مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 1134    جمعه 23 اسفند 1387 

سيانتيسم‌ و سكولاريسم


سيانتيسم‌ و سكولاريسم

‌‌

‌تعريف‌ و منشأ

واژة‌ سيانتيسم‌ يا ساينتيسم1 را به‌ اصالت‌ علم‌ و علم‌زدگي‌ ترجمه‌ كرده‌اند. و گاهي‌ از آن‌ به‌ فروكاهش‌ مفرط2 يا اصالت‌ فيزيك3 تعبير شده‌ است. بر اساس‌ اصالت‌ علم، گزاره‌ها فقط‌ به‌ ميزاني‌ كه‌ با كميات‌ يا امور واقع‌ تجربي‌ پيوند دارند، محتواي‌ حقيقي‌ و صدق‌ دارند. علم‌ زدگي‌ با هر ديني‌ كه‌ شالودة‌ مابعدالطبيعي‌ معناداري‌ دارد - قطع‌ نظر از ادعاي‌ وحي‌ آسماني‌ - ناسازگاري‌ به‌ بار مي‌آورد. سرانجام‌ سيانتيسم‌ شكل‌ يك‌ دين‌ را به‌ خود گرفته‌ و به‌ صورت‌ علم‌پرستي‌ درآمده‌ است.4
اين‌ مذهب‌ فكري، از مذهب‌ تحصلي5 اُگوست‌ كنت‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است. گرچه‌ در مذهب‌ تحصليِ‌ شخص‌ اُگوست‌ كنت، براي‌ ايمان‌ ديني‌ نيز جايي‌ مي‌توانست‌ باقي‌ بماند - زيرا وي‌ مذهب‌ اصالت‌ تجربة‌ صرف‌ را پذيرا نبود و به‌ قواعد عقلي‌ چون‌ اصل‌ عليت‌ نيز حرمت‌ مي‌نهاد - ولي‌ پس‌ از او بعضي‌ از پيروان‌ مذهب‌ تحصلي‌ (پوزيتيويسم) به‌ نفي‌ مطلق‌ ثبوت‌ امري‌ وراي‌ تجربه‌ پرداخته، شناسايي‌ انسان‌ را منحصر در قلمرو علوم‌ فيزيكي‌ و شيميايي‌ دانستند و مدعي‌ شدند كه‌ بازگشت‌ همة‌ معارف‌ واقعي، و از آن‌ جمله‌ علوم‌ انساني، به‌ علوم‌ طبيعي‌ است‌ و بس. مذهب‌ تحصلي‌ به‌ اين‌ معنا است‌ كه‌ به‌ نام‌ «مذهب‌ اصالت‌ علم» (سيانتيسم) نيز خوانده‌ شده‌ است.6

‌اصالت‌ علم‌ و سكولاريسم‌

آن‌چه‌ گذشت‌ مربوط‌ به‌ جنبة‌ نظري‌ سيانتيسم‌ بود و نتيجة‌ آن‌ بي‌اعتبار ساختن‌ مفاهيم‌ و آموزه‌هاي‌ متافيزيكي‌ و ديني‌ است. جنبة‌ ديگر سيانتيسم، به‌ حوزة‌ عمل‌ و فعاليت‌هاي‌ كاركردي‌ انسان‌ مربوط‌ مي‌شود؛ يعني‌ اين‌ كه‌ علم‌ تجربي‌ در ارائة‌ راه‌ درست‌ زندگي‌ و نيل‌ به‌ سعادت‌ مطلوب‌ انسان‌ را از اصول‌ متافيزيكي‌ و تعاليم‌ ديني‌ بي‌نياز مي‌سازد.
براين‌ ويلسون‌ - آن‌ جا كه‌ عوامل‌ جدا انگاري‌ دين‌ و دنيا را بيان‌ كرده‌ - مي‌گويد:
كاربست‌ علم‌ - به‌ ويژه‌ در فعاليت‌هاي‌ توليدي‌ - و پيدايش‌ و تحول‌ فنون‌ جديد، از احساس‌ وابستگي‌ انسان‌ به‌ الوهيت‌ كاست. با صنعتي‌ شدن‌ و شهرنشين‌ شدن‌ جامعه، هرروزه‌ بخش‌هاي‌ بيش‌تري‌ از مردم‌ به‌ زيستن‌ و گذراندن‌ زندگي‌شان‌ به‌ روش‌هايي‌ كه‌ پيوسته‌ از طبيعت‌ دورتر مي‌شد، خو كردند. با جاگير شدن‌ انسان‌ در محيطي‌ كه‌ هر روزه‌ بيش‌تر از پيش‌ مخلوق‌ خود او بود، به‌ تدريج‌ روش‌هاي‌ جديد انديشه‌ شكل‌ گرفت. انواع‌ انديشه‌هاي‌ مابعدالطبيعي‌ - به‌ ويژه‌ در فعاليت‌هاي‌ كاركردي‌ كه‌ بنابر ساختارهاي‌ كاملاً‌ انديشيده‌ و محاسبه‌پذير نقش‌هاي‌ خاص‌ اداره‌ مي‌شوند، به‌ نحوي‌ بي‌وقفه‌ و پيگير، نامربوط‌ جلوه‌ كرد. قابليت‌هاي‌ روز افزون‌ انسان‌ براي‌ ارزيابي‌ و تأمين‌ نيازهاي‌ خويش‌ به‌ مسلم‌ گرفتن‌ اين‌ فرض‌ منجر شد كه‌ رفاه‌ و سعادت‌ اجتماعي‌ در گروه‌ برنامه‌ريزي‌ اجتماعي‌ است، نه‌ موكول‌ به‌ مشيت‌ الاهي. بدين‌سان، جريان‌ گسترده‌تر تحول‌ اجتماعي، بافت‌ها و بسترهايي‌ غيرديني‌ پديدآورد، و باعث‌ شكل‌گيري‌ الگوهاي‌ عمل‌ اجتماعي‌ عقلاني، و به‌ خصوص‌ تحولاتي‌ در آگاهي‌ افراد شد كه‌ انديشه‌ها و مفروضات‌ مربوط‌ به‌ ماورأالطبيعه‌ و منش‌هاي‌ ناشي‌ از آن‌ را از روح‌ و ذهن‌ انسان‌ زدود.7 در مقالة‌ «معنا و مبناي‌ سكولاريسم» نوشتة‌ دكتر سروش‌ نيز همين‌ مطلب‌ با تعابير ديگري‌ مورد تأكيد قرار گرفته‌ است. قسمتي‌ از عبارات‌ آن‌ مقاله‌ را براي‌ آگاهي‌ خوانندگان‌ محترم‌ نقل‌ مي‌كنيم:
توفيق‌ بشر در مهار كردن‌ عرصة‌ طبيعت‌ و قدرت‌ او در كشف‌ رازهاي‌ آن‌ و امكان‌ ابداع‌ مصنوعات‌ تازه‌ و تغيير چهرة‌ عالم‌ طبيعت، به‌ بشر اين‌ جرأت‌ را بخشيد كه‌ در عرصة‌ سياست‌ نيز دست‌ به‌ تصرفات‌ مدبرانه‌ و محققانه‌ بزند، و همه‌ چيز را مورد تجديد نظر قرار دهد، و از اين‌ جا بود كه‌ رفته‌ رفته‌ اخلاق‌ عالمانه‌ و سياست‌ عالمانه‌ و اقتصاد عالمانه‌ پي‌ريزي‌ شد؛ معنا و مفاد اخلاق‌ و سعادت‌ هم‌ عوض‌ شد. ادب‌ علم‌ و ادب‌ توانگري، اخلاق‌ نوين‌ را پي‌افكند، و در يك‌ كلام، جامعه‌ و اخلاق‌ و سياست، همه‌ مصنوع‌ آدمي‌ شد. جهان‌ امروز نه‌ فقط‌ راديو و كامپيوتر و هواپيمايش‌ مصنوع‌ آدميان‌اند، بلكه‌ اخلاق‌ و سياست‌ و ايدئولوژي‌اش‌ هم‌ ساختة‌ آدميان‌ است. ديگر چيزي‌ طبيعي‌ و خداداد باقي‌ نمانده‌ است، و فقط‌ مانده‌ است‌ «حقيقت» كه‌ آن‌ هم‌ به‌ قول‌ پُست‌ مدرن‌ها، حقيقت‌ را مي‌سازيم‌ نه‌ اين‌كه‌ به‌ آن‌ برسيم‌ و دل‌ بسپاريم... خلاصة‌ كلام‌ آن‌كه‌ بسط‌ معيشت‌ و بسط‌ تصرف‌ آدميان‌ در عالم‌ تابع‌ بسط‌ معرفت‌ آنان‌ است، و اين‌ امري‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ بشر به‌ وضوح‌ رخ‌داده‌ است؛ يعني‌ آن‌چه‌ رخ‌ داده‌ است‌ دانايي‌ بيش‌تر و لذا توانايي‌ و راز گشايي‌ بيش‌تر در عرصة‌ طبيعت‌ و اجتماع‌ و اقتصاد بوده‌ است.8

ارزيابي‌ و نقد

به‌ نظر مي‌رسد علم و دانش‌ تجربي‌ به‌ خودي‌ خود هيچ‌گونه‌ معارضه‌ و ناسازگاري‌ با دين‌ و دينداري‌ ندارد. البته‌ مقصود از دين‌ در اين‌جا دين‌ حق‌ است، نه‌ هر مكتب‌ و آييني‌ كه‌ به‌ نام‌ دين‌ و آيين‌ آسماني‌ معرفي‌ شده‌ است. اديان‌ الاهي‌ - آن‌ گونه‌ كه‌ خرد آن‌ها را مي‌شناسد، و در زبان‌ قرآن‌ و پيشوايان‌ معصوم‌ معرفي‌ شده‌اند - هرگز بر جهالت‌ و ناآگاهي‌ بشر بنا نشده‌اند، تا در نتيجة‌ رشد دانش‌ و آگاهي‌ انسان‌ سست‌ شوند. دين‌ و آيين‌ آسماني‌ در عين‌ اين‌كه‌ بر ضرورت‌ حضور خود در متن‌ زندگي‌ بشر و ارائة‌ چارچوب‌هاي‌ نظام‌ زندگي‌ در قلمرو اعتقاد، اخلاق، اقتصاد و سياست‌ تأكيد مي‌ورزد، بهره‌گيري‌ از عقل‌ و تجربه‌ و همة‌ امكانات‌ فكري‌ و علمي‌ بشر را نيز برمي‌تابد. اين‌ بدان‌ جهت‌ است‌ كه‌ علم‌ و دانش‌ هرگز جايگزين‌ فلسفة‌ و مكتب‌ اعتقادي‌ و عملي‌ نخواهد بود. علم‌ و دانش‌ ابزار و وسايل‌ زندگي‌ را در اختيار انسان‌ قرار مي‌دهد اما راه‌ و مقصد و آيين‌نامه‌اي‌ را كه‌ بايد در مسير راه‌ به‌ كار گرفت، روشن‌ نمي‌سازد. اين‌ مهم‌ از كاركردهاي‌ فلسفه‌ و دين‌ است. آري‌ بشر در ساية‌ علم‌ و دانش‌ تجربي‌ مي‌تواند به‌ مدرن‌ترين‌ ابزارهاي‌ صنعتي‌ مجهز شود، اما هرگز نخواهد توانست‌ حقيقت‌ را بسازد و يا از علم‌ و دانش‌ - منهاي‌ هرگونه‌ فلسفه‌ ورزي‌ - اخلاق‌ و ايدئولوژي‌ بسازد. بدين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مكتب‌ اسلام‌ به‌ دريافت‌ علم‌ و دانش‌ از هر كس‌ و در هر نقطه‌ سفارش‌ مي‌كند، ولي‌ در زمينة‌ جهان‌بيني، ايدئولوژي، اخلاق‌ و آيين‌نامة‌ زندگي، جز جهان‌بيني‌ توحيدي‌ و آيين‌الاهي‌ را مجاز نمي‌شمارد.

‌تحقيقي‌ از استاد مطهري‌

استاد شهيد مرتضي‌ مطهري‌ دربارة‌ علم‌ و ايمان‌ و اين‌كه‌ اين‌دو مكمل‌ يكديگرند، و هرگز نه‌ با يكديگر تعارض‌ دارند و نه‌ مي‌توانند جايگزين‌ يكديگر شوند، گفتار جامعي‌ دارد كه‌ يادآور مي‌شويم:
علم‌ و ايمان‌ متمم‌ و مكمل‌ يكديگرند. علم‌ نيمي‌ از ما را مي‌سازد و ايمان‌ نيمي‌ ديگر را هماهنگ‌ با آن. علم‌ به‌ ما روشنايي‌ و توانايي‌ مي‌بخشد و ايمان‌ عشق‌ و اميد و گرمي؛ علم‌ ابزار مي‌سازد و ايمان‌ مقصد؛ علم‌ سرعت‌ مي‌دهد و ايمان‌ جهت؛ علم‌ توانستن‌ است‌ و ايمان‌ خوب‌ خواستن؛ علم‌ مي‌نماياند كه‌ چه‌ هست‌ و ايمان‌ الهام‌ مي‌بخشد كه‌ چه‌ بايد كرد؛ علم‌ انقلاب‌ برون‌ است‌ و ايمان‌ انقلاب‌ درون؛ علم‌ جهان‌ را جهان‌ آدمي‌ مي‌كند و ايمان‌ روان‌ را روان‌ آدميت‌ مي‌سازد؛ علم‌ وجود انسان‌ را به‌ صورت‌ افقي‌ گسترش‌ مي‌دهد و ايمان‌ به‌ شكل‌ عمودي‌ بالا مي‌برد؛ هم‌ علم‌ به‌ انسان‌ نيرو مي‌دهد و هم‌ ايمان، اما علم‌ نيروي‌ منفصل‌ مي‌دهد و ايمان‌ نيروي‌ متصل، علم‌ زيبايي‌ است‌ و ايمان‌ هم‌ زيبايي‌ است؛ علم‌ زيبايي‌ عقل‌ است‌ و ايمان‌ زيبايي‌ روح؛ علم‌ زيبايي‌ انديشه‌ است‌ و ايمان‌ زيبايي‌ احساس؛ هم‌ علم‌ به‌ انسان‌ امنيت‌ مي‌بخشد و هم‌ ايمان: علم‌ امنيت‌ بروني‌ مي‌دهد و ايمان‌ امنيت‌ دروني؛ علم‌ در مقابل‌ هجوم‌ بيماري‌ها، سيل‌ها، زلزله‌ها، طوفان‌ها ايمني‌ مي‌دهد، و ايمان‌ در مقابل‌ اضطراب‌ها، تنهايي‌ها، احساس‌ بي‌پناهي‌ها، پوچ‌ انگاري‌ها؛ علم‌ جهان‌ را با انسان‌ سازگار مي‌كند و ايمان‌ انسان‌ را با خودش... .
امروز غالباً‌ دريافته‌اند كه‌ سيانتيسم‌ (علم‌گرايي‌ محض) و تربيت‌ علمي‌ خالص، از ساختن‌ انسان‌ تمام‌ ناتوان‌ است. تربيت‌ علمي‌ خالص، نيمه‌ انسان‌ مي‌سازد نه‌ انسان‌ تمام. محصول‌ اين‌ تربيت، مادة‌ خام‌ انسان‌ است، نه‌ انسان‌ ساخته‌ شده. انسان‌ توانا و قدرتمند مي‌سازد، نه‌ انسان‌ بافضيلت. انسان‌ تك‌ساحتي‌ مي‌سازد، نه‌ انسان‌ چند ساحتي. اكنون‌ همه‌ دريافته‌اند كه‌ عصر علم‌ محض‌ به‌ پايان‌ رسيده‌ است‌ و يك‌ خلأ‌ آرماني‌ جامعه‌ را تهديد مي‌كند. بعضي‌ مي‌خواهند اين‌ خلأ‌ را با فلسفة‌ محض‌ پر كنند. برخي‌ دست‌ به‌ دامن‌ ادبيات‌ و هنر و علوم‌ انساني‌ شده‌اند. در كشور ما نيز كم‌ و بيش‌ پيشنهاد فرهنگ‌ انسان‌گرا و مخصوصاً‌ ادبيات‌ عرفاني‌ از قبيل‌ ادبيات‌ مولوي‌ و سعدي‌ و حافظ‌ براي‌ پر كردن‌ اين‌ خلأ معنوي‌ و آرماني‌ مطرح‌ است؛ غافل‌ از اين‌كه‌ اين‌ ادبيات‌ روح‌ و جاذبة‌ خود را از مذهب‌ گرفته‌ است. روح‌ انسان‌گرايي‌ اين‌ ادبيات‌ همان‌ روح‌ مذهبي‌ اسلامي‌ است‌ و گرنه‌ چرا برخي‌ ادبيات‌ نوين‌ امروزي‌ با همة‌ تظاهر به‌ انسان‌گرايي‌ اين‌ همه‌ سرد و بي‌روح‌ و بي‌جاذبه‌ است؟ محتواي‌ انساني‌ ادبيات‌ عرفاني‌ ما ناشي‌ از نوعي‌ تفكر دربارة‌ جهان‌ و انسان‌ است‌ كه‌ همان‌ تفكر اسلامي‌ است. اگر روح‌ اسلامي‌ را از اين‌ شاهكارهاي‌ ادبي‌ بگيريم‌ تفاله‌اي‌ و اندام‌ مرده‌اي‌ بيش‌ باقي‌ نمي‌ماند... . از آن‌چه‌ گفته‌ شد اين‌ مطلب‌ بديهي‌ به‌ دست‌ آمد كه‌ نه‌ علم‌ مي‌تواند جانشين‌ ايمان‌ شود كه‌ علاوه‌ بر روشنايي‌ و توانايي، عشق‌ و اميد ببخشد، سطح‌ خواسته‌هاي‌ ما را ارتقا دهد و علاوه‌ بر اين‌كه‌ ما را در رسيدن‌ به‌ مقاصد و هدف‌ها و در پيمودن‌ راه‌ به‌ سوي‌ آن‌ مقاصد و اهداف‌ مدد مي‌دهد، مقاصد و آرمان‌ها و خواسته‌هايي‌ از ما را كه‌ به‌ حكم‌ طبيعت‌ و غريزه‌ بر محور فرديت‌ و خودخواهي‌ است‌ از ما بگيرد و در عوض، مقاصد و آرمان‌هايي‌ به‌ ما بدهد بر محور عشق‌ و علاقه‌هاي‌ معنوي‌ و روحاني، و علاوه‌ بر اين‌كه‌ ابزاري‌ است‌ در دست‌ ما جوهر و ماهيت‌ ما را دگرگون‌ سازد، و نه‌ ايمان‌ مي‌تواند جانشين‌ علم‌ شود، طبيعت‌ را به‌ ما بشناساند، قوانين‌ آن‌ را بر ما مكشوف‌ سازد و خود ما را به‌ ما بشناساند.
تجربه‌هاي‌ تاريخي‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ جدايي‌ علم‌ و ايمان‌ خسارت‌هاي‌ غيرقابل‌ جبران‌ به‌ بار آورده‌ است. ايمان‌ را در پرتو علم‌ بايد شناخت. ايمان‌ در روشنايي‌ علم‌ از خرافات‌ دور مي‌ماند. با دور افتادن‌ علم‌ از ايمان، ايمان‌ به‌ جمود و تعصب‌ كور و با شدت‌ به‌ دور خود چرخيدن‌ و راه‌ به‌ جايي‌ نبردن‌ تبديل‌ مي‌شود. آن‌جاكه‌ علم‌ و معرفت‌ نيست، ايمان‌ مؤ‌منان‌ نادان‌ وسيله‌اي‌ مي‌شود در دست‌ منافقان‌ زيرك، كه‌ نمونه‌اش‌ را در خوارج‌ صدر اسلام‌ و در دوره‌هاي‌ بعد به‌ اشكال‌ مختلف‌ ديده‌ و مي‌بينيم. علم‌ بدون‌ ايمان نيز «تيغي‌ است‌ در كف‌ زنگي‌ مست»، «چراغي‌ است‌ در نيمة‌ شب‌ در دست‌ دزد، براي‌ گزيده‌تر بردن‌ كالا». اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ عالم‌ بي‌ايمان‌ امروز، با انسان‌ جاهل‌ بي‌ايمان‌ ديروز، از نظر طبيعت‌ و ماهيت‌ رفتارها و كردارها كوچك‌ترين‌ تفاوتي‌ ندارد، چه‌ تفاوتي‌ هست‌ ميان‌ چرچيل‌ها و جانسون‌ها و نيكسون‌ها و استالين‌هاي‌ امروز با فرعون‌ها و چنگيزها و آتيلاهاي‌ ديروز؟‌
ممكن‌ است‌ گفته‌ شود: مگر نه‌ اين‌ است‌ كه‌ علم، هم‌ روشنايي‌ است‌ و هم‌ توانايي؟ روشنايي‌ و توانايي‌ علم‌ اختصاص‌ به‌ جهان‌ بيرون‌ ندارد، جهان‌ درون‌ را نيز توانا مي‌سازد. پس‌ علم، هم‌ مي‌تواند جهان‌ را بسازد و هم‌ انسان‌ را، پس‌ هم‌ كار خودش‌ را انجام‌ مي‌دهد (جهان‌ سازي) و هم‌ كار ايمان‌ را (انسان‌ سازي).
پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌ قدرت‌ و توانايي‌ علم، از نوع‌ قدرت‌ و توانايي‌ ابزار است؛ يعني‌ بستگي‌ دارد به‌ اراده‌ و فرمان‌ انسان. انسان‌ در هر ناحيه‌ بخواهد كاري‌ انجام‌ دهد با ابزار علم‌ بهتر مي‌تواند انجام‌ دهد. اين‌ است‌ كه‌ مي‌گوييم‌ علم‌ بهترين‌ مددكار انسان‌ است، براي‌ وصول‌ به‌ مقاصد و پيمودن‌ راه‌هايي‌ كه‌ انسان‌ براي‌ طي‌ كردن‌ انتخاب‌ كرده‌ است. اما انسان‌ پيش‌ از آن‌كه‌ ابزار را به‌ كار اندازد، مقصد را در نظر گرفته‌ است. ابزارها همواره‌ در طريق‌ مقصدها استخدام‌ مي‌شوند. مقصدها از كجا پيدا شده‌ است؟ انسان‌ به‌ حكم‌ اين‌كه‌ از روي‌ طبع‌ حيوان‌ است‌ و به‌ صورت‌ اكتسابي‌ انسان؛ يعني‌ استعدادهاي‌ انساني‌ تدريجاً‌ در پرتو ايمان‌ بايد پرورش‌ يابد، به‌ طبع‌ خود به‌ سوي‌ مقاصد طبيعي‌ حيواني‌ فردي‌ مادي‌ خودخواهانة‌ خود حركت‌ مي‌كند و ابزارها را در همين‌ طريق‌ مورد بهره‌برداري‌ قرار مي‌دهد. از اين‌ رو، نيازمند نيرويي‌ است‌ كه‌ بتواند در ضميرش‌ انقلابي‌ ايجاد كند و به‌ او جهت‌ تازه‌ بدهد. اين‌ كاري‌ است‌ كه‌ از علم‌ و كشف‌ قوانين‌ حاكم‌ بر طبيعت‌ و بر انسان، ساخته‌ نيست. اين‌ گونه‌ تأثير، مولود تقدس‌ يافتن‌ و گرانبها شدن‌ برخي‌ ارزش‌ها در روح‌ آدمي‌ است‌ و آن‌ خود مولود يك‌ سلسله‌ گرايش‌هاي‌ متعالي‌ در انسان‌ است‌ كه‌ آن‌ گرايش‌ها به‌نوبة‌ خود ناشي‌ از برداشتي‌ خاص‌ و طرز تفكري‌ خاص‌ دربارة‌ جهان‌ و انسان‌ است‌ كه‌ نه‌ در لابراتوارها مي‌توان‌ به‌ آن‌ دست‌ يافت‌ و نه‌ از محتواي‌ قياس‌ها و استدلال‌ها.
جورج‌ سارتن‌ دانشمند معروف‌ و نويسندة‌ كتاب‌ تاريخ‌ علم‌ در كتاب‌ شش‌ بال9نارسايي‌ و ناتواني‌ علم‌ را در انساني‌ ساختن‌ روابط‌ بشر و نياز فوري‌ انسان‌ را به‌ نيروي‌ ايمان‌ چنين‌ بيان‌ مي‌كند:
علم‌ در بعضي‌ زمينه‌ها ترقيات‌ عظيم‌ و شگفت‌ كرده‌ است، ولي‌ در زمينه‌هاي‌ ديگر مثلاً‌ سياست‌ ملي‌ يا بين‌المللي‌ كه‌ مربوط‌ است‌ به‌ روابط‌ افراد انسان‌ با يكديگر، هنوز خود را ريشخند مي‌كنيم». وي‌ سپس‌ بر نياز انسان‌ به‌ مثلث‌ «هنر، دين‌ و علم» تأكيد كرده‌ است.10
ويل‌ دورانت‌ نيز خلأ‌يي‌ را كه‌ جامعة‌ امروزي‌ در زمينة‌ مسائل‌ انساني‌ و تربيتي‌ دارد و اين‌ كه‌ منشأ اين‌ خلأ‌ گرايش‌ به‌ سيانتيسم‌ است، گوشزد كرده‌ و گفته‌ است:
ضرر و خسراني‌ كه‌ متوجة‌ مدارس‌ و دانشگاه‌هاي‌ ما است، بيش‌تر از مفهوم‌ تربيتي‌ اسپنسر11 سرچشمه‌ مي‌گيرد كه‌ تربيت‌ را سازگار كردن‌ انسان‌ با محيط‌ خود تعريف‌ كرده‌ است. اين‌ تعريف، مرده‌ و مكانيكي‌ است‌ و از فلسفة‌ «برتري‌ مكانيك» برخاسته‌ است، و هر ذهن‌ و روح‌ خلاق‌ از آن‌ متنفر است... . تربيتي‌ كه‌ فقط‌ علمي‌ باشد، محصولش‌ جز ابزار چيزي‌ نيست، شخص‌ را از زيبايي‌ بيگانه‌ مي‌سازد و او را از حكمت‌ جدا مي‌كند. براي‌ دنيا بهتر آن‌ بود كه‌ اسپنسر كتابي‌ نمي‌نوشت....
معناي‌ تربيت‌ اين‌ نيست‌ كه‌ در اقتصاد و معدن‌شناسي‌ و گياه‌شناسي‌ و روزنامه‌نگاري‌ و شناخت‌شناسي‌ متخصص‌ مجاز بيرون‌ دهيم، بلكه‌ آن‌ است‌ كه‌ با فرو رفتن‌ در ميراث‌ اخلاقي‌ و عقلاني‌ و هنري‌ انساني‌ بتوانيم‌ بر خود همان‌گونه‌ مسلط‌ باشيم‌ كه‌ بر دنياي‌ خارج‌ هستيم، و براي‌ پيوند عقلي‌ و جسمي‌ خود بهترين‌ راه‌ را برگزينيم‌ و بدانيم‌ كه‌ چگونه‌ بايد ادب‌ را با فرهنگ‌ و حكمت‌ را با علم‌ و اغماض‌ را با فهم‌ بياميزيم. كي‌ خواهد شد كه‌ دانشگاه‌هاي‌ ما چنين‌ مرداني‌ بپرورانند.12

ريشه‌هاي‌ اشتباه‌

ريشه‌هاي‌ تفكر سكولاريستي‌ غربي‌ را بايد در جنبه‌هاي‌ ديگر فرهنگ‌ و تمدن‌ غربي‌ جست‌ و جو كرد؛ كه‌ از آن‌ جمله‌ سه‌ عامل‌ زير را مي‌توان‌ نام‌ برد:

1. گرايش‌ به‌ اصالت‌ حس‌

يعني: گرايش‌ به‌ اصالت‌ حس‌ در معرفت‌شناسي‌ واين‌ كه‌ راه‌ شناخت‌ حقايق‌ جز تجربة‌ حس‌ نيست. بديهي‌ است‌ برپاية‌ اين‌ روش‌ شناخت، حقايق‌ متافيزيكي‌ و ديني‌ قابل‌ اثبات‌ نيست، و در نتيجه‌ يا بايد موضع‌ شك‌ را برگزيد - مانند هيوم‌ - و يا به‌ انكار و نفي‌ گراييد - مانند فلاسفة‌ مادي‌گري‌ - و يا به‌ تفسير علمي‌ مفاهيم‌ ديني‌ پرداخت‌ و در عين‌ اعتقاد به‌ حقايق‌ ديني‌ آن‌ها را انكار كرد؛ چنان‌ كه‌ برخي‌ از عالمان‌ ديني‌ در جهان‌ مسيحيت‌ و دنياي‌ اسلام‌ چنين‌ كرده‌اند. نمونة‌ بارز آن‌ در آثار سيد احمدخان‌ هندي‌ از دانشمندان‌ اسلامي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد. از آن‌ جا كه‌ اين‌ نظرية‌ نادرست‌ است، نتيجه‌اي‌ كه‌ از آن‌ گرفته‌ مي‌شود، نيز نا استوار خواهد بود.

2. انسان‌شناسي‌ مادي‌

نگرش‌ سكولاريستي، در حقيقت‌ از نوعي‌ انسان‌شناسي‌ مادي‌گرا سرچشمه‌ گرفته‌ است؛ يعني‌ انسان‌ و نيازهاي‌ فطري‌ او، و نيز اسرار خلقت‌ او در بُعد مادي‌ و فيزيكي‌ وجود او خلاصه‌ شده، و هستي‌ او از جنبة‌ مادي‌ و طبيعي‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. گويا انسان‌ چيزي‌ جز يك‌ موجود طبيعي‌ كه‌ از اجتماع‌ برخوردار است، و به‌ وضع‌ يك‌ سلسله‌ قوانين‌ متناسب‌ با حيات‌ طبيعي‌ خود نياز دارد، چيز ديگري‌ نيست. بنابراين‌ علم‌ تجربي‌ كه‌ در طبيعت‌شناسي‌ به‌ شكوفايي‌ رسيده‌ است، در انسان‌شناسي‌ و كشف‌ يا وضع‌ قوانين‌ لازم‌ براي‌ زندگي‌ و تأمين‌ سعادت‌ او نيز توانا و خودبسنده‌ است.
هر گاه‌ اثبات‌ شود كه‌ انسان‌ تنها يك‌ موجود طبيعي‌ نيست، و آرمان‌ خلقت‌ او نيز در برخورداري‌هاي‌ دنيوي‌ و مادي‌ خلاصه‌ نمي‌شود، بلكه‌ موجودي‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر حيات‌ دنيوي‌ و گذرا، حيات‌ اخروي‌ و ابدي‌ دارد، و سعادت‌ او نيز در گرو دست‌يابي‌ به‌ سعادت‌ برين‌ و ابدي‌ است، روشن‌ مي‌شود كه‌ در عرصة‌ حقوق‌ و اخلاق‌ به‌ قوانين‌ فراطبيعي‌ نياز دارد كه‌ دين‌ و وحي‌ الاهي‌ بيان‌گر آن‌ است، هر چند عقل‌ و دانش‌ بشر در شناخت‌ ابزار و شرايط‌ و فراهم‌ ساختن‌ زمينه‌هاي‌ تحقق‌ يافتن‌ قوانين‌الاهي‌ نقش‌ مؤ‌ثر دارد، و در نتيجه‌ دين‌ و علم‌ هر دو در ادارة‌ زندگي‌ بشر سهيم‌ خواهند بود، هر يك‌ سهم‌ ويژة‌ خود را ايفا مي‌كند، و تعارض‌ در كار نيست، تا براي‌ حل‌ آن‌ به‌ سكولاريزه‌ كردن‌ دين‌ دست‌ يازيم.

3. نارسايي‌ دستگاه‌ ديني‌ مسيحيت‌

از آن‌جا كه‌ آيين‌ مسيحيت‌ در مورد مسائل‌ اجتماعي‌ و حقوقي‌ و سياست، قوانين‌ انبوه‌ و روشني‌ ندارد، در حقيقت‌ آن‌چه‌ در دوران‌ حاكميت‌ كليسا مورد استناد بود، قوانين‌ بشري‌ و برخاسته‌ از علوم‌ قديم‌ بود، كه‌ علم‌ جديد يا نارسايي‌ آن‌ها را اثبات‌ كرده‌ بود و يا در اعتبار و وثاقت‌ آن‌ها شك‌ داشت. در حقيقت‌ سكولاريسم، به‌ معناي‌ حذف‌ يا راندن‌ دين‌ از صحنة‌ اجتماع‌ و عرصة‌ قانون‌گذاري‌ و سياست‌ نبود، بلكه‌ طرد سياست‌ها و قوانيني‌ بود كه‌ توسط‌ روحانيان‌ مسيحي‌ ديني‌ وانمود شده‌ بود؛ ولي‌ كساني‌ به‌ سهو يا عمد، اين‌ پديده‌ را به‌ نام‌ معارضه‌ با دين‌ يا سكولاريزه‌ كردن‌ دين‌ معرفي‌ كردند. سكولاريسم‌ به‌ اين‌ معنا در حقيقت‌ مسيحيت‌زدايي‌ است، نه‌ دين‌ستيزي.
در اين‌جا نقل‌ كلامي‌ از يكي‌ از استادان‌ الاهيات‌ مؤ‌سسة‌ الاهي‌ - مذهبي‌ دربارة‌ اين‌كه‌ عقل‌گرايي‌ به‌ قيمت‌ طرد دين، پديده‌اي‌ است‌ غربي‌ كه‌ عامل‌ عمدة‌ آن‌ ضعف‌ آيين‌ مسيحيت‌ در پاسخ‌گويي‌ به‌ نيازهاي‌ حقوقي‌ بشر بوده‌ است، سودمند است. وي‌ مي‌گويد:
هنگامي‌ كه‌ دورة‌ «پست‌مدرن»(Postmodern) مطرح‌ مي‌شود، بايد ديد شرايط‌ پيدايش‌ دورة‌ «مدرن»(Modern) چه‌ بوده‌ است. در اين‌ رابطه‌ مي‌خواهم‌ به‌ رشتة‌ سابقم، يعني‌ حقوق‌ اشاره‌اي‌ كنم، و اين‌ مسأله‌ را بررسي‌ كنم‌ كه‌ چه‌ شد كه‌ در مسير تطور علم‌ حقوق، عنصر عقل‌ ناگهان‌ آن‌چنان‌ اهميت‌ پيدا كرد. توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ رشتة‌ حقوق‌ مبتني‌ بر احكام‌ عقل‌ يك‌ پديدة‌ خاص‌ عصر جديد است. يكي‌ از علل‌ پيدايش‌ آن‌ در دنياي‌ غرب‌ عدم‌ توانايي‌ كليسا و پاپ‌ در حل‌ بحران‌ مذهبي‌ بود كه‌ متأسفانه‌ به‌ وجود آمده‌ بود. شرايط‌ اجتماعي‌ از دست‌ كليسا و پاپ‌ خارج‌ شده‌ و آن‌ها ديگر قادر به‌ تأمين‌ صلح‌ و امنيت‌ در جامعه‌ نبودند؛ به‌ عبارت‌ ديگر قادر به‌ تأسيس‌ عدالت‌ مورد نياز نظام‌ اجتماعي‌ نبودند. در چنين‌ شرايطي‌ بود كه‌ مردم‌ به‌ اين‌ فكر افتادند كه‌ از راه‌ و روش‌ عقلي‌ مدد بگيرند و با توسل‌ به‌ احكام‌ عقل‌ مبناي‌ مشتركي‌ بيابند و اين‌ آغاز حقوق‌ بر مبناي‌ احكام‌ عقل‌ بود كه‌ جاي‌ مباني‌ مذهبي‌ حقوق‌ را گرفت.13

پی نوشتها :

Scientism -1
Reductionism .2
Physicalism.3
4. ر.ك. دين‌ پژوهي، ج‌ 1، ويراستة‌ ميرچا الياده، ترجمة‌ بهأالدين‌ خرمشاهي، صص‌ 412-414 (مقالة‌ علم‌ و دين).
Positivism.5
6. ر. ك. پل‌ فولكيه: فلسفة‌ عمومي‌ يا مابعدالطبيعه، ترجمة‌ دكتر يحيي‌ مهدوي، ص‌ 157 - 156.
7 ميرچاالياده: فرهنگ‌ و دين، برگزيدة‌ مقالات‌ دائرة‌المعارف‌ دين، هيأت‌ مترجمان، زيرنظر بهأالدين‌ خرمشاهي، ص‌ 140-141.
8 كيان، ش‌ 26، عبدالكريم‌ سروش: مقالة‌ «مبنا و معناي‌ سكولاريسم»، ص‌ 8.
9 جورج‌ سارتن: شش‌ بال، ص‌ 305.
10 مرتضي‌ مطهري: انسان‌ و ايمان، صص‌ 31 - 20.
11 فيلسوف‌ علم‌گراي‌ انگليسي‌ در قرن‌ نوزدهم‌ ميلادي.
12 ويل‌ دورانت: لذات‌ فلسفه، ترجمة‌ عباس‌ زرياب‌ خويي، ص‌ 194 - 193 و ص‌ 207 - 206.
13 قبسات، ش‌ 1، صص‌ 23 - 21، گفت‌وگو با دكتر پشكه، استاد الاهيات‌ مؤ‌سسة‌ الاهي‌ - مذهبي‌ سنت‌ گابريل‌ و متخصص‌ در اخلاق‌ الاهي.
Humanism.14

نويسنده: علی ربانی گلپایگانی
كتاب: ریشه ها و نشونه های سکولاریسم

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما