مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
جوان امروز
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
•
مقالات
•
علمی و فرهنگی
•
فرهنگ واندیشه
تبلیغات در سایت
مقالات برتر
•
ازدواج و رضایت از زندگی
•
بحثهای اول زندگی
•
توصیه هایی برای بارداری...
•
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
•
چند توصیه براي مصرف و...
•
هاليوود و تروريسم
•
كدام جوان؟ كدام سينما؟
•
اثرات مهم درخت مسواک
•
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
•
خواص دارويي زيتون
•
نكاتي در باره چاي سبز
•
گلابي ضد كم خوني
•
دل نوشته هایی درباره...
•
دلت را به چه چيز بستهاي؟
•
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
•
وهابیّت و بهائیّت در...
•
دنیا در عصر ظهور
•
پاسخ به پرسشی درباره...
•
فواید گلاب
•
هدف از آفرینش جهان چیست
•
شبهاتي پيرامون ملاقات...
•
کشتارها در هنگامه ظهور
•
بررسی شبهات مهدویّت
•
مردان پرخاشگر تر از زنان...
•
من حق ندارم به همسرم...
دفعات نمایش: 77
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388
تأملى بر نظريه جهان مجازي
قسمت اول
بر فرض اعتقاد به عالم مجازى و مجاز به معناى فلسفى آن و نه مفهومى عرفى و عاميانه از آن چه به استدلال هاى فلسفه ممزوج به علم الاجتماع و چه با انگاره هاى روانشناسى از جمله بايستههاى مهم اين مرقومه است اينکه عالم مجازى بر فرض وجود چه ويژگيها و شاخصههايى را براى شناسايى خود ايجاد نموده است. البته مهم و ضرورى مىنمايد. اما ضرورت کنکاش براى بررسى نطفه وجودى او قبل از هر پژوهشى اوليتر ميباشد.
ميل عينيت بخشيدن و تجسم دادن به مفاهيم ذهنى و قابل درک و ارائه دادن آن به عموم به هر انگيزهاى که باشد. شايد مهمترين عامل تولد انواع هنرها در طول حيات اجتماعى آدميان و حتى قبل از مدنيت و زندگى اجتماعى آدمى ميباشد. آنچنان که انتروپولوژيستها نقاشى و روايتگرى انسانهاى اوليه بر ديوارهاى غارها را با حيات آدمى برابر درونيات و پندارها و مفاهيم ذهنى انسان بدانيم تاريخ آن به 35000 تا 9000 هزار سال قبل از ميلاد مسيح(ص) مىرسد. بنابراين دغدغه تجلى دادن و قابل فهم کردن پندارها و درونيات انسان سير تحول ارتباطات انسانى را متغير ساخته است. اما نياز آدمى به خلق و افزايش گستره وجودى خويش زمينه ساز و بستره آفرين رب النوعهايى با ويژگيهاى انسانى گرديده است. چنانچه اين ميل اگر به خودباورى انسان ناظر نبود به خلق رب النوعهايى از جنس جماد و حيوان انجاميد. و با فصل خودباورى او به تولد سوپر منها و رب النوعهايى با ويژگيهاى انسانى انجاميد و آنها به تقويت قواى ضعيف آدمى آمدند.
مسنمر نمودن نيروهاى طبيعت، قدرت استيلاى بر جهان از جمله آرزوهاى انسان ناکام بوده و مىباشد. که البته با خلق شخصيتهاى ويژه به تسکين اين آرزوى دست نيافتنى پرداخت.اما هرچه از خلق و تنوع بخشيدن بيشتر به چنين قهرمانانى مىگذشت حس دروغ انگاشتن و غير واقعى دانستن چنين مسکّنى براى آدمى بيشتر جلوه مىنمود.پس فصل زايش ابرمردها و قهرمانان اسطورهاى به پايان رسيد و زمستان دردآلودِ نياز آدمى آغاز گرديد. مرهمى بايد تا به تسکين اين نياز پاسخى جانانه دهد.بسط قوا و حواس فيزيکى و حتى ادراکى آدمى آن را بر آن داشت تا با تکنولوژى به آرزوى آن قدرت رويايى دست يازد، رسانهِ از جنس تکنولوژى در هم دميده شده در يکديگر به تولّدى جديد دست يازيدند، مولود رسانهِ مدرنى شد براى برترى و پاسخگويى به قدرت رويايى دست نايافته آدمى در پهنه اسطوره ها و رب النوعها هر چند تکنولوژى به نوبه خود مسکّنى بود موقتى براى قدرت بخشيدن و ارضاء ميل استيلاى آدمى بر طبيعت و حتى انسانهاى ديگر لاکن براى دست يافتن به آرزوهاى بلند و تماميت خواه آدمى تکنولوژى با همهِ سرعت خارقالعادهاى که داشت اما هنوز درمانده و ناتوان مينمود.
اگر باور و ايمان به قهرمانان دست ساخته آدمى به شک و آنگاه به رد آنان منتهى شد و حتى تکنولوژى نيز نتوانست پاسخى کامل به اين نياز دهد اما اين بار به ابزارى براى تصور چنين قهرمانانى دست يافته بود. (کتاب، تلويزيون - سينما - تئاتر و...)
هر چند سائلى به مناقشه بر اصل کارکردى اطلاعرسانى رسانهها برآيد. با قبول فرض او سوال را به علت ايجاد اطلاعرسانى بازگشت مىدهيم و پرواضح است که البته آگاهى اگر هزار دليل و خاصيت داشته باشد رکن رکين دلايل و خواصش برترى دادن و استيلاء بخشيدن انسان است.
جان نباشد جز خبر در آزمونهر که را افزون خبر جانش فزونج—ان انس—ان ز حيوان بيشتراز چه روى چون بيشتر دارد خبراما قهرمانان کارخانه صورتگر رسانه نيز برچسب زمان و تاريخ مصرف به خود گرفت حتى براى تازه ماندن و باقى بودن به کرات ديگر نيز سفر کرد، زمين را تخريب کرد، نجات داد و يا حتى از انهدام عالم و کهکشان راه شيرى نيز جلوگيرى نمود اما تو گويى فصل سوپرمنها )Superman(و بدمنها )badman( به پايان رسيده بود. اما آنچه باقى ماند و حتى کارآزمودهتر شده بود ابزار توليد بود. رسانه به عنوان عامل مهم خلق و عينيت بخشيدن و يا نابود کردن اين بار ماهرتر و متخصصتر جلوهنمايى مىکرد. اما اينبار آفرينش کدامين؟!
تنوع بخشيدن در روايت جلوههاى مختلف زندگى آدمى با حذفها و اضافهها با سفيد کردن و سياه نمودنها، پردازش و اغراق، همه و همه از جمله مصالح رسانه براى ادامه حيات خود بوده و هست. اما براى ذهن خودآگاه مصرف کنندگان رسانه بديهى و پرواضح است که سرانجام اين درون مايه نيز يا تراژدى است يا پايانى خوش.
با علم بر اينکه کدامين انگيزه و کدامين نشئه او را به ادامه زندگى با رسانه ترغيب مىکند.اين سوالى بس مهم براى انديشيدن در عالم مجازى رسانه است.مصرف کننده رسانه با علم و آگاهى کافى از سرانجام قهرمانان و موضوعات رسانهاى همچنان در نشئه رسانه سر به آستان مصرف کنندگى خود مىسايد.توگويى در عالمى ديگر زيست مىکند و گمگشته خود را و پاسخ به نياز خود را در عالمى ديگر مىيابد.
عالم مجازي
گفتيم مجاز و مگرنه اينکه شأن رسانه يا روايت واقع است و يا آنچه در واقع نيست و چون به پرده رسانه مىرسد مجازش مىخوانند.براى روايت واقع از ادبيات محاکاتى خود مدد جست و با هر ميزان نسبت واقع و محاکات آن به روايتگرى واقع پرداخت و براى روايت خيال (به معناى عرفى آن) از سمبلها و نمادها و قراردادها با اضافه کردنها و حذف نمودنها پرداخت. اما آنچه پراهميت مىنمود نسبت اين دو نوع روايت رسانه بود در نوع اول روايتگرى رسانه آيا تصوير واقع همان واقع بود؟ بىشک آنچه رسانه به بيان آن مىپرداخت نه واقعيت صرف بود و نه دلالت بر آن واقع نمىکرد نه مىتوانست عريان به محاکات واقع بپردازد و نه نسبت و ارتباط خود را با واقع از دست بدهد. براى مثال عکس شما نه تمام واقعيت شماست و نه مىتوان گفت که عکس شما با واقعيت شما بىنسبت است.اتفاقى افتاده بود که منتهى به برزخى مىگشت براى داورى کردن.
بگذاريد از منظرى ديگر به قضيه نگاه کنيم و بازگشت به اين موضوع را در صفحه هاى آتى دنبال خواهيم کرد.بارها و بارها همزمان با تاريخ روايتگرى رسانه مدرن، رسانه آنچه در چنته داشت به پرده درآورده بود ولى انسان سيرى ناپذير هنوز تشنه و خواهشمند با علم به سرانجام روايتهاى راوي، سرگشته عالمى ديگر در اعتياد راوى يا روايت؟روايت را که ميدانست اما راوى خود بحث ديگرى بود.ذهن آگاه و آشناى مخاطب با راوى (رسانه) چگونه به نفس روايتگرى او مشتاق مىگردد و درحالىکه عناصر روايتگرى را مىشناسد و حتى به آنان بىاعتماد است. لاجرم ارتباط خود را نه تنها با او ضعيف نمىکند که در سوداى همجوارى و زيستن بيشتر با او به سر مىبرد و يا شايد بهتر باشد اينگونه بگوييم راوى چگونه روايت مىکند که مخاظب خود را به نشئه و خمار هم زيستى با خود ترغيب مىنمايد؟
تصوير
اگر رسانهها را تجزيه کنيم اعم از راديو - تلويزيون - سينما، تئاتر، کتاب و... عنصر تصوير و تصويرگرى به حسب نوع رسانه از جمله عناصر برجسته تشکيل دهنده رسانه است. بنابراين بررسى اين امر لاجرم غير قابل اجتناب مىباشد. و البته تصوير براى مثال از نوع نمايشى آن براى حيات خود و جلوه نمودن در بستره فضا معنا مييابد.
“هرگاه امروز صحبت از فضا مىشود چه فضاى مستقيم فيزيک نيوتونى مطرح باشد چه فضاى منحنى فيزيک، مقصود صرفاً همان عالم زمان و مکان مادى است که با واقعيت يکى دانسته مىشود. امروزه در غرب ديگر تصورى از فضا و مکان (غير مادي) و غير جسماني) وجود ندارد و اگر نيز سخنى از چنين فضايى پيش آيد آن را نتيجه توهم بشرى دانسته و براى آن جنبه وجودى قائل نيستند. ديگر تصور فلسفه اروپايى از واقعيت جايى براى فضايى واقعى لاکن غيرمادى لباقى نگذاشته است. ولى درست با يک چنين فضايى است که هنر تمدنهاى دينى به طور کلى و مخصوصاً هنر ايرانى به منظور نمايان ساختن فضايى که غير از فضاى عادى عالم ما دى و جسمانى محسوس است. و هدف هنرى که اصالت معنوى دارد همان نشان دادن اين فضا از طريق رمز و تمثيل و روشهاى خاص اين هنر است. بايد انفصالى بين فضا و فضايى که بشر به آن خو گرفته و در زندگى روزانه خود آن را تجربه مىکند وجود داشته باشد. اگر در تصوير فضا اتصال و پيوستگى بين اين دو نوع فضا يعنى فضاى عادى و فضاى عالم ملکوت که آن نيز عالمى است واقعى لکن غير مادى وجود داشته باشد نمودار ساختن بعد تعالى فضاى دومى غير ممکن مىگردد و ديگر نمىتوان توسط همين آب و رنگ و شکل و صورت که در دست نقاش است انسان را از فضاى عادى به بعد متعالى و فضايى ملکوتى ارشاد کرد”
“مينياتور ايرانى نيز مبتنى بر تقسيم بندى منفصل فضاى دو بعدى تصوير است زيرا فقط به اين نحو مى توان هر افقى از فضاى دو بعدى مينياتور را مظهر مرتبه اى از وجود و نيز از جهتى ديگر مرتبه اى از عقل و آگاهى دانست و حتى در آن مينياتورهايى که فضاى طبيعى سه بعدى اطرافش متمايز نشده است و بنابراين، فضا خود نمودار فضاى عالمى ديگر است”
“همچنين هنر اسلامى و (مينياتور اسلامي) هيچگاه نکوشيد به طبيعت دو بعدى سطح کاغذ خيانت کرده به طريقى آن را سه بعدى نمايان سازد چنانکه با به کار بردن قواعد علم مناظر مصنوعى (تصوير به معناى کنونى آن چه نقاشى - سينما و ادبيات) يا آنچه به لاتين آن را Perspectira arfificialis مينامند در مقابل - Perspectira natualis هندسه اقليدسي، هنر دوره رنسانس و دوران انحطاط هنر مينياتور ايرانى سطح دو بعدى را کاغذ سه بعدى مىنماياند —“ با پيروى کامل از مفهوم منفصل و گسسته از فضا مينياتور ايرانى توانست سطح دو بعدى مينياتور را مبدل به تصورى از مراتب وجود سازد و موفق شد بيننده را از افق حيات عادى و وجود مادى و وجدان روزانه خود به مرتبه اى عاليتر از وجود و آگاهى ارتقاء دهد و او را متوجه جهانى سازد مافوق اين جهان جسمانى لکن داراى زمان و مکان و رنگها و اشکال خاص خود جهانى که در آن حوادث رخ مىدهد لکن نه به نحوهاى مادي. همين جهان است که حکماى اسلامى و مخصوصاً ايرانى آن را عالم خيال و مثال و يا عالم صور معلقه خواندهاند در واقع مينياتور تصوير عالم خيال است به معنى فلسفى آن و رنگها غير واقعى يعنى غير از آنچه که در عالم جسمانى محسوس است و احتراز از نشان دادن دورنماهاى سه بعدى همان اشاره به تصوير عالمى است غير از عالم سه بعدى مادى که ظاهر بينان ممکن است تصور کنند.”
“مينياتور ايرانى داراى حرکت است از افقى به افق ديگر بين فضاى دو بعدى و سه بعدى لکن هيچگاه اين حرکت منجر به فضاى سه بعدى محض نمىشود زيرا اگر چنين مىبود مينياتور از عالم ملکوت سقوط کرده و مبدل به تصوير عالم ملک مىشد و جز تکرار پديدههاى طبيعت به نحوى ناقص چيزى نمىبود و گرفتار آن نوع گرايش به تکرار صورت طبيعت يا ناتورئاليسم مىگرديد که اسلام آن را منع کرده است و هنر اسلامى همواره از آن دورى جسته است.”
اما آنچه در طبيعت تصوير، شکل و فرم در رسانه امروزى اتفاق مىافتد جهانى ديگر و توگويى با ادبياتى ديگر است. اگر نطفه تقدس زدايى از دوران رنسانس به بعد با محو نمودن هاله مقدس سرمسيح و به تصوير کشيدن بى پرواى مريم مقدس مانند يک زن عادى در دوران رنسانس بسته شد اوج چنين جريانى را مىتوان در تصويرگرى رسانه امروز شاهد بود.رسانه امروزى براى روايتگرى خود به شيوهاى دست يازيده که منتهى به تولد فضايى از جنس ديگرى گرديده و نه مىتوان معادل چنين فضايى را در عالم خارج جستجو کرد و نه در عالم معنا.
ادبيات نيز لجام گسيخته آنچنان مىرود که توگويى آسمان و زمينش تنها در بعد مسافت اختلاف دارند. فرم و شيوه روايتگرى آن ديگر نه تنها دغدغه نظاممندى و وزن کلمات را ندارند که توگويى مىتوان تنها با ارتباط مندى ساختار کلى روايت از هرچى تجلى و ظهور منظور نگارنده را مىرساند بهره جست. آنچنان کلمات در فرم به وضعيت جديدى آرايش مىيابند که مىتوانى حتى “روى ماه خداوند را نيز ببوسي”
ادبيات امروز با تصوير سازى از واقعيت و نه با دغدغه و پرواى نمايش واقعيت محض بلکه صرفاً ارائه تصوير از واقعيت به ارتباط رسانى خود مىپردازد.اهميت عالم واقع در زبان و فرم ادبيات همان قدر ضرورى است که برداشت ذهنى مخاطب از يک اثر. طبيعى است که آنچه اين ميانه قربانگاه روايتگرى صرف مىگردد هم واقعيت است و هم ذهن واقعيت ياب مخاطب و آنچه بر تخت سلطنت مىرسد صرفاً شيوه ارائه و روايتگرى است. چرا که تصوير واقعيت با انگارههاى ذهنى تک تک مخاطبان رقم مىخورد و مخاطب نه در تشويق زيستن در فطرت خود که مدعو زندگى در فضاى ميان واقعيت و شيوه ارائه واقعيت مىگردد همچنين فراخوانده زندگى کردن در حال مىشود و اين چنين به مراتب تغيير احوال و تفسير او از اثر نيز متفاوت مىگردد.
بعد سوم در رسانه امروز نه دلالت بر عالمى ديگر دارد که رازگشاى تمام واقعيت اثر است، اگر در مينياتور ايرانى فقدان پرسپکيتو اشارتى بود بر وجود ارتباط عالم معنى با اثر در رسانه امروز حضور پرسپکيتو به معناى قطع ارتباط با هر عالمى ديگر غير از عالم واقع است و حتى خوشبينانه است اگر گمان بريم که برداشت مخاطب از عالم واقع بعد سوم تصوير را ميسازد که اگر چنين بود کوبيسم تصويرگر واقع برداشت شده از عالم خارج بود و البته پرواضح است که چنين نيست و لاجرم شروعى بود براى هنر مدرن.
بعدها دغدغه انتزاعى نمودن تصورات ذهنى انسان ازواقع به افول گراييد و آنچه مسئله او گرديد نه روايت واقع که فقط شيوه روايى محض بود. صدها مکتب تولد يافت اما نه براى بيان محتواى متفاوت که براى توليد شيوههاى بيانى متفاوت و رفته رفته شيوه روايت خود اصالت يافت و در تدارک معنايى براى قامت هزار تکه خود برآمد.
معناى نبود جز قبول بى معنايي، اگر تا به حال شيوه روايت در خدمت بيان معنايى خاص مىبود و با تفاوت معنى شيوه روايت نيز متفاوت مىگشت اين بار در هزار توى شيوههاى روايى چگونه مىتوانستيم متعهد به معنايى واحد مىگشتيم جز آنکه هزار توى بيان را در معنايى واحد خلاصه کنيم و آن نبود جز پذيرش اصل اين واقعيت که شيوههاى روايى متفاوت خود شيوهايى است واحد با نام واقعيت بىمعنا يا اصطلاحاً مجاز.
اتفاق مهمى که در رنسانس بر سر هنر، فلسفه، علم و دين افتاد کمى متأخر بر رسانه نيز جارى گرديد. رسانه اوليه، مسئول و متعهد در پى بيان انديشهها و محتواى اثر بود و آنچه برايش در اولويت قرار داشت روايت بود. اما رفته رفته دغدغه شيوه روايت خود شکوه راوى را مهمتر از نفس روايت جلوه داد و اينکه چرا اينگونه شد به مسئله مهم پيشين باز مىگردد. اگر عدم پرسپکتيو در مينياتور ايرانى واگو کننده بعد روحانى و معنوى اثر بود. خلق پرسپکتيو و استفاده از آن در تصويرى کردن موضوعات به معناى در دسترس کردن و راززدايى و معنويت زدايى اثرها بود و به پرده کشيدن تمام حقيقت اثر و حال آنکه اين مسئله چنان بود که بايد مىپذيرفتيم و نه آنکه منطقاً بپذيريم.
آنچه رسانه امروزين براى آرايش خويش بر مىگزيند جلوهنمايى و نمايش از تمام اعماق هستى اثر است. از ابعاد وجود فيزيکى اثر گرفته تا حالتها و شيوه تهيه يک اثر (پشت صحنه) چنانچه در روايت يک اثر تمام ابعاد فيزيکى و مريى آن اثر به عنوان تمام واقعيت اثر معرفى مىگردد منطقى خواهد بود اگر فکر کنيم که آنچه رويت نمىشود وجود هم نخواهد داشت و آنچه مريى است تمام هستى اثر است.
محتواى بيرون آمدن از چينش فرم دو وسيله براى ارائه رسانه. محتوا اگر هزاران هزار جلوه داشت يک چيز بيشتر نبود و آن همان بود که در کودکى به مخاطب گفته بودند، ديده بود و درک کرده بود. زشت، زيبا، خوبي، بدي، سياهي، سفيدي، تلخي، شيريني، وصل، هجران و... اما تصوير تماميت خواه که تاج رسالت بيان همه اثر را بر سر خود نهاده بود اين بار در عرصه روايت جولان و تاخت بى سابقهاى يافت. اين نکته البته نه به معناى فرماليسم و اصالت شکل در اثر باشد بلکه فراتر ميگويد مخاطب در مواجه با اثر رسانه مبهوت از نوع چينش اجزاء به محتواى برخواسته از چينش دست مييازد و نه محتوايى جدا و فراتر از فرم.
تصوير خود واقعيت گرديد. آنچنان که ارتباط اثر را با معنويت و محکى بودن اثر را از عالم ديگر چون رنسانس ذبح کرده بودند.
اميد واضحى آشتيانى --روزنامه رسالت
اخبار علمی و فرهنگی
• «جهان بيني توحيدي» به زبان روسی منتشر شد
• با استفاده از فناوری نانو از حرکات بدن برق تولید شد
• چهرههاي ماندگار برتر در اصفهان توسط رئیس جمهور تقدیر شدند
• تصويربرداري سريال «قهوه تلخ»ادامه دارد و توقیفی در کار نیست
• فرجالله سلحشور به كارشناس و شاكي پرونده يوسف پيامبر (ع)...
• یک تهیه کننده از هنرپیشه معروف سینما شکایت کرد!
• سينماي ايران در برنامه "رو به فردا" نقد شد+متن
• ایران عضو اتحاديه جهاني خلاء شد
عنوان شاخه ها
کوتاه و خواندنی
مضمون سینمابایددرجهت اصلاح کشوروجامعه باشد.
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©