مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر به شهدای ایران‌زمین ادای احترام کرد
«هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر،...
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 792    شنبه 17 بهمن 1388 
 

بنیادهای فمینیسم، چالش های پیش رو


بنیادهای فمینیسم، چالش های پیش رو

قسمت سوم

گرایش های فمینیستی

در قسمت قبل به طور مختصر با بنیادهای تفکر فمینیستی آشنا شدیم. روش بررسی درآن قسمت، برپایه ی محوریّت زمان بود.یعنی به شکل طولی امواج مختلف فمینیست را در ازمنه ی متفاوت بر رسیدیم.
اکنون به شکل دیگری به شناخت بنیادهای فکری فمینیسم می پردازیم، روش تحقیق در این قسمت، بررسی گرایش ها و نحله های متفاوت فمینیسم است.

1. «فمینیسم لیبرال»؛

پیروان این نحله ی فمینیستی معتقدند که با اصلاح قوانین و ساختار سیاسی و اجتماعی می توان به اهداف برابری طلبانه رسید. آنان که براساس باورهای فلسفه ی لیبرالیسم، نظرّیه خود را بنا نهاده اند، به اصل آزادیِ عملکردها، لذت جویی و رضایت خود محورانه اعتقاد دارند. از جمله چهره های برجسته ی این گرایش، ماری ولستن کرافت، جان استوارت میل، و بتی فریدان است میل در کتاب کنیزک کردن زنان می نویسد:
به عقیده ی من، قوانینی که روابط زنان و مردان را، به ادّعای توانایی های برترِ مردان، با حقوق برترِ مردان شکل می دهند، در نیت،ظالم و در نتیجه زیان بار بوده و بایستی با استناد به تساویِ حقوق همگان، لغو گردند. قوانینی را باید حاکم بگماریم، که نه مردان را به حقوق و توانایی هایی برتر بدانند و نه زنان را به نادانی و ناتوانایی هایی، محکوم بنمایند.27
فمنیست های لیبرال بدون آن که بخواهند انقلابی در روابط اجتماعی به وجود آورند، تنها خواستار به رسمیّت شناختن تساوی حقوق زنان با حقوق مردان هستند.آنان می گویند تفاوت در خور توجّه میان دو جنس، ذاتی نیست؛ بلکه نتیجه ی اجتماعی شدن و شرطی سازی نقش جنسی اند؛ یعنی این باورها و براساس باورها، قوانین ساخت بشر است که نگرشی متفاوت میان زن و مرد قائل می شود.پس این باورها به تبع قوانین هستند که باید دستخوش اصلاح گردند.28
حاصل آن که، این نحله، جنسیت فرد را تعیین کننده ی حقوق او نمی داد و معتقد است که سرشت زنانه و مردانه کاملاَ یکسان است و تنها« انسان» وجود دارد، نه جنسیت.پس باید قوانین مدنی به صورت یکسان تنظیم گردد و فرصت های آموزشی و شغلی به طورمساوی مقرّر گردد.

2. «فمینیسم مارکسیستی»؛

نظریه ی مارکسیستی فمینیسم در قرن نوزدهم و بر مبنای تفکرات مارکس درباره ی زن و نیز نظرات انگلیس در کتاب منشأ مالکیّت خصوصی، خانواده و دولت، بنا شده است.
پیروان این نحله معتقدند پیدایش مالکیّت خصوصی نقش اصلی را در پایمال کردن حقوق زنان داشته است. پس باید نظم بورژوازی، مالکیّت و خانواده ی بورژوایی را از میان برداشت. بر این اساس نظام خانوادگی بزرگ ترین دشمن آزادی زنان است. زن در خانواده مترادف است با خدمتکاری و اسارت.زنان باید برای آزادی ابتدا از چارچوپ خانواده به درآیند و در جامعه به فعّالیّت های عمومی بپردازند.مارکسیست های فمینیسم مبارزات فمینیستی را تابعی از مبارزات طبقاتی تلقّی می کنند. به نظر می رسد علّت محوری توجّه مارکسیست های اوّلیه همچون مارکس به فمینیست، فراخی ایدئولوژی مارکسیستی بوده که خود را موظّف به اظهار نظر در تمام حوزه های اجتماعی می دیده است. به عبارت رساتر، فمینیست های مارکسیسم قبل از آن که فمینیست باشند، مارکسیسم بوده اند.آنان نه تنها نظریه پردازی درباره ی حقوق زنان را با لذّات مَدَ نظر نداشته اند؛ بلکه بالعرض به آن پرداخته اند. این امر کما بیش امر نظریه پردازان بعدی این نحله نیز صادق است.
ادعای فوق را با تعمّق بر این نکته می توان اثبات کرد که میان منافع مرد سالاری و سرمایه داری مدّ نظر مارکسیست های فمینیسم، هیچ وجه مشترک ضروری و اجتناب ناپذیری متصور نیست. البته اگر چه چنین تحلیلی را در فرکانس های پایین تر از راجع به نگرش های دیگر فمینیستی نیز می توان صادق دانست- مانند فمینیسم لیبرالیستی- امّا در خصوص نگرش فمینیسم مارکسیستی بسیار بارزتر است. چرا که درمواجهه با راهکارهای این نگرش برای زنان، درمی یابیم که چیزی بیشتر از اندیشه های مارکسیستی در خصوص دیگر حوزه ها، به دست نمی آید.این مسأله را می توان از نوشته های تحلیل گران نظریه های فمینیستی فهمید. چنان که پاملا ابوت و کلر والاس درکتاب درآمدی بر جامعه شناسی نگرش های فمینیستی آورده اند:
مشکل بزرگی که فمینیست های مارکسیست با آن مواجهند، این است که خود مارکس به وضع زنان در جامعه ی سرمایه داری توجّه نداشت. مارکس عقاید راجع به اخلاق،عدالت و حقوق برابر- به عنوان نظرات بورژوایی- را رد کرد. مسأله ی مورد توجه او یافتن توضیحی برای استثمار طبقه ی کارگر در سرمایه داری با قصد براندازی این نظام بود، نه اصلاح این وضع. مفاهیمی که مارکس به کار می برد، خنثی به نظر می رسند؛ ولی در حقیقت کور جنس اند؛ او نمی تواند تشخیص دهد که زنان در جوامع سرمایه داری تابع شکل ویژه ای از ستم اند و تفاوت های جنسیتی و ایدئولوژی های جنسیتی را تحلیل نمی کند.29
نویسندگان کتاب مذکور در مورد فمینیست های پس از مارکس نیز آورده اند:
فمینیست های مارکسیست می خواهند تحلیل مارکسیستی از جوامع سرمایه داری را، با ادغام تبیینی برای فرودستی زنان، در آن حفظ کنند... فمینیست های مارکسیست این مدل را جرح و تعدیل کرده اند تا به نظریه ای بپردازند که می کوشد در مورد فرودستی زنان و نیز اشکال استثمار طبقاتی توضیحی بسنده به دست دهد؛نظریه ای که برای حاشیه ای بودن نظریِ زنان در نظریه ی مارکسیستی سنّتی هم چاره ای بیابد. آنان می خواهند روابط میان فرودستی زنان و جنبه های دیگر سازمان دهی شیوه ی تولید سرمایه داری را تحلیل کنند و توضیح دهند. کوشش برای پیوند دادن فمینیسم با مارکسیسم دشوار بوده است.... با فرض این ارتباط و با فرض کور جنسیِ(Sex-blindnes) مارکسیم، باید آن را طوری از نو صورت بندی کرد که برای فرودستی زنان و اقلیّت های قومی و دیگر گروه های تحت استثمار در چنین جوامعی، توضیحی بسنده و مناسب هر کدام به دست دهد.30

