رویکرد رفتارگرا در رشد اخلاقی
قسمت دوم و پایانی
اشاره:
پیدایش الگوهای جدید
نظریه شناختی اجتماعی
تأثیرات الگو
ویژگی های نظریه بندورا
پی نوشت ها:
1. نظریه پردازان رفتارگرا در تبیین رفتار تنها از تقویت های محیطی استفاده می کردند. آنان نمی توانستند دلیل موجهی اقامه کنند که چرا افراد از الگوها پیروی می کنند یا از میان رفتارهای الگو دست به انتخاب می زنند و از تمام رفتارهایی که تقویت می شود تقلید نمی کنند. از سوی دیگر بعضی اوقات حتی از الگوهایی تقلید می کنند که با آنها رابطه ای نداشته اند یا اینکه رفتارهای الگو را روزها بعد از مشاهدات خود انجام می دهند و یا بدون اینکه برای آن رفتار تقویت شده باشند و یا حتی تقویت الگو برای رفتار مورد نظر را دیده باشند آن رفتار را بروز می دهند. Sears..2 3. میلر Miller ، دولارد Dollard ،روتر Rotter و در نهایت بندورا به طور چشم گیری در توسعه تئوری یادگیری اجتماعی موثر بوده اند. 4 Observing and imitating. 5Identification. 6. Observational learning2اولین کتابی که در زمینه یادگیری مشاهده ای نوشته شده، کتاب گابریل تاردی G . Tarde است که با عنوان قوانین تقلید در سال 1903 به چاپ رسید. تز تاردی در این کتاب این است که یک موجود اجتماعی به همان اندازه که اجتماعی است، مقلد هم هست و تقلید در اجتماعات نقشی همانند نقش وراثت در زندگی ارگانیکی دارد. یعنی مشاهده رفتار دیگران تأثیر فراوانی در تعیین و تغییر رفتار مشاهده کننده دارد. Vicarious learning.7 Attention.8 Retention.9 Reproduction.10 reinforcement.11 Motivational.12 13. مقدار زیادی از این عبارت متعلق به احدی جمهری است. روان شناسی رشد ص75. 14. الگوهایی که علاوه بر توصیه اخلاقی، بدان عمل نیز می کنند، تأثیر بیشتری بر مشاهده گران در اطاعت از استانداردها دارند. اگرچه والدین به صورت آگاهانه استاندارهای اخلاقی را با توصیه به کودکان آموزش می دهند، اما اغلب آگاه نیستند که از طریق رفتارهایشان نیز بدان ها آموزش می دهند. شواهد نشان می دهند که یک کودک احتمال بیشتری دارد که از اعمال یک الگو تقلید کند تا با درخواست های کلامی او همنوایی نماید. علاوه بر پارامترهای کلی دخیل در تقلید، تأثیر الگوگیری بر استانداردهای اخلاقی به طور مستقیم مورد تحقیق قرار گرفت و مشخص شد که الگوگیری قضاوت های اخلاقی را ارتقا می بخشد (بندورا و مکدونالد، 1963). Inhibition.15 disinhibition.16 facilitation.17 creativity.18 Rationalistic bias.19 20. بندورا در کتاب کورتینز. Moral thought.21 Affective self reactions.22 23. بندورا رشد اخلاقی را رشد توجه نمی داند بلکه می گوید رشد توجه و فرایندهای شناختی واسطه رفتار اخلاقی هستند. کلید واژه اصلی او در نظریه رشد اخلاقی اش رفتار است. لذا نظریه بندورا در شمار تئوری های رفتاری قلمداد شده است. کورتینز، پوکا و دیگرانی که به شکل تخصصی به طبقه بندی نظریه های رشد اخلاقی پرداخته اند نظریه بندورا را در شمار الگوهای رفتاری آورده اند. اما از رهگذر تحلیل محتوای نظریه بندورا می توان منطقا پرسید که با توجه به وزن یکسان عناصر سه گانه محیط، رفتار، شخص چرا و به استناد کدام قسمت از نظریه وی می توان این طبقه بندی را توجیه کرد تا آنجا که به تحلیل محتوا بر می گردد اماره قانع کننده ای نداریم هرچند می توان چند احتمال در بیان وجه و منطق این تقسیم مطرح کرد: اول نقطه عزیمت کار بندورا که در واقع از نقد بر رویکرد یادگیری آغاز شد و در نهایت نیز از خود میراث روان تحلیل گرانه وشناختی به جای نگذاشت و چارچوب اصلی ادبیات او پایه رفتاری دارد. دوم مساله یادگیری و تقویت کننده ها را به شکل بنیادی پذیرفت و صرفا در ناحیه تقویت کننده ها به عوامل درونی اشاره کرد ه و نیز تأثیر آنها را از فیلتر توجه و آگاهی و اراده محدود فرد گذرانده است. بدین ترتیب او در صف رفتارگرایان اصلاح گرا قرار دارد. سوم اینکه هرچند او در متد تحلیل به شکل چند عاملی و تکثر روش شناختی به تحلیل چرایی و چگونگی شکل گیری پدیده های روانی می پردازد اما تمرکز وی بر تحلیل عنصر رفتار است یعنی آنچه که به عنوان موضوع تحقیق نگاه او را خیره کرده نحوه شکل گیری و عوامل شکل دهنده رفتار است که فراتر از سطح شناختی یا هیجانی قرار دارد. این نکته را نیز باید در نظر داشت که تاکید رفتاری ها بر رفتار هرگز نقش شناخت و استدلال و قضاوت را کم ارج نمی کند و از وزن شان نمی کاهد این ها مولفه هایی هستند که بر عمل تأثیر می گذارند و از عمل هم تأثیر می پذیرند. اهمیت آنها به ارتباط آنها در تعیین یا تبیین عمل افراد (مقام ثبوت و مقام اثبات)بستگی دارد. اگر چه استدلال و قضاوت اخلاقی ممکن است در تأثیر بر دیگران مفید یا قانع کننده باشد اما عمل زبان گویاتری از استدلال دارد. 24. تئوری بندورا در آغاز به تئوری یادگیری اجتماعی مشهور گشت. اما با توسعه جنبه های مختلف این نظریه، عنوان یادگیری اجتماعی مناسبت خود را به مرور از دست داد. زیرا از ابتدا این نظریه فرایندهایی چون خودنظم دهی و مکانیسم های انگیزشی را مطرح کرده که فراتر از مسائل یادگیری است. علاوه بر این در نظریه جدید فرایند یادگیری از طریق پردازش اطلاعات تبیین شده است نه از طریق مدل شرطی شدن. عنوان یادگیری اجتماعی از جهت دیگری نیز مناسبت ندارد و آن این است که نظریه دولارد و میلر که اصولی متفاوت دارند نیز نظریه یادگیری اجتماعی خوانده می شوند. بنابراین عنوان شناختی اجتماعی عنوان مناسبی است که هم خاستگاه اجتماعی رفتار و تفکر را مورد تاکید قرار می دهد و هم بعدشناختی آن که بیانگر تأثیر فرایندهای فکری برانگیزش عواطف و عمل انسان است(بندورا1986) از کتاب کدیور ص 106 Reciprocal determinism.25
پگاه حوزه :: 12 دی 1388 - شماره 270