مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
صدور حکم جلب سیار 14 متخلف فوتبال
رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از صدور حکم جلب سیار 14 متخلف خبر داد و گفت: به زودی اسامی 68 نفر از...
به خاطر بی‌پولی به دادگاه نمی‌آمدم
یکی از متهمان پرونده با بیان اینکه به خاطر مشکلات مالی در جلسه قبلی غیبت داشتم، گفت: کارمند بیمه بودم...
اسامی برخی مدعوین مراسم افتتاحیه مجلس نهم
رؤسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص، فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دفتر رهبر...
حمایت اعضای گروهک منافقین از خواننده هتاک
اعضای گروهک منافقین به حمایت از ش.ن خواننده هتاکی پرداختند که چندی پیش ترانه‌ای با مضمون جسارت به ساحت...
مردی که گوشت انسان را بجای گوشت بوقلمون می فروخت!!
رسانه های چینی از دستگیری مردی آدمخوار خبر دادند كه علاوه بر خوردن گوشت قربانیانش بقیه آن را در بازار...
ربع پهلوی سوژه رسانه های ضدانقلاب
فرزند شاه مخلوع ایران ، طی دو سال گذشته از فتنه 88 و با اضافه شدن قوای کمکی اصلاحات به این جریان ، تشکیل...
واکنش ایران به وزیر دفاع صهیونیستها
مضحک آنست که این اظهارات فتنه جویانه و ادعاهای بی‌اساس علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌يي ایران توسط مقامات...
افزایش سرمایه بانک‌ها از منابع صندوق توسعه
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه حجم نقدینگی در پایان فروردین ماه سال جاری به 357 هزار و 800 میلیارد...
بی تابی صهیونیست ها برای آگاهی از زیر و بم مذاکرات 5+1
به دنبال پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای در بغداد، نماینده ی آمریکا در امور هسته‌ای ایران بلافاصله به اسرائیل...
مشکلات جدید مجری سابق"هفت"
مدیر تولید سریال "فصل بی‌پروایی" با اشاره به اینکه قرار بود تولید این مجموعه از اواخر اردیبهشت ماه به...
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا برگزار می‌شود
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا (یکشنبه) در صحن علنی پارلمان با حضور منتخبین ملت و برخی از مسئولان کشور...
مهار افزایش قیمت بنزین در فاز دوم
همزمان با آغاز شمارش معکوس افزایش قیمت بنزین در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، توسعه سامانه کیف الکترونیکی...
مهمترین عناوین برخی روزنامه‌های امروز
برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور مهمترین عناوین خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.
کوهنورد زن ایرانی، موفق به فتح قله اورست شد
پروانه کاظمی، کوهنورد ایرانی، موفق به فتح قله اورست شد.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 289    شنبه 20 فروردین 1390 

چیستی روشنفکری


چیستی روشنفکری

روشنفکری ازدو کلمه «روشن» و «فکر» و «یای نسبت» ترکیب شده است،‌و مفهوم آن پرواضح است: فکری که روشن است، نور دارد، تاریک نیست. با روشنائیها اتصال دارد،واقعیتها را درک می‌کند، دوست و دشمن را می‌شناسد، نور می‌دهد، روشنگر است، تاریکی وجهل را می‌زداید.
و حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ نیز که یک روشنفکر راستین است می‌فرماید: «من با نور الهی و روشنگری خدایی به راه افتادم آنگاه که همه ایستادند و توقف نمودند»[1] و راه رسیدن به واقع‌بینی و روشنفکری، را تقوا و پرهیزکاری معرفی می‌فرمایند: «کسی که تقوی پیشه کند و از خدا بترسد، خدا او را از فتنه‌ها رهایی داده و نوری در دل تاریکیها، به او می‌بخشد»[2] با توضیحات یاد شده، روشنفکران قشر خاصی نباید باشند، رشته جدابافته‌ای نیستند، هر آن کس که روشن ضمیر و واقع‌بین باشد، مصالح و مفاسد را بشناسد، آینده‌نگر باشد، دوست و دشمن را بتواند درک کند روشنفکر است.[3] البته در این میان کسانی نیز با ادعای روشنفکری در واقع به دور از تمامی خصوصیات یک روشنفکر در صحنه‌های تاریخ ایران وارد شدند ولی نتوانستند ماهیت واقعی خود را پنهان نمایند لذا لازم است در شناخت و تمیز این افراد دقت بسیار نمود.
ما روشنفکرانی را که در یک قرن اخیر نقش حساس و مهمّی حرکتهای سیاسی و اجتماعی داشتند را به دو گروه تقسیم می‌کنیم:
1 . گروهی که دنباله‌رو روحانیت شیعه بودند و انگیزه آنها حفظ دین و مبارزه با فساد و جنایات رژیم‌های مستبد بود این طیف از روشنفکران باکسب قدرت ویژه توانسته‌اند نقش حساس و مهمی در حرکت‌های سیاسی ـ اجتماعی یک قرن اخیر بازی نمایند و به همین دلیل است که هر زمان که روحانیون شیعه ایران با قدرت سیاسی حاکم به مبارزه پرداخته‌اند قدرت سیاسی نبرد را باخته است قدرت روشنفکران روحانی و کسانی که مانند آنها می‌اندیشیدند قابل قیاس و برابری با قدرت رهبران سیاسی غیر مذهبی نیست و همین امر موجبات رشک و حسد آنها را فراهم نموده و در عین نیازی که به آنها داشته‌اند هر زمان که توانسته‌اند در حذف آنها و خیانت به آنها دریغ نکرده‌اند.
2 . گروه دیگر رهبران سیاسی غیر مذهبی بودند که از اینان بیشتر می‌توان با عنوان رهبران ملی نام برد این رهبران که عموماً لیبرال و غربزده بودند و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن غرب بودند و بسیاری از نظریات خود را با الهام از جامعه اروپایی کسب کرده بودند. به این نتیجه رسیده بودند که بدون حمایت روحانیون و علماء امکان ندارد، با توده‌های مردم ارتباط برقرار کنند و آنها را به حرکت درآورند فلذا با آنها یک نوع تفاهم تاکتیکی برقرار کرده تا آنها فعالانه توده‌های مردم را در جهت نیل به اهداف ملّی تحریک نمایند. نهضت مشروطه و ملی شدن نفت از جمله مواردی است که روحانیون نقش رهبری مردم را بر عهده داشتند و رهبران غیر مذهبی میوه‌چینان آن جنبشها بوده‌اند. از طرف دیگر روحانیون برای رژیمهای سیاسی از همه مخالفین خطرناکتر بوده‌اند زیرا که آنها کمتر اهل سازش و تسلیم بوده و نه تنها با دوز و کلکهای ماکیاولی آشنا نبوده بلکه اصولاً در مفهوم و معنای ماکیاولی تربیت سیاسی نیافته‌اند و اگر هم وارد گود سیاست می‌شوند صرفاً به این دلیل است که برای ملت و مذهب احساس خطر می‌نمایند.[4] اگر یک قرن به عقب برگردیم، به روشنی می‌توان سیر تکاملی روحانیت مبارز را با یک هدف ولی با شیوه‌های متفاوت و آن هم تحت تأثیر اوضاع و احوال زمان خود مشاهده کرد، هدف همه آنها اجرای شریعت اسلامی،‌و برقراری حکومت عدل الهی وکوتاه کردن دست بیگانگان و استعمارگران بوده است. سید جمال‌الدین اسد آبادی برای رسیدن به این هدف تلاش خود را در نصیحت،‌هدایت و تشویق حکام کشورهای اسلامی در ایجاد وحدت جهان اسلام قرار داده بود و بیهوده تلاش می‌کرد که شاهان ایران و امپراطوران عثمانی و خدیوهای مصر را نصیحت نموده و آنها را وادار کند که در مقابل سیل بنیان‌کن فرهنگ و تمدن غربی مجدداً به دژ مستحکم فرهنگ و تمدن اسلام پناه برند.[5]
اما لیبرالها در عمل و حتی در میان ایده و نظر عکس سید جمال و روحانیت شیعه عمل می‌کردند در این مورد گفته مهندس بازرگان قابل توجه است که می‌گوید: «زندگی که ما امروز داریم همه‌اش فرنگی است طرز فکر ما، درس خواندن ما، مبارزة ما،‌انقلاب ما، ضدیت ما با استعمار و استثمار، تمام ارمغان غرب است.»[6]
روحانیت صدر مشروطیت که از شاهان بریده بودند به دو دسته تقسیم شده، دسته‌ای همچون مرحوم بهبهانی و طباطبائی درصدد محدود کردن قدرت پادشاهان خودکامه وکسب و تضمین برقراری نظامی دموکراتیک و یاددادن حق نظارت به مجتهدین بودند به این امید که از وضع و اجرای قوانین خلاف شرع و اسلام جلوگیری گردد. ولی در همان حال میدان را به لیبرالها و غرب‌زده‌ها سپرده و خود کناره گرفتند. دسته دیگر چون مرحوم شیخ فضل الله نوری که از حاکمیت لیبرالیسم وحشت داشته و نگران بود،‌تلاش می‌کرد تا حکومت شرع اسلام برقرار شده، و عاقبت هم بر سر آن جان خود را فدا کرد.
مرحوم آیت الله کاشانی راه را درهمراهی و مساعدت، با لیبرالها برای کسب آزادی و کوتاه کردن دست بیگانگان دیده براین امید که با نظارت و تلاش خود متعاقباً در ایجاد حکومت با قوانین اسلامی موفق گردد ولی غافل از آنکه لیبرالها دیگر فرصتی به او و فدائیان اسلام نخواهند داد که به خواسته خود برسند و از روحانیت صرفاً به عنوان نردبانی برای رسیدن به رهبری مردم و قبضه کردن قدرت بهره خواهند برد. امام خمینی(ره) که تاریخ پر از تجربه روحانیت مبارز را پشت سرگذاشته بود، در این زمان خود رأساً رهبری را بدست گرفت و اجازه نداد که دیگران از جمله لیبرالها در رهبری و بهره‌برداری از ثمره مبارزات مردم شریک شوند.[7]
و پس از انقلاب روشنفکران، مانند گذشته با پیروی از امام و تکیه بر اصول و مبانی دینی و اسلامی، انقلاب را به پیش می‌برند که برای حفظ انقلاب از جان خویش نیز دریغ نداشته و ندارند، شخصیتهایی که اوائل انقلاب به شهادت رسیدند مانند شهید مرتضی مطهری، شهید باهنر،‌شهید رجایی، شهید مفتح، شهید بهشتی، و ... و رزمندگانی که پیرو راستین امام و شهدا بودند و در طول هشت سال دفاع مقدس در حفظ نظام و انقلاب کوشیدند و شخصیت‌های برجسته‌ای که امروزه برای رشد و تکامل انقلاب می‌کوشند از جمله مقام معظم رهبری، آیت الله جوادی آملی، آیت الله مصباح یزدی و ....از چهره‌های درخشان حوزه و دانشگاه که به چیزی جز حفظ و تداوم ثمره خون شهدا (انقلاب) نمی‌اندیشند.

رنج معنویت روشنفکری

جنگ‎های صلیبی و آشنایی با مظاهر تمدن اسلامی، فتح قسطنطنیه به‎دست مسلمانان و مهاجرت هنرمندان و عالمان آن‎جا به کشورهای غربی، کشف آمریکا، ماجراجویی‎های انسان غربی و دریانوردی‎ها، انقلاب کپرنیکی، کشورگشایی‎ها، انقلاب صنعتی، اوج‎گیری تب طلا و استعمار کشورهای دیگر، از جمله عواملی بود که ذهن و فکر انسان غربی را در برابر وحی، معرفت دینی و الهی و ایمان تقلیدی مسیحی دچار تزلزل و تردید ساخت؛ این تردید، تولد و زایش فرهنگ و تمدن نوینی را در تاریخ بشر موجب شد که از آن به رنسانس یاد می‎شود. رنسانس دو جریان فکری نوین را پدید آورد که باعث پیدایش جریان روشنفکری در غرب شدند:
الف- عقل‎گرایی که با دکارت آغاز شد و با افرادی نظیر اسپینوزا و لایب‎نیتز ادامه یافت و با هگل به تمامیت خود رسید.
ب- حس‎گرایی که با فرانسیس بیکن آغاز شد و از آن پس با شخصیت‎هایی نظیر لاک، برکلی، هیوم و جان استوارت‎میل ادامه یافت و درنهایت پس از تحولاتی چند، به‎عنوان دیدگاهبرتر،برحوزه‎های علمی غرب چیره شد.
روشنفکری اصطلاحی است که از غرب سربرآورده و لازم است که در بستر غربی‎اش خوب شناخته شود. روشنفکری در غرب در یک سیر تاریخی معین و معلوم و در بستر تحولات سیاسی – اجتماعی و فکری خاص به‎وجود آمد. شناخت این شرایط تاریخی و تحولات سیاسی، اجتماعی و فکری بسیار با اهمیت است، اما آن‎چه من به آن خواهم پرداخت، وجوه مثبت و منفی روشنفکری در غرب است.
در غرب قرون وسطی، به‎عنوان مثال در حوزه معارف و علوم، عالم به‎جای این‎که دنبال پیدا کردن حقیقت باشد، به آن‎چه در کتب درسی و سنت علمی حاکم وجود داشت، تعصب می‎ورزید. روشنفکری ابتدا از حوزه علم و با همت کسانی چون گالیله و کپرنیک آغاز شد. با چنین رویکردی، این دانشمندان مقابل جریان کلیسا قرار گرفتند. کلیسا در قرون وسطی یک نهاد بود نه یک مدرسه. ما در اسلام چیزی معادل کلیسا نداریم. حوزه‎های علمیه آکادمی هستند؛ یعنی محل عالم‎پروری به‎شمار می‎آیند، اما کلیسا ربطی به‎علم ندارد، یک نهاد است و یک سازمان. این سازمان خودش را بر زندگی جمعی مردم قرون وسطی تحمیل کرده بود و بی‎انصافی‎های عجیبی نیز از آن سر می‎زد.
در دورانی که کلیسا حاکم بود، دانشگاه‎های غرب فقط سه رشته تحصیلی داشتند، یکی الهیات کلیسای رومی، یکی قوانین رومی و یکی هم طب. غیر از این علوم هیچ چیز دیگری اجازه نمی‎یافت به‎عنوان یک درس تعلیم داده شود؛ حتی ریاضیات، نجوم، فیزیک وفلسفه.
نخستین رگه‎های نهضت روشنفکری، قرن‎ها پیش از عصر روشنگری، یعنی در دوران رنسانس قابل ردیابی است. خردگرایی، رهایی از سنت فکری و مرجعیت کلیسا، تکیه بر عقل و تجربه بشری، نقد اندیشه، شکاکیت، علم‎گرایی افراطی و پشت‎کردن به ماوراء‎الطبیعه، همه از ویژگی‎های دوران پس از رنسانس است. از همه مهمتر، رواج الحاد و بی‎دینی و انواع مکاتب دینی ضدکلیسایی بود؛ چراکه برخی از اندیشمندان می‎خواستند در عین مخالفت با کلیسا، به نوعی دین خودساخته یا خدای تنهای غیرکلیسایی، پایبند بمانند که مکتب‎های دئیسم (Deism) و تئیسم (Theism) از این دسته‎اند.
به تدریج با پیشرفت‎هایی که در علوم و صنایع پدید آمد، انسان بیش از گذشته مورد توجه و تمرکز قرار گرفت و آن‎چنان بر مسند رفیعی نشانده شد که جای خدا را گرفت که سرآغاز اومانیسم بود. این تحولات در قرن 17 و 18 که به عصر خرد مشهور شد با سرعت بیشتری دنبال گردید و مقولاتی چند نیز بر آن‎ها افزوده شد. بحث‎های تازه پیرامون آزادی، طبیعت، جامعه، قانون، حقوق انسانی، حکومت، ترقی، مالکیت و... رواج یافت و بدین‎سان قرن 18 به‎نام عصر روشنگری شناخته شد.
روشنفکری غربی به ‎نیت یافتن حق پیدا شد، ولی راه را گم کرد و در فهم حقیقت، از آن‎جا ‎که از خرافه‎های کلیسا خیلی آزرده بود، نه تنها درصدد برنیامد که این خرافه‎ها را کنار بگذارد و حقایق مربوط به هستی انسان را درک کند، بلکه اصلا کل این مباحث را دور ریخت و به‎عنوان یک «تابو» به آن نزدیک نشد. لذا روشنفکر غربی آدمی نیست که علیه دین برهان بیاورد، بلکه می‎گوید من نسبت به صحت این‎ها اطمینان ندارم. این‎که می‎گوید اطمینان ندارم، یعنی اصلا نمی‎خواهد اطمینان داشته باشد، نه این‎که رفته و جست‎وجو کرده باشد، بلکه اصلا حاضر نیست وارد بحث شود و این‎ها تابو هستند. با این‎گونه افراد می‎توان بحث کرد، اما اکثر روشنفکران غربی، اصلا وارد این مباحث نمی‎شوند و می‎گویند که ما چیزی را استشمام نمی‎کنیم.
اما سرگشتگی بشر نسبت به اخلاق و معنویت و گم‎گشتگی انسان دور از دامن دین، همچنان باقی است. به تعبیر فرانکلین بومر چهار دوره بر روشنفکری مغرب‎زمین گذشته است:
اول، دوره شکاکیت که نماینده‎اش رابرت بویل شیمیست مشهور است و کتابی به‎نام «شیمیست شکاک» دارد.
دوم، دوره دئیسم یعنی نفی مسیحیت و قبول خدا که نماینده‎اش ولتر در قرن هیجدهم است.
سوم، دوره الحاد صریح که نمایندگانش هاکل، بوخنر و فوئرباخ‎اند در قرن نوزدهم هستند.
چهارم که دوره حسرت و رنج از فقدان معنویت است که نماینده‎اش آرتور کوستلر در قرن بیستم است.

پی نوشتها:

1- دشتی، معجم المفهرس، نهج‌البلاغه، خطبه 37 / 1.
2- دشتی، معجم المفهرس، نهج‌البلاغه، خطبه 183 / 12.
3- محمد دشتی، مذهب روشنفکری، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ اول 1373، صفحات 15 ـ 13.
4- محمدی،‌منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، صفحة 96،‌تهران،‌انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، 1365.
5- محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 96، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، سال 1365.
6- محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 132، تهران،‌انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، سال 1365.
7- محمدی، منوچهر، تحلیلی بر انقلاب اسلامی، ص 97،تهران، چاپ اول، سال 1365.

منابع:
- رضوی، سعید: هفته نامه پنجره، 1388، شماره 5، مورخ : 1/5/1388
برای اطلاع بیشتر به کتاب مذهب و روشنفکری نوشته محمد دشتی و کتاب تاریخ معاصر آقای مدنی مراجعه بفرمائید.
عاطفه امینی

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما