|
عيب ازماست اگر دوست زما مستور است
ديده بگشاي که ببيني همه عالم طور است
اي مهربان! توحاضري،عيب از ماست
اي خورشيد عالم! پنجره خانه...
چهارشنبه 13 مرداد 1389
|
 |
|
طلوع فجر صادق
به انتظار رؤيت آفتاب
لحظه ميشمارم.
یک شنبه 13 تیر 1389
|
 |
|
دلم را خانة غم آفريدند مرا با درد توأم آفريدند
ز سر تا پاي من اندوه بارد مرا مثل «محرّم» آفريدند
سه شنبه 8 تیر 1389
|
 |
|
علي(علیه السلام) از مسجد برگشت و داخل جايي به نام «قصر» شد، من هم همراه ايشان داخل شدم. ايشان به من فرمود: «اي رميله! ديدم به خودت...
دوشنبه 7 تیر 1389
|
 |
|
تیک و تاک ساعت ها غوغایی به پا کرده اند که نمی توان دیگر آن ها را خاموش و آرام کرد و به سکوت وا داشت و ما با این تیک تاک های بی قراری...
دوشنبه 7 تیر 1389
|
 |
|
تو اي تنها تر از تنها به دنبال تو ميگردم
تو اي پيدا و نا پيدا به دنبال تو ميگردم
دوشنبه 7 تیر 1389
|
 |
|
در دُنياي پر از پيچيدگيها ـ و در عين حال، لبالب از پوياييها و جريانهايِ
پنج شنبه 3 تیر 1389
|
 |
|
بعد از اين صحبتها از ما گذشت و رفت. ما هم از محلّ عبور و جاي پاي او رفتيم تا به اوّل گردنه رسيديم و نفس راحتي كشيديم، امّا اثر قدم...
سه شنبه 1 تیر 1389
|
 |
|
بيمارى من از ورم پا و چشم درد شروع شد كه بعد از آزمايشات و مراجعات مكرر به بيمارستان، فهميديم كه بيمارى من لوپوس از نوع ارتيماتوزسمتيك...
دوشنبه 31 خرداد 1389
|
 |
|
اي گنجينه آخرين! ديري است که دعاهايمان «ندبه» شده است و هر صبح جمعه مشعل چشمهاي ما با زلال اشک روشن ميشود و من در کوچههاي سرگردان...
یک شنبه 30 خرداد 1389
|
 |
|
اي غايب از نظر نظري کن بسوي ما
تا آب رفته باز بيايد بجوي ما
یک شنبه 30 خرداد 1389
|
 |
|
مرحوم شهيدثانى مىفرمايند: در مـنـزل رمـلـه (نـام محلى است)، به مسجد آن جا، كه معروف به جامع ابيض است براى زيارت پيامبرانى كه در غار...
یک شنبه 30 خرداد 1389
|
 |
|
شيعه يعنى شوق، يعنى انتظار
صاحب آيينه تا صبح بهار
چهارشنبه 12 خرداد 1389
|
 |
|
دست تو باز مىكند، پنجرههاى بسته را
هم تو سلام مىكنى، رهگذران خسته را
چهارشنبه 12 خرداد 1389
|
 |
|
آی تقویم ها که ورق ورق تان، پر از انتظارهای کوچ و بزرگ است، ای زمان که می گذری، ولی به چشم نمی آید گذشتنت،
ای لحظه ها که نرم و آهسته...
چهارشنبه 12 خرداد 1389
|
 |
|
چون روح بیشه در نظرم سبز میشوی
مثل سپیده در سحرم سبز میشوی
پیراهن بهار به تن کردهای مگر
کاین گونه سبز در نظرم سبز میشوی
سه شنبه 11 خرداد 1389
|
 |
|
دلـم قـرار نـمــىگیــرد از فغـــان بى تو
سپنـدوار ز كــف دادهام عـنــان بـى تو
یک شنبه 2 خرداد 1389
|
 |
|
دلخوش كردن به داشتن كتابخانه چند هزار جلدي و نرمافزارهاي فراوان، حرص و ولع پايان ناپذير جمعآوري داشتن اطلاعات براي غني شدن صحبتها...
پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389
|
 |
|
نام بيمار: خانم نرگس ، ف
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389
|
 |
|
شفاى ديسك كمر در نيمه شعبان
شنبه 18 اردیبهشت 1389
|
 |