1- طرح كلي موضوع:
2- ايران در خليج فارس:
3- روابط با اسرایيل:
4- روابط با عراق:
5- روابط ايران و افغانستان:
6- روابط با اروپاي شرقي:
7- روابط با انگليس:
8- روابط با شوروي:
9- روابط با امريكا:
10- ايران و كنفرانس اسلامي:
پی نوشت ها:
1. در بسياري از موارد سياست خارجي از توضيحات وزير خارجه رژيم شاه در دولت هويدا، عباس علي خلعتبري، در دادگاه، استفاده شده، مطالب وي در بعضي قسمتها جالب و آگاهي دهنده است، معرف وضع گذشته و نمايانگر طرق و وسايل تسلط و نفوذ بيگانه ميباشد، ممكن است در پارهاي موارد تمام واقعيت را بيان نكرده باشد معالوصف جملات او بهتر از هر تفسير گويا است.2. تاريخ نوين ايران، نوشته ايوانف صفحه 263.3. ايوانف مورخ روسي در تاريخ نوين ايران صفحه 263 مينويسد در سالهاي 74- 72 ميزان خريد اسلحه ايران معادل 8 ميليارد دلار بود در حالي كه برابر آمار سازمان ملل متحد فروش اسلحه در سراسر جهان در سال 20 ميليارد دلار ميرسيد بدين ترتيب سهم سرانه هزينه نظامي اهالي ايران(كه سطح زندگي آنها چندبار پایينتر از سطح زندگي اهالي كشورهاي اروپاي باختري است) چندين برابر بيشتر از كشورهاي عضو پيمان ناتو است.4. خلعتبري گفت« ... موضوع شناسایي امارات متحده عربي نيز با امضای چند نامه سري با شيخ شارجه و با وزير خارجه انگليس درباره جزایر تمب و ابوموسي حل گرديد.(از پرونده محاكماتي خلعتبري).5. در زمان رياست جمهوري جمال عبدالناصر پس از مصاحبهاي كه شاه طي آن شناسایي اسرایيل را اعلام كرد ناصر با ايراد سخنراني شديدي عليه شاه روابط با ايران را قطع كرد ولي پس از درگذشت ناصر و بقدرت رسيدن سادات و نزديكي با آمريكا روابط ايران و مصر بهبود يافت و پس از مسافرت سادات به ايران و بازديد شاه و تكرار اين مسافرتها و كمكهاي مالي ايران به مصر توسعه بيسابقهاي پيدا كرد. دوستي با شاه و سادات به آنجا رسيد كه با سقوط رژيم، شاه در پناه سادات قرار گرفت.6. كمكهاي مالي مكرر باردن، همدردي و هم مسلكي محمدرضا شاه و ملكحسين روابط را نزديك ساخته بود- ملكحسن شاه مراكش هم اگر قواي نظامياش سلاح خاصي را ميخواست از ايران قرض ميگرفت. 7. در اين مورد خلعتبري چنين نوشت« ... با سازمان آزادي بخش فلسطين روابط رسمي وجود نداشت وليكن بدستور شاه خود من در كنفرانس اسلامي لاهور با ياسرعرفات ... ملاقات و مذاكره نمودم و علاقه دولت ايران را براي داشتن روابط با آن سازمان بيان نمودم ولي تاريخي براي ايجاد روابط معين نگرديد بعدها مرتباً چه هنگام مجمع عمومي ملل متحد و چه كنفرانسهاي اسلامي با نمايندگان فلسطين تماس دوستانه ميگرفتم. در كنفرانس اسلامي استانبول بعد از این که دولت تركيه اجازه گشايش دفتر اطلاعات در تركيه به سازمان آزادي بخش فلسطين داد به تهران گزارش دادم كه اگر دولت ايران هم چنین اقدامي بنمايد( كه مورد خواهش خود فلسطينيها هم بود) تأثير خوب و مثبت خواهد داشت پاسخي كه از تهران رسيد مثبت بود و موجب خرسندي نمايندگان سازمان آزادي بخش فلسطين گرديد ... ولي قدر سفير ايران در بيروت وضع را برگرداند...(صورت مجلس محاكمات خلعتبري).8. خلعتبري در حاشيه چند نفر را بعنوان درباريان با اسم معرفي ميكند« اسدالله علم وزير دربار، سپهبد ايادي پزشك مخصوص، امير هوشنگ دولو، برادران بوشهري، پروفسور عدل، اطرافيان همسر شاه.»9. نمايندگان آژانس يهود در تهران الف- پروفسور دوريل كه از يهوديان اروپایي بود ب- ميرنحوري كه اصلاً يهودي اصفهاني بوده و زبان فارسي زبان مادريش بود و آشنايان زيادي داشت در اسرایيل نماينده كنس(مجلس ملي) و شاه او را ميپذيرفت ج- لوپراني كه تا تابستان 57 در تهران بوده تخصص در امور آفريقا داشت ولي در ايران نيز به اوضاع آشنا بود و فعال بود.(از عباسعلي خلعتبري در دادسراي انقلاب مورخ 16/1/ 58)10. اختلاف مرزي دو كشور به زمان امپراطوري عثماني ميرسد كه عراق جزیي از آن بود قرارداد 1639 ميلادي مرز مبهمي را معين كرده بود و قرار دادهاي اول و دوم و ارض روم سالهاي 1823 و 1847 كه با وساطت انگليس بين ايران و عثماني برقرار گرديد كميسيوني براي تعيين خطوط مرزي در نظر گرفت كه نتيجه قطعي نداشت و پروتكل 1911 تهران و 1913 قسطنطنيه كه كميسيوني از نمايندگان ايران و عثماني و روسيه و انگلستان را پيشبيني كرده بود صورت مجلس تحديد مرزها را عهدهدار گرديد كه عراق پس از استقلال مدعي بود حاكميت عثماني بر شطالعرب تثبيت شده ولي ايران مدعي بود كه توافق مشترك كه شرط وجود قرارداد در حقوق بينالمللي است تحقق پيدا نكرده و عراق به جامعه ملل شكايت برد اما به موجب قرارداد 1937 شكاياتش را مسترد داشت و ابهام هم چنان باقي ماند و در دهه 50 ميرفت كه به اختلافات پايان دهند مخصوصاً با عضويت در پيمان بغداد و مذاكراتي هم بين نخستوزيران دو كشور در مورد اداره شطالعرب بعمل آمد كه ناگاه رژيم عراق تغيير يافت. 11. عراق در تردد كشتيهاي ايراني و كشتيهاي آمريكایي اخلال كرد يادداشتهاي شديداللحني بين طرفين رد و بدل شد و بالاخره عبدالكريم قاسم قرارداد 1937 را ملغي و حاكميت عراق را بر تمامي شطالعرب اعلام نمود در آن تاريخ قاسم خود را دولت انقلابي ميدانست و رژيم ايران بعلت عدم حمايت مردم پايگاه محكمي نداشت و از عهده يك اقدام حاد متناسب برنيامد اما پاسگاههاي مرزي را تقويت كرد و تدابير امنيتي براي پالايشگاه آبادان بوجود آورد با این که مذاكراتي هم بين طرفين صورت گرفت نتيجهاي حاصل نشد.12. بحران شطالعرب بالا گرفت دولت ايران خط تالوك را(خط منصف يا خط القعر) قبول داشت ولي عراق مدعي مرز در ساحل ايراني رودخانه بود و بر مواضع خود اصرار داشت تا این که عراق در 15 آوريل 69 اعلام كرد كشتيهاي با پرچم ايراني را اجازه حركت نميدهد و ايران قرارداد 1937 را ملغي اعلام كرد و نيروهاي دو طرف در مقابل هم قرارگرفتند ولي از برخورد مسلحانه اجتناب نمودند. 13. وزير خارجه ی رژيم سابق ميگويد « روز پنجشنبهاي بود كه با پاكستانيها و تركها قرار گذاشتيم كه سفيران سه كشور در كابل صبح شنبه با وزير خارجه ی افغانستان ملاقات و شناسایي سه دولت را اعلام دارند و دستور تلگرافي به سفير داده شد ولي پاسخ رسيد كه سفيران تركيه و پاكستان منتظر شنبه نشدهاند و همان روز پنجشنبه شناسایي را اعلام داشتهاند بنابراين هنگامي كه سفير ايران به وزارت خارجه افغانستان مراجعه نمود وزير خارجه آن كشور گله كرده كه انتظار داشته ايران پيش از ديگران دست دوستي دراز كند( نقل از پرونده محاكماتي خلعتبري)14. وزير خارجه رژيم شاه در مورد دخالت ادعایي دولت افغانستان و سوءظن آنان ميگويد « ... افغانها با همان سوءظن- چيزهايي را «دخالت» تعبير ميكنند كه در رابطه با ساير كشورها چنين معني را ندارد و همان كمكهاي مالي و اقتصادي را كه خودشان خواستار آن هستند سعي دارند وسيله دخالت نشود فرستادن روزنامه و مجلات ايراني به افغانستان تحت شرایط سخت سانسور صورت ميگرفت و حتي اسكناس ايران در بازارهاي افغانستان كه گويا براي خريد گوسفند فرستاده شده بود نوعي وسيله دخالت ديده شده بود كمكهاي مالي ايران به افراد خانواده سلطنتي پيشين افغانستان و بخصوص كمك به سردار عبدالولي خان و داماد محمد ظاهر شاه موجب سوءظن افغانها است بخصوص با بودن چندين هزار افغاني در ايران.اعزام چند نفر مبلغ مذهبي شيعه نيز در سالهاي گذشته حساسيت افغانها را برانگيخته بود و آنها نوعي وسيله نفوذ در شيعيان افغانستان و دخالت تلقي كرده بودند تماسهايي نيز مخصوصاً كه مقامات اطلاعاتي و امنيتي ايراني با سران ايل مرزي و شيعه ی هزاره داشتند گرچه كوشش فراوان ميشد كه كاملاً سري بماند از افغانها مخفي نمانده بود و اشارههاي گلهآميز گاهي مينمودند( نقل از توضيحات خلعتبري در 17/1/ 58 دادگاه انقلاب) ايران ژاندارم منطقه بود و سخت تحت نفوذ و سلطه ی يك ابرقدرت و افغانستان در نفوذ ابرقدرت ديگري قرار داشت و طبيعي بود كه مأمورين شاه ميبايست از وضع افغانستان و در ارتباط با شوروي اطلاعاتي بدست آورند و احتمالاً به نوعي دخالت نمايند عكسالعمل اين جريان در رفتار طرفين مشاهده ميگردد.15. از نوشته ی خلعتبري در تحقيقات دادگاه انقلاب16. نقل از توضيحات خلعتبري در 17/1/ 58 در دادگاه انقلاب17. عباس علي خلعتبري وزير امور خارجه رژيم سابق در مورد رقابت انگليس و امريكا در ايران گفت « ... رقابت شديدي بين آن دو وجود داشت اصولاً انگليسيها با تجربه بيشتر و آشنایي بيشتري كه با مشرق زمين دارند و با نفوذ تبليغات زيركانه در اين كشورها و منجمله در ايران موفق شدهاند كه با وجود نداشتن امكانات پيشين راه خود را در همه ی زمينهها باز نگاهدارند اكنون بار ديگر مسأله نفت ايران مطرح است با تمام اهميت اقتصادي جهاني كه دارد رقابت انگليس با آمريكا در ايران در اين زمينه جريان دارد كه هنوز انتهاي آن ديده نميشود ولي اين بار به نظر ميرسد كه انگلستان با در دست داشتن منابع نفتي درياي شمال كه ممكن است بتواند احتياجات داخلي خود انگليس و مقداري از احتياجات كشورهاي اروپاي غربي را جوابگو باشد ورق مؤثري در گفتگوهاي جهاني نفتي در دست داشته باشد».نظر خلعتبري مربوط بوضع قبل از انقلاب است امروز با تشكيل جمهوري اسلامي بايد به هيچ كشوري مجال استفاده از منابع ايران داده نشود و از شيوههاي دول استعماري به زيان ملتهاي مستضعف درس گرفته شود. بايد با تلاش همه جانبه به غارتگريهاي استعمارگران و جهانخواران پايان بخشيد، اين آگاهي را از طريق نهادهاي فرهنگي به همه مستضعفان رساند، مسؤولين امر موظفند اين خواست عمومي را با كمال قدرت بمورد اجرا گذارند و عمل خلاف آن با هيچ استدلالي توجيه نميگردد.18. مهمترين آنها تأسيس كارخانه ذوب آهن و يك كارخانه ماشينسلزي در برابر تحويل گاز طبيعي ايران بوده است كه از سرچشمه منابع ايران تا اتحاد شوروي لولهگذاري شده است( به كتاب تحليل تاريخي سياست خارجي ايران از آغاز تا امروز نوشته حافظ فرمانفرمایيان صفحه 60 مراجعه شود).19. خلعتبري وزير امور خارجه در اين مورد گفت در سال 1962 در نتيجه مبادله پيام سري بين شاه و خروشچف و تعهد از طرف دولت ايران كه به هيچ كشوري(منظور آمريكاست) اجازه تأسيس پايگاه نظامي در خاك ايران نخواهد داد روابط بتدريج رو به بهبود گذاشت از آن زمان سنتو به صورت باشگاه درآمد (صورت مجلس مدافعات خلعتبري در دادگاه انقلاب اسلامي).20. پرونده ی محاكماتي عباس علي خلعتبري وزير خارجه رژيم سابق در دادگاه انقلاب.21. عباس علي خلعتبري وزير امور خارجه رژيم شاه در مورد منافع كشورهاي بزرگ در ايران مينويسد « منافع كشورهاي بزرگ و پيشرفته در ايران تنها سياسي و سوقالجيشي نيست. درباره ی رقابتهاي اقتصادي خارجي در ايران و مبارزه آنان چنين بنظر ميرسد كه سياست آمريكا و انگليس با يكديگر درگير ميباشند انگلستان كه سابقاً در ايران نفوذ و منافع اقتصادي بيشتر داشته از سهمي كه آمريكا بدست آورده ناراضي است بازار ايران كه با درآمد نفت براي كشورهاي پيشرفته صنعتي كه دچار ركود اقتصادي ميباشند اهميت زيادي دارد بيشتر به كالاي آمريكايي متمايل است و خريد اسلحه و سفارشات ارتش بسوي آمريكا ميرفت و بنظر ميرسد كه آمريكا سهم بيشتري از نفت ايران را خواستار است در اين ميان بنظر مي رسد كه شاه شايد بعلت احتياجات ارتش به سلاحها و قطعات يدكي و مهمات نظامي بيشتر بجانب آمريكا متمايل بوده در حالي كه كوشش مينمود انگلستان را نيز بخصوص با سفارشهاي مهم نظامي مانند تانكهاي چيفتن و ناوها و هوور كرافتها و سيستمهاي دفاعي ضد هوایي راضي نمايدكشورهاي صنعتي پيشرفته ديگر اروپایي هم مثل آلمان و ايتاليا و سويس بيكار ننشسته و هركدام در زمينهاي فعاليت و كوشش به بدست آوردن بازار ايران را براي كالاهایي « راكتورهاي اتمي پروژههاي صنعتي و غيره» مينمودند اتحاد جماهير شوروي نيز فعاليت زياد داشته و در رشتههاي فني و صنعتي و معدني گاز « لولهكشي و خريد گاز» قراردادهايي منعقد نمود و مشغول انجام پروژهها بود» (صورت مجلس محاكمات خلعتبري)22. خلعتبري وزير خارجه در مورد سياست خارجي ايران مينويسد « ... سياست ايران روي همكاري با كشورهاي غربي استقرار يافته بود و با آمريكا روابط نزديك و خاص داشت شخص شاه با رؤسای جمهوري آمريكا رابطه شخصي برقرار مينمود و مرتباً از هر ریيس جمهور كه تازه انتخاب ميشد با مسافرت به واشنگتن ديدن مينمود حتي گفته ميشود كه براي انتخاب مجدد نيكسون مبالغي به كميته تبليغات انتخاباتي حزب داده بود، با آنها مكاتبه و حتي مكالمه تلفني مستقيم داشت و از طريق دفتر مخصوص مستقيماً و بدون اطلاع وزارت امور خارجه به سفير ايران در واشنگتن دستورهایي ميداد و مأموريتهایي محول مينمود ... در بيش از پنج سال اخير كه اردشير زاهدي در آن كشور سفير بود او كارها را مستقيماً توسط دفتر مخصوص به شاه گزارش ميداد و همان طور دستور ميگرفت و گزارش هاي او جز در كارهاي صرفاً اداري به وزارت خارجه نميرسيد « از پرونده محاكماتي خلعتبري در دادگاه انقلاب».
منبع:
تاريخ سياسي معاصر ايران؛ دكتر سيد جلال الدين مدني، دفتر انتشارات اسلامي، 1361، جلد دوم،صص164 تا 178