مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
سرنوشت آینده جهان از دید آیات و روایات ده گانه
حضرت آيت الله سبحاني در پاسخ به سوالي در خصوص «آينده جهان از نظر قرآن و روايات» تشريح کرده‌اند طبق نص...
حزب الله به رژیم صهیونیستی حمله می کند
الجزیره به نقل از سایت فرانسوی 'اینتلیجنس آنلاین' گفت: « 'حزب الله' لبنان قصد هجوم به اسرائیل را دارد.»
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 673    جمعه 23 اسفند 1387 

سير معرفت شناسي اومانيستي در يك نگاه

سير معرفت¬شناسي اومانيستي در يك نگاه
چنانچه میدانیم نطفة اومانيسم در عصر رنسانس بسته شد و اين امر با مطرح ساختن "كرامت و آزادي انسان" آغاز گرديد كه با نوعي دين¬گريزي همراه بود؛ و همان گونه كه ذكر شد اومانيستهاي عصر رنسانس شيفتة فرهنگ و انديشة يونان باستان بودند كه انسان را داراي نوعي اتكاء به خود و آزادانديشي مي¬دانستند. يكي از عوامل اصلي نهضت بشرانگاري مقابله با ارباب كليسا بود كه خود را واسطة بين زمين و آسمان تلقي مي¬كردند و امكان استقلال در فكر و رأي و حتي پرستش را از مردم سلب نموده بودند و اين امر باعث شد تا خصيصة دين¬¬گريزي مانند آنتي تزي در مقابل انحصارطلبيها و استبداد ارباب كليسا رخ بنمايد وسنتز اين تضاد، مكتب "اصالت انسان" بود كه در اين ديدگاه نه تنها واسطه¬هاي سلطه¬جوي ديني نفي شدند بلكه به گونه¬اي عصيان¬گرانه ارتباط با مبدأ وحي نيز قطع شد و خوشي و لذت و سعادت، صرفاً اين جهاني تفسير گرديد و حتي ابعاد روحي انسان نيز به عنوان ابزاري جهت جسم و تعلقات جسماني معرفي گشت.
نهضت اومانيستي كه در ابتدا به عنوان نحوه¬اي گرايش طرح شده بود در روند رشد خود در قرن شانزدهم با اصل معروف دكارتي "مي¬انديشم پس هستم" به صورت فلسفه و نحوة تفكر خاصي درآمد و انسان پس از رنسانس كه نيازي به دين در خود احساس نمي¬كرد كوشيد تا نظام فكري خويش را بر اساس اصولي كه قائم به آزادي و كرامت انسان (بدون وابستگي به خالق) بود بنا كند و در اين مسير، دكارت آدمي را به مثابه اساس هستي و وجود مطرح كرد و اين بر خلاف تفكر وابسته به مبدأ بود چرا كه در تفكر وابسته به مبدأ، "هستي" اصل در موجوديت انسان است و در باب معرفت¬شناسي، انسان، "جايگاه شناخت" مي¬باشد، در حالي كه در تفكر بشرانگارانه و يا به بياني ديگر "خود بنيادانگارانه" "انسان" اصل در هستي مي¬باشد و از نظر معرفت¬شناسي "خاستگاه شناخت" تلقي مي¬گردد. بنابراين اصل دكارتي نقطة آغازي براي محوريت انسان بود و چنانكه ذكر شد در تفكر عقلاني دكارت، از خداي صادق همچون ابزاري جهت يقين به وجود عالم مادي استفاده شد و انسان ـ"من" عقلاني ـ به "فطريات" كه به گونه¬اي مي¬توانست نقطة اتصالي با مبدأ باشد وابسته بود اما هنگامي كه در فلسفة تجربي "جان لاك" فطريات انكار شد انسان به استقلال كامل از مبدأ دست يافت و آنجا كه "من تجربي" نياز به وجود خدا ديد در فلسفة باركلي كه بر اساس "من مدرك" بنا شد به نوعي سفسطه دچار گرديد كه به جاي اثبات خدا منجر به ساختن خداي ذهني (كه حتي شكننده¬تر از بتهاي چوبي وسنگي بود) شد و باركلي كه ابتدا قصد اثبات وجود خدا را داشت با معرفت¬شناسي ايده¬آليستي خود كه مبتني بر تجربة انسان محورانه بود در عمل موفق به اثبات خدايي قائم به ذهن انسان (به عنوان مدرك) شد كه صرفاً بتي ذهني بود و وجود خارجي نداشت كه اين امر در سالهاي بعد در تفكر فرويدي نمود روشن¬تري پيدا كرد.
سير رشد فلسفة انسان¬گرا در دو وجهة "من عقلاني" و "من تجربي" در فلسفة هيوم به پارادوكس عجيبي رسيد كه چاره¬اي جز شك، باقي نماند و هيوم نه تنها جهان مادي را (كه در تفكر باركلي نفي شده بود) انكار كرد بلكه نفس انسان را نيز كه محور انسان¬گرايي بود منكر شد و نشان داد كه هرگاه انسان "خاستگاه شناخت" قرار گيرد شك دستوري دكارت (پس از عبور از مراحل عقلاني و تجربي) سرنوشتي جز شك نابود كنندة هيوم نخواهد داشت تا جايي كه هيوم نه تنها جوهر مادي و ضرورت عليت را نفي كرد بلكه "من" را نيز كه بعد از دكارت محور تفكر بود انكار كرد و كاملاً معرفت¬شناسي انسان-محورانه را به بن¬بست رساند چنانكه مي¬گويد:
«ما هيچ تأثيري از خويشتن نداريم و لذا هيچ انديشه¬اي هم از خويشتن وجود ندارد.»
گفته شده كه "در تاريخ فلسفه، مكاتب شكاك با مكاتب جزمي انسان¬گرا (اومانيسم) قرين بوده است."
پس از هيوم، كانت كوشيد تا ديگر بار "من" نابود شده را جاني تازه ببخشد و در انقلاب كپرنيكي خود، انسان را واهب¬الصور مطرح كرد، آنجا كه "ذهن انسان ماده خارجي (Noumen) را صورت زمان و مكان مي¬بخشد و بدين ترتيب پديدار (Phenoumen) را مي¬سازد." كانت كه با تشكيكات هيوم به توانايي راسيوناليسم و عقل محض مشكوك مي¬شود به بررسي توانايي فاهمه مي¬پردازد و شناخت نفس¬الامري اشيا را غير ممكن مي¬داند. " برگسن در انتقاد از نظرية كانتي ابراز مي¬دارد كه "در تفكر وي ميان خود شي يعني حقيقت واقع و گوناگوني محسوسي كه با آن معرفت خويش را به عالم خارج مي¬سازيم هيچ نسبت قابل درك و هيچ قدر مشتركي نمي¬بينيم". كانت با گذر از نامعتبر بودن عقل به بررسي فاهمة انسان به عنوان واهب¬الصور پرداخت و انسان را سوژه و محور قرار داد چنانچه در تقسيم مراتب وجود (كه آمده بود: وجود يا واجب است و يا ممكن) به تقسيمي جديد دست زد كه وجود يا فاعل شناسا "من" است و يا متعلَّق شناساييِ "من" كه در هر صورت نقش محوريت انسان در تفكر كانت به نهايت استحكام رسيد و ذهن انسان تنها ملاك و خاستگاه شناسايي قلمداد شد و در اين محوريت انسان، جايي براي شناخت مابعدالطبيعه و خدا يافت نمي¬شود چرا كه "كانت اعتقاد داشت در حد و ظرفيت عقل انساني نيست تا مابعدالطبيعه و خدا را تأييد كند و يا متزلزل و سست سازد... ما نمي¬توانيم آنها را با وسيله مستقيم عقلي توجيه يا رد كنيم بلكه مي¬توانيم نشان دهيم كه آنها از لحاظ عملي ضروري¬اند. و چون عمل اخلاقي با عقيدة به خدا و جاويداني نفس وابسته است تنها از اين راه مي¬توان آن را برهاني كرد." مشاهده مي¬شود كه در تفكر كانت نيز چون دكارت، خدا حكم ابزار را دارد اما نه ابزار شناخت مادي (مطابق نظرية دكارت) بلكه خدا در تفكر كانت ابزار و وسيله-اي ضروري در جهت عمل اخلاقي مي¬باشد. بنابراين هرگاه انسان در نقش خاستگاه (و نه جايگاه) شناخت تلقي شود از آنجا كه خود را دائرمدار جهان هستي مي¬داند هر جا كه مشكلات عقلي يا عملي وي قابل حل نباشد بت ذهني ساختة خود را به كمك مي¬طلبد تا از شر معضلات خود ساخته رهايي يابد. كانت در حالي كه بر اصالت عقل خط بطلان مي¬كشد، بر اصالت ذهن انساني تأكيد مي¬ورزد. "وي در اخلاق اومانيستي خودعنوان مي¬كند كه "بايد چنان عمل كنيم كه هر فردي را به خودي خود يك غايت در نظر گرفته باشيم به عقيدة برتراندراسل" اين نظريه را مي¬توان شكل انتزاعي نظرية حقوق بشر دانست كه در معرض همان ايرادهايي است كه بر آن نظريه وارد است. اگر اين نظريه به جد گرفته شود، هنگامي كه منافع دو تن با هم تعارض پيدا مي¬كند صدور حكم غيرممكن مي¬شود."
در اين قسمت با گذر از سوبژكتيويته كانت، به بررسي معرفت¬شناسي اخلاف وي پرداخته مي¬شود. همان گونه كه پس از دكارت اخلاف وي، اسپينوزا، لايپ نيتس و مالبرانش كوشش كردند تا دو آليسم تن و روح دكارت را به گونه¬اي به وحدت تبديل كنند (اسپينوزا با جوهر فرد، لايپ نيتس بامنادولوژي و مالبرانش با اكازيوناليسم) همچنين اخلاف كانت كوشيدند تا مشكل دوآليسم كانتي را حل كنند؛ بنابراين فيخته و شلينگ هر يك به سهم خود كوشيدند تا اين ثنويت را به وحدت تبديل نمايند و در اين طريق آنها نيز به گونه¬اي همانند باركلي دچار توجيهات سفسطه¬آميز شدند. "به نظر فيخته(1762ـ1814) تلاقي "من" با "جز من" مانند تلاقي با چيزي مقدم بر آن و مستقل از آن نيست. "جزمن" آفريدة "من" است كه آن را "من" در مقابل خود مي¬نهد تا خود را وضع كند. در نتيجه، تفكر، ما را مؤدّي به دريافت هويت"من" و "جز من" مي¬سازد. اما خداوند داراي تشخص و تعين نيست بلكه "من ايده¬آل انسانيت" و قائم به نفوس جزئي به قيام حلولي و مشتاق به تعين خويش است ..." ملاحظه مي¬شود كه خدايي كه مخلوق انسان خود محور است چه سرنوشتي پيدا كرده جايي كه انسان در موضع قيوميت و خدا قائم به انسان واقع شده است. به گفتة آلبركامو انسان كه قبلاً پيوستگي خويش را از آفرينندة خود به وام مي¬گرفت از آن دم كه جدايي خويش را از او رسميت مي¬بخشد ، خود را اسير لحظه¬ها و روزهاي گذرا و حساسيتي بي¬حاصل مي¬يابد. اما مانند تمام كساني كه آييني براي زيستن ندارند سرگشته است..." يكي از نمونه¬هاي بارز طغيان انسان خود محور در مقابل خدا "ژان پل سارتر" است كه معتقد به خدا انساني بود، معرفت¬شناسي اومانيستي در سير خودمحورانه¬اش سرانجام به خدا شدن انسان مي¬رسد، به نظر سارتر خدايي وجود ندارد و بنابراين فرض نظام يا طرح آفرينش بيهوده است. اين فرض كه جهان مركب از گروههاي واقعي اشياي متشابه و همانند است كه در يك طبيعت مشترك شريك هستند محال است. هر فردي يكتا و يگانه و مطلق و كامل است. هيچ طبيعت مشترك انساني وجود ندارد (هر چند مجموعة مشتركي از اوضاع و احوال يا آنچه او وضع انساني مي¬نامد، همة ما را فرا گرفته است) از اينجا نتيجه مي¬شود كه ارزشهايي وجود ندارند. آنچه مسلم است اينست كه انسان آزاد است تا خود را گام به گام و تصميم به تصميم بسازد. چنانكه راه خود را از ميان اوضاع و احوال پياپي و متعاقبي كه با آنها به استقبال او مي¬آيد مي¬پيمايد ... هر انساني بايد در سراسر حيات خود فقط بر خويش متمركز شود..."
ملاحظه مي¬شود كه سير اومانيستي تفكر سرانجام در سارتر به جايي مي¬رسد كه حتي وحدت نوعي انسان نيز انكار مي¬شود و هر انساني نوعي منحصر به فرد تلقي مي¬گردد و هيچ زنجيرة واحدي جهت پيوستن اين افراد جدا از يكديگر داراي اصالت نمي¬باشد و اين امر سرچشمة تشتت و از هم¬گسيختگي مي¬گردد تا جايي كه به نظر وي حيات دائماً جولانگاه نوع مخصوصي از اضطراب و نگراني است كه به طور اجتناب¬ناپذيري بر شعور و ادراك موجودي كه مي¬داند زود يا دير ديگر نخواهد بود، سنگيني مي¬كند...مردن ماجرايي هولناك و مهيب است."
ملاحظه مي¬شود كه سارتر نه تنها به انكار خدا پرداخت بلكه در انسان خدايي اومانيستي به نفي هرگونه ارزشي پرداخت و سرانجام به اضطراب و نگراني و ترس از نابودي رسيد زيرا سرنوشت محتوم تفكري كه انسان فناپذير را محور پرستش قرار مي¬دهد چيزي جز اين نيست كه به نهايت پوچي و نيزترس از عدم مي¬رسد و امكان هر گونه سعادت اين جهاني (كه اومانيستهاي دورة رنسانس مطلوب خويش قرار دادند و متفكران غربي حدود 600 سال است كه به دنبال اين سعادت زميني و بريده از آسمان هستند) از انسان سلب خواهد شد.

كتاب: نقدی بر مباني معرفت شناسي اومانيستي
نويسنده: مريم صانع پور

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما