مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
دایی هم خواننده شد!+عکس
دایی هم خواننده شد!
زائر ایرانی آزاد شده: به سوریه زائر نفرستید
یکی از زائران ایرانی آزاد شده خواستار عدم اعزام زائران کشورمان به سوریه به صورت زمینی تا ایجاد آرامش...
۶ کشته و مجروح در حادثه رانندگي قزوين
سانحه رانندگي منجر به آتش سوزي در قزوين ۴ کشته و ۲ مجروح برجاي گذاشت.
حضور اقلیت های مذهبی در راهپیمایی 22 بهمن
مسئول غرفه اقلیت های مذهبی ستاد حركت ملی 'همه ما' گفت: اقلیت های مذهبی كشورمان با ایجاد غرفه هایی در...
مشكل سرعت اينترنت با اينترنت ملي رفع مي‌شود
رييس كميته مخابرات مجلس: در حال حاضر، سرعت اینترنت تنها مربوط به محدودیت اینترنت کاربران خانگی نیست و...
تمرین روز جمعه پرسپولیس با حضور مدیر عامل برگزار شد
سرخپوشان تهرانی که خود را برای برگزاری دیدار هفته بیست و ششم مقابل صبای قم آماده می کنند امروز جمععه...
عصای دست علی دایی خانه نشین شد!
بازیکن تیم فوتبال راه آهن که در رقابتهای این فصل عصای دست علی دایی بوده و بیشترین گل را برای این تیم...
مورینیو مربی احتمالی انگلیس
استعفای سرمربی تیم ملی فوتبال انگلیس با ارائه برنامه سرمربی پرتغالی رئال مادرید برای اردوی تابستانی همزمان...
رئیس جمهور برزیل به آمریکا سفر می کند
دیلما روسف در پاسخ به سفر باراک اوباما به برزیل در ماه آوریل آینده از آمریکا دیدار خواهد کرد و مسائل...
محاکمه عوامل پرونده فساد بانکی تا آخر بهمن‌ آغاز می‌شود
رئیس سازمان بازرسی کل کشور با بیان اینکه محاکمه عوامل پرونده اختلاس اخیر بانکی تا آخر بهمن ‌ماه آغاز...
اقتصاد آلمان در رکود شدید
میزان صادرات آلمان طی ماه دسامبر تحت تاثیر بحران مالی و بدهی منطقه یورو به شدت کاهش یافت.
تحریم آمریکا گریبان هند را هم گرفت
وزیر بازرگانی هند رسما تایید کرد صادر کنندگان برنج و چای این کشور به ایران برای دریافت پول کالاهای صادراتی...
21 کشته و 135 مجروح حاصل تصادفات 24 ساعت گذشته
رئیس مرکز کنترل پلیس راه کشور از کشته شدن 21 نفر و مجروح شدن 135 نفر از مسافران طی 24 ساعت گذشته در محورهای...
زن و شوهر درد دلشان را از دادگاه هم مخفی کردند
زن و مرد جوانی در دادگاه خانواده حضور پیدا کرده اما به دلیل اینکه مشکلات و عدم تفاهم بین آنها زیاد بود،...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 219    شنبه 17 بهمن 1388 
 

عوامل پیشرفت و شکوفایی


عوامل پیشرفت و شکوفایی

قسمت دوم

بلند همتي

داغ بلندان طلب اي هوشمند
تا شوي از داغ بلندان بلند
(نظامي گنجه¬اي)
بلندهمتي و سوداي همپايي با بزرگان، زمينه¬ساز بلند بالايي مقام انسان است. بدون بلندهمتي، رويش و جوشش دروني رخ نخواهد داد، و انسان به تحفه¬هاي نوبه¬نو و روحي شكوفا دست نخواهد يافت.
از بايزيد بسطامي نقل است كه گفت: «اگر صفوت آدم و قدس ـ جبرئيل و خُلّت ابراهيم و شوق موسي و طهارت عيسي و محبت محمد صل الله عليه و آله و سلم به تو دهند زينهار راضي نشوي و ماوراي آن طلب كني. صاحب همت باش و به هيچ فرو ميا كه به هر چه فرو آيي بدان محجوب شوي. كساني كه پيش از ما بوده¬اند هر كسي به چيزي فرو آمده¬اند، ما به هيچ فرو نيامديم».
صائب تبريزي درباره بلندهمتي چنين سروده است:
قانع به ريزه چيني انجم نيم چو ماه
از خوان آفتاب، لب نانم آرزوست
چون مور اگرچه نيست مرا اعتبار خاك
مسند ز روي دست سليمانم آرزوست
درباني بهشت به رضوان حلال باد
آينه¬داري رخ جانانم آرزوست
عطار نيشابوري در داستاني نمادين، از پشه¬اي سخن مي¬گويد كه بر لب دريايي نشسته بود و در سر سوداي تصاحب همه دريا را داشت؛ چرا كه همتي بلند داشت و بر اساس آن، خواسته¬هايي بزرگ:
گويند پشّه بر لب دريا نشسته بود
در فكر سرفكنده به صد عجز و صد عنا
گفتند: چيست حاجتت اي پشه ضعيف
گفت آنكه آب اين همه دريا بود مرا
گفتند: حوصله چو نداري مگوي اين
گفتا به نااميدي از او چون دهم رضا
منگر به ناتواني شخص ضعيف من
بنگر كه اين طلب ز كجا خاست و اين هوا
عين القضاة نيز گفته است:
«اي دوست! هرگز اين كلمه نشنيده¬اي كه «قيمةُ الْمَرْءِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ.» پس بداني كه همت تو تا كجاست؛ آنجا كه همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببين كه چون قيمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد.»
«حق¬تعالي گفت: شما دانيد كه من چرا سه تن را از ميان بندگان برگزيدم؟ ابراهيم خليل را به خُلّت [دوستي] از بهر آن مزيّن كردم كه در ميان ارواح، هيچ روح، چنان با سخا و بخشش نديدم كه روح ابراهيم را بود. پس به موسي نگاه كرديم؛ در ميان ارواح، هيچ روح متواضع¬تر و گردن نهاده¬تر از روح موسي عليه السلام نديدم؛ پس او را به كلام خود مخصوص كرديم. پس به روح مصطفي نظر كرديم؛ در ميان ارواح، هيچ روح مشتاق¬تر از روح او نديديم، پس او را به رؤيت خود برگزيديم، و اختيار كرديم.
اين همه، بيان همت مي¬كند. همت، بالا گرفته است بر همه چيز. آن است كه هر كه عالي همت¬تر، كار او رفيع¬تر».
همچنين از عطار نيشابوري است كه:
گفت مغناطيس عشاق اَلَست
همت عالي است كشف هر چه هست
هر كه را شد همت عالي پديد
هر چه جست آن چيز حالي شد پديد
هر كه را يك ذره همت داد است
كرد او خورشيد را زان ذرّه پست
همت آمد همچو مرغي تيز پر
هر زمان در سير خود سرتيزتر
سير او ز آفاق گيتي برتر است
كو ز هشياري و مستي برتر است
نقطه ملك جهان¬ها همت است
بال و پرّ مرغ جان¬ها همت است
هر دلي كو همت عالي بيافت
مُلكت بي¬منتها حالي بيافت
چشم همت چون شود خورشيدبين
كي شود با ذرّه هرگز همنشين
همت حقيقي در راه پيشرفت و شكوفايي چنان بايد باشد كه تمام وجود فرد را فرا گيرد و جز رسيدن به هدف چيز ديگري به ذهن او نيايد چنان كه گفته¬اند:
«و همت آن بوَد كه انديشه به يافت چيزي مرهمگي دل را بگيرد و چون همگي دل را بگيرد بيش .... او را انديشه يافتِ آنچه ضد آن چيز بود، نبود يعني آرام نگيرد و اگر وقتي پديد آمد باز زود برود».
***
تفسير همت خويشتن¬داري بود و پردلي. همت بزرگ آن بُوَد كه خويشتن را بشناسند و عزيز دارند و هرگز مردم به نزديك مردم عزيز نشود تا خويشتن را عزيز ندارد و كس او را مقدار ندارد تا وي قدر خويشتن ندارد.
***
اين ملكه فاضله، صفتي نيست كه هر كسي به آن تواند رسيد، و سراپرده¬اي نيست كه هر شخصي گرد آن تواند گرديد بلكه ميداني است كه به جز يكه¬سواران معركه مردانگي در آن جولان نكنند و راهي است كه به جز نامداران وادي شيردلي قدم در آن ننهند. و علامت آن، آن است كه آدمي تحمل كند آنچه را كه بر او وارد مي¬شود، و مانند گياه ضعيف، با هر بادي متزلزل نگردد، بلكه چون كوه پا بر جاي كه چون بادهاي مخالف بر او وزد، التفات نكند، و چون شير قوي¬پنجه از حمله دلاوران رو نگرداند.

معناي عزت نفس (نكته)

عزيز داشتنِ خويش آن بود كه با ناكسان نياميزد و كاري كه كند چون اندر خور وي نَبُوَد نكند، و چيزي نگويد كه كردم او را بدان عيب كنند.

عُلّو همت و طلب¬كارهاي بزرگ (نكته)

علوّ همت عبارت است از «سعي نمودن در مراتب عاليه و مناصب متعاليه، و طلب كردن كارهاي بزرگ. كسي كه همت او عالي باشد به امور جزئيه سر فرود نياورد. صاحب اين صفت، چون قدم در راه طلب نهاد و درصدد تحصيل مقصود برآمد نه او را بيم جان است و نه پرواي سر، دامن طلب بر ميان مي¬زند و كمر همت مي¬بندد تا خود را به مراتب بلند رساند و خداوند عالم در جوهر انسان و جبلت آن، چنين قرار داده است كه به هر كاري كمر بندد، و به هر امري كه پيشنهاد خود سازد و در آن سعي و اجتهاد كند از پيش بر مي¬دارد و به مطلوب خود مي¬رسد، «من طلب شيئاً وَجَدَّ وَجَدَ؛ هر كه در طلب چيزي برآمد و كمر اجتهاد در آن بر ميان بست البته آن را مي¬يابد».

همت؛ قيمت مرد (نكته)

همت بلند در راه پيشرفت ستوده شده و توصيه به آن راهي براي حركت دادن فرد فرض شده است تا در يك مرحله نماند و دچار آفات ركود نشود.
«اي دوست هرگز اين كلمه نشنيده¬اي كه «قِيمَةُ المَرء علي قَدرِ هِمَّتِهِ»؟ پس بداني كه همت تو تا كجاست؛ آنجا كه همت توست، خود چه قدر دارد. پس ببين كه چون قيمت و درجت در مقابله و ضمن همت است، درجات چگونه متفاوت باشد! ...».
***
هر كسي زير همت خويش پنهان است، و قيمت هر كسي همت اوست، و مقدار همت او در مقدار دوستان اوست.

فضيلت بلندهمتي (حكمت)

از حضرت امام باقر عليه السلام مروي است كه «خدا به مؤمن سه خصلت كرامت فرموده است: عزت در دنيا و آخرت، ظفر (پيروزي) در رستگاري دنيا و آخرت و مهابت در دل ظالمان و اهل معصيت.» كه سرآمد بيشتر صفات و افضل اكثر ملكات [نيك] است.
حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند كه «اگر همه عالم، شمشيرها كشند و پشت به پشت يكديگر داده رو به من آيند، سر مويي تفاوت در حال من هم نمي¬رسد».
زمان خود گوياي روشني و حق¬نمايي كلام معصومين عليه السلام است كه مي¬بينيم مهابت و عزت روزافزون ايرانيان در عرصه¬هاي جهاني در سايه عزت¬خواهي آنان رخ¬نمايي مي¬كند و قلب¬هاي حق¬طلبان را به سوي خود جلب مي¬نمايد.

نشان همت بلند (نكته)

«نشان همت آن است كه هرگز در حاصل و حاضر نگاه نكند، بل همه نظر او مقصور بود بر آنچه ندارد».

ارتباط آرزو و همت بلند (نكته)

«همت و نهمت هر دو هم شكلند و هر كسي را از اين دو بهره است: يكي را به سخاوت و نان دادن، و يكي را به شجاعت، و يكي را به علم و عبادت، و يكي را به زهد و به ترك دنيا گفتن. و يكي را به طلب افزوني دنيا».

خسيس¬همتي (پند و اندرز)

بنگر تا خسيس¬همت نباشي كه من چيزي نديدم مرد را از پاي افكنده¬تر از دون همتي.

همراهي همت و بخت عالي (نكته)

بايد دانست كه همت عالي يكي از عوامل موفقيت است. در راه موفقيت نبايد غافل از عواملي بود كه تحت سلطه ما نيست.
«همت بي¬آلت از سبكساري بود و همت با بخت زيبنده بود؛ زيرا كه مردي كه او را همت بود و از بخت ياري نبُوَد به جز نگوساري نبود. كه همت بايد و بخت عالي».
***
«گفته¬اند كه همت¬تازان بايد و بخت¬گزاران، و چنان بايد كه همت تا بغداد بود و نفقه تا دو فرسنگي».

ثمره بلندهمتي (حكايت)

«احمد بن عبدالله الخجستاني را پرسيدند كه تو مردي خربنده بودي، به اميري خراسان چون افتادي؟ گفت: به باد غيس در خجستان روزي ديوان حنظله باد غيسي همي خواندم، بدين دو بيت رسيدم:
مهتري گر به كام شير در است
شو خطر كن ز كام شير بجوي
يا بزرگيّ و عزّ و نعمت و جاه
يا چو مردانتْ مرگ روياروي
داعيه¬اي در باطن من پديد آمد كه به هيچ وجه در آن حالت كه اندر بودم راضي نتوانستم بود. خران را بفروختم و اسب خريدم و از وطن خويش رحلت كردم و به خدمت علي بن اللّيث شدم برادر يعقوب بن اللّيث و عمرو بن اللّث، و بازِ دولت صفاريان در ذروة اوج علّيّين پرواز همي كرد، و علي برادر كهين و يعقوب و عمرو را بر او اقبالي تمام بود، و چون يعقوب از خراسان به غزنين شد از راه جبال، علي بن اللّيث مرا از رباط سنگين باز گردانيد و به خراسان به شحنگي اقطاعات فرمود، و من از آن لشكر سواري صد بر راه كرده بودم و سواري بيست از خود داشتم و از اقطاعات علي بن اللّيث يكي كروخ هري بود و دوم خواف نشابور. چون به كروخ رسيدم فرمان عرضه كردم، آنچه به من رسيد تفرقه لشكر كردم و به لشكر دادم. سوار من سيصد شد. چون به خواف رسيدم و فرمان عرضه كردم، خواجگان خواف تمكين نكردند و گفتند: ما را شحنه¬اي بايد با ده تن. راي من بر آن جمله قرار گرفت كه دست از طاعت صفاريان باز داشتم و خواف را غارت كردم و به روستاي بُشت بيرون شدم و به بيهق درآمدم، دو هزار سوار بر من جمع شد. بيامدم و نشابور بگرفتم، و كار من بالا گرفت و ترقي همي كرد تا جمله خراسان خويشتن را مستخلص گردانيدم. اصل و سبب اين دو بيت شعر بود. و سلّامي اندر تاريخ خويش همي آرد كه كار احمد بن عبدالله به درجه¬اي رسيد كه به نشابور يك شب سيصد هزار دينار و پانصد سر اسب و هزار تا جامه ببخشيد. و امروز در تاريخ از ملوك قاهره يكي اوست.

علوِّ همت (نكته)

«و هر كه را همت او طعمه است در زمره بهايم معدود گردد، چون سگ گرسنه كه به استخواني شاد شود و به پاره¬اي نان خشنود گردد، و شير باز اگر در ميان شكار خرگوش، گوري بيند دست از خرگوش بدارد و روي به گور آرد».
با همت باز باش و با راي پلنگ
زيبا به گه شكار، پيروز به جنگ

عزت¬نفس و خوداتكايي (حكمت)

از بزرگ¬ترين زمينه¬سازهاي شكوفايي خوداتكايي و خودبسندگي است. خوداتكايي را مي¬توان شاخه¬اي از عزت¬نفس به حساب آورد:
«از جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه كار خويش را بر چه بنا كردي؟ گفتا ... بدانستم كه كار من جز من كسي نكند، به كار خود مشغول شدم ...».

خودباوري

تاريخ به خاطر ندارد كه انسان خود كم¬بين و كسي كه توانايي¬هاي خود را باور ندارد، شگفتي، نوآوري و كاري قابل توجه به ثبت رسيده باشد. خودباوري به منزله فعال نمودن چشمه¬هاي دروني است، تا بدين¬گونه نخستين و مهم¬ترين گام در راه شكوفايي برداشته شود.
عزيزالدين نسفي در اين باره مي¬نويسد:
«علم و معرفت و كشف اسرار و ظهور و انوار، جمله در ذات آدمي موجودند، صحبت دانا و تربيت و پرورش مي¬بايد كه تا تمام، ظاهر شوند. اي درويش! علم اولين و آخرين در ذات تو مكنون است، هرچه مي¬خواهي در خود طلب كن!
اي درويش! آدمي مراتب دارد و صفات و اخلاق آدمي كه در ذات آدمي مكنون¬اند؛ و در هر مرتبه چيزي ظاهر مي¬¬گردند. چون مراتب آدمي، تمام ظاهر شوند، صفات و اخلاق آدمي هم تمام ظاهر گردند و عالم صغير تمام شود. و اين روند كه عالم صغير را تمام كرد، در عالم كبير نائب وظيفه خدا شد؛ گفتِ وي گفتِ خدا باشد، و كردِ وي كرد خداي بود، و اين تجلّي اعظم است، از جهت آن كه ظهور اخلاق اينجاست، و ظهور علم اينجاست».
شيخ محمود شبستري نيز با اعتراض به انسان¬هاي خود كم¬بين و كساني كه از توانايي¬هاي دروني خويش بي¬خبرند، اين گونه روح خودباوري را در آنان مي¬دمد:
چه مي¬گويم حديث عالم دل
تو را اي سر به شيب و پاي در گِل
جهان، آن تو و تو مانده عاجز
ز تو محروم¬تر كس ديد هرگز
تو مغز عالمي زان در مياني
بدان خود را كه تو جان جهاني
جهان عقل و جان سرمايه توست
زمين و آسمان پيرايه توست
تويي تو نسخه نقش الهي
بجو از خويش هر چيزي كه خواهي
ظهور قدرت و علم و ارادت
به توست اي بنده صاحب سعادت
طبيعي قوّت تو ده هزار است
ارادي برتر از حصر و شمار است
همچنين مولانا مي¬گويد:
خويشتن نشناخت مسكين آدمي
از فزوني آمد و شد در كمي
خويشتن را آدمي ارزان فروخت
بود اطلس خويش بر دلقي بدوخت
صد هزاران مار و كُه حيران اوست
او چرا حيران شُده¬ست و مار دوست
خودباوري و درك توانايي¬هاي خود

خويشتن¬يابي (نكته)

«مرد خويشتن را آنجا يابد كه نهد. يعني اگر خود را عزيز دارد بلند شود، و اگر خوار دارد خوار شود».
پرداختن به انجام كاري كه تضادي با ويژگي¬هاي شخصيتي فرد ندارد (حكمت)
هر كس بخواهد در مسير زندگي خود موفق شود بايد آن فعاليت¬هايي را انتخاب نمايد كه با ويژگي¬هاي شخصيتي¬اش منافات نداشته باشد:
«يكي از صحانه گفت: يا رسول الله، چه بيني اين كاري كه همي كنيم بر چيزي است كه از وي فارغ گشته¬اند يا از خويشتن همي آغاز كنيم. پيغمبر صل الله عليه و آله و سلم گفت: بر كاري كه از آن كار فارغ گشته¬اند، و گفت بر آن تكيه نكنيم و كار به جاي مانيم؟ گفت: كار كنيد كه بر هر كسي آن آسان كنند كه ورا از بهر وي آفريده باشند».

درك قابليت¬هاي اصلي خود (نكته)

«چون شرف و عزّ و بزرگي گوهر دل آدمي از اين جمله بدانستي، بدان كه اين گوهر عزيز را به تو داده¬اند، و آن¬گاه وي را بر تو پوشيده¬اند: چون طلب وي نكني و وي را ضايع نكني و از وي غافل باشي، غبني و خسراني عظيم بود. جهد آن كن كه دل خود را بازجويي ... و وي را به كمال خويش برساني».

هدر ندادن زمان (حكايت)

بازرگاني جواهر بسيار داشت و مردي را به صد دينار در روزي مزدور گرفت براي سفته كردن آن.
مزدور چندان¬ كه در خانه بازرگان بنشست چنگي ديد، بهتر سوي آن نگريست. بازرگان پرسيد كه: داني زد؟
گفت: دانم؛ و در آن مهارتي داشت.
فرمود كه بسراي.
برگرفت و سماعِ خوش آغاز كرد. بازرگان در آن نشاط مشغول شد و سَفَطِ جواهر گشاده بگذاشت. چون روز به آخِر رسيد اجرت بخواست. هر چند بازرگان گفت كه: جواهر برقرار است، كار ناكرده مزد نيايد، مفيد نبود. در لجاج آمد و گفت: مزدورِ تو بودم و تا آخِر روز آنچه فرمودي بكردم.
بازرگان از عهده بيرون آمد و متحير بماند: روزگار ضايع و مال هدر و جواهر پريشان و مئونت باقي.
 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما