|
شـيـخ اسـداللّه زنـجـانی فرمود: اين قضيه را دوازده نفر از بزرگان از شخصی كه درمحضر سيد بحرالعلوم بود, نقل كردند. آن شخص می گويد: هـنـگامی كه جناب آقا شيخ حسين نجفی از زيارت بيت اللّه الحرام به نجف اشرف مراجعت نمود, بزرگان دين و علماء برای تبريك و تهنيت به حضور او رسيدند و درمنزل ايشان جمع شدند.سـيـد بـحـرالعلوم (ره ), چون با جناب آقا شيخ حسين كمال رفاقت و صميميت راداشت , در اثناء صحبت روی مبارك خويش را به طرف او گرداند و فرمود: شيخ حسين تو آن قدر سربلند و بزرگ گـشـتـه ای كـه بـايد با حضرت صاحب الزمان (ع ) هم كاسه و هم غذا شوی .شيخ متغير و حالش دگرگون شد.حضار مجلس , از شنيدن سخن سيد بحرالعلوم اصل قضيه را از ايشان سؤال كردند. سـيـد فـرمود: آقا شيخ حسين , آيا به ياد نداری كه بعد از مراجعت از حج در فلان منزل ,در خيمه خـود نـشـسـته و كاسه ای كه در آن آبگوشت بود برای نهار خود آماده كرده بودی ناگاه از دامنه بيابان جوانی خوشرو و خوشبو در لباس اعراب وارد گرديد و ازغذای تو تناول فرمود.هـمـان آقـا, روح هـمـه عـوالـم امـكـان حـضـرت صـاحـب الامـر والزمان عجل اللّه تعا ی فرجه الشريف بوده اند.
|