويج عقايد افراطى راجع به عدم حضور زنان در اجتماع؛ مانند عقايد وهابيون، مسجد الحرام و مسجد النبى(ص) نيز همه ساله و در همه ايام، شاهد حضور بانوان زيادى در اوقات پنج‏گانه نمازها بوده و هستند. ليكن از آنجايى كه روايات فقهى متفاوتى در اين زمينه موجود است، بحث نياز به تدقيق و باريك‏بينى بيشترى دارد.
در كنار سيره متشرّعين، رواياتى نيز هست كه نماز فراداى زن در خانه را از جماعت او در مسجد بافضيلت‏تر مى‏دانند.(7) بنابراين، لازم است به روايات نظر انداخته و حكم حضور زنان در جماعت را از نظر فقه شيعه و اهل سنت بررسى كنيم:
الف/1. حضور زنان به عنوان امام جماعت در فقه شيعه و اهل سنت
مشهور فقهاى شيعه، امامتِ جماعت زنان براى زنان را جايز مى‏دانند.(8) برخى نيز ادعاى اجماع و نفى خلاف در مسأله كرده‏اند كه از تتبع كتب فقهى به دست مى‏آيد.(9)البته تحصيل اجماع مشكل است؛ زيرا وجود مخالفين از علماى بزرگى در مسأله، كاملاً محرز است. از ميان قدما، مرحوم سيدمرتضى(10) و ابن جنيد، مخالف امامت جماعت زنان هستند.
صاحب مستند از ظاهر كلمات مرحوم صدوق و كلينى نيز منع از امامت زنان را استفاده كرده، مى‏فرمايد: از مدارك نيز به نوعى تمايل به منع استخراج مى‏شود. علامه هم در «مختلف» از قول به منع نفى بأس فرموده‏اند ولى در كتب ديگرشان به جواز فتوى داده‏اند.(11) صاحب مستند نيز خود قائل به عدم جوازِ جماعت زنان براى زنان در فرائض هستند.(12)
چنانكه گذشت، بسيارى از فقهاى قديم و متأخر، قائل به جواز امامت زنان براى زنان هستند؛ از جمله به موارد ذيل اشاره مى‏كنيم:
مرحوم صدوق گرچه در «المقنع» متعرض مسأله نشده‏اند ولى از فرمايش ايشان در «جمل العلم و العمل»، كه نفى جواز امامت زنان براى مردان را نمودند، استظهار مى‏شود امامت آنها براى زنان بلامانع است.(13)
مرحوم كلينى نيز در كافى پس از منع امامت زنان براى مردان و برخى طوايف ديگر مى‏فرمايند:
«يجوز أن يؤمّ كلّ منهم بأهل طبقته».(14)
مرحوم قاضى ابن برّاج هم در مهذّب آورده‏اند: «لا يَؤُمُ‏ المرأة الرِّجالَ و يجوز أن تَؤُمَّ النساء».(15) در اقتصاد نيز شبيه به همين عبارت وارد شده است.(16) شيخ نيز در نهايه آورده است: «لابأس أن تؤمّ المرأة بالنساء»(17) و در مبسوط فتوى به استحباب داده‏اند و مى‏فرمايند: «يستحب للمرأة أن تؤم النساء فيصلّين جماعة في الفرائض و النوافل».(18)
صاحب شرايع(19) در «شرايع»، علامه حلى در «تبصره»(20) و «تلخيص المرام»،(21) شهيد اول در «دروس».(22)
و شهيد ثانى در «مسالك»،(23) محقق اردبيلى در «مجمع الفائدة و البرهان»،(24) صاحب حدائق(25) و صاحب جواهر(26)، همگى فتوا به جواز امامت جماعت زنان براى زنان در فرائض داده‏اند.
از ميان علماى معاصر نيز تعداد قابل توجهى قائل به جواز امامت زنان براى زنان در نمازهاى واجب‏اند؛ مانند مرحوم سيدكاظم يزدى، صاحب عروة الوثقى كه در چند مورد تلويحاً و در مواردى به صراحت به امر فوق فتوى داده‏اند: «يجوز امامة المرأة لمثلها».(27) در مستمسك العروة الوثقى مرحوم حكيم نيز جواز امامت زنان براى زنان را در نمازهاى واجب قبول دارند.(28) از محشين عروه، مرحوم آيت الله گلپايگانى در غير نماز ميت، حضرت امام، آيات عظام قمى و رفيعى در مسأله تأمل و اشكال دارند ولى باقى بزرگان حاشيه‏اى بر مطلب ندارند. از فقهاى حاضر، آيات عظام مقام معظم رهبرى، مكارم، صافى و تبريزى به جواز امامت زنان فتوى داده‏اند.(29)
ادله زيادى بر مسأله اقامه شده است كه بيشتر روايى‏اند. البته صاحب جواهر از قول «خلاف»، «تذكره»، «غنيه»، «ارشاد جعفريه»، «معتبر» و «منتهى» ادعاى اجماع برجواز را نقل كرده و در بيان مستنداتِ آن غير از روايات، به اصل اشتراك احكام نيز تمسك جسته‏اند.
تمسك به اين اصل در كنار روايات، از اين حيث مفيد است كه در صورت مواجهه با رواياتى كه ظهور در عدم جواز امامت زنان دارند، مى‏توانيم به اصل مزبور رجوع كرده، رواياتى را كه جواز امامت زنان را ثابت مى‏كنند، ترجيح دهيم.
در هر حال، در مسأله دو دسته روايت وجود دارد؛ رواياتى كه امامت زنان براى زنان را تجويز مى‏كنند، مانند نبوى معروف و مشهور دركتب روايى شيعه و اهل سنت كه حضرت رسول(ص) به امّ ورقه امر كردند كه براى اهل خانه خود جماعت برگزار كند.(30)
روايت مسند ديگر از امام صادق(ع) است. كه از آن حضرت پرسيدند: «ففي صلاة المكتوبة أ يَؤُمّ بعضهنّ بعضاً؟» حضرت پاسخ دادند: «نعم».(31) روايت ديگر موثقه سماعة بن مهران است از امام صادق«ع»: «عن المرأة توم النساء؟ فقال: لا بأس به».(32) روايت ديگر روايت عبدالله بن بكير است(33) كه گرچه مرسل است ولى علاوه بر آنكه ابن بكير از اصحاب اجماع است، روايت مزبور نيز به ادله صحيح و موثق ديگر تأييد شده است. روايت صحيح ديگرى كه از ظاهر آن، حكم مزبور به دست مى‏آيد، صحيحه ابن جعفر است به مفاد ذيل:
«عَن المرأة تَؤُمُّ النِّساءَ ما حَدّ رَفْع صَوْتِهِا بِالقراءة والتَّكبير؟ فقال الصادق«ع» قَدْرُ ما تُسْمِع».(34)
تمام بزرگانى كه فتوا به جواز امامت جماعت زنان براى زنان داده‏اند، به ادله فوق استناد نموده و همه آنها از اشتهار فتوايى برخوردارند.
در مقابل، ادّله‏اى نيز بر منع امامت جماعت زنان يا حضور آنان در جماعت دلالت دارد؛ از جمله آنها نبوى‏اى است كه در كتب شيعه و اهل سنت تكرار شده. طبق نقل، اين روايت، بخشى از وصيت و سفارش پيامبر خدا(ص) به حضرت على(ع) است. به نظر مى‏رسد تمام اسناد موجود، يك روايت را نقل كرده‏اند؛ برخى مختصرى از آن و تعدادى تمام روايت را آورده‏اند. در اين روايت امورى را از زنان نفى كرده است؛ از جمله فرموده است: «وليس على النساء أذان و لا اقامة و لا جمعة و لا جماعة».(35)
صرف نظر از بحث سندى كه در روايت وجود دارد، بايد متذكر شويم كه آنچه در اين روايت نفى شده، سياق واحدى ندارد. برخى از آنچه نفى شده، اساساً بر مردان هم واجب نيست و لذا نفى آن از زنان نفى استحباب است؛ مانند هروله، عيادت مريض، استلام حجرالأسود... و در مواردى نيز چيزى نفى شده كه انجام آن بر زنان حرام است؛ مانند خروج زن از منزل بدون اذن همسر.
بنابراين، گاهى حكم مزبور ترخيصى است و گاهى عزيمتى و الزامى. اين مسأله هم از خود روايت احراز نمى‏شود و نياز است كه دلالت روايت با ادله ديگر تحكيم و يا تبيين شود.
بديهى است كه تتبّع در منابع روايى، روايات ديگرى كه حاكى از منع باشند را نيز به دست مى‏دهد، ليكن از شهرت فتوايى روايات مجوزه و اعراض علما از روايات مانعه به دست مى‏آيد كه دسته اول بر ادلّه مانعه ترجيح دارند.(36)
ارزيابى ادلّه‏اى كه امامت جماعت زنان را جايز دانسته‏اند
صاحب وسايل پس از نقل هر دو دسته دليل، مى‏فرمايند: رواياتى كه امامت جماعت زنان را جايز مى‏شمارند صريح‏تر بوده و دلالت گوياترى دارند. بنابراين، روايات طرف مقابل را بر اين معنا بار مى‏كنيم كه حدّاكثر كراهت امامت جماعت زنان را ثابت مى‏كنند. ايشان از قول علاّمه در «منتهى» نقل مى‏كنند: «اعتقاد بر اين است رواياتى كه امامت زنان را جايز نمى‏دانند منصرف به زنى هستند كه احكام نماز و نماز جماعت را نمى‏شناسد.»(37) كه البته تعداد آنها در آن عصر كم نبوده است. فرمايش علامه را مى‏توان با اين نكته تأييد نمود كه پيامبر(ص) از ميان زنان به «امّ ورقه» امر كرده كه براى اهل خانه‏اش نماز بر پا كند و مؤذنى هم براى وى قرار داد. امّ ورقه نيز چنانكه گذشت، زنى داراى كمالات علمى و عملى بوده است.
شهيد اول در «ذكرى» فرموده‏اند جمع ميان روايات اين است كه بگوييم رواياتِ دسته دوم استحباب مؤكد را نفى مى‏كنند، نه مطلق استحباب را.(38) صاحب حدائق از فاضل خراسانى نيز نقل مى‏كنند كه جمع ميان ادله به اين است كه قائل شويم امامت زنان در نمازهاى واجب جايز بوده ولى بهتر اين است كه ترك شود.(39) خود ايشان در رفع تعارض و تنافى دو دسته دليل مى‏فرمايند: لازم است ما اينچنين جمع كنيم كه بگوييم مراد از واژه «مكتوبه» كه در ادله عدم جواز امامت زنان آمده جماعت واجب است، مثل جمعه و عيدين و مراد از نافله در ادلّه جواز امامت زنان، جماعت مستحب است، مثل نمازهاى يوميه كه جماعت در آن مستحب است؛ يعنى مكتوبه و نافله بودن وصف جماعت باشد نه صلاة. آنگاه روشن خواهد بود كه ادله مانعه، ناظر به امامت جماعت زنان در جمعه و عيدين هستند كه: «لا يجوز امامة المرأة فيه اتفاقاً، نصّاً و فتوى».(40)
چنانكه ملاحظه مى‏شود، وجه فوق متين به نظر مى‏رسد ولى ظاهر ادله مساعد آن نبوده و آن را ثابت نمى‏كند. مكتوبه و نافله بودن، ظهور در اين دارند كه وصف نماز باشند؛ به خصوص كه در بعضى ادلّه، وصف به جاى موصوف نشسته است (ففى المكتوبه) در مستند الشيعه نيز جمع فوق را خلاف ظاهر متبادر ادله دانسته‏اند.(41)
مطلب ديگرى نيز كه براى حلّ مشكل و ترجيح ادله جواز امامت زنان آمده است، اين است كه بگوييم: ادله عدم جواز چون موافق قول عامه‏اند (اهل سنت)، قابل اعتنا نيستند. اين مطلب، هم در «حدائق»(42) و هم در «صلاة الجماعة»، از شيخ اصفهانى(43) ذكر شده است. صاحب حدائق مى‏فرمايند با توجه به آن كه عامه، ادله عدم جواز را ترجيح مى‏دهند حال يا فتوى به حرمت و يا به كراهت امامت جماعت زنان براى زنان داده‏اند، پس ادله عدم جواز در مجامع روايى شيعه از باب تقيه صادر شده‏اند.
علامه نيز در «منتهى» اين وجه را پذيرفته‏اند.(44)
در هر حال چنانكه در كلمات علما آمده است، ادله جواز امامت زنان، هم به دليل اشتهارشان و هم صحت بسيارى از آنها، قابل طرح كلّى نيستند و لازم است به گونه‏اى ميان هر دو دسته جمع نمود. وجود نكته فوق باعث شده غالب كسانى كه قائل به منع امامت زنان هستند در مسأله فتواى صريح نداده، بلكه احتياط نمايند و به اشكال در مسأله اكتفا كنند از جمله حضرت امام راحل(قده).
الف/2. حضور زنان در مسجد براى اقامه جماعت‏
با توجه به رواياتى كه در آغاز بحث گذشت، حضور زنان در عصر رسالت، در نمازهاى جماعت مسلّم است. غير از آنچه گذشت، مى‏توان به احاديثى اشاره كرد كه در ذيل آيه 144 سوره بقره راجع به تغيير قبله مسلمين آمده است. در اين روايات آمده كه هنگام تغيير قبله «قام الرجال مقام النساء و النساء مقام الرجال»(45) به وضوح از اين ادلّه به دست مى‏آيد كه زنان در نماز جماعت شركت مى‏جستند و طبعاً منعى از حضرت رسول در اين باره به ايشان نرسيده بود. همچنين اين امر از ادله تعيين و تنظيم صفوف (كه زنان پشت سر مردان بايستند) و ادله مربوط به حايل بين زنان و مردان و ادله منع استفاده از طيب و بوى خوش براى زنان هنگام خروج به سمت مسجد، به دست مى‏آيد كه علاقمندان مى‏توانند به باب‏هاى مربوط در كتب روايى مراجعه نمايند.
البته رواياتى كه نماز جماعت زنان در مسجد را كم فضيلت‏تر از نماز فراداى آنها در منزل مى‏دانند نيز وجود دارند كه از آنها يا عدم تأكيد بر استحباب جماعت زنان و يا كراهت به معناى اقليت ثواب استخراج مى‏شود. شايد عدم تأكيد جدّى برخى از فقها براى حضور زنان در جماعت نيز ناظر به همين روايات است. نكته جالب توجه اين است كه حضرت امام راحل(قده) با وجود تمام اهتمام و احتياطى كه در امر افتاء دارند، در اين باره نظرى متفاوت داشته و در پاسخ اين پرسش كه آيا شركت بانوان در نمازهاى جماعت و جمعه كراهت دارد يا خير؟ فرموده‏اند: «كراهت ندارد بلكه در بعض موارد مطلوب است...»(46)
از اين گذشته، حتى در مواردى كه زنان به دليل عذر شرعى، از نماز معاف گرديده و نمى‏توانند وارد مساجد شوند، مى‏فرمايند: «زنان در اين فرض مى‏توانند در غير مسجد، در اجتماع براى نماز شركت كنند.»(47)
مطلب بالا حاكى از اهميت شركت زنان در اجتماعات مذهبى و دينى است كه جنبه عظيم سياسى داشته و به صلاح امّت اسلامى و نظام دينى مى‏باشد.
بنابراين، اگر نماز جماعت راهى براى نماياندن وحدت، يكپارچگى و عظمت اسلام و جامعه مسلمانان است و جزو شعائر محسوب مى‏شود، در زمانى كه شرايط زمانى و مكانى، به گونه‏اى باشد كه نياز به نمايش اقتدار اسلام باشد؛ حضور زنان كه نيمى از جمعيت را تشكيل مى‏دهند، به روشنى به اين اقتدار خواهد افزود. چنانكه وقتى مسجد مركز تعليم و تربيت، عبادت و تقرب و نماد حضور اجتماعى دينداران باشد، منع زنان از حضور در مساجد، به عنوان پاكترين مكانها، منطقى به نظر نمى‏رسد. آنهم در وضعيتى كه حضور زنان در اجتماع به يك عرف تبديل شده است. از نظر نگارنده، حضور بى‏مايه و بدون جهت زنان در اجتماع، مبتنى بر خواست دين نيست ولى هر گاه واقعيت‏ها ما را به اين اعتراف وا مى‏دارد كه از زنان و تجمعات آنها مى‏توان بر ضدّ دين و ديندارى استفاده كرد، پس تجمع و تشكّل ديندارانه آنها در مساجد، حربه تبليغاتى مهمى براى جلوگيرى از شبيخون فرهنگى در اين رابطه است.
حضور زنان در عرصه‏هاى مختلف به عنوان يك ابزار كارآمد، سابقه‏اى تاريخى دارد. همانطور كه گاهى از آنان به عنوان اسباب تهييج و تشويق كافران در جنگها استفاده مى‏شده و مى‏شود. پيامبر خدا(ص) نيز از حضور ضابطه‏مند آنها در امر مداواى مجروحان و قوت قلب سربازان اسلام بهره مى‏جست. شايد با توجه به همين شرايط است كه وقتى از حضرت امام راحل‏سؤال شد كه آيا رفتن دختران به مساجد حدّى دارد يا خير؟ فرمودند: «حدّى ندارد و با رضايت ولىّ خود عمل كنند.»(48)
الف/3. زنان و نماز جماعت در فقه اهل سنت‏
راجع به امامتِ جماعت زنان در فقه اهل سنت، فتاواى مختلفى وجود دارد كه اختصاراً اشاره مى‏شود: در «الأمّ» جواز با كراهت از ائمه چهارگانه اهل سنت نقل شده است(49) شافعى خود قائل به جوازند واز احمدبن حنبل در يكى از دو روايتش قول به جواز را نقل كرده است. شعبى، نخعى و قتاده قائل به منع امامت جماعت زنان در فرائض‏اند.(50) صاحب حدائق از عايشه، عطاء، ثورى، اوزاعى، اسحاق، ابى ثور و احمد (در روايت ديگر) و مالك قول به كراهت را نقل كرده است.(51) اما شركت زنان در جماعت‏ها با صراحت بيشترى در كتب روايى اهل سنت ذكر شده است. برخى از اين روايات از باب نمونه ذكر مى‏شوند:
1 - امّ فضل مى‏گويد: شنيدم كه پسرم سوره مرسلات را تلاوت مى‏كند. به او گفتم: مرا به ياد پيامبر(ص) انداختى. اين سوره آخرين سوره‏اى بود كه از زبان مبارك پيامبر(ص) شنيديم و آن را در نماز مغرب در مسجد مى‏خواند.(52)
2 - فاطمة بنت قيس مى‏گويد:
«... فلما انقضت عدّتى سمعت نداء المنادي ينادي الصلاة جامعة فانطلقت فيمن انطلق من الناس فكنت في الصف المقدّم من النساء و هو يلي المؤخّر من الرجال».(53) «چون زمان عدّه‏ام سپرى شد صداى منادى نماز جمعه را شنيدم، و به همراه ديگر مردمان كه مى‏رفتند روانه شدم و در صف اول صفوف زنان كه به دنبال صفوف مردان بود، ايستادم.»
3 - روايت ديگر كه در مجامع روايى اهل سنت فراوان نقل شده، حديث ذيل است از نبى گرامى(ص):
«اذا استأذنت أحدكم امرأته إلى المسجد فلا يمنعها. اءذنوا بالليل للنسائكم إلى المساجد».
روايت بالا علاوه بر صراحتش در جواز خروج زنان براى اقامه جماعت در مسجد، حاكى از اين است كه بحث حضور زنان براى اقامه جماعت عشا يا صبح كه مستلزم خروج در تاريكى بوده براى مردان مشكل به نظر مى‏رسيده و حضرت با كلام فوق مى‏خواهد كه مردان رفع ممانعت نمايند.
البته در كتب آنها نيز رواياتى كه رجحان نماز در خانه را بر نماز جماعت زنان ثابت مى‏كنند، وجود دارد؛ از جمله روايت ذيل كه ابوداود و حاكم نقل كرده‏اند: «صلاة المرأة في بيتها أفضل من صلاتها في المسجد».
صاحب تحرير المرأة در صحت اين روايت از نظر سند خدشه كرده‏اند.(54)
در كتب فقهى معاصر اهل سنت، خروج زنان براى اقامه جماعت، منوط به ايمنى از وقوع در فتنه، عدم ازدحام مردان در خيابان‏ها و بازارهاى منتهى به مساجد شده است. برخى نيز براى جمع ميان هر دو فضيلت؛ يعنى جماعت زنان و عدم حضور در ميان مردان، نماز جماعت زنان در خانه را پيشنهاد داده‏اند.(55) به نظر مى‏رسد با وجود روايات فراوانى كه در كتب روايى اهل سنت وجود دارد كه هم ترغيب پيامبر(ص) به شركت زنان در جماعت را مى‏رساند و هم سيره متشرعين عصر رسالت را بيان مى‏كند، منع تنزيهى علماى اهل سنت از شركت زنان در جماعت كمى عجيب مى‏باشد.
- ب. زنان و نماز جمعه‏
حضور زنان در نماز جمعه تنها از يك نظر محلّ بحث و گفتگو است و آن حضور زنان به عنوان مأموم است. دليل مطلب هم واضح مى‏باشد؛ چرا كه در فقه شيعه به تبعيت از ادله فراوان، امامت جمعه منصب اختصاصى امام معصوم يا نايب خاص اوست. از آنجايى كه امام و نايبان ايشان در امر امامت جمعه تماماً مرد بوده‏اند و سيره‏اى ديگر از ايشان ديده نشده است بنابراين شامل زنان نمى‏شود. مناصب اختصاصى امام؛ يعنى آنچه كه در صورت امكان، خود امام آن را عهده دار مى‏شود. اين منصب مانند خود امامت، مشروط به ذكورة مى‏باشد.(56)
به هر حال، در كتب فقهى علماى شيعه نيز مسأله فوق بدون استثنا به چشم مى‏خورد و ذكورة به عنوان يكى از شروط امامت جمعه، ذكر شده است و دليل آن هم روايات صريح و روشن باب است. بله، البته اگر امام زنى را براى تصدّى امامت جمعه نصب مى‏فرمودند، دليلى بر جواز امامت جمعه براى ايشان وجود داشت ولى ما چنان دليلى در اختيار نداريم. از روايات نماز جماعت هم نمى‏توان استفاده كرد؛ زيرا ابعاد سياسى و حكومتى نماز جمعه بسى فراتر از نماز جماعت است.
چنانكه از روايات نماز جمعه بر مى‏آيد، اگر در زمان حضور امام، نماز جمعه بدون امامت او يا كسى كه از طرف او منصوب باشد، اجرا شود، اين نماز باطل است و مسلمانان نبايد در اين نماز شركت كنند، مگر آنكه بر جانِ خود بترسند يا مصحلت ديگرى در كار باشد. بنابراين، نماز جمعه با نماز جماعت قابل قياس نيست كه بتوان از ادلّه آن اصل جواز امامت زنان را استفاده كرد. نكته ديگرى هم كه در اين باره مى‏توان استفاده نمود اين است كه طبق روايات مربوط درباره عدد معتبر در نماز جمعه كه مى‏توان با آن، نماز را منعقد نمود امام جزو عدد معتبر (5 تا يا 7 تا) است، در حالى كه همه فقها در عين حال كه نماز جمعه زنان را صحيح مى‏دانند، آنان را مكمل عدد به حساب نمى‏آورند. دليل مطلب هم روشن است؛ زيرا عدد معتبر شرط وجوب نماز جمعه است و بر زنان نماز جمعه در فرض حضور امام نيز واجب نمى‏باشد.
در كلمات فقهاى اهل سنت هم مسأله از همين قرار است. آنها نيز امامت جمعه را منصب امام جامعه و خليفه مى‏دانند و بر همين اساس براى زنان تصدّى آن را جايز نمى‏دانند.(57) اما حضور زنان در نماز جمعه و اقامه آن به عنوان مأموم مطلب ديگرى است كه كتب روايى و فقهى متعرض آن شده‏اند. اصل شركت زنان در نماز جمعه در عهد پيامبر خدا قابل انكار نيست. رواياتى مبنى بر اين مسأله وجود دارد؛ از جمله روايتى است كه در ذيل آيه 11 سوره جمعه آمده است: «...فإن تركوك قائماً...».
در يكى از نقل‏ها كه مرحوم طبرسى در «مجمع البيان» آورده‏اند، وارد شده كه در يك روز جمعه كه نمازگزاران مشغول استماع خطبه‏هاى حضرت رسول(ص) بودند، كاروان تجارى از شام با سروصداى فراوان وارد مدينه شد. مردم كه در قحط سالى به سر مى‏بردند، پيامبر(ص) را رها كرده، به سراغ كاروان رفتند تا مبادا فرصت خريد نيازمندى‏هاى خود را از دست بدهند.
جابربن عبدالله انصارى مى‏گويد: «فلم يبق في المسجد إلاّ اثنا عشر رجلاً و امرأة».
پيامبر فرمودند: اگر همين تعداد هم نمى‏ماندند، عذاب الهى بر مردم نازل مى‏شد؛
«لَوْلا هؤلاء لسوّمت لهم الحجارة من السماء».(58)
اين روايت سه نقل دارد و عدد نمازگزاران و جنسيت آنها متفاوت ذكر شده، ولى تقريباً تمام كسانى كه متعرض روايت شده‏اند، قائلند كه اين اتفاق بيش از يكبار افتاده و هر نقل مربوط به يكى از موارد است.
در تفسير «روح المعانى»، اين روايت را از ابن مردويه و او از ابن عباس نقل مى‏كند و مى‏نويسد؛ «انّه بقي في المسجد عشر رجلاً و سبع نسوة».(59)
به هر حال، نقل فوق شهادت مى‏دهد به حضور زنان در جماعت. در روايات اهل سنت نيز وارد شده است كه در صدر اسلام حتى زنان حائض هم به مصلاى جمعه مى‏رفتند تا «شاهد خير و دعوت مسلمين» باشند.(60) مطلب ديگرى نيز كه در اين راستا قابل استفاده است اين است كه صاحب تفسير روح المعانى نقل مى‏كند كه اولين جمعه قبل از ورود پيامبر به مدينه، به وسيله مصعب بن عمير انجام گرفت كه پيامبر به دليل عدم امكان اقامه جمعه در مكه به وى فرمودند:
«اما بعد، فانظر اليوم الذي تجهر فيه اليهود بالزبور فجمعوا نساءكم و أبناءكم فإذا مال النهار عن شطره عند الزوال من يوم الجمعة فتقرّبوا إلى اللّه بركعتين...».(61)
از نظر فقهى نيز فقه شيعه و اهل سنت در اين مسأله تقريباً به نظريه واحدى رسيده‏اند كه ادلّه وجوب نماز جمعه نسبت به چند دسته ترخيص داده است؛ يك دسته از آنها زنان هستند. نماز جمعه يك تكليف واجب است كه در عهد حضور معصوم واجب تعيينى بود. چند گروه از اين حضور معاف بودند، لذا بيان و لسان ادلّه، رفع كلفت و الزام است نه ايجاد ممانعت؛ به عبارت ديگر وجوب نماز جمعه منوط به ذكورة است نه جواز آن. بر همين اساس است كه فتواى اكثر قريب به اتفاق فقها اين است كه در صورت حضور، نماز جمعه زنان صحيح و كفايت از نماز ظهر آنان مى‏كند. حتى برخى از اين هم فراتر رفته و فرموده‏اند: زنان در صورت عدم حضور تكليفى نسبت به نماز جمعه ندارند ولى اگر در جماعت حضور پيدا كردند بر آن‏ها واجب مى‏شود. مانند صاحب سرائر كه مى‏نويسند: در صورت عدم حضور، نماز جمعه جايز و الاّ واجب است.(62)
شهيد نيز در «دروس» مى‏فرمايند: «و مع الحضور تجب».(63)
برخى از علما فتواى فوق را درباره باقى معذورين بجز زنان؛ مانند بيماران، صحيح مى‏دانند ولى در زنان صحيح نمى‏دانند. محقق اردبيلى با اين نظر مخالفت مى‏كنند. ايشان گرچه نماز جمعه زنان را فقط مجزى مى‏دانند نه واجب، ولى براى فرق ميان زنان و ساير معذورين؛ چه از نظر اجزاء و عدم اجزاء و چه از حيث وجوب و عدم وجوب، ادله وارده را تمام نمى‏دانند بلكه مى‏فرمايند:
«لعلّ الوجه انّ سقوطها للمشقة فهو رخصة(64) منوطة بالعلّة فعلى تقدير عدمها لا يسقط... لأنّ الساقط هو السعي و الشهود... و سقوط الشهود لا يستلزم سقوط الصلاة مطلقاً...»بعد مى‏فرمايند تمام ادله در مورد زنان هم جارى هستند، «فالفرق بينها و بين غيرها محل تأمل».(65)
حضرت امام(قده) نيز نماز جمعه براى زنان را جايز و مجزى از نماز ظهرشان مى‏دانند.(66)
به هر تقدير، حكم فقهى مسأله در كلمات فقهاى عظام موجود است و غرض از اين نوشتار و ارائه بضاعت اندك، ارائه گزارشى از جواز حضور زنان در نماز جمعه، سنت بودن آن در كتب روايى و فقهى بود. مبنى بر اين كه فتواى مشهور فقها جواز و اجزاى نماز جمعه زنان است. بديهى است كه نماز جمعه داراى ابعاد وسيعى است. غير از آنكه حضور در آن، مايه تذكّر و تنبّه به تقوى است، مركز تربيت اجتماعى انسانها نيز به حساب مى‏آيد. در سيره اميرالمؤمنين آمده است كه حضرت، مجرمين را در روزهاى جمعه به نماز جمعه حاضر مى‏كردند تا از خطبه‏هاى روحبخش حضرت استفاده كرده و با نماز و ديدن تجمع مؤمنين در مسابقه تقرّب به خداوند، دوباره احيا شوند. علاوه بر اينكه نماز جمعه مظهر اقتدار نظام اسلامى است، لزوم برپايى آن به وسيله امام معصوم يا نايب او، خود حاكى از بُعد سياسى نماز جمعه است. لزوم قيام امام جمعه در زمان ايراد خطبه، اتكاى او بر سلاح و تمام آداب ديگر، هر كدام برگى از كتاب فلسفه سياسى نماز جمعه به حساب مى‏آيند. حفظ نظام اسلامى و تحكيم پايه‏هاى اقتدار آن از اهم وظايف مسلمين است كه اصولاً جنسيت بردار نيست؛ يعنى اهم وظايفى است كه هر كس به دليل مسلمانى برعهده دارد؛ وظيفه‏اى كه براساس قانون تزاحم مصالح، بر تمام احكام فردى و اجتماعى اولويت دارد. بنابراين، در اين راستا چه زنان و چه مردان، مى‏بايست حضورى فعال داشته و نشاط سياسى جامعه اسلامى را همراه با تقويت روح ديندارى و عابدانه خود حفظ نمايند. حضرت امام راحل در مقدمه وصيتنامه الهى - سياسى خود، پس از بيان افتخارات مهم مكتب تشيع كه همه راجع به وجود مقدس ائمه(ع) است، مى‏فرمايند:
«ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.»
اشاره به حضور زنان در كنار مردان با هدف تعالى اسلام، از نظر امام راحل(قده) از افتخارات جامعه شيعى ايران انقلابى است. قطعاً بهترين عرصه حضور و پاكترين نهاد براى ابراز ويژگى فرهنگى و اجتماعى زنان، نمازهاى جمعه و جماعت است.

پي نوشت

1) مدرس جامعة الزهرا و عضو هيئت علمى دفتر مطالعات و تحقيقات زنان.
2) إنَّ اللّه لا يغيّرُ ما بقوم حتى يُغيّروا ما بأنفسهم»، رعد:11
3) جعفر سبحانى، فروغ ابديت، ج‏1، ص‏203، به نقل از تاريخ طبرى، كامل و اعلام الورى.
4) ابن ابى‏الحديد - شرح نهج البلاغه، ج‏1، ص‏285؛ وجوزى، حافظ عبدالرحمن بن على، احكام النساء، ص‏192
5) بحارالانوار، ج‏87، ص‏354، باب 1، وجوب صلاة العيدين، جوزى، احكام النساء، ص‏195
6) جوزى، احكام النساء، ص‏201؛ البته در مجامع روايى شيعه و اهل سنت، رواياتى هم هست كه مفادش ترجيح خروج زنان براى نماز عيد است در صورتى كه زن مسن باشد.
7) وسائل الشيعه، ج‏5، ص‏37، ابواب صلاة الجمعه، باب‏22؛ العك - الشيخ خالد - موسوعة فقه المرأة المسلمه.
8) اين شهرت با ملاحظه كتب فقهى به دست مى‏آيد. صاحب جواهر جواز را به مشهور اصحاب نقلاً و تحصيلاً نسبت داده‏اند: ر.ك.به: جواهر الكلام، ج‏12، ص‏337؛ علامه در مختلف، ص‏154؛ شهيد در بيان، ص‏231
9) ر.ك.به: مستندالشيعه، ج‏5، ص‏35. صاحب جواهر هم از رياض المسائل نقل مى‏كند: «إن عليه عامة من تأخّر».
10) سلسلة الينابيع الفقهيه، ج‏27، ص‏647
11) محقق نراقى، مستند الشيعه، ج‏5، ص‏37
12) همان، ص‏38
13) سلسلة الينابيع الفقهيه، ج‏3، ص‏183
14) همان، ص‏274
15) همان، ص‏409
16) همان، ص‏30
17) همان، ج‏30، ص‏324
18) همان، ج‏27، ص‏233
19) همان، ج‏4، ص‏821
20) همان، ج‏28، ص‏522
21) همان، ص‏567
22) همان، ص‏647
23) زين الدين العاملى، مسالك الافهام، ج‏1، ص‏264
24) محقق اردبيلى، مجمع الفائدة و البرهان، ج‏2، ص‏345
25) بحرانى، يوسف، الحدائق الناضره، ج‏8، ص‏141وج‏11، ص‏189
26) محمدحسن نجفى، جواهر الكلام، ج‏12، ص‏337
27) سيدكاظم يزدى، عروة الوثقى، ج‏1، صص‏798 - 797
28) سيدمحسن حكيم، مستمسك عروة الوثقى، ج‏7، صص‏22-321«فلوكان كلّهم نساء فالمشهور جواز ائتما مهنّ بالمرأة».
29) ر.ك.به: توضيح المسائل مراجع، صص 818 - 817 و 839 و همچنين رساله عمليه آيت الله تبريزى.
30) هندى، علاءالدين، كنزالعمال - ج‏4، ص‏257، قم 536. حاج‏آقا رضا همدانى، مصباح الفقيه، ج‏2، ص‏680. در اعلام النساء، ج‏5، ص‏284، راجع به امّ ورقه بنت عبداللّه بن حارث انصاريه آمده است: «من فواضل نساء عصرها كان رسول الله يزورها و يسميها الشهيدة... و كانت جمعت القرآن، فأمرها النبي(ص) أن تؤمّ أهل دارها فكانت تؤمّ أهل دارها».
31) وسائل الشيعه، ابواب صلاة الجماعه، باب‏2، ح‏7
32) همان، ح‏11
33) همان، ح‏10
34) همان، ح‏3
35) بحارالانوار، ج‏85، ص‏126 و وسائل الشيعه، ج‏3، ابواب صلاة الجماعه، باب 20، ح‏4
36) گرچه كسانى كه اعتضاد روايات به شهرت را نمى‏پذيرند، اين وجه ترجيح را قبول ندارند؛ مانند صاحب مستند ر.ك.به: مستند الشيعه ، ج‏5، صص‏39-37
37) ر.ك.به: وسائل الشيعه، ج‏3. انتهاى باب‏20، از ابواب صلاة الجماعه.
38) ر.ك.به: الحدايق الناضره، ج‏11، ص‏188
39) همان.
40) همان، ص‏189
41) مستندالشيعه، همان، صلاة الجماعه، ص‏32
42) الحدائق الناضره، همان، ص‏191
43) اصفهانى، محمدحسين، صلاة الجماعه، ص‏32
44) منتهى المطلب، ج‏1، ص‏368 - البته مرحوم صاحب مستند نمى‏پذيرند كه قول منع موافق عامه است؛ زيرا از ائمه چهارگانه فقه اهل سنت، قول به جواز را نقل مى‏كنند. ليكن روشن است كه جواز با كراهت در كلمات صاحب حدائق... آمده و ذكر شد كه فقهاى اهل سنت، يا منع تحريمى دارند يا تنزيهى. بنابراين، شايد رد صاحب مستند به كلام محقق و علامه بحرانى وارد نباشد.
45) ر.ك.به: تفسير الميزان، ج‏1و2، ص‏334 (20 جلدى عربى)
46) استفتائات، ج‏1، ص 272، سؤال 456
47) همان، سؤال 455
48) استفتائات، صص‏276 و 275، سؤال 470
49) شافعى، الامّ، ص‏164
50) ابن قدامه، المغنى، ج‏2، ص‏36
51) ر.ك.به: الحدائق الناضره، ج‏11، ص‏192. البته در برخى كتب از عايشه رواياتى نقل شده مبنى بر اينكه امّ سلمه امامت جماعت زنان را برعهده داشتند. جهت اطلاع بيشتر ر.ك.به: الجامع في فقه النساء از شيخ كامل، محمد محمد عريضه.
52) تحريرالمرأة في عصر الرساله، ج‏13، ص‏181
53) ر.ك.به: صحيح مسلم، ج‏2، صص‏32و33 و بخارى، ج‏1، ص‏439 و ج‏3، ص‏119
54) تحرير المرأة في عصر الرساله، ج‏13، ص‏220
55) العك - الشيخ خالد - موسوعة فقه المرأة المسلمه من الكتاب و السنه.
56) در زمان غيبت البته مباحثى ديگر مطرح است؛ زيرا لزوم برپايى نماز جمعه و لزوم نصب امام جمعه از طرف ولى امر مسلمين ادله‏اى ديگر دارد.
57) أربع إلى الولاة الفيٌ و الصدقات و الحدود و الجمعات. ر.ك‏به: زمخشرى، محمود، تفسير الكشاف، ج‏4، ص‏534
58) طبرسى، مجمع البيان، ج‏5، ص‏286 و بحارالأنوار، ج‏22، ص‏59، ح‏9
59) آلوسى، روح المعانى، ج‏15، ص‏154
60) جوزى، عبدالرحمن، احكام النساء، صص‏201-200
61) روح المعانى، ج‏15، ص‏48-147 و جعفر مرتضى، الصحيح من سيرة النبىّ، به نقل از الدرالمنثور، ج‏6، ص‏218
62) سلسلة الينابيع الفقهيه، ج‏4، ص‏718
63) همان، ج‏28، ص‏647
64) البته خود ايشان در ادامه بحث احتمال هم مى‏دهند كه رفع وجوب، رخصتى نباشد بلكه عزيمتى باشد، مثل نماز مسافر.
65) محقق اردبيلى، مجمع الفائدة و البرهان، ج‏2، ص‏345
66) تحريرالوسيله، ج‏1، كتاب الصلاة، فيمن تجب عليه صلاة الجمعه، ص‏237

خانم علاسوند

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما