مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
جهانی سازی
پیوندهای ویژه  
تصاویری زیبا و رویایی از بازتاب...
مرزهاي خشونت و رحمت در سيره...
پناهگاه زن در آخرالزمان
اين منم، انسان
مهريه، فلسفه و اهداف آن
امام حسين(علیه السلام) در سايه...
سایت تخصصی آندروید
دهخدا و مشروطيت
نويد ظهور حضرت مهدي علیه السلام...
خصوصیات افراد خیلی حساس
سرپرستي و حاكميت حق مرد است...
تصويرسازي قرآن از قيامت
خشکسالی بی سابقه زاینده رود...
آرامش زیر چتر ولایت
ولادت حضرت مهدي(عج) در کتب اهل...
ترس از درد درد مي آورد
آستانِ بلند و دستِ تهى
اقسام توبه
عــشق و محبت در قلمرو حیوانات...
جنايت هاي پنهان كاپيتاليسم
آیا سرداب مقدس است؟
آنچه معتقدين يوگا مي‌خواهند...
زندگي هايي كه از هم فرو مي پاشند...
بررسي يكي از نشانه هاي توحيد
تصاویری بسیار زیبا از اسب های...
بقیع؛ در گذر تاریخ
آيا آية الله خامنه اي سيد خراسانيست؟...
تحوّل دولت در عصر جهانی شدن...
زن خوب ، مرد خوب
بايسته‌هاي اخلاقي از منظر امام...
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
امضاء یادگاری فردوسی پور برای مرحوم حجازی + عکس
مجری برنامه 90 در مراسم سالگرد ناصر حجازی شرکت کرد.
صدور حکم جلب سیار 14 متخلف فوتبال
رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از صدور حکم جلب سیار 14 متخلف خبر داد و گفت: به زودی اسامی 68 نفر از...
به خاطر بی‌پولی به دادگاه نمی‌آمدم
یکی از متهمان پرونده با بیان اینکه به خاطر مشکلات مالی در جلسه قبلی غیبت داشتم، گفت: کارمند بیمه بودم...
اسامی برخی مدعوین مراسم افتتاحیه مجلس نهم
رؤسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص، فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دفتر رهبر...
حمایت اعضای گروهک منافقین از خواننده هتاک
اعضای گروهک منافقین به حمایت از ش.ن خواننده هتاکی پرداختند که چندی پیش ترانه‌ای با مضمون جسارت به ساحت...
مردی که گوشت انسان را بجای گوشت بوقلمون می فروخت!!
رسانه های چینی از دستگیری مردی آدمخوار خبر دادند كه علاوه بر خوردن گوشت قربانیانش بقیه آن را در بازار...
ربع پهلوی سوژه رسانه های ضدانقلاب
فرزند شاه مخلوع ایران ، طی دو سال گذشته از فتنه 88 و با اضافه شدن قوای کمکی اصلاحات به این جریان ، تشکیل...
واکنش ایران به وزیر دفاع صهیونیستها
مضحک آنست که این اظهارات فتنه جویانه و ادعاهای بی‌اساس علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌يي ایران توسط مقامات...
افزایش سرمایه بانک‌ها از منابع صندوق توسعه
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه حجم نقدینگی در پایان فروردین ماه سال جاری به 357 هزار و 800 میلیارد...
بی تابی صهیونیست ها برای آگاهی از زیر و بم مذاکرات 5+1
به دنبال پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای در بغداد، نماینده ی آمریکا در امور هسته‌ای ایران بلافاصله به اسرائیل...
مشکلات جدید مجری سابق"هفت"
مدیر تولید سریال "فصل بی‌پروایی" با اشاره به اینکه قرار بود تولید این مجموعه از اواخر اردیبهشت ماه به...
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا برگزار می‌شود
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا (یکشنبه) در صحن علنی پارلمان با حضور منتخبین ملت و برخی از مسئولان کشور...
مهار افزایش قیمت بنزین در فاز دوم
همزمان با آغاز شمارش معکوس افزایش قیمت بنزین در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، توسعه سامانه کیف الکترونیکی...
مهمترین عناوین برخی روزنامه‌های امروز
برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور مهمترین عناوین خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 381    پنج شنبه 17 آبان 1386 

 

سیری در كتاب كمال‏الدین و تمام النعمة

قسمت اول

مقدمه
از جمله منابع و مآخذ غنی و با قدمت زیاد و سابقه‏ی دیرین حدیثی در مباحث مهدویت، كتاب گران سنگ و ارزش‏مند كمال‏الدین و تمام النعمة است‏بنا به استظهار مرحوم آقا بزرگ تهرانی، ظاهرا، نام اصلی آن، اكمال الدین و اتمام النعمة است . (1) و محور آن - كه به تفصیل بیان خواهد شد - اثبات غیبت‏حضرت مهدی (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) بحث‏هایی در این ارتباط است .
مرحوم صدوق، در این زمینه، سه رساله‏ی دیگر به شرح زیر دارند:
1 - رسالة فی الغیبة كه ظاهرا، در پاسخ به پرسش‏های اهالی شهرری تدوین شده است;
2 - رسالة ثانیه فی الغیبة;
3 - رسالة ثالثة فی الغیبة; (2)
پس از كتاب كمال الدین، ده‏ها كتاب دیگر در این زمینه به رشته تحریر در آمد . مرحوم آقا برزگ تهران، بیش از چهل مورد را نام می‏برد . (3) این كتاب كه در نیمه‏ی دوم قرن چهارم هجری، و اواخر عمر شریف مرحوم صدوق به نگارش درآمده، در جامعه، لذا اعتبار خاص برخوردار است و مورد توجه خاص دانشمندان شیعه قرار دارد . كتاب حاضر، از جمله منابع و ماخذ اولیه برای تدوین و تالیف نویسندگان بعدی شد مرحوم مجلس، درصدد منابع بحارالانوار، كتاب‏های مرحوم صدوق و بالاخص اكمال را نام می‏برد (4) .
درباره‏ی عظمت‏شان ایشان و پدر بزرگوارش، همین قدر بس كه اكثر اصحاب و علما، سخنان این دو بزرگوار را همانند نصوص روایات، مورد پذیرش قرار می‏دهند . مرحوم مجلس فرموده:
انما اوردناها لكونه من عظماء القدماء التابعین لآثار الائمة النجباء الذین لایتبعون الآراء والاهواء ولذا ینزل اكثر اصحابنا كلامه وكلام ابیه (رضی‏الله‏عنهما) منزلة النص المنقول والخبر الماثور (5) ; ما، تمامی آن چه را كه به عنوان عقائد مذهب، دیكته كرده بود، آوردیم، به لحاظ این كه ایشان از برزگان قدما . و از كسانی است كه پیرو آثار ائمه‏ی طاهرند و هرگز پیرو هوای و آرای شخصی خود نیستند . از این رو، بسیاری از علمای ما سخن ایشان و پدر بزرگوارشان را به منزله‏ی روایت تلقی می‏كنند .
آن چه در این مختصر، به دنیال آن هستیم، معرفی و شناسائی كتاب مذكور است كه در، دو بخش تقدیم می‏شود:
1 - خصیت‏شیخ صدوق؛ 2 - معرفی كتاب كمال الدین

بخش نخست (حدیث ولادت)

شیخ صدوق نقل می‏كند: حدثنا ابو جعفر محمد بن علی الاسود (رضی‏الله‏عنه) قال: «سالنی علی بن الحسین بن موسی بن بابویه (رضی‏الله‏عنه) بعد موت محمد بن عثمان العمری (رضی‏الله‏عنه) ان اسال ابا القاسم الروحی، ان یسال مولانا صاحب الزمان ( علیه‏السلام) ان یدعو الله عزوجل ان یرزقه ولدا ذكرا» .
قال: فسالته، فانهی ذالك، ثم اخبرنی بعد ذالك بثلاثة ایام «انه قد دعا لعلی بن الحسین، و انه سیولد له ولد مبارك ینفع [الله] به، بعده اولاد .» . (6)
ابوجعفر، محمد بن علی اسود گوید: علی بن حسین بن موسی بن بابویه (والد صدوق) پس از درگذشت محمد بن عثمان عمری (نایب دوم امام زمان) (رضی‏الله‏عنه) از من تقاضا كرد تا از خداوند عزوجل بخواهند پسری به ایشان روزی فرماید» .
گوید: از او درخواست كردم و او نیز آن درخواست را به حضرت رساند . بعد از سه‏روز، به من خبر داد كه «حضرت، برای علی بن حسین دعا فرموده است و به زودی فرزندی مبارك برای ایشان متولد خواهد شد كه خداوند به سبب او، نفع وفایی می‏رساند . و بعد از او نیز اولاد دیگری برای او متولد خواهد شد .» .
شیخ طوس نیز مانند این حدیث را از جماعتی كه از صدوق و برادرش نقل كرده‏اند، روایت كند و در ادامه گوید:
ابوجعفر محمد بن علی اسود گوید: «. . . در همان سال، محمد بن علی (صدوق) برای علی بن حسین بابویه متولد شد . ایشان، بعد از او، صاحب اولاد دیگری نیز شده . . .» (7)
شیخ صدوق، در ادامه‏ی كلام‏اش گوید:
ابوجعفر محمد بن علی اسود، بسیاری از اوقات، مرا می‏دید كه به درس شیخ‏مان محمد به حسن بن احمد بن ولید (رضی‏الله‏عنه) می‏رفتم و اشتیاق فراوانی به كتاب‏های علمی و حفظ آن داشتم . به من می‏گفت: «این رغبت و اشتیاق وافر در تحصیل علم، از تو عجیب نیست، به جهت این كه تو به دعای امام متولد شده‏ای! (8)
شیخ طوسی، در حدیث دیگری، از ابن نوح و ایشان نیز از ابو عبدالله حین بن محمد بن سوره قمی (ره) نقل می‏كند:
زمائیكه حجاج و زائران بیت الله الحرام (از سفر حج) برگشتند به علی بن حسین بن یوسف صائع قمی و محمد بن احمد بن محمد صیرفی (معروف به دلال) و شخصی دیگری به غیر از اینان از مشایخ اهل قم گویند:
علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (پدر صدوق) همسری داشت كه دختر عمویش (محمد بن موسی بن بابویه قمی) بود . خداوند از این همسر، به ایشان فرزندی نداد . لذا نامه‏ای به شیخ ابوالقاسم، حسین بن روح (رضی‏الله‏عنه) نوشت كه از حضرت تقاضا كند تا دعایی بكنند و از خداوند بخواهند فرزندانی فقیه به او عطا كند .
بعد از مدتی، جواب حضرت رسید: «انك لاترزق من هذه وستملك جاریة دیلمیة وترزق منها ولدین فقیهین; همانا، از این (همسرت) بچه‏دار نخواهی شد . به زودی، تو صاحب كنیزی‏ی دیلمی می‏شوی و از وی صاحب دو فرزند فقیه خواهی شد .» .
ابن سوره گوید: «برای ابوالحسن علی بن حسین بابوبه (پدر صدوق) سه پسر متولد شد «محمد و حسین‏» هر دو فقیهان ماهری در حفظ و ضبط علوم شدند و مطالبی را حفظ می‏كردند كه به غیر از ایشان، احدی از اهالی قم آن‏ها را حفظ نمی‏كردند . پسر سوم، حسن نام داشت كه در عبادت و زهد و پارسائی، معتدل و متوسط بود . . .
نیز ابن سوره گوید: هر وقت ابوجعفر (صدوق) و برادرش ابوعبدالله (حسین) حدیثی نقل می‏كردند، مردم از حافظه‏ی آن دو در نقل حدیث متعجب می‏شدند و به این دو بزرگوار می‏گفتند: «این، شان و خصوصیتی است كه در اثر دعای امام زمان (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) بر شما داده شده است .» .
شیخ طوسی گوید: «هذا امر مستفیض فی اهل قم; یعنی نزد قمیان، این قضیه، معروف و مشهور بوده است . (9) » .

دیدگاه علمای امامیه

1 - نظر مرحوم آقای خویی

مرحوم آقای خویی، بعد از نقل قضیه‏ی ولادت، می‏فرماید:
از ورایت اخیر، چنین بر می‏آید كه محمد بن علی (صدوق) با دعای امام (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) متولد شده است و این امر، مستفیض و معروف و مسلم، بر جلالت‏شان و عظمت مقام ایاشن كافی است .
سپس می‏افزاید:
چه طور می‏تواند این چنین نباشد، در حالی‏كه امام (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) والد صدوق را با خبر ساخت كه دارای دو فرزند ذكور خیر خواهد شد .»
نجاشی نیز در ترجمه‏ی والد صدوق، این مطلب را متذكر شده است .
و نیز امام ( علیه‏السلام) در روایت اولی (در توقیع شریف) می‏فرماید: «والد صدوق) دارای فرند مباركی می‏شود ( علیه‏السلام) كه خداوند به واسطه‏ی وی . نفع و سود رساند .
اشتهار محمد بن علی بن حسین، به لقب «صدوق‏» به سبب همین فضیلتی است كه ایشان داشته و وی را .
شیوه‏ی تفسیر نجاشیی و طوسی در مدح و تعریف صدوق، را از تصریح به توقیق ایشان بی‏نیاز می‏كند، زیرا، آن‏چه را كه تعبیر كرده‏اند، به مراتب، از تصریح به توفیق بالاتر است .
از سایران ممتاز كرده است .
خلاصه، مقام و منزلت‏شیخ صدوق، آن قدر معروف و مشهور است، كه هیچ جای شكی در آن نیست .» (10)

2 - نجاشی

احمدبن علی بن عباس نجاشی (م 450 ه . ق) بعد از ذكر نام ایشان، در تجلیل از مقام وی، تعبیراتی را مانند شیخننا; فقیهنا; وجه الطائفه بخراسان‏» بیان می‏كند و می‏گوید:
ایشان، در سال سی و پنجاه و پنج دارد بغداد شد و تدریس را شروع كرد . در مجلس درس‏اش، شیوخ و بزرگان طائفه‏ی شیعه، حاضر می‏شدند و از وی حدیث تلقی می‏كردند، در حالی كه ایشان، حدث السن بود (11) » و سن كمی داشت .
جناب نجاشی، قریب به دویست كتاب را بجای ایشان و در ادامه می‏فرماید: نام می‏برد .
شیخ صدوق، نقل و روایت تمامی كتاب‏هایش را برای، اجازه داد . من نیز برخی از آن‏ها را بر والد خود علی بن احمد خواندم . پدرم گفت: «شیخ اجازه‏ی نقل همه‏ی كتاب‏هایش را كه در بغداد از وی شنیده بودم، به من داد .» (12)

3 - شیخ طوسی

شیخ الطائفه ابوجعفر محمدبن حسن طوسی (385 - 460 ه . ق) با عبارات و توصیفات والایی، از ایشان تجلیل می‏كند و می‏گوید:
ابوجعفر (صدوق) جلیل القدر، حافظ احادیث، آگاه به رجال، ناقد اخبار بود . و در میان قمیان، همانندی در حفظ و كثرت علم نداشت و یكه تاز در فن حدیث و رجال بود . تقریبا سیصد عنوان كتاب تالیف و تصنیف كرده است . نام كتاب‏هایش معروف و مشهور است . من، آن مقداری را كه به ذهن‏ام خطور می‏كند، نام می‏برم .
شیخ طوسی، اسم چهل و هفت كتاب‏اش را ذكر می‏كند، و طریق‏اش را این چنین بیان می‏دارد:
تمامی كتاب‏ها و روایات‏اش را جمعی از اصحاب ما كه از جمله‏ی آنان شیخ مفید، حسین بن عبیدالله، ابوالحسین جعفر بن حسن بن حسنكه قمی، ابوزكریا محمدبن سلیمان حمرانی است، برای ما روایت كرده‏اند . (13)
شیخ طوسی، در كتاب رجال‏اش گوید:
ایشان، كتاب‏های بیش‏تری دارد و ما، آن‏ها را در كتاب فهرست ذكر كردیم و تلعكبری از آن‏ها روایت كرده است . (14)

4 - ابن ادریس

محمد بن ادریس حلی عجلی (م 598 ه . ق) در باب نكاح، در ذیل بحث «تحریم مملوكه‏» گوید:
پدر، كنیزی دارد كه پسر با این كنیز زنا می‏كند . آیا این كنیز بر پدر حرام می‏شود؟
ایشان، بعد از نقل قول و فتوای شیخ صدوق مبنی بر عدم حرمت مملوكه‏ی پدر، گوید:
این، پاسخ نهایی ابن بابویه است و چه نیكو فرموده است‏به جهت این كه ایشان، ثقه، جلیل القدر، بصیر به اخبار، ناقد آثار، عالم به رجال، حافظ (و به خاطر سپارنده‏ی علوم و احادیث) . . . بوده است . ایشان، استاد شیخان مفید است . (15)
در اصطلاح اهل حدیث، حافظ، معانی گوناگونی دارد، از جمله: «كسی كه صد هزار حدیث را با سند حفظ كند .» . بعضی گفته‏اند: «مراد، كسی است كه حافظ قرآن و سنت‏باشد .» . (16)

5 - ابن طاووس

رضی‏الدین، ابوالقاسم، علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاووس حسنی حسینی (م 664 ه . ق) در كتاب فلاح السائل و نجاح المسائل گوید:
روایت می‏كنم از جمعی از اهل صدق و اعتبار در نقل حدیث . این عده، با سند خود از شیخ صدوقی - كه عدالت او مورد اجماع و اتفاق است - روایت می‏كنند . . .
نیز در فصل نوزدهم همان كتاب، در نقل حدیثی می‏فرماید:
این حدیث را به طرق خودم، از ابن بابویه نقل می‏كنم . . . راویان حدیث، همگی و بدون استثنا، ثقه هستند . (17)

6 - تستری

مرحوم شیخ محمد تقی شوشتری، صاحب كتاب قاموس الرجال، از محققان نامی و از نقادهای معاصر است . ایشان، پس از نقل و نیز تالیف كتاب كمال‏الدین با اشاره‏ی آن حضرت، (19) این دو قضیه را می‏پذیرد و هر دو خبر را تلقی به قبول می‏كند و به عنوان تجلیل از مقام شامخ مرحوم صدوق می‏گوید:
. . . كاولد بدعاء الحجة، اشار الحجة علیه فی النوم تالیف كتاب فی غیبته . . . (20)
سپس می‏افزاید: «ایشان، در فقه، فتاوای شاذ و نادری دارد .» ، و چند تا از آن‏ها را متذكر می‏شود .
ایشان، در ادامه، رویداد و ماجرایی را درباره‏ی جسد شریف وی از مرحوم مامقانی نقل، و گویا آن را تلقی به قبول می‏كند . ماجرای بدن شریف
مرحوم مامقانی، از لواسانی نقل كند كه در اواخر سال هزاروسیصد، سیل، قبر شریف شیخ صدوق را ویران كرد و پیكر وی آشكار گشت . آقای لواسانی، از جمله كسانی بود كه وارد قبر وی شد و جسد شریف را صحیح و سالم و تر و تازه دید . ایشان، هیچ گونه تغییری را در آن مشاهده نمی‏كند، گویا روح آن بزرگوار، همین الآن از بدن وی خارج شده است . رنگ حنا در محاسن وی موجود بود، ولی كفن‏اش پوسیده شده بود . (21)
در ضمن، تستری، از مرحوم وحید بهبهانی و از مشایخ و اساتید وی و از شیخ بهایی در مورد شخصیت و فضیلت‏شیخ صدوق مطالبی را بیان می‏كند كه به جهت پرهیز از اطاله‏ی كلام، از ذكر آن‏ها صرف نظر می‏كنیم .

7 - مرحوم طبسی

ایشان می‏فرماید: «هوالشیخ الجلیل والفقیه النبیه . . . الشهیر بالصدوق جلالة قدره و عظم شانه اوضع من ان یخفی .» (22)

8 - مرحوم نمازی

مرحوم نمازی می‏فرمایدك «شیخ مشایخ الشیعة وركن من اركان الشریفة . جلالته و عظم شانه و منزلته اوضح من الشمس; او، پیشوا و بزرگ بزرگان شیعه و پایه‏ای از پایه‏های شریعت است . عظمت و بزرگی منزلت او از خورشید روشن‏تر است .» .

دیدگاه علمای عامه

با این كه علما و مورخان عامه، سعی می‏كنند تا آن جایی كه بتوانند، در مورد شخصیت‏های امامیه، سخنی به میان نیاورند، اما شخصیت و قدر و منزلت و عظمت و درخشندگی وجاهت‏شیخ صدوق، آن قدر زیاد بود . كه نتوانستند او را مخفی كنند . با، در این مجال، به عنوان نمونه، دیدگاه سر تن از آنان را مطرح می‏كنیم .
1 - ابوبكر احمد بن علی خطیب بغدادی (م 463 ه . ق) صاحب كتاب تاریخ بغداد;
2 - عبدالكریم محمد بن سمعانی (م 562 ه . ق) صاحب كتاب انساب;
3 - شمس‏الدین ذهبی (673 - 748) صاحب كتاب سیر اعلام النبلاء و كتاب تاریخ اسلام .

1 - خطیب بغدادی;

ایشان گوید: «ابوجعفر . . . بن بابویه قمی (شیخ صدوق) وارد بغداد شد و در آن جا به سند پدرش، احادیث را نقل می‏كرد . ایشان از شیوخ و بزرگان شیعه و از شاهیو روایی رافضه (شیعه) بود . و محمد بن طلحه تعالی از وی حدیث نقل كرده است .» .
آن گاه حدیثی را نقل می‏كند و گوید: اخبرنا محمد بن طلحه، حدثنا ابوجعفر ابن بابویه . . . عن جعفر بن محمد; عن ابیه، عن آبائه، قال رسول الله ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) : «من عد غدا من اجله فقد اساء صحبة الموت; كسی كه فردا را پایان عمرش بداند، صبحت و همراهی مرگ، او را ناراحت و غمگین كند .» . (23)
ایشان، همین یك روایت را نقل و سلسله سندش را تضعیف می‏كند و می‏گوید: «همه‏ی آنان مجمهول هستند .» ! در حالی كه خود اعتراف به شیخوخیت و بزرگ شیعه بودن و از مشاهیر روایت‏بودن شیخ صدوق می‏كند . وی، پدر صدوق و (علی بن بابویه) را كه همه به بزرگی و فقاهت و عظمت‏شان ایشان اعتراف داشتند و شخصیت مشهوری بوده است، مجهول معرفی می‏كند! از امثال خطیب بغدادی، غیر از این انتظار نمی‏رود .

2 - سمعانی;

ایشان نیز (صاحب كتاب انساب) (24) «شیخ صدوق را با همان سخنان خطیب بغدادی معرفی، فقط و یكی از شاگردان شیخ، به نام محمد بن طلحة نعالی، را اسم می‏برد و می‏گوید: «وی، از ابوجعفر بابویه قمی روایت نقل كرده است .» (25)
شیخ صدوق به شاگران زیادی داشته كه بیست نفر از آنان در مقدمه‏ی كتاب من لایحضره الفقیه ذكر شده است: این كه فقط نام محمد بن طلحه را به عنوان شاگرد شیخ یاد می‏كند، برای كوچك كردن وی است دارد . (26)

3 - ذهبی;

ایشان با این، كه فرد متعصبی است، در كتاب سیر اعلام النبلاء درباره‏ی شیخ صدوق گوید: «ابن بابویه، راس الامامیة، ابوجعفر محمد بن العلامة، علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی صاحب التصانیف السائرة بین الراقصه، یضرب بحفظه المثل . . .» .
ایشان، صدوق را رییس امامیه، صاحب تصانیف رواج یافته و جا افتاده در میان شیعه دانسته و نیز پدر وی را علامه و بزرگ شیعه و مصنف معرفی كرده است و گفته: «شیخ صدوق، در فقه، ضرب‏المثل بوده و گفته می‏شود، سیصد كتاب تالیف كرده است كه از جمله‏ی آن‏ها، كتاب دعائم الاسلام، كتاب الخواتیم، كتاب الملاهی، كتاب غریب حدیث الائمة، كتاب دین الامامیة است .
از ابوجعفر، عده‏ی زیادی حدیث نقل كرده‏اند كلمه از جمله‏ی آنان ابن النعمان المفید، الحسین بن عبدالله بن الفحام، جعفر بن حسنكیة القمی است .» . (27)

چند شبهه درباره‏ی شیخ صدوق

با وجود این همه تعریف و تمجید از سوی شیعه و سنی و ویژگی‏های ممتاز، شخصیت وی، اظهر من الشمس است و مقام شامخ ایشان، ولاتر از تصریح به الفاظی مانند «ثقه بودن‏» . لذا مرحوم خویی از برخی محدثان كه در باره‏ی وی توقف و تامل كرده‏اند، ناراحت‏شده و آن‏ها را مورد عتاب و ملامت قرار می‏دهد . و آن را كج‏سلیقگی می‏داند .
عتاب آقای خویی
ایشان گوید:
فمن الغریب جدا، ما عن بعض مشایخ البحرآنی من انه توقف فی وثاقة الصدوق . . . ; (28) واقعا و از برخی مشایخ بحرانی بعید است كه در وثاقت وی، توقف كرده‏اند . من، این توقف را از كج‏سلیقگی می‏دانم . اگر در امثال صدوق تشكیك شود . سپس باید با فقه خداحافظی كرد و فاتحه‏ی آن را خواند; زیرا، به واسطه‏ی امثال صدوق، فقه به ما رسیده است .
پاسخ مناسب هر كدام را می‏دهد:
مرحوم آقای خویی، سه اشكال را نقل می‏كند:
1 - نخستین اشكال، از همه مهم‏تر است . خلاصه آن به این قرار امت كه صدوق، در نقل احادیث‏حذف و تقطیع دارد;
2 - حدیث السن بودن وی در زمان ورود به تغداد، نمی‏تواند صحیح باشد، بلكه مورد تشكیك است;
3 - در نام واسطه‏ی رساندن نامه‏ی صدوق به حسین بن روح (نائب سوم امام زمان) تناقص است .
اشكال نخست
محدث نوری، صاحب مستدرك الوسائل گوید: «شیخ صدوق، در بعضی از جاها، خبر طولانی را كوتاه كرده و عباراتی را كه با معتقدات‏اش نمی‏سازد، آن‏ها را انداخته و حذف كرده است .» . وی، برای مدعای خود، چهار مورد ذكر می‏كند .
شاهد نخست
1 - شاهد نخست; رساله‏ی حقوق امام زین‏العابدین است . او می‏گوید: «این رساله را حسن بن علی بن شعبه حرانی، تحف العقول و نیز سید علی بن طاووس، در فلاح السائل به سند خودش از كتاب رسائل محمد بن یعقوب كلینی - كه را به امام زین العابدین ( علیه‏السلام) منتهی می‏سازد - نقل كرده‏اند (دو طریق بر این رساله داریم) .» .
سپس می‏افزاید: «روایت فلاح السائل، همان روایت تحف العقول است، لكن به صدوق، حدیث و رساله حقوق را به نحو اختصار نقل می‏كند . و جملاتی كه در آن دو كتاب هست، ذكر نكرده است .» . از این شاهد، آقای خویی، چنین پاسخ می‏دهد كه آقای نوری ایشان . این روایت را از تحف العقول و از رسائل كلینی نقل نكرده است - و فلاح السائل، هم سال‏ها بعد از او بوده است - بلكه به ابوحمزه ثمالی طریق خودش را دادر . در باب پنجاه از كتاب خصال، به سند خودش از محمد بن فضیل از ابوحمزه ثمالی نقل كرده، و «كتاب من لا یحضره الفقیه، باب حج‏باز همین حدیث را به طریق خودش از اسماعیل بن فضل از ثابت‏بن دینار (ابوحمزه ثمالی)، نقل كرده است .» (29)
شاهد دوم
علامه‏ی مجلس، حدیثی را از كتاب توحید شیخ صدوق، از دقاق، از كلینی از امام جعفر صادق ( علیه‏السلام) نقل كرده است . (30) هنگامی كه این حدیث را از علامه‏ی مجلس، نقل می‏كند، بلافاصله كلام اسدالله كاظم را در كشف القناع (32) ذكر می‏كند و می‏گوید: «این خبر (خبری را كه مجلس از صدوق نقل كرده است) از كتاب‏كافی اخذ شده، و شیخ صدوق به جهت موافقت‏با مذهب اهل عدل، تغییرات عجیبی داده (وجملاتی را حذف كرده) كه موجب سوء ظن به وی می‏شود .»
پس اسدالله كاظمی در بعضی فرموده‏اند: «مرحوم صدوق، ضبط است . بنابراین، جمله‏ای ساقاط نشده است .» .
كشف القناع عبارت تندیی را به كار گرفته و می‏گوید: «كار صدوق، جدا، مضطرب و آشفته است‏» پس محدث نوری، مطالب مذكور را شاهد بر ادعای خویش كه صدوق، روایت را تقطیع می‏كند، آورده است .
آقای خوئی، از این شاهد، سه جواب می‏دهد:
1 - جلالت‏شان صدوق، مانع از سوء ظن به وی می‏شود .
2 - ما، شاهدی نداریم كه ایشان خبری را كه در كتاب توحیدشان نقل كرده‏اند، همان خبری است كه مرحوم كلینی در كافی آورده‏اند و از كافی نقل شده بلكه شیخ، تصریح دارد به این كه خبر را از دقق، از كلینی نقل كرده است; یعنی، كلینی، غیر از كافی، كتاب‏های دیگری را نیز دارد پس نقل از كلینی، اعم از نقل از كافی و غیر كافی و كافی احض است زیرا، ممكن است; از خود كلینی شنیده و عقل كرده باشد .
3 - شاید ایشان غفلت داشته و یا به جهت دیگر، بعضی از عبارات را سقط كرده باشد . از كجا معلوم یم شود كه وی قصد اختصار خبر و یا اسقاط جزئی از آن را داشته است؟» (33)
شاهد سوم
زیارت جامعه كه آن را كفعی كتاب لوالافین نقل كرده و مرحوم صدوق، همان زیارت را در من كتاب لایحضره الفقیه (34) آورده، جملاتی از آن را كه با معتقدات‏اش نمی‏ساخته، است .
آقای خویی، از این شاهد چنین پاسخ داده است كه شیخ صدوق، زیارت جامعه را از كفعی نقل نكرده است; زیرا، ایشان، صدها سال بعد از صدوق بوده است .» .
سپس می‏افزاید: «روایت كفعمی، به طور مرسل، از امام هادی ( علیه‏السلام) است، ولی روایت صدوق به مسند، به مسند خودش، از محمد بن اسماعیل برمكی از موسی بن عبدالله نحعی، از امام هادی ( علیه‏السلام) است . پس از كجا ثابت می‏شود كه صدوق تقطیع كرده و بخش از آن را كه با نظر و اعتقادش موافق نبوده، انداخته است؟» . (35)
شاهد چهارم
شیخ صدوق، در كتاب توحید از جندی نیشابوری روایت طویل و مفصلی را از امیرالمؤمنین ( علیه‏السلام) نقل كرده (36) و شیخ احمد بن علی ابن ابی‏طالب طبرسی (م 588 ه . ق) نیز همان روایت را در كتاب احتجاج، (37) از آن حضرت، با اضافات و زیاداتی آورده است . پس، صدوق در كتاب توحیدش قمستی را اسقاط كرده است .
آقای خویی، پاسخ می‏دهد كه جواب، همان است كه گذشت; یعنی، صدوق، از احتجاج نقل نكرده، بلكه خودش طریق مستقلی دارد . طبرسی، دو قرن با صدوق فاصله دارد .
سپس یك جواب كلی می‏دهد و می‏فرماید:
اگر ثابت‏شد كه صدوق، آن چه را كه مورد رضایت‏خودش نیست، حذف می‏كند، این حذف نمی‏تواند سبب سوء ظن به وی باشد، بلكه این، همان تقطیع متداول و شایع در میان محدثان است . پس اگر آن جزو ساقط شده، ضرر و زیانی به دلالت‏باقی مانده از حدیث و ارد نسازد، در این صورت، حذف آن قسمت، مانعی ندارد . این، امر شایع و متدوالی است و موجب سوءظن به محدث نمی‏شود . اگر كسی چنان تقطیعی را بكند، آیا موجب این می‏شود كه راجع به آن شخص و مخصوصا شخصیتی مانند صدوق بگوید: «امر صدوق، واقعا، مضطرب و آشفته است؟» . (38)
اشكال دوم
نجاشی گوید: «صدوق، در سال سی‏صد و پنجاه و پنج هجری قمری، وارد بغداد گردید، و شیوخ طایفه، از وی حدیث تلقی می‏كردند، در حالی‏كه او كم، سن و سال و حدث السن بود .» . این عبارت، از دو جهت مشكل دارد: 1 - صدوق، در زمان ورود به بغداد، بیش از پنجاه سال داشته است، پس چه طور می‏تواند كم سن و سال باشد؟
مرحوم‏های خویی، در مقام پاسخ، می‏فرماید: «این اشكال دفع می‏شود به این‏كه صدوق، نسبت‏به شیوخ طائفه كه از وی حدیث تلقی می‏كردند، كم سن و سال‏تر بوده است .
2 - جهت دوم این است كه محدود كردن ورود صدوق به بغداد در سال سیصد و پنجاه و پنج، با فرمایش خود صدوق در كتاب عیون اخبار الرضا ( علیه‏السلام) كه گفت: «ابوالحسن علی بن ثابت دوالینی در مدینة السلام (بغداد) در سال سیصد و پنجاه و دو، این حدیث را به ما گفت‏» (39) ، فرمایش دیگر ایشان كه گفته: «در سال سیصد و پنجاه و چهار، نقاش در كوفه برای ما نقل كرد .» (40) ، منافات دارد . این دو روایت، بر ورود صدوق به بغداد قبل از سال سیصد و پنجاه و پنج تصریح دارد .
البته، تاریخ انی دو روایت، بر نقل نجاشی مقدم است .
اشكال سوم
واسطه‏ی رساندن نامه‏ی علی بن حسین (پدر صدوق) به حسین به روح (رحمة‏الله علیه) در بعضی از روایات، علی بن جعفر اسود است، لیكن شیخ طوسی در كتاب الغبیة و خود شیخ صدوق در كتاب كمال‏الدین واسطه را ابوجعفر محمد بن علی اسود فرموده‏اند . پس این دو تناقض دارند .
آقای خویی، پاسخ می‏دهد كه ظاهر امر، این است كه صدوق و شیخ طوبی، صحیح فرموده‏اند و ما حرف صدوق را می‏گیریم، به جهت این‏كه صدوق، آگاه‏تر به مسئله و جریان بوده است . (41)

بخش دوم (معرفی كتاب)

كتاب كمال‏الدین وتمام النعمة را شیخ صدوق در اواخر عمر شریف‏اش در شهر نیشابور تالیف كرده است . با، در این مرحله، بر چهار محور تاكید داریم، 1 - سبب و انگیزه‏ی نگارش; 2 - صحت و سقم كتاب; 3 - روش بحث مؤلف; 4 - مشایخ ایشان و درجه‏ی اعتبار و وثاقت آنان .

محور نخست (انگیزه‏ی تالیف)

ظاهرا، سبب نگارش، سه چیز است: 1 - انحراف غده‏ای از شیعیان در باب مهدویت و اعتقاد به امر غیبت و عدول بعضی از آنان از تسلیم و پذیرش رویات به نظر و قایاس .
2 - ملاقات با مرحوم نجم الدین ابوسعید محمد بن حسن بن محمد بن احمد بن علی بن صلت قمی و درخواست تشویق او بر تالیف چنین كتابی .
3 - رؤیای صادق و اشاره‏ی امام عصر (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) به تنلیف كتابی درباره‏ی غیبت .

دیدار با مردم نیشابور

شیخ صدوق می‏فرماید: «هنگامی‏كه از زیارت امام رضا (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) برگشتم . به نیشابور آمدم و در آن‏جا اقامت گزیدم . كسانی كه به ملاقات‏ام می‏آمدند، سؤالات و شبه‏هایی در امر غیبت می‏كردند . آنان را در این امر متحیر دیدم . تمام سعی و همت‏خود را در ارشاد آنان به سوی حق مصروف داشت .» . (كمال‏الدین، ج 1، ص 2)

ملاقات با ابوسعید قمی

ایشان، از جمله كسانی بود كه دچار خیرت شده بود . شیخ، در مورد وی می‏فرماید: «ایشان، شخصیت‏بزرگ، شیعه‏ی دوازده امامی، عاشق ولایت . و اهل بیت او، از خاندان رفیعی است . پدر و جدش، از بزرگان بودند . و پدر من از جد او روایات زیادی نقل كرده است . من، از دیر زبان، آرزوی ملاقات او را داشتم و مشتاق دیدار او بودم . . . .» .
سپس می‏افزاید: «در ملاقاتی كه با ایشان داشتم، مطلبی را فرمود كه باز سبب تالیف این كتاب شد . آن، این است كه ایشان برای من نقل كرد كه در بخارا، با بعضی از فلاسفه و علمای منطق، ملاقات داشته است و یكی از بزرگان فلاسفه، زمینه‏ی طول غیبت مطرح می‏كند او را به شك می‏اندازد .» .
مرحوم شیخ صدوق، به آن شهبه اشاره نمی‏كند، ولی می‏گوید: «در اثبات امام ( علیه‏السلام) و غیبت او، مباحث و قصولی را یادآور شدم و اخباری را از پیامبر اكرم ( علیه‏السلام) نقل كردم و اشكال، از بین رفت و نفس ایشان ارام گرفت‏شك و تردید از دل وی بیرون شد سپس از من خواست تا كتابی در این زمینه بنویسیم . من نیز قبول كردم و قول مساعد دادم . گفت، ان‏شاء الله سرفرصت این كار را خواهم كرد . (42) » .

رؤیای صادق و ملاقات با امام زمان (عج)

ایشان، فرموده است:
در نیشابور، شبی در فكر آن چه كه در شهرری باز گذاشته بودم، از خانواده و فرزندان و برادران و نعمت‏ها، اندیشه می‏كردم . كه ناگاه خواب بر من غلبه كرد . در خواب دیدم كه گویا در مكه هست . و به گرد بیت الله الحرام طواف می‏كنم . در دور هفتم، به حجرالاسود رسیدم . به آن دست می‏كشیدم و می‏بوسیدم . و می‏گفتم: «این، امانت من است كه آن را تادیه می‏كنم، و پیمان من است كه آن را تجدید می‏كنم ت ادای آن را به من گواهی دهی و شهادت دهی كه من آن را به جا آورده‏ام‏» . در این هنگام، مولایمان قائم صاحب زمان (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) را مشاهده كردم كه بر در خانه كعبه ایستاده است .
با دلی مشغول و حالی پریشان، به آن حضرت نزدیك شدم . امام ( علیه‏السلام) به چهره‏ی من نگریست در از درون‏ام را دانست . به ایشان سلام كردم . از پاسخ سلام را داد . سپس فرمود: «لم لاتصنف كتابا فی الغیبة حتی تكفی ما قد همك؟ چرا درباره‏ی غیبت كتابی نمی‏نویس تا همم و اندوه‏ات برطرف بشود . ؟» . به حضرت عرض كردم «یا بن رسول الله! درباره‏ی غیب، قبلا چیزهایی را نوشته‏ام .» . فرمود: «لنین علی ذالك السبیل! آمرك ان تصنف الان كتابا فی الغیبة واذكر فیه غیبات الانبیآء; منظورم نه به روش قبلی است . به تو فرمان می‏دهم كه اكنون كتابی درباره‏ی غیبت تالیف كنی و در آن، غیبت‏های انبیا را بازگویی .» .
این فرمان را داد و گذشت: دورد خدا بر او باد . (43)
شیخ صدوق در ادامه می‏افزاید:
من از خواب برخاستم و تا طلوع فجر به دعا و گری و درد دل و شكوه پرداختم . وقتی صبح شد، تالیف این كتا را آغاز كردم تا امر ولی خدا و حجت او را امتثال كرده باشم، در حلی كه از خداوند استعنات می‏جویم و به او توكل می‏كنم . (44)
بنابراین . شیخ صدوق، با دیدن انی رؤیای صادق، عزم خود را جزم كرده و با یك دید وسیع و نگرشی نو و با روش و شیوه‏ای خاص این كتاب را تالیف كرد و از مباحثی صحبت‏به میان آورد كه همگان آن را تایید می‏كنند و . . .

محور دوم (صحت و سقم مطالب كتاب)

فاضل و محقق معاصر، آقای غفاری می‏فرماید: «شیخ، در این كتاب، در موضوع غیبت، روایاتی را كه در میان مردم مشهور بوده جمع كرده است . حال، این روایات، و حسن و . . . باشند یا نباشند .
البته، شیخ جز به روایات صحاح یا مجمع علیه یا متواتر استناد نمی‏كند .» . (45)
آقای غفاری، به قول خود شیخ صدوق استدلال كرده كه شیخ، در ادله‏ی حدیث معمرین گوید: «این حدیث و نظایرش، معتمد من در امر غیبت، و وقوع آن نیست; یعنی، در وقوع غیبت، به این‏ها اتدلال نمی‏كنم; زیرا، غیبت امام زمان (عجل‏الله‏تعالی‏فرجه‏الشریف) برای من امری صحیح است، از این رو كه پیامبر و ائمه ( علیهم‏السلام) و شریعت و احكام آا به ما رسیده، اشاره كرده‏اند .» ; یعنی، همان روایاتی كه اسلام و احكام را برای ما اثبات می‏كنند، نظیر همان روایات، امر غیبت امام زمان را اثبات می‏كند .
آقای غفاری، می‏خواهد گوید، این كتاب، مجموعه‏ای از صحیح و غیر صحیح است و خود شیخ هم به مواردی از این كتاب، به این نكته اشاره كرده است .
این كه این استدلال، چه قدر می‏تواند صحیح باشد، جای تامل است . در این استدلال . باید جمله‏ی بعدی شیخ را نیز در نظر گرفت كه فرموده: «امر غیبت و مسائل آن را از دلایلی می‏گیرم كه اسلام را از آن‏ها گرفته‏ام،» ; یعن شاید نظر شیخ، بر اعتقادی و ضروری بودن موضوع مذكور است و كه در این صورت، نیازی به بحث و بررسی سند نیست .
عالمان و بزرگان دین، در اصول مسلم دین و مذهب مناقشات سندی را شمسی كنند . و بحث‏های سندیی، ، در غیر ضروریات مذهب و دین است .
از طرفی، اگر كسی بعضی از این اخبار را زیر سؤال ببرد، لازمه‏اش این نیست كه اعتقادات ما را هم زیر سؤال ببرد; چون، مستند این عقیده، همانند مستند اعتقاد به اسلام و احكام آن است كه از دلایل قوی و صمیمی برخوردار است . بنابراین، فقط به این بعض از روایات اكتفا نشده است .
از این كه شیخ فرموده: «لیس هذا الحدیث وما شاكله من اخبار المعمرین (46) و . . .» ، معلوم می‏شود كه قصدش نقد همین موارد، نه كل روایات این كتاب .
بعضی، فرمایش‏های غفاری را از باب موجبه‏ی خوبیه می‏پذیرند و می‏گویند، كتاب، شامل صحیح و سقیم است . این حرف، بعید نیست، ولی ممكن است‏سند و یا طریق روایتی، به نظر بعضی، مشكل داشته باشد، اما به نظر عده‏ای دیگر، مشكل نداشته باشد، ولی حتما صدق خبری و قرائن دال بر صدق دارد .
همان گونه كه قبلا متذكر شدیم، علمای امامیه، كلام شیخ صدوق و پدر وی را مانند نص منقول و خبر ماثور می‏دانند . (47) و وثاقت او را امری ضروری مانند و ثاقت‏سلمان و ابوذر (رضی‏الله عنهما) می‏شمارند . (48)

محور سوم (محتویات كتاب)

كتاب، شامل یك مقدمه و چندین باب در باره‏ی مباحث غیبت است .
در مقدمه، مباحث مهم كلامی مطرح شده است اهم مطالب آن، برقرار زیر است:
1 - «خلیفه‏» پیش از آفرینش;
2 - وجوب اطاعت از خلیفه;
3 - خلیفه را خدا انتخاب می‏كند; (49)
4 - وجوب و خدمت و یكی بودن خلیفه در هر زمان;
5 - لزوم وجود خلیفه;
6 - وجوب عصمت امام ( علیه‏السلام) ;
7 - اثبات غیبت و حكمت آن;
8 - تشابه میان ائمه و انبیاء ( علیهم‏السلام) ;
9 - مذهب كیسانیه;
10 - ابطال اقوال ناو وسیه و واقضیه در باره‏ی امام كاظم ( علیه‏السلام) ;
11 - ابطال قول واقفیه در غیبت امام عسكری ( علیه‏السلام) ;
12 - اعتراض و مناقشات ابن بشار و پاسخ ابن قبه;
13 - شبهات زیدیه و بحث درباره‏ی «بداء» ;
14 - مناقشات و شبهات مخالفان درباره‏ی غیبت و پاسخگویی به آن‏ها;
15 - بحث‏های نوبختی و ابن قبه از ابی‏زید علوی .
در پایان مقدمه، سبب و انگیزه‏ی تقدیم مقدمات را چنین بیان می‏دارد «ما، این فصول را در آغاز كتاب خود ذكر كردیم . به جهت این كه نهایت ادله‏ی زیدیه را كه شدیدترین فرقه علیه ما شیعیان‏اند، پاسخ داده باشیم .» . (50)
ادامه دارد

پی‏نوشت:

1) الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج 2، ص 282، و ج 18، ص 138 .
2) همان، ج 16، ص 82 .
3) همان، ص 84 - 85 .
4) بحارالانوار، ج 1، ص 6 .
5) بحارالانوار، ج 1، ص 6 .
6) كمال‏الدین، ج 2، ص 503، ب 45، ح 32 .
7) ر . ك . الغیبة، طوسی، ص 320، فصل 4 (بعض ماظهر من جهته علیه السلام من التوقیعات)، ح 207، ص 266 .
8) ر . ك . كمال الدین، ج 2، ص 502، ب 45، ح‏32 .
9) ر . ك . الغیبة، ص 308 .
10) معجم رجال الحدیث . الخوئی، ج 16، ص 322 .
11) رجال نجاشیی: 278 . البته باید توجه داشت كه «حدث السن‏» بدون اشتباه است . در این باره، توجیه آقای خویی را نقل خواهیم كرد .
12) رجال نجاشی: 278، البته باید توجه داشت كه «حدث السن‏» بدون اشتباه است . در این باره توجیه اقای خویی را نقل خواهیم كرد .
13) الفهرست، ص 156، ش 695 .
14) رجال، طوسی، ص 495، ش 25 .
15) السرائر، ج 2، ص 529 .
16) سفینة‏البحار، ج 2، ص 281 .
17) ر . ك: معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 322 .
18) كمال الدین، ص 3 - 4 .
19) همان، ص 3 - 5 .
20) قاموس الرجال، ج 9، ص 435، لؤلؤة‏البحرین، ص 375 .
21) رجال مامقانی، ج 3، ص 155 و 154; قاموس الرجال، ج 9، ص 435 .
22) ذرایع البیان فی عوارض اللسان، ج 2، ص 81 .
23) تاریخ بغداد، ج 3، ص 88 .
24) دو كتاب انساب هست: 1 - انساب الاشراف كه چاپ جدیداش، سیزده است و مؤلف آن، تقریبا، معاصر امام هادی ( علیه‏السلام) بوده است; 2 - لانساب، تالیف عبدالكریم محمد بن سمعانی (م 562 ه . ق) كه چاپ جدیداش پنج مجلد است .
25) الانساب، ج 4، ص 544 .
26) مقدمه‏ی كتاب من لایحصره الفقیه: ص او; به مقدمه‏ی بحارالانوار، جلد صفر، ص 73 نیز مراجعه شود .
27) سیر اعلام النبلاء، ج 16 . ص 303; در مقدمه‏ی كتاب من لایحضره الفقیه، ص «او» 6 - الشیخ الجلیل، ابوالحسن جعفر بن الحسین - الحسن خ 5 - حسكة القمی، شیخ الطوسی و تلمیذ الصدوق، رحمهم الله‏» .
28) معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 322 .
29) معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 326 .
30) بحار، ج 5، ص 156 .
31) مستدرك الوسائل، ج 11، ص 169 .
32) كشف القناع، ص 213 .
33) معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 323 .
34) من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 370، ب 225، ح 2 .
35) معجم، ج 16، ص 325 .
36) توحید، صدوق، ص 254، ح 5; عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 272 .
37) الاحتجاج، ص 240 .
38) معجم، ج 16، ص 326 .
39) عیون اخبار الرضا ( علیه‏السلام)، ج 1، ب 6 .
40) همان، ب 11; التوحید، ح 26 .
41) معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 336 .
42) كمال الدین، ج 1، ص 3 .
43) كمال‏الدین، ج 1، ص 3 - 4 .
44) كمال الدین، ج 1، ص 3 - 4 .
45) الوافی، ج 1، ص 11، مقدمه دوم .
46) مقدمه‏ی كمال الدین، ص 19 .
47) بحارلانوار، ج 5، ص 405; مستدرك الوسائل، ج 19، ص 189 .
48) مستدرك الوسائل، ج 19، ص 191 .
49) ابن هشام در كتاب السیر النبویة كه از كتاب‏های قدیمی است، نقل می‏كند: در دورانی كه پیامبر اكرم ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) در مكه بودند و هنوز حكومتی تشكیل نشده بود . پیامبر اكرم ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) برای تبلیغ در ایام حج‏به منی می‏رود و در آن جا وارد خیمه‏ای قبیله‏ای می‏شود . رییس قبیل به حضرت نگاه می‏كند و ابهت و نور پیامبر ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) او را مبهوت می‏سازد . به زیر دستان‏اش می‏گوید: «اگر از ایشان پیروی كنیم، دنیا را تصاحب می‏كنیم .» پیامبر اكرم ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) به آنان می‏فرماید: «من به پیامبری مبعوث شده‏ام و آمده‏ام شما را به اسلام دعوت كنم .» . رییس قبیله از جا بر می‏خیزد و عرض می‏كند: «من مسلمان می‏شوم داده شما پیروی می‏كنم، ولی به شرط این كه مرا جانشین خودت قرار دهی . » . حضرت ( صلی‏الله علیه‏و آله‏وسلم) فرمود: «نه; این امر به دست‏خدا است و او، هر كه را بخواهد، جانشین می‏كند . . .» . (السیرد النبویة; ج 2، ص 66) . 50) كمال الدین، آخر مقدمه، ص 126 .

نجم‏الدین طبسی / انتظار، شماره 7

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما