مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
مقالات
آموزشگاه رایانه
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
اخبار ایران و جهان
بانک سوال و جواب
دانلود نرم افزار
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
•
مقالات
•
علمی و فرهنگی
•
فرهنگ واندیشه
تبلیغات در سایت
مقالات برتر
•
ازدواج و رضایت از زندگی
•
بحثهای اول زندگی
•
توصیه هایی برای بارداری...
•
فاطمه زهراء درکلام محمّد...
•
چند توصیه براي مصرف و...
•
هاليوود و تروريسم
•
كدام جوان؟ كدام سينما؟
•
اثرات مهم درخت مسواک
•
جنگ عليه سرطان با سبزيجات
•
خواص دارويي زيتون
•
نكاتي در باره چاي سبز
•
گلابي ضد كم خوني
•
دل نوشته هایی درباره...
•
دلت را به چه چيز بستهاي؟
•
انقلاب مهدي(عج) و نزول...
•
وهابیّت و بهائیّت در...
•
دنیا در عصر ظهور
•
پاسخ به پرسشی درباره...
•
فواید گلاب
•
هدف از آفرینش جهان چیست
•
شبهاتي پيرامون ملاقات...
•
کشتارها در هنگامه ظهور
•
بررسی شبهات مهدویّت
•
مردان پرخاشگر تر از زنان...
•
من حق ندارم به همسرم...
دفعات نمایش: 52
دوشنبه 21 اردیبهشت 1388
زبان مشترك درطول تاريخ
فرهنگ جهان امروز حاصل تجارت همه انسان ها، اقوام، ملل و مذاهب گوناگون است كه هركدام تلاش داشتند وحدت انساني را در قلمرو زميني جهان، جامه عمل بپوشانند. دانش مادي و معنوي انسان امروز، حاصل تلاش كليه ساكنان كره خاكي در طول هزاران سالي كه انسان بر روي زمين زيسته است. جدا از قلمرو مذهب كه براي سير و تحويل و تكامل انسان، زبان ويژه اي دارد؛ انسان از زماني كه انديشيدن و ابزارسازي را در دومين دوره دوران چهارم زمين شناسي شروع كرد ابتدا براي شناخت خود و دنياي پيرامون دچار مشكل بود و سعي كرد براي مسايل دروني و بيروني خود راه حلهايي را ارائه دهد.
مجموعه پاسخ هاي انسان، هستي شناسي آغازين وي را تشكيل مي دهد. اساسي ترين اسطوره هاي زندگي انسان در دوره هستي شناسي آغازين به مرحله اي از زندگي انسان بازمي گردد كه گروه هاي انساني تلاش مي كردند براي شناخت درون و پيرامون خود انديشه كنند و براي سؤالات خود پاسخ هايي بيابند و همين پاسخ ها هستي شناسي آنها را تشكيل مي داد. يقينا دراين هستي شناسي حوادث اصلي زندگي انسان مانند تولد، حيات، مرگ و پديده هاي طبيعي مانند ماه، خورشيد، آب، جانوران و گياهان جايگاه ويژه اي را كسب كردند. انسان براي اين پديده ها سعي كرد پاسخ هايي بيابد. درآغاز كوشيد انديشه هاي خود را در قالب تصوير و حجم ارائه دهد. از اين نظر است كه در تمامي فرهنگ هاي پيش از تاريخ و دوران تاريخي مي توان تصورات و ديدگاه هاي انساني را بازشناخت. در واقع بشر از همان آغاز دريافت كه تصوير، رساترين، و ملموس ترين زبان ارتباط و گفتگو است و سعي كرد اين زبان را به صورت نقش آثار مكتوب سازد. به همين دليل است كه در دوره نوسنگي بر روي تنها آثار باقيمانده، يعني سفال ها، بسياري از تصاويري كه امروز جنبه نمادين به خود گرفته اند را مشاهده مي كنيم. درواقع تصوير گوياترين و قابل فهم ترين زبان موجود درآن زمان بود. اين زبان به دليل نبودن مرزبندي هاي سياسي از طريق مهاجرت ها و... از محلي به محلي رفت و مانند يك زبان بين المللي عمل كرد. انسان هاي دوره نوسنگي اساسي ترين مفاهيم را در قالب ساده و قابل فهم ارائه مي دادند و همين سادگي و بي پـيرايگي بود كه در اعتلاي اين زبان موثر واقع شد. نگاهي به نقش نگاري هاي دوره نوسنگي در تمامي سه قاره قديم، وجود اشتراك فراوان را نشان مي دهد. دركنار اين زبان تصويري، ادبيات غيرنوشتاري نيز به همراه آنها جابجا و نقل مي شد.
بعد از آنكه در آغاز هزاره سوم ق.م حكومت ها در آسياي جنوب غربي به وجود آمدند، اين حكومت ها در كنار ادبيات نوشتاري از زبان بصري نيز سود فراوان بردند. با گسترش جوامع انساني و توسعه قلمرو حكومتها، جريان انديشه ها و آرمان ها ازطريق اشكال بصري عموميت بيشتري يافت. به گونه اي كه جوامع مختلف بدون آگاهي از حكومتها، ازطريق تصوير و نقش با فرهنگ و تمدن همديگر آشنا مي شدند. اين زبان به دليل صراحت و گويايي زياد مقبوليت مي يافت و به همين دليل است كه درجاي جاي آثار باقيمانده از اقوام و ملل قديم مي توان حاصل همه تجربه انسانها را يافت.
از ميان تصاوير، آنها كه جنبه نمادين دارند، نقش مهمي را در زندگي اقوام و ملل جهان داشته اند. در پشت يك تصوير ساده از اشكال نمادين، جهاني از آرزوها و خواسته ها نهفته بود و انسانها از طريق زباني خاموش عالي ترين مفاهيم را دريافت مي كردند. در دنياي قديم ميان انسانها، خيالپردازي، پرورش تصورات ذهني و برقراري يك رابطه ميان مفاهيم معنوي به طبيعت و موجودات اشياء مادي بسيار رايج تر از امروز بود و ذهن آنها همواره مي كوشيد تا يك ارتباط منطقي ميان اجرام آسماني، عناصر طبيعي و جانوران كشف نمايد تا از اين رابطه براي بيان اعتقادات و ايمان خود مدد گيرد. آنان همواره براي موجودات آسماني و زميني قائل به يك روح بوده و خدايان بيشماري عرصه زندگي آنان را درخود احاطه كرده بودند.
يكي از نتايج روحي تمدن، شكل گيري نوعي انديشه به روايت ديداري و شنيداري و نوشتاري است. تمدن براي بيان افكار و انديشه ذهني خود از مكانيزم هاي مختلف استفاده مي كند، كه يكي از آنها زبان نماد و اسطوره است. درواقع، آن انسانها بخشي از افكارشان را درقالب نمادسازي ها به نسل هاي بعدي منتقل مي كردند. و اين نشان ها به عنوان پشتوانه يك فرهنگ به صورت رمز و اسطوره و دانش قومي درآمدند.
تاريخ نماد نشان مي دهد كه هر موضوعي مي تواند ارزش نمادين پيدا كند، چه شيء طبيعي باشد (مانند جانوران، درختان، گلها، فلزات، رودخانه ها، كوهها و سيارات، آتش و غيره) چه امري مجرد مانند (اشكال هندسي- اعداد- عقايد و غيره)
نماد تجلي يا نمايشي است كه انديشه و تصوير يا حالتي عاطفي را به حكم تشابه يا هرگونه نسبت و رابطه اي، چه واضح و بديهي و چه قراردادي، تذكر مي دهد. نماد در معناي عام، عبارت است از بازنمايي ادبي يا هنري صفتي يا وضعيتي با وساطت يك نشانه. نماد بسي بيش از يك علامت ساده است، نماد در وراي معني جاي دارد، و تفسيري مختص به خود دارد، كه لازمه اين تفسير دارابودن نوعي قريحه است. نماد سرشار است از تاثيرگذاري و پويايي. نماد براي بيان معني، نه تنها به شيوه اي خاص، با حجابي آن را مي پوشاند، بلكه باز هم به شيوه اي خاص حجاب را كنار مي زند.
اسطورها، با تقدم و تاخري داستاني، همين الگوهاي ازلي نمودارها و نمادها هستند، كه در مجموعه ها، حماسه ها، روايات، داستان هاي پيدايش، پيدايش كيهان، هرم خدايان و افسانه غول ها ارائه مي شوند، و روندي برخلاف خردگرايي دارند.
اسطوره به تئاتر نماديني مي ماند كه از مبارزه اي دروني و بيروني به وجود آمده باشد. در وراي تصاوير پرحركت، اسطوره امكان مي دهد، تا الواح اين ارتباط هاي ثابت و بدون تغيير، يعني ساختارها را كشف كنيم. اما اين ساختارها كه از نمادها جان گرفته اند، ايستا نمي مانند. پويايي آنها ممكن است، دو جهت مختلف به خود گيرد. يكي جهت هم ذات شدن با خدايان و قهرمانان اساطيري و ديگر، جهت يكپارچگي ارزش هاي نمادين.
به تدريج نماد از علامات حرف جدا شده و به مجموعه اي عظيم از تصاوير خيالي، الگوهاي ازلي، اسطوره ها و ساختارها جان بخشيد. و افسانه و اسطوره در كنار نمادها، به عنوان جلوه اي از فرهنگ، با خلاقيت قومي رابطه اي مستقيم پيدا كرد.
دانسته هاي ما درباره سمبوليسم اساطيري، از نسل هاي گذشته بيشتر است زيرا در زمان هاي پيش، مردم درباره سمبول هاي خود فكر نمي كردند، با آنها مي زيستند و به طور ناخودآگاه از معني آنها تهييج مي شدند. آنها نسبت به انگيزه ها و فكر خود درباره اعمال خويش، ناخودآگاه تر بودند. بعضي نمادها در فرهنگ هاي باستاني مشترك بودند، بعضي به طريقي به فرهنگ ها منتقل شدند و بعضي از يكديگر تاثير گرفتند.
به طور كلي اصول و علل واقعي برخورد تمدن ها و فرهنگ ها و انديشه ها و همچنين تاثيرپذيري ها و تاثيرگيري ها منجر مي شود، شامل، ارتباطات و راههاي ارتباطي، مهاجرت ها، جنگ ها، بازرگاني، اديان، عامل شناخت اقليم، اوضاع جوي، شناخت درياها، و همينطور نياز و كنجكاوي بشر براي بهتر زيستن و بهتر آموختن است.
از روي مدارك به دست آمده از غارهاي عصر ديرينه سنگي، چنين بر مي آيد كه انسان همواره مي كوشيده با توسل به جادوي تصوير بر محيط و طبيعت پيرامون خويش مسلط شود. همزمان با ظهور تمدن ها و آغاز تاريخ مدون، جادوي كهن جاي خود را به دين خدايان نيكخواه و بدخواه داد كه تجسمي از نيروهاي طبيعت بودند. اين نيروها داراي علامات و نشانه هايي شدند كه در وراي هر كدام باورهايي وجود داشت. انسان هاي قديم با اين باورها و سمبل ها زندگي مي كردند، و از طريق ارتباطات و... كه تأثيرپذيري و تأثيرگيري از همديگر را به همراه داشت، نمادها و انديشه هاي نمادين خود را نيز به يكديگر منتقل مي كردند. بعضي از نشان ها به همراه انديشه اصلي آن نماد منتقل شده و بعضي ديگر بدون توجه به نقش آن نماد به فرهنگ هاي ديگر منتقل شده و تغييراتي ظاهري و فكري داده است.
گفتگوي تمدن ها كه به پيشنهاد ايران عنوان سال 2001 قرار گرفته، در اعصار گذشته نيز با وجود كمبود راه ها و وسايل ارتباطي از طريق همين برخوردها وجود داشته است. انسان هاي فرهيخته ايام ديرين با مهاجرت ها، انتقال سينه به سينه و ضبط و ثبت آثار خود با وسايلي هر چند ابتدايي اشاعه و تبادل فرهنگ ها را به خوبي به انجام مي رساندند. در هر دوره عليرغم مرزبندي ها، جنگ ها، دشمني ها و سعي در حفظ زبان و فرهنگ و مليت، باز تبادل تمدن و فرهنگ راه خود را مي پيموده است. گفتگوي تمدن ها چه پنهان و چه آشكار در ميان قوم ها و ملت هاي مختلف، همچون حركت رودخانه كه مرز نمي شناسد از ديرباز جاري بوده است.
اگرچه امروز نمادها جنبه رمز و راز يافته اند و انسان امروزي به دليل تغيير روش آموزش، دريافت درستي از آنها در ندارد، با اين همه تلاش مي كند از اين زبان آگاهي يابد. بعد از آنكه هنر از زندگي روزمره مردم به موزه ها و مراكز آموزشي راه يافت و دنياي صنعتگر از هنرمند جدا شد، اين زبان نيز به تدريج تأثير خود را از دست داد. اما در دنياي باستان نمادها كه در قالب اشكال و احجام بيان مي شدند، گوياترين زبان ها بوده اند و اين زبان ها از طريق ارتباطات همچون مهاجرت، تجارت، راههاي ارتباطي، اديان و... از محلي به محلي رفت و منجر به برخورد انديشه ها و فرهنگ ها و تمدن ها شد و يك زبان بين المللي را در روزگاران كهن رواج داد.
امروزه در دوره اي كه اصطلاحاً به آن «پست مدرنيسم» مي گوييم، انسان متمدن سعي دارد اسطوره هاي از ياد رفته را بازسازي كند و در همين راستا است كه موضوع هنر بين المللي مطرح مي شود. بشر امروزي تلاش مي كند بوسيله هنر بين المللي زباني بيابد كه براي تمام جوامع جهاني با درجات مختلف فرهنگي و قوميت ها و نژادهاي گوناگون قابل فهم باشد. به اين دليل است كه هنر بين المللي تلاش مي دارد هنري عرضه دارد كه آئينه تمام نماي تمامي انديشه ها و خصلت هاي مردمان جهان باشد، در واقع اين تجديد اسطوره و نمادهاي گذشته است.
سالومه حسابي
اخبار علمی و فرهنگی
• «عمو پورنگ» از لحظه تحويل سال 89 به شبكه دو ميآيد
• تازههاي دنياي فناوري؛چاپگر جديد با جوهر 200 ساله
• جدیدترین اثر آیت الله جوادی آملی منتشر شد
• انتقادیک مرجع تقلید از ساخت فيلم"زمهرير"
• نگاهي به آراي فقهي و فتاواي محمد سيد طنطاوي
• علت عقبماندگي علوم انساني فراهم نكردن زيرساختهاي بنيادين
• توضیحات الناز شاکردوست در باره خبر ازدواجش با علیرضاحقیقی
• افتتاح خط تولید موشک کروز نصر به روایت تصویر
عنوان شاخه ها
کوتاه و خواندنی
هنر حقیقی بسیار فاخر وعطیه ای از جانب پروردگار است که مانند هرموهبت دیگر الهی ، مسئولیت ها وتکالیفی رابرای صاحب آن به همراه می آورد .
ارتباط با ما
نقشه سایت
اخبار ایران و جهان
تاریخ و سیاست
مهدویت
علمی فرهنگی
خانواده
معارف اسلامی
صفحه اصلی
پرتال فرهنگی اطلاع رسانی نور
copyright 2007 Noorportal.net All Right Reserved ©