وضعيت شیعه در آستانه غیبت صغری
الف - وضعيت فكرى
ب - وضعيت سياسى
1 - انتقال عسكريين عليهماالسلام از مدينه به سامرا وكنترل شديد آنان
2 - شيوه هاى مبارزات سياسى عسكريين عليهماالسلام
پي نوشتها:
332- الكافى ، ج 5، ص 111-112؛ بحار الانوار، ج 50، ص 86-87. 333- محمد بن معروف هلالى مى گويد: به حيره نزد جعفر بن محمد صادق عليه السلام رفتم از كثرت مردمى كه دور آن حضرت جمع بودند نمى توانستم خدمت ايشان برسم تا اين كه روز چهارم مرا ديدند و به خود نزديك كردند. پس از اين كه مردم متفرق شدند به قصد زيارت قبر اميرالمؤ منين رفتند و من هم به دنبال ايشان رفتم و سخنانشان را مى شنيدم . (تاريخ فقه و فقها، دكتر گرجى ، ص 115، به نقل از: رجال نجاشى ). حسن بن على زياد و شاء به ابن عيسى مى گفت : من در اين مسجد (كوفه ) 900 شيخ را ديدم همه مى گفتند: حد ثنى جعفر بن محمد عليه السلام . (همان ). حافظ ابوالعباس بن عقده همدانى كوفى (333ه) كتابى در نام هاى كسانى كه از حضرت صادق عليه السلام حديث روايت كرده اند تصنيف كرده كه در آن 4000 نفر معرفى شده اند. (همان ). در دوره صادقين عليهماالسلام نقل روايت و تدوين حديث در بين شيعه آن چنان وسعت يافت كه در هيچ عصر و دوره و در هيچ مذهبى اين طور وسعت نيافته است . (ر. ك تاريخ التشريع الاسلامى ، دكتر عبدالهادى الفضلى ، ص 202-204)، اين عصر را عصر انتشار علوم آل محمد عليهم السلام ناميده اند. (همان ص 95). 334- براى اطلاع از تعداد و اسامى شاگردان و اصحاب عسكريين عليهم السلام ر. ك : تاريخ التشريع الاسلامى ، دكتر عبدالهادى الفضلى ، ص 183-211. شيخ طوسى ، تعداد شاگردان امام هادى عليه السلام را در زمينه هاى مختلف علوم اسلامى 185 نفر مى داند. در ميان اين گروه شخصيت هاى برجسته اى ؛ مانند فضل بن شاذان ، حسين بن سعيد اهوازى ، ايوب بن نوح ، ابو على (حسن بن راشد)، حسن بن على ناصر كبير، عبدالعظيم حسنى و عثمان بن سعيد اهوازى به چشم مى خورند كه برخى از آنان داراى آثار و تأليفات ارزشمندى در زمينه هاى مختلف علوم اسلامى هستند (رجال ، طوسى ، ص 409-429)، و نيز ر. ك : حياة الامام الهادى ، باقر شريف قرشى ، ص 170-230. برخى از محققان تعداد اصحاب و روات امام عسكرى عليه السلام را تا 213 نفر برشمرده اند. (ر. ك : حياة الامام العسكرى عليه السلام ، محمد جواد طبسى ، ص 345-413. صاحب “اعيان الشيعه “ نيز مى گويد: فقد روى عنه (الامام العسكرى ) من انواع العلوم ما ملابطون الدفاتر. “علوم و دانش هاى گوناگونى كه از آن حضرت نقل شده ، صفحات كتاب ها را پر ساخته است .”، (اعيان الشيعه ، ج 1، ص 40). 335- ر. ك : حياة الامام العسكرى عليه السلام ، محمد جواد طبسى ، ص 287-295. 336- توحيد، صدوق ، ص 224. 337- ر. ك : حياة الامام العسكرى عليه السلام ، محمد جواد طبسى ، ص 316. 338- همان ، ص 324. 339- همان ، ص 325. 340- همان ، ص 324. 341- الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 139، (به نقل از: تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشريف )، ص 87)؛ بحار الانوار، ج 50، ص 251؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص 432، دلائل الامامة ، ص 226. 342- الارشاد، شيخ مفيد، ص 333؛ بحار الانوار، ج 50، ص 200؛ اثبات الوصية ، ص 225، (به نقل از: تاريخ سياسى غيبت امام دواردهم ، ص 83). 343- حضرت خود مى فرمود: مرا از مدينه به اجبار به سامرا آوردند. (بحار الانوار، ج 50 ص 129). 344- مروج الذهب ، ج 4، ص 93؛ الارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 303. 345- دكتر جاسمحسين ، مى نويسد: “سازمان اماميه (وكلا) به هواداران خود اجازه مى داد در دستگاه خلافت عباسى كار كنند. از اين رو، محمد بن اسماعيل بن برى و احمد بن حمزه قمى مقامات والايى در وزارت اشغال كردند. (رجال ، نجاشى ، ص 254). نوح بن دراج ، قاضى “بغداد”و پس از آن قاضى كوفه بود چون بستگان او از كارگزاران امام جواد عليه السلام بودند، عقيده خود را در طول اشتغال به اين سمت پنهان داشت . (همان ، ص 80 و 98). بعضى ديگر از اماميه ؛ مانند حسين بن عبدالله نيشابورى ، حاكم بست و سيستان شد و حكم بن عليا اسدى به حكومت بحرين رسيد، هر دو نفر به امام جواد عليه السلام خمس مى پرداختند كه حالى از بيعت پنهانى ايشان با امام نهم است (الكافى ، ج 5، ص 111 و الاسيصار، ج 2، ص 58، (تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشريف )، ص 79). 346- ر. ك : بحار الانوار، ج 50، ص 140، 254، 269، 298 و 270. 347- ر. ك : همان ، ص 304 و 259، نيز، ر. ك : حياة الامام العسكرى عليه السلام ، محمد جواد طبسى ، ص 261 - 266. 348- ر. ك : تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم عليه السلام ، دكتر جاسم حسين ، ص 85-89. (بسيارى از مورخين ؛ مانند اصفهانى روايت مى كنند كه قيام هاى علويان در سال (250 و 251 ه) در نواحى كوفه ، طبرستان ، رى ، قزوين ، مصر و حجاز آغاز شد. امكان دارد اين قيام ها از سوى يك گروه يا دقيق تر بگوييم : توسط يك رهبر، هدايت شده باشد.... على رغم جبهه زيدى قيام ، بسيارى از اماميه مخلص نيز شركت داشتند. بنا به گفته ابن عقده ، پرچم دار قيام مكه ، محمد بن معروف حلى ، متوفاى (250 ه) بود كه از برجستگان اماميه در حجاز به شمار مى آمد. (رجال نجاشى ، ص 280). علاوه بر آن ، رهبر قيام كنندگان كوفه ، يحيى بن عمر بود كه در سال (250 ه) مورد سوء قصد قرار گرفت و مورد ستايش ابوالقاسم جعفرى ، وكيل امام هادى عليه السلام قرار داشت و همدردى او را به خود جلب كرد. (طبرى ، ج 3، ص 1522). علاوه بر آن ، بنا به گزارش مسعودى ، على بن موسى بن اسماعيل بن موسى كاظم در قيام رى شركت داشت و خليفه معتز او را دستگير كرد. چون اين شخص نوه اسماعيل بن موسى كاظم ، مبلغ آيين اماميه در مصر بود بسيارى محنمل به نظر مى رسد كه قيام وى اصولا امامى بوده باشد. (مروج الذهب ، ج 7، ص 404) افزون بر آن ، طبرى اطلاعات لازم را درباره فعاليت هاى مخفى اماميه و نقش ايشان را در قيام مى دهد. مقامات دولتى ، قيام را بيشتر زيدى مى دانستند تا امامى ، او همچنين گزارش مى دهد كه جاسوسان عباسى مكاتباتى را بين رهبر قيام كنندگان در طبرستان ، موسوم به حسن بن زيد و برادرزاده اش : موسوم به محمد بن على بن خلف العطار و كشف كردند. اين هر دو نفر از هواداران امام دهم ، حضرت هادى عليه السلام بوده اند. (طبرى ، ج 3، ص 1362 و 1683، و اختيار، ص 68.). ... اماميه ادعاى هر علوى كه خود را قائم و مهدى موعود از سوى پيامبر صلى اللّه عليه و آله بداند تكذيب كردند، ولى با بعضى از قيام هاى علويان كه به ايشان وفادار بودند همدردى نشان مى دادند. همين مطلب ، ما را به نكته رهنمون مى سازد كه ائمه دو روش را براى وصول به اهداف حقه خود طرح ريزى كرده بودند؛ نخست فعاليت هاى علمى ، فرهنگى و مذهبى كه با اشاعه آن در ميان مردم بدون آن خود را به ظاهر درگير مسائل سياسى كنند همت گماشتند. دوم ، بعضى از قيام هاى شيعيان كه وفادار به خود بودند را در پنهانى مورد حمايت قرار دادند. بدان اميد كه بتوانند قدرت را به دست آورده و پس از موفقيت به ايشان واگذار كنند. 349- وسائل الشيعة ، ج 11، ص 460. (تقيه از دين من و دين پدران من است ، كسى كه تقيه ندارد ايمان ندارد). 350- همان ، (نه دهم دين در تقيه است و كسى كه تقيه ندارد، دين ندارد). 351- همان ، ص 464. (مؤ من همواره مجاهد است ، در حكومت باطل با تقيه و در حكومت حق با شمشير). 352- نهج البلاغه ، خطبه 3، معروف به خطبه شقشقيه . 353- وسائل الشيعه ، ج 11، ص 466. (به نقل از: سرائر، ابن ادريس ، و بحار الانوار، ج 50، ص 181). 354- احجاج ، طبرسى ، ج 2، ص 266. (به نقل از: حياة الامام العسكرى عليه السلام ، محمد جواد طبسى ، ص 240.) 355- بحار الانوار، ج 50، ص 269. (به نقل از: همان ، ص 238). 356- اثبات الوصيه ، ص 243. (به نقل از: همان ، ص 238).
منبع:کتاب تاریخ عصر غیبت نویسندگان : پور سید آقایی ، جباری ، عاشوری ، حکیم