مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 328    جمعه 23 اسفند 1387 

سكولاريسم‌ در مقايسه‌ با حق‌ و تكليف


سكولاريسم‌ در مقايسه‌ با حق‌ و تكليف

‌‌

‌سكولاريسم‌ و پديدة‌ حق‌گرايي‌

يكي‌ از پديده‌هايي‌ كه‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ عامل‌ ظهور و رواج‌ سكولاريسم‌ ياد شده‌ است، پديدة‌ تفكيك‌ ميان‌ حق‌ و تكليف‌ است‌ كه‌ در توضيح‌ آن‌ گفته‌ شده: «بشر قبل‌ از دورة‌ مدرن، بشر تكليف‌گرا بود، و بشر پس‌ از دورة‌ مدرن، بشر حق‌گرا است. و از طرفي‌ چون‌ در جهان‌بيني‌ ديني‌ - خصوصاً‌ دين‌ اسلام‌ - انسان‌ به‌ عنوان‌ موجود مكلف‌ شناخته‌ شده‌ است، نه‌ موجود صاحب‌ حق، اين‌ تفكر ديني‌ با انديشة‌ بشر جديد كه‌ بيش‌ از آن‌ كه‌ خود را مكلف‌ بداند، صاحب‌ حق‌ مي‌شناسد، هماهنگي‌ ندارد».
طرفداران‌ اين‌ نظريه‌ حتي‌ مواردي‌ را كه‌ در قرآن‌ و روايات‌ اسلامي‌ به‌ عنوان‌ حق‌ از آن‌ تعبير شده، از قبيل‌ حق‌ دولت‌ بر ملت‌ و بالعكس، و نظير آن‌چه‌ در رسالة‌ الحقوق‌ امام‌ زين‌العابدين(علیه السلام) وارد شده‌ است، به‌ تكليف‌ تأويل‌ كرده‌اند.1 به‌زعم‌ آنان‌ راز صعوبت‌ و دشواري‌ فهم‌ معناي‌ ولايت‌ فقيه‌ براي‌ متفكران‌ غربي‌ در اين‌ است‌ كه‌ ولايت‌ فقيه‌ مبتني‌ بر اصل‌ تكليف‌ است؛ يعني‌ جامعه‌ مكلف‌ است‌ از ولي‌ فقيه‌ پيروي‌ كند؛ در حالي‌ كه‌ بر مبناي‌ حق‌گرايي‌ و حق‌خواهي‌ عزل‌ و نصب‌ زمامداران‌ و رهبران‌ جامعه‌ در اختيار مردم‌ است. بر اين‌ اساس‌ مردم‌ صاحبان‌ حق‌ و زمامداران‌ خدمت‌گزاران‌ مردم‌ هستند، يعني‌ حكومت‌ و رهبري‌ مكلف‌ است‌ و مردم‌ صاحب‌ حق، ولي‌ طبق‌ فلسفة‌ ديني‌ و اصل‌ ولايت‌ فقيه، رهبري‌ و حكومت‌ صاحب‌ حق‌ است‌ و مردم‌ مكلف‌ به‌ اطاعت‌ و فرمان‌برداري.2
در نگاه‌ اين‌ تحليل‌گران، حكومت‌ ديني‌ با حكومت‌هاي‌ طاغوتي‌ كه‌ شاه‌ را ساية‌ خدا مي‌پنداشتند، يكسان‌ است؛ چنان‌ كه‌ تفاوت‌ ديدگاه‌ ولايت‌ و وكالت‌ در مورد رهبري‌ ديني‌ نيز از نظر آنان‌ به‌ مقولة‌ حق‌ و تكليف‌ باز مي‌گردد. آن‌كه‌ حاكم‌ را ولي‌ مي‌داند، سخن‌ بر مبناي‌ تكليف‌ گفته‌ است، و آن‌كه‌ او را وكيل‌ مردم‌ مي‌شناسد، سخن‌ بر مبناي‌ حق‌ رانده‌ است.
در سكولاريسم‌ بر اين‌ نكته‌ تأكيد مي‌شود كه‌ هيچ‌ كس‌ در مقام‌ سلطنت‌ و حكومت‌ حق‌ خدايي‌ كردن‌ ندارد. به‌ تعبير ساده‌تر سلطنت‌ و رياست‌ مظهريت‌ حق‌ نيست. سلطنت‌ خداوند نيست‌ كه‌ بر روي‌ زمين‌ تحقق‌ يافته‌ است. انسان‌ براي‌ آن‌ كه‌ در عرصة‌ امور بشري‌ وارد شود، بايد خود را بشر بداند نه‌ خدا. در جهان‌ جديد، حاكمان‌ مكلف‌ترين‌ موجودات‌ اين‌ عالم‌اند و به‌ هيچ‌ وجه‌ مظهر حق‌ محسوب‌ نمي‌شوند.3

‌نقد و بررسي‌

در نقد مطالب‌ ياد شده‌ نكاتي‌ را يادآور مي‌شويم:

1. غفلت‌ از تضايف‌ حق‌ و تكليف‌

حق‌ و تكليف‌ در قلمرو روابط‌ اجتماعي‌ از يكديگر قابل‌ تفكيك‌ نيستند، بلكه‌ از مقولة‌ تضايف‌اند؛ يعني‌ تحقق‌ يكي‌ بدون‌ ديگري‌ امكان‌پذير نيست. كسي‌ كه‌ از يك‌ جهت‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ حق‌ دارد، از جهت‌ ديگر تكليف‌ و وظيفه‌ دارد. اگر حكومت‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ وظايفي‌ دارد، حقوقي‌ نيز بر آنان‌ خواهد داشت، و اگر مردم‌ بر حكومت‌ حقوقي‌ دارند، وظايفي‌ نيز خواهند داشت. اگر استاد بر دانش‌آموز حق‌ دارد، در مقابل‌ آنان‌ وظيفه‌ نيز دارد، و بالعكس. همين‌گونه‌ است‌ در روابط‌ خانوادگي، امور اقتصادي، اداري‌ و غيره.
امام‌ علي(علیه السلام) دربارة‌ تلازم‌ حق‌ و تكليف‌ مي‌فرمايد:
حق‌ به‌ سود كسي‌ جاري‌ نمي‌شود، مگر اين‌كه‌ عليه‌ او نيز جاري‌ خواهد شد، و عليه‌ كسي‌ جاري‌ نمي‌شود، مگر اين‌كه‌ له‌ او هم‌ جاري‌ خواهد شد. اين‌ تنها خداوند است‌ كه‌ حق‌ در مورد او يك‌ جانبه‌ است؛ يعني‌ له‌ او است‌ و نه‌ عليه‌ او. با اين‌ حال‌ خداوند نيز از باب‌ تفضل‌ در برابر حق‌ عبادت‌ خود بر بندگان، پاداش‌ مضاعف‌ اعمال‌ نيك‌ آنان‌ را بر خود لازم‌ نموده‌ است.4
آنگاه‌ حقوق‌ متقابل‌ حكومت‌ و مردم‌ را بيان‌ مي‌كنند.5 بنابراين‌ كساني‌ كه‌ گمان‌ مي‌كنند، تكليف‌ در ارتباط‌ انسان‌ها با يكديگر بدون‌ حق‌ امكان‌پذير است، از بديهي‌ترين‌ اصل‌ حقوق‌ اقوام‌ و ملل‌ بي‌اطلاع‌اند، زيرا هر يك‌ از اين‌ دو حقيقت، مستلزم‌ ديگري‌ است.

2. فلسفة‌ تأكيد دين‌ بر اصل‌ تكليف‌

همان‌گونه‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ يادآور شديم، در آيين‌ اسلام‌ روابط‌ اجتماعي‌ افراد، حق‌ و تكليف‌ به‌ عنوان‌ دو حقيقت‌ متضايف‌ به‌ شمار آمده‌ است، و تحقق‌ يكي‌ بدون‌ ديگري‌ امكان‌پذير نيست. هر جا پاي‌ حقي‌ در ميان‌ است، پاي‌ مسؤ‌وليت‌ و تكليفي‌ نيز - متناسب‌ با آن‌ - در ميان‌ خواهد بود و بالعكس. اگر والدين‌ بر فرزندان‌ حق‌ دارند، در برابر آن‌ها مسؤ‌وليت‌ و تكليف‌ نيز دارند، و اگر فرزندان‌ در برابر والدين‌ مسؤ‌ول‌اند، صاحب‌ حق‌ نيز هستند، اين‌ اصل‌ حقوقي‌ در همة‌ قلمروهايي‌ كه‌ به‌ روابط‌ اجتماعي‌ افراد بشر مربوط‌ مي‌شود، جاري‌ و حاكم‌ است. در روابط‌ زناشويي، روابط‌ همسايگي، در محيط‌ كار و كسب، در عرصة‌ آموزش‌ و تعليم، در قلمرو سياست‌ و مديريت‌ و... .
با اين‌ حال‌ از مطالعة‌ آيات‌ قرآني‌ و احاديث‌ اسلامي، و كتبي‌ كه‌ در زمينة‌ حقوق‌ و اخلاق‌ اسلامي‌ - با الهام‌ از تعاليم‌ وحياني‌ و عقلي‌ - نگارش‌ يافته‌ است، اين‌ حقيقت‌ را مي‌توان‌ به‌ روشني‌ يافت‌ كه‌ در اسلام‌ بر عنصر مسؤ‌وليت‌ و تكليف‌ تأكيد خاصي‌ شده‌ است، و پيش‌ از آن‌ كه‌ از حق‌ و طلب‌ افراد بر ديگران‌ سخن‌ بگويد، وظيفه‌ و مسؤ‌وليت‌ آنان‌ را يادآور مي‌شود. آن‌چه‌ بيش‌ و پيش‌ از هر چيز در خطاب‌هاي‌ قرآني‌ به‌ افراد بشر آكنده‌ است، همانا تكاليف‌ و مسؤ‌وليت‌هاي‌ آنان‌ در برابر خدا، خود، جامعه‌ و جهان‌ است. فلسفة‌ اين‌ تأكيد اين‌ است‌ كه‌ چون‌ حس‌ نفع‌طلبي‌ و خود محوري‌ در انسان، به‌ عنوان‌ يك‌ غريزة‌ نيرومند عمل‌ مي‌كند، و بسا مانع‌ از وظيفه‌شناسي‌ انسان‌ و رعايت‌ حقوق‌ ديگران‌ شود، و در نتيجه‌ هم‌ خود در اسارت‌ هواي‌ نفس‌ باقي‌ خواهد ماند و هم‌ جامعه‌ را به‌ تباهي‌ و بي‌نظمي‌ سوق‌ خواهد داد. با اين‌ حساب، تأكيد اسلام‌ بر عنصر مسؤ‌وليت‌ و تكليف‌ - در عين‌ متضايف‌ دانستن‌ حق‌ و تكليف‌ - از نشانه‌هاي‌ قوت‌ و كمال‌ در نظام‌ حقوقي‌ و اخلاقي‌ اسلام‌ است، نه‌ ضعف‌ و نارسايي‌ آن.

3. معناي‌ حق‌ بودن‌ حكومت‌

حكومت‌ يا حاكم‌ مي‌تواند - و بلكه‌ بايد - مظهر حق‌ باشد، ولي‌ اين‌ مطلب‌ هيچ‌ ارتباطي‌ با خدايي‌ كردن‌ حاكم‌ يا دستگاه‌ حكومت‌ ندارد.
جمع‌ ميان‌ اين‌ دو از قبيل‌ جمع‌ ميان‌ دو امر متضاد يا متناقض‌ است؛ چرا كه‌ خدايي‌ كردن‌ حاكم‌ نشانة‌ مظهر شيطان‌ بودن‌ او است، كه‌ با مظهريت‌ حق‌ و خدا بودن‌ وي‌ تعارض‌ آشكار دارد. بدون‌ شك‌ حكومت‌هاي‌ پيامبران‌ الاهي‌ - نظير داود و سليمان‌ و پيامبر اسلام‌ - مظهر حق، و از جلوه‌هاي‌ حاكميت‌ خداوند بر بشر بوده‌ است، ولي‌ هرگز هيچ‌ پيامبري‌ داعية‌ خدايي‌ كردن‌ نداشته، و در عمل‌ نيز چنين‌ رفتاري‌ از او ديده‌ نشده‌ است:
يا د‌اوُدُ‌ اًِنا جَعَلناكَ‌ خَلِيفَةً‌ فِي‌ الأَرض‌ فَاحكُم‌ بَينَ‌ الناسِ‌ بِالحَق.6 ما تو را اي‌ داوود جانشين‌ خود در زمين‌ قرار داديم؛ پس‌ در ميان‌ مردم‌ به‌ حق‌ داوري‌ و حكمراني‌ كن.
آيا خليفة‌ خدا بودن‌ داوود در زمين، غير از مظهر حق‌ بودن‌ حكومت‌ او است؟ و آيا داوود پيامبر، جز به‌ حق‌ دعوت‌ كرده‌ و جز برپاية‌ حق‌ داوري‌ و حكومت‌ كرده‌ است؟
قرآن‌ كريم‌ از حكومت‌ دامنه‌ گستر حضرت‌ سليمان‌ ياد مي‌كند كه‌ گسترة‌ آن‌ جن‌ و انس‌ را فراگرفته‌ بود؛ با اين‌ حال‌ او اين‌ قدرت‌ گسترده‌ را جلوه‌اي‌ از فضل‌ و رحمت‌ خداوند مي‌داند كه‌ بايد شكرگزار آن‌ باشد، و آن‌ را در مسير رضاي‌ خداوند به‌ كار گيرد:
هذا مِن‌ فَضلِ‌ رَبيٍّ‌ ليَبلُوَني‌ ءَ‌أَشكُرُ‌ أَم‌ أَكفُرُ.7 اين‌ حكومت‌ و قدرت‌ جلوه‌اي‌ از فضل‌ پروردگار من‌ است، تا مرا بيازمايد كه‌ آيا شكرگزارم‌ يا ناسپاس‌ و كفران‌ كننده.
آري‌ اين‌ طواغيت‌ و حاكمان‌ مستبد و مستكبرند كه‌ حكومت‌ خود را به‌منزلة‌ خدايي‌كردن‌ بر بشر پنداشته‌اند؛ چنان‌ كه‌ قرآن‌ كريم‌ از زبان‌ فرعون‌ نقل‌ مي‌كند:
أَنَا رَبُّكُمُ‌ الأَ‌علي.8 من‌ پروردگار برتر شما هستم.
از اين‌ جا روشن‌ شد كه‌ نادرستي‌ شعار «السلطان‌ ظل‌الله»، نه‌ بدان‌ جهت‌ است‌ كه‌ هيچ‌ حاكم‌ و فرمانروايي‌ نمي‌تواند سايه‌ و پرتو حاكم‌ مطلق‌ باشد، و حكومت‌ او جلوه‌اي‌ از حكومت‌ الاهي‌ به‌ شمار آيد، بلكه‌ بدان‌ جهت‌ است‌ كه‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ شعار تكيه‌ زده‌اند، همگي‌ از طواغيت‌ و حاكمان‌ ظالم‌ و مستكبر بودند، و با استفاده‌ از اين‌ شعار مردم‌ فريب‌ مي‌خواستند حكومت‌ باطل‌ خود را بر حق‌ جلوه‌ دهند.
اما حكومت‌هاي‌ صالحان‌ بدون‌ شك، مظاهر و پرتوهاي‌ حكومت‌ خداوندند. در غيراين‌ صورت‌ چگونه‌ معقول‌ است‌ كه‌ خداوند همان‌گونه‌ كه‌ بدون‌ هيچ‌ قيد و شرطي‌ اطاعت‌ از خود را لازم‌ مي‌داند، اطاعت‌ از رسول‌ خدا و اولي‌الأمر را نيز لازم‌ بشمارد، چنان‌ كه‌ مي‌فرمايد:
أَطِيعُوا اللهَ‌ وَ‌ أَطِيعُوا الرَّسُول‌ وَ‌ أُولي‌ الأَمرِ‌ مِنكُم.9 از خدا و رسولش‌ و فرمانداران‌ (از طرف‌ خدا و رسول) اطاعت‌ كنيد.
همچنين‌ هرگاه‌ با ادلة‌ معتبر شرعي، ولايت‌ و حكومت‌ فقيه‌ عادل‌ و جامع‌ شرايط‌ اثبات‌ شود، در اين‌ كه‌ ولايت‌ و حكومت‌ او نيز پرتويي‌ از حكومت‌ الاهي‌ است، جاي‌ ترديد باقي‌ نخواهد ماند، هر چند مقام‌ و منزلت‌ علمي‌ و شخصيت‌ معنوي‌ پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و امام‌ معصوم‌ (علیه السلام)با فقيه‌ عادل‌ قابل‌ مقايسه‌ نيست، ليكن‌ بحث‌ بر سر مشروعيت‌ حكومت‌ و خدايي‌ بودن‌ آن‌ است، نه‌ كمالات‌ علمي‌ و معنوي‌ اشخاص. بنابراين‌ مقايسه‌ كردن‌ نظرية‌ ولايت‌ فقيه‌ با حكومت‌هاي‌ سلطنتي‌ يا جمهوري‌ كه‌ مشروعيت‌ آن‌ها ثابت‌ نيست، و بلكه‌ خلاف‌ آن‌ ثابت‌ است، كاملاً‌ نادرست‌ و غير منطقي‌ است.

4. جايگاه‌ و رسالت‌ حكومت‌ در جهان‌بيني‌ اسلامي‌

با توجه‌ به‌ مسؤ‌وليت‌هاي‌ سنگيني‌ كه‌ در شريعت‌ اسلام‌ براي‌ زمامدار و دستگاه‌ حكومت‌ تعيين‌ شده‌ است، بايد گفت‌ حاكم‌ و حكومت‌ در حقيقت‌ خدمتگزاران‌ مردمند و وظيفة‌ آنان‌ اجراي‌ احكام‌الاهي‌ است. كه‌ جز خير و سعادت‌ جامعه‌ را در پي‌ ندارد. امام‌ علي(علیه السلام) دربارة‌ فلسفة‌ حكومت‌ و وظايف‌ زمامدار اسلامي‌ مي‌فرمايد:
پروردگارا ! تومي‌داني‌ كه‌ آن‌چه‌ ما انجام‌ داديم‌ براي‌ به‌دست‌آوردن‌ سلطنت، و به‌ دست‌ آوردن‌ متاع‌ پست‌ دنيوي‌ نبود، بلكه‌ به‌ خاطر اين‌ بود كه‌ نشانه‌هايِ‌ از دست‌ رفتة‌ دين‌ را باز گردانيم، و اصلاح‌ و سازندگي‌ را در بلاد تو آشكار سازيم، تا ستمديدگان‌ امنيت‌ يابند، و حدود تعطيل‌ شده‌ دين، اقامه‌ گردد.
سپس‌ برخي‌ از ويژگي‌هاي‌ والي‌ را بيان‌ كرده‌ مي‌فرمايد:
شايسته‌ نيست‌ كه‌ والي‌ بر عفت‌ و خون‌ و ثروت‌ها و احكام‌ الاهي، و پيشواي‌ مسلمين‌ بخيل‌ باشد تا به‌ اموال‌ مردم‌ چشم‌ طمع‌ دوزد، و نه‌ جاهل‌ باشد كه‌ آنان‌ را گمراه‌ سازد، و نه‌ جفاكار باشد تا پيوندهاي‌ مردم‌ را از هم‌ بگسلد، و نه‌ ستم‌ پيشه‌ در اموال‌ كه‌ برخي‌ را بر برخي‌ ترجيح‌ دهد، و نه‌ رشوه‌ گيرنده‌ در مقام‌ داوري‌ كه‌ حقوق‌ را ضايع‌ سازد، و نه‌ تعطيل‌كنندة‌ سنت‌ پيامبر كه‌ ماية‌ هلاك‌ و نابودي‌ امت‌ شود.10
امام(علیه السلام) در منشور حكومتي‌ كه‌ براي‌ مالك‌اشتر نوشت، مسؤ‌وليت‌هاي‌ حكومت‌ ديني‌ و وظايف‌ حاكم‌ اسلامي‌ را بيان‌ كرد. در آن‌ منشور به‌ مالك‌ توصيه‌ كرد كه‌ حقوق‌ همة‌ افراد اعم‌ از هم‌كيش‌ و هم‌نوع‌ را رعايت‌ كند، و نسبت‌ به‌ همگان‌ محبت‌ و مهر ورزد، و ساية‌ لطف‌ حكومت‌ خويش‌ را بر سر همگان‌ بگستراند:
و أشعر قلبك‌ الرَّحمة‌ للر‌عية، والمحبة‌ لهم، و اللطفَ‌ بهم، و لاتكونن‌ عليهم‌ سَبُعا ضارياً، تغتنمُ‌ أكلَهُم، فانهم‌ صنفان، اًما أخ‌ لك‌ في‌الدين، اَونظير لك‌ في‌الخلق... .11
هرگاه‌ حاكم‌ اسلامي‌ طبق‌ چنين‌ روش‌ و آييني‌ حكومت‌ كند، و اين‌ مسؤ‌وليت‌هاي‌ خطير را نصب‌العين‌ خود قرار دهد، رهبري‌ و حكومت‌ او به‌ حتم‌ به‌ صلاح‌ و خير جامعه‌ خواهد بود، و قطعاً‌ نافرماني‌ از او زيان‌بار است. در اين‌ صورت، وجوب‌ اطاعت‌ از چنين‌ پيشوايي‌ چيزي‌ است‌ كه‌ خرد و فطرت‌ بر آن‌ گواهي‌ مي‌دهد؛ چنان‌ كه‌ شرع‌ نيز آن‌ را تأييد مي‌كند. حال‌ اگر فرهنگ‌ جامعه‌ با انحراف‌ از خط‌ اصيل‌ فطرت‌ و مقتضاي‌ خرد و شريعت‌ منحرف‌ شده‌ و طالب‌ راه‌ و رسم‌ ديگري‌ جز اين‌ باشد، آيا نشانة‌ رشد و تعالي‌ آن‌ جامعه‌ است، يا انحطاط‌ و انحراف‌ آن؟!
پيش‌تر يادآور شديم‌ كه‌ علم‌ و صنعت‌ به‌ خودي‌ خود عامل‌ تغييردهندة‌ فرهنگ‌ و آداب‌ و اخلاق‌ يك‌ جامعه‌ نيست. اين‌ فيلسوفان، سياست‌مداران‌ و عالمان‌ دين‌ و ايدئولوژي‌ هستند كه‌ چنين‌ تغييراتي‌ را سبب‌ مي‌شوند، و البته‌ از علم‌ و صنعت‌ نيز براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ اهداف‌ خود بهره‌ مي‌گيرند. حال‌ اگر فرض‌ كنيم‌ كه‌ بشر امروزي‌ - به‌ ويژه‌ در جوامع‌ غربي‌ - طالب‌ حكومتي‌ است‌ كه‌ دين‌ و اخلاق‌ در آن‌ جايي‌ نداشته‌ باشد، و يا دين‌ و اخلاق‌ به‌ خواست‌ آنان‌ تأويل‌ و تعريف‌ شود، آيا متفكران‌ و مصلحان‌ جامعه‌ وظيفه‌ ندارند كه‌ براي‌ اصلاح‌ چنين‌ جامعه‌اي‌ قيام‌ كنند و به‌ روشنگري‌ بپردازند؟ قطعاً‌ پاسخ‌ مثبت‌ است؛ چنان‌كه‌ نويسندة‌ مقالة‌ «معنا و مبناي‌ سكولاريسم» نيز در پايان‌ اين‌ بخش‌ از بحث، خود به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ و گفته‌ است:
در اين‌ شرايط‌ وظيفة‌ مصلحان‌ و متفكران‌ ديني‌ است‌ كه‌ آدمياني‌ را كه‌ به‌ حق‌ بندگي‌ رسيده‌اند، به‌ تكاليف‌ بندگيشان‌ نيز آشنا كنند.12

پی نوشتها :

1. كيان، ش‌ 26، عبدالكريم‌ سروش: مقالة‌ «معنا و مبناي‌ سكولاريسم»، ص‌ 8، با تلخيص‌ و تصرف.
2. كيان، ش‌ 26، عبدالكريم‌ سروش: مقالة‌ «معنا و مبناي‌ سكولاريسم»، ص‌ 8.
3. همان.
4. نهج‌البلاغه، خطبة‌ 216.
5. همان، خطبة‌ 131.
6. ص‌ (38) : 26.
7. نمل‌ (27) : 40.
8. نازعات‌ (79) : 24.
9. نسأ (4): 59.
10. نهج‌البلاغه، خطبة‌ 131.
11. همان، نامة‌ 53.
12. ر. ك. كيان، ش‌ 26، عبدالكريم‌ سروش: مقالة‌ «مبنا و معناي‌ سكولاريسم.

نويسنده: علی ربانی گلپایگانی
منبع: كتاب ریشه ها و نشونه های سکولاریسم

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما