مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
جهانی سازی
پیوندهای ویژه  
تصاویری زیبا و رویایی از بازتاب...
مرزهاي خشونت و رحمت در سيره...
پناهگاه زن در آخرالزمان
اين منم، انسان
مهريه، فلسفه و اهداف آن
امام حسين(علیه السلام) در سايه...
سایت تخصصی آندروید
دهخدا و مشروطيت
نويد ظهور حضرت مهدي علیه السلام...
خصوصیات افراد خیلی حساس
سرپرستي و حاكميت حق مرد است...
تصويرسازي قرآن از قيامت
خشکسالی بی سابقه زاینده رود...
آرامش زیر چتر ولایت
ولادت حضرت مهدي(عج) در کتب اهل...
ترس از درد درد مي آورد
آستانِ بلند و دستِ تهى
اقسام توبه
عــشق و محبت در قلمرو حیوانات...
جنايت هاي پنهان كاپيتاليسم
آیا سرداب مقدس است؟
آنچه معتقدين يوگا مي‌خواهند...
زندگي هايي كه از هم فرو مي پاشند...
بررسي يكي از نشانه هاي توحيد
تصاویری بسیار زیبا از اسب های...
بقیع؛ در گذر تاریخ
آيا آية الله خامنه اي سيد خراسانيست؟...
تحوّل دولت در عصر جهانی شدن...
زن خوب ، مرد خوب
بايسته‌هاي اخلاقي از منظر امام...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
امضاء یادگاری فردوسی پور برای مرحوم حجازی + عکس
مجری برنامه 90 در مراسم سالگرد ناصر حجازی شرکت کرد.
صدور حکم جلب سیار 14 متخلف فوتبال
رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از صدور حکم جلب سیار 14 متخلف خبر داد و گفت: به زودی اسامی 68 نفر از...
به خاطر بی‌پولی به دادگاه نمی‌آمدم
یکی از متهمان پرونده با بیان اینکه به خاطر مشکلات مالی در جلسه قبلی غیبت داشتم، گفت: کارمند بیمه بودم...
اسامی برخی مدعوین مراسم افتتاحیه مجلس نهم
رؤسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص، فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دفتر رهبر...
حمایت اعضای گروهک منافقین از خواننده هتاک
اعضای گروهک منافقین به حمایت از ش.ن خواننده هتاکی پرداختند که چندی پیش ترانه‌ای با مضمون جسارت به ساحت...
مردی که گوشت انسان را بجای گوشت بوقلمون می فروخت!!
رسانه های چینی از دستگیری مردی آدمخوار خبر دادند كه علاوه بر خوردن گوشت قربانیانش بقیه آن را در بازار...
ربع پهلوی سوژه رسانه های ضدانقلاب
فرزند شاه مخلوع ایران ، طی دو سال گذشته از فتنه 88 و با اضافه شدن قوای کمکی اصلاحات به این جریان ، تشکیل...
واکنش ایران به وزیر دفاع صهیونیستها
مضحک آنست که این اظهارات فتنه جویانه و ادعاهای بی‌اساس علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌يي ایران توسط مقامات...
افزایش سرمایه بانک‌ها از منابع صندوق توسعه
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه حجم نقدینگی در پایان فروردین ماه سال جاری به 357 هزار و 800 میلیارد...
بی تابی صهیونیست ها برای آگاهی از زیر و بم مذاکرات 5+1
به دنبال پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای در بغداد، نماینده ی آمریکا در امور هسته‌ای ایران بلافاصله به اسرائیل...
مشکلات جدید مجری سابق"هفت"
مدیر تولید سریال "فصل بی‌پروایی" با اشاره به اینکه قرار بود تولید این مجموعه از اواخر اردیبهشت ماه به...
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا برگزار می‌شود
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا (یکشنبه) در صحن علنی پارلمان با حضور منتخبین ملت و برخی از مسئولان کشور...
مهار افزایش قیمت بنزین در فاز دوم
همزمان با آغاز شمارش معکوس افزایش قیمت بنزین در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، توسعه سامانه کیف الکترونیکی...
مهمترین عناوین برخی روزنامه‌های امروز
برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور مهمترین عناوین خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 222    چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 

مورد عنايت حضرت مهدى علیه السلام قرار گرفتم


مورد عنايت حضرت مهدى علیه السلام قرار گرفتم

نام بيمار: خانم نرگس ، ف
نوع بيمارى: اعصـاب و روان

بيان حكايت از زبان خانم ن - ف:

متولد ملارد كرج هستم و بعد از ازدواج در سن 18سالگى به رفسنجان رفتم، الان شش سال است، كه ساكن رفسنجان مى‏باشم داراى 2فرزند به نامهاى محمد و مريم هستم.
شروع ناراحتى و بيمارى: يك ماه قبل از ماه رمضان 1419از ناحيه گردن دچار درد شديدى شدم به دكتر مراجعه نمودم، تشخيص دكتر سينوزيت بود، دارو داد و دردم آرام‏تر شد، از نوزدهم‏ ماه‏رمضان احساس‏ كردم چشم من كوچك‏تر مى‏شود و هنگام صحبت صورت و لبم كج مى‏شد و بيمارى من از اينجا شروع شد، سپس حالت‏تشنج واز سرانگشتان پا شروع مى‏شد و از خود بى خود مى‏شدم، ديگران‏بهتر مى‏دانند كه چه حالى داشتم.
بعد از مراجعه به دكترهاى متخصص در تهران و رفسنجان و انجام آزمايشات و عكسبردارى‏هاى متفاوت سى تى اسكن ) (CT SCANو ام، ار، آى ) (M.R.Iعده‏اى از پزشكان معتقد بودند شايد بيمارى من با دارو و قرص بدون جراحى مداوا شود و بعضى نظر دادند كه بعلت بزرگ شدن غده لنفاوى و نزديك شدن دو عصب چنين حالتى در من بروز مى‏كند و عده‏اى منشاء بيمارى مرا ناشى از فشار شديد عصبى دانسته و ضرورت شوك بر روى من را تشخيص دادند. مرا به آسايشگاه بيماران روحى و روانى بردند، بودن آنجا همراه مريضهاى روانى با حالتهاى خاص برايم سخت بود.
در حين مداوا، توسلات خودم را به ائمه اطهار)ع( داشتم و از آنجا كه خواهر شهيد هستم مورد عنايت قرار گرفتم علاوه بر اين كه به خودم مى‏گفتم در پيش خدا دارم امتحان مى‏شوم. البته اين حالت تشنج وسيله‏اى شد كه به خدا نزديك‏تر شوم و لياقت اين را هم پيدا كنم كه مورد عنايت حضرت مهدى)عج( قرار بگيرم.
بعد از آن كه از آسايشگاه بيماران روحى و روانى برگشتم، خيلى ناراحت بودم، همان شب خواب ديدم كه آقائى قد بلند با چهره نقاب دار و نورى به رنگ سبز، كاسه‏اى طلائى رنگ آوردند و فرمودن:از اين آب بخور.
گفتم: احتياج به آب ندارم.
فرمودند: بخور.
حدود ساعت يك شب بود، بعد آقا از آن آب به صورت من پاشيد و من از خواب پريدم و فرياد زدم من شفا گرفتم من شفا گرفتم؛ مادرم را صدا زدم، همه بيدار شدند، گفتم: آقا به من قول داده كه 10روز ديگر تو را ملاقات مى‏كنم. بعد از آن دوباره حالم بد شد، به طورى كه امكان مسافرت با ماشين برايم نبود، مرا با هواپيما به تهران آوردند، داخل هواپيما سه دفعه حالت تشنج مرا گرفت، حالم بدتر مى‏شد، ولى به وعده روز دهم فكر مى‏كردم كه آقا حتما مرا شفا مى‏دهند - از تهران به كرج و از آنجا به ملارد آمدم و تشنجات در آنجا نيز شروع شد بعد از دو سه روز كه در بستر بودم يكى از شاگردهاى خانم برادرم كه سخنران جلسات مذهبى و مدير مدرسه دخترانه است، برايم خوابى ديد كه به جمكران بيايم و دقيقا شب جمعه بيستم اسفند پايان روز دهم و وعده ملاقات مى‏شد و خواب آن بنده خدا را رؤيائى صادقه مى‏دانستم.
بيان حكايت از خانم ف، شين (خانم برادر شفاگرفته ساكن ملارد كرج):
بعد از اين كه از رفسنجان به ملارد آمدند به پزشكان متخصص مراجعه كرديم بعد از معاينه گفتند: سمت چپ صورتشان حالت فلج دارد و مدت درمانش حداقل شش ماه زمان مى‏برد - ايشان هنگام تشنج دست و پاهايش را به اين طرف و آن طرف مى‏زد و هميشه پنج شش نفر همراهش بوديم. خودش را به شدت به زمين مى‏زد كمرش را بالا و پائين مى‏آورد و هر كسى يك عضو بدنش را محافظت مى‏كرد، خودش را جمع مى‏كرد بعد از اين حالت شروع بخنده مى‏كرد سپس گريه مى‏كرد و بعد از چند دقيقه آرام مى‏شد و بهوش مى‏آمد - جالب اين كه بمحض آرام شدن بفكر حجابش بود و سؤال مى‏كرد آيا مرد نامحرمى در كنارم بوده يا نه؟ آيا روسرى من كنار رفته بود يا نه؟ - آيا نمازم را خوانده‏ام يا نه؟ بعد از يك ربع كه حالش بهتر مى‏شد با حالت خميده يا چهار دست و پا به آشپز خانه مى‏رفت كمكش مى‏كرديم وضوء مى‏گرفت و نمازش را مى‏خواند - اخيرا از ناحيه دست قدرت خيلى زيادى پيدا كرده بود و اگر مشت مى‏كرد و مى‏كوبيد مجروح مى‏كرد - اين چند روز اخير مى‏گفت: بگذاريد روز موعود برسد آقا مرا شفا مى‏دهد - اين حالت تشنج متعدد بود؛ ابتداء روزى پنج الى شش مرتبه و اخيرا هر نيم ساعت تكرار مى‏شد و زبانش بسته مى‏شد و حرف نمى‏زد و اخيرا به سختى حرف مى‏زد و لال بود - در يكى از شبها مى‏خواست حرف بزند نمى‏توانست كاغذ و قلم آورديم از ما درخواست كرد نام پنج تن ائمه اطهار)ع( را ببريم تا او تكرار كند و سپس با نام امام زمان)عج( فرياد زد و شروع به گريه كرد ...

دستور حركت به جمكران:

من يكى از شاگردان خانم ف شين هستم؛ چند روز قبل كه ايشان را مضطرب و ناراحت ديديم، سؤال كردم چه مشكلى پيش آمده است؟ ايشان جريان بيمارى خواهر همسرشان را بيان كردند - دو هفته قبل من و عده‏اى توفيق سفر به قم و جمكران را پيدا نموديم، در مسجد مقدّس جمكران به جهت شفاى اين خانم برايش دعا كرديم و در مراجعت از جمكران به عيادت بيمار رفتيم، آن شب بسيار ناراحت شدم، تصميم گرفتم مناجات كنم و شفايش را از خدا بخواهم و تا صبح متوسل بودم و تا حدود ساعت 5صبح نشستم و دعاى أمن يجيب را خواندم و امام زمان)عج( را صدا زدم و بعد از نماز صبح خوابيدم كه در خواب ديدم كه خانمى آمدند و كنار من نشستند بعد به من پيغام دادند كه پيش خانم معلممان بروم و از ايشان بخواهم كه مريضشان را براى شب جمعه حتما به جمكران بياورند، دوبار تكرار كردند و سپس از او سؤال كردم ببخشيد شما حضرت زهراء)س( هستيد؟ فرمودند: خير من از طرف پدرشان رسول اكرم هستم كه پيامها را به امتشان مى‏رسانم.

والدين خانم ن - ف:

دختر كوچك ماست با كار و تلاش و گله دارى بدنبال يك لقمه نان حلال بوديم و از خداوند ايمان و آخرت و موفقيت در انجام وظائف دينى، نماز و روزه را داريم، فرزند شهيدمان را در راه خدا تقديم كرديم ما هيئت داريم و در راه امام حسين)ع( جان و مالمان را فدا مى‏كنيم ما هر چه مشكلات داشتيم با توسل‏به خاندان اهلبيت عصمت و طهارت)ع( بر طرف شده است.

ادامه ماجرا از زبان شفا گرفته:

روز پنج شنبه بيستم اسفند ماه سال گذشته يك دستگاه مينى بوس دربستى كرايه كردند و بطرف قم راه افتاديم. يك حالت خاصى، توأم با اضطراب و اميد داشتم، چند بار داخل ماشين حالت تشنج گرفتم، وارد حرم مطهر حضرت معصومه)س( شديم با توجه به اين كه اصلا نمى‏توانستم راه بروم براى رفت و آمد زائرين مشكل درست مى‏شد، با كمك ديگران در كنار ضريح مطهر زيارتنامه را مى‏خواندم و با دل شكسته زمزمه مى‏كردم و بعد از توسل به حضرت معصومه)س( عازم مسجد مقدّس جمكران شديم، بين راه ماشين خراب شد و رفتن ما به تأخير افتاد و دو مرتبه داخل ماشين حالت تشنج گرفتم، حدود ساعت ده و نيم شب جمعه بيستم اسفند )شب جمعه موعود( به جمكران رسيديم؛ خيلى به خودم فشار آوردم و با خود مى‏گفتم با وضعيتى كه دارم خجالت مى‏كشيدم. از زمانى كه از ماشين پياده شدم تا موقعى كه داخل مسجد رسيدم با توجه به اينكه مسير كوتاه بود اما به لحاظ خشك بودن دست و پا و عدم تحرك حتى كشفهايم را به سختى پوشيدم يك طرف بدنم را برادرم و يك طرف ديگر را زن برادرم گرفته بودند و مرا دنبال خود مى‏كشيدند - 7سال بود كه جمكران نيامده بودم، گفتم جمكران چقدر تغيير كرده، جلوى مسجد آمديم وقتى خواستيم وارد شويم زن برادرم گفت سلام بده، همين كه دست روى سينه گذاشتم و گفتم السلام عليك يا صاحب الزمان ديگر هيچ احساسى از اين دنيا نكردم. )لازم به ذكر است برادران واحد سمعى بصرى امور فرهنگى مسجد مقدّس جمكران همزمان مشغول فيلمبردارى از سطح مسجد بوده‏اند و اين صحنه بطور طبيعى ضبط شده است.( بعد از اين كه سلام دادم طولى نكشيد كه ديدم همان آقائى كه 10روز قبل بخوابم آمده بود، قد بلند با نقاب سبز پا به پايم گذاشت و فرمودند خوش آمدى - راه برو، گفتم آقا به خدا پاهايم خشك شده است نمى‏توانم راه بروم. دوباره فرمودند: برو، گفتم: آقا من نمى‏توانم بروم، فرمود بدو - همين كه گفت بدو يك دفعه به خودم آمدم ديدم توان ديگرى دارم و پاهايم صاف شده است.
گفتم زن داداش نگاه كن آقابه من فرمود خوش آمدى - آقا به من فرمود خوش آمدى - وقتى فرمودند بدو، رو به مسجد جمكران را بمن نشان داد حركت كردم و داخل مسجد شدم كه خدّام مرا گرفتند و به اطاق مخصوص بردند گفتم ببينيد بعد از دو يا سه ماه گرفتارى و سختى من مى‏توانم راه بروم و حرف بزنم، بچه‏هايم آرزو داشتند آنها را بغل كنم بغلشان كردم تمام اين مدت داخل رختخواب بودم.
من فكر نمى‏كردم روزى خوب بشوم، مرا فردى روانى و مجنون مى‏دانستند، من لياقت نداشتم. ولى آقا عنايت فرمودند و مرا شفا دادند، فقط به خدا، ائمه اطهار)ع( و حضرت فاطمه زهرا)س( متوسل شدم الحمدللَّه آقا در همان لحظه ورود ما به مسجد مقدّس جمكران توجه كردند و هنوز چند دقيقه‏اى نگذشته بود، كه شفا گرفتم.

www.radiomaaref.ir

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما