مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات مقالات آموزشگاه رایانه اخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهاناخبار ایران و جهانبانک سوال و جوابجوان امروزدانلود نرم افزار

  اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی
 تبلیغات در سایت   
علائم ظهور
پیوندهای ویژه  
نخستين سلسله قدرتمند شيعه
نظارت بر اعمال شيعيان در عصر...
درماني‌آسان براي يبوست
7 عادت آدم‌هاي موفق
آثار تربيتى نماز
بسیار زیبا به رنگ سبز!
بناهای تاریخی اصفهان
دعا براي امام زمان عليه السلام...
دور افتاده
4‌ خطاي تغذيه‌اي ‌كه شما را...
تفسیر کلمه فتنه
نقاشی های تلفیقی و شگفت انگیز...
آسيب‏شناسى انقلاب اسلامى
پایتخت دولت مهدوی کجاست؟
اتصال به «شعوركيهاني»
آرايش ، چرا و چگونه؟
ارزش سجده
گل های بسیار زیبا، رنگارنگ و...
وادي السلام ، بزرگ ترين و قديمي...
ملائکه در خدمت امام زمان(علیه...
خطرات استفاده از کولر خودرو...
بصیرت چيست؟
پروردگار قبل از اینکه خدایی...
تصاویری زیبا از مراحل رشد یک...
مروري‌ بر تاريخ‌ رابطه‌ آمريكا...
داستان شهر عشق
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
گزارش تصویری  
اخبار تازه   
صدور حکم جلب سیار 14 متخلف فوتبال
رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال از صدور حکم جلب سیار 14 متخلف خبر داد و گفت: به زودی اسامی 68 نفر از...
به خاطر بی‌پولی به دادگاه نمی‌آمدم
یکی از متهمان پرونده با بیان اینکه به خاطر مشکلات مالی در جلسه قبلی غیبت داشتم، گفت: کارمند بیمه بودم...
اسامی برخی مدعوین مراسم افتتاحیه مجلس نهم
رؤسای قوای سه‌گانه، رئیس مجمع تشخیص، فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس دفتر رهبر...
حمایت اعضای گروهک منافقین از خواننده هتاک
اعضای گروهک منافقین به حمایت از ش.ن خواننده هتاکی پرداختند که چندی پیش ترانه‌ای با مضمون جسارت به ساحت...
مردی که گوشت انسان را بجای گوشت بوقلمون می فروخت!!
رسانه های چینی از دستگیری مردی آدمخوار خبر دادند كه علاوه بر خوردن گوشت قربانیانش بقیه آن را در بازار...
ربع پهلوی سوژه رسانه های ضدانقلاب
فرزند شاه مخلوع ایران ، طی دو سال گذشته از فتنه 88 و با اضافه شدن قوای کمکی اصلاحات به این جریان ، تشکیل...
واکنش ایران به وزیر دفاع صهیونیستها
مضحک آنست که این اظهارات فتنه جویانه و ادعاهای بی‌اساس علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌يي ایران توسط مقامات...
افزایش سرمایه بانک‌ها از منابع صندوق توسعه
رئیس کل بانک مرکزی با اشاره به اینکه حجم نقدینگی در پایان فروردین ماه سال جاری به 357 هزار و 800 میلیارد...
بی تابی صهیونیست ها برای آگاهی از زیر و بم مذاکرات 5+1
به دنبال پایان یافتن مذاکرات هسته‌ای در بغداد، نماینده ی آمریکا در امور هسته‌ای ایران بلافاصله به اسرائیل...
مشکلات جدید مجری سابق"هفت"
مدیر تولید سریال "فصل بی‌پروایی" با اشاره به اینکه قرار بود تولید این مجموعه از اواخر اردیبهشت ماه به...
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا برگزار می‌شود
مراسم افتتاحیه مجلس نهم فردا (یکشنبه) در صحن علنی پارلمان با حضور منتخبین ملت و برخی از مسئولان کشور...
مهار افزایش قیمت بنزین در فاز دوم
همزمان با آغاز شمارش معکوس افزایش قیمت بنزین در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها، توسعه سامانه کیف الکترونیکی...
مهمترین عناوین برخی روزنامه‌های امروز
برخی روزنامه‌های صبح امروز کشور مهمترین عناوین خود را به موضوعات زیر اختصاص دادند.
کوهنورد زن ایرانی، موفق به فتح قله اورست شد
پروانه کاظمی، کوهنورد ایرانی، موفق به فتح قله اورست شد.
فراخوان سوگواره امام علی النقی علیه السلام
ویژه نامه شهادت امام علی النقی علیه السلام
 
  دفعات نمایش: 553    سه شنبه 21 اسفند 1386 

جامعه متحد بر پايه انديشه آزاد شكل مي گيرد

(نگاهي به مقوله آزادي از ديدگاه علامه طباطبايي (ره) (قسمت دوم

مقدمه
آزادي يكي از مفاهيم اساسي و بنيادي در فلسفه سياسي محسوب مي شود، بسياري از مفاهيم و مسايلي مانند دموكراسي، جامعه مدني، دولت و حكومت، پيوند وثيقي با مفهوم آزادي پيدا مي كنند، مفهوم آزادي همچون مفاهيم حوزه علوم انساني عموماً ويژگي سهل و ممتنع را با خود همراه دارد و با وجود بداهت اين مفهوم در ميان انديشمندان و اتفاق نظر آنان در اصل وجود آن در عرصه عمل به آن اختلاف نظر و چالشهاي گوناگون فراروي آن قرار مي گيرد، لذا نمي توان انتظار داشت كه درباره اين مفهوم يا مفاهيم ديگر توافق اجماعي وجود داشته باشد، حتي مي توان ادعا كرد كه از يك مكتب و مرام نيز در فرايند زماني تفسير و تبيين هاي يكساني ارايه نمي شود و بر سر مسايل آن نيز توافق اجماعي به وجود نمي آيد، مناقشات فلسفي پيچيده مفهوم آزادي در حوزه علوم اجتماعي و انساني بوده است و انديشمندان غربي بيشترين مباحث را در اين زمينه ارايه داده اند، با وجود تأكيد گسترده بر اصل آزادي همچنان ميان انديشمندان غربي و شرقي درباره تعريف، حدود، قلمرو و ثغور آن اختلاف نظر وجود دارد و به نظر مي رسد دامنه اختلافها روز به روز گسترش هم مي يابد، در دو قرن اخير آزادي يكي از دغدغه هاي اصلي تمامي انديشمندان بوده است و هر انديشمندي به فراخور فهم و برداشت خود تعريف و تبييني از آن ارايه داده است.
 
آزادي از ديدگاه علامه طباطبايي (ره)

قلمرو آزادي

قلمرو آزادي در حقيقت تبيين كننده محدوده اي است كه مي توان در آن محدوده از آزادي دفاع كرد و آن را موجه جلوه داد، به عبارت ديگر با توجه به مباني آزادي كه در سطور پيشين به آنها پرداخته شد، بار ارزشي آزادي در محدوده خاصي معنا و مفهوم پيدا مي كند و در صورتي كه از آن محدوده نظري خارج شود، آن نوع آزادي با ارزش نخواهد بود، بدين سان مباني آزادي پايه و اساس قلمرو آزادي شمرده مي شود و از سوي ديگر قلمرو آزادي در عرصه هاي گوناگون بر اساس مباني تفسير و تبيين خواهد شد.

