|
اين ماه که چون چراغ تو مي سوزد
عمري است که در فراق تو مي سوزد
خورشيد که هر روز تو را مي بيند
در آتش اشتياق تو مي سوزد
در تاک،...
دوشنبه 15 آذر 1389
|
 |
|
در «نجف اشرف»، رسم بر آن بود که اگر کسي از دوران تحصيل رسمي فارغ ميشد و ميخواست به وطن خود مراجعت کند، يکسالي به درس اخلاق مينشست...
شنبه 13 آذر 1389
|
 |
|
پس از چند روزي مشتري خاصّي پيدا شده و آن قطعه زمين را به قيمتي بيش از ارزش واقعي آن خريداري ميكند، آن چنان كه همة هزينة سفر حجّ سيّد...
پنج شنبه 11 آذر 1389
|
 |
|
در قسمتهاى پيشين اين سلسله مقالات با معناى لغوى و اصطلاحى »توقيع«، شماره توقيعات، راههاى تشخيص درستى توقيعات آشنا شديم و دانستيم...
چهارشنبه 3 آذر 1389
|
 |
|
گفتيم كه توقيعات صادر شده از ناحيه امام عصر(ع) در موضوعات مختلفى بوده است. برخى از آنها در زمينه امور پنهانى و رازهاى نهانى مردم و...
دوشنبه 1 آذر 1389
|
 |
|
در كتابهاى لغت « توقيع » به اين معانى آمده» :
نشان گذاشتن و امضاء كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسشها...
شنبه 29 آبان 1389
|
 |
|
مرحوم آيتالله سيّد محمّد باقر مجتهد سيستاني ـ پدر بزرگوار مرجع عالي قدر شيعه حضرت آيتالله العظمي حاج سيّد علي سيستاني (حفظهالله...
دوشنبه 24 آبان 1389
|
 |
|
از نشانه هاي محبت و تعلق آدمي به چيزي يا کسي، اين است که به هنگام از دست دادن يا گم کردن آن دچار غم و اندوه مي شود و گاهي نيز فراتر...
دوشنبه 17 آبان 1389
|
 |
|
محبت وجود مبارک حضرت حجت، نه تنها از ضروريات مذهب تشيع که در شمار ضروريات اسلام است. چرا که ظهور کامل صفت رحمانيت خداوند در دار دنيا...
دوشنبه 10 آبان 1389
|
 |
|
تا بکي در پرده ماني ماه من! روشنگري کن
تا کني هر دلبري را عاشق خود، دلبري کن
جلوهاي کن! زهره را چون ذرّه محو خويش گردان
رخ نما...
یک شنبه 9 آبان 1389
|
 |
|
آيتالله محييالدين حائري شيرازي(مدظله)
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
زين تطاول که کشيد از...
یک شنبه 9 آبان 1389
|
 |
|
با توجّه به اينكه مسئلة شناخت امام زمان هدف اصلي از ايراد حديث «من مات ولم يعرف امام زمانه... » و ديگر احاديث فراواني از اين قبيل را...
یک شنبه 9 آبان 1389
|
 |
|
اي خورشيد آفرينش! سالهاست که سرود آمدنت را در ترنم باران و فرياد آبشاران و نواي چشمه ساران ميشنويم و به اميد ديدنت يأس را بر کوهها...
شنبه 8 آبان 1389
|
 |
|
خورشيد قطرهاي است ز مهر نگاه تو
هر صبح ميچکد ز رخسار ماه تو
در سينهام شکفت هزاران بهارگل
از گرمي هميشه صبح نگاه تو
شد ديدهام...
شنبه 8 آبان 1389
|
 |
|
سرود گرم بلبل؛ ترنم بهار است
حضور لاله و گل؛ ترانة هزار است
به دشتهاي سرسبز؛ شکوفهها شکفتند
سبد سبد شقايق؛ حديث تازه گفتند...
پنج شنبه 6 آبان 1389
|
 |
|
اي راحت دلهاي پريشان
اي راحت دلهاي پريشان، نرسيدي
اي فصل بهارانة ايمان نرسيدي
خواندند تو را گريه کنان مردم گريان
گفتند که...
دوشنبه 3 آبان 1389
|
 |
|
مير علام به طرف پنجره سربرگرداند. ستارگان در قاب پنجره مي درخشيدند. شب از نيمه گذشته بود. مثل هر شب مطالعه درسش را تمام کرد. شعله لرزان...
سه شنبه 27 مهر 1389
|
 |
|
مسافر هميشه سبز من!
نگاه من، كويررا - هزار بار-
به شوق ديدن تو
دور كرده است.
و انتظار، پشت انتظار...
نشان به آن نشان كه هر...
دوشنبه 26 مهر 1389
|
 |
|
مغازه را بستم و بهسوی مسجد راه افتادم. باید قبل از آنکه شیخ میآمد، سجادهاش را در محراب پهن میکردم. هنگامیکه به دکان سیدعباس بزاز...
شنبه 24 مهر 1389
|
 |
|
سلام آقاجون! من خسته دلي غريب و تنها هستم كه گوشه اي از اين شهر شلوغ زندگي مي كنم. اي كاش من هم مثل تمام زائران و عاشقانت توفيق آمدن...
شنبه 24 مهر 1389
|
 |