«السلام علی مهدی الامم و جامع الکلم»؛ سلام بر مهدی که همه امتها از او سخن گفته اند، همو که همه اقوام و افکار را متحد می کند و زیر یک پرچم گرد می آورد. همه ساله با نزدیک شدن ماه ذی الحجه شمار عظیمی از مسلمانان جهان فارغ از از اختلاف های جغرافیایی و بدون توجه به نژاد، رنگ، جنسیت و طبقه، غرق در دریایی از شور و صفا به سوی مرکز عرفان و عشق یعنی مکه مکرمه حرکت می کنند و همه تفاوتها و اختلافهای ظاهری و قومی و قبیله ای را به باد فراموشی می سپارند و همه با لباسی سفید و همگی با یک شعار در برابر خدای واحد و احد گرد خانه اش می گردند و شعار یگانگی در اعمال و کردار را سر می دهند. در مناسک حج است که مسلمانان شاهد گردهمایی بزرگ اسلامی هستند که از سوی خداوند بلند مرتبه برای آن فراخوانده شده است. با شعار لبیک، اللهم لبیک همه زائران لبیک گویان حرکت می نمایند، حرکتی از خود به سوی خدا، لبیک به خالق هستی، لبیک به ذات اقدس الهی که آفریننده جهان است، خداوندی که به مخلوقاتش عشق می ورزد و در میان همه مخلوقات انسان را خلیفه خویش قرار داده است، لبیک به خدای خوب و مهربان. سفری از خود به خدا و ازمن به ما و گردشی بدور محور وحدانیت و یگانگی. زائران کوی یار و مسافران قافله نورو عشق و عرفان پس از مدتی طی طریق از راههای مختلف از پنج قاره همه به یک مکان می رسند و افتراق ظاهری آنان به وحدت تبدیل می شود تا با تجمع در بیت الحرام، اجتماع پرشکوه و بی نظیری را تشکیل دهند که در هیچ مراسم مذهبی ودینی در سراسر زمین نمونه آن دیده نمی شود. همچنان که این رفتار عبادی ـ سیاسی، هر ساله مسلمانان را در موسمی خاص گرد هم می آورد و وحدت آنها را در مراسمی عظیم و پرمعنا در برابر دیدگان جهانیان به تصویر می کشد، اعتقاد به منجی و مصلح نیز قابلیت آن را دارد تا نه تنها همه مسلمانان را که در این مورد با هم متفق القولند، بلکه همه ادیان را به جایگاه وحدت ارتقا دهد و مسیر وحدت، همگرایی و همنوایی آنها را بگشاید. در تمام ادیان و مذاهب مختلف جهان، از مصلحى که در آخرالزمان ظهور کرده، به جنایتها و خیانتهاى ضد انسانی خاتمه داده و شالوده حکومت واحد جهانى را بر اساس عدالت و آزادى واقعى بنیان خواهد نهاد سخن به میان آمده و تمام پیامبران وسفیران الهى در این زمینه به مردم با ایمان جهان، نویدهایى داده اند. منجی موعود، درمعنای عامّش، از خصایص اندیشه بشری است. تا آنجا که می نگریم تقریباً قوم و مردمی را نمی بینیم که به نوعی سر این سودا نداشته باشد. امّا نگاه مردمان به افق از یکدیگر متفاوت است، و به تبع موعودشان گوناگون. مقام معظّم رهبری دراین باره می فرمایند: این حقیقت (وجود منجی) مخصوص شیعه نیست؛ بلکه همه ادیان ومذاهب عقیده دارند که یک منجی و یک دست مقدّرالهی درآینده خواهد آمد و بشر را ازدست ظلم و ستم نجات خواهد داد. فرقی که ما شیعیان با دیگران داریم در این است که او را می شناسیم، تاریخ تولّدش را می دانیم ولی اینها را نمی دانند. (اکبری، ۱۳۸۴، ص۱۲). اصولاً «فتوریسم» یعنی اعتقاد به دوره آخرالزّمان و انتظار منجی، عقیده ای است که درادیان آسمانی اعم ازیهودیّت، زردشتی، مسیحیّت و مدّعیان نبوّت و خصوصاً دین مقّدس اسلام به مثابه یک اصل مسلّم قبول شده است. مسأله عقيده به ظهور مصلح جهاني در پايان دنيا امري همگاني و عمومي است و اختصاص به هيچ قوم و ملتي ندارد. سرمنشأ اين اعتقاد كهن و ريشهدار علاوه بر اشتياق دروني و ميل باطني هر انساني ـ كه به طور طبيعي خواهان حكومت حق و عدل و برقراري نظام صلح و امنيت در سراسر جهان است ـ نويدهاي بيشائبة پيامبران الهي در طول تاريخ بشريت به مردم مؤمن و آزاديخواه جهان است. (هاشمي شهيدي، 81، ص 43-42) سيري كوتاه در افكار و عقايد ملل جهان مانند مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرشي به افسانههاي ديگر اقوام مختلف بشري، اين حقيقت را به خوبي روشن و مسلم ميسازد كه همة اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آراء و عقايد و انديشههاي متضادي كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهاني به سر ميبرند. ايرانيان باستان معتقد بودند كه «گرزاسپه» قهرمان تاريخي آنان زنده است و در «كابل» خوابيده و صدهزار فرشته او را با پاسباني ميكنند تا روزي كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد. زرتشتيان اعتقاد دارند «سوشيانس» دين را در جهان رواج ميدهد و فقر و تنگدستي را ريشهكن ميسازد ايزدان را از دست اهريمن نجات داده. مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار ميكند. نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرقزمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متحد سازد و آنها را بر دنيا مسلط گرداند. نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند. اهالي صربستان انتظار ظهور، «ماركو كراليويچ» را داشتند. برهمائيان از ديرزماني بر اين عقيده بودند كه در آخرالزمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدي سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد. ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش آرزومندند و منتظرند كه«آرتور» روزي از جزيرة «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب كردند و سعادت جهان نصب آنها گردد. «اِسنها» معتقدند كه پيشوايي در آخرالزمان ظهور كرده، دروازههاي ملكوت آسمان را براي آدميان خواهد گشود. «اقوام اسكانديناوي» معتقدند كه براي مردم دنيا بلاهايي ميرسد، جنگهاي جهاني اقوام را نابود ميسازد، آنگاه «اورين» با نيروي الهي ظهور كرده و بر همه چيره ميشود. در ميان قبايل سرخپوست امريكايي نيز اين عقيده شايع بود كه روزي «گرد» سرخپوستان ظهور خواهد كرد و آنها را به بهشت زمين رهنمون خواهند شد. يونانيان معتقدند «كالويبرگ» نجاتدهندة بزرگ ظهور خواهد كرد و جهان را نجات خواهد داد. اسپانياييها معتقدند: منتظر منجي بزرگ خود «رودريك» هستند. چينيها معتقدند «كريشنا» ظهور كرده و جهان را نجات ميدهد. بوداييها منتظر بازگشت «بودا» هستند. گروهي از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد مسيح در شهر «ممفيس» زندگي ميكردند، معتقد بودند كه سلطان در آخرالزمان با نيروي غيبي بر جهان مسلط مي شود، اختلاف طبقاتي را از بين ميبرد و مردم را به آسايش و آرامش فرا ميخواند. گروهي ديگر از مصريان باستان عقيده داشتند كه فرستادة خدا در آخرالزمان در كنار پرستشگاه بزرگِ خدا پديدار گشته و جهان را تسخير كند. به هرحال اين افكار و عقايد و آراء كه همة آنها با مضمونهاي مختلف از آيندهاي درخشان و آمدن مصلحي جهاني در آخرالزمان خبر ميدهند، نشانگر اين واقعيت است كه همة آنها در واقع از منبع پرفيض وحي سرچشمه گرفته است، البته سالم ماندن اين نويدها در قرون متمادي خود بر اهميت مسأله مهدويت ميافزايد و ظهور مصلح را قطعيتر مينمايد.» (سرائي، 85، ص19-15)
اعتقاد به موعود در آیین یهودیّت پیش از اسارت قوم یهود و آوارگی آنان به دست آشوریان، اندیشه ظهور منجی در ادیان مذهبی، غیرمذهبی، اساطیر و افسانه ها و روایات مکتوب و شفاهی بنی اسراییل جایی نداشته است. تنها در سده دوم پیش از میلاد بود که ظهور نجات بخش قوم خدا در اذهان و افکار یهود توسعه یافت و دانیال نبی به دنبال رنجهای پی در پی قوم یهود پایان زجرها را نوید داد. در زبور داوود آمده که: «شریران منقطع خواهند گشت ومتوکّلان به خدا وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود امّا صالحان وارث زمین خواهند گشت و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد». همچنین در کتاب اشعیای پیامبر چنین نوشته شده که: «برای ما ولدی و پسری بخشیده می شود که سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر خدای قادر و پدر سرمدی و سرور و سلامتی خوانده خواهدشد. ترقّی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داوود و بر کشور وی پایانی نخواهد بود، تا آنکه انصاف وعدالت را برای همیشه استوارسازد». ناتان نبی نیز در پیش گویی خود مبنی بر جاودانگی حکومت داوود آن را تأیید کرده است. (سلیمانی اردستانی، ۱۳۸۲، ص۱۹۵) اگر در آثار مقدّس یهودی تأمّل شود، چهره سه موعود در آنها ترسیم می گردد ۱ـ حضرت عیسی ۲ـ حضرت محمّد ۳ـ حضرت مهدی. بسیاری از انبیا آمدن فردی از نسل داوود را برای یهودیّت وعده داده اند کسی که بنی اسراییل را نجات می دهد و حکومت داوود و سلیمان را بار دیگر بر پا می کند. نویسندگان یهودی در این باره می گویند : این باور به اندازه ای قطعی است که گفته می شود خود داوود نیزآن رابه پسرش سلیمان مژده داده است. (سلیمانی اردستانی، ۱۳۸۲، ص۱۹۵). درمیان یهودیان در اینکه منجی موعود چه کسی است اختلاف نظر وجود دارد. برخی منجی آخرین را داوود میشمارند و گروهی او را از خانواده داوود و گروهی میگویند که خداوند در پایان جهان داوود دیگری را برای نجات مردم میفرستد. (خدایی اصفهانی، ۱۳۸۸). یهودیان منتظرموعودی از خاندان حضرت داوود(ع)هستند که به دنیا خواهد آمد واسم او را نمی دانند (شاید اسمش داوود یا مناحم باشد.)(توفیقی، ۱۳۸۵، صص۱۲۳ـ۱۲۰) و یا اینکه یهودیان معتقدند که عیسایی ظهور خواهد کرد که البتّه با عیسی مسیحیان متفاوت است. آنچه مسلّم است این است که یهودیان معتقدند که در آخرالزّمان «ماشیع» یعنی مسح شده ظهور می کند و او را از اولاد حضرت اسحاق می پندارند در صورتی که تورات او را صریحاً از اولاد حضرت اسماعیل می داند. (فاطمی نوش آبادی، ۱۳۸۷). ماشیع لقب پادشاهان قدیم بنی اسراییل بود. جمعی از دانشمندان معتقدند که خاستگاه این عقیده دین زردشت است. آنان می گویند عقیده زردشتیان دراین باب به یهودیّت سرایت کرده واعتقاد به قیام ماشیع راپدیدآورده است. (توفیقی، ۱۳۸۵، صص۱۲۳ـ۱۲۰) نام موعود در یهودیّت: «قیدمو» در تورات به لغت ترکوم و «ماشیع» در تورات عبرانی و همچنین «قائم» در زبور سیزدهم. ویژگیهای نمادین موعود در آیین یهودیّت: موعود یهودیّت از خاندان داوود است که در زادگاه داوود یعنی شهر بیت لحم به دنیا می آید واحتمالاًنام او داوود است. (توفیقی، ۱۳۸۵، ص۲۶۹)
اعتقاد به موعود در آیین مسیحیّت مسیحیان درباره موعود عقیده یکی از یاران حضرت عیسی (ع) بهنام پولس را پذیرفته اند که می گوید منجی نهایی جهان حضرت عیسی (ع) است. او معتقد بود که حضرت عیسی (ع) در شبی که مأموران حاکم به مخفیگاهش حمله کردند، دستگیر شد، روز بعد او را به صلیب کشیدند وکشتند امّا سه روز پس از مرگ، بر صلیب زنده شد و به آسمان رفت. او دوباره ظهور می کند و انسانها را نجات می دهد. (اعتصامی، ۱۳۸۷، ص۱۴۹) بشارت منجی در کتب مقدّس مسیحیان: درآیین مسیحیّت و کتابهای مقدّس آنان، نیز بشارتهای بیشتر و روشنتری در باره موعود آخرالزّمان داده شده است که علّت آن یکی نزدیکی زمان ظهور حضرت مسیح به حضرت مهدی(ع) است ودیگری تحریف کمتری است که در این آثار پدید آمده است. (حکیمی، ۱۳۸۲، ص۵۴). اکنون به چند کتاب که در آنها بشهارتهایی در باره منجی آمده است اشاره می شود : چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد، با جمیع ملائکه مقدّسه بر کرسی بزرگ خود قرار خواهد گرفت. همه قبایل نزد وی جمع خواهند شد و او همه آنها را از همدیگر جدا خواهد کرد، چنان که شبانی میشها را از بزها جدا کند…. همچنین در مکاشفات یوحنّا می خوانیم : «چنانچه پدر در ذات خود زندگانی دارد، به پسر نیز داده است تا او نیز در ذات خود زندگانی داشته باشد و قدرت به او داده است که حکم رانی کند، به علّت آنکه فرزند انسان است». اندیشه موعود در مسیحیّت به سه گونه نمودار گشته است : در یک پرده همان اندیشه موعود یهودی است که درآن عیسی ناصری نقش مسیح نجات بخش را ایفا می کند. در پرده دیگر، با نوید رجعت عیسی به مثابه داور جهان درآخرالزّمان نمایشگر سنخ دیگری از اندیشه موعود است. ودرپرده سوم سخن ازشخص دیگری است که خود عیسی مسیح وعده آمدنش را می دهد. (موحدیان عطّار، ۱۳۸۵) روایات اسلامی نیز بر آمدن حضرت مسیح علیهالسلام صحه میگذارند. از جمله آن که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «سوگند به آن که جانم به دست او است به طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد». همچنین مفسران در تفسیر آیه ۱۵۹ سوره نساء آن را با بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط میدانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابی میکنند». نام موعود در مسیحیّت: در انجیل ازموعود به نام«مهمید آخر» یاد شده است. موعود مسیحیّت دوازده حواری (حواری در زبان حبشی به معنای رسول است)دارد که بر دوازده سبط بنی اسراییل حکمت خواهند کرد». (توفیقی، ۱۳۸۵، ص۲۶۹)
اعتقاد به موعود در آیین زردشتی کتاب «زند» که یکی از کتابهای مذهبی زردشتیان است درباره موعود داد سخن داده و می نویسد : «لشگر اهریمنان با ایزدان دائم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند، و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد، امّا نه به طوری که بتوانند ایزدان را محو و منقرض سازند؛چه، در هنگام تنگی از جانب (اورمزد) که خدای آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یاری می رسد، و محاربه ایشان نه هزار سال طول می کشد، آنگاه فیروزی بزرگ از طرف ایزدان ظاهر میشود و اهریمنان را منقرض می سازد، واتمام اقتدار اهریمنان در زمین است، و در آسمان راه ندارند، و بعد از پیروزی ایزدان و بر انداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیک بختی خواهند نشست ». (محسنی کبیر، ۱۳۷۹، ص۷۴). جاماسب شاگرد زرتشت، در کتاب معروف خود«جاماسب نامه» می گوید: «سوشیانس، دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم را هم فکر، هم گفتار و هم کردار گرداند». همچنین جاماسب در این کتاب اززردشت نقل می کند که می گوید: «مردی بیرون آید از زمین تازیان … مردی بزرگ سر، بزرگ تن، بزرگ ساق، بر آیین جد خویش و با سپاه بسیار که روی به ایران نهد وآبادانی کند و زمین را پر داد کند ». (مکارم شیرازی، ۱۳۵۶، ص۵۳). در فصل نوزدهم «وندیداد» که یکی از بخشهای مهمّ پنجگانه «اوستا» است، از جریان نبرد اهریمن با زرتشت و غلبه دائمی بر اهریمن سخن به میان آمده که زمانی سوشیانس از شرق مولّد می شود و سپس از وضع افراد در پل چینوات(پل صراط) سخن به میان آمده. (مبلّغی آبادانی، ۱۳۷۳، ص۵۹). در هزاره گرایی زردشتی، انتظار سه منجی از نسل زردشت مطرح است. این منجیان که یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. عبارتند از: ۱-هوشیدر۱۰۰۰سال پس از زردشت. ۲- هوشیدرماه ۲۰۰۰سال پس از زردشت ۳- سوشیانس(یا سوشیانت)۳۰۰۰ سال پس اززردشت که باظهوراوجهان پایان مییابد. (توفیقی، ۱۳۸۵، ص۶۱). در آیین زردشت سه موعود معرفی شده که آنان را «سوشیانت» می نامند که مهمترین آنها «سوشیانت پیروزگر» است که در مورد او چنین آمده است : سوشیانت مزدیسنان، به منزله کریشنای برهمنان، بودای پنجم بودائیان، مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان و مهدی مسلمانان است. نام موعود در آیین زردشت: «بهرام» در ابستاق زند و پازند، «سوشیانس» در کتاب زند و هومن یسن، و«سروش ایزد» در زمزم زرتشت.
اعتقاد به موعود در آیین هندو در کتاب های هندیان مانند «مهابهاراتا» و کتاب «پورانه ها» سخن از نجات دهنده و موعود آمده است از جمله گفته اند : «همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ، بشر از لحاظ معنوی و اخلاقی رو به انحطاط می رود و چون، طبعاً و فطرهً، در حال هبوط و دوری از تاریخ است، ومانند احجار به سوی پایین حرکت می کند، نمی تواند به خودی خود به این سیر نزولی خاتمه دهد. پس به ناچار روزی یک شخصیّت معنوی بلند پایه، که از مبدأ وحی و الهام سرچشمه می گیرد، ظهور خواهد کرد، وجهان را از تاریکی جهل و غفلت و ظلم و ستم نجات خواهد داد». (حکیمی، ۱۳۸۲، ص۵۴). در کتاب «دیده» که از کتب مقدّس هندیان است آمده : «پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخرالزّمان پیدا می شود که پیشوای خلایق باشد؛ ونام او«منصور» باشد، و تمام عالم را بگیرد؛و به دین خود آورد». (مکارم شیرازی، ۱۳۵۶، ص۵۴). در کتاب «باسک» نوشته شده که : «دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزّمان که پیشوای فرشتگان و پریان و آدمیان باشد؛و براستی حق با او باشد؛و آنچه در دریا و زمینها و کوهها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان و زمین آنچه باشد خبر می دهد، و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید». (مکارم شیرازی، ۱۳۵۶، ص۵۴). در کتاب «اوپانیشاد» که یکی از کتب معتبر و از منابع هندوها به شمارمی رود، پیرامون ظهور منجی موعود چنین آمده است : این مظهر، «ویشنو»- مظهر دهم- در انقضای کلّی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالی که شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره ای دنباله دار در دست دارد، ظاهر می شود و شریران را تماماً هلاک می سازد، خلقت را از نو تجدید می کند و پاکی را رجعت خواهد داد…این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد ». در کتاب «وشن جوک» نیز بشارت به ظهور منجی داده شده است : «آخر دنیا به کسی برمی گردد که خدا را دوست می داردوازبندگان خاصّ او باشد و نام او(خجسته) و(فرخنده) باشد». ظهور برخی از خدایان به صورت انسان یا حیوان در آیین هندو مطرح است و آن صورت را (آوتار) می نامند. هندوها منتظر (کلْکی) دهمین جلوه ویشنو هستند که شمشیر به دست و سوار بر اسب سفید، ظاهر خواهد شد. (توفیقی، ۱۳۸۵، ص۲۶۷). هندوها منتظر ظهور دهمین آواتارای ویشنو هستند. (حکیمی، ۱۳۸۲، ص۵۴) موعود را در آیین هندو به نام های مختلفی می خوانند: «لند بطاوا» در هزارنامه هندیان. «ویشنو» در اوپانیشاد، «خجسته» و «فرخنده» در وشن جوک، و «منصور» در دید.
اعتقاد به موعود در آیین بودا چنانکه در پاره ای کتب و مأخذ آمده است در دین بودایی نیز، مسئله انتظار مطرح است. گفته اند که در این آیین نیز انتظار هست، و شخص مورد انتظار این آیین بودای پنجم است. (حکیمی، ۱۳۸۲، ص۵۴). پس در دین بودایی نیز مسئله انتظار مطرح است، و مصلحی که پیروان این آیین انتظار او را می کشند، بودای پنجم نام دارد. بوداییان منتظر ظهور بودا به صورت میتریا (میتریه)هستند. میتریا در زبان سانسکریت به معنای (دوست دارنده) است. (توفیقی، ۱۳۸۵، ص۲۶۷)
اعتقاد به موعود در آیین برهمائیان در کتاب (دداتک) از کتب مقدّس برهمائیان آمده: …دست حق درآید و جانشین آخر«ممتاطا» ظهور کند. ومشرق و مغرب عالم را بگیرد و خلایق را هدایت کند. (مکارم شیرازی، ۱۳۵۶، ص۵۴) برهمائیان از دیر زمانی بر این عقیده بودند که در آخرالزمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدی سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد کشت و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
اعتقاد به موعود در اسلام اندیشه پیروزی نهایی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل، وبالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیّتی مقدّس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی، ازاو به مهدی تعبیر شده است، اندیشه ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی- با تفاوتها و اختلافهایی- بدان مؤمن ومعتقدند. (شهید مطهری، ۱۳۶۱، ص۵) «حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) میفرمایند : اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد گردانید، تا سرانجام مردی از امت و خاندان من که اسمش، اسم من است، ظاهر خواهد شد و جهان را همان گونه که از ظلم و جور و ستم پر شده، پر از عدل و داد خواهد کرد». (خدایی اصفهانی، ۱۳۸۸). اساساً میان مسلمانان دیگر پیروان ادیان و ملل مختلف، در اصل اعتقاد به ظهور یک منجی در آخرالزّمان هیچ گونه اختلافی نیست، هر چند در مصداق آن میان مسلمانان و دیگران اختلافاتی وجود دارد، لیکن تمامی امّت اسلامی بر این باورن که اسم مبارک وی محمّد و لقب او مهدی است. بنابراین اعتقاد به منجی در اسلام با نام کلّی مهدویّت یعنی: مهدی (امام منتظر)بودن و برابر روایات شیعی ونیز بر طبق روایتهایی از اهل تسنّن، این مهدی از نسل علی بن ابیطالب است و در آخرالِزّمان ظهور خواهد کرد، مطرح است. (حسینی دشتی، ۱۳۷۹، ص۲۱۸۷۷) حفّاظ احادیث و بزرگان دانشمند حدیث نیز تصریح کرده اند که احادیث مهدی (ع) مشتمل بر احادیث «حسن» و «صحیح» است و مجموع آن متواتر می باشد بنابراین اعتقاد به ظهور مهدی (ع) بر هر مسلمانی واجب است و این جزء عقاید اهل سنّت و جماعت محسوب می شود و جز افراد نادان و بی خبریا بدعتگزارآنرا انکار نمی کنند. (مکارم شیرازی، ۱۳۵۶، ص۱۶۳). پس برادران سنّی هم، منجی موعود را به انتظار نشسته اند، امّا واقعیّتی وجود دارد و آن اینکه جزئیّاتی که ما در اهل بیت (ع) سراغ داریم، اهل سنّت چنین چیزی را ندارند. آنها مهدی را پذیرفته اند و منابعی که در متون اسلامی هست. مهدویّت به نوعی برای آنها نیز معنا پیدا میکند. امّا چیزی که به طور مشخّص و با توضیح برنامه و کار بتوان تشریح کرد، تنها در مکتب اهل بیت (ع) است. (ستاد احیا وگسترش فرهنگ مهدویّت، ۱۳۸۲، ص۲۶). على رغم وجود مذاهب مختلف اسلامى و تفاوت هاى مهدى در روایات ۷۱۷ عقیدتى ناشى از آن، همه مسلمانان طبق بشارت رسول اکرم (ص) به ظهور امام مهدى (ع) در آخر الزمان اعتقاد راسخ دارند. بسیارى از علماى اهل سنت، از قرن سوم هجرى تا امروز بدین معنا تصریح کرده اند. بنابراین، همه ادیان آسمانی به ظهور موعود اعتقاد دارند و طواف گرد آن می توانند حجی جهانی را به نمایش در آورند و وحدتی جهانی را واقعیت بخشند. چراکه همانگونه که دیدیم عقیده به یک نجات دهنده فوق العاده جهانی، یک عقیده مشترک دینی است که از مصدر وحی سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده و همه ملل در انتظار اویند.
منابع و مأخذ ۱- نهج البلاغه، مترجم: مرحوم حاج سیّد علینقی فیض الاسلام (۱۳۷۹)-انتشارات فیض الاسلام، چاپ نهم ۲- الفضلی، عبدالهادی(۱۳۹۹ه ق)- درانتظارامام، مترجم: محمّد امینی -انتشارات مؤسّسه الامام المهدی شماره ۴ ۳ـ اکبری، محمّدرضا (۱۳۸۴)-پرچم هدایت-انتشارات مسجد مقدّس جمکران ۴ـ اعتصامی، دکتر محمّد مهدی(۱۳۷۸)- دین و زندگی(۳)، چاپ سوم-تهران-شرکت چاپ و نشر کتب درسی ایران ۵ـ توفیقی، حسن(۱۳۸۵)-آشنایی با ادیان بزرگ-شرکت چاپ و نشر لیلی ۶ـ حسینی دشتی، مصطفی(۱۳۷۹) -دایرة المارف جامع اسلامی، ج۹، تهران-انتشارات مؤسّسه فرهنگی آرایه ۷ـحکیمی، محمّدرضا(۱۳۷۹)-خورشید مغرب، چاپ هفدهم – تهران -انتشارات دلیل ما ۸ـ خدایی اصفهانی، اکرم(۱۳۸۸)، مهدویّت در اسلام و عهدین، www. porsojoo. com ۹ـ روت ون، مالیس (۱۳۸۳)-دنیای اسلام (CD)، مترجم: مرتضی مدنی نژاد ۱۰ـ سلیمانی اردستانی، عبدالرّحیم (۱۳۸۲)-یهودیّت-انتشارات آیات عشق ۱۱ـ شیزری، مهدی(۱۳۸۳) -چهل سخن -انتشارات ریحان ۱۲ـ صدر، آیت الّله سیّد محمّد(۱۳۸۷) -تاریخ پس از ظهور، مترجم: حسن سجّادی پور -انتشارات موعود عصر (ع) 13ـ کامران، مهدی (۱۳۹۷ه ق)- خورشید امامت -انتشارات انجمن حجتیّه مهدیّه نشریه شماره۲ ۱4ـ مبلّغی آبادانی، عبدالّله(۱۳۷۳) -تاریخ ادیان و مذاهب جهان-انتشارات منطق ۱5ـ مجلسی، محمّدباقر(۱۳۷۳) – بحارالانوار، ج۵۱، چاپ چهارم-تهران-انتشارات کتابچی ۱6ـمحسنی کبیر، ذبیح الله (۱۳۷۹) -مهدی (ع) آخرین سفیر انقلاب، ج۱، تهران-انتشارات خدمات فرهنگی رسا ۱7ـ مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۵۶) -مهدی انقلاب بزرگ، قم -انتشارات هدف ۱8ـ مطهری، شهید مرتضی(۱۳۶۱) -قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، قم -انتشارات اسلامی 19ـ ستاد احیا و گسترش فرهنگ مهدویّت، (۱۳۸۲) -برترین های فرهنگ مهدویّت در مطبوعات -انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم ۲0ـ واحد پژوهشی مسجد مقدّس جمکران(۱۳۸۴) -آیین انتظار -انتشارات مسجد مقدّس جمکران 21ـ سرايي، علي، (1385)، بشارت به منجي موعود. چاپ دوم، تهران: موعود عصر(ع( مصطفی صامت |