|
پرسش: زمان آخر الزمان و رويدادهاي آن به ترتيب کدامند ؟ پاسخ: الف. ترسيم کامل و درست دوران ظهور، چندان امکان پذير نيست، اما به صورت خلاصه، ميتوان گفت، پس از آنکه شرايط و زمينه هاي ظهور، مانند تعداد مناسب ياران و آمادگي مردم براي پذيرش حضرت فراهم گشت امام(ع) در مکه ظاهر ميشود و با معرفي خود ظهور منجي را اعلام ميدارد. اين در زماني است که قدرت طلبان و سودجويان، به خاطر منافع مادي خود به ظلم و فساد دامن زدهاند و جنگها و خونريزيهاي متعددي را ايجاد ميکنند که نتيجه آن چيزي جز عقب ماندگي و شيوع بيماريها و فقر اکثريت و کم رنگ شدن حقايق و مظاهر دين نيست. البته بايد توجه داشت که در چنين وضع اسفباري، انسانهاي پاک و وارستهاي پيدا ميشوند که با تمام تلاش و کوشش خود، سعي در آگاهيدادن به مردم و زمينه سازي براي ظهور دارند. در روايات از زمينه سازي مردم ايران اشاره به ميان آمده است و اين که علم و معارف دين، در قم ظاهر ميشود و از آنجا به دنيا پخش ميشود. با ظهور حضرت در مکه و تجمع ياران سيصد و سيزده نفري بر گرد او و بيعت با آن بزرگوار، همه نگاهها، چه دوستان و چه دشمنان، به سمت مکه دوخته ميشود. لشکري از سفياني که براي مقابله با حضرت به سمت مکه به راه افتاده در سرزمين بيداء به زمين فرو ميرود. در همين حال ياران امام نيز به سمت مکه حرکت ميکنند تا جمعيتي بالغ بر ده هزار نفر شکل ميگيرد و در اين هنگام، خروج صورت ميگيرد. امام مهدي(ع) با ياران خود چه از افراد بشر و چه از ملائکه پس از تسلط بر مکه و اصلاحات در آن، از جمله کوتاه کردن دست افرادي که به بيت المال تجاوز کردهاند، به طرف مدينه و سپس عراق حرکت ميکند و در اين سير، ياران و دوستان ديگري نيز به جمع لشکر حضرت اضافه ميشوند.
در عراق، با دو مشکل روبهرو ميشود: 1. گروهي به ظاهر ديندار مقابل ايشان قرار ميگيرند. وقتي نصايح حضرت و موعظهي ايشان در دل آنان اثر نميگذارد، کار به جنگ ميکشد و همه آنان کشته ميشوند.2 2. . با لشکر سفياني مقابله ميکند. اين در زماني است که حضرت کوفه را نيز به تصرف خود در آورده است. گفت و گوها و اندرزهاي حضرت، در دل چون سنگ آنان نيز اثر نميگذارد و جنگ شعله ور ميشود که منجر به هلاکت سفياني و ياران او ميشود. نا گفته نماند سفياني فردي از تبار بني اميه است که حدود يک سال قبل در حدود سوريه سر به طغيان ميگذارد و بخشهايي از سرزمين اسلامي، مانند سوريه و اردن و عراق را تحت حکومت خود در ميآورد.
پس از تسلط بر عراق، دو برنامه ديگر در دستور کار حضرت قرار ميگيرد: 1. اعزام ياران به نقاط مختلف جهان براي گسترش حاکميت عدل الهي؛ 2. برخورد با مسيحيان و يهوديان. نزول حضرت عيسي(ع) و نماز خواندن ايشان پشت سر امام مهدي(ع) را در اين باره، بايد ارزيابي کرد. در مورد چگونگي برخورد حضرت مهدي(ع) با مسيحيان و يهوديان، به صورت شفاف و روشن روايات معتبري نداريم، ولي از مجموع روايات استفاده ميشود که در طي مدت نه چندان طولاني، آنان تسليم ميشوند و دين اسلام سراسر عالم را فرا ميگيرد. ب. هر چند اصل رجعت مورد پذيرش شيعه ميباشد و اعتقاد به آن بر اساس آيات و روايات است؛ ولي جزئيات اين مسأله چندان شفاف و روشن نيست. از جمله آنها رجعت ائمه معصومين(ع) است. در روايات تصريح روشني به رجعت امام حسين(ع) شده است، اما در مورد رجعت ساير ائمه و ويژگيهاي آن، مطلب به طور دقيق و روشن نيست. ج. مناسب است سيماي دوران ظهور را به صورت خلاصه مرور ميکنيم: مقدمه: هدف از آفرينش مجموعه بزرگ هستي، كمال و نزديكي هر چه بيشتر انسان به منبع همه كمالات يعني خداوند ميباشد و نيل به اين آرمان بزرگ نيازمند ابزار و وسايلي است كه حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) در پي فراهم آوردن اسباب تقرب به سوي خداوند متعال و برداشتن موانع از اين مسير است. و با توجه به اينكه انسان موجودي است تركيب يافته از جسم و جان، بنابراين رسيدن به كمال لازمه، همان عدالت است كه ضامن سلامت رشد انسان در سير مادي و معنوي است و اهداف حكومت حضرت مهدي(ع) نيز در دو محور رشد معنوي و اجراي عدالت و گسترش آن قابل طرح است. امام حسين(ع) ميفرمايند: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني كند تا مردي از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از ستم آكنده شده باشد. اين چنين از پيامبر اكرم(ص) شنيدم. امام كاظم(ع) در تفسير آيه شريفه: " اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ"(حديد/17) فرمودهاند: مقصود اين نيست كه زمين را از باران زنده ميكند بلكه خداوند مرداني را بر ميانگيزد كه عدالت را زنده ميكنند پس به سبب جان گرفتن عدل در جامعه، زمين زنده ميشود. اما با توجه به روايات فراواني كه درباره دوران حكومت حضرت مهدي(ع) موجود است، برنامههاي حكومتي حضرت را در سه محور ميتوان خلاصه كرد: 1. برنامه فرهنگي 2. برنامه اقتصادي؛ 3. برنامههاي اجتماعي.
1. برنامه فرهنگي: در انجام برنامه فرهنگي، مهمترين محوري اين برنامه عبارتند از:
الف. احياي كتاب و سنت: امام علي(ع) ميفرمايند: در روزگاري كه هواي نفس حكومت ميكند(امام مهدي(ع) ظهور ميكند) و هدايت و رستگاري را جايگزين هواي نفس ميسازد و در عصري كه نظر اشخاص بر قرآن مقدم شده، افكار را متوجه قرآن ميگرداند و آن را حاكم بر جامعه ميسازد.
ب. گسترش معرفت و اخلاق: امام باقر(ع) ميفرمايد: زماني كه قائم ما قيام ميكند دست خود را بر سر بندگان خواهد نهاد و عقلهاي ايشان را جمع كرده و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند.
ج. رشد دانش بشر به طور چشمگير و بي سابقه: امام باقر(ع) فرمودهاند: در زمان امام مهدي(ع) به شما حكمت و دانش داده ميشود تا آن جا كه زن در درون خانهاش مطابق كتاب خدا و سنت پيامبر قضاوت(رفتار) ميكند. ميدانيم كه رفتار صحيح ريشه در علم و دانش گسترده دارد كه اين روايت شريف حكايت از آگاهي و شناخت عميق از آيات قرآن و روايات اهلبيت(ع) دارد.
د. مبارزه با بدعتها: بدعت به معناي داخل كردن انديشه و آراي شخصي در دين و دينداري است. آنچه از تمايلات شخصي و هواهاي نفساني وارد دين شده، حضرت مهدي(ع) با آن مبارزه ميكنند. امام باقر(ع) ميفرمايند: هيچ بدعتي را وا نگذارد مگر اينكه آن را از ريشه بركند و از هيچ سنتي (پيامبر) نميگذرد مگر اينكه آن را برپا خواهد داشت.
2. برنامههاي اقتصادي: برنامههاي اقتصادي در حكومت حضرت مهدي(ع) به صورت مطلوبي تدوين شده تا اولا امر توليد سامان يابد و از منابع طبيعي بهره برداي شود و ثانيا ثروت بدست آمده به شكل عادلانه بين همه طبقات توزيع گردد.
موارد اقتصادي دوران حاكميت حضرت: الف. بهرهوري از منابع طبيعي: در زمان حضرت مهدي(ع) و به بركت حكومت ايشان آسمان سخاوتمندانه ميبارد و زمين بي دريغ ثمر ميدهد. امام علي(ع) فرمودند: و چون قائم ما قيام كند آسمان باران ميريزد و زمين گياه بيرون ميآورد. امام باقر(ع) فرمودند: تمام گنجهاي زمين براي او آشكار ميگردد.
ب. توزيع عادلانه ثروت: از عوامل اقتصاد بيمار، انباشته شدن ثروت در نزد گروه خاصي است. در دوران حكومت عدل مهدوي اموال و ثروت بيت المال به طور مساوي بين مردم تقسيم ميشود. امام باقر(ع) ميفرمايند: وقتي قائم خاندان پيامبر قيام كند،(اموال را) به طور مساوي تقسيم ميكند و در ميان خلق به عدالت رفتار ميكند. و همچنين فرمودند: امام مهدي(ع) ميان مردم به مساوات رفتار ميكند به گونهاي كه كسي پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد.
ج. عمران و آبادي: در حكومت حضرت مهدي(ع) توليد و توزيع به گونهاي ساماندهي ميشود كه همه جا به نعمت و آباداني ميرسد. امام باقر(ع) ميفرمايند: در تمام زمين هيچ ويرانهاي نميماند جز اينكه آباد ميگردد.
3. برنامههاي اجتماعي: در حكومت عدالت گستر حضرت مهدي(ع) برنامههايي بر اساس تعاليم قرآن و عترت(ع) اجرا ميشود كه به سبب اجراي آنها محيط زندگي زمينهاي براي رشد و تعالي افراد خواهد بود. در اين زمينه روايات فراواني رسيده است. كه به پارهاي از آنها اشاره ميكنيم.
الف. احياء و گسترش امر به معروف و نهي از منكر: در حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد. امام باقر(ع) ميفرمايند: مهدي(ع) و ياران او، امر به معروف و نهي از منكر ميكنند.
ب. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقي: حضرت مهدي(ع) در عمل به مبارزه با فساد و تباهي و زشتي ميپردازد، چنانچه در دعاي شريف ندبه ميخوانيم: "اين قاطع حبائل الكذب و الافتراء اين طامس آثار الزيغ و الاهواء ...؛ كجاست آن كه ريسمانهاي دروغ و افتراء را ريشه كن خواهد كرد. كجاست آن كه آثار گمراهي و هواي و هوس را نابود خواهد ساخت".
ج. عدالت قضايي: اوست كه قسط و عدل را در سطح جامعه حاكم ميكند و همه عالم را پر از عدالت و دادگري ميكند. امام رضا(ع) فرمودند: وقتي او قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن گردد و آن حضرت ترازوي عدالت را در ميان خلق نهد. پس (چنان عدالت را جاري كند كه) هيچ كس بر ديگري ظلم و ستم روا ندارد. مناسب است در پايان به يكي از تحولات چشمگير زمان حضرت مهدي(ع) كه همانا بهداشت طبيعت و بهداشت روان است اشارهاي گذرا داشته باشيم. زيرا يكي از مشكلات جامعه بيش از ظهور امام زمان(ع) وضع تأسف بار بهداشت طبيعت و روان است كه در نتيجه بيماريهاي واگير و مشكلات رواني زيادي جامعه بشريت را فرا ميگيرد. بيماريهايي مانند جذام، طاعون، وبا، فلج، سكته، سرطان و صدها بيماري خطرناك ديگر. اين اوضاع دلخراش و دردناك در اثر آلودگي محيط زيست و در نتيجه به كارگيري سلاحهاي شيميايي. اتمي و ميكربي پديد ميآيد. امام سجاد(ع) در اين باره ميفرمايند: هنگامي كه قائم(ع) ما قيام كند خداوند عزوجل بيماري و بلا را از شيعيان ما دور ميسازد... امام صادق(ع) ميفرمايند: هنگامي كه حضرت قائم(ع) قيام كند خداوند بيماريها را از مؤمنان دور ميسازد و تندرستي را به آنان باز ميگرداند. به اميد روزي كه بتوانيم آن دوران نوراني و سراسر معنوي را درك كنيم. د. اصطلاح "آخر الزمان" در گفتارهاي اديان آسماني مطرح شده است و مراد از آن روز پاياني عمر دنيا (معناي لغوي) نيست؛ بلكه مراد از آن دوره زماني خاص است كه به نحوي معناي آخر بودن را دارد. اصطلاح آخر الزمان به سه دوره اطلاق شده است: 1. دوره پيامبر خاتم(ص) كه دوران پيامبر اسلام تا قيامت را شامل ميشود. در اين صورت آخر الزمان، يعني، بعد از آن بزرگوار پيامبر و شريعت ديگري نخواهد آمد و دوره آخرين شريعت است. 2. دوره غيبت و سالهاي قبل از ظهور؛ آخر الزمان طبق اين معنا پايان دوره ظلمها و فسادها و حكومتهاي غير الهي است و با ظهور، همه مظاهر شرك و ظلم و فساد از بين ميرود. 3.دوران ظهور؛ يعني زمان تشكيل دولت عدل الهي و اين حاكميت تا آخر عمر دنيا برقرار ميماند و ديگر از بين نميرود.
|