مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
مسیر جاری:
صفحه اصلي
•
مقالات
•
علمی و فرهنگی
•
نوآوری و شکوفایی
تبلیغات در سایت
پیوندهای ویژه
•
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
•
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
•
درمانيآسان براي يبوست
•
7 عادت آدمهاي موفق
•
آثار تربيتى نماز
•
بسیار زیبا به رنگ سبز!
•
بناهای تاریخی اصفهان
•
دعا براي امام زمان عليه السلام...
•
دور افتاده
•
4 خطاي تغذيهاي كه شما را...
•
تفسیر کلمه فتنه
•
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
•
آسيبشناسى انقلاب اسلامى
•
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
•
اتصال به «شعوركيهاني»
•
آرايش ، چرا و چگونه؟
•
ارزش سجده
•
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
•
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
•
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
•
خطرات استفاده از کولر خودرو...
•
بصیرت چيست؟
•
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
•
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
•
مروري بر تاريخ رابطه آمريكا...
•
داستان شهر عشق
•
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری
اخبار تازه
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدلهای تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه میشوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم ميگذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دورههای ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفتهشدگان نهايی کدرشته محلهایمتمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محلهای نيمهمتمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی میشوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبتهای سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بینظیر اتحاد و ولایتپذیری خود را نمایش میدهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییسجمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهرههایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
دفعات نمایش: 185
دوشنبه 17 فروردین 1388
آگاهى از عوامل نوآورى و شكوفايى علمى
انسانها سرشار از استعدادهاى مثبت درونى هستند كه از آغاز، تنها به صورت بذرى در زمين وجود آنها كاشته شده است، و اين باغبانى درست و عالمانه انسان و مربيان اوست كه مىتواند اين بذرها را شكوفا كند و از وى، انسانى با ويژگيهاى مثبت و ارزنده بسازد.شرط نخست در اين راه، آگاهى از عوامل نوآورى و شكوفايى است. بر همه مسلمانان، به خصوص جوانان عزيز، دانشآموزان و دانشجويان است كه از اين عوامل، آگاهى يابند و در اين باره از انرژى، نشاط، و فرصتهاى طلايى زندگى مدد گيرند.
نوشتار ذيل، كند و كاوى است در برخى عواملِ خلاقيت و شكوفايى علمى.
عوامل شكوفايى و خلاّقيت
1. پرسشگرى
پرسشگرى، دريچه ورود به سرزمين دانشها و خلاقيّتها است و نقش فراوانى در شكوفايى علمى و معنوى انسانها دارد؛ از اينرو در سخنان منقول از معصومين عليهمالسلام سفارشهاى زيادى به پرسش شده است.
در حديثى زيبا از رسول گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله چنين مىخوانيم: «الْعِلْمُ خَزائِنُ وَمَفاتِيحُهُ السُّؤالُ، فَاسْاَلُوا رَحِمَكُمُ اللّه، فَاِنَّهُ تُؤْجَرُ اَرْبَعَةٌ: السّائِلُ وَالْمُتَكَلِّمُ وَالْمُسْتَمِعُ وَالْمُحِبُّ لَهُمْ؛ دانش، گنجينههايى است كه كليدهايش پرسش است؛ پس بپرسيد تا از رحمت خدا بهره ببريد؛ همانا [كه در پرسش و پاسخ،] چهارگروه اجر و بهره مىبرند: پرسشگر، پاسخگو، شنونده و دوستدار آنان.»
حضرت على عليهالسلام نيز در اينباره مىفرمايد: «اِسْئَلْ تَعْلَمْ؛ بپرس تا بدانى.» و نيز فرمود: «مَنْ سَئَلَ اِسْتَفادَ؛ آنكه بپرسد، بهره مىبرد.»
خود حضرت على عليهالسلام از كودكى بر دوش پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله به صحرا مىرفت و هر چه به نظرش مجهول مىآمد، از پيامبر مىپرسيد و پاسخ مىشنيد؛ بدين رو، حضرت على عليهالسلام دانشآموز موفق مكتب پيامبر است. همين امر باعث شد كه پيامبر بارها به دانش على عليهالسلام اشاره داشته باشد.
درباره امام خمينى رحمهالله نيز ـ كه از شاگردان مكتب نبوى صلىاللهعليهوآله و علوى عليهالسلام بود ـ نقل مىكنند كه ايشان، شاگردان درسش را به پرسشگرى فرا مىخواند و هرگز كلاس درسى را نمىپسنديد كه طلبهها در آن سؤال نمىپرسيدند.
يكى از شاگردان در اينباره مىگويد: «از خصوصيات درسى حضرت امام، روح تحقيق بود كه در طلبهها ايجاد مىكرد؛ حتى يك بار در درس فرمودند: «اينجا كه مجلس وعظ و خطابه نيست كه همه سكوت كردهايد. اينجا كلاس درس و بحث است. خاصيت درس در اين است كه سؤالى بكنيد، اشكالى يا ايرادى بگيريد و اظهار نظرى بكنيد.»
بىگمان پرسشگرى، زمينهساز دانايى است كه ـ به تعبير سعدى ـ ذلّت ظاهرى آن، عزت دانايى را در پى دارد:
بپرس هر چه ندانى كه ذُلِّ پرسيدندليل راه تو باشد به عزّ دانايى
2. ژرفنگرى و ژرفانديشى
نگاه عميق و تأمل در جهان پيرامون، بسيارى از مجهولات را از ميان مىبرد و آدمى را به امور نهانى در پس پرده طبيعت رهنمون مىسازد و او را به انسانى خلاّق تبديل مىكند. بخشى از آيات قرآن كريم به توصيه درباره «ژرفنگرى» اختصاص يافته است؛ براى نمونه در آيات قرآن چنين مىخوانيم:
«أَوَ لَمْ يَنظُرُوا فِى مَلَكُوتِ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضِ»؛ «آيا در ملكوت آسمانها و زمين ننگريستهاند.»
و نيز: «قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِى السَّمَـوَ تِ»؛ «بگو: بنگريد كه چه در آسمانهاست.»
همچنين: «أَفَلاَ يَنظُرُونَ إِلَى الاْءِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَ إِلَى السَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَ إِلَى الاْءَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ »؛ «آيا به شتر نمىنگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده و به كوهها كه چگونه برپا داشته شده و به زمين كه چگونه گسترده شده است.»
راغب در مفردات مىنويسد: «نظر، برگرداندن و توجّهدادن چشم ظاهر و چشم باطن براى ديدن و ادراك چيزى است، كه مقصود از اين عمل، تأمّل و تحقيق درباره آن است و نيز مقصود ازديدن و تأمّل و ژرفنگرى، به دست آوردن معرفت و شناختى است كه بعد از تحقيق حاصل مىشود.»
در حقيقت، آن دسته از دانشپژوهان ودانشمندان، خلاّق وا هل نوآورىاند كه ژرفنگر باشند و از كنار هيچ پديدهاى با نگاهى سطحى و سادهانگارانه نگذرند.
چه بسيارند اشخاصى كه حس كردهاند بدنشان در آب، سبك مىشود يا سيبى از درخت سقوط مىكند؛ اما تنها ارشميدس پيدا مىشود كه از آن، اصول فشار و تعادل مايعات را نتيجه مىگيرد و تنها نيوتن مىتواند قانون جاذبه عمومى را كشف كند.
به تعبير استاد شهيد مرتضى مطهّرى رحمهالله «انسان از مطالعه سطحى عوالم وجود كه مقرون به تحقيق و ژرفنگرى و مطالعه دقيق علمى نباشد، چيز درستى نمىفهمد؛ برخلاف مطالعات علمى و تحقيقى به همراه ژرفنگرى.»
راستى، آيا كشف پديده رادار جز در پرتو ژرفنگرى به چگونگى پرواز خفّاش صورت گرفته است؟! آيا بشر، بدون نگاه ژرف به پرواز پرندگان، مىتوانست پرواز را بياموزد؟!
قرآن كريم حتى روش خاكسپارى و دفن مردگان را نيز ثمره نگاه دقيق انسان به جهان پيرامون خويش مىداند، آنجا كه در قصّه قتل هابيل به دست قابيل و سرگردانى قابيل در برابر جنازه برادر، چنين اشاره مىفرمايد:
«فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَـسِرِينَ * فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابا يَبْحَثُ فِى الاْءَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَ رِى سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَـوَيْلَتَىآ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـذَا الْغُرَابِ فَأُوَ رِىَ سَوْءَةَ أَخِى »؛ «پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد، و وى را كشت و از زيانكاران شد. پس خدا زاغى را برانگيخت كه زمين را مىكاويد، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان كند. [قابيل[ گفت: «واى بر من، آيا عاجزم كه مثل اين زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان كنم.»
ژرفنگرى، ريشه در ژرفانديشى دارد و اين انديشهورزى است كه تيزبينى و نگاه عميق به جهان هستى را در پى دارد؛ از اينرو خداوند در قرآن مجيد، تفكّر عميق در آفرينش را نيز همراه ژرفنگرى بيان كرده است و بسيارى از آياتش را به مسئله انديشيدن اختصاص داده است.
در حقيقت، انديشهورزى و به كار گرفتن فكر، يكى از كارآمدترين ساز و كارها براى تعالى روحى و زدودن تيرگيها و كشف حقيقتهاى نهان در جهان هستى است. گرانبهايىِ گوهر خلاقيت و ارزشمندىِ دستيابى به تازههاى علمى، بدون مجاهدت و كوشش به چنگ نخواهد آمد و يكى از مصداقهاى اين كوشش و تلاش، ژرفانديشى و اصرار در انديشهورزى است.
بسيارى از دانشمندان، آنگاه كه به حقيقتى دست يافتند و گرهاى علمى را گشودند كه ساعتها درباره آن مطلب، انديشه كردند.
درباره سقراط نوشتهاند كه وى «روزى در تابستان مسئلهاى به خاطرش رسيد و براى حلّ آن از بامداد، در گوشهاى ايستاد و در انديشه فرو رفت و تا نيمروز، همچنان ماند. نگهبانان كه از رفتارش به حيرت افتاده بودند، او را با انگشت به يكديگر مىنمودند و چون شب شد و همه از غذا فارغ شدند، نگهبانان براى اينكه هم از هواى خنك استفاده كنند و هم ببينند سقراط تا كى در آن حال خواهد ماند، رختخواب خويش را در بيرون گستردند.
سقراط، همه شب همچنان برجاى ايستاده بود تا بامداد شد. در اين هنگام، نيايش به جاى آورد و رفت.»
استاد شهيد مطهرى رحمهالله از روزگاران دغدغههاى روحى خويش و پناه آوردن به انديشه در حجرههاى خلوت و در تنهايى، چنين ياد مىكند:
«تا آنجا كه من از تحولات روحى خودم به ياد دارم از سن سيزده سالگى اين دغدغه در من پيدا شد و حساسيّت عجيبى نسبت به مسائل مربوط به خدا پيدا كرده بودم و پرسشها، يكى پس از ديگرى بر انديشهام هجوم مىآورد.
در سالهاى اوّل مهاجرت به قم، چنان در اين انديشهها غرق بودم كه شديدا ميل به تنهايى در من پديد آمده بود و وجود هم حجره را تحمل نمىكردم. حجره فوقانى عالى را به نيم حجرهاى دخمه مانند، تبديل كردم كه تنها با انديشههاى خودم به سر برم. در آن وقت نمىخواستم در ساعات فراغت از درس و مباحثه، به موضوع ديگرى بينديشم و در واقع، انديشه در هر موضوع ديگر را پيش از آنكه مشكلاتم در اين مسائل حل گردد؛ بيهوده و اتلاف وقت مىشمردم.»
از نگاه قرآن كريم، اين انديشه در آفرينش آسمان و زمين است كه سبب مىشود آدمى به اين حقيقت دست يابد كه آفرينش بر اساس «حق» آفريده شده است و از «بطالت» به دور است؛ همانگونه كه در دو آيه شريفه ذيل، چنين مىخوانيم:
«أَوَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِىآ أَنفُسِهِم مَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَآ إِلاَّ بِالْحَقِّ »؛ «آيا آنها در خود نينديشيدند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق نيافريده است.»
در آيه 191 سوره آل عمران مىخوانيم: «وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالاْءَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـذَا بَـطِلاً »؛ «... و [صاحبان خِرد] در آفرينش آسمانها و زمين انديشه مىكنند [و آنها مىگويند:] پروردگارا! اينها را باطل نيافريدى.»
حضرت على عليهالسلام از برخى كاركردهاى سازنده تفكّر و نقش آن در پيشرفت و رشد انسانها چنين ياد فرموده است:
ـ «بِالْفِكْرِ تَنْجَلِى غَياهِبُ الاُْمُورِ؛ بر اثر انديشه، تاريكيهاى كارها گشوده مىشود.»
ـ «كَفى بِالْفِكْرِ رُشْدا؛ بس است رشدى كه بر اثر فكر حاصل مىشود.»
ـ «الْفِكْرُ يُفِيدُ الْحِكمَةَ؛ انديشه، حكمت را به بار مىآورد.»
ـ «رَاْسُ الاِْستِبْصارِ الْفِكْرَةُ؛ ريشه بينايى، فكر است.»
حكايت
1. شخصى از مادر ابوذر درباره عبادت ابوذر پرسيد. گفت: «عبادت ابوذر، بيشتر به صورت تفكر بود. وى در طول روز در گوشهاى از اتاق مىنشست و به تفكر مىپرداخت و مىانديشيد.»
2. روزى جمعى از حواريون از حضرت مسيح عليهالسلام پرسيدند: «اى روح اللّه! آيا در اين روزگار بر روى زمين، كسى همانند تو وجود دارد؟» آن جناب در پاسخ فرمود: «بله! هر كه سخنش ذكر خدا و نگاهش عبرت و سكوتش انديشه و فكر باشد، او همانند من است.»
بىگمان تا زمانى كه انديشيدن در سرزمين ما به صورت يك فرهنگ در نيايد و در اينباره فرهنگسازى بايسته صورت نگيرد، نمىتوان به موفقيّت كامل در همه عرصهها دل بست و كشور خود را بر قلّه كمال جاى داد.
3. كتابخوانى
همه كسانى كه به خلاّقيّت دست يافتند و چكاد دانش را فتح كردند، از نوشتهها و گفتههاى بزرگان، بهره بردند و به تعبير نيوتن: «پا بر شانه غولها گذاشتند تا دوردستها را ببينند.» همانگونه كه بزرگان گفتهاند:
الْعُلى مَحْظُورَةٌ إلاَّ عَلىمَنْ بَنى فَوْقَ بَناءِ السَّلَفا
«بزرگى و برترى، ناممكن است؛ مگر براى كسى كه بنايى بر روى بناى گذشتگان بسازد (از دستاوردهاى علمى آنان استفاده كند.)»
در اينباره، ويژگى برجسته همه دانشمندان، مخترعان، نوآوران و عالمان، انس با كتاب، مطالعه و تحقيق بوده است و از اين رهگذر، كتابهاى خوب و پرمايه ـ به عنوان دوستانى برخوردار از جانمايههاى علمى و معنوى ـ بيشترين خدمت را به آنان كردهاند.
تاريخ نشان مىدهد كه كتاب خوب، غالبا نيروى پربركت و تكاندهندهاى است، كه گاه مسير حيات بشرى را به كلّى تغيير مىدهد. در شرح حال امام خمينى رحمهالله ، از اهتمام فراوان ايشان به امر كتابخوانى، به عنوان يكى از ويژگيهاى برجسته ايشان ياد شده است. دختر ايشان مىگويد:
«تا آنجا كه من به ياد دارم امام هميشه مشغول مطالعه بودند. بارها مىشد كه صبح تا ظهر خدمت امام در اتاق مىنشستيم و امام تا سر ظهر مطالعه مىكردند و يك كلمه حرف نمىزدند؛ مگر اينكه سؤالى از ايشان مىشد كه به اندازه سؤال، جواب مىدادند و جز اذان ظهر چيزى مانع مطالعه ايشان نمىشد. اللّه اكبر اذان كه شنيده مىشد، ا مام قلم را زمين مىگذاشتند و آماده نماز مىشدند.»
همچنين دختر امام مىگويد:
«يادم هست كه ما شايد ده پانزده سال تمام، تابستانها كه تعطيل مىشديم، از آنجا كه كوچك بوديم وهواى قم هم گرم بود، همراه امام به دركه يا محلات يا جاهاى ديگر مىرفتيم، و در اين مدت يك بار نشد كه ما ببينيم امام به مهمانى يا به خيابان بروند؛ بلكه از همان آغاز كه امام وارد منزل مورد نظر براى اقامت مىشدند، صبح در گوشه حياط فرش مىانداختند و به مطالعه سرگرم مىشدند تا ظهر كه هنگام نماز و ناهار و استراحت مىشد.
عصر نيز امام در طرف ديگر حياط فرش مىانداختند و باز تا غروب، سرگرم مطالعه مىشدند.»
مرحوم حجة الاسلام سيد احمد خمينى رحمهالله نيز در اينباره مىگويد:
«امام به مطالعه، خيلى علاقهمند بودند. يادم هست در ايام تعطيلى كه تابستانها به يكى از شهرها و يا تهران مىآمديم، ايشان به اندازهاى كتابهاى متنوع مطالعه مىكردند كه صداى كسانى كه براى ايشان كتاب تهيه مىكردند در مىآمد.
امام بيشتر نوشتههاى نويسندگان بزرگ جهان را خواندهاند، و چه در زمينههاى عرفانى و چه اجتماعى و سياسى، پرمطالعهترين روحانى بودند.»
جالب آنكه، مرحوم جلال آل احمد در يكى از خاطرات ديدارش با امام مىنويسد: «با كمال تعجب مشاهده كردم كتاب غرب زدگىام كه تازه چاپ شده بود، نزد ايشان است و آن را مطالعه مىكند.»
گويند:
«بلخى، شاعر شهير، روزى نشسته بود و كتابى مىخواند. جاهلى پيش او آمد، نشست، سلام كرد و گفت: «خواجه! چرا تنها نشستهاى؟» بلخى گفت: «اكنون كه تو آمدى تنها شدم؛ چرا كه با آمدن تو از مطالعه باز ماندم.»
ابو على سينا گفته است: «من متأسفم كه هنگام صرف غذا از پرداختن به مطالعه و كسب علم باز مىمانم.» ابو على در كسب دانش كوشا بوده است و گاهى براى فهميدن درست يك مطلب، چهل بار يك كتاب را مطالعه مىكرده است.»
همچنين در باره پزشك و دانشمند بلندآوازه ايرانى، زكرياى رازى نوشتهاند كه وى بخش عمده خلاقيّتها و نوآوريهايش را وامدار مطالعه كتاب و كتابخوانى مىدانست. برخى درباره او تصريح كردهاند وى پس از چهل سالگى به ممارست كتابهاى پزشكى و فلسفى روى آورده است و فراتر از توانايى خويش، در اينباره كوشيده است.
نقل مىكنند كه وى از شدّت علاقهمندى به مطالعه، چراغ خود را در چراغدانى بر سطح ديوار مىنهاد و كتاب خود را بالا آورده، در كنار چراغ بر ديوار تكيه مىداد تا اگر در حال مطالعه خواب او را در ربايد، كتاب از دستش افتاده و او بيدار شود و به مطالعه خود ادامه دهد.»
متأسّفانه سرانه مطالعه در ايران، ناچيز است و تا حدّ مطلوب آن، فاصله فراوانى دارد. به گفته يكى از نويسندگان: «سرانه مطالعه در ايران، چهل ثانيه است و اين چهل ثانيه شامل صفحات نيازمنديها و حوادث روزنامهها نيز مىشود. هنگامى كه سوار اتوبوس و يا مترو مىشويد، وقتى در مطب پزشك به انتظار مىنشينيد، تعجب مىكنيد كه چطور مردم اين وقت گرانبها را به بطالت مىگذرانند، و رغبت نمىكنند كه برگى از روزنامه يا كتابى را بخوانند.»
مطالعه كتابهاى پربار به معناى گرفتن پرتو از چراغ دانش بزرگان است، و تا فراراه انسان با پرتو دانش روشن نباشد، نمىتوان به شكوفايى رسيد و نوآورى كرد.
4. گوش فرادادن و خوب شنيدن
«گوش فرادادن» به بحثهاى علمى، موجب گشودن درهاى بسته دانش و حكمت به سوى خويش است.
قرآن كريم مىفرمايد: «وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ »؛ «و مانند كسانى مباشيد كه گفتند: شنيديم؛ در حالى كه نمىشنيدند.»
همچنين قرآن مجيد، «به كسانى كه از ميان شنيدهها بهترين آن را پيروى مىكنند، بشارت مىدهد و مىفرمايد: « فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ «بشارت ده به آن دسته از بندگان من كه به همه سخنان، گوش فرا مىدهند و آنگاه از بهترين سخنان تبعيت مىكنند.»
فردوسى مىگويد:
سپردن به داناى داننده، گوشبه تن توشه يابد به دل رأى و هوش
اگر دانشى مرد، راند سخنتو بشنو كه دانش نگردد كهن
برخى فرمودهها و توصيههاى امام امير المؤمنين عليهالسلام نيز در اين زمينه، از اين قرار است:
ـ «اِذا لَمْ تَكُنْ عالِما ناطِقا فَكُنْ مُسْتَمِعا وَاعِيا؛ اگر دانشمندى گويا نيستى؛ پس شنوندهاى شنوا باش.»
ـ «اِذا جَلَسْتَ اِلى عالِمٍ فَكُنْ عَلى اَنْ تَسْمَعَ اَحْرَصَ مِنْكَ عَلى اَنْ تَقُولَ، وَتَعَلَّمْ حُسْنَ الاِْسْتِماعِ كَما تَتَعَلَّمُ حُسْنَ الْقَوْلِ؛ هرگاه در حضور دانشمندى نشستى، براى شنيدن حريصتر باش تا براى سخن گفتن؛ و همانگونه كه خوب سخن گفتن را فرا مىگيرى، خوب گوشدادن را نيز بياموز.»
ـ «رَحِمَ اللّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْما فَوَعى وَدُعِىَ اِلى رَشادٍ فَدَنا وَاَخَدَ بِحُجْزَة هادٍ فَنَجى؛ خدا رحمت كند مردى را كه سخن حكيمانهاى شنيد و آن را پذيرفت و به راه راست خوانده شد و بدان نزديك شد و دامان راهنما را گرفت و نجات يافت.»
از ياد نبريم كه كتاب الهى، ناشنوا بودن انسان را در برابر سخنان سنجيده، نشان مرگ قواى ادراكى او مىداند و چنين هشدار مىدهد: «إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ »؛ «[اى رسول ما!] البته تو نمىتوانى مردگان را بشنوانى و [همچنين] اين ندا را به كَرها ـ چون پشت بگردانند ـ نمىتوانى بشنوانى.»
5. همت ورزى و بلندهمتى
راهى كه به علم و دانش پايان مىيابد و به سرزمين خلاقيّتها و نوآوريها ختم مىشود، راهى دشوار و پرسنگلاخ و ناهموار است. در حقيقت، علم و حكمت و شكوفايى، چون مرواريدهايى گرانبها هستند كه آنها را به رايگان به كسى نمىدهند. پس آن را در صدف مشكلات و سختيها نهادند، تا تنها آنان كه همّتى پيوسته و جديتى شايسته دارند، بدان دست يابند.
به تعبير زيباى حكيم نظامى گنجوى:
بس كه سرم بر سر زانو نشستتا سر اين رشته بيامد به دست
بس كه ببايد سر و جان تافتنتا گُهرى تاجنشان يافتن
در اين باره حكايت كردهاند كه مرد جوانى از سقراط پرسيد: «چگونه مىتوان به حكمت رسيد؟» سقراط گفت: «همراه من بيا!» وى جوان را كنار رودخانهاى برد و سرش را زير آب كرد و آنقدر سرش را زير آب نگاه داشت تا نفسش به شماره آمد.
سپس سر پسر را از آب بيرون آورد و وقتى جوان، آرامش خود را باز يافت، از او پرسيد: «وقتى سرت را زير آب كردم، چه چيزى را بيش از هر چيز ديگرى مىخواستى؟» جوان گفت: «هوا.» سقراط گفت: «وقتى كه حكمت را هم به اندازه هوا در موقعى كه سرت زير آب بود خواستى به آن خواهى رسيد.»
خواجه نصير الدين طوسى مىنويسد: «لابُدَّ لِطالِبِ الْعِلْمِ مِنَ الْهِمَّةِ الْعالِيَةِ فِى الْعِلْمِ، فَاِنَّ الْمَرْءَ يَطِيرُ بِهِمَّتِهِ كَالطَّيْرِ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ؛ خواهان علم بايد داراى همتى والا باشد؛ چرا كه همانگونه كه پرنده با دو بالش پرواز مىكند، انسان نيز با بال همّتش به پرواز درمىآيد.»
به گفته مولوى:
مرغ با پر مىپرد تا آشيانپَرّ مردم، همت است اى مردمان
بارى، آدمى به بركت همتى قوى مىتواند موانع پيشرفت و شكوفايى را از بين ببرد، و به خلاقيّت و آفرينندگى راه يابد.
صائب تبريزى، از «همّت» به «دندانه كليد فتح» تعبير كرده است:
اهل همّت، رخنه در سدّ سكندر مىكننداين سبك دستان، كليدِ فتح را دندانهاند
نكته آخر در اين باره اينكه گاهى بعضى افراد در كارها و رسيدن به اهداف، همت مىورزند؛ اما بلند همت نيستند و در نتيجه، همت خود را صرف امورى ناچيز و اندك مىكنند، و از دستيابى به مقامهايى والاتر و برتر و شكوفاييهايى گستردهتر باز مىمانند؛ درحالى كه گنجايش روح آنان، «بلندهمتى» را مىطلبد؛ نه «همّت» تنها را. بلندهمّتى، سوداى همپايى با بزرگان است كه بدون تحقق آن، انسان، بلند بالا نخواهد شد؛ همانگونه كه حكيم نظامى گنجهاى گفته است:
داغ بلندان طلب، اى هوشمند!تا شوى از داغ بلندان، بلند
و در فرازى ديگر در باب بسنده نكردن به امور كم اهميّت چنين آمده است:
هر چه درين پرده نشانت دهندگر نپسندى به از آنت دهند
سينه مكن گر گُهر آرى به دستبهتر از آن جوى كه در سينه هست
در جهانى كه هر روز پديدهاى نو و رخدادى تازه به ظهور مىرسد، تنها با «بلندهمتى» است، كه مىتوانيم از قافله پيشرفت باز نمانيم.
شهيد ثانى درباره همت بلند مىنويسد:
«بايد دانشجو در تحصيلات خود، داراى همتى بلند و والا باشد و با اينكه مىتواند اندوختههاى انبوه علمى را در خويشتن ذخيره سازد، به سرمايه كم و اندوختههاى ناچيز علمى قانع نشود.»
همچنين زرنوجى ـ يكى از دانشمندان مسلمان قرن ششم هجرى ـ در اين زمينه مىگويد: «طالب علم، بايد داراى همت عالى باشد؛ زيرا هر چه همت متعلّم، عالىتر باشد، به مراتب رفيعترى از دانش دست مىيابد. كسى كه همّتش آموختن مطالب كتابهاى نويسندهاى معين است، تنها به آموختن بخشى از آن نائل مىآيد و كسى كه همتش آموختن مطالب تمام كتابها است، به دانش فزونترى دست مىيابد. كسى كه مقصودش استيلا بر شرق و غرب است، به امرى فانى، قليل و حقير توجه كرده است و بهتر است سعادت دنيا و آخرت را وجهه همت خويش قرار دهد.»
گفت مغناطيس عشاق الستهمت عالى است كشف هر چه هست
هر كه را شد همت عالى پديدهر چه جُست آن چيز، حالى شد پديد
6. نقدپذيرى
رواج فرهنگ «نقد» در جامعه از يك سو و «نقدپذيرى» از سوى ديگر، يكى از عوامل اصلى پيشرفت، رشد و بالندگى جامعه است. بنابر گفته حكما «شما در جمع ستايشگران، تنها لذت مىبريد و دلخوش مىشويد؛ اما در جمع منتقدان رشد مىكنيد.»
يكى از پژوهشگران در اين زمينه چنين مىنويسد:
«ميان مقوله نقد و مسئله نوآورى، پيوندى گُسستناپذير برقرار است، آنسان كه نفى هر يك ملازم نفى ديگرى است؛ زيرا نقد، منهاى نوآورى، جز منفىبافى نيست و چنانكه نوآورى بدون نقد نيز تلاشى است در معرض زوال.
در حقيقت، اغلب نوآوريها با نقادى آغاز مىشود؛ بلكه نقدها سبب نوآوريها است؛ بدين سان كه با نقادى يك تفكّر، فكر مورد نقادى، از رهگذرِ دفاع و اصلاح، خود را بازسازى و نوسازى مىكند، و احيانا با حذفشدن فكر نارس و ناتوان، فكر نوظهور به منصه اثبات مىنشيند.»
در واقع با توجّه به كار آمدى بسيار بالاى نقد و نقدپذيرى و تأثير مهم آن در نوآوريها، خلاقيتها و بازسازى و اصلاح انديشهها و رفتارهاست كه اهل بيت عليهمالسلام ، در مقام فرهنگسازى نسبت به «نقد پذيرى» برآمدند و دوستان حقيقى را كسانى دانستند كه به نقد انسان بپردازند و عيبهايش را به او هديه كنند.
در اينجا به برخى از اين نمونهها اشاره مىكنيم:
ـ امام صادق عليهالسلام : «اَحَبُّ اِخْوانِى اِلَىَّ مَنْ اَهْدى اِلَىَّ عُيُوبِى؛ محبوبترين برادرانم نزد من كسى است كه عيبهايم را به من هديه كند.»
ـ حضرت على عليهالسلام : «لِيَكُنْ اَحَبَّ النّاسِ اِلَيْكَ مَنْ هَداكَ اِلى مَراشِدِكَ وَكَشَفَ لَكَ عَنْ مَعايِبِكَ؛ بايد محبوبترين مردم نزد تو آن كسى باشد كه تو را به آنچه مايه رشد توست، راهنمايى كند و عيبها [و كاستيها]يت را به تو نشان دهد.»
ـ «لِيَكُنْ آثَرَ النّاس عِنْدَكَ مَنْ اَهْدى اِلَيْكَ عَيْبَكَ وَاَعانَكَ عَلى نَفْسِكَ؛ بايد برگزيدهترين مردم نزد تو كسى باشد كه عيبت را به تو هديه كند و تو را بر [رشد] نفس تو يارى كند.»
در احاديث فوق كلمه عيب شامل عيوب گفتارى، رفتارى، فكرى و... انسان مىشود؛ از اينرو مىتوان استفاده كرد كه انسان بايد در مورد عيوب و اشكالات انديشه و فكر خود نيز نقدپذير باشد.
7. خودباورى و اعتماد به نفس
تاريخ به خاطر ندارد كه از انسان خود كمبين و كسى كه تواناييهاى خود را باور ندارد، خلاقيّت، نوآورى و كارى درخور توجّه به ثبت رسيده باشد.
آنكه تواناييهاى خود را باور ندارد، و از معادن درونىاش بىخبر است، انگيزهاى براى شكوفايى و رشد خويش نمىبيند. پس همواره در حال ايستايى به سر مىبرد و هيچگاه به تكامل نمىرسد.
در حقيقت، خودباورى موجب فعال كردن چشمههاى درونى است تا بدينگونه، نخستين و مهمترين گام در راه شكوفايى برداشته شود.
خداوند در قرآن كريم براى دميدن روح خود باورى و اعتماد به نفس در انسان، بارها مقامهاى والايش را به او يادآورى كرده و از او به عنوان «خليفه و جانشين خدا بر روى زمين» ياد كرده و به او فرموده است كه «من همه اسمهايم را به انسان آموختم» و همچنين برايش «كرامت قائل شده است.»
بىگمان، توجّه به تواناييهايى كه علم و حكمت و شكوفايى، چون مرواريدهايى گرانبها هستند كه آنها را به رايگان به كسى نمىدهند. پس آن را در صدف مشكلات و سختيها نهادند، تا تنها آنان كه همّتى پيوسته و جديتى شايسته دارند، بدان دست يابند
از سوى خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده شده است، جايى براى خود كمبينى باقى نمىگذارد و به انسان، حسّ خودباورى مىبخشد و بدينگونه، گامهاى او را در راه رسيدن به اوج شكوفايى و تعالى استوار مىسازد.
واپسين سخن
اسلام، دين نوگرايى، نوخواهى و تازهانديشى است؛ و در اين باره ساز و كارهايى را ارائه كرده است كه پايبندى به آن ساز و كارها، آدمى را همواره در مسير كشف تازهها و خلاقيّت قرار مىدهد.
اينكه در روايتى از امام صادق عليهالسلام مىخوانيم: «مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ؛ هر كه دو روزش همانند هم باشد، مغبون و زيانكار است»، نشان دهنده اهتمام آموزههاى دينى به حركت رو به جلو، و پرهيز از ايستايى و ركود است.
تشويق دين مقدس اسلام به تفكّر، پرسشگرى، همتورزى و دهها ويژگى همانند اينها، از دغدغه اسلام درباره پويايى و خلاقيّت مسلمانان خبر مىدهد، و اينكه اين دين مقدّس، به دنبال مسلمانى است كه همواره بوى طراوت و تازگى بدهد، و هر روز به كشف حقيقتى تازه نائل آيد.
پس بر ماست كه به عنوان يك مسلمان، با عوامل نوآورى و شكوفايى آشنا شويم و با عمل به آنها، از خود مسلمانى سرزنده، خلاّق، نوآور و همواره رو به شكوفايى بسازيم.
سيد محمود طاهرى
ثبت نظر شما
نام و نام خانوادگی
نشانی پست الکترونیکی
متن نظر شما
برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©