(الف) تكوين و تشريع آزادي انسان

در بحث تكوين، اين پرسش مطرح مي شود كه آيا انسان از آغاز خلقت آزاد آفريده شده است و آيا شعور و اختيار داشته است تا با اختيار خود بتواند درباره انجام و يا عدم انجام فعلي تصميم بگيرد؟ علامه طباطباعي در اين باره معتقد است انسان توانايي گزينش فعل و ترك را دارد، انسان با توجه به طبيعت وجودي و آفرينش خود، نسبت به آن امر در نقطه اي قرار مي گيرد كه محل تلاقي دو راه است؛ انجام دادن و يا ترك، بدين سان مي توان گفت انسان به صورت تكويني آزاد و مختار آفريده شده است و در انجام يا ترك فعل، انسان مقيد و وابسته به هيچ يك از دو طرف نيست؛ علامه مي نويسد: اين يعني آزادي تكويني(1).
در نگاه علامه طباطباعي لازمه آزادي تكويني آزادي تشريعي است، يعني اينكه انسان در زندگي اجتماعي خود آراسته به صفت آزادي است و حق دارد هر راهي را كه براي زندگي خود مطلوب مي داند، انتخاب نمايد، بر اساس آزادي تشريعي است كه هيچ يك از افراد بشر حق ندارد بر فرد ديگر سلطه داشته باشد و بر اثر اين سلطه مالك اراده او گردد.علامه براي اثبات اين مطلب از آيه 64 آل عمران كه مي فرمايد «ولا يتخذوا بعضنا بعضا اربابا من دون الله» استفاده مي كند و معتقد است، چون همه بني آدم افرادي مثل هم هستند سروري و آقايي بر يكديگر ندارند(2) البته در آيات ديگر از اين آزادي به عنوان تكليف براي بندگان ياد شده است و از آنجا كه انسانها مخلوق خداوند هستند، آزادي انسانها نبايد با حق الهي معارض باشد و در صورتي كه با حق الهي در تعارض باشد، از اعتبار ساقط است.

(ب) قوانين آفرينش و آزادي انسان

انسان در برابر برخي از علل و اسباب آفرينش، هيچ گونه آزادي و اختيار ندارد و آن اسباب و علل احاطه كامل بر انسان دارد، به طور مثال انسان در اصل آفرينش خود آزادي ندارد و نمي تواند تصميم بگيرد كه آيا اختيار داشته باشد يا نه؟ و وقتي انسان به عرصه وجود پا نهاد، نمي تواند مثل حيوانات و يا گياهان زندگي كند، ممكن است در اينجا اين پرسش مطرح شود؛ اين گونه تصورات نسبت به علل اسباب آفرينش زماني بوده كه انسان طبيعت را زير سلطه خود نياورده بود، ولي هم اكنون انسان قدرت فراواني براي سلطه بر طبيعت، حتي ايجاد دگرگوني بر آن دارد و قواعد و قوانين خلقت نمي تواند مانع و محدوديتي براي انسان به ارمغان بياورد، علامه در پاسخ به پرسش مذكور معتقد است كه شايد در آينده نيز بر اثر پيشرفت علم و دانش بشري، سلطه آن بر طبيعت بيشتر باشد، ولي تمام اين موارد از اموري هستند كه نظام خلقت به انسان اعطا كرده است و انسان هم اكنون در دايره دارايي كه نظام آفرينش به او بخشيده است، مشغول حركت و فعاليت است و نه خارج از آن(3) علل و اسباب، انسان را به سيستم هايي مجهز ساخته است كه نيازمنديهاي انسان و نارسايي هاي وجودي انسان را به او يادآوري مي كند و انسان را به انجام برخي از فعاليتها بر مي انگيزاند و براي برطرف شدن كمبودها و نيازهاي او مؤثر است.
به طور مثال حس تغذيه، تشنگي و گرسنگي را به انسان يادآور مي شود و انسان بر اساس امور تشريعي و تكويني به دنبال سيراب و سير كردن خود مي رود، علامه معتقد است كه علل و اسباب به صورت تشريعي نيز اموري را كه مصلحت واقعي دارند، بر انسان واجب مي كنند، به گونه اي كه انسان نمي تواند آنها را آشكار نمايد و يا خود را از آنها بي نياز بداند، مانند خوردن و آشاميدن و پرهيز از گرما و سرما و دفاع در برابر هر آنچه با منافع وجود او در تضاد است؛ علامه علل و اسباب را به سمت و سوي زندگي اجتماعي نيز سوق داده و معتقد است، همين علل و اسباب بوده كه اين لزوم تأسيس جامعه خانوادگي و مدني (مراد از مدني اجتماعي كه بزرگتر از خانواده و از قبيل روستا و شهر و كشور باشد) و حركت در مسير همكاري و همياري با ديگر همنوعان را هموار كرده است(4) بدين سان تشكيل جامعه و اجتماع انساني يكي از موارد و علل مي باشد كه محدوديت و مانعيت در برابر آزادي اوليه انسان ايجاد مي نمايد.

(ج) تشكيل جامعه و آزادي انسان

همانگونه كه مطرح شد، تكوين و نظام خلقت به انسان اختيار و آزادي اعطا كرده، علامه معتقد است همان آفرينشي كه به انسان اختيار و آزادي داده، آزاديهاي انسان را نيز محدود مي كند، در حقيقت نظام خلقت و تكوين از يك سو به انسان اراده و آزادي بخشيده و از سوي ديگر انسان را فطرتاً مدني الطبع و اجتماعي آفريده است، تركيب اين دو حالت (صاحب اختيار و آزادي بودن و اجتماعي بودن انسان) موجب مي شود كه انسان از برخي آزاديها محروميت داشته باشد، علامه اين محدوديت را از دو جهت بيان كرده است. (5)
(الف) ... جامعه با افراد تشكيل مي شود و اين تشكيل زماني بقا و دوام خواهد داشت كه افراد حقوق متقابل همديگر را رعايت نمايند، در اين صورت انسان براي ديگران كار مي كند، آنچنان كه ديگران براي او كار مي كنند، همان ميزان كه ديگران نفع مي برند او نيز ببرد و به همان ميزان كه ديگران از آزادي عمل محروم مي شوند، وي نيز محروم شود، در اين صورت انسان آزاد نيست كه هر فعلي و عملي خواست انجام دهد، بلكه حيطه آزادي فرد محدود به عدم تزاحم با آزادي ديگران مي شود و در صورتي كه آزادي فردي با منافع ديگران تزاحم داشته باشد، محدود مي شود، بنابراين محروم شدن از برخي آزاديها براي دست يافتن به برخي ديگر از آزاديها اصل كلي جامعه تلقي مي شود.
(ب) در جامعه انساني، صرفاً چنين افرادي كنار هم نيستند و از سوي ديگر اجتماع انسانها در كنار همديگر در صورت نبودن مقررات و قوانين دوام و بقا نخواهد داشت، لذا علامه معتقد است سنن و قوانين موجود در جوامع تضمين كننده منافع عمومي جوامع است، فرقي نمي كند كه اين جامعه زندگي اجتماعي عالي و مطلوب داشته باشد و يا زندگي پست و انحطاط يافته، طبيعي است كه احترام و حفظ قوانين، قواعد و سنن در جامعه موجب مي شود كه آزادي انسانها سلب و يا محدود شود، بنابراين قانونگذاران و پايه گذاران سنن و مقررات اعم از اينكه توده مردم باشند و يا بر اساس سيستم نمايندگي عده اي از افراد باشند و يا حكومتهاي سلطنتي واضع قوانين باشد و يا اينكه در حكومتهاي ديني و الهي خدا و رسول او پايه گذاري قوانين و سنن باشند، قواعد و قوانين وضع شده، مردم آن سامان و ديار را از برخي از آزاديها محروم مي كند هر چند اين محروميت علي الظاهر حرمان هست، ولي بدين وسيله برخي ديگر از آزاديها حفظ خواهد شد و سرانجام موجب بقا و دوام نسل انساني خواهد بود...

خالق آفرينش و آزادي انسان

علل و اسباب مذكور در سطور پيشين، از مصاديق اراده و يا اجازه خداوند قادر است، در آموزشهاي توحيدي، پروردگار متعال مالك و اختيار دار مطلق و مالك نظام هستي است و براي غير خدا جز مملوكيت چيز ديگري وجود ندارد، بدين سان خداوند خالق هستي است و بهتر از هر كس مي تواند قواعد، قوانين و مقرراتي كه با آفرينش تطابق دارد، وضع نمايد، امكان ندارد خالق هستي قواعد مناسب با اين هستي را به انسان عرضه نكرده باشد. فلسفه ارسال رسل نيز در اين راستا قابل توجيه است، بنابراين انسان بايد به دنبال دستورات و روش ارايه شده از سوي خالق هستي باشد و در برابر دستورها و اوامر خالق هستي، هر گونه آزادي قابل تصوري از انسان نسبت به پروردگار خويش سلب مي شود، در اين صورت رابطه انسان با خداي خود رابطه انسان مكلف با خالق خويش خواهد بود كه خالق هستي براي سعادت و كمال انساني قواعد و احكامي را وضع و تشريع كرده است و انسان نيز موظف به انجام اين تكاليف مي باشد، ممكن است اين پرسش مطرح شود كه در صورتي كه انسان مكلف باشد، ديگر آزادي براي او معنا نخواهد داشت، آنچه از متون ديني استفاده مي شود، اين است كه مكلف بودن انسان در درجه اول مجبور بودن انسان را تداعي نمي كند، زيرا خداوند در كنار اختيار و آزادي تكويني انسان، تكليف را نيز براي وي جعل نموده است، لذا اگر انسان به صورت آزادانه به سمت و سوي عمل و انجام تكاليف مي رود و در آن صورت اعمال او ارزشمند خواهد بود، در نتيجه انسانها در برابر خداوند متعال و اوامر و نواهي او و همين طور پيامبر و جانشين هاي آنان آزادي عمل نخواهند داشت و علامه معتقد است كه هيچ كس در برابر مطالب حقي كه پيامبران مي آورند و به سوي آن دعوت مي نمايند، داراي آزادي نيست و آيه «اطيعوا الله واطيعوا الرسول» نيز با صراحت تمام بر اين مطلب دلالت دارد.(6)

آزاديهاي اجتماعي

هدف از آزاديهاي اجتماعي در آموزه هاي شيعي و نگاه علامه طباطبايي، ايجاد ارتباط ميان امت اسلامي جهت دستيابي به كمال و سعادت دنيوي و اخروي است، علامه براي اثبات ديدگاه خود از آيه «يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا واتقوا الله لعلكم تفلحون»(7) استفاده مي كند، ايشان از واژه رابطوا معناي ارتباط با يكديگر اراده مي كند و نتيجه مي گيرد كه افراد جامعه در تمام زمينه هاي زندگي دنيوي و ديني و كارهاي خودشان ارتباط برقرار مي كنند، اعم از اينكه در حالت سختي و گرفتاري باشند و يا در حال آسايش و راحتي. در نگاه علامه هدف نهايي ايجاد ارتباط دستيابي به سعادت دنيوي و اخروي است و مراد تنها سعادت دنيوي نيست، وي مي نويسد: از آنجايي كه منظور از برقراري چنين ارتباط و پيوندي دستيابي به سعادت دنيوي و اخروي است و الا اگر مقصود رسيدن به سعادت در دنيا و آخرت نباشد، چنين پيوند و ارتباطي فقط قسمتي از سعادت دنيوي را تأمين مي كند كه آن هم سعادت حقيقي به شمار نمي آيد، لذا پس از اين اوامر اين جمله آمده است كه «واتقوا الله لعلكم تفلحون» يعني پيوند و ارتباط شما با يكديگر بر پايه الهي استوار باشد تا سعادت حقيقي و رستگاري كامل حاصل شود.(8) در نگاه علامه صفت اجتماع به تمام نواميس و قوانيني كه ممكن است به صورت اجتماع انجام شود، اطلاق مي شود(9) البته به مقتضاي اينكه هر يك از اين قواعد و قوانين چه نوع اجتماعي را لازم دارند و به حسب اينكه براي تشكيل اجتماع چه نوع اوامر و دستوراتي مناسب است، تفاوتهايي وجود دارد.

آزادي عقيده...

... عقيده يعني پديد آمدن ادراك تصديقي در ذهن انسان. عقيده يك فعل و عمل اختياري نيست كه بشود افراد را از آن منع كرد و يا به كسي اعطا كرد و اجازه عقيده داشتن داد، آنچه قابل اجازه و منع است، التزام به يك سلسله اعمالي است كه از عقيده ناشي مي شود؛ مثلاً دعوت كردن به آن عقيده، قانع ساختن مردم نسبت به يك عقيده نوشتن و يا نشر آن(10) آنچه در مسأله آزادي انديشه و عقيده مهم مي باشد، نحوه حصول به عقيده است آموزه هاي ديني راههاي صحيح وصول را توصيه مي كند و بدين ترتيب انديشه برتر براي حصول به عقيده صحيح لازم و ضروري است، علامه طباطبايي بر اين باور است انساني كه برپايه تفكر و انديشه آزاد باشد و انساني كه با عقل و فكر آزاد و از روي تأمل و تعمق عقيده اي را براي خود انتخاب نمايد، مورد قبول و پذيرش است، البته اين نوع انديشه و تفكر در آموزه هاي علامه تطابق داشتن با فطرت است، به عبارتي بهتر اينكه دين و آموزه هاي ديني براي آنكه در معارف اسلامي و زير بنايي مردم را گرد يكديگر جمع كند و بين آنها پيوندي محكم برقرار سازد، بناي خود را بر اساس فطرت و حقيقت نهاده است، بنابراين ديني كه بر اساس فطرت و حقيقت باشد، موجب مي شود انسانهاي مختلف از لحاظ فكري و روحي و عقيدتي همرنگ يكديگر شوند و پيوند ريشه اي بين آنها برقرار شود، در نگاه علامه اين اولين گام براي ايجاد يك جامعه متحد و بهم پيوسته است.(11)
البته انديشه و عقيده گزيدن منوط به قيدي است كه آن فرد صفت تفكر را داشته باشد، يعني هر تفكري كه خودش را لايق تفكر و آماده براي بحث و تحقيق مي داند، آزادي كامل براي فكر كردن در معارف دين و ژرف انديشي براي فهم و نظر در آن را مي بخشد.(12) ولي آنچه مهمتر از تفكر و متفكر است، مبناي آزادي عقيده مي باشد كه در نگاه علامه طباطبايي درباره عقيده، سه مطلب ذيل به عنوان اصل و مبنا مورد پذيرش قرار مي گيرد، اول آنكه عقيده به وسيله اراده و اختيار حاصل شود تا يك فضيلت محسوب شود و اصل در پذيرش عقيده نيز آن است كه ايجاد فضايل روحي و معنوي در درون انسان ايجاد كند، دوم آنكه عقيده و دلبستگي به آن بايد از قلمرو اجبار و فشار خارج باشد و سوم آنكه عقيده با تفكر و تعمق آزاد در اديان به دست آمده باشد، علامه معتقد است، مبناي اساسي اين نوع نگرش، در آيه شريفه «لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي»(13) نهفته است، اين آيه درباره فرزندان بعضي از مسلمانان كه به آيين يهود و مسيحيت گرويده و در تلاش وسيع بودند كه پدر و مادر خود را ترك گويند و با غيرمسلمانان از مكه و يا از مدينه خارج شوند و پدران و مادران آنان از پيامبر(ص) طلب كمك كردند كه پيامبر(ص) در پاسخ درخواست آنان اين آيه را قرائت نمود كه بر نفي اكراه و زور براي تحميل عقيده دلالت داشت.(14)
علامه بر اين باور است كه اعتقاد و ايمان از امور قلبي است و اكراه و اجبار بردار نيست و اعتقادات قلبي خود علل و اسباب جداگانه اي دارند و با فشار و اجبار جسمي محال است ايمان و باور قلبي در انسان پيدا شود و در تفسير آيه «لا اكراه في الدين» را چه به صورت گزاره خبري بدانيم و چه اينكه آن را گزاره انشايي بدانيم، اجباري در اعتقادات و باورها نيست، اگر آيه يك گزاره خبري باشد، در اين صورت بيان كننده يك واقعيت در جهان هستي و تكوين است و از آن حكم تكويني حكم ديني و تشريعي به دست مي آيد، مبني بر اينكه در دين و اعتقاد نبايد هيچ كس را مجبور كرد و اگر آن را يك حكم انشايي و تشريعي بدانيم كما اينكه دنباله آيه يعني «قد تبين الرشد من الغي» بر آن دلالت دارد، در اين صورت «لا اكراه في الدين» نهي مي كند از اينكه اعتقاد و ايمان با اجبار به كسي تحميل شود.(15)

آزادي بيان

بيان، يعني آنچه در ذهن داري به لفظ آوري و در قالب واژگان بيان كني، آيا از نظر آموزه هاي شيعه انسانها مجاز هستند مكنونات قلبي و ذهني خود را به راحتي بيان نمايند؟ و يا اينكه اين اجازه داده نخواهد شد؟ در هر دو صورت مميزه هاي آن دو چگونه خواهد بود؟ آزادي بيان را مي توان اين گونه تعريف كرد كه حق نشر افكار و عقايد خود را از طرق گوناگون بدون اينكه در نشر آنها موقوف به تحصيل اذن يا محكوم به سانسور باشد، آيا در نگاه علامه اين نوع آزادي بيان لحاظ شده است؟ ايشان از آيه «فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ...»(16) چنين استفاده مي كند كه آيه فوق آزادي بيان را تأييد مي كند، اما در باره آزادي انتخاب مؤمنان و عبادالله را به گزينش بهترين ملزم مي نمايد، البته الزام در آيه بر اساس فطرت الهي (هداهم الله) وعقل تفسير شده است، يعني انسانها بر اساس فطرت ذاتي و خدادادي و بر اساس عقل بهترين آرا را انتخاب مي كنند، علامه از اين آيه چنين استفاده مي كند كه انسانها آزاد هستند كه آزادانه تفكر بنمايند و درصدد كسب معارف ديني برآيند، آنگاه كه شبهه اي براي آنان ايجاد شد، لازم است شبهه خود را در بحث تحقيق و گفتگوي گروهي به قرآن عرضه نمايند و پاسخ را مطالبه كنند و در صورت حاصل نشدن نتيجه پاسخ مطلوب به پيامبر و يا كسي كه جانشين اوست (ائمه معصومين(ع)) عرضه نمايند و پاسخ بخواهند، علامه تأكيد مي كند، قبل از عرضه آن به قرآن و پيامبر و معصومين و يا اهل فن نبايد، در جامعه آن انديشه و فكر را اشاعه دهد، زيرا اشاعه و انتشار چنين افكار و عقايدي به اختلافي منجر مي شود كه اساس جامعه پايدار را به تباهي و نابودي مي كشاند.( 17)

پي نوشتها:

1. الميزان في تفسير القرآن«علامه طباطبايي». ج10. ص370
2. همان
3. همان
4. همان. ص 371
5. همان. ص 371 -372
6. همان. ص 373
7. آل عمران. 200
8. محمدحسين طباطبايي. الميزان في تفسير القرآن. ج 4. ص 91
9. همان
10. مرتضي مطهري. جهاد. انتشارات صدرا. تهران.1365. ص48
11. محمدحسين طباطبايي. الميزان في تفسير القرآن. ج 4. ص 91
12. همان.ص 92
13. بقره. 256
14. محمدحسين طباطبايي. پيشين. ج 2. ص 351
15. همان.ص 342
16. زمر.17- 18
17. محمدحسين طباطبايي. پيشين. ج4. ص 130-131

دکتر علی شیرخانی – روزنامه قدس – شماره 5728

 
ثبت نظر شما  
نام و نام خانوادگی
 
نشانی پست الکترونیکی
 
متن نظر شما
 
   

برای این مقاله هیچ نظری ثبت نشده






ارتباط با ما نقشه سایت اخبار ایران و جهان تاریخ و سیاست مهدویت علمی فرهنگی خانواده معارف اسلامی صفحه اصلی

پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©
صفحه اصلیارتباط با مانقشه سایتدرباره ما