|
احكام كعبه و حرم
1. امنيت تكويني و تشريعي: از تاريخ پرماجراي كعبه و ماندگاري آن به رغم طوفانهاي سهمناك چنين برميآيد كه اين بيت شريف از امنيت تكويني برخوردار است و اگر كسي همچون ابرهه قصد محو و تخريب آن را داشته باشد، با خداي كعبه طرف خواهد بود. همچنين امنيت تشريعي دارد و مقيم آن همواره در امان خواهد بود (مگر آنكه در داخل حرم مرتكب جنايت شود)71 و بر طبق برخي ديدگاهها، حتي طلبكار حق ندارد طلب خويش را در اين مكان از بدهكار مطالبه نمايد.72 از اطلاق آيات مربوط چنين برميآيد كه گستره اين امنيت حتي شامل حيوانات گوناگون زميني، پرندگان، حشرات، رستنيها و درختان نيز ميشود. واژه حرم نيز به همين حرمت و امنيت اشاره دارد. از اينرو، هر نوع جنگ و خونريزي و خشونت، حتي مجادلات كلامي، ممنوع شده و حمل سلاح در آن مكان جز از روي ضرورت مكروه شمرده است.73 فلسفه ظاهري اين امنيت اجباري، اين است كه حجگزاران و شركتكنندگان در حج بتوانند با خيال راحت و با تمركز حواس و تجمع قواي روحي، روي به درگاه خداي آورند، عميقا با او، رابطه روحي و معنوي برقرار كنند و بلور جان را با زمزم و كوثر غبارروبي كنند و با فراغت خاطر، حظ وافري از سلوك معنوي خويش اكتساب كنند. فلسفه عميقتر و فراگيرتر آن احتمالاً پايهگذاري يك امنيت جهاني و بشري است. زائران مهاجر از اقصي نقاط جهان ميتوانند در اين ايام، كام خويش را به طعم امنيت و لذت آرامش شيرين كنند و بخشي از رسوبات ذائقه خويش را به عنوان پيام حج براي مناطق خود به ارمغان برند. در جهاني كه هميشه نزاع و كشمكش در آن وجود دارد، بودن چنين مركزي در آن ميتواند اثر عميق مخصوصي براي حل مشكلات مردم از خود نشان دهد؛ زيرا امن بودن اين منطقه سبب ميشود كه مردم با تمام اختلافاتي كه دارند در جوار آن در كنار هم بنشينند، و به مذاكره بپردازند، و به اين ترتيب، يكي از مشكلات كه معمولاً براي فتح باب مذاكرات براي رفع خصومتها و نزاعها وجود دارد، حل ميشود.74
2. ممنوعيت ورود غيرمسلمان: غيرمسلمانان به بيان آيه 28 سوره «توبه» حق ورود به اين مكان مقدّس را ندارند. به بيان ديگر، طهارت اين خانه مانع از پذيرش كفّار و مشركان است. حتي از آبادسازي و عمارت مساجد الهي نيز كه در مطلوبيت آن ترديدي نيست، منع شدهاند.
3. ممنوعيت هرگونه فساد و ظلم: آيه«وَ مَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» (حج: 25) هرگونه ظلم و انحراف از حق را به دليل اراده اطلاق شامل ميگردد.75 اراده گناه، اگر در هيچ جا گناه نباشد، در اين سرزمين گناه و مستوجب عذاب است. ارتكاب خلاف در آن، علاوه بر حد و تعزير، عذاب نيز دارد. بر طبق برخي روايات، وزر گناه ارتكابي در مكّه دو برابر و عذابش شديدتر خواهد بود؛ چه اينكه عبادت و عمل نيك در مكّه ثواب چند برابر دارد.
4. وجوب زيارت آن بر هر مؤمن متمكن (يك بار در طول عمر): طبق روايات مستحب است كه مؤمنان توفيق زيارت آن را مستمرا از خداوند بخواهند و همواره در انديشه آن باشند.76 و ترك آن در شرايط اختيار غيرمجاز، ممنوع و موجب نزول عذاب77 و هلاك امت است.78 از جمله نشانههاي اهميت آن، اينكه اگر مردم آگاهانه از زيارت آن سرپيچي كنند، حاكم اسلامي ميتواند آنان را به اين مهم الزام كند79 و در صورت فقدان استطاعت، هزينه حج ايشان را از بيتالمال تأمين نمايد.
5. لزوم رعايت تشريفات خاص به هنگام ورود: هر مسافري هر چند در غير موسم حج، الزاما بايد با لباس احرام به حرم وارد شود. اگر به موسي در داخل سرزمين طور و در مجاورت شجره مقصود فرمان «فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوي» (طه: 12) داده شد، زائر بيتاللّه فرسنگها پيش از ورود مأمور است كه كفش و كلاه خود را درآورده و با رمز خاص و لباس مخصوص، اذن دخول طلبد.
6. برابري مقيم و مسافر در استفاده از حرم: «... وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ... .»(حج: 25) برخي فقها با استناد به آيه مزبور و با تعميم مسجدالحرام به كل حرم و شهر مكّه، خريد و فروش و اجاره خانههاي مكّه را تحريم كردهاند. اما از ظاهر آيه چنين برميآيد كه مراد از مسجدالحرام خصوص مسجد و قدر متيقّن از تساوي، تساوي زائران در عبادت و انجام مراسم و مناسك حج است. از اينرو، اهل مكّه نميتوانند به دليل مجاورت، براي خود حق تقدّم قايل شده و براي زائران ايجاد مزاحمت كنند. به بيان حقوقي، هر نوع مزاحمت و مانعتراشي، چه توسط دولت آن سرزمين و چه توسط عموم مردم آنجا، تجاوز به حقوق عموم مسلمانان تلقّي ميشود. به بيان امام خميني قدسسره: بيتاللّه الحرام اول بيتي است كه براي ناس بنا شده، بيت همگاني است. هيچ شخصيتي و هيچ رژيمي و هيچ طايفهاي حق تقدّم در آن ندارد. اهل باديه و صحرانشينان و خانه به دوشان با عاكفان كعبه و شهرنشينان و دولتمردان در آن يكسانند.80
7. اختياري بودن قصر و اتمام در نماز: زائر بيتاللّه در مسجدالحرام و در مكّه، در قصر و اتمام نماز خويش مختار است. به بيان عرفاني، زائر گويا به خانه و سرزمين خويش وارد شده است و نه مسافر، بلكه مقيم شمرده ميشود. لازم به ذكراست كه بر اساس روايات فضيلت هر ركعتنمازدر مسجدالحراممعادليكصدهزارركعت است.
8. ممنوعيت هرگونه بياحترامي و هتك: اهميت كعبه به اندازهاي است كه ويران كردن آن در روايات اسلامي در رديف قتل پيامبر و امام قرار گرفته، نگاه كردن به آن، عبادت و طواف بر گرد آن از بهترين اعمال است.81 از اينرو، هر نوع بيحرمتي و توهين به بيت و حرم ممنوع و مستوجب مجازات است. از ديد روايات، آلوده كردن تعمّدي خانه كعبه مجازات اعدام و آلوده ساختن مسجدالحرام مجازات تعزير را به دنبال دارد.82
9. كراهت مرتفع ساختن بناهاي اطراف: مرتفع ساختن هرگونه بنا در مجاورت كعبه، به احترام آن بيت رفيع، مكروه شمرده شده است. برخي از فقها نيز به حرمت آن فتوا دادهاند.83 جالب اينكه عربها تا مدتها به احترام كعبه خانه مربع نميساختند.84
سخن پاياني انجام حج در صورت رعايت دقيق آداب و دستورات ديني، علاوه بر آثار عبادي و معنوي بسيار گسترده و عميق، آثار سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسيار قابل توجهي نيز به دنبال دارد كه تحليل هر يك مجالي واسع ميطلبد: نزديك شدن بيشتر به يكديگر، تشديد پسزمينههاي فرهنگي، تقويت علقههاي مشترك، حصول همدلي و همفكري، فرو ريختن تمايزات و حجابها، شكوفايي خودطبيعي، تقويت بنيانهاي اخلاقي، ارتقاي توان همزيستي، تمرين سلوك جمعي، تقويت علايق و احساسات مشترك، احساس نيرومندي به بودن در كنار ديگران، بيدار شدن وجدان جمعي در پرتو تعاملات مشترك، امكانيابي، تعاملات فرهنگي، احساس غرور و عظمت به واسطه تعلّق به يك جماعت عظيم و داراي ويژگيهايكيفيبرجسته، دركشهوديحضور و عضويت در جمع امت، به نمايش گذاشتن موقعيت برجسته و نقطه عظمتامت اسلام براي جهانيان، افزايش روح تعهدمندي و مسئوليتشناسي و... تنها بخشي از آثار متنوع اين كنگره عظيم الهي سياسي است كه در صورت برگزاري درست، امت اسلام ميتواند از آن با حسن وجه بهرهگيري كند. بيترديد، كعبه و اعمال جانبي آن، به ويژه كنگره عظيم حج، زمينه شكلگيري طيف گسترده و درهمتنيدهاي از ارتباطات را فراهم ميسازد: ارتباط با خود (براي سير و سلوك معنوي)، ارتباط با خداوند (برنامههاي عبادي)، ارتباط با قيامت (تداعي يوم الحشر و روز حساب كه بندگان همه با لباس سفيد در صحراي محشر براي حسابرسي حاضر خواهند شد)، ارتباط با منجي (كه آينده رسالت جهاني خويش را از همين پايگاه آغاز خواهند كرد)، ارتباط با طبيعت (از طريق لزوم پرهيز از آسيب رساندن به حيوانات و گياهان در ايام احرام، لزوم پرهيز از اسراف، رعايت محيط زيست و...)، ارتباط مؤمنان با يكديگر (ايجاد زمينه اتحاد و همدلي ميان مؤمنان)، ارتباط با ديگران مهم و پيشينان (ارتباط با پيامبران، صالحان، شخصيتهاي الگويي از آدم عليهالسلام تا خاتم صلياللهعليهوآلهو همه مؤمنان تاريخ كه به دليل اشتراك در اصول اعتقادي اسلام از زمره امت واحد محسوب ميشوند)، ارتباط با آيندگان (از طريق احساس مسئوليت نسبت به آينده جهان، تلاش در جهت بهبود اوضاع آن) ارتباط با فقرا و نيازمندان جامعه (اداي حقوق ايشان، و آمادگي روحي براي كمك ومساعدت به ايشان)، ارتباط مردم با دولتهاي ملّي (وظيفه دولتهاي ملّي در خصوص برنامهريزي و تنظيم امور حج)، ارتباط دولتهاي اسلامي با يكديگر و به ويژه با دولت حاكم بر حرم، ارتباط با جامعه جهاني به ويژه مظلومان و ستمديدگان عالم (از طريق طرح مسائل و مشكلات جهاني و چارهانديشي براي حل آنها)، ارتباط جوامع اسلامي با يكديگر (از طريق زمينههاي عامي كه براي اشاعه و پراكنش فرهنگي و نمايش امكانات ملّي حاصل ميشود)، ارتباط تودهها با علما و دانشمندان (به ويژه از طريق ايجاد انگيزه براي كسب تعاليم ديني، ارتقاي بينش مذهبي و آموزش احكام و مناسك)، ارتباط نخبگان جامعه اسلامي با يكديگر (از طريق ايجاد زمينههاي لازم براي آشنايي، بحث و گفتوگو، تعاملات فكري، انتقال بينشها و تجربيات، همكاريهاي مشترك در عرصههاي علمي و پژوهشي، دعوت متقابل براي مسافرتهاي علمي، برگزاري همايشها و...)، ارتباط كارگزاران و كارگردانان عاليرتبه سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشورهاي اسلامي با يكديگر و ايجاد زمينه براي بسط همكاريهاي مشترك. لازم به ذكر است كه حجاج پس از برگشت به سرزمين خويش نيز ضمن ارتباط با همميهنان خود، بخشي از بارقههاي دريافتي خويش از اين سفر معنوي را به ديگران هديه خواهند كرد. مراسم بدرقه و استقبال و آيين وليمهدهي نيز از منظر ارتباطي نقش بسيار مهمي در تحكيم همبستگي اجتماعي مؤمنان دارد.
|