3.«فمینیسم رادیکال»؛

پیروان این نگرش خواستار تغییرات بنیادین درنگاه جامعه به زنان هستند؛ آنان معتقدند بدترین نوع ستم درجهان هستی، ستم بر زنان و ایجاد تبعیض میان مردان و زنان است.ریشه ی این ستم و تبعیض بنیادین، نه در وضع قوانین، بلکه در تمام حوزه های حیات انسانیِ زنان است.
شارلوت پرکنیزگیلمن، اِماگلدمن و مارگارت سنگر، فمینیست های رادیکال پیشرو، استدلال می کردند که زنان باید کنترل تمام و کمال زندگی و تن خود را به دست آوردند.نظریّه های اصلی فمینیسم رادیکال باهمّت گروه های مختلفی در نیویورک – در اواخر دهه ی 1960 و 1970 میلادی- شکل گرفت.31
آنان هدف خود از این نگرش را، براندازی نظام طبقه بندیِ مرد و زن، بر اساس جنسیتشان اعلام کردند. پس در واقع آن چه این نوع تفکّرات فمینیسم را به عنوان تفکّری رادیکال (خواستار تغییرات بنیادین) معرّفی می کند، آن است که پیروان این نحله، اساس مردباوری را به طورمطلق سرکوب کرده، خواستار محوریّت زن در جامعه ی آینده هستند. تا جایی که می تواند گفت: محوری ترین اعتقاد رادیکال فمینیست ها، آن است که آرمان انسانی، آرمان زنان است. پس فقط صفات زنان است که ارزش واقعی دارند؛ و باید در جهان حاکم شوند. آنان حتی با ازدواج – از آن جهت که زن را به موجودی خانه دار، فرزندزا و خوددیگر بین، و مرد را به نان آور، پدر و منِ اصلی تبدیل می کند- از سر مخالفت برمی خیزند، آنان نظریّه ی زوج آزاد را برای نفی ازدواج رسمی پیشنهاد می کنند.نظریّه ی زوج آزاد، نوعی همزیستی مشترک میان زن و مرد است که بر مبنای آن هیچ مسئولیّت حقوقی گریبان گیر هیچ یک از طرفین نیست؛ بلکه فقط پاسخی به نیازهای جنسی، بدون در نظر گرفتن وجوه عاطفی آن است. در یک دیدگاه افراطی، نظریّه ی زوج آزاد تا همجنس گرایی پیش می رود. در اعتقاد پیروان این نحله، این نوع همزیستی،پیامدهای دست و پاگیری مانند زایمان و فرزند زایی به دنبال ندارد و زنان را از خود دیگربینی تاریخی رها خواهد ساخت.
از چهره های برجسته ی این نگرش سیمون دوبووار(همسر ژان پل سارتر) و شولامیت فایرستون می باشند.فایرستون که کتاب بالکتیک جنس(1974 میلادی) را در اشاعه ی افکار خود نگاشت، معتقد است:« تفاوت میان مردان و زنان مبنایی زیستی دارد( نه تکوینی)؛ زنان به دلیل فیزیولوژی تناسلی خود و به این دلیل که ناگزیرند از نوزاد ناتوان انسان مراقبت کنند، از لحاظ جسمی ضعیف تر از مردانند پس این امر زنان را مجبور کرده است تا برای تأمین امنیّت جسمانی، به مردان وابسته شوند. راه برون رفت از این چالش، تن ندادن به آداب جنسی رسمی، در قالب ازدواج، و نیز تن ندادن به تبدیل شدن ابزاری برای تولید مثل و کودک آوری است. چاره مشکل اوّل،آزاد زیستن در قالب تجرّد محض یا آزادی جنسی است و چاره ی مشکل دوم، با عدم بارداری، یا باروری مصنوعی است که با مدد پیشرفت تکنولوژی- رحم مصنوعی- امکان پذیر خواهد بود!32
یکی از اختلافات اساسی رادیکال ها و مارکسیست های فمینیست، مسأله ی اولویتّهای سیاسی است. مارکسیست های سنّتی بر خلاف رادیکال ها، مبارزه ی فمینیستی را تابع مبارزه ی طبقاتی می دانند، اما رادیکال ها، مبارزه در جهت رهایی زنان را بر هر گونه مبارزه ی رهایی بخش دیگر مقدّم می دارند و آن را درگرو تأسیس سازمان های مستقل و جداگانه می دانند.

4.«سوسیال فمینیسم»؛

گرایش سوسیال فمینیسم از تلفیق دو دیدگاه مارکسیسم فمینیسم و رادیکال فمینیسم به وجود آمده است. این نگرش معتقد است که در نظام سرمایه داری مرد سالارانه که کارگران و زنان را استثمار می کند، زنان شهروند ردیف دوم به حساب می آیند. پس به ناچار باید هم مالکیّت ابزار تولید و هم تجربه ی اجتماعی را دگرگون کرد؛ زیرا ریشه های سرکوب زنان در کلّ نظام اقتصادِ سرمایه داری نهفته است.
اگر چه سوسیال فمینیسم، تلفیقی از نظریّات مارکسیسم فمینیسم و رادیکال فمینیسم است، اما با اسلافش اختلاف دارد؛ اوّلاً برخلاف فمینیسم رادیکال، حاضر نیست برخورد با سرکوب اقتصادی را امری ثانوی به حساب آورد؛ ثانیاً برخلاف فمینیسم مارکسیسم،سرکوب جنس گرایانه ی زنان را نیز دارای اهمیّت ثانوی نمی داند.33
به عبارت دیگر، شعار محوری این نظریّه، برگرفته از دو شعار محوری در دو نظریّه ی فمینیست های رادیکال و مارکسیسم است؛ یعنی هم باید با نظام اقتصاد سرمایه داری مقابله کرد و هم با استثمار زنان، سوسیال فمینیستها برای مقابله با این دو مشکل راهکارهایی را پیشنهاد می کنند. ایشان بر این عقیده اند که ابتدا می بایست تعاریف رایج اقتصادی را متحّول ساخت؛ بدین معنا که فعّالیّتهایی را که تاکنون مستلزم مبادله ی پولی نبوده، از این به بعد، با نگاه اقتصادی نگریست. به عنوان نمونه می بایست اعمال و وظایفِ مربوط به زاد و ولد، بچّه داری، فعّالیّت های جنسی زنان را در قالب مفاهیم اقتصادی(نفع، سودآوری، عرضه و تقاضا) درآورد تا زنان صاحب درآمد شوند. بر این روش،سلطه ی مذکّر محو خواهد شد.
علاوه برآن چه بیان شد، آنان برای رسیدن به اهداف خود، تغییر نگرش در آموزش، کار، سرپرستی از کودکان و کلیّه ی عرصه های مربوط به زنان را ضروری می دانند. همچنین نگاهی خاص به مسائل فرهنگی و روان شناختی برای پیشبرد اهداف خود دارند.
از چهره های سرشناس این نظریّه ی هایدی هارتمن، لیدیا سارجنت، لیندا گُردُن و رزالیند پچسکی می باشند.هارتمن، مردسالاری را ساختار روابطی می داند که در کنترل تاریخی مردان و زنان دارای مبنایی مادی است. او استدلال می کند، مردان بر نیروی کار زنان، خواه در تولید(کار دستمزدی) و خواه در باز تولید( کار خانگی) کنترل اعمال می کنند.34

5.«فمینیسم پست(فرا) مدرن»:

پس از دهه ی هفتاد قرن بیستم، گروهی با نام فمینیست های جدید و متأثر ازدیدگاه های پست مدرنیستی ظهور کردند که، با تکیه بر روان شناسی رفتارگرایانه، بر حفظ ویژگی های زنانگی تأکید می ورزیدند. فمینیسم فرامدرن را می توان به نوعی نقد گرایش های افراطی فمینیست های دیگر دانست.
فمینیست های پست مدرن به تفاوت هایی میان زنان تأکید داشتند. بر این اساس می گفتند:«هر آن چه برای برخی زنان قابل تصوّر است، شاید برای زنان دیگر غیر قابل دسترسی باشد.» آنان باورهای فمینیست های رادیکالی را غیر واقعی خوانده، حتّی آن را نوع جدیدی از ستم بر زنان معرّفی کردند. علّت چنین نظری را غفلت رادیکال ها از تفاوت شرایط زنان مانند در نظر نگرفتن شرایط جوامع مختلف و اختلاف فرهنگ ها توصیف کردند.
آنان بر این باور بودند که همسر، فرزند و خانواده نیاز ضروری زن است که نمی توان آن را انکار کرد.پس آن چه موجه بردگی زن می گردد، موارد یاد شده بالانیست؛ بلکه دسته ی خاص از روابط تحمیل شده بر زنان است که در طول تاریخ موجب بردگی زن شده است.
به دیگر سخن، نظریه ی محوری فمینیست های پست مدرن، ردّ مطلق انگاری تجویز شده ای است که دیگر فمینیست ها بنا نهادند و قبول نسبی انگاری شرایط زنان درجوامع مختلف می باشد. آنان معتقدند تلاش در راه ارائه ی تفسری واحد، کلی و جهان شمول از نظریّه ی فمینیستی، راه به جایی نخواهد بُرد.
چرا که چنین تفسیری تفاوت های فرهنگی، منطقه ای، جنسیتی، نژادی و غیره ی زنان را در نظر نگرفته است؛ اگر برای برخی زنان ارمغان آزادی به همراه داشته باشد، برای قشر عظیمی از ایشان ستم مضاعف خواهد بود. بنابراین نظریّات فمینیستی باید دارای مؤلّفه های چند گانگی و کثرت(Plarality) باشند.
پیشنهاد مشخص آنان برای رفع تبعیض از زنان، نه حذف اموری مانند ازدواج و نقش مادری، بلکه حذف رفتارهای تبعیض آمیز میان دختران و پسران از بدو تولد تا بزرگسالی در خانواده و محیط اجتماعی است.برای مثال می توان به حذف نمادهای جنسیّتی از کتب درسی مدارس اشاره کرد.

نتیجه گیری

ماحصل مطالب بیان شده در رابطه با بنیادهای فمینیسم نکاتی به ترتیب زیر است:
1. منبع و معیارهای نظریه پردازی تمام نحله های فمینیسم براساس یافته های بشری و به دور از تعالیم الهی است.
2. اساس تفکّرات فمینیستی بر پایه ی تحوّلات عصر رنسانس به بعد، خاصّه بر بستر نظریّه یاصالت انسان(اومانیسم) قرار دارد.
3. فمینیستها بر این باورند که زنان از ظلم و تبعیض در رنجند این ظلم و تبعیض، ریشه در جنسیّت آنان دارد.
4. آنان همچنین بر این باورند که این ظلم و تبعیض ها اصالت ندارد و باید از بین برود.
5. فمینیست ها خواهان برچیدن خانواده ی هسته ای،35 به سرپرستی مرد، و رهایی زن از قید و بند چنین محیطی هستند.
6. همچنین فمینیست ها خواهان رفع ظلم و تبعیض از زنان در تمام عرصه های زندگی مانند قوانین مدنی، آموزش، فرصت های شغلی، اقتصاد، ورزش و غیره هستند.
7. هر یک از گروه های فمینیستی، راه حلّ اصلاحی خود را برای وضع موجود بدین ترتیب بیان می دارند:
«فمینیسم لیبرال»: روشنگری و افشای انواع تبعیضات علیه زنان و مبارزه برای اصلاحات قانونی با شگردهای منطقی.
«فمینیسم مارکسیسم»: انقلابی فرهنگی که تغییرات بنیادین در اقتصاد را به نفع زنان رقم زند.
« فمنیسم رادیکال»: تغییر طبیعت زنان(بارداری... و) کسب استقلال تام از مردان، پیشنهاد زوج آزاد و نگرش زنانه به جهان.
«فمینسم سوسیال»: محو سلطه ی مذکّر همراه با تغییر شکل در اقتصاد، که در واقع تلفیقی از فمینیسم مارکسیسم و فمینیسم رادیکال است.
«فمینیسم پست مدرن»: تأکید بر اصل تفاوت انسان ها با حفظ ویژگی زنانگی که محو رفتارهای تبعیض آمیز علیه زنان را از بدو تولد همراه داشته است. به عبارت دیگر، فمینیست های پست مدرن، ضمن اعتراف به تفاوت زن و مرد، شعار می دهند:« نه ادغام، نه انکار؛ بلکه تساوی در همه ی زمینه ها.»
8. بر اساس نوع نگاه نحله های متفاوت فمینیست ها به راه حل های رفع تبعیض از زنان، چهار راهبرد اساسی از ناحیه ی آنان متصوّر است:
الف. بعضی از آن ها استراتژی مذکّر محورانه بی اتّخاذ کرده و زنان را تشویق می کنند که صفات سنتی مردان را برگزینند.
ب. بعضی راه حلّ مذکّر- مؤنّث پیشنهاد کرده، معتقدند صفاتی که به زنان و مردان نسبت داده می شود، در هویّت انسانی عام و فارغ از سلسله مراتبی درآمیخته شود.
ج. بعضی دیگر خصوصیّات سنّتی منتسب به زنان را محور ارزش قرار داده، معتقدند که استراتژی فمینیست باید مؤنّث محورانه گردد.
د. آخرین استراتژی مطرح در بعضی فمینیست ها آن است که زنان و مردان در عین تفاوت های جنسی، با هم مساوی اند.36
9. آخرین نتیجه ای که از بررسی نگرش های فمینیستی می توان به دست آورد، تفاوت بسیار این نگرش ها با یکدیگر است؛ نگرش هایی که در یک مسیر واحد جریان ندارند؛ تا جایی که حتّی برخی از آن ها، برخی دیگر را نقض می کنند. تنها مؤلّفه ی واحد میان فمینیست ها دفاع از حقوق زنان است؛ امّا هیچ یکی از آن ها در تکمیل و رشد دیگری گام برنمی دارد.

چالش های پیش روی فمینیسم
ارزیابی

حدود یک قرن از آغاز اولین حرکت های جدّی فمینیسم می گذرد. جنبشی که فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرده است. بررسی این فراز و فرودها و نتایج حاصل از آن ها، را به سوی برداشت و قضاوتی صحیح و صائب، راجع به مثبت یا منفی بودن این جنبش، رهنمون خواهد کرد. آن چه مسلّم است، در فضای فکری و عملی جهان غرب، به دلیل عدم تبعیّت از یک نظام الهی دارای حقّانیّت و نیز فقدان قوانین عدالت محور، زنان از زخم تبعیض، آسیب ها و بیدادهای فراوانی پذیرفته اند. از این منظر، هر تحوّلی که سعی در زدودن و محو کردن تبعیضات موجود کرده باشد، مورد توجّه و قابل اعتناست؛ به ویژه تحوسلی که به تعادل جنسیتّی، ارتقای سطح فرهنگی، علمی، هنری مشارکت سیاسی- اجتماعی، حقّ مالکیت، استقلال اقتصادی و اعتماد به نفس زنان منجر شود.
باید اذعان کرد فمینیست ها موفقیّتی نسبی، البتّه نه چندان درخشان، در موارد مذکور داشته اند. از این رو می توان گفت که اگر نهضت فمینیسم توانسته باشد حتی مقدار اندکی از تبعیضات جامعه ی غرب را نسبت به زنان کاهش داده و حقوق مادّی و معنوی آنان را احیا کند، نهضتی مثبت تلقّی می شود.
امّا نکته ای که می بایست با مداقّه بررسی شود، این است که با ارزیابی نکات مثبت در مقابل نکات منفی، باید سنجید که آیا زنان مغرب زمین از دستاوردهای فمینیسم، بیشتر سود جسته اند یا متضرّر شده اند؟ به عبارت روشن تر، آیا دستاوردهای مثبت آن قدر ارزشمند بوده تا آن چه زنان از دست داده اند جبران کند؟ پس به بررسی چالش های فراروی فمینیسم می پردازیم تا به قضاوتی صائب در این خصوص دست یازیم.
چالش های فمینیسم را از دو منظر برون دینی و درون دینی می توان بررسی کرد.

پی نوشت ها:

27. کنیزک کردن زنان، جان استوارت میل، ترجمه ی خسرو ریگی، نشر بانو، چاپ اول، 1377 هجری شمسی، ص7.
28. مسأله زن، اسلام و فمینیسم، پیشین، ص 257.
29. به نقل از بولتن مرجع(فمینیسم) ، پیشین، ص 94-96.
30. همان.
31. ر.ک: فرهنگ نظریّه های فمینیستی، پیشین، ص 363.
32.ر.ک: بولتن مرجع( فمینیسم)، پیشین، ص 103.
33. ر.ک: فرهنگ نظریه های فمینیستی، پیشین، ص 416.
34.ر.ک: فرهنگ نظریه های فمینیستی، پیشین، ص 269.
35. خانواده ی هسته ای به خانواده ای گفته می شود که در آن مرد سرپرست و مدیرخانواده است. بقیه اعضاء خانواده، حول محوریت مرد قرار گرفته، اعمال خود را براساس نظرات مرکز ثقل خانواده، یعنی مرد، تنظیم می کنند.
36. برای مطالعه ی بیشتر،ر.ک: نگاهی به فمینیسم، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی، مؤسسه ی فرهنگی طه، 1377 هـ.ش ص 20؛ ایدئولوژی های سیاسی، مکنزی یان و دیگران، ترجمه ی م. قائد،نشر مرکز،1375 هـ.ش، ص 348؛ مسأله ی زن، اسلام و فمینیسم، پیشین، صص 262-266.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما