مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
رسانه
جوان و جوانی
بزرگان اخلاق
خانواده و تحصیل فرزندان
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 56    شنبه 17 بهمن 1388 
 

عوامل پیشرفت و شکوفایی


عوامل پیشرفت و شکوفایی

قسمت سوم

علم¬آموزي

امام محمد غزالي «احياء العلوم» گفته است:
«در شرافت، جلالت، فضل و نجابت علم و دانش، تنها همين يك آيه از قرآن كريم كافي است كه مي¬فرمايد: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ؛ خدا گوهي مي¬دهد كه جز او معبودي نيست، و [نيز] فرشتگان [او] و [همچنين] دانشوران، [به اين مسئله گواهي مي¬دهند]». (آل عمران: 18)
مرد را علم ره دهد به نعيم
مرد را جهل در برد به جحيم
علم باشد دليل نعمت و ناز
خنك آن را كه علم شد دمساز
عالَم علم، عالَمي است فراخ
به¬به آن را كه شد .... گستاخ
باز علم تو را خواند
بر براق بقات بنشاند
تا بدانجا كه چشم او بيند
تا بننشاندت بننشيند
بي¬دانشي، ظلمت¬زدگي است و گام برداشتن در تاريكي؛ و از كسي كه در فضايي تاريك و بدون مشعل دانش، گام بر مي¬دارد نمي¬توان انتظار داشت كه طرحي نو درافكند و دين و دنياي خويش را شكوفا سازد و به آن سامان بخشد كه:
«هر كس دنيا مي¬خواهد، بايد دنبال علم برود، و هر كس آخرت مي¬خواهد، بايد دانش اندوزد، و هر كه هر دو را مي¬خواهد [نيز] بايد علم بياموزد» و اينكه «وانهادن دانش، موجب هلاكت است» و «به دست آوردن علم، سبب حيات».
حكايت زير پيرامون اهميت دانش، از مثنوي معنوي شنيدني است:
«كسي پيش پادشاهي مدعي شد كه در سرزمين هندوستان درختي است كه اگر كسي از ميوه او بخورد نه پير مي¬شود و نه خواهد مرد. پادشاه به دنبال شنيدن اين سخن، شخصي را به جست¬وجوي يافتن چنين درختي به سوي هندوستان روان داشت. آن شخص پس از سال¬ها جست¬وجو و ناكامي از يافتن چنين درختي، سرانجام نزد دانا و قطب هندوها آمد و ماجرا باز گفت و افزود:
كه درختي هست نادر در جهات
ميوه او ميوه آب حيات
سال¬ها جستم نديدم يك نشان
جز كه طعن و تسخر اين سرخوشان
آن بزرگ با شنيدن اين سخنان خنديد و گفت: آن درختي كه آدمي با خوردن ميوه¬هايش نه پير مي¬شود و نه خواهد مرد، چيزي جز «درخت علم» نمي¬باشد:
شيخ خنديد و بگفتش اي سليم
اين درخت علم باشد در عليم
بس شگرف و بس بلند و بس بسيط
آب حيواني ز درياي محيط
گه درختش نام شد گه آفتاب
گاه بحرش نام شد گاهي سحاب
علم دان كِش صد هزار آثارهاست
كمترين آثار او ملك بقاست
در كليله و دمنه مي¬خوانيم:
«بر مردمان واجب است كه در كسب علم كوشند و فهم را در آن معتبر دارند، كه طلب علم ... از مهمات است، و زنده را از دانش و كردار نيك چاره نيست».
نبايد از نظر پنهان داشت كه از سرچشمه¬هاي اصلي علم، «تفكر» است، و اينكه بسياري از دانش¬ها وامدار انديشه مي¬باشد. بر اين اساس در توليد علم و نوآوري¬هاي علمي، نقش انديشه، بسيار پررنگ است. غزالي در اين باره مي¬نويسد:
«و اما ثمره فكرت، علم¬هاست و حال¬ها و عمل¬ها. آري چون علم در دل حاصل شد، حال دل بگردد؛ و چون حال دل گرديد اعمال جوارح بگردد. پس عمل، تابع حال است، و حال تابع علم است و علم تابع فكرت است. پس اكنون فكرت مبدأ و مفتاح همه خيرات است».
غزالي پيرامون فضيلت و ارزش تفكر مي¬افزايد:
«بدان كه سنت وارد است كه: «تفكر ساعتي، به از عبادت سالي¬ است» و در كتاب حق تعالي تحريض علوم است و دام معارف و مفهوم ... و محمد بن واسع گفت كه: مردي از اهل بصره پس از وفات ابي¬ذر، بر امّ ذر همسر وي رفت و از عبادت ابوذر پرسيد، گفت: همه روز در گوشه خانه بودي و تفكر كردي و طاووس گفتي كه: حواريان، عيسي بن مريم را ـ صلوات الله عليه ـ گفتند: يا روح الله! در زمين، امروز مثل تو هست؟ گفت: «آري، هر كه سخن او ذكر است و خاموشي او فكر، و نظر او عبرت، مثل من است.» و لقمان، بسيار تنها نشستي، پس مولاي او بر او گذشتي و گفتي: اي لقمان! بسيار تنها مي¬نشيني؟ لقمان گفت: بسيار تنهايي، فكرت را به فهم نزديك¬تر باشد. و حسن گفت در قول حق تعالي: «سَاَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذينَ يَتَكَرُّونَ فِي الاَرْضِ بِغَيْرِ الحق؛ (زود باشد كه بگردانم، آيت¬هاي خود را از كساني كه تكبر كنند در زمين، به غير حق) يعني: دل¬هاي ايشان را باز دارم از تفكر در كار خود».
چون در معني زني بازت كنند
پرّ فكرت زن كه شهبازت كنند
فكر آن باشد كه بگشايد رهي
راه آن باشد كه پيش آيد شهي
(مولوي)
ارزش علم (نكته)
قيمت هر مردي به اندازه علم اوست، اگر بسيار داند قيمت او بسيار است، و اگر اندك داند قيمت او اندك.
شعر
قيمت تو در آن قدر علم است
كه تن خود بدان بيارايي
خلق در قيمتت بيفزايند
چون تو در علم خود بيفزايي

علم¬آموزي؛ سبب پيشي گرفتن از ديگران (نكته)

و بر مردم واجب است چه بر بزرگان و چه بر فروتران هنر و فرهنگ آموختن كه فزوني بر هم¬سرانِ خويش به فصل و هنر توان يافت؛ چون در خويشتن هنري بيني كه در امثالِ خويش نبيني هميشه خود را فزون¬تر از ايشان داين و مردمان نيز تو را فزون¬تر دانند از هم¬سرانِ تو به قدر فضل و هنر تو. و چون مرد عاقل بيند كه وي را فزوني نهادند بر هم¬سرانِ وي به فضلي و هنري، جهد كند تا فاضل¬تر و بهره¬مندتر شود و هر آنگاه كه مردم چنين كنند بس دير برنيايد تا بزرگوارتر هر كسي شود.
***
و دانش جستن برتري جستن باشد بر هم¬سراني و مانندانِ خويش و دست باز داشتن از فضل و هنرشان خرسندي بود بر فرومايگان و آموختنِ هنر و تن را ماليده داشتن از كاهلي سختن سودمند است.
***
علم دريّ است نيك با قيمت
جهل دردي است سخت بي¬درمان
نيست از جهل جز شقاوت نفس
نيست از علم جز سعادتِ جان
(رشيدالدين وطواط)
لزوم علم¬آموزي (جملات نغز)
«و بي¬¬علم هيچ كار نتوان كرد و هر چه كني همه تاوان آيد».
***
«و در هر مقام كه مرد باشد، لابد بي¬علم راست نيايد؛ هر كجا كه بنده رسد به جمله مقامات اولياء به علم شريعت رسد».
***
«بر تو بادا علم آموختن و اندر آن كمال طلبيدن».

هم داراي اگر خرد داري (نكته)

قدر اهل هنر كسي داند
كه هنر نامه¬ها بسي خواند
آن كه دانش نباشدش روزي
ننگش آيد ز دانش¬آموزي
خرد است آن كه زود رسد ياري
همه داري اگر خرد داري
هر كه را در خرد ندارد ياد
آدمي صورتي¬ست ديو نهاد
آدمي تو پي علف خواري¬ست
از پي زيركي و هشياري است
اي بسا تيز طبع كامل هوش
كه شد از كاهلي سفال فروش
(نظامي گنجوي ـ هفت پيكر)

مهم¬ترين علم، علم به معني زندگي (حكمت)

«بدان و آگاه باش كه مصطفي صل الله عليه و آله و سلم گفت: «طلب العلم فريضةٌ علي كلّ مسلمٍ.» مهم¬ترين كاري بر آدمي طلبِ اين علم است كه بداند كه ا و را از براي چه آفريده¬اند. پس مهم¬ترين همه چيزي او را آن است كه بدان مشغول شود».
جهد در علم¬آموزي (نكته)
«علم نعمتي است كه بي¬جان كندن ندهد و بي¬جهد نيايد. و هر چيز كه آن عزيزتر باشد در او جهد بيشتر بايد كردن».
لزوم به كاربندي علم (نكته)
«حكيمي گفت همه آدميان را به دو چيز حاجت است: به علم و ديگري روزي. علم را به دو چيز حاجت است: يكي به كار داشت و ديگر به دولت. هر كه را دولت نباشد برخورداري اين جهانش نباشد، و هر كه را كار داشت علم نباشد برخورداري آن جهان نباشد. و دنيا را به دو چيز حاجت است: به عافيت و سخاوت. هر كه را عافيت نيست برخورداري اين جهانش نيست. و هر كه را سخاوت نيست برخورداري آن جهانش نيست».
***
«علم، چون جان است، و كار بستن وي چون تن؛ كه با يكديگر كاري باشند و فايده دهند».
جوهر دانايي (پند و اندرز)
دل به هنر ده نه به دعوي پرست
صيد هنر باش به هر جا كه هست
هر كه در او جوهر دانايي است
در همه كاريش توانايي است
دشمن دانا كه غم جان بود
بهتر از آن دوست كه نادان بود
مي كه حلال آمده در هر مقام
دشمني عقل تو كردش حرام
از پي صاحب خبران است كار
بي¬خبران را چه غم از روزگار
(نظامي گنجوي ـ مخزن الاسرار)
مقدم دانستن علم بر عمل
عمل بدون علم، گام برداشتن در تاريكي و لغزيدن به سوي سراشيبي است. جان مايه شكوفايي عمل، علم است و نردبان ره يافتن به افق¬هاي تازه¬تره دانش. در حديثي از امام صادق عليه السلام مي¬خوانيم: «كسي كه بدون آگاهي و دانش عمل كند، همچون كسي است كه در بيراهه مي¬رود. چنين كسي هر چه تندتر رود؛ از راه، دورتر مي¬شود».
سنايي در اين باره مي¬سرايد:
كار بي¬علم بار و بر ندهد
تخم بي¬مغز بس ثمر ندهد
درد بي¬علم، تخم در شوره است
علم بي¬درد سنگ در كوره است
جان بي ¬علم، بي¬نوا باشد
مرغ بي¬برگ، بي¬نوا باشد
غزالي در اين زمينه مي¬فرمايد:
«چون در علم نظر كني او را در نفس خويش لذي بيني، پس مطلوب لذاته بود. و او را ذريعتِ سعادت آخرت و وسيلت قرب حضرت باري ـ سبحانه و تعالي ـ يابي، و وصول بدان جز بدو حصول نپذيرد پس فاضل¬ترين چيزي آن باشد كه به وسيلت آن بدو توان رسيد، و رسيدن بدو جز به علم و عمل ميسر نشود، و عمل نتوان، تا علم به كيفيت عمل حاصل نگردد. پس اصل سعادت در دنيا و آخرت علم است. پس علم افضل اعمال است».
به داناي فرماي همواره كار
چو خواهي كه كارت بود چون نگار
بر انديشد آن كس كه دانا بود
به كاري كه بر وي توانا بود
كه دانا هر كار باشد تمام
بدانا سپارد زمانه لگام
... چنين گفت: كان كس كه داناتر است
به هر آرزو بر تواناتر است
ز دانا توان يافت آرام دل
ز نادان نيابد كسي كام دل
چنين خواندم از دفتر زرد هشت
كه دانا بود بي¬گمان در بهشت
مقدم دانستن علم بر عمل (نكته)
علم مقدم بر عمل است چه آن اصل و شرط آن است و عمل، تابع علم و ثمره و نتيجه علم است؛ چه هر علمي يعني هر حركت و سكوت اختياري تنها به سه چيز صورت مي¬¬گيرد كه عبارتند از علم، اراده و قدرت. انسان چيزي را كه نمي¬داند نمي¬خواهد و ناگزير بايد بداند، و تا چيزي را نخواهد براي آن اقدام به عمل نمي¬كند.
***
آن كس كه به حركات دل اندر محلّ غيب عالم بود بهتر از آن كه به حركات جوارح عامل بود. مراد اندر اين آن است كه: علم محلّ كمال است و جهد محل طلب و علم اندر پيشگاه بهتر از آن كه جهد بر درگاه؛ كه علم مرد را به درجه كمال رساند و جهد از درگاه اندر نگذارند. و به حقيقت علم بزرگتر از عمل بود؛ از آن كه خداوند تعالي را به علم توان شناخت و به عمل اندر نتوان يافت، و اگر به عمل بي¬علم بدو راه باشدي، نصاري و رهبانان اندر شدت اجتهادشان اندر مشاهده اندي و مؤمنان عاصي اندر مغايبه. پس عمل صفت بنده است و علم صفت خداونده تعالي.
پشتكار، استقامت و مداومت در انجام امور
طبيعت در برابر انسان¬هاي مقاوم و برخوردار از پشتكار، تسليم است؛ و تحت¬تأثير سخت¬كوشي آنان، نهفته¬هاي خويش را مي¬نماياند، و اسرار خويش را آشكار مي¬كند. در اثر پشتكار و مداومت در انجام امور، درهاي بسته به روي آدمي باز مي¬شود و بدين¬گونه سرزمين¬هاي تازه¬اي در برابر ديدگان انسان قرار مي¬گيرد. به تعبير مولوي:
گفت پيغمبر كه چون كو بي¬دري
عاقبت زان در برون آيد سري
چون نشيني دبر سر كوي كسي
عاقبت بيني تو هم روي كسي
چون ز چاپي مي¬كَني هر روز خاك
عاقبت اندر رسي در آب پاك
سهروردي در عوارف المعارف مي¬نويسد:
«مشايخ طريقت، در طلب استقامت، سعي¬ها كرده¬اند، و مجاهدات درشت نموده¬اند. و آن را افضل مطلوب، و اشرف مأمول دانسته¬اند. ابوعلي جرجاني گفته است: طلب استقامت كنيد، كه نفس، طالب كرامت است، و حق تعالي، طالب استقامت و اصلي عظيم است و سعادتي شگرف. و جمله علوم راه از آن [استقامت و پشتكاري] تولد كند».
همچنين در رساله قشيريه در اين باره آمده است كه:
«استقامت [و پشتكار] درجه¬اي بود كه تمامي كارها بدو بود و چيزها همه بدو حاصل آيد و نظام كارهاست. و هر كه اهل استقامت نبود، اندر حال خويش، رنج وي ضايع بود و جهدش بي¬ثمرت بوَد. هر كه اندر صفت خويش اهل استقامت نبود، از آنجا كه بود فراتر نشود و رفتن او بر طريق درست نبود و نشان استقامت آن است كه فترت بيفتد از كار آدمي و گفته¬اند: استقامت را كس طاقت ندارد مگر بزرگان، زيرا كه استقامت [و پشتكار] بيرون آمدن است از عرف و عادت. جنيد گويد: جواني ديدم اندر باديه زير درختي امّ غيلان. گفتم: چه نشانده است تو را اينجا؟ گفت: حالي گم كرده¬ام. من برفتم، چون از حج بازگشتم، آن جوان را ديدم فراتر از آن درخت، جايي نشسته.
گفتم: اينجا بنشين، سبب چيست؟ گفت: آنچه مي¬جستم اينجا يافتم، اينجا را ملازمت كرده¬ام. جنيد گفت: ندانم تا كدام [حال] شريف¬تر بود از آن دو حال: ملازمت كردن اندر طلب حال، يا ملازمت كردن موضع كه حالْ باز يافته بود اندر وي».

محبوب¬ترين عمل؛ عمل مداوم (نكته)

يكي از مهم¬ترين عوامل موفقيت در مسير پيشرفت و شكوفايي مداومت داشتن در مسير انتخاب شد و پشتكار نشان دادن در انجام اعمال است:
«از آثار و علامت عقل، خصلت و فضيلت و مداومت نمودن بر خير است كه ناشي و منشعب از خصلت رزانت مي¬گردد. و آن عبارت است از ملكه استمرار يافتن نفس بر امري از امور خير به نحوي كه عادت و طبيعت مكتسبه ثانيه او گردد، خواه آن كه مداومت بر تمام خيرات يا بر بعضي از آنها باشد؛ چون كه مراد نه احاطه نمودن است بر تمام خيرات و نه استكثار نمودن از آنها است، بلكه مراد، مداومت فرمودن است هر چند كه با قلّت عمل باشد، چنان كه فرموده جناب امام محمد باقر است كه «اَحَبُّ الاَعمالِ اِلي الله عزّوجلّ ما داوَمَ عَليْه العَبْدُ و اِنْ قَل؛ محبوب¬ترين اعمال به سوي خداوند عزّوجلّ، عملي است كه بنده مداومت بر آن بنمايد، هر چند كه آن عمل قليل باشد.» و ايضاً فرمودند كه «ما مِنْ شيءٍ اَحَبُّ اِلي الله عَزَّوَجَلّ مِنْ عَمَلٍ يُد اوِمُ عَليه وَ اِنْ قلّ؛ نيست هيچ چيز محبوب¬تر به سوي خداوند عزّوجلّ از عملي كه مداومت نموده شود بر آن، هر چند كه قليل باشد».
پشتكار و جديّت (اشعار و جملات نغز)
گرم رو باش اندرين ره كاهلي از سر بنه
تا نماني ناگهان انگشت حيرت در دهن
***
آنها كه به صبر پيش بردند
مقصود ز جمله بيش بردند
***
«طلب جستن و كوشيدن است».

مشورت و نقدپذیری (نکته)

« و گفته اند هیچ کس از مشورت بی نیاز نباشد زیرا که چون استبداد کند و هلاک شود خون خویشتن ریخته باشد و چون ایزد تعالی بنده ای را هلاک خواهد گردانید، او را استبداد دهد تا به رای خویش ، خویشتن را هلاک گرداند.
چنین گفت با من یکی هوشمند
که جانش خرد بود و رایش بلند
هر آن کس که دارد روانش خرد
ز دانا به تدبیر رامش برد »
 
 
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
هنر حقیقی بسیار فاخر وعطیه ای از جانب پروردگار است که مانند هرموهبت دیگر الهی ، مسئولیت ها وتکالیفی رابرای صاحب آن به همراه می آورد .





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما