|
مولا، اسیر دست غرور م ، دعا کنید
اما هميشه تشنه ي نورم ، دعا کنید
اینجا هر آنچه رنگ خدا داشت ، مرده است
بیمار و بی حرارت و شور...
دوشنبه 6 دی 1389
|
 |
|
آقاى حاج ميرزا محمد على گلستانه اصفهانى (ره ) فرمودند: عموى من، آقاسيد محمد على (ره ) براى من نقل كردند: در زمـان مـا در اصـفهان شخصى...
شنبه 4 دی 1389
|
 |
|
جمعى از موثقين نقل كردند: مـدتـى بـحرين تحت نفوذ خارجيان بود.
آنها مردى از مسلمانان را حاكم بحرين كردند تا شايد به علت حكومت كردن...
شنبه 4 دی 1389
|
 |
|
هيچکس غيرازتو نگشايد گره از کار ما
بهتر از هر کس تو آگاهي بحال زار ما
حال ماباشد وخيم و کارمان سردرگم است
رحم کن برحال ما اصلاح...
سه شنبه 23 آذر 1389
|
 |
|
درباره مرحوم حاج محمّد علي فشندي تهراني ،جز چند تشرّف که بزرگان از وي نقل کرده اند ،چيزي نمي دانيم ؛با اينکه ظاهراً ديري نيست که به...
سه شنبه 23 آذر 1389
|
 |
|
به عقيده شيعه ،با توجّه به دلايل نقلي موجود ،امامان معصوم (ع)بر اعمال و احوال همه آفريدگان خدا،چه در روي زمين و چه در آسمان ها و منظومه...
سه شنبه 23 آذر 1389
|
 |
|
دلم تو را مي جويد
چنانکه طف، آب را
دلم تو را مي خواند
چنانکه ني، ناي را
دلم تو را مي خواهد
دوشنبه 22 آذر 1389
|
 |
|
دلم ز هجر تو اي يار خوب رو خون است
نپرسي از من مسکين که حال تو چون است
شبم ز هجر تو روز است و روز همچون شام
ز دوريت غم و دردم...
یک شنبه 21 آذر 1389
|
 |
|
پدرم سعي مي کرد نگراني اش را مخفي کند؛ کنار بستر مي نشست و برايم از آينده حرف مي زد. من، رنج زخمي را مي کشيدم که در پاي چپم دهان باز...
یک شنبه 21 آذر 1389
|
 |
|
يكي از ماهها جهت پرداخت شهريه پولي نرسيده بود آقاي سيدعلي(فرزند آيتا... شاهرودي كه مسؤول امور مالي بيت بود) مضطرب و نگران نزد پدر...
شنبه 20 آذر 1389
|
 |
|
هلا، روز و شب فاني چشم تو
دلم شد چراغاني چشم تو
به مهمان، شراب عطش مي دهد
شگفت است مهماني چشم تو
بنا را بر اصل خماري نهاد
ز...
شنبه 20 آذر 1389
|
 |
|
علامه حلي، از رجال برجسته و علماي بزرگوار شيعه، كسي است كه درباره اش نوشته اند: “در حالي كه كودك بود، به درجه اجتهاد رسيد و مردم منتظر...
شنبه 20 آذر 1389
|
 |
|
سلام. حال من خوب نيست، امّا هميشه براي سلامتي شما، شمع روشن مي کنم. مدتي است که همه را از خود، بي خبر گذاشته ايد. حتمآَ مي دانيد که...
پنج شنبه 18 آذر 1389
|
 |
|
از مرجع عالي قدر حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني سؤال شده است: اشخاص جليلالقدر و مورد وثوق و اعتماد، در حكايات بسياري كه از حد تواتر هم...
پنج شنبه 18 آذر 1389
|
 |
|
دلا تا باغ سنگي، در تو فروردين نخواهد شد
به روز مرگ، شعرت، سوره ي ياسين نخواهد شد
فريبت مي دهند اين فصل ها، تقويم ها، گل ها
از...
پنج شنبه 18 آذر 1389
|
 |
|
ما بي تو تا دنياست، دنيايي نداريم
چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم
اي سايه سار ظهر گرم بي ترّحم!
جز سايه ي دستان تو، جايي نداريم...
چهارشنبه 17 آذر 1389
|
 |
|
توفيق زيارت كربلا و نجف نصيبش شده بود و خوشحال بود. چند روزي در كربلا ماند و پس از آن عازم نجف اشرف، مرقد نوراني و مطهر اولين امام...
چهارشنبه 17 آذر 1389
|
 |
|
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.
گفتند: تو كه بيايي خون به پا ميكني، جوي خون به راه مياندازي و از كشته پشته...
سه شنبه 16 آذر 1389
|
 |
|
چشم ها، پرسش بي پاسخ حيراني ها
دست ها، تشنه ي تقسيم فراواني ها
با گُل زخم، سر راه تو آذين بستيم
داغ ها در دل ما، جاي چراغاني...
سه شنبه 16 آذر 1389
|
 |
|
اي قصه بهشت ز كويت حكايتي
شرح نعيم خلد ز وصلت روايتي
علم وسيع خضر ز بحرت علامتي
آب حيات معرفتت را كنايتي
انفاس عيسي از نفست...
دوشنبه 15 آذر 1389
|
 |