|
امروز قصه سفر را از آغاز دوره كردم، از آغاز تا پايان فقط يك خط سرخ بود، به سرخى خون تو كه در ميان خاطراتم خطى داغ از خود به جا گذاشته...
سه شنبه 22 مرداد 1387
|
 |
|
اى شوكت نماز! شكوه روزه! اصالت حج! كرامت زكات! شرافت دين و هيبت عدل! بار غيبت بر زمين بگذار و بال فرج بگشاى. ديگر نه وقت پنهان شدن...
سه شنبه 15 مرداد 1387
|
 |
|
اگر وعده ديدار، هنگام مرگ است، بيا كه وقت آن رسيده است. بيا و ببين كه اشك انتظار، دامن شب را پر از شكوفه هاى آرزومند نسيم كرده است....
چهارشنبه 19 تیر 1387
|
 |
|
مهدي جان!
روز را با يادت شب مي کنم و هر شب منتظرت هستم. در تاريکي شب هاي ظلماني، منتظر شنيدن صداي گامهايت درپس کوچه هاي انتظار هستم....
سه شنبه 18 تیر 1387
|
 |
|
سلام بر آل ياسين، سلام بر مهدى امتها و جامع تمام كلمات وحى الهى. سلام بر آنكه شمشير بركشيده و ماه تابان و نور درخشان است. سلام بر آفتاب...
دوشنبه 10 تیر 1387
|
 |
|
موعودا! ديرهنگامى است كه چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاى اشتياقت، سوخته ايم . باغ آرزوها به شوق بهارروى تو خزانها...
پنج شنبه 6 تیر 1387
|
 |
|
باز هم غروب سرخ آدينه است و لحظه قبض و سنگينى روح بر قلب باز هم فارغ از تمام افكار زمينى با دلى آكنده از عشق به افق سرخ و خونين چشم...
پنج شنبه 6 تیر 1387
|
 |
|
آدينه، آيينه جمال نماى حضرت قائم بقية الله، عجل الله تعالى فرجه، است و روز وصال و باريافتن به بارگاه عظيم پادشاه ملك امكان، حضرت مهدى،...
چهارشنبه 5 تیر 1387
|
 |
|
از آستان پير مغان، سر چرا كشيم
دولت در آن سرا و گشايش در آن سر است
يك قصه بيش نيست غم عشق، وين عجب
كز هر زبان كه مى شنوم نامكرر...
یک شنبه 26 خرداد 1387
|
 |
|
همه هستى ام را كه ذره اى از لطف بى نهايت اوست. خاك قدمت كردم، شايد بيايى و نفسى بر اين خاك تيره ، پاى عنايت گذارى. آنگاه است كه چشمان...
دوشنبه 20 خرداد 1387
|
 |
|
شب از نيمه گذشته، اما خواب همچنان از چشمانم گريزان است. نسيم سحري هر از گاهي ميوزد و اشكهايم را از مژه ميتكاند و بر صورتم جاري ميكند....
یک شنبه 12 خرداد 1387
|
 |
|
خداي مهربان من!
در اين هنگامه سحر كه تيرگي رو به نيستي ميرود و روشني جان ميگيرد با ذره ذره وجود خود، تو را ميخوانم و زيباترين...
سه شنبه 27 فروردین 1387
|
 |
|
در فصل پريشاني قدس و اسارت فلسطين، ترانه صبوري را نجوا ميكنيم.
به آرميدگان در خاك، بيغسل و كفن، كه پوششي جز آفتاب ندارند، زاري...
سه شنبه 27 فروردین 1387
|
 |
|
يك آزمون اساسي با سه پرسش اساسي
1. اگر عزيزي را گم كرده باشيد، چه ميكنيد؟
آسوده و بيخيال مينشينيد تا كم كم فراموشش كنيد؟
يا براي...
سه شنبه 27 فروردین 1387
|
 |
|
سلام بر بركت دستانت كه مي تواند نان رزق هزار سفره خالي را مهيا كند!
سلام بر راستي قدم هايت كه مي تواند صراط مستقيمي را نشان دهد كه...
سه شنبه 27 فروردین 1387
|
 |
|
آب و جاروي مساجد و تكايا در ماه شعبان به سر نيامده و در اولين شب ماه مبارك رمضان كه همه خلق مسلمان چشم به آسمان، رؤيت هلال را چشم ميدارند...
یک شنبه 26 اسفند 1386
|
 |
|
سلام تام و كامل و عام و شامل خداوندي و درود هميشگي و بركات پيوسته او بر حجت و خليفه خداوند و ولي او در پهنه زمين و گستره عام خلقت،...
یک شنبه 26 اسفند 1386
|
 |
|
اي عزيز مصطفي، اي جان حيدر، اي يوسف فاطمه! من كه لايق ديدار شما نيستم، لايق درك شما نيستم، ولي به سر سوداي شما را دارم. دلم وعده وصال...
سه شنبه 21 اسفند 1386
|
 |
|
به نام آفريدگار ياسهاي سپيد و لطيف و سلام بر بهشتيان
در جادهاي به بلنداي تاريخ در انتظارت نشستم و تو اي تك سوار مركب عشق در...
سه شنبه 21 اسفند 1386
|
 |
|
وقتي با خود ميانديشي كه امام(علیه السلام) آن بزرگمرد تاريخ بشريت، آن امام متّقين و آن قلّه بلند معارف الهي و مظهر عدل و راستي را...
سه شنبه 21 اسفند 1386
|
 |