مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
راهپیمایی 22 بهمن امسال عظیم‌ترین و پرشکوهترین راهپیمایی پس از انقلاب بود
دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه مجلس آینده قطعاً مهمترین مجلس پس از انقلاب خواهد بود،...
پرسپولیس متخلف شناخته شد
حسین محمد پورزرندی با اشاره به اینکه باشگاه پرسپولیس قرارداد میلیاردی خود را به صورت یک‌طرفه و البته...
روش عجیب تراکتورسازی در جذب بازیکن!
و منتظر آمدن دفترچه اش و مشخص شدن وضعیت خدمتش است تا پس از آن کارهایش را برای پیوستن به تراکتورسازی انجام...
چرا لاریجانی در راهپیمایی قم حضور نیافت؟
این منبع در بیان علت حضور لاریجانی در مشهد گفته كه این شهر مقدس در كشورمان بعد از قم، میزبان مهمترین...
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 234    جمعه 23 اسفند 1387 

ساختى گروى


ساختى گروى

مدل معرفت شناختى ديگرى كه در معرفت دينى در عصر حاضر طرفدارانى دارد، ساختى گروى(1) است. بسيارى گمان برده اند كه ساختى گروى، نوعى رئاليسم پيچيده است؛ لذا در دام مغالطاتى افتاده اند. علت اين امر، پى نبردن به تمايز دقيق ديدگاه هاى رئاليستى از ديدگاه هاى آنتى رئاليستى و ويژگى هاى اصلى آنهاست. امروزه وقتى در سخنان بسيارى از كسانى كه ادعاى نوعى رئاليسم دارند بيشتر تأمل مى كنيم، در مى يابيم كه به جاى رئاليسم، ساختى گروى را پذيرفته اند و ساختى گروى ديدگاهى آنتى رئاليستى است.
در ابتدا توضيح اين نكته لازم است كه معرفت، همواره معرفت به چيزى است؛ يعنى معرفت همواره متعلّقى دارد و به چيزى تعلق مى گيرد. سخن فلاسفه اسلام در باب علم حصولى مى تواند در تحليل نكته مذكور راهگشا باشد. وقتى مى گوييم مثلاً به اين كتاب معرفت داريم، صورتى از آن كتاب در ذهن ما هست و ما به واسطه آن صورت، به كتاب مذكور علم داريم. حقيقتاً ما به آن صورت، علم داريم و به واسطه آن، به شى ء خارجى، يعنى به كتاب علم داريم. بنابراين، معرفت دو نوع متعلق دارد:
الف. متعلق بيرونى (معلوم بالعرض): ما به شيئى بيرون از خود معرفت داريم كه در مثال مذكور همان كتاب خارجى است.
ب. متعلق درونى (معلوم بالذات): ما به چيزهايى درونى مانند صور ذهنى معرفت داريم كه به واسطه آنها، علم ما به اشياء بيرونى امكان پذير مى شود.
ما به كمك تئورى ها و مدل هاى علمى، جهان خارج را مى فهميم. تئورى ها و مدل هايى كه در علم به كار مى گيريم، متعلق معرفت ما مى باشند، همان طوركه جهان خارج متعلق معرفت ماست؛ ولى جهان خارج متعلق بيرونى (معلوم بالعرض) و تئورى ها و مدل هاى علمى، متعلق درونى (معلوم بالذات)، هستند و تنها راه ما به جهان خارج، همين تئورى ها و مدل ها مى باشند.
برخى از معرفت شناسان، مانند: رُى باسكار(2)به جاى تعبير متعلق درونى (معلوم بالذات) و متعلق بيرونى (معلوم بالعرض) از تعبير متعلق لازم و متعدى سخن گفته اند. متعلق لازم معرفت،(3)به چيزهايى گفته مى شود كه به فعاليت بشرى بستگى ندارد و معرفت به آنها تعلق مى گيرد؛ مثل نيروى جاذبه مريخ، فرايند الكتروليز و... حتى اگر هيچ كس به اين امور معرفت نمى داشت، باز آنها موجود بودند. متعلق متعدى معرفت(4)علت مادى معرفت به معناى ارسطويى است و امورى است از قبيل تئورى ها، پارادايم ها، روش ها و حقايق اثبات شده در علم. اين نوع متعلق به فعاليت و ابداع بشر بستگى دارد.(5)
ساختى گروى، ميان ديدگاه هاى آنتى رئاليستى اهميت ويژه اى دارد كه در برابر رئاليسم مطرح شده است. صور مختلفى از اين ديدگاه، امروزه طرفدارانى دارد و همين موجب مى گردد كه بدان توجه خاصى بكنيم. ساختى گروى را به طور كلى مى توانيم به ديدگاهى تعريف كنيم كه قايل است آدميان خود، متعلق معرفت را مى سازند. ساختى گروى بر آن است كه آدمى در امر خطير معرفت، همواره چيزى را مى سازد و آن چيز متعلق معرفت است. اما آدمى كدام متعلق معرفت را مى سازد، بيرونى يا درونى؟ با توجه به دو گونه متعلق معرفت، مى توانيم دو صورت متفاوت ساختى گروى داشته باشيم:
1. يك صورت رايج از ساختى گروى مدّعى است كه معرفت علمى را دانشمندان مى سازند، نه اين كه اين معرفت از جهان خارج گرفته شده باشد. در واقع، مقصود آنها اين است كه امورى از قبيل تئورى ها مدل ها، پارادايم ها و... معرفت علمى را تشكيل مى دهند، ساخته و پرداخته دانشمندان است نه برگرفته از جهان خارج. به عبارت ديگر، متعلق درونى معرفت؛ يا آنچه كه ميان ذهن دانشمند و جهان خارج واسطه قرار مى گيرد، مصنوع و دست ساخت خود دانشمند است.
بر طبق اين تقرير، ساختى گروى، معرفت را واقع نما و توصيفى نمى داند و معرفت را جهان خارج به بار نياورده تا آن را نشان دهد؛ بلكه صرفاً ساخته دانشمند است. به عبارت ديگر، اين ديدگاه در معرفت به واقع، چون و چرا مى كند و بر اين نكته تأكيد دارد كه آنچه معرفت مى ناميم، در حقيقت توصيف عالم واقع نيست؛ بلكه صرفاً محصول فعاليت بشر است. آنتى رئاليست بودن اين ديدگاه هم با اين بيان روشن مى شود. رئاليسم بايد معرفت را توصيف واقع بداند و معتقد باشد كه لااقل در پاره اى از وجوه، به واقع معرفت داريم. امّا آنتى رئاليسم توصيفى بودن معرفت را از بيخ طرد مى كند.
2. صورت ديگرى از ساختى گروى مدعى است كه عالم متعلق بيرونى معرفت را مى سازد؛ به عبارت ديگر، متعلق بيرونى معرفت، از معرفت مستقل نيست و معرفت در تكوين آن تاثير دارد. البته اين صورت تنها در زمينه هاى خاصى طرفدار دارد؛ ولى صورتى از ساختى گروى و آنتى رئاليسم است. صورت قبلى توصيفى بودن و كاشفيت معرفت را طرد مى كند؛ ولى اين صورت، اصل استقلال واقع از معرفت را ردّ مى كند. اين صورت اخير در هرمنوتيك معاصر رايج شده است. ما وقتى متنى را مى فهميم، در حقيقت معناى آن را مى فهميم. بر اساس ديدگاه متقدم در هرمنوتيك، مفسّر سعى مى كند پيش داورى و پيش فهم هايش را كنار بگذارد و به فهمى از معناى متن برسد. كار مفسّر در حقيقت كشف آن معناست. اين ديدگاه رئاليسم خام يا عينى گروى(6)نام گرفته است. در مقابل، ديدگاههايى در قرن بيستم در اين باب به منصّه ظهور رسيدند كه بر طبق آنها، هر فهمى، از پيش دانسته ها، پيش داورى ها، پيش فهم ها و انتظارات متأثر است. اين ديدگاه ها معناى متن را نامتعيّن در نظر مى گيرند و آن پيش فهم ها و انتظارات را سبب ساز تعيّن آن معناى نا متعيّن مى دانند. اين ديدگاه ها، ديدگاه هاى ساختى گرا(7)نام گرفتند.
هرمنوتيك فلسفى گادامر، ديدگاهى ساختى گرا و نه رئاليستى است كه امروزه طرفداران بسيارى دارد. اين گرايش بر نقش پيش فهم ها، پيش داورى ها و انتظارات مفسّر در فهم متن تأكيد دارد و اساساً فهم را بدون پيش فهم ها، امكان پذير نمى داند. گادامر، معناى متن را نامتعيّن در نظر مى گيرد و تعيين آن را محصول همين پيش فهم ها و انتظارات مفسّر مى داند. ساختى گروى در اين زمينه، بدين معناست كه خواننده معناى متن را مى سازد، نه اين كه آن را كشف مى كند. خواننده معناى قبلى ـ يعنى معنايى كه نويسنده متن در ذهن داشت ـ را بازسازى نمى كند. قرائت متن در حقيقت، عمل بازسازى معناى مرده نيست؛ بلكه ساختن معناى جديدى بر اساس پيش داورى ها و پيش فهم ها و انتظارات خواننده است. به عبارت ديگر، معنايى كاملاً متعين و مستقل از خواننده در كار نيست تا خواننده آن را كشف كند. معنا نامتعيّن است و تعيين اش را از پيش داورى ها، پيش فهم ها و انتظارات خواننده مى ستاند.
امروز ساختى گروى گادامرى، مبناى كار بسيارى از نو انديشان در جهان اسلام قرار گرفته است. آنها با الگو قرار دادن اين گرايش، ادعا كرده اند كه فهم هر كسى از نصوص دينى، متناسب و متأثر از پيش داورى ها و پيش فهم هاى اوست.
اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه ساختى گروى، قدرت تخريبى دارد، تا بازسازى. بر اساس ساختى گروى نمى توان در معرفت دينى، اصلاح به وجود آورد و يا آن را بر اساس عقلانيتى متين استوار ساخت.
هر دو نوع ساختى گروى در ذيل آنتى رئاليسم مى گنجد؛ با اين تفاوت كه صورت اوّل را مى توان آنتى رئاليسم معرفت شناختى خواند؛ چرا كه كاشفيت و توصيفى بودن معرفت را نفى مى كند و آن را ساخته آدمى مى داند. امّا صورت نخست را مى توان آنتى رئاليسم هستى شناختى دانست؛ چه استقلال واقع را از معرفت انكار مى كند و متعاقباً معرفت را توصيف و كاشف آن واقع نمى داند. صورت اول معمولا ساختى گروى اجتماعى(8)هم خوانده شده است.
خاستگاه ساخت گروى اجتماعى، جامعه شناسى علم است. جامعه شناسان علم، تئورى هاى علمى را محصول كار دانشمند، و نه بازتاب جهان خارج، مى دانند. آنها به سرگذشت تئورى هاى علمى و بررسى تاريخى آنها بسيار اهميت مى دهند. ساختى گرايان نقش روش ها را در توليد تئورى ها انكار مى كنند.
ساختى گروى در زمينه تئورى هاى علمى در قرن حاضر با انتشار كتاب ساختار انقلاب هاى علمى(9)(1962) به قلم توماس كوهن(10)وارد دوره جديدى شد. اين كتاب يكى از تاثيرگذارترين آثار در زمينه فلسفه علم و مباحث كلام جديد بوده است و مدل جديدى را بر معرفت علمى و نيز معرفت دينى پيش كشيده است. تأثير اين اثر را در زمينه هايى از قبيل الهيات و فلسفه دين، بايد با تأثير اثر مشهورگادامر در هرمنوتيك فلسفى ـ حقيقت و روش ـ در اين زمينه ها مقايسه كرد. كوهن بيش از همه بر سرشت اجتماعى و تاريخى معرفت علمى تاكيد دارد. معرفت علمى را نبايد چنين در نظر گرفت كه تدريجاً به صورت تراكمى رشد مى كند و عناصر جديدى به معرفت علمى افزوده مى شود، بلكه بر عكس، رشد علم را بايد به صورت تغيير و تحولات ناگهانى و به صورت انقلاب در نظر گرفت. تغيير و تحولات علم به صورت انقلاب هاى علمى رخ مى دهد. براى فهم نظر كوهن در باب انقلاب هاى علمى، توجه به واژه كليدى مورد تأكيد او، يعنى واژه پارادايم،(11)ضرورى است.
پارادايم، در حقيقت مدلى براى حل مسئله است كه دانشمند به كمك آن به جهان مى نگرد. پارادايم را مى توان چارچوب مرجع يا سنتى دانست كه پژوهش علمى بر آن مبتنى شده است. پارادايم در «ساختار انقلاب هاى علمى» معنايى بسيار وسيع دارد و مجموعه تعهدات و مقدمات متافيزيكى پژوهشگر را در بر مى گيرد. يكى از مشكلاتى كه در طرح نظر كوهن وجود دارد، تعاريف مختلفى است كه او از واژه «پارادايم» ارائه مى دهد و همين امر جا را براى برخى از انتقادات باز كرده است. او گاهى در تعريف آن مى گويد:
مقصودم [از پارادايم ها] دستاوردهاى علمى مورد قبول عموم است كه در دوره اى از زمان، مسايل الگو و راه حل هاى آنها را براى اجتماعى از دانشمندان فراهم مى آورد.(12)
اما بعداً در پى نوشتى كه در 1969 بر اين كتاب نوشته است اعلام مى دارد كه اصطلاح پارادايم را به دو معناى متفاوت به كار گرفته است:
الف. از لحاظ جامعه شناختى، به معناى نماينده مجموعه باورها، ارزش ها، روش هاى فنى و چيزهاى ديگرى از اين قبيل كه اعضاى يك جامعه علمى در آنها شريكند.
ب. به عنوان جزئى از اين مجموعه، يعنى حل معماهاى شناخته شده اى كه به عنوان سرمشق و شالوده اى براى حل معماهاى باقيمانده علم به كار مى رود.(13)
از مجموع سخنان كوهن چنين بر مى آيد كه پارادايم از عناصر و مؤلفه هاى زير تشكيل شده است:
1. تعميمات نمادين مشترك: مراد از اين عناصر، فرض هاى تئوريك مشترك پايه است كه بدون چون و چرا پذيرفته شده اند؛ مثلاً، ستاره شناسان در پذيرفتن معادلات نظريه عام نسبيت، وفاق دارند و آنها را به صورت فرض هاى تئوريك پايه اى، اساس كار خود قرار مى دهند.
2. مدل ها: دانشمندان مدل هايى را نيز مى پذيرند كه براى هدايت پژوهش ها بسيار مفيدند. مثلاً آنها براى تبيين پديده گرما از مدل حركت مولكولى استفاده مى كنند. اين مدل براى فهم «گرما» بسيار كمك مى كند.
3. ارزش ها: به نظر كوهن، اعضاى جامعه علمى توافق دارند كه تئورى ها در حد امكان بايد دقيق، سازگار، گسترده از لحاظ قلمرو، ساده و سودمند باشند. اين ويژگى ها در ارزيابى و گزينش تئورى ها اهميت دارند و ارزش هايى علمى مى باشند.
4. اصول متافيزيكى: جامعه علمى، برخى پيش فرض هاى آزمون ناپذير خاصى را نيز مى پذيرد كه نقش مهمى در تعيين جهت پژوهش دارند.
5. نمونه هاى بارز (سرمشق ها): (14)مقصود كوهن اين است كه در جامعه علمى، بر سر اين كه چه مواردى، مسايل عالى در زمينه كارى و راه حل آنها به حساب مى آيند توافق وجود دارد؛ يعنى جامعه علمى تنها تعدادى از مسايل خاص را مسايل مهم و راه حل هاى آنها را جالب در نظر مى گيرد. همچنين، در اين نوع جامعه، تعدادى از مسايل حل نشده اهميت دارند. معمولاً كتاب هاى درسى هر رشته اى، چنين مسايلى را بيان مى كنند.
چنان كه گفتيم، كوهن تاريخ انديشه علمى را به صورت انقلاب ها و تغييرات بنيادين مى بيند، نه به صورت افزايش تراكمى تئورى ها. به نظر او، از بررسى تاريخ علم چنين مى آيد كه هر سنت پژوهشى(15)نخست با مرحله پيش پارادايمى(16)(مرحله پيش از پيدايش پارادايم) آغاز مى شود، سپس در نقطه اى خاص، اين دوره به دوره علم نرمال (به هنجار) تبدل مى يابد. در اين دوره، پژوهش علمى كاملاً در چارچوب پارادايمى مشخص صورت مى گيرد. در چنين دوره اى، ممكن است بحران هايى پيش آيد كه به تغييرات بنيادين يا انقلابى در پاردايم مقبول يا اجزاء آن بينجامد. تنها راه حلى كه براى چنين بحرانى وجود دارد، اين است كه پارادايم ديگرى جايگزين پارادايم قبلى شود و در نتيجه، دوره جديدى از علم نرمال آغاز شود.
علم نرمال جديد ----> انقلاب علمى ------> بحران -----> (جايگزين شدن پارادايم جديد)
علم نرمال (پارادايم خاص) -------> دوره پيش پارادايمى
به نظر كوهن، وقتى تاريخ گسترش هر علمى را در نظر مى گيريم، مى بينيم ابتدا دوره اى است كه مكاتب و آراء و انديشه هاى متعارضى دركارند و مبنا و پارادايمى مشترك ندارند تا به كمك آن تبيين هاى علمى را فراهم بياورند.
هر مكتبى، فرضيه ها و تئورى هاى خاص خود را دارد و گويا دانشمندان در اين دوره اصلاً علم ندارند. اين دوره، همان دوره پيش پارادايمى است. در اين دوره، هيچ پارادايمى مسلط نشده است. انتقال از اين تشتت آراء و موقعيت پيچيده به دوره علم نرمال، تنها به كمك منطق و ابزارهاى عقلى صورت نمى گيرد؛ زيرا هر دانشمندى يا هر دسته اى از دانشمندان، مفاهيم و فرضيه ها و منطق خاصى را به كار مى گيرد. تاريخ علم نشان مى دهد كه تنها زمانى يك پارادايم در جامعه علمى حاكم مى شود كه دانشمندان از نزاع هاى فلسفى بى پايان دست مى شويند و صرفاً بر مسايل جزئى متمركز مى شوند كه ممكن است به راه حل هاى عملى براى مسايل عينى و ملموس بينجامند. بنابراين، انتخاب و گزينش يك پارادايم صرفاً فعاليتى عقلانى نيست، بلكه عوامل تاريخى، اجتماعى، روان شناختى روى هم رفته موجب مى گردند كه دانشمندان در دوره اى خاص يك پارادايم را انتخاب كنند.
ويژگى علم نرمال، تسلط پارادايمى خاص بر جامعه علمى است. پارادايم، دستگاهى تئوريكى، مفهومى و روش شناختى را فراهم مى آورد و دانشمندان به كمك آن، تئورى هايى را براى تبيين واقعيت صورت بندى مى كنند. بنابراين، پارادايم، جهان بينى خاص محققان علم را فراهم مى آورد. پارادايم از مجموعه اى از تئورى ها و مقدمات فلسفى و ارزش هاى فلسفى گروه خاصى از دانشمندان در دوره نرمال علم است كه به تحقيقات آنها جهت مى دهد. از سوى ديگر، يك پارادايم را مى توان به طور خاص منبع روش شناختى ويژه اى دانست كه آن گروه به كار مى گيرند و محدوده مسايلى را كه آن گروه با آنها در گيرند، تعيين مى كند.
علم نرمال، در حقيقت پارادايمى را به صورت دقيق در بردارد. دانشمند در اين دوره با مسائلى عينى كه بايد آنها را كشف كند مواجه نمى شود؛ بلكه او با معماهايى روبه رو است كه بايد در چارچوب آن پارادايم، آنها را حل كند. بر خلاف پوپر كه در آزمون تئورى ها به ابطال پذيرى قائل بود، كوهن به توانايى حل معماها توسط تئورى ها نظر دارد. از اين گذشته، پارادايم نه تنها به تئورى هاى خاصى شكل مى دهد، بلكه عنصر سازنده پژوهش علمى است.
هنگامى كه تعداد معماهاى زيادى در محدوده يك پارادايم قابل حل نيستند و تعداد مسايل حل نشده افزايش مى يابد، اعتماد به آن پارادايم مقبول به تزلزل مى افتد و تدريجاً حالت بحران پيش مى آيد. در نهايت، پارادايم تغيير مى يابد؛ كوهن تغيير پارادايم را انقلاب علمى مى خواند. تغيير پارادايم پيامدهايى دارد كه به طور عمده مى توان به سه پيامد آن اشاره كرد:
1. طرفداران پارادايم هاى گوناگون درباره اهداف و ملاك هاى علم، توافق نخواهند داشت و هنگامى كه پارادايم تغيير مى يابد، در ملاك ها و روش هاى دانشمند كه توسط آنها مسايل و راه حل هاى آنها را تشخيص مى دهد، تغيير و تحول رخ مى دهد.
2. با تغيير پارادايم، تئورى ها نيز تغيير مى يابند و مفاهيمى كه تئورى ها در بردارند نيز تغيير مى يابد؛ بنابراين، تغيير مفاهيم تئوريك، يكى از پيامدهاى تغيير پارادايم است. مثالى كه كوهن براى اين پيامد ارائه مى دهد، مقايسه مكانيك نيوتن با مكانيك نسبيت است. مدلول مفاهيمى از قبيل زمان، مكان و جرم، در اين دو پارادايم فرق دارد؛ مثلاً زمان در مكانيك نسبيت به همان معنايى نيست كه در مكانيك نيوتن به كار مى رود. اين امر موجب مى شود كه ارتباط كامل ميان طرفداران اين دو پارادايم، امكان پذير نباشد و ارتباط ميان آنها همواره ناقص است.(17)
3. با تغيير پارادايم، جهان بينى و جهان دانشمند نيز تغيير مى يابد. دانشمندان كه توسط پارادايم جديدى رهبرى مى شوند، آلات و افزارى جديد فراهم مى آورند و به ديدن جاهاى تازه مى پردازند و مهم تر اين كه، در دوران انقلاب ها، دانشمندان به هنگام نگريستن با افزارهاى آشنا در جاهايى كه پيش تر به آنها نگاه مى كردند، چيزهاى تازه و متفاوت با گذشته مى بينند، به تعبير كوهن، اين بدان مى ماند كه جامعه حرفه اى، ناگهان به سياره اى ديگر انتقال يافته كه در آن چيزهاى آشنا در نورهاى متفاوت ديده مى شود.(18)
ستاره شناسان پس از كوپرنيك، هنگامى كه به اشياء كهن با ابزارهاى كهن نگريستند، توانستند چيزهاى تازه اى را ببينيد. اين ما را بر آن مى دارد كه بگوييم، ستاره شناسان پس از كوپرنيكوس در جهان ديگرى زندگى مى كردند.(19)
كوهن، به تعبير برخى از فلاسفه علم، در تعبير از تغيير پارادايم ها و پيامد آن، بيش از حدّ مبالغه مى كند. اگر مقصود كوهن اين است كه با تغيير پارادايم ها درباورهاى پايه اى ما تغيير رخ مى دهد، در حقيقت اين سخن، پيامد كم اهميت اين امر است كه فرض هاى تئوريك ما تغيير يافته اند. در برخى موارد، تغيير فرض هاى تئوريك مى تواند برخى باورهاى پايه را نيز تغيير دهد. مثلاً اگر ما مكانيك كوانتوم را بپذيريم، بديهى است كه دترمينيسم يا اصل موجبيت به شكل قديمى آن، ديگر قابل دفاع نخواهد بود. پذيرفتن مكانيك كوانتوم مى تواند چنين تغييراتى را به بار آورد، ولى دامنه تأثير آن در حدّى نيست كه كوهن گمان برده است. به گمان او، اين تغيير در حدى است كه دانشمند را ساكن سياره جديدى مى سازد.

پی نوشتها :

1. Constructivism
2. Roy Bhaskar
3. intransitive object of knowledge
4. transitive object
5. Critical Realism, ed. by Margaret Archer, Roy Bhaskars..., P. 48.
6. objectivism
7. Constructivist
8. Social Constructivism
9. Kuhn, The structure of Scientific revolutions, 2ed, the university of Chicago (1970)
مشخصات ترجمه اين اثر به زبان فارسى:
تامس س. كوهن، ساختار انقلاب هاى علمى، ترجمه احمد آرام، انتشارات سروش (1369)
10. Thomas Kuhn.
11. Paradigm
12. Ibid, P. VIII
13. Ibid, P. 175.
14. exemplars
15. research tradition
16. preparadigmatic phase
17. Ibid. P. 101 - 102 - 128.
18. Ibid, P. 111
19. Ibid, P. 117.

نويسنده: علیرضا قائمى نيا
منبع: كتاب مدل هاى معرفت دينى

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما