مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 367    چهارشنبه 31 تیر 1388 

فرهنگ و نو آوری


فرهنگ و نو آوری

قسمت دوم

تمدّن؛ عنصر مادي فرهنگ

گفته شد كه فرهنگ داراي سه عنصر شناختي، مادي و قواعد سازماني است. تا اينجا، با جنبه شناختي آن آشنا شديم. در ادامه، به عنصر مادي فرهنگ، كه شامل مهارت‏هاي فني، هنرها، ابزارها و وسايل و اشياي مادي ديگر است، اشاره خواهد شد. بسياري از دانشمندان علوم اجتماعي از اين عنصر به عنوان «تمدّن» ياد كرده‏اند و اين مجموعه را «تمدّن» نام نهاده‏اند.
واژه «تمدّن» از جمله مفاهيمي است كه داراي كاربردهاي متعددي است، هرچند معنا يا مضمون واحدي را نمي‏توان براي آن برگزيد؛ اما به اعتقاد جوليوس گولد مي‏توانيم با محدود ساختن بررسي موارد كاربرد آن در علوم اجتماعي در معاني گوناگون آن نظمي ايجاد كرد و دريافت كه دو مضمون در همه تعريف‏ها وجود دارد:
1. مضمون اصلي اين است كه تمدن شكلي از فرهنگ است و در درون اين مضمون، به سه شكل كاربرد اصلي وجود دارد:
الف. تمدن و فرهنگ مترادف يكديگرند.
ب. تمدن زماني همان فرهنگ است كه مشخصه دومي درجه پيچيدگي بيشتر و تعداد خصوصيات فراوان‏تري باشد.
ج. تمدن زماني فرهنگ است كه مشخصه دوم، عناصر و خصوصيات ـ به لحاظ كيفي ـ پيشرفته‏تري باشد كه با برخي معيارهاي پيشرفت قابل سنجش باشند.
2. مضمون دوم ـ و فرعي ـ فرهنگ را در نقطه مقابل تمدن قرار مي‏دهند. در اين مضمون، معناي «فرهنگ» تغيير كرده، همه عقايد و آفرينش‏هاي انساني مربوط به اسطوره، هنر، دين و ادبيات را شامل مي‏شود، و حال آنكه تمدن به حوزه خلّاقيت انساني مرتبط با فناوري و علم اشاره مي‏كند. 23
البته برخي از جامعه‏شناسان كوشيده‏اند معاني فرهنگ و تمدن را از يكديگر مجزّا كنند. آنان چنين تمايزي را با محدود كردن فرهنگ به برخي جلوه‏هاي زندگي؛ همانند دين، هنر، ادبيات و هنرهاي غايي اخلاقي اعمال مي‏كنند. بدين‏روي، «تمدن» عبارت است از:
سازوكار و سازمان كاملي كه انسان طي تلاش خود، جهت تسلّط بر شرايط زندگي خويش تدبير كرده است. تمدن نه تنها نظام‏هاي سازمان اجتماعي ما، بلكه فنون كار و ابزارهاي مادي ما را نيز شامل مي‏شود.24

نويسنده كتاب فرهنگ و شبه فرهنگ معتقد است:

با وجود ارتباط نزديك فرهنگ و تمدن، دو تفاوت بين آن دو وجود دارد:
نخست اينكه تمدن بيشتر جنبه عملي و عيني دارد، ولي فرهنگ بيشتر جنبه ذهني و معنوي اعتقادات و باورها (خواه مذهبي، خواه غيرمذهبي) در قلمرو فرهنگ است، در حالي كه تمدن بيشتر ناظر به رفع حوايج مادي انسان در اجتماع است.
دوم اينكه تمدن بيشتر جنبه اجتماعي دارد فرهنگ بيشتر جنبه فردي دارد. تمدن تأمين‏كننده پيشرفت انسان در هيأت اجتماع است. فرهنگ گذشته از اين جنبه، مي‏تواند ناظر به تكامل فردي انسان باشد. 25
محقق مذكور تأكيد مي‏كند كه تمدن و فرهنگ در عين مرتبط بودن به هم، ملازم يكديگر نيستند؛ يعني جوامعي هستند كه داراي تمدن بالايي هستند، اما فرهنگ در آنها در پايين‏ترين درجه تنزّل كرده است. به طور كلي، مفهوم «فرهنگ» وسيع‏تر و قديم‏تر از تمدن است. بشر پيش از آنكه بر اثر شهرنشيني به تمدن دست يابد فرهنگي داشته است، نشانه‏اش همين آثار هنري است كه از او به دست آمده و تاريخشان به چندين هزار سال پيش از شهرنشيني مي‏رسد. بر اساس اين واقعيت است كه تايلور زندگي انساني را به سه مرحله توحش، جاهليت و تمدن طبقه‏بندي مي‏كند و شروع زندگي متمدّنانه را مقارن پيدايش خط مي‏داند. 26 روشن است كه پيش از مرحله تمدن، بشر داراي فرهنگ بوده است. البته هر قدر جامعه بشري پيشرفته‏تر شده، آميختگي فرهنگ و تمدن در آن بيشتر گرديده است.

تأخّر فرهنگي

همان‏گونه كه در تعريف «فرهنگ» مشهود بود، هر فرهنگ را مي‏توان به عناصر مادي و غيرمادي آن تقسيم كرد. غالبا دلايلي ارائه مي‏شوند مبني بر اينكه معمولاً دگرگوني تنها در حوزه مادي فرهنگ رخ مي‏دهد. ظاهرا مردم دگرگوني در فناوري را، كه جزئي از حوزه مادي فرهنگ است، مي‏پذيرند، و حال آنكه كمتر هنجارها، ارزش‏ها، باورها يا سازمان اجتماعي خود را تغيير مي‏دهند. نتيجه اين ناهماهنگي، واپسماندگي و تأخّر فرهنگي است و آن هنگامي رخ مي‏دهد كه عناصر غيرمادي فرهنگ سعي دارند وضعيت خود را در ميان دگرگوني‏هاي عناصر مادي فرهنگ حفظ كنند. 27 به بيان ساده‏تر، تأخّر فرهنگي هنگامي پديد مي‏آيد كه بخش مادي فرهنگي وارد جامعه غير شود، اما بخش غيرمادي‏اش (مانند هنجارها و ارزش‏ها) وارد نشوند.
در چنين شرايطي، در جامعه واردكننده فناوري (بخش مادي فرهنگ) بحران اجتماعي پديدار خواهد شد؛ زيرا تنها بخش مادي آن آمده است و نمي‏تواند خود را با وضعيت موجود فرهنگي و ارزشي وفق دهد. فرض كنيم ماشين، كه بخش مادي فرهنگ است، وارد جامعه‏اي شود، اما ارزش‏ها و هنجارهاي ماشين سواري وارد جامعه نشوند. آن‏گاه شاهد تصادفات و مرگ و مير بيش از حد خواهيم بود. هرچند جاده‏ها استاندارد نيستند، اما راننده‏اي هم كه بر روي كيلومترشمار ماشين خود، سرعت بالاي 120 را مشاهده مي‏كند، بدون رعايت هنجاري مناسب، خود را به مهلكه مي‏اندازد.
اين پديده را غالبا در كشورهاي مصرف‏كننده شاهديم. اين كشورها تا زماني كه بازار مصرف جوامع صنعتي هستند از اين معضل رها نخواهند شد. تنها راه‏حل مشكل اين‏گونه كشورها توليد علم و جنبش نرم‏افزاري است تا در پرتو ارزش‏ها و هنجارهاي حاكم بر جامعه خود، بخش مادي را تغيير و تكامل دهند و فناوري مناسب را توليد كنند.

رابطه فرهنگ با نوآوري

انسان براي حفظ حيات خود، ناگزير است در طبيعت تصرّفاتي كند و نظرا و عملاً بر آن چيره شود. تصرّف انسان در طبيعت در جريان زمان، بر منوالي يگانه ادامه نمي‏يابد، بلكه در هر دوره به تناسب مقام اقتصادي انسان نيز تا حدّي موافق مقتضيات طبيعي، شكلي به خود مي‏گيرد. تغيير عوامل دوگانه، به ويژه تغيير عامل نخستين، ضرورتا انسان را به تدبيرهاي نظري و عملي نو برمي‏انگيزد. اين تدبيرها در آغاز ظهور خود، نوآوري اجتماعي 28 يا «نوآوري فرهنگي» 29 خوانده مي‏شوند.اين نوآوري‏ها به دو صورت اصلي ظاهر مي‏شوند: اكتشاف و اختراع.

نوآوري از دو جهت وابسته به فرهنگ يا ميراث فرهنگي است:

نخست آنكه هر عنصر نو از عناصري به وجود مي‏آيد كه بالفعل در فرهنگ جامعه وجود دارند؛ زيرا چيزي نمي‏تواند از هيچ زاده شود.
دوم آنكه انسان وقتي خواستار عنصري نو مي‏شود و آن را فراهم مي‏آورد كه فرهنگ جامعه او چنان اقتضا كند.
اما درباره جهت اول بايد گفت: هر فرهنگ مركّب از عناصري گوناگون است، و هر عنصر فرهنگي كاركرد يا وظيفه‏اي دارد. همه نيازهاي جامعه به وسيله كاركردهاي عناصر فرهنگي برآورده مي‏شوند. هنگامي كه جامعه در جريان مبارزه با طبيعت، پا به مرحله تازه‏اي مي‏گذارد، دچار نيازمندي‏هاي جديدي مي‏شود كه عناصر فرهنگي موجود درست قادر به تأمين آنها نيستند. اينجاست كه ابداع عناصر جديد لازم مي‏آيد، و ابداع آنها بدون استفاده از عناصر موجود فرهنگ امكان‏پذير نيست. پس جامعه با آميختن برخي از عناصر فرهنگي موجود يا ـ به اصطلاح ـ از راه پيوند فرهنگي، عناصر نو و جديد را مي‏آفريند.
درباره جهت دوم نيز بايد دانست كه اولاً، هر اكتشاف يا اختراعي معمولاً هنگامي درست صورت مي‏پذيرد كه هم مورد احتياج جامعه باشد و هم در استطاعت نظري و عملي جامعه. ثانيا، اكتشاف يا اختراعي كه با نيازمندي و توانايي متناسب نباشد ولي از خارج به جامعه راه يابد، به ندرت مي‏تواند در زندگي جامعه نقش فعّالي بيابد و دگرگوني‏هاي عميقي به بار آورد.
بنابراين، نوآوري‏هاي بزرگ اجتماعي و خلّاقيتي كه در برخي از دوره‏هاي تاريخ يك جامعه ديده مي‏شوند زاده مقتضيات اجتماعي هستند. جامعه زماني كه پا به مرحله تاريخي جديد مي‏گذارد با نيازمندي‏ها و دشواري‏هاي جديد روبه‏رو مي‏شود و ناگزير براي رفع آنها تلاش مي‏كند و با تكيه بر عناصر فرهنگي موجود در جامعه، درصدد حل آن برمي‏يد. در اين زمان است كه شاهد نوآوري و توليد علم خواهيم بود. و «خلّاقيت فرهنگي» در اين عرصه امري غيرقابل انكار است.
تاريك‏انديشاني كه خلّاقيت را به نبوغ جادويي يا به مقتضيات نژادي يا جغرافيايي انسان نسبت مي‏دهند، خيال خام مي‏بافند؛ از نيچه تا اشپنگلر كه جامعه را اسير سرنوشت و پويش دوري جاويدان مي‏شمارند و خلّاقيت فرهنگي را اقتضاي جبري نخستين مراحل هر دور مي‏دانند. 30

در اين زمينه، توجه به چند نكته لازم است:

اول. پيوستگي فرهنگ و عناصر فرهنگي با نوآوري و توليد علم اختصاص به فرهنگ خاص ندارد اما فرهنگي كه منشأ الهي دارد، با توجه به پتانسيل و ويژگي‏هاي خود، با توان و خلّاقيت بيشتري مي‏تواند راه نوآوري و توليد علم را هموار سازد.
دوم. فراورده‏هاي فرهنگي و به تعبير ديگر، نوآوري‏ها و اكتشافات و اختراعاتي كه در پرتو ويژگي‏هاي عناصر فرهنگي جوامع پديدار گشته‏اند، يكسان نيست و آثار و پيامدهايشان به طور مطلق و در هر زمان و مكاني كارايي ندارد، ممكن است فراورده فرهنگي جامعه‏اي در درون خود آن جامعه بسيار مفيد و كارساز باشد، ولي در جامعه ديگر، كاركرد مثبت نداشته باشد و موجب از هم‏گسختگي فرهنگي و اجتماعي گردد؛ مثل برخي از اختراعاتي كه از سرزمين غرب وارد كشورهاي شرقي شده و معضلات اخلاقي و اجتماعي را به همراه داشته است.
اين بدان روست كه فراورده جديد با توجه به خاستگاه فرهنگي و اجتماعي جامعه خود، پديدار شده و با ويژگي‏هاي عناصر فرهنگي و اجتماعي آنجا سازگار است، ولي در جامعه ديگر، اين هماهنگي وجود ندارد.
سوم. هر جامعه‏اي بايد با توجه به شرايط و مقتضيات ويژه خود نيازهايش را تأمين كند. طبعا نيازهاي هر جامعه‏اي با توجه به وضعيت اجتماعي و فرهنگي آن قابل حل است. هرچند ممكن است برخي از نيازهاي انساني به نوع او بازگردد و ماهيت يكساني داشته باشد، اما برآورده شدن آنها بستگي زيادي به فرهنگ و عناصر فرهنگي موجود در اجتماع او دارد؛ مثلاً، نيازهاي جنسي افراد با يكديگر تفاوت ماهوي ندارند، اما برآورده ساختن آنها و نوع ارضاي جنسي افراد كاملاً وابسته به فرهنگي است كه در آن زندگي مي‏كنند. مسلّم است كه يك مسلمان و غيرمسلمان در ارضاي جنسي يكسان نمي‏انديشند و به يك صورت عمل نمي‏كنند. يا ـ مثلاً ـ در ساخت مسكن هر كدام انديشه خاص خود را دارد؛ مسلمان تلاش مي‏كند خانه‏اش را به گونه‏اي بسازد كه عفّت و امنيت اخلاقي خانواده‏اش در آن رعايت گردد. بدين‏روي، جامعه اسلامي مهندسي‏اش با جامعه غيراسلامي يكسان نخواهد بود. نيز موارد فراوان ديگر كه حتي شمارش آنها بحثي مستقل مي‏طلبد.
پس با توجه به اين واقعيت، توليد علم و نهضت نرم‏افزاري نه تنها سخن گزافي نيست، بلكه كاملاً علمي و محقّقانه است و هر محققي را برمي‏انگيزد كه با توجه به اين حقيقت، در تب و تاب قرار گيرد و با توجه به عناصر فرهنگي و ويژگي‏هاي آن، به فكر چاره بيفتد و درصدد حل مسائل اجتماعي و اخلاقي خود برآيد و براي تأمين نيازهاي خود، دست به سوي غير دراز نكند؛ چراكه فرآورده او مشكل بتواند حتي معضل خودش را هم به خوبي حل كند، اگرچه واقعيت چيز ديگري را نشان مي‏دهد و معلوم نيست او بتواند نيازهاي ما را برآورده سازد.
اين حقيقت مسئوليت حاملان ارزش‏هاي ديني را دو چندان مي‏كند؛ زيرا بايد شب و روز تلاش كنند تا اولاً، فرهنگ ناب نبوي را تفقّه نموده، همه ويژگي‏هاي آن را بشناسند، ثانيا، آن را در اختيار مخاطبان خود قرار دهند، و به خوبي به تبيين و ترويج آن بپردازند. شكي نيست كه يكي از عللي كه دانشجوي مسلمان نمي‏تواند خودباوري داشته باشد و دست به نوآوري بزند عدم شناخت كافي از فرهنگ غني اسلام است؛ فرهنگي كه با ويژگي‏هاي منحصر به فردش مي‏تواند راه سخت نوآوري را هموار سازد.

نكته

بدون شك، آفرينندگي‏ها و نوآوري‏هاي هر جامعه از ذات آن جامعه مي‏تراوند. با اين وصف، نبايد تأثير جوامع را بر يكديگر ناديده گرفت. به ديگر سخن، پويايي هر جامعه در همان حال كه اساسا خودپويايي است، مي‏تواند تا حدّي از دگرپويايي نيز بهره‏ور باشد. جوامع ضرورتا در جريان تكامل خود، با يكديگر برخورد مي‏كنند و از فرهنگ يكديگر مثأثر مي‏شوند. از نفوذ فرهنگ يك جامعه در فرهنگ جامعه ديگر، نوعي پيوند فرهنگي 31 به وجود مي‏آيد.
ترديدي نيست كه پيوند فرهنگي مي‏تواند بر آفرينندگي و نوآوري جوامع تأثير عميقي بگذارد، به شرط آنكه آنچه جامعه‏اي از جامعه ديگر مي‏گيرد از متقضيات خود آن دور نباشد. اگر اين شرط مراعات نشود پيوند فرهنگي يا بي‏تأثير خواهد بود و يا تأثير سطحي و زودگذري خواهد داشت. 32 پس نبايد بدون قيد و شرط و چشم بسته از فرهنگ‏هاي ديگر بهره گرفت و درِ جامعه فرهنگي خود را به سوي فرهنگ‏ها گشود، به اين عنوان كه پيوند فرهنگي موجب رشد فرهنگ خودي خواهد شد. بنابراين، در مواردي كه جامعه نيازمند و آماده تحوّلي باشد، مي‏تواند عناصر فرهنگي لازم براي آن تحول را از جوامع ديگر فرا بگيرد و با سرعت بيشتري تحوّل يابد. كشور ژاپن از 1854 به بعد، با استفاده از فرهنگ‏هاي جوامع صنعتي، تحوّل صنعتي خود را پر شتاب گردانده است. بر همين سياق، فرهنگ يونان باستان به كمك عناصر فرهنگي مشرق زمين شكفته شد. فرهنگ اسلامي نيز پس از شكوفايي‏اش به هنگام خود، راه جنبش نوزايي رنسانس اروپا را هموار كرد. 33
اساسا فرهنگ‏هاي جوامع گذشته و حال با يكديگر پيوسته‏اند و اصل پيوستگي فرهنگي بر جوامع انساني فرمان‏فرمايي مي‏كند. بنابراين، مي‏توان گفت: فرهنگ انساني همواره استمرار داشته و در نتيجه آن، ميراث فرهنگي و امكان تكامل هر نسلي از مواريث و امكانات نسل‏هاي پيشين فراهم مي‏گردد. در اين زمينه، نيوتن گفته است:
اگر من فواصل دورتر را ديدم، بدان سبب بود كه بر شانه‏هاي بلندي قرار داشتم.34
و اين واقعيت غيرقابل انكار بدان دليل است كه انسان‏ها از برخي ويژگي‏هاي مشترك برخوردارند؛ در عين آنكه داراي صفاتي متفاوتند كه آنها را از هم متمايز مي‏سازد، داراي اشتراك‏هايي هستند كه مي‏تواند نقطه اتصال آنها شده و انسان‏ها با تكيه بر آن مشتركات در جهت تكامل و بهبود زندگي مادي و معنوي خود حركت كنند. و بر فرض كه فرهنگ‏ها دستاورد بشري هستند و انسان خالق ارزش‏ها و هنجارهاي فرهنگي، ولي باز هم مي‏توانند با يكديگر ارتباط و پيوستگي داشته باشند و فرهنگ‏هايشان كاملاً متباين نخواهد بود؛ زيرا ويژگي‏هاي مشتركشان نيز در پديداري آن ارزش‏ها نقش داشته است.
اما بنابر ديدگاه اسلامي، كه فرهنگ‏ها و ارزش‏ها را داراي منشأ واقعي و نيز اعتبارياتي مي‏داند كه از پشتوانه حقيقي واقعيات نفس‏الامري برخوردارند و عقل و نقل كاشف آنها هستند، نيز پيوند و پيوستگي فرهنگي سخني حق و كلامي درست است؛ چه اينكه انسان از عقل برخوردار بوده و آن دسته از ارزش‏هايي را كه با تكيه بر عقل خود به دست آورده مي‏تواند مايه پيوند با فرهنگ اسلامي گردد. بدين‏روي، هر دو از پشتوانه حقيقي برخوردارند، هرچند يكي از طريق عقل و ديگري از طريق نقل و وحي كه به كمك عقل آمده و او را شكوفا كرده، به دست آمده باشند.
در عين حال، نبايد فراموش كرد كه هر نوع ارتباطي نمي‏تواند مفيد فايده باشد. ارتباطي مفيد است كه آنچه را جامعه‏اي از جامعه ديگر و يا فرهنگي از فرهنگ ديگر مي‏گيرد از متقضيات خودش دور نباشد. در غير اين صورت، نه تنها بي‏تأثير خواهد بود، بلكه چه بسا معضلات فراواني به همراه داشته باشد.

سخن پاياني

آدمي به خوبي دريافته است كه براي رسيدن به خواسته‏هاي بي‏شمار مادي و معنوي‏اش، چاره‏اي جز پذيرش زندگي گروهي ندارد؛ همان‏گونه كه با سعي بي‏امانش در جهت حفظ و بقاي اين حيات جمعي نشان داده است كه مي‏داند جامعه انساني بدون نوآوري و خلّاقيت، بنياني متزلزل خواهد داشت.
اما سخن در اين است كه آيا هرگونه نوآوري و اختراعي مي‏تواند در پيشرفت انساني انسان مؤثر باشد؟ نگاهي هرچند گذرا به تاريخ زندگي بشر، به خوبي نشان مي‏دهد كه چه بسا نوآوري‏هايي حتي انسانيت انسان را نيز تحت‏الشعاع قرار داده‏اند. نوآوري‏هاي تسليحاتي و اتمي و شيميايي نمونه‏اي كوچك از آنهاست.
بي‏ترديد، نوآوري‏اي كه رهبر معظّم و فرزانه انقلاب به عنوان شعار سال ـ بلكه تكليف سال ـ در طليعه سال نو، مطرح نمودند، نوآوري‏هايي است كه جمع‏نشينان جامعه اسلامي بتوانند در پرتو آن، راه كمال خود را بپيمايند و جسم و جان خود را آماده پذيرش آن كنند، و اينچنين نوآوري‏هايي تنها در پرتو فرهنگ و ارزش‏هاي ديني ميسّر خواهد بود، فرهنگي كه از وحي نشأت گرفته و ارزش‏هايش از چشمه زلال نبوي و رودهاي جاري علوي سيراب مي‏شود، وگرنه نوآوري‏هايي كه ريشه در ارزش‏هاي غيرديني و سكولار دارند، نه تنها انسان را به سوي كمال حقيقي او رهنمون نمي‏سازند، بلكه او را مصداقي از آيه كريمه «أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.»(اعراف: 179) قرار داده، او را از رسيدن به مقصد مقصود باز مي‏دارند.
تنها نوآوري مبتني بر ارزش‏هاي ديني تكليف محققان و انديشمندان اسلامي است، وگرنه نوآوري‏هايي كه ريشه در فرهنگ غيرخودي دارند، نه تنها چاره‏اي از ناچاري‏هاي جامعه اسلامي نمي‏كنند، بلكه تكليف را همچنان باقي مي‏گذارند.

پى نوشت ها :

1 . دانش‏آموخته حوزه علميه، دكترى انديشه معاصر و عضو هيأت علمى گروه علوم اجتماعى دانشگاه باقرالعلوم ع.
2 ـ آنتونى گيدنز، جامعه‏شناسى، ترجمه منوچهر صبورى تهران، نى، 1344، ص 36.
3 ـ محمود روح‏الامينى، مبانى انسان‏شناسى تهران، عطاء، 1374، ص 147.
4 ـ محمّدحسين برهان، برهان قاطع تهران، اميركبير، 1362، ج 3، ص 1481.
5 ـ محمود روح‏الامينى، پيشين، ص 145.
6 ـ جوليوس گولد، فرهنگ علوم اجتماعى، ترجمه گروهى از مترجمان تهران، مازيار، 1376، ص 631 و 677.
7 ـ محمّد معين، فرهنگ معين تهران، اميركبير، 1362، ج 1، ص 199.
8 ـ جوليوس گولد، پيشين، ص 48.
9 ـ مهدى محسنيان‏راد، انقلاب، مطبوعات و ارزش‏ها تهران، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، 1375، ص 4.
10 ـ همان.
11 ـ همان.
12 ـ بروس كوئن، مبانى جامعه‏شناسى تهران، سمت، 1372، ص 73.
13 ـ عبداللطيف محمّدخليفه، بررسى روان‏شناختى تحوّل ارزش‏ها، ترجمه سيدحسين سيدى مشهد، آستان قدس رضوى، 1378، ص 67.
14 ـ كاوه تيمورى، جامعه و فرهنگ تهران، آرون، 1380، ج 3، ص 1.
15 ـ مينار، شناسايى هستى، ترجمه على‏مراد داودى تهران، كتاب‏فروشى دهخدا، 1351، ص 325ـ339.
16 ـ محمّدتقى مصباح، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1372، ص 205ـ209.
17 ـ ملوين دفلور و ديگران، مبانى جامعه‏شناسى، ترجمه و اقتباس حميد خضرنجات شيراز، دانشگاه شيراز، 1370، ص 143.
18 ـ رگى ريموند، جرم‏شناسى نظرى، ترجمه مهدى كى‏نيا تهران، مجمع علمى و فرهنگى مجد، 1374، ص 122.
19 ـ ويليام. جى. بنت، شاخص‏هاى فرهنگى در ايالات متحده آمريكا در پايان قرن بيستم، ترجمه فاطمه فراهانى تهران، وزارت ارشاد، 1381، ص 17و18.
20 ـ مهدى كى‏نيا، مبانى جرم‏شناسى تهران، دانشگاه تهران، 1376، ج 2، ص 292.
21 ـ برت. اف. برينر، «سكولاريسم و دين»، ترجمه افروز اسلامى، نامه فرهنگ 2 1375، سال ششم، ص 48.
22 ـ عبداللّه جوادى آملى، شريعت در آينه معرفت تهران، رجاء، 1372، ص 93.
23 ـ جوليوس گولد، پيشين، ص 267.
24 ـ همان، ص 269.
25 ـ محمّدعلى اسلامى ندوشن، فرهنگ و شبه فرهنگ تهران، يزدان، 1371، ص 106.
26 ـ جوليوس گولد، پيشين، ص 268.
27 ـ بروس كوئن، پيشين، ص 68.
28 . Social Innovation.
29 . Cultural innovation.
30 ـ آگ برن و نيم كوف، زمينه جامعه‏شناسى، ترجمه و اقتباس ايرج آريان‏پور تهران، نگاه، 1380، ص 411.
31 . Culture diffusion.
32 ـ همان، ص 414.
33 ـ همان، ص 416.
34 ـ همان، ص 417.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما