مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
رسانه
جوان و جوانی
بزرگان اخلاق
خانواده و تحصیل فرزندان
مقالات برتر  
ازدواج و رضایت از زندگی
بحثهای اول زندگی
توصیه هایی برای بارداری...
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
چند توصیه براي مصرف و...
هاليوود و تروريسم
كدام جوان؟ كدام سينما؟
اثرات مهم درخت مسواک
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
خواص دارويي زيتون
نكاتي در باره چاي سبز
گلابي ضد كم خوني
دل نوشته هایی درباره...
دلت را به چه چيز بسته‌اي؟
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
وهابیّت و بهائیّت در...
دنیا در عصر ظهور
پاسخ به پرسشی درباره...
فواید گلاب
هدف از آفرینش جهان چیست
شبهاتي پيرامون ملاقات...
کشتارها در هنگامه ظهور
بررسی شبهات مهدویّت
مردان پرخاشگر تر از زنان...
من حق ندارم به همسرم...
    دفعات نمایش: 14    شنبه 17 بهمن 1388 
 

منشور اخلاقي پیشرفت و شكوفايي


منشور اخلاقي پیشرفت و شكوفايي

اين پندنامه جامع را خواجه نصيرالدين طوسي، بزرگ دانشمند قرن هفتم هجري، در كتاب ارزشمند اخلاق ناصري آورده است. او كه از نوآوران علم و حكمت بود كتاب¬هاي ديگري چون: اوصاف الاشرف، شرح اشارات ابن سينا (در عرفان)، اساس الاقتباس (در منطق)، تذكره نصيريه (در هيئت) و ... از خود به جاي گذاشته است. رصدخانه مراغه نيز از نوآوري¬هاي او در علم نجوم به شمار مي¬رود.
«معبود خويش را بشناس و حقّ او نگاه دار، و هميشه با تعليم و تعلم باش، و عنايت بر طلب علم مقدّر دار. اهل علم را به كثرت علم امتحان مكن بلكه اعتبار حال ايشان به تجنّب از شرّ و فساد كن.
از خداي چيزي مخواه كه نفع آن منقطع بود، و متيقّن باش كه همه مواهب از حضرت اوست، و ازو نعمت¬هاي باقي خواه، و فوايدي كه از تو مفارقت نتواند كرد التماس كن.
هميشه بيدار باش كه شرور را اسباب بسيار است، و آنچه نشايد كرد به آرزو مخواه، و بدان كه انتقام خداي تعالي از بنده به سخط و عتاب نبود بلكه به تقويم و تأديب باشد.
بر تمنّاي حياتِ شايسته اقتصار مكن تا مُوتي شايسته با آن مضاف نبود، و حيات و موت را شايسته مثمر مگر كه وسيلت اكتساب برّ باشند.
و بر آسايش و خواب اقدام مكن مگر بعد از آن كه محاسبه نفس در سه چيز به تقديم رسانيده باشي: يكي آن كه تأمّل كني تا در آن روز هيچ خطا از تو واقع شده است يا نه؛ و ديگر آن كه تأمّل كني تا هيچ خير اكتساب كرده¬اي يا نه؛ و سيّم آن كه هيچ عمل به تقصير فوت كرده¬اي يا نه.
ياد كن كه چه بوده¬اي در اصل و چه خواهي شد بعد از مرگ، و هيچ كس را ايذا مكن كه كارهاي عالم در معرض تغيُّر و زوال است؛ بدبخت آن كس بود كه از تذكّر عاقبت بود و از زلّت باز نايستد.
سرمايه خود از چيزهايي كه از ذات تو خارج بود مساز.
در فعل خير با مستحقّان، انتظار سؤال مدار، بلكه پيش از التماس افتتاح كن.
حكيم .... كسي را كه به لذتي از لذت¬هاي عالم شادمان بود يا از مصيبتي از مصائب عالم جزع كند و اندوهگين شود.
هميشه ياد مرگ كردن و به مردگان اعتبار گير.
خساست مردم از بسياري سخنِ بي¬فايده او و از اِخباري كه كند به چيزي كه از آن مسئوول نبود بشناس.
و بدان كه كسي كه در شرّ غير خود انديشه كند نفس او قبول شرْ كرده باشد و مذهب او بر شرْ مشتمل شده.
با رها انديشه كن پس در قول آر پس در فعل ار كه احوال گردان است. دوستدار همه كس باش، و زود خشم مباش كه غضب به عادت تو گردد.
هر كه امروز به تو محتاج بود ازالت حاجت او با فردا ميفگن، كه تو چه داني كه فردا چه حادث شود.
كسي را كه به چيزي گرفتار شود معاونت كن مگر آن كس را كه به عمل بدِ خود گرفتار باشد.
تا سخن متخاصمان مفهوم تو نگردد به حكم ايشان مبادرت منما.
حكيم به قول تنها مباش بلكه به قول و عمل باش، كه حكمتِ قولي در اين جهان بماند و حكمت عملي بدان جهان رسد و آنجا بماند.
اگر در نيكوكاري رنجي بري رنج بماند و فعل نيك بماند، و اگر از گناه لذتي يابي لذت بنماند و فعل بد بماند.
از آن روز ياد كن كه تو را آواز دهند و از آلت استماع و نطق محروم باشي، نه شنوي و نه گويي، و نه ياد تواني كرد. و يقين دان كه متوجه به مكاني شده¬اي كه آن جا نه دوست را شناسي و نه دشمن را. پس اين جا كسي را به نقصان منسوب مگردان.
و حقيقت شناس كه جايي خواهي رسيد كه خداوندگار و بنده آنجا متساوي باشند، پس اين جا تكبر مكن.
هميشه زاد ساخته دار، كه چه داني كه رحيل كي خواهد بود.
بدان كه از عطاي خداي، جلّ جلاله، هيچ چيز بهتر از حكمت نبوَد، و حكيم كسي بود كه فكر و قول و عمل او متساوي و متشابه باشد.
مكافات كن به نيكي، و درگذار از بدي
ياد گير و حفظ كن و فهم كن در هر وقتي
كار خويش و تعقّل حال خود كن و از هيچ كار از كارهاي بزرگ اين عالم ملالت منماي و در هيچ وقت تواني مكن، و از خيرات تجاوز، جايز مشمر، و هيچ سيّئه را در اكتساب حسنه، سرمايه مساز، و از امر افضل به جهت سروري زايل، اعراض مكن كه از سرور دائم اعراض كرده باشي.
حكمت دوست دار و سخن حكما بشنو.
هواي دنيا از خود دور كن و از آداب ستوده امتناع مكن.
در هيچ كار پيش از وقتِ آن كار، مپيوند، و چون به كار مشغول باشي از روي فهم و بصيرت به آن مشغول باش.
به توانگري متكبّر و مُعْجَب مشو و از مصائب، شكستگي و خواري به خود راه مده.
با دوست معامله چنان كه به حاكم محتاج نشوي، و با دشمن معامله چنان كن كه در حكومت ظفر تو را بود.
با هيچ كس سفاهت مكن و تواضع با همه كس به كار دار، و هيچ متواضع را حقير مشمر.
در آنچه خود را معذور داري برادر خود را ملامت مكن.
به بطالت شادمان مباش، و بر بخت اعتماد مكن، و از فعل نيك پشيمان مشو.
با هيچ كس مِرا مكن. هميشه بر ملازمت سيرت عدل و استقامت و التزام خيرات مواظبت كن.
خداي تعالي، همگان را توفيق اكتساب خيرات و اقتضاي حسنات كرامت كناد، و بر طلب مرضات خود حريص گرداناد
إنّه اللّطيف المجيب.
 
 
   عنوان شاخه ها  
  کوتاه و خواندنی  
هنرمند علاوه برتکلیف ذاتی انسان به علت ویژگی های بسیار ممتاز هنر باید درخصوص قالب ومضمون آثارخود نیز احساس تعهد کند.





ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلی ارتباط با ما نقشه سایت درباره ما