مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 185    دوشنبه 17 فروردین 1388 

 آگاهى از عوامل نوآورى و شكوفايى علمى

آگاهى از عوامل نوآورى و شكوفايى علمى

انسانها سرشار از استعدادهاى مثبت درونى هستند كه از آغاز، تنها به صورت بذرى در زمين وجود آنها كاشته شده است، و اين باغبانى درست و عالمانه انسان و مربيان اوست كه مى‏تواند اين بذرها را شكوفا كند و از وى، انسانى با ويژگيهاى مثبت و ارزنده بسازد.شرط نخست در اين راه، آگاهى از عوامل نوآورى و شكوفايى است. بر همه مسلمانان، به خصوص جوانان عزيز، دانش‏آموزان و دانشجويان است كه از اين عوامل، آگاهى يابند و در اين باره از انرژى، نشاط، و فرصتهاى طلايى زندگى مدد گيرند.
نوشتار ذيل، كند و كاوى است در برخى عواملِ خلاقيت و شكوفايى علمى.
عوامل شكوفايى و خلاّقيت
1. پرسشگرى
پرسشگرى، دريچه ورود به سرزمين دانشها و خلاقيّتها است و نقش فراوانى در شكوفايى علمى و معنوى انسانها دارد؛ از اينرو در سخنان منقول از معصومين عليهم‏السلام سفارشهاى زيادى به پرسش شده است.
در حديثى زيبا از رسول گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله چنين مى‏خوانيم: «الْعِلْمُ خَزائِنُ وَمَفاتِيحُهُ السُّؤالُ، فَاسْاَلُوا رَحِمَكُمُ اللّه، فَاِنَّهُ تُؤْجَرُ اَرْبَعَةٌ: السّائِلُ وَالْمُتَكَلِّمُ وَالْمُسْتَمِعُ وَالْمُحِبُّ لَهُمْ؛ دانش، گنجينه‏هايى است كه كليدهايش پرسش است؛ پس بپرسيد تا از رحمت خدا بهره ببريد؛ همانا [كه در پرسش و پاسخ،] چهارگروه اجر و بهره مى‏برند: پرسشگر، پاسخگو، شنونده و دوستدار آنان.»
حضرت على عليه‏السلام نيز در اين‏باره مى‏فرمايد: «اِسْئَلْ تَعْلَمْ؛ بپرس تا بدانى.» و نيز فرمود: «مَنْ سَئَلَ اِسْتَفادَ؛ آنكه بپرسد، بهره مى‏برد.»
خود حضرت على عليه‏السلام از كودكى بر دوش پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به صحرا مى‏رفت و هر چه به نظرش مجهول مى‏آمد، از پيامبر مى‏پرسيد و پاسخ مى‏شنيد؛ بدين رو، حضرت على عليه‏السلام دانش‏آموز موفق مكتب پيامبر است. همين امر باعث شد كه پيامبر بارها به دانش على عليه‏السلام اشاره داشته باشد.
درباره امام خمينى رحمه‏الله نيز ـ كه از شاگردان مكتب نبوى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و علوى عليه‏السلام بود ـ نقل مى‏كنند كه ايشان، شاگردان درسش را به پرسشگرى فرا مى‏خواند و هرگز كلاس درسى را نمى‏پسنديد كه طلبه‏ها در آن سؤال نمى‏پرسيدند.
يكى از شاگردان در اين‏باره مى‏گويد: «از خصوصيات درسى حضرت امام، روح تحقيق بود كه در طلبه‏ها ايجاد مى‏كرد؛ حتى يك بار در درس فرمودند: «اينجا كه مجلس وعظ و خطابه نيست كه همه سكوت كرده‏ايد. اينجا كلاس درس و بحث است. خاصيت درس در اين است كه سؤالى بكنيد، اشكالى يا ايرادى بگيريد و اظهار نظرى بكنيد.»
بى‏گمان پرسشگرى، زمينه‏ساز دانايى است كه ـ به تعبير سعدى ـ ذلّت ظاهرى آن، عزت دانايى را در پى دارد:
بپرس هر چه ندانى كه ذُلِّ پرسيدندليل راه تو باشد به عزّ دانايى
2. ژرف‏نگرى و ژرف‏انديشى
نگاه عميق و تأمل در جهان پيرامون، بسيارى از مجهولات را از ميان مى‏برد و آدمى را به امور نهانى در پس پرده طبيعت رهنمون مى‏سازد و او را به انسانى خلاّق تبديل مى‏كند. بخشى از آيات قرآن كريم به توصيه درباره «ژرف‏نگرى» اختصاص يافته است؛ براى نمونه در آيات قرآن چنين مى‏خوانيم:
«أَوَ لَمْ يَنظُرُوا فِى مَلَكُوتِ السَّمَـوَ تِ وَالأَْرْضِ»؛ «آيا در ملكوت آسمانها و زمين ننگريسته‏اند.»
و نيز: «قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِى السَّمَـوَ تِ»؛ «بگو: بنگريد كه چه در آسمانهاست.»
همچنين: «أَفَلاَ يَنظُرُونَ إِلَى الاْءِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ * وَ إِلَى السَّمَآءِ كَيْفَ رُفِعَتْ * وَ إِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ * وَ إِلَى الاْءَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ »؛ «آيا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده و به كوهها كه چگونه برپا داشته شده و به زمين كه چگونه گسترده شده است.»
راغب در مفردات مى‏نويسد: «نظر، برگرداندن و توجّه‏دادن چشم ظاهر و چشم باطن براى ديدن و ادراك چيزى است، كه مقصود از اين عمل، تأمّل و تحقيق درباره آن است و نيز مقصود ازديدن و تأمّل و ژرف‏نگرى، به دست آوردن معرفت و شناختى است كه بعد از تحقيق حاصل مى‏شود.»
در حقيقت، آن دسته از دانش‏پژوهان ودانشمندان، خلاّق وا هل نوآورى‏اند كه ژرف‏نگر باشند و از كنار هيچ پديده‏اى با نگاهى سطحى و ساده‏انگارانه نگذرند.
چه بسيارند اشخاصى كه حس كرده‏اند بدنشان در آب، سبك مى‏شود يا سيبى از درخت سقوط مى‏كند؛ اما تنها ارشميدس پيدا مى‏شود كه از آن، اصول فشار و تعادل مايعات را نتيجه مى‏گيرد و تنها نيوتن مى‏تواند قانون جاذبه عمومى را كشف كند.
به تعبير استاد شهيد مرتضى مطهّرى رحمه‏الله «انسان از مطالعه سطحى عوالم وجود كه مقرون به تحقيق و ژرف‏نگرى و مطالعه دقيق علمى نباشد، چيز درستى نمى‏فهمد؛ برخلاف مطالعات علمى و تحقيقى به همراه ژرف‏نگرى.»
راستى، آيا كشف پديده رادار جز در پرتو ژرف‏نگرى به چگونگى پرواز خفّاش صورت گرفته است؟! آيا بشر، بدون نگاه ژرف به پرواز پرندگان، مى‏توانست پرواز را بياموزد؟!
قرآن كريم حتى روش خاك‏سپارى و دفن مردگان را نيز ثمره نگاه دقيق انسان به جهان پيرامون خويش مى‏داند، آنجا كه در قصّه قتل هابيل به دست قابيل و سرگردانى قابيل در برابر جنازه برادر، چنين اشاره مى‏فرمايد:
«فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَـسِرِينَ * فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابا يَبْحَثُ فِى الاْءَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَ رِى سَوْءَةَ أَخِيهِ قَالَ يَـوَيْلَتَىآ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـذَا الْغُرَابِ فَأُوَ رِىَ سَوْءَةَ أَخِى »؛ «پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغيب كرد، و وى را كشت و از زيانكاران شد. پس خدا زاغى را برانگيخت كه زمين را مى‏كاويد، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان كند. [قابيل[ گفت: «واى بر من، آيا عاجزم كه مثل اين زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان كنم.»
ژرف‏نگرى، ريشه در ژرف‏انديشى دارد و اين انديشه‏ورزى است كه تيزبينى و نگاه عميق به جهان هستى را در پى دارد؛ از اين‏رو خداوند در قرآن مجيد، تفكّر عميق در آفرينش را نيز همراه ژرف‏نگرى بيان كرده است و بسيارى از آياتش را به مسئله انديشيدن اختصاص داده است.
در حقيقت، انديشه‏ورزى و به كار گرفتن فكر، يكى از كارآمدترين ساز و كارها براى تعالى روحى و زدودن تيرگيها و كشف حقيقتهاى نهان در جهان هستى است. گرانبهايىِ گوهر خلاقيت و ارزشمندىِ دستيابى به تازه‏هاى علمى، بدون مجاهدت و كوشش به چنگ نخواهد آمد و يكى از مصداقهاى اين كوشش و تلاش، ژرف‏انديشى و اصرار در انديشه‏ورزى است.
بسيارى از دانشمندان، آن‏گاه كه به حقيقتى دست يافتند و گره‏اى علمى را گشودند كه ساعتها درباره آن مطلب، انديشه كردند.
درباره سقراط نوشته‏اند كه وى «روزى در تابستان مسئله‏اى به خاطرش رسيد و براى حلّ آن از بامداد، در گوشه‏اى ايستاد و در انديشه فرو رفت و تا نيمروز، همچنان ماند. نگهبانان كه از رفتارش به حيرت افتاده بودند، او را با انگشت به يكديگر مى‏نمودند و چون شب شد و همه از غذا فارغ شدند، نگهبانان براى اينكه هم از هواى خنك استفاده كنند و هم ببينند سقراط تا كى در آن حال خواهد ماند، رختخواب خويش را در بيرون گستردند.
سقراط، همه شب همچنان برجاى ايستاده بود تا بامداد شد. در اين هنگام، نيايش به جاى آورد و رفت.»
استاد شهيد مطهرى رحمه‏الله از روزگاران دغدغه‏هاى روحى خويش و پناه آوردن به انديشه در حجره‏هاى خلوت و در تنهايى، چنين ياد مى‏كند:
«تا آنجا كه من از تحولات روحى خودم به ياد دارم از سن سيزده سالگى اين دغدغه در من پيدا شد و حساسيّت عجيبى نسبت به مسائل مربوط به خدا پيدا كرده بودم و پرسشها، يكى پس از ديگرى بر انديشه‏ام هجوم مى‏آورد.
در سالهاى اوّل مهاجرت به قم، چنان در اين انديشه‏ها غرق بودم كه شديدا ميل به تنهايى در من پديد آمده بود و وجود هم حجره را تحمل نمى‏كردم. حجره فوقانى عالى را به نيم حجره‏اى دخمه مانند، تبديل كردم كه تنها با انديشه‏هاى خودم به سر برم. در آن وقت نمى‏خواستم در ساعات فراغت از درس و مباحثه، به موضوع ديگرى بينديشم و در واقع، انديشه در هر موضوع ديگر را پيش از آنكه مشكلاتم در اين مسائل حل گردد؛ بيهوده و اتلاف وقت مى‏شمردم.»
از نگاه قرآن كريم، اين انديشه در آفرينش آسمان و زمين است كه سبب مى‏شود آدمى به اين حقيقت دست يابد كه آفرينش بر اساس «حق» آفريده شده است و از «بطالت» به دور است؛ همانگونه كه در دو آيه شريفه ذيل، چنين مى‏خوانيم:
«أَوَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِىآ أَنفُسِهِم مَّا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَآ إِلاَّ بِالْحَقِّ »؛ «آيا آنها در خود نينديشيدند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است، جز به حق نيافريده است.»
در آيه 191 سوره آل عمران مى‏خوانيم: «وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالاْءَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـذَا بَـطِلاً »؛ «... و [صاحبان خِرد] در آفرينش آسمانها و زمين انديشه مى‏كنند [و آنها مى‏گويند:] پروردگارا! اينها را باطل نيافريدى.»
حضرت على عليه‏السلام از برخى كاركردهاى سازنده تفكّر و نقش آن در پيشرفت و رشد انسانها چنين ياد فرموده است:
ـ «بِالْفِكْرِ تَنْجَلِى غَياهِبُ الاُْمُورِ؛ بر اثر انديشه، تاريكيهاى كارها گشوده مى‏شود.»
ـ «كَفى بِالْفِكْرِ رُشْدا؛ بس است رشدى كه بر اثر فكر حاصل مى‏شود.»
ـ «الْفِكْرُ يُفِيدُ الْحِكمَةَ؛ انديشه، حكمت را به بار مى‏آورد.»
ـ «رَاْسُ الاِْستِبْصارِ الْفِكْرَةُ؛ ريشه بينايى، فكر است.»
حكايت
1. شخصى از مادر ابوذر درباره عبادت ابوذر پرسيد. گفت: «عبادت ابوذر، بيش‏تر به صورت تفكر بود. وى در طول روز در گوشه‏اى از اتاق مى‏نشست و به تفكر مى‏پرداخت و مى‏انديشيد.»
2. روزى جمعى از حواريون از حضرت مسيح عليه‏السلام پرسيدند: «اى روح اللّه! آيا در اين روزگار بر روى زمين، كسى همانند تو وجود دارد؟» آن جناب در پاسخ فرمود: «بله! هر كه سخنش ذكر خدا و نگاهش عبرت و سكوتش انديشه و فكر باشد، او همانند من است.»
بى‏گمان تا زمانى كه انديشيدن در سرزمين ما به صورت يك فرهنگ در نيايد و در اين‏باره فرهنگ‏سازى بايسته صورت نگيرد، نمى‏توان به موفقيّت كامل در همه عرصه‏ها دل بست و كشور خود را بر قلّه كمال جاى داد.
3. كتابخوانى
همه كسانى كه به خلاّقيّت دست يافتند و چكاد دانش را فتح كردند، از نوشته‏ها و گفته‏هاى بزرگان، بهره بردند و به تعبير نيوتن: «پا بر شانه غولها گذاشتند تا دوردستها را ببينند.» همان‏گونه كه بزرگان گفته‏اند:
الْعُلى مَحْظُورَةٌ إلاَّ عَلىمَنْ بَنى فَوْقَ بَناءِ السَّلَفا
«بزرگى و برترى، ناممكن است؛ مگر براى كسى كه بنايى بر روى بناى گذشتگان بسازد (از دستاوردهاى علمى آنان استفاده كند.)»
در اين‏باره، ويژگى برجسته همه دانشمندان، مخترعان، نوآوران و عالمان، انس با كتاب، مطالعه و تحقيق بوده است و از اين رهگذر، كتابهاى خوب و پرمايه ـ به عنوان دوستانى برخوردار از جانمايه‏هاى علمى و معنوى ـ بيش‏ترين خدمت را به آنان كرده‏اند.
تاريخ نشان مى‏دهد كه كتاب خوب، غالبا نيروى پربركت و تكان‏دهنده‏اى است، كه گاه مسير حيات بشرى را به كلّى تغيير مى‏دهد. در شرح حال امام خمينى رحمه‏الله ، از اهتمام فراوان ايشان به امر كتابخوانى، به عنوان يكى از ويژگيهاى برجسته ايشان ياد شده است. دختر ايشان مى‏گويد:
«تا آنجا كه من به ياد دارم امام هميشه مشغول مطالعه بودند. بارها مى‏شد كه صبح تا ظهر خدمت امام در اتاق مى‏نشستيم و امام تا سر ظهر مطالعه مى‏كردند و يك كلمه حرف نمى‏زدند؛ مگر اينكه سؤالى از ايشان مى‏شد كه به اندازه سؤال، جواب مى‏دادند و جز اذان ظهر چيزى مانع مطالعه ايشان نمى‏شد. اللّه اكبر اذان كه شنيده مى‏شد، ا مام قلم را زمين مى‏گذاشتند و آماده نماز مى‏شدند.»
همچنين دختر امام مى‏گويد:
«يادم هست كه ما شايد ده پانزده سال تمام، تابستانها كه تعطيل مى‏شديم، از آنجا كه كوچك بوديم وهواى قم هم گرم بود، همراه امام به دركه يا محلات يا جاهاى ديگر مى‏رفتيم، و در اين مدت يك بار نشد كه ما ببينيم امام به مهمانى يا به خيابان بروند؛ بلكه از همان آغاز كه امام وارد منزل مورد نظر براى اقامت مى‏شدند، صبح در گوشه حياط فرش مى‏انداختند و به مطالعه سرگرم مى‏شدند تا ظهر كه هنگام نماز و ناهار و استراحت مى‏شد.
عصر نيز امام در طرف ديگر حياط فرش مى‏انداختند و باز تا غروب، سرگرم مطالعه مى‏شدند.»
مرحوم حجة الاسلام سيد احمد خمينى رحمه‏الله نيز در اين‏باره مى‏گويد:
«امام به مطالعه، خيلى علاقه‏مند بودند. يادم هست در ايام تعطيلى كه تابستانها به يكى از شهرها و يا تهران مى‏آمديم، ايشان به اندازه‏اى كتابهاى متنوع مطالعه مى‏كردند كه صداى كسانى كه براى ايشان كتاب تهيه مى‏كردند در مى‏آمد.
امام بيش‏تر نوشته‏هاى نويسندگان بزرگ جهان را خوانده‏اند، و چه در زمينه‏هاى عرفانى و چه اجتماعى و سياسى، پرمطالعه‏ترين روحانى بودند.»
جالب آنكه، مرحوم جلال آل احمد در يكى از خاطرات ديدارش با امام مى‏نويسد: «با كمال تعجب مشاهده كردم كتاب غرب زدگى‏ام كه تازه چاپ شده بود، نزد ايشان است و آن را مطالعه مى‏كند.»
گويند:
«بلخى، شاعر شهير، روزى نشسته بود و كتابى مى‏خواند. جاهلى پيش او آمد، نشست، سلام كرد و گفت: «خواجه! چرا تنها نشسته‏اى؟» بلخى گفت: «اكنون كه تو آمدى تنها شدم؛ چرا كه با آمدن تو از مطالعه باز ماندم.»
ابو على سينا گفته است: «من متأسفم كه هنگام صرف غذا از پرداختن به مطالعه و كسب علم باز مى‏مانم.» ابو على در كسب دانش كوشا بوده است و گاهى براى فهميدن درست يك مطلب، چهل بار يك كتاب را مطالعه مى‏كرده است.»
همچنين در باره پزشك و دانشمند بلندآوازه ايرانى، زكرياى رازى نوشته‏اند كه وى بخش عمده خلاقيّتها و نوآوريهايش را وامدار مطالعه كتاب و كتابخوانى مى‏دانست. برخى درباره او تصريح كرده‏اند وى پس از چهل سالگى به ممارست كتابهاى پزشكى و فلسفى روى آورده است و فراتر از توانايى خويش، در اين‏باره كوشيده است.
نقل مى‏كنند كه وى از شدّت علاقه‏مندى به مطالعه، چراغ خود را در چراغدانى بر سطح ديوار مى‏نهاد و كتاب خود را بالا آورده، در كنار چراغ بر ديوار تكيه مى‏داد تا اگر در حال مطالعه خواب او را در ربايد، كتاب از دستش افتاده و او بيدار شود و به مطالعه خود ادامه دهد.»
متأسّفانه سرانه مطالعه در ايران، ناچيز است و تا حدّ مطلوب آن، فاصله فراوانى دارد. به گفته يكى از نويسندگان: «سرانه مطالعه در ايران، چهل ثانيه است و اين چهل ثانيه شامل صفحات نيازمنديها و حوادث روزنامه‏ها نيز مى‏شود. هنگامى كه سوار اتوبوس و يا مترو مى‏شويد، وقتى در مطب پزشك به انتظار مى‏نشينيد، تعجب مى‏كنيد كه چطور مردم اين وقت گرانبها را به بطالت مى‏گذرانند، و رغبت نمى‏كنند كه برگى از روزنامه يا كتابى را بخوانند.»
مطالعه كتابهاى پربار به معناى گرفتن پرتو از چراغ دانش بزرگان است، و تا فراراه انسان با پرتو دانش روشن نباشد، نمى‏توان به شكوفايى رسيد و نوآورى كرد.
4. گوش فرادادن و خوب شنيدن
«گوش فرادادن» به بحثهاى علمى، موجب گشودن درهاى بسته دانش و حكمت به سوى خويش است.
قرآن كريم مى‏فرمايد: «وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُونَ »؛ «و مانند كسانى مباشيد كه گفتند: شنيديم؛ در حالى كه نمى‏شنيدند.»
همچنين قرآن مجيد، «به كسانى كه از ميان شنيده‏ها بهترين آن را پيروى مى‏كنند، بشارت مى‏دهد و مى‏فرمايد: « فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ «بشارت ده به آن دسته از بندگان من كه به همه سخنان، گوش فرا مى‏دهند و آن‏گاه از بهترين سخنان تبعيت مى‏كنند.»
فردوسى مى‏گويد:
سپردن به داناى داننده، گوشبه تن توشه يابد به دل رأى و هوش
اگر دانشى مرد، راند سخنتو بشنو كه دانش نگردد كهن
برخى فرموده‏ها و توصيه‏هاى امام امير المؤمنين عليه‏السلام نيز در اين زمينه، از اين قرار است:
ـ «اِذا لَمْ تَكُنْ عالِما ناطِقا فَكُنْ مُسْتَمِعا وَاعِيا؛ اگر دانشمندى گويا نيستى؛ پس شنونده‏اى شنوا باش.»
ـ «اِذا جَلَسْتَ اِلى عالِمٍ فَكُنْ عَلى اَنْ تَسْمَعَ اَحْرَصَ مِنْكَ عَلى اَنْ تَقُولَ، وَتَعَلَّمْ حُسْنَ الاِْسْتِماعِ كَما تَتَعَلَّمُ حُسْنَ الْقَوْلِ؛ هرگاه در حضور دانشمندى نشستى، براى شنيدن حريص‏تر باش تا براى سخن گفتن؛ و همان‏گونه كه خوب سخن گفتن را فرا مى‏گيرى، خوب گوش‏دادن را نيز بياموز.»
ـ «رَحِمَ اللّهُ امْرَأً سَمِعَ حُكْما فَوَعى وَدُعِىَ اِلى رَشادٍ فَدَنا وَاَخَدَ بِحُجْزَة هادٍ فَنَجى؛ خدا رحمت كند مردى را كه سخن حكيمانه‏اى شنيد و آن را پذيرفت و به راه راست خوانده شد و بدان نزديك شد و دامان راهنما را گرفت و نجات يافت.»
از ياد نبريم كه كتاب الهى، ناشنوا بودن انسان را در برابر سخنان سنجيده، نشان مرگ قواى ادراكى او مى‏داند و چنين هشدار مى‏دهد: «إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ »؛ «[اى رسول ما!] البته تو نمى‏توانى مردگان را بشنوانى و [همچنين] اين ندا را به كَرها ـ چون پشت بگردانند ـ نمى‏توانى بشنوانى.»
5. همت ورزى و بلندهمتى
راهى كه به علم و دانش پايان مى‏يابد و به سرزمين خلاقيّتها و نوآوريها ختم مى‏شود، راهى دشوار و پرسنگلاخ و ناهموار است. در حقيقت، علم و حكمت و شكوفايى، چون مرواريدهايى گرانبها هستند كه آنها را به رايگان به كسى نمى‏دهند. پس آن را در صدف مشكلات و سختيها نهادند، تا تنها آنان كه همّتى پيوسته و جديتى شايسته دارند، بدان دست يابند.
به تعبير زيباى حكيم نظامى گنجوى:
بس كه سرم بر سر زانو نشستتا سر اين رشته بيامد به دست
بس كه ببايد سر و جان تافتنتا گُهرى تاج‏نشان يافتن
در اين باره حكايت كرده‏اند كه مرد جوانى از سقراط پرسيد: «چگونه مى‏توان به حكمت رسيد؟» سقراط گفت: «همراه من بيا!» وى جوان را كنار رودخانه‏اى برد و سرش را زير آب كرد و آن‏قدر سرش را زير آب نگاه داشت تا نفسش به شماره آمد.
سپس سر پسر را از آب بيرون آورد و وقتى جوان، آرامش خود را باز يافت، از او پرسيد: «وقتى سرت را زير آب كردم، چه چيزى را بيش از هر چيز ديگرى مى‏خواستى؟» جوان گفت: «هوا.» سقراط گفت: «وقتى كه حكمت را هم به اندازه هوا در موقعى كه سرت زير آب بود خواستى به آن خواهى رسيد.»
خواجه نصير الدين طوسى مى‏نويسد: «لابُدَّ لِطالِبِ الْعِلْمِ مِنَ الْهِمَّةِ الْعالِيَةِ فِى الْعِلْمِ، فَاِنَّ الْمَرْءَ يَطِيرُ بِهِمَّتِهِ كَالطَّيْرِ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ؛ خواهان علم بايد داراى همتى والا باشد؛ چرا كه همان‏گونه كه پرنده با دو بالش پرواز مى‏كند، انسان نيز با بال همّتش به پرواز درمى‏آيد.»
به گفته مولوى:
مرغ با پر مى‏پرد تا آشيانپَرّ مردم، همت است اى مردمان
بارى، آدمى به بركت همتى قوى مى‏تواند موانع پيشرفت و شكوفايى را از بين ببرد، و به خلاقيّت و آفرينندگى راه يابد.
صائب تبريزى، از «همّت» به «دندانه كليد فتح» تعبير كرده است:
اهل همّت، رخنه در سدّ سكندر مى‏كننداين سبك دستان، كليدِ فتح را دندانه‏اند
نكته آخر در اين باره اينكه گاهى بعضى افراد در كارها و رسيدن به اهداف، همت مى‏ورزند؛ اما بلند همت نيستند و در نتيجه، همت خود را صرف امورى ناچيز و اندك مى‏كنند، و از دستيابى به مقامهايى والاتر و برتر و شكوفاييهايى گسترده‏تر باز مى‏مانند؛ درحالى كه گنجايش روح آنان، «بلندهمتى» را مى‏طلبد؛ نه «همّت» تنها را. بلندهمّتى، سوداى همپايى با بزرگان است كه بدون تحقق آن، انسان، بلند بالا نخواهد شد؛ همان‏گونه كه حكيم نظامى گنجه‏اى گفته است:
داغ بلندان طلب، اى هوشمند!تا شوى از داغ بلندان، بلند
و در فرازى ديگر در باب بسنده نكردن به امور كم اهميّت چنين آمده است:
هر چه درين پرده نشانت دهندگر نپسندى به از آنت دهند
سينه مكن گر گُهر آرى به دستبهتر از آن جوى كه در سينه هست
در جهانى كه هر روز پديده‏اى نو و رخدادى تازه به ظهور مى‏رسد، تنها با «بلندهمتى» است، كه مى‏توانيم از قافله پيشرفت باز نمانيم.
شهيد ثانى درباره همت بلند مى‏نويسد:
«بايد دانشجو در تحصيلات خود، داراى همتى بلند و والا باشد و با اينكه مى‏تواند اندوخته‏هاى انبوه علمى را در خويشتن ذخيره سازد، به سرمايه كم و اندوخته‏هاى ناچيز علمى قانع نشود.»
همچنين زرنوجى ـ يكى از دانشمندان مسلمان قرن ششم هجرى ـ در اين زمينه مى‏گويد: «طالب علم، بايد داراى همت عالى باشد؛ زيرا هر چه همت متعلّم، عالى‏تر باشد، به مراتب رفيع‏ترى از دانش دست مى‏يابد. كسى كه همّتش آموختن مطالب كتابهاى نويسنده‏اى معين است، تنها به آموختن بخشى از آن نائل مى‏آيد و كسى كه همتش آموختن مطالب تمام كتابها است، به دانش فزون‏ترى دست مى‏يابد. كسى كه مقصودش استيلا بر شرق و غرب است، به امرى فانى، قليل و حقير توجه كرده است و بهتر است سعادت دنيا و آخرت را وجهه همت خويش قرار دهد.»
گفت مغناطيس عشاق الستهمت عالى است كشف هر چه هست
هر كه را شد همت عالى پديدهر چه جُست آن چيز، حالى شد پديد
6. نقدپذيرى
رواج فرهنگ «نقد» در جامعه از يك سو و «نقدپذيرى» از سوى ديگر، يكى از عوامل اصلى پيشرفت، رشد و بالندگى جامعه است. بنابر گفته حكما «شما در جمع ستايشگران، تنها لذت مى‏بريد و دلخوش مى‏شويد؛ اما در جمع منتقدان رشد مى‏كنيد.»
يكى از پژوهشگران در اين زمينه چنين مى‏نويسد:
«ميان مقوله نقد و مسئله نوآورى، پيوندى گُسست‏ناپذير برقرار است، آن‏سان كه نفى هر يك ملازم نفى ديگرى است؛ زيرا نقد، منهاى نوآورى، جز منفى‏بافى نيست و چنان‏كه نوآورى بدون نقد نيز تلاشى است در معرض زوال.
در حقيقت، اغلب نوآوريها با نقادى آغاز مى‏شود؛ بلكه نقدها سبب نوآوريها است؛ بدين سان كه با نقادى يك تفكّر، فكر مورد نقادى، از رهگذرِ دفاع و اصلاح، خود را بازسازى و نوسازى مى‏كند، و احيانا با حذف‏شدن فكر نارس و ناتوان، فكر نوظهور به منصه اثبات مى‏نشيند.»
در واقع با توجّه به كار آمدى بسيار بالاى نقد و نقدپذيرى و تأثير مهم آن در نوآوريها، خلاقيتها و بازسازى و اصلاح انديشه‏ها و رفتارهاست كه اهل بيت عليهم‏السلام ، در مقام فرهنگ‏سازى نسبت به «نقد پذيرى» برآمدند و دوستان حقيقى را كسانى دانستند كه به نقد انسان بپردازند و عيبهايش را به او هديه كنند.
در اينجا به برخى از اين نمونه‏ها اشاره مى‏كنيم:
ـ امام صادق عليه‏السلام : «اَحَبُّ اِخْوانِى اِلَىَّ مَنْ اَهْدى اِلَىَّ عُيُوبِى؛ محبوب‏ترين برادرانم نزد من كسى است كه عيبهايم را به من هديه كند.»
ـ حضرت على عليه‏السلام : «لِيَكُنْ اَحَبَّ النّاسِ اِلَيْكَ مَنْ هَداكَ اِلى مَراشِدِكَ وَكَشَفَ لَكَ عَنْ مَعايِبِكَ؛ بايد محبوب‏ترين مردم نزد تو آن كسى باشد كه تو را به آنچه مايه رشد توست، راهنمايى كند و عيبها [و كاستيها]يت را به تو نشان دهد.»
ـ «لِيَكُنْ آثَرَ النّاس عِنْدَكَ مَنْ اَهْدى اِلَيْكَ عَيْبَكَ وَاَعانَكَ عَلى نَفْسِكَ؛ بايد برگزيده‏ترين مردم نزد تو كسى باشد كه عيبت را به تو هديه كند و تو را بر [رشد] نفس تو يارى كند.»
در احاديث فوق كلمه عيب شامل عيوب گفتارى، رفتارى، فكرى و... انسان مى‏شود؛ از اينرو مى‏توان استفاده كرد كه انسان بايد در مورد عيوب و اشكالات انديشه و فكر خود نيز نقدپذير باشد.
7. خودباورى و اعتماد به نفس
تاريخ به خاطر ندارد كه از انسان خود كم‏بين و كسى كه تواناييهاى خود را باور ندارد، خلاقيّت، نوآورى و كارى درخور توجّه به ثبت رسيده باشد.
آنكه تواناييهاى خود را باور ندارد، و از معادن درونى‏اش بى‏خبر است، انگيزه‏اى براى شكوفايى و رشد خويش نمى‏بيند. پس همواره در حال ايستايى به سر مى‏برد و هيچ‏گاه به تكامل نمى‏رسد.
در حقيقت، خودباورى موجب فعال كردن چشمه‏هاى درونى است تا بدين‏گونه، نخستين و مهم‏ترين گام در راه شكوفايى برداشته شود.
خداوند در قرآن كريم براى دميدن روح خود باورى و اعتماد به نفس در انسان، بارها مقامهاى والايش را به او يادآورى كرده و از او به عنوان «خليفه و جانشين خدا بر روى زمين» ياد كرده و به او فرموده است كه «من همه اسمهايم را به انسان آموختم» و همچنين برايش «كرامت قائل شده است.»
بى‏گمان، توجّه به تواناييهايى كه علم و حكمت و شكوفايى، چون مرواريدهايى گرانبها هستند كه آنها را به رايگان به كسى نمى‏دهند. پس آن را در صدف مشكلات و سختيها نهادند، تا تنها آنان كه همّتى پيوسته و جديتى شايسته دارند، بدان دست يابند
از سوى خداوند در وجود انسان به وديعه نهاده شده است، جايى براى خود كم‏بينى باقى نمى‏گذارد و به انسان، حسّ خودباورى مى‏بخشد و بدين‏گونه، گامهاى او را در راه رسيدن به اوج شكوفايى و تعالى استوار مى‏سازد.
واپسين سخن
اسلام، دين نوگرايى، نوخواهى و تازه‏انديشى است؛ و در اين باره ساز و كارهايى را ارائه كرده است كه پايبندى به آن ساز و كارها، آدمى را همواره در مسير كشف تازه‏ها و خلاقيّت قرار مى‏دهد.
اينكه در روايتى از امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم: «مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ؛ هر كه دو روزش همانند هم باشد، مغبون و زيانكار است»، نشان دهنده اهتمام آموزه‏هاى دينى به حركت رو به جلو، و پرهيز از ايستايى و ركود است.
تشويق دين مقدس اسلام به تفكّر، پرسشگرى، همت‏ورزى و دهها ويژگى همانند اينها، از دغدغه اسلام درباره پويايى و خلاقيّت مسلمانان خبر مى‏دهد، و اينكه اين دين مقدّس، به دنبال مسلمانى است كه همواره بوى طراوت و تازگى بدهد، و هر روز به كشف حقيقتى تازه نائل آيد.
پس بر ماست كه به عنوان يك مسلمان، با عوامل نوآورى و شكوفايى آشنا شويم و با عمل به آنها، از خود مسلمانى سرزنده، خلاّق، نوآور و همواره رو به شكوفايى بسازيم.

سيد محمود طاهرى

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما