|
كانون گفتگوی قرآنی نوشت: یك وقتی ما( حاج آقا قرائتی) در ستاد نماز نوشتیم آقازادهها، دخترخانمها، شیرینترین نمازی كه خواندید برای...
دوشنبه 26 دی 1390
|
 |
|
هنگامى كه على عليه السّلام در جنگ صفّين سرگرم نبرد بود، در ميان هر دو صف كارزار، مراقب حركت و وضعيّت خورشيد بود (تا ببيند چه وقت به...
یک شنبه 11 دی 1390
|
 |
|
« روزي پيامبر (ص) نماز جماعت ميخواندو جمعي به وي اقتدا كرده بودند . حسين (ع) كه كودك بود، در همان نزديكيها بود؛ وقتي رسول خدا (ص)...
پنج شنبه 29 بهمن 1388
|
 |
|
شخصی قصد سفر به منظور تجارت داشت، خدمت امام جعفر (علیه السلام) آمد و استخاره کرد، استخاره بد آمد، ولی او آن را نادیده گرفت و به مسافرت...
سه شنبه 18 فروردین 1388
|
 |
|
حضرت علي (ع) باز از جاي برخاست و از اتاق بيرون رفت. ام كلثوم با نگراني رفت و آمدهاي پدر را نگاه ميكرد. بالاخره طاقت نياورد و گفت:...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
چون نماز بر وي بايسته شد، جبرئيل بر وي فرود آمد و او در بالاي مكه بود. با پر خود بر كرانة ذره زد كه چشمهاي از آن جوشان شد.جبرئيل براي...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
بارها اتفاق ميافتاد كه حضرت امام حسين (ع) جست و خيزكنان به سوي رسول خدا (ص) ميشتافت و در حالي كه آن بزرگوار در نوشيني سجدههاي خويش...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
از « سهل شوشتري» كه از عرفاي بزرگ و اهل كرامات بود پرسيدند : چگونه به اين مقام رسيدي؟گفت : من در كودكي نزد داييام زندگي ميكردم، شبي...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
ديگر رمقي نداشت. مسجد، دور بود. آن قدر پيش رفت كه كم كم از دور، صداي خفهي نوحه خوان به گوشش رسيد. حاجي، جلوتر ميرفت و صدا هم بلندتر...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
اين طوري شروع شد. روزي گرم، در گرماي روز، وقتي كه خورشيد ميرفت تا در عمودترين نقطه قرار گيرد، در آن ساعت روز، دو نفر كه چهره در پناه...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
اگر در آينده وسيله فراهم شد ثروت سرشاري بر تو ريزش خواهد كرد. ليكن مردم زمان بيگانه پرستند و اينك دست ما خالي است. (ريب الزمان، يعني...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
در ماجراي جنگ خيبر كه در سال هفتم هجرت رخ داد و مسلمانان با فتح خيبر پيروز شدند، پيامبر اكرم (ص) دستور داد كه سپاه اسلام از سرزمين...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
فرمود : تواضع و خود كوچك بيني در پيشگاه خداوند در نماز ميباشد و به اين كه بنده با قلب، تمامي وجودش متوجه پروردگار بزرگ بشود. پس اگر...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
در يكي از جنگهاي عصر پيامبر اكرم(ص) جمعي از مسلمانان به اسارت كشور روم درآمدند، آنها مدتي در زندان بودند، تا اين كه روزي يكي از آن...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
سال دوم هجرت بود. سپاه اندك اسلام در سرزمين بدر، در برابر سپاه مجهز دشمن قرار گرفتند. صبح روز جمعه هفدهم رمضان، جنگ شروع شد و درگيري...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
همه از اتوبوسها پياه شدند. از تمام كشورها آمده بودند؛ آلمان، ژاپن، فرانسه، آمريكا و ... آنها خبرنگار بودند. به ايران دعوت شده بودند...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
«علي اكبر شيرودي» در آن هنگام نوجوان بود. ميرفت تا كاري پيدا كندو كمك خرج مادرش باشد. چند بار از اتوبوسها سوار و پياده شد تا به جايي...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
روزي نزديك ظهر به منزل شهيد رجائي رفتم. ظهر، صداي اذان كه شنيده شد، ايشان از جا برخاستند و براي اقامةنماز آماده شدند. ايشان را صدا...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
در شب دوازدهم، پدرم آماده ميشدند تا به مجالس هفتگي خود بروند. ايشان دراين مجالس به بررسي اوضاع سياسي ايران و جهان ميپرداختند. من...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |
|
ركعت آخر نماز بود كه سرم را از روي مهر برداشم. متوجه پوتينهاي يك عراقي شدم. بله! يك سرباز عراقي كنارم ايستاده بود. فهميدم كه ديگر كار...
دوشنبه 9 دی 1387
|
 |