مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 2580    یک شنبه 18 فروردین 1387 

جلوه‌هاى زنانه

جلوه‌هاى زنانه در شعر پروین اعتصامی

اشاره:
پس از چاپ اشعار پروين در مجله ادبى “بهار” از حدود 16 سالگى شايعه‌اى در مورد جنسيت او مطرح شد و بسيارى از منتقدين، سراينده اشعار او را “مرد” پنداشتند. پروين در قطعه‌اى از خود دفاع کرد؛ اما اين برداشت در مورد شعر پروين تا زمان ما نيز ادامه دارد. در اين مقاله در مورد علل “مردانه” دانستن شعر پروين که عبارتند از: خردگرايي، موعظه‌گرى و استوارى کلام در قصايد و نيز شرايط زمان، علو مقام ادبى پروين، عدم استفاده شخصى از عناصر زنانه و عشق نسبت به حقيقت، سخن رفته است همچنين مايه‌هاى زنانه در شعر پروين مورد بررسى قرار گرفته و مواردى همچون بيان مادرانه، توصيف کودکان و پيرزنان و بيوه‌زنان فقير، استفاده از محسوسات زنانه، نکته‌سنجي، دفاع از حقوق زن و ذکر وظايف زن نسبت به همسر در قطعات، مثنويات و مناظرات به عنوان نشانه‌هاى زنانگى در کلام پروين دانسته شده و از هر مورد نيز شاهد مثالى از ديوان او ذکر گرديده است. در نهايت نيز اين طور نتيجه‌گيرى شده که “مردانه بودن”‌ را فقط در مورد ظاهر قصايد پروين مى‌توان مطرح کرد و تعميم دادن اين ويژگى‌ به تمام اشعار او قضاوت صحيحى به نظر نمى‌رسد؛
پروين اعتصامى در 25 اسفندماه 1285 در تبريز به دنيا آ‌مد پدرش يوسف اعتصام‌الملک آشتياني، مترجم و روزنامه‌نگارى روشنفکر بود که به سبب انتخاب‌شدن به عنوان نماينده دوره دوم مجلس شوراى ملي، در 6 سالگى پروين به همراه خانواده از تبريز به تهران مهاجرت کرد از اين پس پروين در مجالس ادبى که با حضور ملک‌الشعراى بهار، دهخدا، نصرالله تقوي، اقبال آ‌شتيانى و سعيد نفيسى در خانه پدر تشکيل مى‌شد شرکت مى‌نمود. از سن 14 سالگى قطعات پروين در مجله ادبى “بهار” چاپ شد. انتشار اين اشعار قوى سبب شايعه‌اى در مورد جنسيت پروين شد و همه سراينده اين اشعار را “مرد” پنداشتند. پروين نيز در آخرين شماره سال دوم مجله بهار در قطعه‌اى به تکذيب اين شايعه پرداخت.

از غبار فکر باطل، پاک بايد داشت دل
تا بداند ديو کاين آ‌ئينه‌ جاى گرد نيست
مرد پنداريد پروين را چو برخى ز اهل فضل
اين معما گفته نيکوتر که پروين مرد نيست

انتشار اين اشعار قوي، تحسين و تمجيد ملک‌الشعراى بهار، محمد قزويني، دهخدا، لطفعلى صورتگر و سعيد نفيسى را برانگيخت اما در مقابل از سوى “اتحاديه کشاورزان و ترقى‌خواهان”، اعتراض‌هاى بسيارى نسبت به ملک الشعراى بهار، نويسنده ديباچه ديوان پروين شد مبنى بر اينکه چرا از روى ناآگاهي، اشعار “شاعرى متصوف” را به پروين نسبت داده است. پس از آن عبدالحسين آيتي، اشعار پروين را سروده‌هاى “رونق على شاه”، دانست و فضل‌الله گرکانى نيز اشعار را سروده‌هاى دهخدا تلقى کرد.نظر برخى منتقدان معاصر همچون حبيب يغمايي، عبدالحسين زرين‌کوب و فرشته داوران در مورد پروين اين است که سروده‌هاى پروين بر زبان و بينش مردانه او دلالت مى‌کنند و او نتوانسته هويت جنسى خويش را به اثبات برساند. قضاوت فرخ تميمى در اين مورد از ديگران تندتر است؛ زيرا او عقيده دارد که پروين هيچ حس مادرانه‌ و يا هويت زنانه‌اى را به خواننده يا شنونده اشعارش منتقل نمى‌کند.

علل مردانه دانستن شعر پروين

دلايل مردانه دانستن اشعار پروين را از چند زاويه مى‌توان مورد بررسى قرار داد از جمله واژگان، مفاهيم، معانى و موضوعات شعرى در ديوان او.
اگر در مورد قصايد پروين که کمتر از يک سوم ديوان او را تشکيل مى‌دهد حکم به “مردانه بودن” کنيم،‌ نمى‌توان چنين قضاوتى را کاملا نادرست تلقى کرد زيرا:
1- پندآموزى و موعظه‌گرى که ويژه زبان مردسالارانه است در قصايد پروين بسيار پررنگ است
2- در اشعار پروين اعتصامى بيش از آنچه از يک زن انتظار مى‌رود “خردگرايى و اتکاء به تفکر و تعقل” به چشم مى‌خورد. پروين همچون انديشمندى توانا در مورد انسان و ابعاد گوناگون زندگى او و مسائل اخلاقى و اجتماعى مى‌انديشد و حاصل تفکرات خود را با زبان قلم بيان مى‌کند. بى‌دليل نيست که ديوان اشعار خود را به عنوان “هديه فکر و شعر” به پدر بزرگوارش تقديم مى‌کند. اين ويژگى سبب تشخص شعر پروين شده و او را از زنان شاعر ديگر متمايز ساخته است.
3- استوارى و روانى کلام پروين که البته بيشتر در قصايدش به چشم مى‌خورد معلول دو علت است: (الف) پرهيزگاري، پاکدامنى و ايمان محکم او به خالق و عظمت خلقت ب) توجه پروين به حقايق کلى و جاودانگى هستي” (آتشي،‌ منوچهر1359 ؛، 36-37)
در ذيل چند بيتى از يکى از قصايد ديوان پروين که اين سه ويژگى در آن بسيار آ‌شکار است ذکر مى‌گردد:

گويند عارفان،‌ هنر و علم کيمياست
و آن مس که گشت همسر اين کيميا، طلاست
فرخنده طايرى که بدين بال و پر پرد
همدوش مرغ دولت و همعرصه هماست
وقت گذشته را نتوانى خريد باز
مفروش خيره کاين گهر پاک، بى‌بهاست
تو مردى و دولت مردم فضيلت است
تنها وظيفه تو همى نيست خواب و خاست
زان را بازگرد که از رهروان تهى است
زان آدمى بترس که با ديو آشناست
خوشتر شوى به فضل زلعلى که در زميست
برتر پرى به علم ز مرغى که در هواست
جان را بلند دار که اين است برتري
پستى نه از زمين و بلندى نه از سماست

4- شرايط روزگار پروين ايجاب مى‌کرد که شاعر تنها بيانگر زيبايى‌ها و افکار لطيف و باريک خويش نباشد. پروين، اعتراض به ظلمها و بيدادگرى‌ها را در شعر خويش با زبانى تند و کوبنده نشان مى‌دهد و چون مردى مبارز خواهان حق و عدالت مى‌شود. پس در اين مواقع ناچار است روح لطيف و بيان زنانه خود را کنار بگذارد و مردانه سخن گويد تا کلامش موثر واقع شود.
5- بسيارى از منتقدان نتوانسته‌اند رقابت “زني” را در ميدان سخنورى با بزرگمردان شاعر باور کنند و همين مسئله باعث شده که کلام پروين را سروده‌هاى يک شاعر “مرد” بدانند. غافل از اينکه اين قصايد اگرچه گاه از لحاظ ظاهر و ساختار مردانه است؛ اما وقتى در‌ آن عميق مى‌شويم و با ديد روانشناسانه به آن مى‌نگريم به اين نتيجه مى‌رسيم که اين اشعار فقط مى‌تواند سروده‌هاى يک “زن” باشد.
6- پروين اعتصامى از عناصر زنانه که وجودشان تنها با وجود زن معنا مى‌گيرد استفاده شخصى نمى‌کند؛ يعنى آنها را در توصيف زيبايى خود يا زنان ديگر به کار نمى‌برد؛ زيرا برخلاف بسيارى از زنان به جاى توجه افراطى به آ‌راستگى ظاهر،‌ تمام ذهن خويش را متوجه کار شعر کرده و چون اين گونه سخن گفتن برخلاف تصور مردان از بيان زنان است، شعر پروين “مردانه” تلقى مى‌شود. مثلا ژاله قائم مقامي، مادر مرحوم پژمان بختيارى در شعر خويش از “آئينه” که عنصرى زنانه محسوب مى‌شود، استفاده شخصى مى‌کند و از آن مى‌خواهد که ژاله را زيباتر از آنچه هست به او جلوه دهد:

اى آئينه ما را زغم آ‌زاد توان کرد
يک ره به دروغى دل ما شاد توان کرد
ويران نشود قصر دل‌انگيز حقيقت
ما را به دروغى اگر آباد توان کرد
اى همدم ديرين من! اى قاضى بى‌رحم
با داد ندانى که چه بيداد توان کرد

اما همين عنصر “آئينه” در قطعه “آئين آئينه” در ديوان پروين اعتصامى در خدمت بيان يک مسئله اخلاقى (صداقت و يکرنگي) قرار مى‌گيرد:

وقت سحر به آئينه‌اى گفت شانه‌اي
کاوخ فلک چه کجرو و گيتى چه تندخوست
ما را زمانه رنجکش و تيره روز کرد
خرم کسى که همچو تواش طالعه‌اى نکوست
هرگز تو بار زحمت مردم نمى‌کشى
ما شانه مى‌کشيم به هر جا که تار موست
ما با آنکه جفاى بتان بيشتر بريم
مشتاق روى توست هر آن کس که خوبروست
گفتا: هر آن که عيب کسى در قفا شمرد
هرچند دل فريبد و رو خوش کند عدوست
در پيش روى خلق به ما جا دهند از آنک
ما را هر آنچه از بد و نيک است روبروست
چون شانه، عيب خلق مکن مو به مو عيان
در پشت سر نهند کسى را که عيب جوست
پروين! نشان درست، درستى و راستى است
هرگز نيازموده کسى را مدار دوست

7- عشق به معناى معمول آن که زمينى و مبتذل و مادى است به هيچ‌وجه در کلام پروين اعتصامى يافت نمى‌شود و اين مسئله،‌ هم برخلاف انتظار مردان از زنان است و هم با سابقه زنان شاعر که پيش از پروين، همزمان با او و پس از او همواره سخن از عشق مادى گفته‌اند مغايرت دارد. مثلا يکى از دلايلى که باعث مى‌شود شعر فروغ فرخزاد، زنانه دانسته شود و شعر پروين، مردانه، همين نکته است؛ زيرا فروغ از عشق زمينى و مادى سخن مى‌گويد ولى همان طور که ذکر شد چنين عشقى در ديوان پروين نيست.عشق پروين وابسته به حقايق و معنويات است و با همه عظمت و پاکى در ميان کلمات و اشارات او جلوه‌گر مى‌شود. بهار در ديباچه ديوان پروين،‌علت خالى بودن ديوان او را از عشق مادى در قالب دو نکته مطرح مى‌کند:
الف) عزت نفس و عصمت و عفاف پروين ب) حقيقت گويى شاعر البته ديگران علل مثبت يا منفى ديگرى را نيز براى اين مسئله مطرح کرده‌اند از جمله اينکه:
7-1 پروين توجه به خويش و از خود سخن گفتن را صفت مردم کوته‌نظر مى‌داند و عقيده دارد:

پر خود سوختم و دم نزنم
گرچه پيرايه پروانه،‌ پر است
کس ندانست که من مى‌سوزم
سوختن، هيچ نگفتن هنر است
ديوان ص 204

7-2 برخى علت را در احترام گذاشتن به پدر که در حکم استاد پروين بوده است جستجو مى‌کنند
7-3 گروهى عقيده دارند که پروين از عشق وحشت داشته است
7-4 عده‌اى بر اين باورند که عمر کوتاه پروين به او مجال تجربه عشق مادى را نداده است
7-5 بعضى نيز مى‌گويند که محيط بسته و نبود شرايط مساعد اجتماعى باعث مى‌شده که از عشق سخن گفتن، يک گناه محسوب بشود و به همين دليل است که پروين از اين گونه عشق سخن به ميان نياورده است.
اما حقيقت آن است که عشق در ديوان پروين به معناى “انسان دوستي” است و “مهرورزى نسبت به تمام انسانها” بدون توجه به زمان يا مکانى خاص. پروين عشق را در نظر خويش به بهترين شکلى توصيف مى‌کند:

کتاب عشق را جز يک ورق نيست
در آن هم نکته‌اى جز نام حق نيست

مايه‌هاى زنانه در شعر پروين:

پروين در قطعات، مثنويات و مناظراتش بسيار صميمى‌تر و بى‌رياتر از احساسات زنانه خود سخن مى‌گويد و با دنياى مادى اطراف خويش، ارتباط نزديکى برقرار مى‌سازد. هرچيز بى‌جان در شعر او جان مى‌گيرد و خواننده به آن احساس نزديکى مى‌کند مايه‌هاى زنان در کلام پروين عبارتند از:
1- هشت شعر از ديوان پروين به طور کامل اختصاص به توصيف کودکان يتيم و بدبختى‌هاى آنان دارد. در ديوان هيچ شاعر مردى اين اندازه توجه به کودکان ديده نمى‌شود. در ذيل چند بيتى از قطعه “قلب مجروح” از ديوان پروين ذکر مى‌گردد:

دى کودکى به دامن مادر گريست زار
کز کودکان کوي،‌ به من کس نظر نداشت
طفلى مرا کز پهلوى خود بى‌گناه راند
آن تير طعنه، زخم کم از نيشتر نداشت
اطفال را به صحبت من از چه ميل نيست
کودک مگر نبود کسى کاو پدر نداشت
هرگز درون مطبخ‌ ما هيزمى نسوخت
وين شمع، روشنايى از اين بيشتر نداشت
بر وصله‌هاى پيرهنم خنده مى‌کنند
دينار و درهمى پدر من مگر نداشت؟
طفل فقير را هوس و آرزو خطاست
شاخى که از تگرگ نگون گشت، برنداشت

2- پروين اگرچه هيچ‌گاه مادر نشد، اما در قطعاتش کاملا مادرانه سخن مى‌گويد .حس مادرانه در نهاد همه دختران وجود دارد وقتى دختر بچه‌اى عروسک خود را همچون مادرى در آغوش مى‌گيرد، بر او لباس مى‌پوشاند و نسبت به او دلسوزى مى‌کند، هيچ‌گاه مادرى را تجربه نکرده؛ اما اين حس و حال را کاملا درک مى‌کند. پروين هم دقيقا همين حالت را دارد. نمونه آن قطعه “حديث مهر” است که در آن به زيبايى تمام، لذت مادر شدن را از زبان کبوترى براى گنجشکى بازگو مى‌کند، به گونه‌اى که گويى خود، بارها مادرى را تجربه کرده است:

گنجشک خرد گفت سحر با کبوتري
کآخر تو هم برون کن از اين آ‌شيان، سري
آفاق، روشن است چه خسبى به تيرگي؟
روزى بپر، ببين چمن و جويى و جري
بنگر من از خوشي، چه نکو روى و فربهم
ننگ است چون تو مرغک مسکين لاغري
گفتا حديث مهر بياموزدت جهان
روزى تو هم شوى چو من اى دوست، مادري
گرد تو چون که پر شود از کودکان
جز کار مادران نکنى کار ديگري
روزى که رسم و راه پرستاريم نبود
مى‌دوختم بسان تو، چشمى به منظري
خوشبخت،‌طايرى که نگهبان مرغکى است
سرسبز، شاخکى که بچينند از آن بري
شيرين نشد چو زمحنت مادر، وظيفه‌اي
فرخنده‌تر نديدم از اين، هيچ دفتري

در شعر فروغ فرخزاد از واژه‌هاى احساسى - عاطفى خاص جنس زن بسيار استفاده شده است اما در شعر پروين واژه‌هايى که بيان کننده احساسات مادرانه - زنانه هستند خود را بيشتر نمايان مى‌سازند و محققين، بدون توجه به اينکه احساسات مادرانه هم بعدى از ابعاد وجودى يک زن است و زنانگى او را به تصوير مى‌کشد، حکم به مردانه بودن شعر پروين مى‌دهند.
3- نکته سنجى و باريک‌بينى از ويژ‌گى‌هاى زنان است. پروين نيز به تبع زن بودن خويش در وراى هرچيز، نکته‌اى مى‌بيند و آن را به نيکويى بازگو مى‌کند. به عنوان مثال وقتى قطعه “تيره بخت” را در ديوان او مى‌خوانيم، ‌تفاوت نگرش و بيان پروين را به عنوان يک زن با يک مرد سخنور کاملا درک مى‌کنيم. سخنوران مرد هرچقدر هم که باريک‌بين، نرم‌دل و دلسوز باشند، نمى‌توانند به شيوه پروين، بى‌مهرى نامادرى‌اى را نسبت به دخترى بيچاره بازگو کنند.
در زير چند بيتى از قطعه “تيره‌بخت” ذکر مى‌گردد:

دخترى خرد شکايت سر کرد
که مرا حادثه بى مادر کرد
ديگرى آمد و در خانه نشست
صحبت از رسم و ره ديگر کرد
دختر خويش به مکتب بسپرد
نام من کودن و بى‌مشعر کرد
اشک خونين مرا ديد و همي
خنده‌ها با پسر و دختر کرد
نزد من دختر خود را بوسيد
بوسه‌اش کارد دو سر خنجر کرد
عيب من گفت همى نزد پدر
عيب‌جوييش مرا مضطر کرد
شب به جاروب و رفويم بگماشت
روزم آواره بام و در کرد
مادرم مرد و مرا در يم دهر
چو يکى کشتى بى‌لنگر کرد
مادرم بال و پرم بود و شکست
مرغ، پروانه به بال و پر کرد
4- بيش از 70 بيت در ديوان پروين اعتصامى اختصاص به توصيف پيرزنان فقير و بيوه زنان محروم دارد. هيچ کدام از شاعران مرد به اندازه پروين به اين موضوع نپرداخته‌اند؛ زيرا او از ديدن فقر و بيچارگى پيرزنان به خاطر احساسات لطيف زنانه‌اش بيش از مردان متاثر مى‌شود. نمونه آن قطعه “اندوه فقر” است در ديوان پروين:
بادوک خويش پيرزنى گفت وقت کار
کاوخ! ز پنيه ريشتنم موى شد سپيد
از بس که بر تو خم شدم و چشم دوختم
کم نور گشت ديده‌ام و قامتم خميد
جز من که دستم از همه چيز جهان تهى است
هرکس که بود برگ زمستان خود خريد
از رنج پاره‌ دوختن و زحمت رفو
خونابه دلم ز سرانگشتها چکيد
من بس گرسنه خفتم و شب‌ها مشام من بوى طعام خانه همسايگان شنيد ...

5- وقتى که در مورد چگونگى رفتار زن در مقابل همسرش سخن مى‌گويد مثلا در قطعه “فرشته انس”:

توان و توش ره مرد چيست؟ يارى زن
حطام و ثروت زن چيست؟ مهر فرزندان
زن نکوي، نه بانوى خانه تنها بود
طبيب بود و پرستار و شحنه و دربان
به روزگار سلامت، رفيق و يار شفيق
به روز سانحه، تيمار خوار و پشتيبان
ز بيش و کم، زن دانا نکرد روى ترش
به حرف زشت نيالود نيکمرد دهان

6- وقتى از حقوق زنان دفاع مى‌کند خواستار استقلال شخصيت زن در جامعه مى‌شود؛

زن در ايران پيش از اين گويى که ايرانى نبود
پيشه‌‌اش جز تيره‌روزى‌و پريشانى نبود
زندگى و مرگش اندر کنج عزلت مى‌گذشت
زن چه بود آن روزها گر زانکه زندانى نبود؟
کس چو زن اندر سياهي، قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس قربانى نبود
در عدالتخانه انصاف،‌ زن شاهد نداشت
در دبستان فضيلت، زن دبستانى نبود
دادخواهى‌هاى زن مى‌ماند عمرى بى‌جواب
آشکارا بود اين بيداد، پنهانى نبود

7- استفاده بسيار پروين اعتصامى از محسوسات زنانه که اجازه ورود به ساحت شعر را نداشتند به شعر او به عنوان يک شاعر زن تشخص بخشيده و اين هنجارشکنى سبب ايجاد نوعى نوآورى گشته است.پروين براى بيان مفاهيم اخلاقى يا مسائل اجتماعى مورد نظر خويش، مناظراتى را ميان محسوسات زنانه‌اى همچون نخود و لوبيا، سير و پياز، ديگ و تاوه، عدسى و ماش، سوزن و نخ و ... برقرار مى‌کند. در اينجا نيز، اين نکته‌بينى و جزئى‌نگرى زنانه است که سبب مى‌شود محسوساتى که در طول شبانه ‌روز، همه کس از کنارشان با بى‌توجهى عبور مى‌کنند، در نظر پروين حرفهاى زيادى براى گفتن داشته باشند.
فرخ تميمى به کاربرد اين گونه محسوسات درشعر، به ديده تمسخر مى‌نگرد و قدرت القاى اين محسوسات را در شعر به اندازه حضورشان در يک دستور آشپزى مى‌داند؛ اما اين فقط ظاهر اشعار و مناظرات پروين است؛ زيرا به قول مرحوم ملک‌الشعراى بهار در ديباچه ديوان پروين، هنر پروين آنجا است که از زبان همه چيز سخن مى‌گويد. او با استعداد نادر و ذهن آزاد، زاينده و پرورده خود توانسته معانى بلند مورد نظر خويش را با ملموس‌ترين و نزديک‌ترين اشياى اطراف بازگو کند. مثلا لزوم نظر داشتن به عيب خويش و نيز زشتى تکبر را در قطعه “سيه‌روي” که مناظره‌اى ميان ديگ و تاوه است اين گونه توصيف مى‌کند:

به کنج مطبخ تاريک، تابه گفت به ديگ
که از ملال نمردي، چه خيره سر بودي
زدوده پشت تو مانند قير گشته سياه
ز عيب خويش‌، تو مسکين چه بى‌خبر بودي
همى به تيرگى خود فزودى از پستي
سياه روز و سيه‌کار و بدگهر بودي
تمام عمر در اين کارگاه زحمت و رنج
نشسته بودى و بى‌مزدکارگر بودي
دمى زآتش و آبت، ‌ستم رسيد و بلا
دمى نديم دم و رود و خشک و تر بودي
نديد چشم تو رنگى دگر به جز سيهي
رواست گر که بگوييم بى‌بصر بودي
جواب داد که ما هر دو در خور ستميم
تو نيز همچون من اى دوست بى‌هنر بودي
جفاى آتش و هيزم،‌ نه بهر من تنهاست
تو نيز لايق خاکستر و شرر بودي
مگر به ياد ندارى که دوش وقت سحر
ميان شعله جانسوز تا کمر بودي؟
نظر به عجب در آلودگان نمى‌کردي
به دامن سيه خود، گرت نظر بودي

استفاده پروين از اين محسوسات همچون عناصر زنانه، استفاده‌اى غيرشخصى است، در حالى که پيش از پروين، ژاله قائم‌مقامى وقتى در شعر خود “سماور” را که از محسوسات زنانه است مى‌آ‌ورد از آن استفاده شخصى مى‌کند:

اى همدم مهرپرور من
اى يار من اى سماور من
در زمزمه تو شد مى‌ آلود
اجزاى لطيف ساغر من
سوزى عجبت گرفته گويي
در سينه توست آذر من
در ديده، سرشک و در دل، آتش
مانا تو منى برابر من ...

در مقابل فروغ فرخزاد که به ميزان زيادى از “عناصر زنانه” استفاده مى‌کند، در ديوان پروين “محسوسات زنانه از بسامد بالايى برخوردارند؛ زيرا پروين به دليل کمرويى از واژه‌هايى که ظاهر زن را توصيف کند همچون گوشواره،‌ خلخال، شانه، دامن،‌ نقاب، گلوبند و .. به ميزان کمترى استفاده مى‌کند و چون عناصر زنانه بيش از محسوسات زنانه،‌ تجلى‌گر زنانگى ‌هستند. منتقدين هم با يک نگرش افراطي، شعر فروغ را “زنانه” و شعر پروين را “مردانه” قلمداد کرده‌اند.

نتيجه‌گيري:

پروين اعتصامي، بانوى شريفى است که در شعر هدفى به جز اصلاحات اخلاقى و اجتماعى ندارد و همواره با همنوعان خويش همدردى مى‌کند:

دل براى مهربانى پروراندن لاجرم
جان به تن تنها براى جانفشانى داشتن
ناتوانى را به لطفي، خاطرآوردن به دست
ياد عجز روزگار ناتوانى داشتن

بنابراين حکم به “مردانه بودن” زبان، بيان و نگرش پروين اعتصامى تنها در مورد کمتر از يک سوم ديوان او يعنى قصايدش - آن هم فقط در پوسته و ظاهر - مى‌تواند صحيح باشد و تعميم دادن اين حکم به بيش از دو سوم باقيمانده ديوان پروين (قطعات، مثنويات و مناظرات) به هيچ وجه منطقى به نظر نمى‌رسد.
پروين اعتصامى اگر هم “مرد” تلقى شود، بايد اين مردانگى را در ميدان فصاحت و بلاغت سخن او مطرح نمود نه در مورد کاربرد زبان،‌ بيان، موضوع، مفاهيم و معانى شعرى او.

روزنامه رسالت/شماره 6215

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   
مریم احمدی
سلام خیلی خوب بود برای تحقیق دانشگاه لازم داشتم. خیلی ممنونم
پنج شنبه 28 مهر 1390
lind dhv
It was ok
جمعه 14 خرداد 1389








ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما