مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 1078    سه شنبه 11 اسفند 1388 
 

مفسران و شارحان مکتب ابن عربی


مفسران و شارحان مکتب ابن عربی

قسمت سوم و پایانی

سلسله شارحان معروف

اكنون به ذكر نام و نشان چند تن از معروف‏ترين شارحان ابن‏عربي، به ترتيب تاريخ فوت آنان اشاره مي‏شود:52
1. عبداللّه بدر حبشي (متوفاي 646 ق): وي از ياران و همنشينان نزديك و از شاگردان مورد علاقه يا به عبارت خود محيي‏الدين، از فرزندان روحاني وي بوده است.53 عبداللّه به منظور پراكندن افكار و نشر عرفان او، كتابي به نام الانباء علي طريق‏اللّه نوشت و در آن، آنچه را كه از تنبيهات و ارشادات وي در طريق الي‏اللّه شنيده بود، آورد. تأليف كتاب حلية الابدال نيز به خواهش وي و محمّدبن خالد صدفي صورت گرفته است.
2. اسماعيل سودكين: وي با توضيحاتي از استادش ابن‏عربي، كه به درخواست خود اسماعيل انجام گرفته، برخي از عبارات كتاب التجلّيات الالهيه ابن عربي را شرح كرده و بدين‏وسيله، به تقرير و تحكيم افكارش پرداخته است. همچنين او در خصوص برترين مرتبه و حالي كه همت رجال به آن منتهي مي‏شود از استادش پرسشي كرده و ابن عربي در طي نامه‏اي به آن پاسخ داده است. اين نامه تحت عنوان «رسالة في سؤال اسماعيل بن سُودكين» به طبع رسيده است.54 وي فص ادريسي فصوص‏الحكم را شرح كرده است.55
3. صدرالدين محمدبن اسحاق قونوي (متوفاي 673 ق): وي ربيب ابن‏عربي، شاگرد برازنده، خليفه و نماينده برجسته عرفان او در مشرق زمين بوده است. بعد از محيي‏الدين، احدي به پايه او نمي‏رسد.56 وي به ترويج عرفان و شرح و تدريس كتاب‏هايش همت گماشته و بي‏شك، رواج و اشاعه عرفان ابن‏عربي در شرق به همت او تحقق يافته و مباحث مهم فصوص‏الحكم را شرح كرده است. شهيد مطهّري در اين‏باره مي‏گويد: «كتاب‏هاي اصيل عرفا از صدرالدين قونوي است؛ او شارح خوب افكار محيي‏الدين است.»57 وي تأويل سوره‏الفاتحه، مفتاح الغيب، نصوص، فكوك، و شرح الحديث را به زبان عربي و نيز «تبصرة المبتدي» و «المفاوضات» را به زبان فارسي تأليف كرد كه همه در شرح و بيان و تقرير و تحقيق عرفان استادش ابن‏عربي است.58 او به تربيت شاگرداني توفيق يافت كه از آن جمله‏اند: مؤيدالدين جَندي، فخرالدين عراقي، عفيف‏الدين تِلمِساني، و سعيدالدين فَرغاني. اينان نيز به نوبه خود از اركان عرفان اسلامي و از شارحان و تابعان و مدرّسان عرفان ابن‏عربي هستند. صدرالدين با دانشمند بي‏مانندي همچون خواجه نصيرالدين طوسي مباحثات داشته است. خواجه و نيز مولوي مقام علمي و معنوي وي را تا حد امكان ستوده‏اند.59
4. فخرالدين ابراهيم همداني، مشهور به عراقي (م 688 ق): وي از شاگردان قونوي و از پيروان ابن‏عربي بوده و به استفاده و تحرير و تقرير عرفان وي اشتغال داشته است. كتاب لمعات كه در واقع، خلاصه فصوص‏الحكم مي‏باشد، از اوست. وي با تأليف اين كتاب، اصول و اسرار عرفان ابن‏عربي، به ويژه اصل «وحدت وجود» را، به زبان نظم و نثر پارسي درآورده است. اين كتاب آنچنان مورد توجه ارباب ذوق و عرفان واقع شد كه استادان فن به تدريس و شرح آن پرداختند و در آشكار ساختن نكاتش، شروحي چند نگاشتند.60 لمعات را به حق مي‏توان يكي از نمونه‏هاي عالي نثر عرفاني در زبان فارسي به شمار آورد.61
5. سليمان بن علي، معروف به عفيف‏الدين تِلمساني (610ـ690 ق): او نيز از شاگردان بنام حوزه درس قونوي بوده است كه در نزد وي به آموزش عرفان ابن‏عربي پرداخت و عارفي آگاه و حاذق شد. تلمساني نيز به نوبه خود به ترويج و تحرير و تقرير عرفان ابن‏عربي همت گماشت و كتاب فصوص‏الحكم وي را شرح كرد.62 او بر كتاب منازل‏السائرين خواجه عبداللّه انصاري نيز شرحي تحقيقي نوشته است كه بنابر گزارش جامي، شرحي نيكو و مبتني بر قواعد علم و عرفان است. وي شعر نيز مي‏سروده است. از او ديوان شعري به جا مانده كه به تشخيص جامي، در كمال لطافت و عذوبت است.63
6. مؤيّدالدّين بن محمد جَندي (متوفاي 690 ق): او هم از شاگردان صدرالدين قونوي و از شارحان و تابعان ابن‏عربي است كه اصول عرفان وي را پذيرفته و به تحرير و تقرير آن پرداخته است. همچنين بعضي از كتاب‏هاي ابن عربي از قبيل مواقع‏النجوم و فصوص‏الحكم را شرح كرده است. در نفحه‏الروح و تحفه‏الفتوح، اكسير الكمالات و خلاصة الارشاد نيز اصول و مباني الهيّات را به روش ابن‏عربي تفصيل و توضيح داده است.64 وي نخستين شارح همه فصوص‏الحكم بوده و ابن‏عربي را در بالاترين درجه ستوده است.65
7. سعيدالدين محمد فَرغاني (متوفاي 695 ق): او اهل فَرغانه از بلاد ماوراءالنهر و از عارفان بزرگ و بنام عصر خود و از پيروان و شارحان مكتب ابن‏عربي است كه در محضر صدرالدين قونوي درس خواند و در فهم اصول عرفان ابن‏عربي به مقام والايي نايل آمد و نقش‏الفصوص را شرح كرد و تائيه ابن‏فارض را به دو زبان پارسي و تازي به ترتيب به نام‏هاي مشارق‏الدّراري الزهر في كشف حقائق نظم‏الدّرر و منتهي‏المدارك شرح كرده است. او از اكمل ارباب عرفان بوده و هيچ كس مسائل علم حقيقت را چنان مضبوط و مربوط بيان نكرده است كه وي در ديباچه شرح قصيده «تائيه فارضيه» بيان كرده است.66
8. كمال‏الدين عبدالرزاق كاشاني (متوفاي 736 ق): او در تقرير عرفان ابن‏عربي استادي مسلم بود و در فلسفه و عرفان و كلام و حديث و ادبيات تبحّر كامل داشت و آثاري به دو زبان عربي و فارسي تأليف كرد و به تربيت شاگرد پرداخت. از مؤلفات عربي وي تأويلات‏القرآن، شرح منازل‏السائرين، اصطلاحات الصّوفيه و شرح فصوص‏الحكم است. شرح فصوص‏الحكم وي از مهم‏ترين شروح معتبر و محكم و همواره مورد مراجعه شارحان و مدرسان آن كتاب بوده است. شرح او بر فصوص نمايانگر استفاده سرشار وي از جندي است.67 از نوشته‏هاي وي كتاب تحفه‏الاخوان في خصائص‏الفتيان است. از وي ده اثر شناسايي شده است.68 نامه او به علاءالدوله سمناني و پاسخ وي، مشهور است.69 از وي به قاساني نيز نام برده شده است.70 تمام عرفاي بعد از او در مقام تحرير مسائل عرفاني، از او استمداد جسته‏اند.71
9. داوود بن محمود قيصري ساوي (متوفاي 751 ق): او بر شرح فصوص‏الحكم خود مقدّمه‏اي مبسوط و عالمانه نوشته و در آن، عرفان ابن‏عربي را به صورتي منظّم و با عباراتي روشن و محكم بيان كرده است. شرح فصوص وي بيش از ساير شرح‏ها مورد توجه طالبان عرفان شيخ اكبر قرار گرفته است، به گونه‏اي كه شماري از عالمان و عارفان بزرگ، از جمله حكيم قمشه‏اي و امام خميني قدس‏سرهبر آن تعليقه و حاشيه و شرح نوشته‏اند. شهيد مطهّري مي‏گويد: «در ميان اين شروح، آنكه از همه بهتر و كامل‏تر است شرح قيصري مي‏باشد.»72 او بيشتر از ديگر شارحان به حل رموز و شرح مشكلات آن همّت گماشته است. به دليل آنكه او شرح خود را بعد از ساير شروح معتبر فصوص الحكم از قبيل شرح جندي و شرح كاشاني نوشته است، علاوه بر اينكه محتوي شروح مذكور است، متضمّن نكات جديدي نيز مي‏باشد. از اين‏رو، استادان فنّ در حوزه‏هاي علمي اصفهان، تهران و قم، اين شرح را براي تدريس مناسب‏تر ديده‏اند.73 برخي از عارفان، از جمله آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي و استاد آشتياني، علاوه بر تحرير شرحي بر متن شرح قيصري، در اثري جداگانه شرح مبسوطي بر مقدّمه اين شرح نوشته‏اند كه هردو به زيور طبع آراسته شده و بارها به چاپ رسيده است.
10. ركن ‏الدين مسعود، معروف به بابا ركنا (متوفاي 769 ق): وي نخست در سال‏هاي 739ـ743 شرحي مفصّل همراه با دو مقدّمه بر فصوص‏الحكم به نام نصوص الخصوص في ترجمة الفصوص نوشت؛ ولي چون در برخي از مواضع آن، نوشته خود را كافي نديد، شرحي ديگر به نام معلوم‏الخصوص من مفهوم الفصوص نگاشت. گفته شده است: بسياري از معاصران از آن مطّلع نيستند.74 برخي اعتقاد دارند: اين شرح كه به فارسي نگارش يافته، از جمله شرح‏هاي خوب و معتبر است.75
11. امير سيد علي همداني76 (714ـ786ق): او به آراي ابن‏عربي تعلّق خاطر پيدا كرد و بخصوص در بحث «وحدت وجود» به سخنان او توجه بسيار داشت و در برخي از رساله‏هايش مانند رساله وجوديه از ابن‏عربي متأثر است. وي فصوص‏الحكم را به فارسي شرح كرد77 و نام آن را حل الفصوص گذاشت. يكي از محققان مي‏گويد: «برخي همين شرح را به خواجه محمّد پارسا نسبت داده‏اند، و اخيرا يكي از معاصران ما همين شرح همداني را به نام شرح فصوص‏الحكم خواجه پارسا (756ـ822 ق) تصحيح كرده و به چاپ رسانيده است.»78 البته او شرحي موجز و فشرده به زبان فارسي دارد.79
12. سيد حيدر آملي (720ـ787 ق): وي از شاگردان فخرالمحققين، فرزند علّامه حلّي بوده و از او اجازه داشته. وي سيد حيدر را «زين‏العابدين ثاني» مي‏ناميده است.80 سيد حيدر به راستي ضمن حفظ استقلال فكري و مباني راسخ مذهب شيعه، از تابعان ابن‏عربي و شارحان آثار و مروّجان افكار اوست و اغلب عقايدش را پذيرفته و در تقرير و ترويج افكارش به تأليف كتب و رسايلي نظير تفسير المحيط‏الاعظم و كتاب جامع‏الاسرار و منبع‏الانوار و رساله نقدالنقود في معرفه‏الوجود پرداخته و شرحي نيز به نام نص‏النصوص بر كتاب فصوص‏الحكم وي نوشته است.81 سيد حيدر آملي مي‏گويد: بالغ بر چهل كتاب به عربي و فارسي نوشتم.82
13. شيخ محمّد شيرين مغربي تبريزي (متوفاي 809 ق): او، هم‏سلسله طريقتش به ابن‏عربي منتهي مي‏شود و هم پيرو و معتقد و مروّج اصل وحدت وجود وي بوده است.83 او از شعراي معروف بوده و ديوان شعر نيز دارد. او افكار محيي‏الدين، بخصوص مسئله «وحدت وجود» و «توحيد» را به زيباترين و شيواترين بيان در ديوان و رساله مختصر جام جهان‏نما تبيين‏وشرح‏كرده است. وي همچنين تفسيري به نام مرآت العارفين به زبان عربي دارد.84
14. خواجه محمّد پارسا (متوفاي 822 ق): وي اهل بخارا بوده و در طريقه نقشبندي سلوك داشته است. برخي را عقيده بر آن است شرح او كه به زبان فارسي نگارش يافته در بعضي عبارات فصوص‏الحكم از حدّ ترجمه‏اي سليس و بليغ تجاوز نمي‏كند. وي در شرح و توضيح مطالب محيي‏الدين بيشتر به شرح جندي توجه داشته است.85 از خواجه محمّد پارسا تعداد بيست و شش اثر عرفاني معرفي شده است.86
15. شاه نعمت‏اللّه ولي كرماني (متوفاي 834 ق): با اينكه وي صاحب طريقتي معروف است، پيرو ابن‏عربي، ناشر افكار و شارح آثار وي بوده است. در كتب و رسالاتش از وي با تعظيم و تكريم نام برده، او را قطب‏المحققين، امام‏الموحدين، و محيي‏الملة والدين خوانده است. همچنين به شرح و بيان معارف عرفان وي پرداخته و در سه رساله، شروحي بر بخش‏هايي از كتاب فصوص‏الحكم و شرحي نيز بر ابيات آن كتاب نوشته كه به چاپ رسيده است.87
16. صائن‏الدين علي‏بن محمّد تركه (متوفاي 835 ق): اين عالم و عارف بزرگ ايراني از مؤلّفان و شارحان نظريه «وحدت وجود» ابن‏عربي است. كتابي در شرح فصوص‏الحكم نوشته88 و در كتاب تمهيدالقواعد خود به تقرير اصول و قواعد عرفان ابن‏عربي و به ويژه اصل وحدت وجود پرداخته است. اين كتاب ساليان دراز در كشور ما از كتب درسي به شمار مي‏آمده و تاكنون نيز استادان توانا و صاحب‏نظر آن را شرح و تدريس كرده‏اند. ابن‏تركه رساله‏اي در شرح ده بيت از ابيات ابن‏عربي نگاشته و نيز كتابي به‏نام ضوءاللّمعاتدرشرح‏لمعات‏عراقي‏نوشته است.
17. تاج‏الدين حسين خوارزمي (مقتول 839 ق): وي از محققان عميق و انديشه‏ور و شاعر و نويسنده صاحب سبك و ذوق است. ارباب كتب رجال، يازده اثر از او معرفي كرده‏اند كه از آن جمله شرح فصوص‏الحكم به زبان فارسي است. وي ديوان شعر نيز دارد. شرح خوارزمي را نمي‏توان از شروح مستقل فصوص‏الحكم به شمار آورد؛ زيرا آن، سواي اشعار فارسي و برخي مطالب ديگر و مقدّمه‏اش، برگردان شرح قيصري است.89 اخيرا شرح فصوص خوارزمي به تصحيح عالمانه و تعليقات بسيار مفيد آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي در حوزه علميه قم به زيور طبع آراسته شده است.
18. نورالدين عبدالرحمان جامي (812ـ898 ق): وي كه در علوم نقلي و عقلي جامع بوده و از شاعران پرمايه، نويسندگان پركار، و عارفان پرشور و شوق وحدت وجودي است، از پيروان و شيفتگان عرفان ابن‏عربي به شمار مي‏آيد كه شرحي بر كتاب فصوص‏الحكم وي نوشته است. وي شرحي نيز به نام نقدالنصوص بر كتاب نقش‏الفصوص ابن‏عربي نوشته كه توسط ويليام چيتيك با روش بسيار عالمانه تصحيح و چاپ شده است.90 جامي علاوه بر اين شروح، كتاب‏هاي بسياري نيز (از قبيل لوايح، لوامع، اشعه‏اللّمعات، و الدّره‏الفاخره) به نگارش درآورده كه حاوي اسرار و رموز عرفان وحدت وجودي ابن‏عربي است.
19. عزيزالدين نَسَفي (قرن هفتم ق): او عارفي است كه به وحدت وجودي معتقد بوده و از اصطلاحات ابن‏عربي آگاهي كامل داشته است. به احتمال قوي، اصطلاح «انسان كامل» را از وي آموخته و به كار برده و در مجموعه‏اي از رسالاتش كه آنها را الانسان الكامل ناميده، به ذكر اوصاف انسان كامل پرداخته است. از آثار او هفت رساله شناسايي شده كه بيشتر آنها به چاپ رسيده است.91
20. عبدالكريم جيلي (767ـ811 ق): وي مؤلف كتاب الانسان‏الكامل به زبان عربي است كه در آن، با عبارات «الامام محيي‏الدين» از ابن‏عربي تجليل كرده و در آثار مهم خود به نقل و شرح عقايد و افكارش پرداخته و اصل «وحدت وجود» وي و فروع آن را تأييد نموده است. باب پانصد و پنجاه و نه فتوحات مكيه را كه به نظر وي خلاصه تمام فتوحات است، شرح كرده و آن را «شرح مشكلات الفتوحات المكّيه» نام نهاده است.92 عثمان يحيي از شرح فصوص‏الحكم او نام برده است.93
21. حسين بن معين‏الدين ميبدي (متوفاي 780 ق): وي صاحب آثار بسياري از جمله كتابي به نام فواتح است كه شرح ديوان‏حضرت امير عليه‏السلاممي‏باشد. در ضمن آثارش، به ذكر مناقب ابن‏عربي پرداخته و در برابر دشمنانش از وي دفاع كرده و براي تأييدوتحكيم عقايد خود، شواهد كثيري از فتوحات مكيه و فصوص‏الحكم ابن‏عربي را آورده است.
22. محمد احسائي، معروف به ابن ابي‏جمهور (متوفاي بعد از 878 ق): وي عالم شيعي و مؤلف كتاب عوالي‏اللئالي در حديث و نيز كتاب المجلي در عرفان است كه به نقل اقوال و عبارات دو كتاب فصوص‏الحكم و فتوحات مكيه پرداخته و بدين وسيله، انديشه و عرفان ابن‏عربي را پراكنده نموده و بسياري از عقايدش را پذيرفته است.94
23. بالي افندي (متوفاي 960 ق): شرح او بر فصوص‏الحكم از جميع جهات مختصر بوده و با اينكه به طور كلي شرحي مفيد و ساده مي‏باشد، مرجع ضماير متن فصوص‏الحكم را به نحوي روشن بيان داشته و تعريض برخي از عبارات را توجيه و تبيين كرده است. اين شرح براي تدريس به افراد مبتدي مفيد مي‏باشد.95 از بالي افندي رساله‏اي در قضا و قدر، و رساله‏اي در شرح حديث «كنت كنزا مخفيا» و نيز پنج اثر ديگر موجود است.96
24. عبدالغني نابلسي (متوفاي 1143 ق): وي از جمله شارحان فصوص‏الحكم است كه شرحش از شهرت برخوردار مي‏باشد. برخلاف آنچه از شهرت وي مستفاد مي‏شود، در دمشق تولد يافته و در همان شهر نيز ديده از جهان فرو بسته است. او فقيه و اصولي و اديب و شاعر بوده، ولي سرانجام به عرفان متمايل گشته و در اين باب آثار بسياري از خود به يادگار گذاشته است.97 نام شرح او بر فصوص، جواهرالنصوص في حل كلمات الفصوص است.98 برخي معتقدند: در اين شرح، سير نزولي هويداست و حاكي از تنزّل مدارج عرفان است.99
25. آقا محمّدرضا قمشه‏اي (متوفاي 1306 ق): اين حكيم و عارف الهي آخرين فرد شاخص از شارحان و مروّجان عرفانِ ابن‏عربي است. وي همچنين از بزرگ‏ترين شارحان حكمت متعاليه ملّاصدرا مي‏باشد.100 مي‏توان او را در رديف شارحان بزرگ ابن‏عربي از قبيل قونوي و كاشاني دانست. او علاوه بر تدريس حكمت و عرفان، به تأليف نيز پرداخته و شعر هم مي‏سروده است. گفته‏شده كه مؤلفات او بالغ بر سيزده اثر است.101 برخي منابع، هفده اثر از او معرفي كرده‏اند؛102 از جمله: رساله ذيل فص شيثي فصوص‏الحكم در مبحث ولايت كه سندي است استوار بر عمق انديشه وي. اثر ديگر، رسالة في وحده‏الوجود بل الموجود است كه به فص اول از شرح فصوص قيصري تعلّق دارد. او بر فص آدمي، فص نوحي و فص محمّدي فصوص‏الحكم و نيز بر تمهيد قواعدالوجود ابن‏تركه و مفتاح قونوي حاشيه‏هاي عالمانه نوشته و رساله‏اي نيز با عنوان موضوع الخلافه‏الكبري دارد. در تمام آثارش، اصل وحدت وجود ابن‏عربي و ساير اصول عرفان وي را پذيرفته و به شرح و بيان آن پرداخته است. استاد آشتياني مي‏نويسد: «او در جامعيت بين مسائل كشفي و حكمت نظري مقدم بر شارحان كلمات محيي‏الدين است.»103 مرحوم قمشه‏اي شديدا مورد احترام و تجليل امام خميني قدس‏سره بوده، به گونه‏اي كه در تأليفات خود از ايشان نقل قول كرده و آراء و انديشه‏هاي عرفاني وي را ستوده است.104

شارحان پس از حكيم قمشه‏اي

پس از حكيم آقا محمّدرضا قمشه‏اي، حوزه درسي او در عرفان توسط چهار تن از برجسته‏ترين شاگردانش استمرار يافت كه عبارت مي‏باشند از: ميرزا هاشم اشكوري (1332 ق)، ميرزا حسن كرمانشاهي (1336ق)، ميرزا محمود قمي (1346ق) و آقا مير شهاب‏الدين نيريزي شيرازي (1320ق).
از محضر اين چهار مدرّس سترگ، عارفان و فقيهان بزرگي همچون: ميرزا محمّدعلي شاه‏آبادي (1369ق)، آقا سيدحسين بادكوبه‏اي (1358ق)، ميرزا ابوالحسن رفيعي قزويني (1395ق)، ميرزا مهدي آشتياني (1372ق)، ميرزا احمد آشتياني (1395ق)، سيد محمّدكاظم عصّار (1394ق)، محمّدحسين فاضل توني (1380ق)، ميرزا ابوالحسن شعراني (1393ق)، شيخ محمّدتقي آملي (1395ق) برخاستند كه هريك مؤسس حوزه درسي و مدرّس متون عرفاني و فلسفي بودند. در ميان اين طبقه، آيه‏اللّه ميرزا محمّدعلي شاه‏آبادي برجسته‏ترين آنان است.

جايگاه امام خميني قدس‏سره در سلسله شارحان

حكيم الهي و عارف ربّاني و فقيه صمداني، امام خميني قدس‏سره نيز يكي از شارحان و صاحب‏نظران انديشه‏هاي عرفاني شيخ اكبر به شمار مي‏آيد. ايشان در طول هفت سال مهم‏ترين متون عرفان نظري و عرفان عملي، از جمله شرح فصوص‏الحكم و مصباح‏الانس و منازل‏السائرين را از استاد خود، آيه‏اللّه شاه‏آبادي فرا گرفت و در همين فاصله مهم‏ترين آثار عرفاني خود، يعني شرح دعاي سحر، مصباح‏الهدايه و حاشيه بر شرح فصوص قيصري و مصباح الانس را به رشته تحرير درآورد.
بنابراين، امام خميني قدس‏سره را در عصر خود مي‏توان يگانه حلقه اتصال با نسل اوّل شاگردان حكيم آقا محمّدرضا قمشه‏اي دانست. امام خميني قدس‏سره ضمن نقل كلمات بزرگان عرفان، همچون محيي‏الدين‏بن عربي، و نيز برخي از شارحان بزرگ مكتب عرفاني وي، مانند صدرالدين قونوي و داوود قيصري، گاهي نقدهاي جدي بر نظرات آنان وارد كرده، و به بيان ديدگاه‏هاي عرفاني خويش پرداخته است.
البته تبيين جايگاه امام قدس‏سره در سلسله شارحان عرفانِ ابن‏عربي، به كاوش‏هايي بس فزون بر اين مختصر نياز دارد.105

شارحان و مدرّسان معاصر

در زمان معاصر نيز، بسياري ار عرفان‏پژوهان به پيروي از شارحان پيشين، كار شرح و نشر افكار شيخ اكبر را ادامه داده و طي ساليان متمادي با تدريس و تحقيق و تأليف، آثار ارزشمندي از خود به يادگار گذارده‏اند. از آن جمله، بايد از دو حكيم و عارف و فقيه، آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي (متولد 1307 ش) و آيه‏اللّه جوادي آملي (متولد 1312 ش) نام برد.
عارف و حكيم الهي آيه‏اللّه جوادي آملي يك دوره كامل شرح فصوص الحكم قيصري را در طي مدت پنج سال، از سال 1360 براي برخي از طلّاب برجسته حوزه علميه قم تدريس كرده است. حاصل آن جلسات، 518 حلقه نوار درسي ضبط شده است كه پس از استخراج اكنون مكتوب شده و در مراحل نهايي تدوين و بازنگري است و به زودي جلد نخست آن به نام شرح خصوص‏الكلم في معاني فصوص‏الحكم به چاپ مي‏رسد. گفته شده است: اين شرح كه مفصّل‏ترين شروح موجود است و به زبان فارسي مي‏باشد، در حدود پانزده جلد به چاپ خواهد رسيد.
آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي نيز فصوص‏الحكم محيي‏الدين را شرح نموده و به چاپ رسانده است. همچنين وي طي ساليان درازي چند دوره كامل شرح فصوص‏الحكم قيصري را تدريس كرده است.106 ايشان فصوص‏الحكم شيخ اكبر را به فارسي شرح كرده و آن را ممدّالهِمَم در شرح فصوص‏الحكم ناميده كه به طبع رسيده است. همچنين بر دوره شرح قيصري بر فصوص‏الحكم، حواشي و تعليقات بسيار دارد و هر يك از كتب ياد شده را در اثناي دوره‏هاي تدريس، با نسخ عديده تصحيح كرده است.107
ايشان در فهرست طولاني تأليفات خويش از چند كتاب ديگر ابن عربي و شارحان نام برده كه هر كدام با شرح و تعليق و تصحيح همراه مي‏باشد؛ از جمله: تصحيح و تعليق كتاب الدّرالمكنون والجوهر المصون في علم الحروف للشيخ الاكبر محيي‏الدين؛ عرفان و حكمت متعاليه در نقل مصادر اسفار از فتوحات و فصوص؛ تصحيح و تحشيه شرح قيصري بر فصوص‏الحكم؛ و رساله مفاتيح‏المخازن كه در توضيح آن مرقوم شده است: وجيزه‏اي به عربي كه تكمله مقدّمات دوازده‏گانه علّامه قيصري بر شرح فصوص شيخ اكبر است.108
ايشان همچنين بر شرح فصوص‏الحكم خوارزمي، تعليقات و حواشي ارزشمندي نگاشته و آن را با نسخه‏هاي متعددي تصحيح نموده است كه چندي پيش در قم به چاپ رسيد و منتشر شد.
آيه‏اللّه حسن‏زاده آملي با ابتكاري بديع، به عنوان مستدرك و متمّمِ كتاب فصوص‏الحكم شيخ اكبر، يك فص به نام فص حكمة عصمتية في كلمة فاطمية به آن افزوده كه در رساله‏اي نگارش يافته و چاپ و منتشر شده است. رساله مذكور توسط يكي از شاگردان ايشان به فارسي ترجمه و چاپ گرديده است. فص مزبور نيز به وسيله مؤلف محترم آن شرح شده و در يك جلد به چاپ رسيده است. ايشان درباره اين كتاب چنين مي‏نگارد:
در دوره‏هاي تعليم و تدريس فصوص‏الحكم، همواره اين خاطره به من روي مي‏آورد كه چرا در اين كتاب، فصّي به نام يكي از زنان نادره دوران، مانند مظهر ايمان و احسن منازل قرآن، حضرت عصمة اللّه الكبري فاطمه بنت خاتم‏الانبيا و يا حضرت مريم بنت عمران، منصوص در چند آيت قرآن، اختصاص نيافته است، و آن را از آدم تا خاتم، در بيست و هفت فصّ فقط به مردان اختصاص داده‏است... غرض اينكه در دوره تدريس فصوص‏الحكم در آمل، چون درس به فصّ عيسوي رسيد، در ليله مباركي يكي از اوتاد حلقه درس و بحثم به خطاب رحماني اين كلمه عليا و درّه بيضاء تشرف مي‏يابد كه «فص حكمة عصمتية في كلمة فاطمية». همين بارقه ملكوتي ايجاب كرد كه اين فصّ ثمين به عنوان متمم فصوص‏الحكم به قلم اين خوشه‏چين‏خرمن‏ولايت،به‏منصه‏ظهوررسيده‏است.109
البته علاوه بر دو حكيم مذكور، هم‏اكنون عده‏اي از مدرّسان بزرگ عرفان نظري به تدريس و شرح انديشه‏هاي عرفاني شيخ اكبر اشتغال دارند و برخي از آنان آثار گران‏قدري را در اين زمينه تأليف نموده‏اند. از آن جمله بايد از كتاب ارزشمند هدايه‏الامم يا شرح كبير فصوص‏الحكم اثر مفيد آقاي غلامحسين رضانژاد ياد كرد.
آقاي محمّد خواجوي نيز سال‏هاست كه در نشر و ترويج انديشه‏هاي عرفاني عارفان بزرگ از جمله شيخ اكبر محيي‏الدين‏ابن عربي كوشا بوده و آثار فراواني را ترجمه نموده و همواره به تحقيق و تصحيح و تعليق و تدريس متون عرفاني اشتغال دارد.
در اين ميان، نبايد مجاهدت‏هاي علمي و مستمر بيش از نيم قرن عرفان‏پژوه بزرگ آقاي سيد جلال‏الدين آشتياني (1382ـ 1304ش) را در شرح، تحقيق، تدريس و ترويج آثار عرفاني شيخ‏اكبر محيي‏الدين و شارحان مكتب او ناديده گرفت. ايشان با همت بلند و كم‏نظير خود، به تنهايي بسياري از امّهات آثار عرفاني و از جمله آثار ابن‏عربي را احيا نموده و نشر داده است؛ از جمله: شرح مبسوط مقدّمه قيصري بر فصوص‏الحكم، شرح فصوص‏الحكم مؤيدالدين جندي، شرح فصوص‏الحكم قيصري با حواشي متعدد استادان فن، شرح بر رسائل قيصري، تحقيق و تعليق بر تفسير سوره حمد صدرالدين قونوي، مقدّمه بر نقدالنصوص في شرح نقش الفصوص جامي، تحقيق و تعليق بر نصوص صدرالدين قونوي، تحقيق و تعليق بر مشارق الدراري فرغاني، تصحيح و تعليق بر مشرع‏الخصوص الي معاني النصوص علي‏بن احمد، شرح و تعليق مبسوط بر تمهيدالقواعد ابن تركه، شرح و تعليق و مقدّمه بر مصباح‏الهدايه امام خميني.
البته اينها غير از آثار فلسفي ايشان و تنها شمّه‏اي از آثار گران‏قدر عرفاني اين حكيم فرزانه است كه در پرتو عنايات حضرت ثامن‏الحجج علي‏بن موسي الرضا عليه‏السلامو در شهر مقدّس مشهد به ثمر رسيده است.

ديگر شارحان

علاوه بر نام شارحان فصوص‏الحكم، كه ذكر شد، عرفان‏پژوه مصري عثمان يحيي نام شارحان ديگري را نيز يادآور شده است.
لازم به يادآوري است با توجه به اينكه عثمان يحيي با حوزه‏هاي علمي و عرفاني ايران در ارتباط نبوده و اطلاع كافي در اين مورد نداشته، از اين‏رو، نامي از شارحان و مدرّسان بزرگ افكار و انديشه‏هاي ابن‏عربي در ايران نبرده و اين مسئله مهم مغفول واقع شده است. حال آنكه در تاريخ يك قرن گذشته بهترين شارحان و مدرّسان افكار عميق ابن‏عربي در ايران مي‏زيسته‏اند و گرم‏ترين حوزه‏هاي عرفاني را تشكيل داده و حلقات انس و درس داشته‏اند كه به برخي از آنها اشاره شد. و نيز گفته شده است: عثمان يحيي در تحقيق خود از كتابخانه‏هاي غني ايران و هند و پاكستان استفاده نكرده است.
 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   
خادم احمد حقیقی
مقاله بسیار خوب علمی است، در متن مقاله از منابعی که از آن استفاده شده است نیز، نام رفته است، اما در پایان آن منابع ذکر نگردیده است، اگر لطف نموده و منابع آن را مشخص سازید و در پایان مقاله ذکر نمایید
دوشنبه 7 تیر 1389
رضایی
جناب آقای حقیقی غالب بلکه کلیه مطالب این مقاله از کتاب "احیاگر عرفان" تالیف آقای محمد بدیعی می باشد و تقریبا بدون هیچگونه تغییری نقل شده است!
سه شنبه 6 مهر 1389
فقیراحمد
ازاین همه تحقیق وتفحص درمقاله ی جنابعالی مشعوف شدم و امیدوارکه شیخ اکبرمحیی الدین واثارش درتمام خانواده هاومدارس ودانشگاهها وحوزه ها تدریس شود.
جمعه 28 آبان 1389








ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما