مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
مسیر جاری:
صفحه اصلي
•
مقالات
•
مهدویت
•
من و امام عصر علیه السلام
•
تشرفات
تبلیغات در سایت
پیوندهای ویژه
•
تصاویری زیبا و رویایی از بازتاب...
•
مرزهاي خشونت و رحمت در سيره...
•
پناهگاه زن در آخرالزمان
•
اين منم، انسان
•
مهريه، فلسفه و اهداف آن
•
امام حسين(علیه السلام) در سايه...
•
سایت تخصصی آندروید
•
دهخدا و مشروطيت
•
نويد ظهور حضرت مهدي علیه السلام...
•
خصوصیات افراد خیلی حساس
•
سرپرستي و حاكميت حق مرد است...
•
تصويرسازي قرآن از قيامت
•
خشکسالی بی سابقه زاینده رود...
•
آرامش زیر چتر ولایت
•
ولادت حضرت مهدي(عج) در کتب اهل...
•
ترس از درد درد مي آورد
•
آستانِ بلند و دستِ تهى
•
اقسام توبه
•
عــشق و محبت در قلمرو حیوانات...
•
جنايت هاي پنهان كاپيتاليسم
•
آیا سرداب مقدس است؟
•
آنچه معتقدين يوگا ميخواهند...
•
زندگي هايي كه از هم فرو مي پاشند...
•
بررسي يكي از نشانه هاي توحيد
•
تصاویری بسیار زیبا از اسب های...
•
بقیع؛ در گذر تاریخ
•
آيا آية الله خامنه اي سيد خراسانيست؟...
•
تحوّل دولت در عصر جهانی شدن...
•
زن خوب ، مرد خوب
•
بايستههاي اخلاقي از منظر امام...
گزارش تصویری
اخبار تازه
فعال شدن پایگاه موساد در مرز ایران
روزنامه انگلیسی تایمز نوشت که سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) بتازگی یک پایگاه جاسوسی علیه ایران...
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کردهاند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیمترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یکطرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایرانزمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سیامین جشنواره بینالمللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدلهای تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه میشوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم ميگذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دورههای ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفتهشدگان نهايی کدرشته محلهایمتمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محلهای نيمهمتمرکز...
دفعات نمایش: 759
دوشنبه 19 فروردین 1387
تشرف تاجر اصفهاني و طي الارض با جناب هالو
آقاي حاج آقا جمال الدين (ره) فرمودند: من براي نماز ظهر و عصر به مسجد شيخ لطف اللّه، که در ميدان شاه اصفهان واقع است، مي آمدم.روزي نزديک مسجد، جنازه اي را ديدم که مي برند و چند نفر ازحمالها و کشيکچي ها همراه او هستند. حاجي تاجري، از بزرگان تجار هم که ازآشنايان من است پشت سر آن جنازه بود و به شدت گريه مي کرد و اشک مي ريخت.
من بسيار تعجب کردم چون اگر اين ميت از بستگان بسيار نزديک حاجي تاجر است که اين طور براي او گريه مي کند، پس چرا به اين شکل مختصر و اهانت آميز او راتشييع مي کنند و اگر با او ارتباطي ندارد، پس چرا اين طور براي او گريه مي کند؟ تا آن که نزديک من رسيد، پيش آمد و گفت: آقا به تشييع جنازه اولياء حق نمي آييد؟ باشنيدن اين کلام، از رفتن به مسجد و نماز جماعت منصرف شدم و به همراه آن جنازه تا سر چشمه پاقلعه در اصفهان رفتم.
(اين محل سابقا غسالخانه مهم شهر بود) وقتي به آن جا رسيديم، از دوري راه و پياده روي خسته شده بودم. در آن حال ناراحت بودم که چه دليلي داشت که نماز اول وقت و جماعت را ترک کردم و تحمل اين خستگي رانمودم آن هم به خاطر حرف حاجي. با حال افسردگي در اين فکر بودم که حاجي پيش من آمد و گفت: شما نپرسيديد که اين جنازه از کيست؟ گفتم: بگو.
گفت: مي دانيد امسال من به حج مشرف شدم.
در مسافرتم چون نزديک کربلا رسيدم،آن بسته اي را که همه پول و مخارج سفر با باقي اثاثيه و لوازم من در آن بود، دزد برد ودر کربلا هم هيچ آشنايي نداشتم که از او پول قرض کنم. تصور آن که اين همه دارايي را داشته ام و تا اين جا رسيده ام، ولي از حج محروم شده باشم، بي اندازه مرا غمگين وافسرده کرده بود. در فکر بودم که چه کنم. تا آن که شب را به مسجد کوفه رفتم. در بين راه که تنها و از غم و غصه سرم را پايين انداخته بودم، ديدم سواري با کمال هيبت و اوصافي که در وجودمبارک حضرت صاحب الامر (ع) توصيف شده، در برابرم پيدا شده و فرمودند: چرااين طور افسرده حالي؟ عرض کردم: مسافرم و خستگي راه سفر دارم.
فرمودند: اگر علتي غير از اين دارد، بگو؟ با اصرار ايشان شرح حالم را عرض کردم. در اين حال صدا زدند: هالو.
ديدم ناگهان شخصي به لباس کشيکچي ها و با لباس نمدي پيدا شد.
(در اصفهان دربازار، نزديک حجره ما يک کشيکچي به نام هالو بود) در آن لحظه که آن شخص حاضر شد، خوب نگاه کردم، ديدم همان هالوي اصفهان است. به او فرمودند:اثاثيه اي را که دزد برده به او برسان و او را به مکه ببر و خود ناپديد شدند. آن شخص به من گفت: در ساعت معيني از شب و جاي معيني بيا تا اثاثيه ات را به توبرسانم. وقتي آن جا حاضر شدم، او هم تشريف آورد و بسته پول و اثاثيه ام را به دستم داد وفرمود: درست نگاه کن و قفل آن را باز کن و ببين تمام است؟ ديدم چيزي از آنها کم نشده است. فرمود: برو اثاثيه خود را به کسي بسپار و فلان وقت و فلان جا حاضر باش تا تو را به مکه برسانم. من سر موعد حاضر شدم. او هم حاضر شد. فرمود: پشت سر من بيا. به همراه او رفتم. مقدار کمي از مسافت که طي شد، ديدم در مکه هستم. فرمود: بعد از اعمال حج در فلان مکان حاضر شو تا تو را برگردانم و به رفقاي خودبگو با شخصي از راه نزديکتري آمده ام، تا متوجه نشوند. ضمنا آن شخص در مسير رفتن و برگشتن بعضي صحبتها را با من به طور ملايمت مي زدند، ولي هر وقت مي خواستم بپرسم شما هالوي اصفهان ما نيستيد، هيبت اومانع از پرسيدن اين سؤال مي شد.
بعد از اعمال حج، در مکان معين حاضر شدم و مرا، به همان صورت به کربلابرگرداند.
در آن موقع فرمود: حق محبت من بر گردن تو ثابت شد؟ گفتم: بلي.
فرمود: تقاضايي از تو دارم که موقعي از تو خواستم انجام بدهي و رفت.
تا آن که به اصفهان آمدم و براي رفت و آمد مردم نشستم.روز اول ديدم همان هالووارد شد. خواستم براي او برخيزم و به خاطر مقامي که از او ديده ام او را احترام کنم اشاره فرمود که مطلب را اظهار نکنم، و رفت در قهوه خانه پيش خادمها نشست و درآن جا مانند همان کشيکچي ها قليان کشيد و چاي خورد. بعد از آن وقتي خواست برود نزد من آمد و آهسته فرمود: آن مطلب که گفتم اين است: در فلان روز دو ساعت به ظهر مانده، من از دنيا مي روم و هشت تومان پول با کفنم در صندوق منزل من هست. به آن جا بيا و مرا با آنها دفن کن. در اين جا حاجي تاجر فرمود: آن روزي که جناب هالو فرموده بود، امروز است که رفتم و او از دنيا رفته بود و کشيکچي ها جمع شده بودند. در صندوق او، همان طورکه خودش فرمود، هشت تومان پول با کفن او بود. آنها را برداشتم و الان براي دفن اوآمده ايم. بعد آن حاجي گفت: آقا! با اين اوصاف، آيا چنين کسي از اولياءاللّه نيست و فوت اوگريه و تاسف ندارد. [1] .
پاورقي
[1] ج 2، ص 104، س 37
برکات حضرت ولی عصر علیه السلام( خلاصه العبقری الحسان)- علی اکبر نهاوندی- نرم افزار شمیم گل نرگس
ثبت نظر شما
نام و نام خانوادگی
نشانی پست الکترونیکی
متن نظر شما
برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©