مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
اتفاق ساده در شبکه طبرستان
تجلیل از ایثارگران شبکه تبرستان، پخش برنامه اتفاق ساده و تجلیل از خانواده های شهدا از اخبار صدا و سیمای...
جدول تغییرات قیمت در بازار موبایل
به دنبال نوسانات قیمت ارز برخی از مدل‌های تلفن همراه طی دو ماه گذشته با افزایش قیمت در بازار عرضه می‌شوند...
خروس چيني تخم گذاشت+عکس
يك مرد روستايي در چين ادعا كرد كه خروسش تخم مي‌گذارد.
عروس و داماد در راهپیمایی+عکس
راهپیمایی ‌ 22 بهمن ...
خطری که "جمهوری اسلامی" را تهدید میکند
شاید هیچ کشوری در جهان وجود نداشته باشد که به اندازه ایران ، در یک مقطع زمانی فشرده 33 ساله این همه تضییقات...
نتايج آزمون دوره‌های ترمی علمی کاربردی منتشر شد
فهرست اسامی پذيرفته‌شدگان نهايی کدرشته ‌محل‌های‌متمرکز و معرفی شدگان چند برابر ظرفيت کدرشته محل‌های نيمه‌متمرکز...
بازار مسکن در رکود؛ قیمت آپارتمان در برخی مناطق تهران
فعالان بازار مسکن رکود خرید و فروش مسکن در تهران در شرایط فعلی را در نتیجه افزایش قیمتها و کاهش قدرت...
طلسم تغییر نام دانشگاه تربیت معلم شکست
با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی عنوان خوارزمی پس از سالها بر تابلوی سر در دانشگاه تربیت معلم جای گرفت...
پاشازاده: دستیار کسی می‌شوم که فوتبال را بیشتر از من بفهمد
مهدی پاشازاده در واکنش به صحبت‌های سرمربی استقلال گفت: اگر قرار باشد روزی در کنار یک مربی کار کنم دستیار...
ملت ایران در انتخابات قدرت بی‌نظیر اتحاد و ولایت‌پذیری خود را نمایش می‌دهند
سازمان بسیج مستضعفین در پیامی تاکید کرد: ملت عزیز ایران در سی و سومین صحنه انتخابات در جمهوری اسلامی...
این غذا شما را خنگ می کند!
آیا می دانید چه غذایی این تاثیر را بر هوش شما دارد؟
رییس‌جمهوری که به مراسم ازدواجش نرفت!
دو روز پیش مراسم ازدواج «ادریس دبی» رییس جمهور چاد با یک دختر سودانی برگزار شد.
فوتبال با دروازه های بهشتی
در 23 بهمن سال 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان استان ایلام، در ساعت 16 آغازگر یک مسابقه...
اسامی لیست بصیرت و بیداری
در لیست جبهه بصیرت و بیداری اسلامی چهره‌هایی از اعضای جبهه پایداری، جبهه ایستادگی و جبهه متحد اصولگرایان...
ویژه نامه دهه فجر
ویژه نامه هفدهم ربیع الاول
 
  دفعات نمایش: 311    سه شنبه 11 اسفند 1388 
 

مطهرى، نماد عقل سرخ


مطهرى، نماد عقل سرخ

1

پاك
به صداقت سپیده دم مى‏خواند،
تا نهایت انسان را
عریان دریابیم،
مى‏آمد،
ـ در نقطه‏هاى مبهم شك و اشك ـ
اسرار اشراقى و رستن را
برسینه مى‏نوشت و نمى‏رفت
و چشم نمى‏بست،
فاتح دیده‏ها بود...
سال پنجاه و هفت؛ انقلاب شعله ور شده است و ذهن و زبان جامعه در تصرّف شور و حال حماسى است، فرقى نمى‏كند كه باشى و از چه صنف و چه فرقه‏اى؟ جوان یا پیر، روحانى یا دانشگاهى، روشنفكر یا عامى، مذهبى یا غیر مذهبى... تب سیاست چنان بالاست كه بازار تفكر و فلسفه و حكمت و عرفان را از رواج و رونق انداخته است، كتاب‏هاى فلسفى و تئوریك آن مایه به كار مى‏آیند كه ویترین سیاست را تكمیل كنند !
در این میانه «استاد مرتضى مطهرى» وضعیتى یگانه دارد، او كه سنگربان بیدار تفكر دینى است، گر چه آنى از تكالیف انقلابى‏اش غافل نمى‏شود، بیش و پیش از هر چیز، به رصد جریان‏هاى فكرى قد بر افراشته است.
چاپ هشتم «علل گرایش به مادیگرى» بناست تا در چنین حال و هوایى به جامعه تقدیم شود. استاد نوشتن مقدمه‏اى ـ نسبتا ـ مبسوط را بر این چاپ ضرورت مى‏بیند. خلاصه مقدمه از این قرار است كه تفكر ماتریالیستى ـ پس از پنجاه سال تلاش بى ثمر ـ با تشبّث به دو نیرنگ نو به میدان آمده است؛ یكى «تحریف شخصیت‏ها» و دیگرى «تفسیر مادى آیات قرآن با حفظ پوشش ظاهرى آنها» و این هر دو براى مسخ و مصادره فرهنگ دینى و معنوى به نفع مادى گرى .
استاد براى پرهیز از كلى گویى به مصداق‏ها مى‏پردازد، با ذكر سه شاهد مثال، كه تأمل در زوایاى هر یك از آن‏ها روشنگرى‏هاى بسیار به ارمغان مى‏آورد. اگر استاد مجال مى‏یافت، بى تردید بازخوانى مصداق‏ها و تحلیل جوانب ماجرا گستره‏اى فراتر از یك مقدمه مى‏یافت اما شاید احساس پایان مجال و درك و دریافت نزدیكى هنگام كوچ ابدى او را وا مى‏دارد كه به اغتنام فرصت در اندازه‏هاى یك مقدمه سطرهایى هوشمندانه را به یادگار بگذارد، تا بعد... اما فرصت بعدى در كار نیست و استاد چند ماه پس از این مقدمه به شهادت مى‏رسد. بر این سطرها درنگى مى‏كنیم.

2

شاهد مثال نخست، پیش درآمد «احمد شاملو» بر دیوان خواجه شیراز است كه بنا بر روایت استاد مطهرى، تحریف شخصیت معنوى حافظ و مصادره او به نفع الحاد را نشانه گرفته است؛ «یكى از شاعران به اصطلاح نو پرداز، اخیراً دیوان لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد شیرازى را با یك سلسله اصلاحات كه داستان «شَدُرُ سنا» را به یاد مى‏آورد، به چاپ رسانیده و مقدمه‏اى بر آن نوشته است، مقدمه خویش را این چنین آغاز مى‏كند:
«به راستى كیست این قلندر یك لاقباى كفر گو كه در تاریكترین ادوار سلطه ریا كاران زهد فروش، در ناهار بازار زهد نمایان... یك تنه وعده رستاخیز را انكار مى‏كند، خدا را عشق و شیطان را عقل مى‏خواند و شلنگ انداز و دست افشان مى‏گذرد كه:
این خرقه كه من دارم در رهن شراب اولى
وین دفتر بى معنى غرق مى‏ناب اولى...
... و یا آشكارا به باور نداشتن مواعید مذهبى اقرار مى‏كند
... كیست این «كافر» كه چنین به حرمت در صف پیغمبران و اولیاء اللّهش مى‏نشانند.»(1)
استاد مطهرى مى‏تواند با تمسك به شأن فیلسوفانه و فقیهانه خود پرداختن به مقدمه یك دیوان شعر را دون شأن خود داشته و سكوت اختیار كند، یا آن كه با پشتوانه قرار دادن شور و حال انقلابى و اسلامى مردم مسلمان با حكم به تكفیر شاعر غائله را فیصله دهد، یا آن كه ـ دست كم ـ با طعن بر رگه‏هایى از ملامتى‏گرى او شخصیت‏اش را به چالش بكشاند، رگه‏هایى پر رنگ كه خود شاعر نو پرداز از ابراز آن ابایى نداشت. اما استاد «زمان شناسانه» شأن متفكرانه خود را پاس مى‏دارد كه مقام نقد فكر و تضارب آراء از مقام تكفیر و ناسزا جداست و در دفاع از دین و معنویت و ادب و عرفان مى‏توان ـ و باید ـ به اخلاق و ادب پاى بند بود و دهان به دشنام نیالود كه التزام به این دو به هیچ روى نشان فقدان حمیّت و غیرت دینى نیست.
از سوى دیگر، استاد مطهرى «شاگرد برجسته» علامه بى بدیل طباطبایى بزرگ است كه با حافظ انسى عمیق دارد و گذشته از روایت شاگردان برجسته روحانى ایشان، روایت «سید حسین نصر» در زندگینامه خود نوشته‏اش و روایت «داریوش شایگان» در زیر آسمان‏هاى جهان، حكایت دلدادگى و دلبرى شگفت علامه در آفاق مهر ورزى به لسان الغیب است. با چنین پیشینه‏اى، «استاد مطهرى» در مجال محدود یك مقدمه جدّى مى‏كوشد تا با تكیه بر استدلال و آوردن ابیات متعدد از شعر حافظ و استناد به اقوال معاصران حافظ درباره شخصیت او، سستى خوانش و تأویل امثال «شاملو» را آشكار سازد، ضمن آن كه با حسرت‏مندى از كوتاهى مجال، به سلسله گفتارهاى دانشكده الهیات درباره «عرفان حافظ» اشاره كرده و آرزو مى‏كند كه به تنظیم و نشر یادداشت‏هاى بیشتراش در این باره توفیق یابد.(2)

3

شاملو ـ البته ـ در سال‏هاى بعد با بیان تأویل‏هاى شگفت و تحلیل‏هاى جنجالى از شعر سعدى و شاهنامه فردوسى نشان داد كه با نگاهى ژورنالیستى و خام دستانه ـ از این جنس ـ هیچ گونه همدلى را در شاعران و ادیبان نوپردازى كه با متون كلاسیك ادب فارسى انس و آشنایى دارند، بر نمى‏انگیزد. بل به عكس، چنان كه در ماجراى حكیم طوس دیدیم، اعتراض صریح بسیارى از ادیبان و روشنفكران و حتى دوستان و شیفتگان خویش را نیز برانگیخت، از خیل آن اعتراض‏ها، تعابیر «مهدى اخوان ثالث» شاعر نامدار معاصر بیش‏تر در یادها ماند.
به علاوه، گذشت سه دهه از این ماجرا بر آن قاعده بنیادین مهر تا كید زد كه هر متن و تأویلى ـ در فرجام ـ باید از سنخیت برخودار باشند و در رویكردهاى هرمنوتیك ،نمى‏توان هر تأویلى را بر هر متنى تحمیل كرد و به یقین، برخى از متن‏ها از پذیرش برخى و بسیارى تأویل‏ها امتناع مى‏كنند؛ هم از این روست كه متنى از جنس شعر حافظ ـ هرگز ـ تأویل‏هاى ماتریالیستى را بر نمى‏تابد؛ به دیگر سخن، چنین تأویلى از شعر حافظ همان قدر راه به بیراهه مى‏برد كه تأویل عرفانى و معنوى از شعر «الف با مداد»! و در یك كلام، ضرورت بازخوانى و تحلیل‏هاى نو از متون كهن ـ هرگز ـ به منزله مجوز ارائه تأویل‏هاى معارض با ذات و بن مایه متن نخواهد بود.

4

شاهد مثال دیگر ـ در مقدمه استاد مطهرى بر كتاب «علل گرایش به مادیگرى» كتابى است به نام «حلّاج»، نویسنده این كتاب هم شاعرى است نوپرداز و سمت‏گیرى ایشان در روى آوردن به «حلّاج» در تداوم همان پروژه «تحریف شخصیت‏هاست» كه به تعبیر استاد «كوششى است تا از این راه یعنى تحریف شخصیت‏هاى مورد احترام، اذهان را متوجه مكتب و فلسفه خود بنمایند». تفاوت این كتاب با كتاب پیش در این است كه در نوشته‏اى مفصل با صراحت و تأكیدى دو چندان بر متد دیالكتیك ماركسیستى به مصادره حلّاج مى‏نشیند، استاد مطهرى مى‏نویسد: «یكى دیگر از شخصیت‏هایى كه اخیراً مادى مسلكان براى توجیه خود دست به تعریف او زده‏اند، حسین بن منصور حلّاج است. حلّاج یك شخصیت جنجال‏انگیز در جهان اسلام است... برخى مادى مسلكان معاصر خواسته‏اند از «حلّاج» یك مادى منكر خدا بسازند كه نه تنها اعتقاد به خدا نداشته است، به هیچ وجه هم نمى‏خواسته با ادعاى حلول خدا در خود، به خدا رسیدن و خدا شدن خود را تبلیغ كند، بلكه مى‏خواسته اندیشه انكار خدا را تبلیغ كند... طبق نظر این مدعیان، حلّاج نه تنها یك ماتریالیست تمام عیار بوده، منطقاً نیز از منطق دیالكتیك پیروى مى‏كرده است، یعنى ماتریالیسم او، ماتریالیسم دیالكتیك بوده و همان فلسفه و منطق را داشته كه هزار سال بعد از او ماركس وانگلس با تكیه بر ماتریالیسم فویر باخ و منطق هگل در جهان علم كردند... كتابى اخیراً به نام حلّاج منتشر شده... این كتاب مدعى است كه حلّاج در دوره آخر عمر خود یك ماتریالیست تمام عیار بوده و مدعى است كه افكار مترقى ماتریالیستى حلّاج همه در آن عده از آثار او بوده كه سوزانده شده و اثرى از آن‏ها در دست نیست. آنچه بر دوره الحاد او دلالت دارد، «انا الحق» گفتن او و یا اشعار معروف «اُقْتُلُونى یا ثقاتى انّ فى قَتْلى حیاتى» است كه به اصطلاح، مفهومى دیالكتیكى دارد زیرا زندگى را در درون مرگ جستجو مى‏كند.»(3)

5

نیرنگ دیگرى كه استاد مطهرى در این مقدمه بیدار گرانه به آن اشاره مى‏كند، «تفسیر مادى از قرآن» است؛ نمونه دیگرى از دستاویزهاى تبلیغى مادى گرایان براى مسخ مفاهیم دینى و مبارزه با مذهب با تمسك به شیوه قدیمى «مذهب علیه مذهب» البته در جامه و جمالى نو؛
«ماتریالیسم در ایران، دریكى دو سال اخیر، به نیرنگ تازه‏اى بسى خطرناك‏تر از «تحریف شخصیت‏ها» دست یازیده است و آن «تحریف آیات قرآن» و تفسیر مادى محتواى آیات با حفظ پوشش ظاهرى الفاظ است... من ترجیح مى‏دهم در مطالبى كه مى‏خواهم تذكر دهم خود این نویسنده و یا نویسندگان را كه فرض ما فعلاً بر این است كه اغفال شده‏اند و قصد خیانتى در كار نیست، مخاطب قرار دهم.
عزیزان من... كى و كجا وضع تفسیر مفسر آنچنان بوده كه شما نوشته‏اید؟ آیا تاریخ را با چشم به هم گذاشتن و خطا به سرائى مى‏توان رقم زد؟... از نظر شما... تمام مسائل قرآن بر محور انقلاب و فلسفه انقلاب است، خداوند حزب تشكیل داده و حزب خدا، همه نیروهاى متكامل جهان، داراى هر عقیده و مذهب مى‏باشند... شما از وجدان انقلاب و صداقت انقلابى دم مى‏زنید. همان وجدان و صداقت انقلابى شما را به گواهى مى‏طلبم.»(4)
در ادامه، با نقل قول‏هاى متعددى از جزوه‏اى كه گروه فرقان به نام تفسیر منتشر كرده‏اند، دیدگاه‏هاى آنان را به چالش مى‏كشد، در این جزوه تفسیرى، با مهارتى محیرالعقول مفاهیمى چون دنیا، آخرت، ایمان، غیب، نماز و از همه مهم‏تر خداوند تفسیر به رأى شده و مفاهیم دیالكتیكى ماركسیستى براساس متد تفسیر انقلابى بیرون كشیده مى‏شود و استاد با تأكید بر آن كه آن زمان هنوز برایشان معلوم نشده كه نویسندگان آن تفسیر عجیب و غریب اغفال شده‏اند یا آن كه عاملانه قصد خیانت در سر دارند، آنها را با تعبير «عزیزان من» مورد خطاب قرار مى‏دهند كه شگفتا، اندكى بعد با واژگانى از جنس گلوله پاسخ مى‏گیرند! فرقان و فرقانیان و آدم‏هاى همسو در آن سال‏ها، كتاب‏ها و جزوه‏هاى متعددى با رویكرد تفسیر ماتریالیستى از قرآن منتشر كردند. ماجراى فكرى این طیف مى‏تواند دستمایه پژوهشى مفصل قرار گیرد كه با تحلیل وبازشناسى و ریشه یابى و درنگ بر پى آمدهاى چنین رویكردى مایه روشنگرى راه دوستداران اندیشه اصیل دینى گردد، به علاوه، راه را بر بازگشت دوباره رویكردهایى هم سنخ با آن را در فضاى اندیشگى جامعه مسدود كند.

6

زندگى فرهنگى و فكرى استاد «مرتضى مطهرى» سرشار از این دست فرازهاى زیباست اما در این جا دوست دارم بر این نكته تأكید كنم كه گرچه آن آینه دار خرد و روشنى را در فلسفه و فقه و تفسیر و كلام و اصول شأنى پر ارج و والا ست، اما براى من و امثال من در دنیاى پر تنش امروز ـ كه شاهد ظهور نه به نوعى موج‏ها و جریان‏ها و نحله‏هاى گونه گونیم ـ آن بخشش از زندگى پر بركت ایشان جذاب‏تر است كه به حضور هوشمندانه در زمان و زمان‏شناسى مربوط مى‏شود، شاید در مجالى دیگر به جلوه‏هاى دیگرى از داد و ستد فكرى و تعامل فرهنگى استاد با شخصیت‏ها و جریان‏هاى فكرى بپردازم اما به اجمال اشاره مى‏كنم به، نحوه تعامل ایشان با شخصیت هایى چون مهندس بازرگان، دكتر سحابى، دكتر شریعتى، دكتر زرین كوب، دكتر معین، آیت الله صالحى نجف آبادى، دكتر سید حسین نصر و ماجارهاى فكرى جذابى چون ماجراى مجله زن روز و نوشتن مجموعه مقالات نظام حقوق زن در اسلام، نقد ایشان بر فیلم پورونوگراف آن روزگار، ماجراى كتاب مسئله حجاب و پاسخ‏هاى استاد به دیدگاه‏هاى متحجرانه یكى از فضلا، قضیه كتاب سوزى ایران و مصر و شكل‏گیرى خدمات متقابل اسلام و ایران، قصه دانشكده ادبیات و چالش با آریانپور، حكایت «داستان راستان» و چشیدن ملامت ظاهر بینان پرت افتاده از زمان و همین گونه شیوه حضورشان در عرصه مبارزه سیاسى كه از مجموعه این حركت مى‏توان به روح والا، دل دردمند و سر پرشور و جان سرشار از خرد ورزى و زمان‏شناسى آن عاشق غریب و آن فرزانه فقید پى برد كه با تمام توش و توان، به علم و عمل و صدق و صفا و عشق ورزى در روزگار غربت دین به مرزبانى آفاق اسلام اصیل برخاسته‏اند، اسلام زلال و بى غبار كه نه به تحجر و پیرایه و خرافه تن مى‏دهد نه به مسخ و استحاله و التقاط.
جالب این است كه استاد ـ در گفتارى مشهور ـ از دو طیف «منافقان زیرك» و «زاهدان احمق» یاد مى‏كنند كه در طول تاریخ براساس اصیل تاخته‏اند. با این همه، از دو نكته مهم نباید غفلت ورزید؛
اول آن كه نباید با اغراق‏ها و مبالغه‏ها، بزرگان را در مقام معصوم نشاند و راه را بر نقد تفكر، متد فكرى و بررسى نقص‏ها و كاستى‏هاى محتمل بست. هر گونه اغراق درباره انسان‏هاى والا ـ در هر عرصه‏اى ـ در مرتبت نخست، ظلم به خود آن شخصیت هاست، و در مرتبت بعد ظلم به انسانیت و حق پرستى. گناه محبان غالى كه از مبغضان و دشمنان قسم خورده نیست !
نكته دیگر آن كه، هر گونه تلاشى در مصادره فرزانگانى نظير استاد مطهرى به نفع جناح‏ها دسته‏هاى سياسى ـ در واقع ـ خيانتى است به مطهرى و آرمان و ایمانش؛ فرو كاستن و تقلیل و تنازل اندیشه‏هاى والاى اوست به سطح نازل تنازعات و روز مرگى هایى كه در بسیارى از موارد ـ به تعبیرحضرت روح الله ـ ریشه در نفس پرستى و شرك دارند.

7

فارغ از داورى درباره همه این ماجراهاى فرهنگى و فكرى، جنس مواجهه استاد با چنین قضایایى ـ در نوع خود ـ درس‏آموز است و از جمله درس‏ها این كه در روزگار نو و در مواجهه با صورت‏هاى نو به نو از تردید و تشكیك و انكار، به جاى طرد و تكفیر باید پرسش‏ها و شك‏ها و انكارهاى نهفته در این رویكردها را شكافت و به آن پاسخ روشن و مسئول داد و به جاى زخمى كردن افراد ـ كه اغلب برانگیختن عنادها وعصبیت‏ها را در پى دارد ـ باید به ریشه‏ها، زمینه‏ها و جریان‏ها پرداخت تا راه، خضوع در برابر حقیقت مسدود نگردد.
به علاوه، باید از استاد فقید آموخت كه دانشوران دردمند ـ خود ـ به سراغ پرسش‏ها و تردیدها مى‏روند، كه پرسشگران این روزگار، بیش‏تر و پیش‏تر از پرسشگرى سوداى پاسخ در سر دارندو عجول‏تر از آنند كه پرسش‏ها را در كوره درنگ‏ها و دانشورى‏ها و رجوع به عالمان به پاسخى اصیل برسانند،به تعبیرى بهتر، عالمان ژرف نگر ـ خود ـ پرسش‏هاى خفته و نهفته را باور مى‏كنند كه طبیبان دوّار و دریاب‏اند!
سخن آخر آن كه اكنون سى سال از كوچ مطهرى گذشته است، بسیارى از مخاطبان او در ماجراهاى فكرى ـ نیز ـ در گذشته‏اند جریان‏هاى فكرى ـ اما ـ هم چنان در آمد و شدند؛ با تفسیرهاى محیر العقول‏تر از دین و عرفان و ادبیات، این بار اما بُن مایه‏هاى ماتریالیستى از قبله شرقى رو برگردانده و سر و دل به آرمان شهر غربى سپرده‏اند .
اكنون از این چشم انداز زمانى، به روشنى مى‏توان دید كه آن شیخ شهید نماد «عقل سرخ» است و این تعبیر به گمان من ـ با سویه‏هاى اشراقى و ایرانى اش ـ زیباترین و موجزترین تعبیرى است كه زندگى و مرگ استاد «مرتضى مطهرى» را بیان مى‏تواند كرد.
راستى را، اكنون غیاب چشمان بیدار و درخشنده آن «عقل سرخ» بیش‏تر حس مى‏شود ؛ روز به روز بیشتر و بیشتر !
موج‏هاى همهمه و تشویش...
سطرهاى دغدغه و تردید...
خط‏هاى دل فریب شكست...
به همین سادگى
ـ آرى ـ
ما مرغان درنگ و رنگ
در حاشیه غبار و رؤیا غنودیم،
وقتى آن سیمرغ بى قرار
به قاف ابد در آویخت ؛
شوریده
در بارانى سرخ...

پى‏نوشت‏ها:

1ـ علل گرایش به مادیگرى، ص 15.
2ـ این پنج گفتار بعدها در كتابى با نام «عرفان حافظ» منتشر شد.
3ـ علل گرایش به مادیگرى، ص 26.
4ـ همان، ص 24.

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما